میخواست که شعرش را، با خنده بیامیزد
میگفت که باید از، هرغصه بپرهیزد .....
هرچند که میدانست، از جمله محالات است
میخواست که باشعرش، شادی به جهان ریزد
اما چه کند وقتی حال دل او خوش نیست؟!
هر شب جسد خود را، بر دار میآویزد! .....
هر دم "غمی از نو"* بود مهمان غزلهایش ....
"خاطر که حزین باشد، کی شعر تر انگیزد"؟ (1)
در لحظهٔ دلتنگی در پشت نقاب خود ........
هر دانهٔ اشکش را با خنده ورق میزد! .....
با حال غریبانه میرفت و به خود میگفت :
_از قسمت ما جز آه، انگار نمیخیزد! .....
با یک چمدان در دست میرفت و نمیدانست
بایِست کجا خود را بگذارد و بگریزد! ......
#احمدصیفوری
1) #حافظ
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
میگفت که باید از، هرغصه بپرهیزد .....
هرچند که میدانست، از جمله محالات است
میخواست که باشعرش، شادی به جهان ریزد
اما چه کند وقتی حال دل او خوش نیست؟!
هر شب جسد خود را، بر دار میآویزد! .....
هر دم "غمی از نو"* بود مهمان غزلهایش ....
"خاطر که حزین باشد، کی شعر تر انگیزد"؟ (1)
در لحظهٔ دلتنگی در پشت نقاب خود ........
هر دانهٔ اشکش را با خنده ورق میزد! .....
با حال غریبانه میرفت و به خود میگفت :
_از قسمت ما جز آه، انگار نمیخیزد! .....
با یک چمدان در دست میرفت و نمیدانست
بایِست کجا خود را بگذارد و بگریزد! ......
#احمدصیفوری
1) #حافظ
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
شب ها گریختند و ، تو چون بادهای سرد
همراه با سیاهی شب ها گریختی .....
در راه خود ، ز شاخه ی زرد حیات من
عشق مرا چو برگ خزان دیده ریختی
من چون غباری از دل شب های بی امید
برخاستم که خوش بنشینم به دامنت
آواره بخت من! که تو چون نوعروس باد
رفتی ، چنانکه کس نشد آگه ز رفتنت
شب ها گریختند و ، تو چون یادهای دور
هر لحظه از گذشته ی من دورتر شدی
با آنچه رفته بود و نیامد دوباره باز
در سرزمین خاطر من ، همسفر شدی
تنها ، درین غروب غم انگیز زندگی ....
افتاده ام چو سایه ی گمگشتگان به راه
لرزم چو شاخ و برگ نهالان نیمه جان
در زیر تازیانه ی باران شامگاه .......
بس روزها که شعله ی نارنجی شفق
سوزاندم در آتش رنگین خویشتن
چون در رسد کبوتر ماه از فراز کوه
گنجاندم به سایه ی غمگین خویشتن
از تک درخت زندگی بی امید من ....
مرغان روزها همه یک یک پریده اند
شب ها چو توده های کلاغان شامگاه
از دور ، از دیار افق ها ، رسیده اند
#نادر_نادرپور
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
همراه با سیاهی شب ها گریختی .....
در راه خود ، ز شاخه ی زرد حیات من
عشق مرا چو برگ خزان دیده ریختی
من چون غباری از دل شب های بی امید
برخاستم که خوش بنشینم به دامنت
آواره بخت من! که تو چون نوعروس باد
رفتی ، چنانکه کس نشد آگه ز رفتنت
شب ها گریختند و ، تو چون یادهای دور
هر لحظه از گذشته ی من دورتر شدی
با آنچه رفته بود و نیامد دوباره باز
در سرزمین خاطر من ، همسفر شدی
تنها ، درین غروب غم انگیز زندگی ....
افتاده ام چو سایه ی گمگشتگان به راه
لرزم چو شاخ و برگ نهالان نیمه جان
در زیر تازیانه ی باران شامگاه .......
بس روزها که شعله ی نارنجی شفق
سوزاندم در آتش رنگین خویشتن
چون در رسد کبوتر ماه از فراز کوه
گنجاندم به سایه ی غمگین خویشتن
از تک درخت زندگی بی امید من ....
مرغان روزها همه یک یک پریده اند
شب ها چو توده های کلاغان شامگاه
از دور ، از دیار افق ها ، رسیده اند
#نادر_نادرپور
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
خسته ام از زندگی، از مثل زندان بودنش
این نمایش درد دارد کارگردان بودنش ...
