❤17👍8🥰3😍3👏2💩2👌1
کورش هخامنشی نماد زیبایی بود
هر شاهزاده و پادشاهی آرزو داشت که به استاندارد زیبایی مردانهای که توسط کورش بزرگ تعیین شده بود، برسد. بینی عقابی او به عنوان معیار زیبایی برای نسلهای متمادی ایرانیان شناخته میشد. پلوتارک مورخ یونان باستان(قرن اول پیش از میلاد) نوشته است:
"چون کورش بینی عقابی داشت، ایرانیان حتی تا به امروز، مردان بینی عقابی را دوست دارند و آنها را زیباترین میدانند."
منبع: شاه و دربار در ایران باستان، لوید لولین جونز
هر شاهزاده و پادشاهی آرزو داشت که به استاندارد زیبایی مردانهای که توسط کورش بزرگ تعیین شده بود، برسد. بینی عقابی او به عنوان معیار زیبایی برای نسلهای متمادی ایرانیان شناخته میشد. پلوتارک مورخ یونان باستان(قرن اول پیش از میلاد) نوشته است:
"چون کورش بینی عقابی داشت، ایرانیان حتی تا به امروز، مردان بینی عقابی را دوست دارند و آنها را زیباترین میدانند."
منبع: شاه و دربار در ایران باستان، لوید لولین جونز
❤25😍6🥰5👏5💩5👍2😁2🤣1
دیسک طلایی 2500 سالهِ تزیین لباس
جنس: طلا
قطر: 4.75 سانتی متر
وزن: 5 گرم
قدمت: قرن چهارم یا پنجم پیش از میلاد (دوره هخامنشیان)
محل کشف: تخت کواد (قباد) در تاجیکستان
محل نگهداری: موزه بریتانیا
توضیحات موزه بریتانیا:
این تکهدوز طلایی، یک شیردالِ (موجود افسانهای) نشسته به سمت راست را نشان میدهد که به پشت شانه خود نگاه میکند. این پلاک دارای حاشیهای شیاردار است و چهار حلقه در پشت آن برای اتصال وجود دارد.
جنس: طلا
قطر: 4.75 سانتی متر
وزن: 5 گرم
قدمت: قرن چهارم یا پنجم پیش از میلاد (دوره هخامنشیان)
محل کشف: تخت کواد (قباد) در تاجیکستان
محل نگهداری: موزه بریتانیا
توضیحات موزه بریتانیا:
این تکهدوز طلایی، یک شیردالِ (موجود افسانهای) نشسته به سمت راست را نشان میدهد که به پشت شانه خود نگاه میکند. این پلاک دارای حاشیهای شیاردار است و چهار حلقه در پشت آن برای اتصال وجود دارد.
❤14👏5😍5🥰4
روز سقوط فرقه دموکرات آذربایجان به روایت کنسول آمریکا در تبریز:
از ساعات اولیه بامداد، اکثریت قابل توجهی از مردم با خوشحالی تمام به نیروهای امنیتی خودخواندهای پیوستند که در تبریز تشکیل شده بود. در اثبات رویگردانی عمومی از حکومت آذربایجان قانعکنندهترین نشانهای که میتوان ارائه کرد آن است که مردم بدون هیچ طرح و برنامهای و حتی بدون یک رهبر، به صورتی خودکار برای رهایی از شر کامل دموکراتها و مهاجرین و فدائیان از فرصت استفاده کردند.
این همان روزی بود که به همه فرمان داده شده بود سال روز انقلاب را جشن بگیرند. اینک واقعاً دلیلی برای جشن گرفتن داشتند و با کمال میل و رغبت نیز وارد کار شدند. به ناگاه فضای سنگین ترس و غم و تردید که یک سال بود بر تبریز سنگینی میکرد بر طرف شد.
مردم لبخند میزدند؛ کاری که تقریباً آن را فراموش کرده بودند. فریاد شادمانی سر میدادند، کاری که پیشتر یا بر حسب دستور میکردند یا اصلاً نمیکردند. تجربه جدیدی بود و به محض آنکه آن را آزمودند، خوششان آمد. شگفتانگیز بود!
