'━━━━●●{🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷}
🌕 #PART19 🌑
رومینا سرشو چرخوند سمت مانی و گفت
_یعنی چی بدبخت شدیم مانی چی میگی
_ببین آریا ی اخلاقی داره اینه ک وقتی یکی ازش نترسه دیه ولش نمیکنه و حتما باید باش همکاری کنه وگرنه واسه طرف بد میشه
رومینا نگاهی ب من انداخت و گفت
_آری میخوای چیکار کنی
_هیچی ی دعوت نامه دیه هم بهم داد گفت دفعه بعد تورو هم با خودم ببرم
مانی گفت
_کی دعوت نامه رو بهت داد
_آرشام
_خیله خوب ببین تو و رومینا میرین اونجا منم سعی میکنم ی جوری برگردم اونجا تا پیش شما دوتا باشم
رومینا گفت
_خدا ب خیر کنه
_خوب بلند شیم بریم ک فردا کار داریم باس شب بریم اونجا
_شما دوتا برین من مشتری دارم بعد میبندم میرم مواظب خودتون خیلی باشین
꧁ــــــــــــ🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷ـــــــــــــ꧂
🌕 #PART19 🌑
رومینا سرشو چرخوند سمت مانی و گفت
_یعنی چی بدبخت شدیم مانی چی میگی
_ببین آریا ی اخلاقی داره اینه ک وقتی یکی ازش نترسه دیه ولش نمیکنه و حتما باید باش همکاری کنه وگرنه واسه طرف بد میشه
رومینا نگاهی ب من انداخت و گفت
_آری میخوای چیکار کنی
_هیچی ی دعوت نامه دیه هم بهم داد گفت دفعه بعد تورو هم با خودم ببرم
مانی گفت
_کی دعوت نامه رو بهت داد
_آرشام
_خیله خوب ببین تو و رومینا میرین اونجا منم سعی میکنم ی جوری برگردم اونجا تا پیش شما دوتا باشم
رومینا گفت
_خدا ب خیر کنه
_خوب بلند شیم بریم ک فردا کار داریم باس شب بریم اونجا
_شما دوتا برین من مشتری دارم بعد میبندم میرم مواظب خودتون خیلی باشین
꧁ــــــــــــ🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷ـــــــــــــ꧂
'━━━━●●{🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷}
🌕 #PART20 🌑
منو رومینا بعد خدافظی با مانی
از رو میز بلند شدیم و رفتیم سمت در زدیم بیرون
رومینا نگاهی بم کرد و گفت
_آری میخوای با من بریم
ب موتورم اشاره کردم گفتم
_خوشگل مامان همرامه تو برو من تا خونه پشت سرت میام تا مطمئن شم چیزی تهدیدت نکنه
رومینا ک انگار ترسیده بود گفت
_باشه بریم پس
موتور و روشن کردم دنبال رومی راه افتادم
رسیدم دم در خونشون کلاه کاسکتمو از سرم برداشتم گفتم
_مواظب خودت باش راستی پنجشنبه شب میام خونتون ی سری میزنم
_باشه
موتورو روشن کردم ک صدا رومینا اومد
_آری
_جونم
_مواظب خودت خیلی باش
_توهم مواظب خودت باش
کلاه کاسکتمو سرم کردم چشمکی براش زدمو گفتم
_بدرود خوشگله
گازشو گرفتم رفتم سمت خونه
꧁ــــــــــــ🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷ـــــــــــــ꧂
🌕 #PART20 🌑
منو رومینا بعد خدافظی با مانی
از رو میز بلند شدیم و رفتیم سمت در زدیم بیرون
رومینا نگاهی بم کرد و گفت
_آری میخوای با من بریم
ب موتورم اشاره کردم گفتم
_خوشگل مامان همرامه تو برو من تا خونه پشت سرت میام تا مطمئن شم چیزی تهدیدت نکنه
رومینا ک انگار ترسیده بود گفت
_باشه بریم پس
موتور و روشن کردم دنبال رومی راه افتادم
رسیدم دم در خونشون کلاه کاسکتمو از سرم برداشتم گفتم
_مواظب خودت باش راستی پنجشنبه شب میام خونتون ی سری میزنم
_باشه
موتورو روشن کردم ک صدا رومینا اومد
_آری
_جونم