دست تقدیری که می کوبید بر طبلِ امید
حاکی است اخبار تازه از پشیمان بودنش
مجری سیمای عشقم، گرچه اوضاع خوب نیست
مصلحت هم نیست شرح نابسامان بودنش
لشکری دارم خیانتکار اما روز جنگ .......
حق ندارم شک کنم بر تحت فرمان بودنش
کاش بذر عشق را می ریختی یک جا به رود
غرق محصولیم و محزون از فراوان بودنش
از مسیر دیگری باید بیایم، خسته ام ....
از خیابان «وصال» و راه بندان بودنش
تا که همراهت نباشم ترک مجبورم کنم
راه خود را با تمامِ رو به پایان بودنش
#کاظم_بهمنی
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
این نمایش درد دارد کارگردان بودنش ...
دست تقدیری که می کوبید بر طبلِ امید
حاکی است اخبار تازه از پشیمان بودنش
مجری سیمای عشقم، گرچه اوضاع خوب نیست
مصلحت هم نیست شرح نابسامان بودنش
لشکری دارم خیانتکار اما روز جنگ .......
حق ندارم شک کنم بر تحت فرمان بودنش
کاش بذر عشق را می ریختی یک جا به رود
غرق محصولیم و محزون از فراوان بودنش
از مسیر دیگری باید بیایم، خسته ام ....
از خیابان «وصال» و راه بندان بودنش
تا که همراهت نباشم ترک مجبورم کنم
راه خود را با تمامِ رو به پایان بودنش
#کاظم_بهمنی
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
خوشا خلوت انسی که یار ، از آن من باشد
دلِ رحیمِ نگارم ، جدا ز اهرمن باشد ......
برای لحظه ای کوتاه ، میانِ سوسن و گل
به اشکِ دیده بشویم ، گلی که در چمن باشد
تو سِرِ عشق مرا ، که غرقِ در شادیست ،
چو لاله ی شهیدی ، شکفته از کفن باشد
برای عاشقی تنها ، دلی کفایت ماست
چنان که در دل عالم ، دلی در وطن باشد
گذشته از غمِ دوری ، به روز و ماه و چه سال
برای عشق ، چه فرق میانِ مرد و زن باشد
همیشه آتش عشقی میانِ سینه ی عاشق
به سانِ شعله ی شمعی ، در انجمن باشد
چو یوسفی که به زندان برفت و شکوه نکرد
به دست مکر زلیخا زره ، پیراهن تن باشد
بیا که در دل مهرداد ، جمالِ حق بینی ......
سروش نغمه ی عشقی ست ، که از کُهن باشد
#مهرداد_نادرنژاد(سروش)
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
دلِ رحیمِ نگارم ، جدا ز اهرمن باشد ......
برای لحظه ای کوتاه ، میانِ سوسن و گل
به اشکِ دیده بشویم ، گلی که در چمن باشد
تو سِرِ عشق مرا ، که غرقِ در شادیست ،
چو لاله ی شهیدی ، شکفته از کفن باشد
برای عاشقی تنها ، دلی کفایت ماست
چنان که در دل عالم ، دلی در وطن باشد
گذشته از غمِ دوری ، به روز و ماه و چه سال
برای عشق ، چه فرق میانِ مرد و زن باشد
همیشه آتش عشقی میانِ سینه ی عاشق
به سانِ شعله ی شمعی ، در انجمن باشد
چو یوسفی که به زندان برفت و شکوه نکرد
به دست مکر زلیخا زره ، پیراهن تن باشد
بیا که در دل مهرداد ، جمالِ حق بینی ......
سروش نغمه ی عشقی ست ، که از کُهن باشد
#مهرداد_نادرنژاد(سروش)
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
گاهی به خدا نفس کشیدن سخت است
یعنی نفسی تو را ندیدن سخت است
با زور مسکن قوی خوابیدن .........
با دلهره از خواب پریدن سخت است
عاشق نشدی زندگی ات تلخ شود ....
تا درک کنی که دل بریدن سخت است
بعد از تو خدا شبیه تو خلق نکرد ....
یعنی که شبیه ات آفریدن سخت است
هر روز سر کوچه نشستن تا شب ...
از فاصله های دور دیدن سخت است
حقا که تو سهم من نبودی حالا ....
فهمیدن این درد شدیدن سخت است
باشد تو برو زندگی ات شاد ولی .....