همچنانکه در شهر میراندیم نشانههای شگفتآوری از تغییر و دگرگونی دیده میشد. همه جا چنین به نظر میآمد که باری از دوش مردم برداشته شده است. هنگامی که پرچم آمریکا را روی اتومبیل میدیدند دست تکان میدادند. یک درشکه چی که کلاه از سر برداشته تعظیم میکرد نزدیک بود از درشکه بیفتد.
در حین عبور از خیابانهای اصلی، توده انبوهی از مردم گرد آمده بودند که دستزده و شادی میکردند. این یک تظاهرات نمایشی نبود. هم کودکان ولگرد و هم شهروندان محترم هر دو به یکسان شادی کرده و دست تکان میدادند.
مردمانی که ماهها از ترس و وحشت از خانه بیرون نمیآمدند اینک خوشحال و خندان راه افتاده بودند در کنار فریادهای "زنده باد آمریکا"،" زنده باد ایران" و "جاوید شاه" نیز شنیده میشد. حتی یک ناسیونالیست جسور فریاد زد "زنده باد شورای امنیت".
هواداران فرقه هر قدر هم توضیح داده و توجیه کنند نمیتوانند این واقعیت بنیادین را کتمان کنند که در عرض چند ساعت مردمانی فاقد رهبری بر کل شهر چیره شده، تسلیحات موجود را در اختیار گرفته و خود را به صورت یک نیروی نظامی سامان دادند تا ارتش ایران فرا رسد.
حتی اگر گفته شود مردم نمیدانستند چه میخواهند ولی میدانستند که با چه چیزی مخالفند و شاخ و بن حکومتی را که از آن نفرت داشتند از بیخ کندند. به هیچ وجه بیراه نیست که بگوییم حداقل 90% مردم آذربایجان به جد خواهان خلاصی از قید حکومت فرقه بودند.
سقوط فرقه دموکرات آذربایجان، ترجمه کاوه بیات، ص 28
از ساعات اولیه بامداد، اکثریت قابل توجهی از مردم با خوشحالی تمام به نیروهای امنیتی خودخواندهای پیوستند که در تبریز تشکیل شده بود. در اثبات رویگردانی عمومی از حکومت آذربایجان قانعکنندهترین نشانهای که میتوان ارائه کرد آن است که مردم بدون هیچ طرح و برنامهای و حتی بدون یک رهبر، به صورتی خودکار برای رهایی از شر کامل دموکراتها و مهاجرین و فدائیان از فرصت استفاده کردند.
این همان روزی بود که به همه فرمان داده شده بود سال روز انقلاب را جشن بگیرند. اینک واقعاً دلیلی برای جشن گرفتن داشتند و با کمال میل و رغبت نیز وارد کار شدند. به ناگاه فضای سنگین ترس و غم و تردید که یک سال بود بر تبریز سنگینی میکرد بر طرف شد.
مردم لبخند میزدند؛ کاری که تقریباً آن را فراموش کرده بودند. فریاد شادمانی سر میدادند، کاری که پیشتر یا بر حسب دستور میکردند یا اصلاً نمیکردند. تجربه جدیدی بود و به محض آنکه آن را آزمودند، خوششان آمد. شگفتانگیز بود!
همچنانکه در شهر میراندیم نشانههای شگفتآوری از تغییر و دگرگونی دیده میشد. همه جا چنین به نظر میآمد که باری از دوش مردم برداشته شده است. هنگامی که پرچم آمریکا را روی اتومبیل میدیدند دست تکان میدادند. یک درشکه چی که کلاه از سر برداشته تعظیم میکرد نزدیک بود از درشکه بیفتد.
در حین عبور از خیابانهای اصلی، توده انبوهی از مردم گرد آمده بودند که دستزده و شادی میکردند. این یک تظاهرات نمایشی نبود. هم کودکان ولگرد و هم شهروندان محترم هر دو به یکسان شادی کرده و دست تکان میدادند.
