Kirasê Te (Hawer Lê)
Kurdish Echoes, Kurdish Echoes, Kurdish Echoes
🎼❤️🎼
در انبوه شاخه های عریان تاک ؛
و در زمزمه ی گنگ جیرجیرک ها
هنوز هم می شود بهار را باور کرد
و با عشق در قلب شب، شکوفه زد
هنوز هم می شود
گونه های ماه را بوسید
و با آوای محزونِ مرغ شب؛
خوابید و خواب چشمان تو را دید!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
در انبوه شاخه های عریان تاک ؛
و در زمزمه ی گنگ جیرجیرک ها
هنوز هم می شود بهار را باور کرد
و با عشق در قلب شب، شکوفه زد
هنوز هم می شود
گونه های ماه را بوسید
و با آوای محزونِ مرغ شب؛
خوابید و خواب چشمان تو را دید!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏2❤1
حلاج و راز انالحق- مقدمه
اعظم مسعودی
📕✨📕
📕 #حلاج__راز_انالحق
✍ #عطاالله_تدین
🎤#اعظم_مسعودی
مقدمه/
خداوندا ...
کدام نقطهی زمین؛
از تو خالیست
که خلق تو را؛
در آسمان میجویند؟!...
👤#منصور_حلاج
🍏🍎🍃
📕 #حلاج__راز_انالحق
✍ #عطاالله_تدین
🎤#اعظم_مسعودی
مقدمه/
خداوندا ...
کدام نقطهی زمین؛
از تو خالیست
که خلق تو را؛
در آسمان میجویند؟!...
👤#منصور_حلاج
🍏🍎🍃
👌2❤1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهار شنبه ☀️🐓
۷ امرداد ماه ۱۴۰۵ شمسی 29 ژوئیه 2026 میلادی ۱۴صفر ۱۴۴۸ قمری
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
💛❤️💛
-------------------------
چهار شنبه تان به شادی و لبخند 💞
-------------------------🍒🍇🍒
شادی بطلب؛
که حاصلِ عمر دمی است
هر ذرّه
ز خاکِ کیقبادی
و جَمی است
احوالِ جهان و
اصلِ این عمر که هست
خوابی و خیالی و
فریبی و دمی است
حکیم#خیام
--------------------------
قدم های زندگی به رویشی سبز
معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗓 امروز چهار شنبه ☀️🐓
۷ امرداد ماه ۱۴۰۵ شمسی 29 ژوئیه 2026 میلادی ۱۴صفر ۱۴۴۸ قمری
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
💛❤️💛
-------------------------
چهار شنبه تان به شادی و لبخند 💞
-------------------------🍒🍇🍒
شادی بطلب؛
که حاصلِ عمر دمی است
هر ذرّه
ز خاکِ کیقبادی
و جَمی است
احوالِ جهان و
اصلِ این عمر که هست
خوابی و خیالی و
فریبی و دمی است
حکیم#خیام
--------------------------
قدم های زندگی به رویشی سبز
معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2❤1
●
اگر هرچیز را دوست بدارید به راز خداوند در چیزها پی خواهید برد. همینکه آن را دریافتید هر روز بیوقفه شروع خواهید کرد به درک بیشتر و بیشتر آن. و سرانجام شیفتهٔ همهٔ عالم خواهید شد با عشقی تمام و همگانی.
✍ #فئودور_داستایفسکی
📕 # برادران کارامازوف
🍏🍎🍃
اگر هرچیز را دوست بدارید به راز خداوند در چیزها پی خواهید برد. همینکه آن را دریافتید هر روز بیوقفه شروع خواهید کرد به درک بیشتر و بیشتر آن. و سرانجام شیفتهٔ همهٔ عالم خواهید شد با عشقی تمام و همگانی.
✍ #فئودور_داستایفسکی
📕 # برادران کارامازوف
🍏🍎🍃
🙏2👌2
Good NEW DAY
حتی اگه نتونی مسیر باد رو عوض کنی، میتونی بادبانهایت رو تنظیم کنی.