_مواظب خودت خیلی باش
_توهم مواظب خودت باش
کلاه کاسکتمو سرم کردم چشمکی براش زدمو گفتم
_بدرود خوشگله
گازشو گرفتم رفتم سمت خونه
꧁ــــــــــــ🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷ـــــــــــــ꧂
'━━━━●●{🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷}
🌕 #PART21 🌑
زنگ زدم ب مانی
_الو مانی درود
_سلام آرتمیس چطوری
_من خوبم تو چطوری تونستی بری اونجا
_آره کار زیادی نداشت امشب من اونجام فقط حواست ب خودت و رومینا باشه
_باشه من حواسم هس پس میبینمت مواظب خودت باش بدرود
_میبینمت خدافظ
گوشیو قطع کردم زنگ زدم رومینا
_الو رومی اماده ای بیام سمتت؟
_اره دختر امادم فقط زودتر بیا
_حله ی ربع دیه دم در خونتونم
_حله خدافظ
بدرود
قرار شد با موتور من بریم رومینا ماشینشو نیاره
کلا کاسکتمو برداشتم کیفمو انداختم رو دوشم رفتم سمت کیلدا خونه رو هم گرفتم
کف خونه وایسادم همه چیو چک کردم برقا رو خاموش کردم رفتم بیرون در خونه رو قفل کردم
کیلد انداختم رو موتور روشنش کردم با سرعت رفتم سمت رومینا
꧁ــــــــــــ🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷ـــــــــــــ꧂
🌕 #PART21 🌑
زنگ زدم ب مانی
_الو مانی درود
_سلام آرتمیس چطوری
_من خوبم تو چطوری تونستی بری اونجا
_آره کار زیادی نداشت امشب من اونجام فقط حواست ب خودت و رومینا باشه
_باشه من حواسم هس پس میبینمت مواظب خودت باش بدرود
_میبینمت خدافظ
گوشیو قطع کردم زنگ زدم رومینا
_الو رومی اماده ای بیام سمتت؟
_اره دختر امادم فقط زودتر بیا
_حله ی ربع دیه دم در خونتونم
_حله خدافظ
بدرود
قرار شد با موتور من بریم رومینا ماشینشو نیاره
کلا کاسکتمو برداشتم کیفمو انداختم رو دوشم رفتم سمت کیلدا خونه رو هم گرفتم
کف خونه وایسادم همه چیو چک کردم برقا رو خاموش کردم رفتم بیرون در خونه رو قفل کردم
کیلد انداختم رو موتور روشنش کردم با سرعت رفتم سمت رومینا
꧁ــــــــــــ🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷ـــــــــــــ꧂
'━━━━●●{🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷}
🌕 #PART22 🌑
دم در خونه رومینا اینا بودم ی دسکشمو از دسم در اوردم
گوشیمو گرفتم زنگ زدم بش
_بیا پایین
_حله اومدم
دو دقیقه گذشت خانوم بلخره اومد
_به به خوشگل شدیااااا
رومینا خندید گفت
_ب پا شما ک نمیرسم جیگر
_جونننن
_یعنی خاک تو سرمون اینجوری ک باهم لاس میزدیم اگ با ی پسر میزدیم الان سر خونه زندگیمون بودیم
رومی اینو گفت و من خندیدم گفتم
_چی بگم والا فعلا ک تو شوهرمی منم زنت بپر بالا عشقم
خندید کلا کاسکتشو دادم دسش گذاشت رو سرش نشست
راه افتادیم سمت ویلا برج زهر مار دراز
مث همیشه کارت دعوت و ازمون گرفتن مام رفتیم داخل
گوشیمو زنگ خورد نگا کردم دیدم مانیه جواب دادم
_الو جونم
_اری اومدی
_اره رسیدیم تازه
_خیله خوب ببین برین سمت پشت ویلا بیام اونجا باهاتون کار دارم
_باشه
_چی گفت مانی
_هیچی گفت بریم سمت پشت ویلا اونجا باهامون کار داره
_حله بریم
꧁ــــــــــــ🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷ـــــــــــــ꧂
🌕 #PART22 🌑
دم در خونه رومینا اینا بودم ی دسکشمو از دسم در اوردم
گوشیمو گرفتم زنگ زدم بش
_بیا پایین
_حله اومدم