مردمانی که ماهها از ترس و وحشت از خانه بیرون نمیآمدند اینک خوشحال و خندان راه افتاده بودند در کنار فریادهای "زنده باد آمریکا"،" زنده باد ایران" و "جاوید شاه" نیز شنیده میشد. حتی یک ناسیونالیست جسور فریاد زد "زنده باد شورای امنیت".
هواداران فرقه هر قدر هم توضیح داده و توجیه کنند نمیتوانند این واقعیت بنیادین را کتمان کنند که در عرض چند ساعت مردمانی فاقد رهبری بر کل شهر چیره شده، تسلیحات موجود را در اختیار گرفته و خود را به صورت یک نیروی نظامی سامان دادند تا ارتش ایران فرا رسد.
حتی اگر گفته شود مردم نمیدانستند چه میخواهند ولی میدانستند که با چه چیزی مخالفند و شاخ و بن حکومتی را که از آن نفرت داشتند از بیخ کندند. به هیچ وجه بیراه نیست که بگوییم حداقل 90% مردم آذربایجان به جد خواهان خلاصی از قید حکومت فرقه بودند.
سقوط فرقه دموکرات آذربایجان، ترجمه کاوه بیات، ص 28
❤30🥰15🔥14👍13👏9🤩4
گزارش وابسته نظامی سفارت بریتانیا از سقوط فرقه دموکرات آذربایجان در زنجان:
به رغم اغراقهایی که معمولاً در توصیف جنایات و بیرحمیها صورت میگیرد و اغراق که از ویژگیهای زبان فارسی است، باز هم از واقعیتهایی که از عملکرد دموکراتها در قبال مردم زنجان در این یک سال به دست آمد، بسیار متأثر شدم.
گندمشان به زور مصادره شد. رمههایشان ضبط شد. درختهایشان از جمله درختان میوه قطع شد و برای تأمین هزینه فرقه دموکرات و کارمندانش در بازار فروخته شد. کالاهای انحصاری چون چای و شکر و پارچه فقط در میان هواداران فرقه توزیع میشد.
به نظرم پارهای از روایات جاری مبنی بر تعرض به زنان و دختران واقعیت دارد. سردسته اصلی این گونه اعمال فدائیان بودند، یعنی عوامل فرقه -به عنوان گروهی- مجزا از سربازان ارتش خلق آذربایجان و تعدادی از آنها نیز هم اینک به دست تودههای خشمگین کشته شده و به سزای قساوت خود رسیدند.
سقوط فرقه دموکرات آذربایجان، ترجمه کاوه بیات
به رغم اغراقهایی که معمولاً در توصیف جنایات و بیرحمیها صورت میگیرد و اغراق که از ویژگیهای زبان فارسی است، باز هم از واقعیتهایی که از عملکرد دموکراتها در قبال مردم زنجان در این یک سال به دست آمد، بسیار متأثر شدم.
گندمشان به زور مصادره شد. رمههایشان ضبط شد. درختهایشان از جمله درختان میوه قطع شد و برای تأمین هزینه فرقه دموکرات و کارمندانش در بازار فروخته شد. کالاهای انحصاری چون چای و شکر و پارچه فقط در میان هواداران فرقه توزیع میشد.
به نظرم پارهای از روایات جاری مبنی بر تعرض به زنان و دختران واقعیت دارد. سردسته اصلی این گونه اعمال فدائیان بودند، یعنی عوامل فرقه -به عنوان گروهی- مجزا از سربازان ارتش خلق آذربایجان و تعدادی از آنها نیز هم اینک به دست تودههای خشمگین کشته شده و به سزای قساوت خود رسیدند.
سقوط فرقه دموکرات آذربایجان، ترجمه کاوه بیات
👍16🔥6❤4😡1
Forwarded from پسینباستان _ بهرام روشنضمیر
مستند یلدا در یوتیوب
https://www.youtube.com/watch?v=sJcn9Yu5ZWs
https://www.youtube.com/watch?v=sJcn9Yu5ZWs
YouTube
مستند یلدا
مستند یلدا ، کاری از بهرام روشن ضمیر ، تهیه شده در گروه رسانه انجمن فرهنگی ایران زمین افراز
❤7👍4🔥4🥰4🤣2
25 اسفند، سالروز پایان سرایش شاهنامه گرامی باد!