نگرانی برای چیزایی که دست تو نیست، فقط ذهنتو خستهتر میکنه.
تمرکزتو بذار روی جایی که واقعاً قدرت داری: رفتار، واکنش، و انتخابهات.
اونجاست که تغییر شروع میشه.
درودی به مهر صبح تان به خیر ☀️💞
چهارشنبه تان بر مدار عشق و زندگی
🍏🍎🍃
حتی اگه نتونی مسیر باد رو عوض کنی، میتونی بادبانهایت رو تنظیم کنی.
نگرانی برای چیزایی که دست تو نیست، فقط ذهنتو خستهتر میکنه.
تمرکزتو بذار روی جایی که واقعاً قدرت داری: رفتار، واکنش، و انتخابهات.
اونجاست که تغییر شروع میشه.
درودی به مهر صبح تان به خیر ☀️💞
چهارشنبه تان بر مدار عشق و زندگی
🍏🍎🍃
❤2🙏2
○
به یک پیمانه با ساقی چنان بستیم پیمان را
که تا هستیم بشناسیم از کافر مسلمان را
به کوی میفروشان با هزاران عیب خوشنودم
که پوشیدهست خاکش عیب هر آلوده دامان را
تکبر با گدایان در میخانه کمتر کن
که اینجا مور بر هم میزند تخت سلیمان را
تو هم خواهی گریبان چاک زد تا دامن محشر
اگر چون صبح صادق بینی آن چاک گریبان را
نخواهد جمع شد هرگز پریشان حال مشتاقان
مگر وقتی که سازد جمع آن زلف پریشان را
دل و جان نظر بازان همه بر یکدیگر دوزد
نهد چون در کمان ابروی جانان تیر مژگان را
کجا خواهد نهادن پای رحمت بر سر خاکم
کسی کز سرکشی برخاک ریزد خون پاکان را
گر آن شاهد که دیدم من ببیند دیدهٔ زاهد
نخست از سرگذارد مایهٔ سودای رضوان را
من ار محبوب خود را میپرستم، دم مزن واعظ
که از کفر محبت اولیا جستند ایمان را
دمی ای کاش ساقی، لعل آن زیبا جوان گردد
که خضر از بیخودی بر خاک ریزد آب حیوان را
فروغی، زان دلم در تنگنای سینه تنگ آید
که نتوان داشت در کنج قفس مرغ گلستان را
#فروغی_بسطامی
" غزل شمارهٔ ۲۸"
🍏🍎🍃
به یک پیمانه با ساقی چنان بستیم پیمان را
که تا هستیم بشناسیم از کافر مسلمان را
به کوی میفروشان با هزاران عیب خوشنودم
که پوشیدهست خاکش عیب هر آلوده دامان را
تکبر با گدایان در میخانه کمتر کن
که اینجا مور بر هم میزند تخت سلیمان را
تو هم خواهی گریبان چاک زد تا دامن محشر
اگر چون صبح صادق بینی آن چاک گریبان را
نخواهد جمع شد هرگز پریشان حال مشتاقان
مگر وقتی که سازد جمع آن زلف پریشان را
دل و جان نظر بازان همه بر یکدیگر دوزد
نهد چون در کمان ابروی جانان تیر مژگان را
کجا خواهد نهادن پای رحمت بر سر خاکم
کسی کز سرکشی برخاک ریزد خون پاکان را
گر آن شاهد که دیدم من ببیند دیدهٔ زاهد
نخست از سرگذارد مایهٔ سودای رضوان را
من ار محبوب خود را میپرستم، دم مزن واعظ
که از کفر محبت اولیا جستند ایمان را
دمی ای کاش ساقی، لعل آن زیبا جوان گردد
که خضر از بیخودی بر خاک ریزد آب حیوان را
فروغی، زان دلم در تنگنای سینه تنگ آید
که نتوان داشت در کنج قفس مرغ گلستان را
#فروغی_بسطامی
" غزل شمارهٔ ۲۸"
🍏🍎🍃
❤3👌2