بی تو به خدا نفس کشیدن سخت است
#بهناز_جعفری
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
یعنی نفسی تو را ندیدن سخت است
با زور مسکن قوی خوابیدن .........
با دلهره از خواب پریدن سخت است
عاشق نشدی زندگی ات تلخ شود ....
تا درک کنی که دل بریدن سخت است
بعد از تو خدا شبیه تو خلق نکرد ....
یعنی که شبیه ات آفریدن سخت است
هر روز سر کوچه نشستن تا شب ...
از فاصله های دور دیدن سخت است
حقا که تو سهم من نبودی حالا ....
فهمیدن این درد شدیدن سخت است
باشد تو برو زندگی ات شاد ولی .....
بی تو به خدا نفس کشیدن سخت است
#بهناز_جعفری
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
بِسْمِ رَبِّ العشق و آغازِ لبت
مطلعِ زیباترین رازِ لبت ...
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد ، شد از الست
شعر شورانگیز و ممتاز لبت
موسی از جادوی تو ، أَلقِ عَصاک
نیل می خندد ، از اعجاز لبت
قُلْ أَعُوذُ رَبِّ بوسه های تو
شاعران ، قافیه پردازِ لبت
در قنوتم آیه ی لاتَقْنَطُوا
قهقه مستانه ی سازِ لبت
مثل شمعی در طواف آفتاب
سجده بر محراب طناز لبت
فُزْتُ رَبِّ غمزه ی افسونگرت
زمزمی جوشیده از نازِ لبت
أیها السّاقی ، أدر جامی دگر
از شرابِ مستِ شیرازِ لبت
السَّلامُ یا حَبیبی ، پس کجاست ؟
جلوه یِ آهویِ طنازِ لبت ....
باز ققنوسِ غزل ، می سوزد از
آتشِ مردادِ اهوازِ لبت ....
دست افشان ، پایکوبان ، لولیان
در سماعِ شور و شهنازِ لبت ...
گرچه مَغضُوبِ عَلَيهِمْ گشتم از
حضرتِ معشوقه ی نازِ لبت ...
سوز و سازِ من ، گواهِ عاشقی ست
واژه هایم ، نکته پردازِ لبت ...
در "خیال "م ، "یاس" پرسه میزند
با جناس و حشو و ایجازِ لبت ...
#محمد_جوکار
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
مطلعِ زیباترین رازِ لبت ...
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد ، شد از الست
شعر شورانگیز و ممتاز لبت
موسی از جادوی تو ، أَلقِ عَصاک
نیل می خندد ، از اعجاز لبت
قُلْ أَعُوذُ رَبِّ بوسه های تو
شاعران ، قافیه پردازِ لبت
در قنوتم آیه ی لاتَقْنَطُوا
قهقه مستانه ی سازِ لبت
مثل شمعی در طواف آفتاب
سجده بر محراب طناز لبت
فُزْتُ رَبِّ غمزه ی افسونگرت
زمزمی جوشیده از نازِ لبت
أیها السّاقی ، أدر جامی دگر
از شرابِ مستِ شیرازِ لبت
السَّلامُ یا حَبیبی ، پس کجاست ؟
جلوه یِ آهویِ طنازِ لبت ....
باز ققنوسِ غزل ، می سوزد از
آتشِ مردادِ اهوازِ لبت ....
دست افشان ، پایکوبان ، لولیان
در سماعِ شور و شهنازِ لبت ...
گرچه مَغضُوبِ عَلَيهِمْ گشتم از
حضرتِ معشوقه ی نازِ لبت ...
سوز و سازِ من ، گواهِ عاشقی ست
واژه هایم ، نکته پردازِ لبت ...
در "خیال "م ، "یاس" پرسه میزند
با جناس و حشو و ایجازِ لبت ...
#محمد_جوکار
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
پرنده خورد به شیشه درخت بید شکست
و تنگ ماهی در آرزوی عید شکست ......
زمان به کودکیام رفت با صدای قطار
خروس سوتکیام از کجا پرید شکست
یکی نگفت به چاقو که توپ من ناچار
سکوت شیشه همسایه را شدید شکست
عجب دوچرخهی خوبی.."منم سوار بشم؟؟"
دلم دوباره به دنبال او دوید شکست ......
نشد تو را بخرم..بغض خواهرم آنروز ......
به محض دیدنت ای ساعت سفید شکست
جوانغرورِ من و پیرحرمتِ پدرم .......