سر آمد كنون قصه يزدگرد
به ماه سفندارمد روز ارد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
بنام جهان داور كردگار
چو اين نامور نامه آمد ببن
ز من روى كشور شود پر سخن
از آن پس نميرم كه من زنده ام
كه تخم سخن من پراگنده ام
هر آن كس كه دارد هش و راى و دين
پس از مرگ بر من كند آفرين
سر آمد كنون قصه يزدگرد
به ماه سفندارمد روز ارد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
بنام جهان داور كردگار
چو اين نامور نامه آمد ببن
ز من روى كشور شود پر سخن
از آن پس نميرم كه من زنده ام
كه تخم سخن من پراگنده ام
هر آن كس كه دارد هش و راى و دين
پس از مرگ بر من كند آفرين
👍14❤12🔥4👏4🥰3
عید چه کتابی بخونیم؟(قسمت اول)
با توجه به اینکه سریالِ معاویه این روزها مورد توجه قرار گرفته، این کتاب بینظیر رو بهتون توصیه میکنم: جانشینی محمد اثر ویلفرد مادلونگ.
خلاصهای از محتوای کتاب:
مادلونگ دیدگاه سنتی اهل سنت را که انتخاب ابوبکر به عنوان خلیفه را امری طبیعی و مورد اجماع میداند، زیر سؤال میبرد. او استدلال میکند که علی (ع) به دلیل نزدیکی خانوادگی و ویژگیهای برجستهی دینی، گزینهی مناسبتری برای خلافت بود.
نویسنده معتقد است که خلافت ابوبکر نه از طریق یک اجماع واقعی، بلکه از طریق یک تصمیم سریع و رقابت سیاسی در سقیفه به دست آمد. همچنین، خلافت عمر نتیجهی انتصاب مستقیم از سوی ابوبکر بود، نه انتخاب عمومی مسلمانان.
مادلونگ به نقش قبیلهی بنیامیه و سیاستهای عثمان اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه این عوامل منجر به نارضایتی گسترده و در نهایت، قتل عثمان شد.
نویسنده به چالشهای علی (ع) پس از خلافت میپردازد، از جمله درگیریهای داخلی مانند جنگ جمل و صفین، و اینکه چگونه علی (ع) برخلاف خلفای پیشین، سعی کرد حکومتی بر پایهی عدالت و اصول اسلامی بنا کند.
با توجه به اینکه سریالِ معاویه این روزها مورد توجه قرار گرفته، این کتاب بینظیر رو بهتون توصیه میکنم: جانشینی محمد اثر ویلفرد مادلونگ.
خلاصهای از محتوای کتاب:
مادلونگ دیدگاه سنتی اهل سنت را که انتخاب ابوبکر به عنوان خلیفه را امری طبیعی و مورد اجماع میداند، زیر سؤال میبرد. او استدلال میکند که علی (ع) به دلیل نزدیکی خانوادگی و ویژگیهای برجستهی دینی، گزینهی مناسبتری برای خلافت بود.
نویسنده معتقد است که خلافت ابوبکر نه از طریق یک اجماع واقعی، بلکه از طریق یک تصمیم سریع و رقابت سیاسی در سقیفه به دست آمد. همچنین، خلافت عمر نتیجهی انتصاب مستقیم از سوی ابوبکر بود، نه انتخاب عمومی مسلمانان.
مادلونگ به نقش قبیلهی بنیامیه و سیاستهای عثمان اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه این عوامل منجر به نارضایتی گسترده و در نهایت، قتل عثمان شد.
نویسنده به چالشهای علی (ع) پس از خلافت میپردازد، از جمله درگیریهای داخلی مانند جنگ جمل و صفین، و اینکه چگونه علی (ع) برخلاف خلفای پیشین، سعی کرد حکومتی بر پایهی عدالت و اصول اسلامی بنا کند.
