𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️
201 subscribers
674 photos
12 videos
تــــــکرار مــی کنـــــــم
دوســتت داشتــنت را
در زوایایِ هــــزار آییــنه
مـــکرر مــی بوســمت
پایـدار می خواهــــــمت
تـــــــو شــیرین ترین
تـکرارِ زندگـی منــی ...!!!

@ASHEGANEHA_Z

https://t.me/+5ORNf90x5LxjMWM0

تاسیس : 26 ° 5 ° 1405
Download Telegram
تو را دیدم! نمیدانم! تو بودی یا که من بودم؟
میان باد مویت بود! یا من بی‌وطن بودم؟ ....

زمان مویت نبود ای زن، زمان کوتاه بود و من
ندزدیدم نگاه از راه اگرچه راهزن بودم .....

زمین قرمز هوا قرمز غریب و آشنا قرمز ...
لبالب بودی از لبخند و من خونین‌بدن بودم

سراسر چشم بودم روی ابروهایت افتادم
سوار مادیان‌های سیاه ترکمن بودم ......

زمستان‌خو.. الا کولاک‌بانو.. روسری‌برفی .....
چنان گرگی به سویت می‌دویدم.. شعله‌تن بودم

من آنقدری که مغرورم نمی‌فهمم حسودی را
ولی تا دیدمت گفتم چه می‌شد پیرهن بودم

کسی در چشم هایم نیست نه..حتی در آیینه
تو را دیدم! نمی‌دانم! تو بودی یا که من بودم


#علی_فرزانه_موحد


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست ...
هر که ما را این نصیحت می‌کند بی‌حاصلست

یار زیبا گر هزارت وحشت از وی در دلست
بامدادان روی او دیدن صباح مقبلست ....

آن که در چاه زنخدانش دل بیچارگان ....
چون ملک محبوس در زندان چاه بابلست

پیش از این من دعوی پرهیزگاری کردمی
باز می‌گویم که هر دعوی که کردم باطلست

زهر نزدیک خردمندان اگر چه قاتلست ......
چون ز دست دوست می‌گیری شفای عاجلست

من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست
دوستان معذور داریدم که پایم در گلست

باش تا دیوانه گویندم همه فرزانگان ......
ترک جان نتوان گرفتن تا تو گویی عاقلست

آن که می‌گوید نظر در صورت خوبان خطاست
او همین صورت همی‌بیند ز معنی غافلست

ساربان آهسته ران کآرام جان در محملست
چارپایان بار بر پشتند و ما را بر دلست ....

گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست
همچنانش در میان جان شیرین منزلست ...

سعدی آسانست با هر کس گرفتن دوستی
لیک چون پیوند شد خو باز کردن مشکلست


#سعدی


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
یک روز برفی کفشهایت را به پا کردی...
توی خیابان دستهایم را رها کردی!!

از رد پاهایت تو را دنبال می کردم ...
دیدم که ناگه رد پاها را "دو تا" کردی..!

یک صحنه‌ای دیدم که حتی گفتنش سخت است
دستش میان دستهایت بود و "ها" کردی ...

پایم چنان خشکید و بغضم در گلو وا شد
گویا مرا در آتشی سوزنده جا کردی ...

رفتی ولی زخم عمیقی بر تنم مانده ...
آن روز برفی خود بگو با من چه ها کردی

اکنون تمام خاطراتت مثل کابوس است
ماندم چرا در روز آخر کودتا کردی...؟

لعنت به تو...لعنت به هر برفی که می بارد...
بعد از تو در شهری که دستم را رها کردی...!


#مسعود_محمدپور


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️❤️:❤️❤️

وحشیانه در آغوش بگیر
من زخم همبستر بودن ...
با تنِ تو را دوست دارم ...


#مجید_ملکی_مسیحا
#ساعت_صفرعاشقی_مبارک


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️❤️:❤️❤️

از عاشقانه‌های شرجیِ پهلو گرفته
در کنارهٔ دریا ؛ ...............
که به اسکلهٔ آغوش تو برسم،
آرام و قرار خواهند گرفت ....
تمامِ دغدغه‌های خیسِ طوفان‌زده‌
در دریای جنونی ؛ ...............
که بیکران می‌شود امتدادِ ترس‌هایش،
اگر قطب‌نمای دلم ؛ ..........‌‌...
رو به جاذبهٔ چَشمانِ تو آرام نگیرد ..