دو دقیقه گذشت خانوم بلخره اومد
_به به خوشگل شدیااااا
رومینا خندید گفت
_ب پا شما ک نمیرسم جیگر
_جونننن
_یعنی خاک تو سرمون اینجوری ک باهم لاس میزدیم اگ با ی پسر میزدیم الان سر خونه زندگیمون بودیم
رومی اینو گفت و من خندیدم گفتم
_چی بگم والا فعلا ک تو شوهرمی منم زنت بپر بالا عشقم
خندید کلا کاسکتشو دادم دسش گذاشت رو سرش نشست
راه افتادیم سمت ویلا برج زهر مار دراز
مث همیشه کارت دعوت و ازمون گرفتن مام رفتیم داخل
گوشیمو زنگ خورد نگا کردم دیدم مانیه جواب دادم
_الو جونم
_اری اومدی
_اره رسیدیم تازه
_خیله خوب ببین برین سمت پشت ویلا بیام اونجا باهاتون کار دارم
_باشه
_چی گفت مانی
_هیچی گفت بریم سمت پشت ویلا اونجا باهامون کار داره
_حله بریم
꧁ــــــــــــ🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷ـــــــــــــ꧂
'━━━━●●{🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷}
🌕 #PART23 🌑
رسیدیم پشت در ویلا مانی واسمون دست تکون داد رفتیم سمتش
_چطورین بچه ها خوش اومدین
_سپاس مانی چی شده گفتی بیایم اینجا
_ببینید بچه ها من و شما همو نمیشناسیم و تازه همینجا همو دیدم فهمیدین
رومینا گفت
_چرا اخه مانی
_بعد واستون توضیح میدم الان زیاد وقت نداریم
رومینا تو حواست ب خودت باشه
رومینا سرشو تکون داد گفت
_حواسم هس داشم نگران نباش
من و مانی از لفظ داش مشتیه رومینا خندیدم
مانی رو ب من گفت
_وزه خانوم شماهم زبون ب دهن بگیر انقد با این آریا دهن ب دهن نکن داستان میشه واست
صدامو نازک کردم گفتم
_وااااا من کی با این اقای متشخص دراز یعنی چیزه بلند دهن ب دهن کردم حرفا میزنیا بردار منننن
مانی خندید گفت
_اصلااااا تو ک با این بحث نکردی
دوباره صدامو نازک کردم گفتم
_معلومه ک ن عزیزم
رومینا گفت
_خوب بابا بسه حالا بریم تا یکی نیومده داستان نشده
_چشم عشقم شما فقط عمر بفرما
مانی خندید گفت
_اوهو عشقمممم؟
_اره داداشیم نمیدونستی رومینا شوخرمه یعنی چیزه شوهریمههه
مانی صدا کلفت کرد گفت
_کی ب تو حق ازدواج دادم. خودم نمیدونم
꧁ــــــــــــ🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷ـــــــــــــ꧂
🌕 #PART23 🌑
رسیدیم پشت در ویلا مانی واسمون دست تکون داد رفتیم سمتش
_چطورین بچه ها خوش اومدین
_سپاس مانی چی شده گفتی بیایم اینجا
_ببینید بچه ها من و شما همو نمیشناسیم و تازه همینجا همو دیدم فهمیدین
رومینا گفت
_چرا اخه مانی
_بعد واستون توضیح میدم الان زیاد وقت نداریم
رومینا تو حواست ب خودت باشه
رومینا سرشو تکون داد گفت
_حواسم هس داشم نگران نباش
من و مانی از لفظ داش مشتیه رومینا خندیدم
مانی رو ب من گفت
_وزه خانوم شماهم زبون ب دهن بگیر انقد با این آریا دهن ب دهن نکن داستان میشه واست
صدامو نازک کردم گفتم
_وااااا من کی با این اقای متشخص دراز یعنی چیزه بلند دهن ب دهن کردم حرفا میزنیا بردار منننن
مانی خندید گفت
_اصلااااا تو ک با این بحث نکردی
دوباره صدامو نازک کردم گفتم
_معلومه ک ن عزیزم
رومینا گفت
_خوب بابا بسه حالا بریم تا یکی نیومده داستان نشده
_چشم عشقم شما فقط عمر بفرما
مانی خندید گفت
_اوهو عشقمممم؟
_اره داداشیم نمیدونستی رومینا شوخرمه یعنی چیزه شوهریمههه
مانی صدا کلفت کرد گفت