👍15👎13❤6🔥2👏2🤮2💩1
عید چه کتابی بخونیم؟(قسمت دوم)
کتابی کم حجم با موضوعی جالب که همه میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند: تاریخ نان در ایران.
کتاب «تاریخ نان در ایران» نوشتهٔ ویلم فلور، ایرانشناس برجسته، به بررسی جامع تاریخچهٔ نان در ایران میپردازد. این کتاب با توصیف آغاز کشاورزی و نانپزی در ایران باستان شروع میشود و به معرفی غلات و محصولات مختلفی که برای تهیهٔ نان استفاده میشدهاند، میپردازد. سپس، روشهای تهیهٔ خمیر در مناطق شهری و روستایی، تکنیکهای پخت و انواع نانهای متنوعی که در ایران تولید میشده و میشود را مورد بررسی قرار میدهد.
علاوه بر جنبههای فنی، کتاب به ابعاد معنوی و اجتماعی نان در جامعهٔ ایرانی نیز میپردازد و نشان میدهد که چگونه نان نقشی اساسی در فرهنگ و زندگی روزمرهٔ ایرانیان داشته است. در نهایت، نویسنده به اهمیت نان در رژیم غذایی مردم ایران و نحوهٔ برخورد دولتها با مسئلهٔ نان، که گاه تعیینکنندهٔ سرنوشت حکومتها بوده، اشاره میکند.
کتابی کم حجم با موضوعی جالب که همه میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند: تاریخ نان در ایران.
کتاب «تاریخ نان در ایران» نوشتهٔ ویلم فلور، ایرانشناس برجسته، به بررسی جامع تاریخچهٔ نان در ایران میپردازد. این کتاب با توصیف آغاز کشاورزی و نانپزی در ایران باستان شروع میشود و به معرفی غلات و محصولات مختلفی که برای تهیهٔ نان استفاده میشدهاند، میپردازد. سپس، روشهای تهیهٔ خمیر در مناطق شهری و روستایی، تکنیکهای پخت و انواع نانهای متنوعی که در ایران تولید میشده و میشود را مورد بررسی قرار میدهد.
علاوه بر جنبههای فنی، کتاب به ابعاد معنوی و اجتماعی نان در جامعهٔ ایرانی نیز میپردازد و نشان میدهد که چگونه نان نقشی اساسی در فرهنگ و زندگی روزمرهٔ ایرانیان داشته است. در نهایت، نویسنده به اهمیت نان در رژیم غذایی مردم ایران و نحوهٔ برخورد دولتها با مسئلهٔ نان، که گاه تعیینکنندهٔ سرنوشت حکومتها بوده، اشاره میکند.
👏9👍8❤3🥰3
کمبوجیه هرگز قهرمان مردمش نبود اما آن دیوانهای هم که خردهگیرانش - بهویژه هرودوت- تصور میکردند نبود. او نه تنها شاهنشاهی پدرش را حفظ کرده بود، بلکه با تسخیر مصر ثروتمند و حاصلخیز به نحو چشمگیری بر وسعت آن افزوده بود.
اگر کمبوجیه میان دو غول تاریخ ایران (کوروش و داریوش کبیر) قرار نمیگرفت، شاید به سبب نقش مهمی که در تاریخ ایران ایفا کرد به شکل بهتری از او یاد میشد. اما دستکم آوازه او از برکت منابعِ مصریِ باقیمانده، که او را فرمانروایی شایسته نشان دادهاند، حفظ شده است.
عصر شاهان بزرگ، لوید لوئلین جونز، ص 95
اگر کمبوجیه میان دو غول تاریخ ایران (کوروش و داریوش کبیر) قرار نمیگرفت، شاید به سبب نقش مهمی که در تاریخ ایران ایفا کرد به شکل بهتری از او یاد میشد. اما دستکم آوازه او از برکت منابعِ مصریِ باقیمانده، که او را فرمانروایی شایسته نشان دادهاند، حفظ شده است.