ناخدا که تو باشی ؛
تمامِ دریا را بغل خواهم کرد .....
و برای موج‌های بی‌قرارِ دلم .....♡
قصهٔ ساحل بی‌انتهایی را خواهم گفت
که در امتدادِ آغوشت گسترانیده‌ای،
تا در آنجا به آرامش رسند ..


#حمیدرضا_هندی
#ساعت_صفرعاشقی_مبارک


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️❤️:❤️❤️

در بوم قلبم .... ♡
در سودای عشقت نقاشی‌ات میڪنم
چشمانی نافذ از عشق .....
پوستی درخشانتر از آفتاب
محو میشوم در اثیر خیالت
نقش میزنم زیباترینم را در
دهلیزه های قلبم به رنگ عشق ...


#ثریا_شجاعی_اصل
#ساعت‌صفرعاشقی‌مبارک‌عشقم


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️❤️:❤️❤️

لبهایم را اشغال ڪن
سفارتخانه دلم را
احساس عاشقانه ام را
در عمیق ترین جای قلبت مالک باش ...


#ثریا_شجاعی_اصل
#ساعت_عاشقی_دلهای_بیقرار
#صفرعاشقی_بر_عاشقان_مبارک


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
"

سنڪَ تمـام می‌ڪَذارند
این شب‌هاے بی‌تـو
این خاطراتت ،،،،،،،
خیـالم را ڪَروڪَان می‌ڪَیرند
تا "جان ندهـم " ،،،،،
بی‌خیـال نمی‌شونـد ،،،،،،،،


#حمیدرضا_عبداللهی


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
"

اگر ماه عطرے داشت ؛
قطعا بوے تو را می داد ...
اگر شب رنگی بود .......
حتما به سلیقه تو لباس می پوشید
اگر چشمکِ ستاره ها صدا داشت ؛
شک ندارم تو جایشان حرف می زدی
من که به آسمان نرفته ام ،نمی دانم!
در تو اما پرواز کرده ام .........
ماه و شب و ستاره خودت هستی ...


#سیدطه_صداقت


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"

باز عاشقانه میسرایمت ..
چشم در چشم ؛ پهلو به پهلو ...
کنارِ خیالت هم آغوش خاطره ها ...
عریان تر از همیشه می خواهمت ...
باز برایِ ساعتی کنارِ خوابِ ...
چشمانت آرام می گیرم ...
سحر را دور می کنم از آغوشت ...
یاسینِ نفسهایت روی تنم میلغزد ...
و به جانم مینشیند ؛ حضرتِ آغوش 💏
باز من و شب و خیالت همبستریم ...


#آزاده_کج_کلاه
#شــبـتـــون_مــهـــتـــابـــــــی✨🌙


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"

هر روز ،
بہ وقتــــــ طلو؏ عشـق
بہ سمتــــــ ڪعبہ ے حضــورت
آیہ آیہ عشـق را ،،،،،،،
از قد قامتــــــ حضورتــــــ ، باید خوانـد ..


#عرفان_یزدانـی
#سلام‌صبح‌بخیر‌عشق‌جانم ✋❤️


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"
🌾🌸اَللّهُمَ
       🌾🌸صَلَّ
            🌾🌸عَلی
                🌾🌸مُحَمَّدٍ
                   🌾🌸وَآلِ
                     🌾🌸 مُحَمَّد
                      🌾🌸وَعَجِّل
                     🌾🌸فَرَجَهُم
                  🌾🌸وَ اَهلِک
              🌾🌸عَدُوَّهُم...
         🌾🌸 اَللّهُــــمَّ
     🌾🌸عَجـِّل لِوَلیِّکَ
🌾🌸الفَـرَج


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
"

آغوش تو ؛
گهواره ی عشقی است که
جزر و مدّ لبهایت تاب می دهد مرا
در ساحل آغوشت ،،،،،،،،،،،
و محال است از این عشق توبه کنم ...


#شهاب_شهابی


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"

و نگاهِ صبحِ تو کافیست ،،،،
تا خودم را به کوچه های خیالت برسانم
با اشتیاقی عجیب ،،،،،،،،،،،،
با عمیق ترین دوست داشتنهایم ....
تو را نفس بکشم در مذاق آغوشم .....


