کاشکی
محمد معتمدی
🎼❤️🎼
🗣#محمد_معتمدی
🎼کاشکی
از هم گریختیم
وان نازنین پیالهی دلخواه را، دریغ بر خاک ریختیم
با آن همه نیاز که من داشتم به تو
پرهیز عاشقانهی من ناگزیر بود
من بارها به سوی تو باز آمدم
ولی هر بار دیر بود
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
🗣#محمد_معتمدی
🎼کاشکی
از هم گریختیم
وان نازنین پیالهی دلخواه را، دریغ بر خاک ریختیم
با آن همه نیاز که من داشتم به تو
پرهیز عاشقانهی من ناگزیر بود
من بارها به سوی تو باز آمدم
ولی هر بار دیر بود
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
❤1👍1👌1
○
هم تو مگر پیالهای،
بخشی از آن می کهن
ور نه شراب دیگری
نشکند این خمار را
شد ز تو زهر خوردنم
مایهٔ رشک عالمی
بسکه به ذوق میکشم
این می ناگوار را
✍#وحشی_بافقی
🍏🍎🍃
هم تو مگر پیالهای،
بخشی از آن می کهن
ور نه شراب دیگری
نشکند این خمار را
شد ز تو زهر خوردنم
مایهٔ رشک عالمی
بسکه به ذوق میکشم
این می ناگوار را
✍#وحشی_بافقی
🍏🍎🍃
👌2❤1🕊1
○
در سکوت باید گفت؛
آن زمان که واژه واژه هایِ
خونینِ دفترت؛ سلاخی می شوند
و روحِ عریانِ باورهایت،
ردایِ شرم می پوشد
در سکوت باید رفت؛
آن زمان که، دردها...
عابران کوچه یِ بن بست اند
و خارها،
مرزهایِ کینه توزِ بیقراری هاست؛
در سکوت، باید باران شد
آن زمان که سرو ها با اشاره یِ
سرانگشتِ باد در هم می توفند؛
و قامت شان؛ دوتا می شود
در سکوت باید مرد!
آن زمان که کلاغ ها،
آوازه خوانِ شهر و دیارِ غریب اند
و مترسک ها؛
طلایه دارِ مزارعِ مکر و فریب!...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
در سکوت باید گفت؛
آن زمان که واژه واژه هایِ
خونینِ دفترت؛ سلاخی می شوند
و روحِ عریانِ باورهایت،
ردایِ شرم می پوشد
در سکوت باید رفت؛
آن زمان که، دردها...
عابران کوچه یِ بن بست اند
و خارها،
مرزهایِ کینه توزِ بیقراری هاست؛
در سکوت، باید باران شد
آن زمان که سرو ها با اشاره یِ
سرانگشتِ باد در هم می توفند؛
و قامت شان؛ دوتا می شود
در سکوت باید مرد!
آن زمان که کلاغ ها،
آوازه خوانِ شهر و دیارِ غریب اند
و مترسک ها؛
طلایه دارِ مزارعِ مکر و فریب!...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏1👌1
○
هرکه عاشق
دیدیش معشوق دان
کاو به نسبت هست
هم این و هم آن
جمله معشوقست و
عاشق پردهای
زنده معشوق است و
عاشق مردهای
در دل عاشق
بجز معشوق نیست
در میانشان فارق و
مفروق نیست
#مولانای_جان
عشق چون بر صحرای دل عاشق خیمه زند و وجود او را غرق در دریای عدم خویش کند ، عاشق را از خویش بستاند و به معشوق زنده و جاوید سازد ، چنانچه اگر سخنی گوید او نمیگوید بلکه معشوق است که از زبان او سخن میگوید و چون به چیزی بنگرد آنرا از دریچهی چشم معشوق بیند.
🍏🍎🍃
هرکه عاشق
دیدیش معشوق دان
کاو به نسبت هست
هم این و هم آن
جمله معشوقست و
عاشق پردهای
زنده معشوق است و
عاشق مردهای
در دل عاشق
بجز معشوق نیست
در میانشان فارق و
مفروق نیست
#مولانای_جان
عشق چون بر صحرای دل عاشق خیمه زند و وجود او را غرق در دریای عدم خویش کند ، عاشق را از خویش بستاند و به معشوق زنده و جاوید سازد ، چنانچه اگر سخنی گوید او نمیگوید بلکه معشوق است که از زبان او سخن میگوید و چون به چیزی بنگرد آنرا از دریچهی چشم معشوق بیند.
🍏🍎🍃
❤2👌1
●
به کدامین گناه
بال پرواز شاپرک زخمی ست؟
و گونه های ِ شب
در بسترِ خالی ِ خاطره ها؛
خیس می شود ؛
به کدامین گناه
رد قدم های کوچه، برفی ست؟
و نگاه تبدارِ پنجره ؛
در انتظار چشمان ابری ِ ماه
آه ... می شود ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
به کدامین گناه
بال پرواز شاپرک زخمی ست؟
و گونه های ِ شب
در بسترِ خالی ِ خاطره ها؛
خیس می شود ؛
به کدامین گناه
رد قدم های کوچه، برفی ست؟
و نگاه تبدارِ پنجره ؛
در انتظار چشمان ابری ِ ماه
آه ... می شود ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1