عصر شاهان بزرگ، لوید لوئلین جونز، ص 95
👏28❤8👍5🔥4👎1😍1
پارسیان به داریوش تاجر، به کمبوجیه ارباب و به کوروش پدر میگفتند؛ زیرا داریوش همه امورش را مانند یک تاجر اداره میکرد، کمبوجیه خشن بود و به کسی اهمیت نمیداد و کوروش مهربان بود و برای آنها همه چیزهای خوب را فراهم میکرد.
هرودوت، کتاب سوم، بند 89
هرودوت، کتاب سوم، بند 89
👍22❤10🔥2🥰2👏2🤔2💩1
مختصر و مفید پیرامون این موضوع:
۱. شاهنامه و فردوسی مقدس نیستند.
۲. کمدی زینب موسوی بسیار سطح پایین و مبتذل است.
۳. آزادی بیان یعنی زینب موسوی بتواند به فردوسی و شاهنامه توهین کند.
۴. آزادی بیان یعنی مخالفان زینب موسوی هم بتوانند با شدیدترین لحن ممکن "نظرشان" را بگویند.
۵. اگر مورد ۴ را قبول ندارید، پس طبعاً طرفدار آزادی بیان نیستید.
۶. اقدام دادستانی در اعلام جرم علیه زینب موسوی را شدیداً محکوم میکنیم.
۱. شاهنامه و فردوسی مقدس نیستند.
۲. کمدی زینب موسوی بسیار سطح پایین و مبتذل است.
۳. آزادی بیان یعنی زینب موسوی بتواند به فردوسی و شاهنامه توهین کند.
۴. آزادی بیان یعنی مخالفان زینب موسوی هم بتوانند با شدیدترین لحن ممکن "نظرشان" را بگویند.
۵. اگر مورد ۴ را قبول ندارید، پس طبعاً طرفدار آزادی بیان نیستید.
۶. اقدام دادستانی در اعلام جرم علیه زینب موسوی را شدیداً محکوم میکنیم.
👍31👎19👏5😐2
Forwarded from گاراژ ــ مهدی تدینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جدی جدی مردم ایران رو متهم کرد به «توحش»!
خیلی عجیبه! در خاطر ندارم کسی تا این حد صریح و بیپروا و گستاخانه به مردم ایران تاخته باشه! اونم برای چی؟ برای دوست داشتن ایران! هیچگونه تمایز و تبصره هم به کار نمیبره. کاملاً عمومی صحبت میکنه. بازگشت به خودآگاهی ایرانی برای بعضی بسیار ناگوار بوده. به خاطر انتقاد از یه شبهکُمدین متهم شدیم به «توحش». به خاطر احترام به فردوسی شدیم «گاوپرست». بعید میدونم چنین تعمیمهای ناروا و چنین یاوهبافیهایی هیچ ربطی به کار علمی داشته باشه.
اگر بیبیسی فارسی نبود، هیچکس توی این مملکت کسانی مثل این فرد رو نه دیده بود و نه میشناخت. سالهای سال امثال ایشون پای ثابت این شبکههای فارسیزبان خارجی بودند که هیچ تعهدی به بهروزی مردم ایران ندارند.
اما به عنوان کسی که بخش عمدۀ تحقیقات و ترجمههام دربارۀ فاشیسم بوده، وظیفۀ خودم میدونم که یادآوری کنم همه باید هشیار باشیم تا از فاشیستی شدن افکار جامعه جلوگیری کنیم ــ حتی از فاشیستی شدن افکار بخش کوچکی از مردم. راهش هم ترویج تفکرات لیبراله. رابطۀ لیبرالیسم و فاشیسم رابطۀ جن و بسماللهه. باطلالسحر فاشیسم لیبرالیسمه.
