خواستم بگویم؛ اگر جهان با تمام بزرگیاش تو را به زمین بیاندازد، من حاضرم تو را از زمین بردارم. و اگر جهان تو را به تبعید فرستاد، من گوشهای از قلبم را برایت وطن میکنم. و اگر پلهای پشت سرت فرو ریخت، من دستم را آنسوی رودخانه نگه میدارم.
واژهها در گلو شکست و رنگ باخت.
@ANENAZ
واژهها در گلو شکست و رنگ باخت.
@ANENAZ
💔6❤2
بابک بیات وقتی این قطعه رو نواخت به چی فکر میکرد؟
چه فکری میتونه انگشتان دست رو به رقص دربیاره برای نوشتن این نتها؟
نمیدونم و کسی جز خودش نمیدونه.
اما اونی که میشنوه کجا میره؟ همهجا.
خوبی بیکلام همینه. کلامی نداره که تو رو جایی ببره.
فقط صدای نتهاست. فقط کافیه چشمها رو ببندی و همراه بشی، هر جا که دلت خواست.
صدایی مدام توی سر من داره تکرار میشه:
"همیشه رفتن و رفتن، از آمدن چه خبر؟"
من؟ به تو فکر کردم.
بیدار شدم، به تو فکر کردم.
غرق در روزمرگی بودم و باز هم به تو فکر کردم.
در سیاهی شب فرو رفتم، به تو فکر کردم.
به حرفهایی که زده شد و حرفهایی که زده نشد، به تو فکر کردم.
به خواب رفتم، اما باز هم به تو فکر کردم.
@ANENAZ
چه فکری میتونه انگشتان دست رو به رقص دربیاره برای نوشتن این نتها؟
نمیدونم و کسی جز خودش نمیدونه.
اما اونی که میشنوه کجا میره؟ همهجا.
خوبی بیکلام همینه. کلامی نداره که تو رو جایی ببره.
فقط صدای نتهاست. فقط کافیه چشمها رو ببندی و همراه بشی، هر جا که دلت خواست.
صدایی مدام توی سر من داره تکرار میشه:
"همیشه رفتن و رفتن، از آمدن چه خبر؟"
من؟ به تو فکر کردم.
بیدار شدم، به تو فکر کردم.
غرق در روزمرگی بودم و باز هم به تو فکر کردم.
در سیاهی شب فرو رفتم، به تو فکر کردم.
به حرفهایی که زده شد و حرفهایی که زده نشد، به تو فکر کردم.
به خواب رفتم، اما باز هم به تو فکر کردم.
@ANENAZ
❤12
نیچه میگفت:
آدمها تعصب بر باورهایشان را نشانه وفاداری میدانند، حال آنکه گاهی فقط نشانه ترس از نوسازی خویشتن است.
چقدر از تصمیمهای ما،
چقدر از رابطههایی که در آنها سوختهایم،
و چقدر از ایدههایی که از پا افتادهاند،
فقط به این دلیل ادامه پیدا میکنند که روزی انتخابشان کرده بودیم؟
شجاعت واقعی در ادامه دادن همهچیز نیست؛
گاهی در اعتراف به این است که:
آن انتخاب، متعلق به نسخه دیروز من بود.
@ANENAZ
آدمها تعصب بر باورهایشان را نشانه وفاداری میدانند، حال آنکه گاهی فقط نشانه ترس از نوسازی خویشتن است.
چقدر از تصمیمهای ما،
چقدر از رابطههایی که در آنها سوختهایم،
و چقدر از ایدههایی که از پا افتادهاند،
فقط به این دلیل ادامه پیدا میکنند که روزی انتخابشان کرده بودیم؟
شجاعت واقعی در ادامه دادن همهچیز نیست؛
گاهی در اعتراف به این است که:
آن انتخاب، متعلق به نسخه دیروز من بود.
@ANENAZ
👏7👍1
شاهِ شوریدهسران، احمد غزّالی، میگوید:
«با عشقِ تو خویش و از تو بیگانه منم.»
غریبحالیه...
#احمد_غزالی
@ANENAZ
«با عشقِ تو خویش و از تو بیگانه منم.»
غریبحالیه...
#احمد_غزالی
@ANENAZ
❤6
❤9
ایران از پای نمیاُفتد،
میتپد و چون ققنوس
از خاکستر خود برمیخیزد.
#محمدعلی_اسلامی_ندوشن
آقای ندوشن، ایرانی هم.
هر چه بگیرند، باور گرفتنی نیست.
@ANENAZ
میتپد و چون ققنوس
از خاکستر خود برمیخیزد.
#محمدعلی_اسلامی_ندوشن
آقای ندوشن، ایرانی هم.
هر چه بگیرند، باور گرفتنی نیست.
@ANENAZ
🔥6❤2
«درد، گاه عمیق است، گاه دقیق. دردِ عمیق گستردهتر و مبهمتر از آن است که به واقعهای خاص آویخته باشد؛ مثل دردِ وطن یا دردِ غربت. اما دردِ دقیق روی واقعهای خاص متمرکز است؛ مثل دردِ پایی که به میز خورده یا دردِ دستی که به چیزی تیز خورده. دردهای عمیق میمانند. دردهای دقیق میآیند و غالباً میروند.»
•ابراهیم سلطانی
@ANENAZ
•ابراهیم سلطانی
@ANENAZ
💔6