#شهاب_شهابی


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چون در تو که دندانه یکی هست یکی نیست
موی سرم ای شانه یکی هست یکی نیست ...

جای گلِ سر، همدمِ من بوته‌ی خار است ...
دردا که به ویرانه یکی هست یکی نیست ...

ای نیزه تو بابای مرا داری و من نه ............
بخت است که مهمان یکی هست یکی نیست

ای تشت که حلقه‌ زده‌ای دور سر او .........
خوش باش که پروانه یکی هست یکی نیست

انگشتر تو رفت پدر... معجر من ماند .......
وابسته به این خانه یکی هست یکی نیست

سنگ از ستم سنگ‌زنان آب شد از شرم ......
چون گوش به فرمان یکی هست یکی نیست

مسرور مسلمان و عزدار مسیحی .......
با داغ تو بیگانه یکی هست یکی نیست

عمه سپرم بود؛ ولی زجر کشیدم ......
فکر من دردانه یکی هست یکی نیست

گنجشک تو جز خون جگر هیچ نخورده
دلباخته‌ی دانه یکی هست یکی نیست


#علی_فرزانه_موحد


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
می‌خواست که شعرش را، با خنده بیامیزد
می‌گفت که باید از، هرغصه بپرهیزد .....

هرچند که می‌دانست، از جمله محالات است
می‌خواست که باشعرش، شادی به جهان ریزد

اما چه کند وقتی حال دل او خوش نیست؟!
هر شب جسد خود را، بر دار می‌آویزد! .....

هر دم "غمی از نو"* بود مهمان غزل‌هایش ....
"خاطر که حزین باشد، کی شعر تر انگیزد"؟ (1)

در لحظهٔ دلتنگی در پشت نقاب خود ........
هر دانهٔ اشکش را با خنده ورق می‌زد! .....

با حال غریبانه می‌رفت و به خود می‌گفت :
_از قسمت ما جز آه، انگار نمی‌خیزد! .....

با یک چمدان در دست می‌رفت و نمی‌دانست
بایِست کجا خود را بگذارد و بگریزد! ......


#احمدصیفوری
1) #حافظ


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
شب ها گریختند و ، تو چون بادهای سرد
همراه با سیاهی شب ها گریختی .....‌

در راه خود ، ز شاخه ی زرد حیات من
عشق مرا چو برگ خزان دیده ریختی

من چون غباری از دل شب های بی امید
برخاستم که خوش بنشینم به دامنت

آواره بخت من! که تو چون نوعروس باد
رفتی ، چنانکه کس نشد آگه ز رفتنت

شب ها گریختند و ، تو چون یادهای دور
هر لحظه از گذشته ی من دورتر شدی

با آنچه رفته بود و نیامد دوباره باز
در سرزمین خاطر من ، همسفر شدی

تنها ، درین غروب غم انگیز زندگی ....
افتاده ام چو سایه ی گمگشتگان به راه

لرزم چو شاخ و برگ نهالان نیمه جان
در زیر تازیانه ی باران شامگاه .......

بس روزها که شعله ی نارنجی شفق
سوزاندم در آتش رنگین خویشتن

چون در رسد کبوتر ماه از فراز کوه
گنجاندم به سایه ی غمگین خویشتن

از تک درخت زندگی بی امید من ....
مرغان روزها همه یک یک پریده اند

شب ها چو توده های کلاغان شامگاه
از دور ، از دیار افق ها ، رسیده اند


#نادر_نادرپور


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
خسته ام از زندگی، از مثل زندان بودنش
این نمایش درد دارد کارگردان بودنش ...

دست تقدیری که می کوبید بر طبلِ امید
حاکی است اخبار تازه از پشیمان بودنش

مجری سیمای عشقم، گرچه اوضاع خوب نیست
مصلحت هم نیست شرح نابسامان بودنش

لشکری دارم خیانتکار اما روز جنگ .......
حق ندارم شک کنم بر تحت فرمان بودنش

کاش بذر عشق را می ریختی یک جا به رود
غرق محصولیم و محزون از فراوان بودنش

از مسیر دیگری باید بیایم، خسته ام ....
از خیابان «وصال» و راه بندان بودنش

تا که همراهت نباشم ترک مجبورم کنم
راه خود را با تمامِ رو به پایان بودنش


#کاظم_بهمنی


𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