و البته همین تحقیقات باعث شده یاد بگیرم که باید جلوی آدرس غلط دادن به جامعه رو گرفت. اتفاقی که در جامعۀ ایران داره میافته صرفاً یک بازاندیشی تاریخیه؛ تجدیدنظرطلبی تاریخیه. تلاشی برای ایدئولوژیزدایی کردن از سیاسته، منتها جایگزین ایدئولوژی چپ و بنیادگرا قاعدتاً باید بازگشت به «دیدگاه ملی» باشه، چون این دیدگاه ملی حبلالمتینی برای رسیدن به فردای بهتره. کسی که مردم ایران رو دوست داره، باید بر هویت ملی و همزمان ارزشهای لیبرال تأکید کنه. ما برای فردای بهتر دستورالعملی میخوایم و این چیزی مگر اولویت دادن به امر ملی در برابر همهنوع فرقهگرایی و چپگرایی نیست.
کسی که این تلاش فکری جامعه برای ایدئولوژیزدایی رو نادیده میگیره و فقط بر اساس تندرویهای یک اقلیت کل مردم ایران رو داوری، تخطئه و ملامت میکنه و حتی متهم به توحش میکنه، آشکارا ریگی به کفش داره ــ به زبان ساده: از اینکه بالاخره مردم ایران کشتی نجاتی یافتند ناخرسنده و با تبر به جان این کشتی افتاده.
@Garajetadayoni | گاراژ
خیلی عجیبه! در خاطر ندارم کسی تا این حد صریح و بیپروا و گستاخانه به مردم ایران تاخته باشه! اونم برای چی؟ برای دوست داشتن ایران! هیچگونه تمایز و تبصره هم به کار نمیبره. کاملاً عمومی صحبت میکنه. بازگشت به خودآگاهی ایرانی برای بعضی بسیار ناگوار بوده. به خاطر انتقاد از یه شبهکُمدین متهم شدیم به «توحش». به خاطر احترام به فردوسی شدیم «گاوپرست». بعید میدونم چنین تعمیمهای ناروا و چنین یاوهبافیهایی هیچ ربطی به کار علمی داشته باشه.
اگر بیبیسی فارسی نبود، هیچکس توی این مملکت کسانی مثل این فرد رو نه دیده بود و نه میشناخت. سالهای سال امثال ایشون پای ثابت این شبکههای فارسیزبان خارجی بودند که هیچ تعهدی به بهروزی مردم ایران ندارند.
اما به عنوان کسی که بخش عمدۀ تحقیقات و ترجمههام دربارۀ فاشیسم بوده، وظیفۀ خودم میدونم که یادآوری کنم همه باید هشیار باشیم تا از فاشیستی شدن افکار جامعه جلوگیری کنیم ــ حتی از فاشیستی شدن افکار بخش کوچکی از مردم. راهش هم ترویج تفکرات لیبراله. رابطۀ لیبرالیسم و فاشیسم رابطۀ جن و بسماللهه. باطلالسحر فاشیسم لیبرالیسمه.
و البته همین تحقیقات باعث شده یاد بگیرم که باید جلوی آدرس غلط دادن به جامعه رو گرفت. اتفاقی که در جامعۀ ایران داره میافته صرفاً یک بازاندیشی تاریخیه؛ تجدیدنظرطلبی تاریخیه. تلاشی برای ایدئولوژیزدایی کردن از سیاسته، منتها جایگزین ایدئولوژی چپ و بنیادگرا قاعدتاً باید بازگشت به «دیدگاه ملی» باشه، چون این دیدگاه ملی حبلالمتینی برای رسیدن به فردای بهتره. کسی که مردم ایران رو دوست داره، باید بر هویت ملی و همزمان ارزشهای لیبرال تأکید کنه. ما برای فردای بهتر دستورالعملی میخوایم و این چیزی مگر اولویت دادن به امر ملی در برابر همهنوع فرقهگرایی و چپگرایی نیست.
کسی که این تلاش فکری جامعه برای ایدئولوژیزدایی رو نادیده میگیره و فقط بر اساس تندرویهای یک اقلیت کل مردم ایران رو داوری، تخطئه و ملامت میکنه و حتی متهم به توحش میکنه، آشکارا ریگی به کفش داره ــ به زبان ساده: از اینکه بالاخره مردم ایران کشتی نجاتی یافتند ناخرسنده و با تبر به جان این کشتی افتاده.
@Garajetadayoni | گاراژ
🤬22👍8👎2❤1🤮1