_کی ب تو حق ازدواج دادم. خودم نمیدونم
꧁ــــــــــــ🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷ـــــــــــــ꧂
'━━━━●●{🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷}
🌕 #PART24 🌑
رومینا زد سر شونه مانی گفت
_داشم خواهرت خیلی وقته واس خودم شده اجازشم خودم دارم
تا مانی بیاد چیزی بگه سری گفتم
_بچه ها بسه بیاین بریم
_بریم خانومم
مانی سمت منو و رومینا برگشت گفت
_شما برین من باهاتون بیام نمیشه
_باشه پس مواظب خودت باش
_باشه شماهم مواظب خودتون باشین چیزای ک گفتمم فراموش نکنین
_حله بدرود
دس رومینا رو گرفتم رفتیم سمت در ویلا در و وا کردیم رفتیم داخل
رومینا
_چ خبره اینجا چرا انقد زیادن
_نمیدونم منم رومی
یهو دیدم آرشام اومد سمتمون
_بهههه خانوما خوش اومدین
_درود سپاس
_میبینم رومینا خانوم هم اومدن
رومینا نگاهی ب من کرد و گفت
_سلام بله بنده هم اومدم
آرشام نیششو تا بنا گوش وا کرد و گفت
_خوش اومدین بفرمایید از این طرف
ب سمت مبلی ک اشاره کرده بود رفتیم و منو رومینا نشستیم
یهو در وا شد و برج زهرمار اومد تو
_اه من باز اینو دیدم زندگیم قهوه ای شد
رومینا خندید و. گفت
_این کیه دیگه نکنه برج زهرماره؟
_اره خود خود درازشه
یهو دیدم ی صدای خنده از پشت سرمون میاد نگا کردم دیدم آرشامه
ع این اینجا چیکار میکنه
_چ اسمیم واسش انتخاب کردیا برج زهرمار
بعد دوباره زد زیر خنده رومینا هم باش میخندید
رو ب جفتشون گفتم
_ببندید دهنو تا خودم چفتشون نکردم
رومینا نیشو کامل بست چون میدونست باز بمونه ممکنه دیه نیشی واسش باقی نمونه
اما آرشام با تعجب نگاهی بم کرد
꧁ــــــــــــ🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷ـــــــــــــ꧂
🌕 #PART24 🌑
رومینا زد سر شونه مانی گفت
_داشم خواهرت خیلی وقته واس خودم شده اجازشم خودم دارم
تا مانی بیاد چیزی بگه سری گفتم
_بچه ها بسه بیاین بریم
_بریم خانومم
مانی سمت منو و رومینا برگشت گفت
_شما برین من باهاتون بیام نمیشه
_باشه پس مواظب خودت باش
_باشه شماهم مواظب خودتون باشین چیزای ک گفتمم فراموش نکنین
_حله بدرود
دس رومینا رو گرفتم رفتیم سمت در ویلا در و وا کردیم رفتیم داخل
رومینا
_چ خبره اینجا چرا انقد زیادن
_نمیدونم منم رومی
یهو دیدم آرشام اومد سمتمون
_بهههه خانوما خوش اومدین
_درود سپاس
_میبینم رومینا خانوم هم اومدن
رومینا نگاهی ب من کرد و گفت
_سلام بله بنده هم اومدم
آرشام نیششو تا بنا گوش وا کرد و گفت
_خوش اومدین بفرمایید از این طرف
ب سمت مبلی ک اشاره کرده بود رفتیم و منو رومینا نشستیم
یهو در وا شد و برج زهرمار اومد تو
_اه من باز اینو دیدم زندگیم قهوه ای شد
رومینا خندید و. گفت
_این کیه دیگه نکنه برج زهرماره؟
_اره خود خود درازشه
یهو دیدم ی صدای خنده از پشت سرمون میاد نگا کردم دیدم آرشامه
ع این اینجا چیکار میکنه
_چ اسمیم واسش انتخاب کردیا برج زهرمار
بعد دوباره زد زیر خنده رومینا هم باش میخندید
رو ب جفتشون گفتم
_ببندید دهنو تا خودم چفتشون نکردم
رومینا نیشو کامل بست چون میدونست باز بمونه ممکنه دیه نیشی واسش باقی نمونه
اما آرشام با تعجب نگاهی بم کرد
꧁ــــــــــــ🍷👀𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚👀🍷ـــــــــــــ꧂