همین که داد طلبکار را شنید شکست ....
کنار ریل نمیشد به خود نگاه کنیم .......
که هر که آینهی تازهای خرید شکست ...
کجاست راه ترقی! به پلهها گفتم .........
که تف به ذات شما، مادرم برید..شکست
کجاست دست چپ من که روی فرمان نیست
و کهنهساعت من کو؟ نشد جدید؟.. شکست؟
درخت بید ببخشید خواب بودم خواب .....
و ای پرنده تو را عینکم ندید شکست .....
اجاره، قسط عقب مانده،خرجیِ شب عید
سرم که از همه سو سوت میکشید شکست
و کاش ماهیِ قرمز، تو زنده میماندی ....
که قلب دخترکم باز ناامید شکست .......
#علی_فرزانه_موحد
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
و تنگ ماهی در آرزوی عید شکست ......
زمان به کودکیام رفت با صدای قطار
خروس سوتکیام از کجا پرید شکست
یکی نگفت به چاقو که توپ من ناچار
سکوت شیشه همسایه را شدید شکست
عجب دوچرخهی خوبی.."منم سوار بشم؟؟"
دلم دوباره به دنبال او دوید شکست ......
نشد تو را بخرم..بغض خواهرم آنروز ......
به محض دیدنت ای ساعت سفید شکست
جوانغرورِ من و پیرحرمتِ پدرم .......
همین که داد طلبکار را شنید شکست ....
کنار ریل نمیشد به خود نگاه کنیم .......
که هر که آینهی تازهای خرید شکست ...
کجاست راه ترقی! به پلهها گفتم .........
که تف به ذات شما، مادرم برید..شکست
کجاست دست چپ من که روی فرمان نیست
و کهنهساعت من کو؟ نشد جدید؟.. شکست؟
درخت بید ببخشید خواب بودم خواب .....
و ای پرنده تو را عینکم ندید شکست .....
اجاره، قسط عقب مانده،خرجیِ شب عید
سرم که از همه سو سوت میکشید شکست
و کاش ماهیِ قرمز، تو زنده میماندی ....
که قلب دخترکم باز ناامید شکست .......
#علی_فرزانه_موحد
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
❤️❤️:❤️❤️
دوست دارم ،،،،،،،
با خیره به صورتِ مثلِ ماهت
غرق در آغوشِ گرمت باشم ،،،
و با ترانه یِ لبهایت شرابِ وصلت را
لاجرعه سر بکشم تا عطر بودنت ؛
برای همیشه در تنم بماند ،،،،،
بمان در کنارم و آغوشت را تمدید کن ...
#شهاب_شهابی
#ساعت_صفرعاشقی
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
دوست دارم ،،،،،،،
با خیره به صورتِ مثلِ ماهت
غرق در آغوشِ گرمت باشم ،،،
و با ترانه یِ لبهایت شرابِ وصلت را
لاجرعه سر بکشم تا عطر بودنت ؛
برای همیشه در تنم بماند ،،،،،
بمان در کنارم و آغوشت را تمدید کن ...
#شهاب_شهابی
#ساعت_صفرعاشقی
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
❤️❤️:❤️❤️
چشمهایم را دوست دارم ....
میدانی چرا ؟ .......
کمی بیشتر بمان کنارم ....
میخواهم تو را تا خود صبح بنگرم ...
نگران نباش میگویم .....
صبور باش ....
وقتی به تو می نگرم ....
رخ زیبای تو .....
مثال عکسی بر قاب چشمانم نقش می بندد
و زمانی که تو از پیشم رفتی ......
بهترین یادگاری برای من می ماند .....
در ذهنم .......
و در قاب چشمانم ......
عکسی از رخ زیبای تو .......
#محمود_مقامی_کلور
#ساعت_صفرعاشقی_مبارک
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
چشمهایم را دوست دارم ....
میدانی چرا ؟ .......
کمی بیشتر بمان کنارم ....
میخواهم تو را تا خود صبح بنگرم ...
نگران نباش میگویم .....
صبور باش ....
وقتی به تو می نگرم ....
رخ زیبای تو .....
مثال عکسی بر قاب چشمانم نقش می بندد
و زمانی که تو از پیشم رفتی ......
بهترین یادگاری برای من می ماند .....
در ذهنم .......
و در قاب چشمانم ......
عکسی از رخ زیبای تو .......
#محمود_مقامی_کلور
#ساعت_صفرعاشقی_مبارک
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
❤️❤️:❤️❤️
تو اگر باز کنی
پنجره ای سوی دلت
میتوان گفت که من
چلچله باغ توام .......
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای توام .......
#سید_محمد_علیرضازاده
#ساعت_صفرعاشقی_مبارک
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
تو اگر باز کنی
پنجره ای سوی دلت
میتوان گفت که من
چلچله باغ توام .......
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای توام .......
#سید_محمد_علیرضازاده
#ساعت_صفرعاشقی_مبارک
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
❤️❤️:❤️❤️
ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺷﻮ ....
ﻭ ﺑﻪ ﺟﻠﺪﻡ ﺑﯿﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ ،،،،
ﻭﺳﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺻﺮﺍﻃﯽ ،،،
ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻧﯿﺴﺘﻢ ....
#ﺣﻤﯿﺪ_ﺟﺪﯾﺪﯼ
#ساعت_صفرعاشقی
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺷﻮ ....
ﻭ ﺑﻪ ﺟﻠﺪﻡ ﺑﯿﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ ،،،،
ﻭﺳﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺻﺮﺍﻃﯽ ،،،
ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻧﯿﺴﺘﻢ ....
#ﺣﻤﯿﺪ_ﺟﺪﯾﺪﯼ
#ساعت_صفرعاشقی
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"
هميشہ موقـعِ خـواب ...
ڪَوشیتـون رو جـورے تنظيـم ڪنيد
ڪہ اڪَہ نصـفِ شـب لرزيد
صفحـش روشـن شد
متـوجہ بشيـد!
دلِ ديڪَہ .....
زمان حاليش نميشہ!!!
#علی_قاضی_نظام
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
هميشہ موقـعِ خـواب ...
ڪَوشیتـون رو جـورے تنظيـم ڪنيد
ڪہ اڪَہ نصـفِ شـب لرزيد
صفحـش روشـن شد
متـوجہ بشيـد!
دلِ ديڪَہ .....
زمان حاليش نميشہ!!!
#علی_قاضی_نظام
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
"
هر شب بساطِ آغوشم
محتاجِ نوازش است و معشوقه ای
چون تو را می خواهد ،،،،،
مرا محکم به خودت بچسبان ،،،،،
بگذار بی اختیار طاقت از کف دهم
و تمام حجمِ آغوشت را بغل کنم
عجب لذتی دارد ،،،،،،،،
مست شدن در آغوشِ تو ،،،،،،
#شهاب_شهابی
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
هر شب بساطِ آغوشم
محتاجِ نوازش است و معشوقه ای
چون تو را می خواهد ،،،،،
مرا محکم به خودت بچسبان ،،،،،
بگذار بی اختیار طاقت از کف دهم
و تمام حجمِ آغوشت را بغل کنم
عجب لذتی دارد ،،،،،،،،
مست شدن در آغوشِ تو ،،،،،،
#شهاب_شهابی
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"
مینویسـم امشـب تمـام تـو را ؛
واژهها همدیڪَر را در آغـوش ڪشیدند
از بیتابی مـن ستـارهها میرقصنـد
آسمـان جشـن ڪَرفتہ .....
مـرا آرام نمیڪند ایـن بـزم
همـہے ڪهڪشان فهمیـد ..
چقـدر آغـوشت را ڪم دارم ..
تـو هم امشـب مـرا در خـوابت تعبیـر ڪن
شاید آرام بڪَیرم .........
#لیلا_صابرے_منش
#شبــــــــــ_خــــــــوش✨🌙
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
مینویسـم امشـب تمـام تـو را ؛
واژهها همدیڪَر را در آغـوش ڪشیدند
از بیتابی مـن ستـارهها میرقصنـد
آسمـان جشـن ڪَرفتہ .....
مـرا آرام نمیڪند ایـن بـزم
همـہے ڪهڪشان فهمیـد ..
چقـدر آغـوشت را ڪم دارم ..
تـو هم امشـب مـرا در خـوابت تعبیـر ڪن
شاید آرام بڪَیرم .........
#لیلا_صابرے_منش
#شبــــــــــ_خــــــــوش✨🌙
𝐈 𝐋𝐎𝐕𝐄 𝐘𝐎𝐔 ❤️ ـــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــ
Forwarded from کَِاَِنَِاَِلَِ تَِبَِاَِבَِلَِ صَِـَِ؋َِـَِا🎙 via @chToolsBot
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM