This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
مدام باید مست بود!
جادوی کلام "بودلر"
و زمزمهی گرم "سرژ رجیانی"
-------------------------------
آه ...
ای انگورها؛ مست شوید!
بگذار؛ جام هایِ شرنگِ زندگی،
لبریز شود، از سکرِ شرابِ عشق
در آغوشِ بی پروایِ
تاک هایِ دلخونِ دلتنگ؛
و در بغضِ گلویِ لحظه هایِ
فراموش شده یِ گسِ زندگی
تا بهتِ شادی هایِ مخدوشِ؛
شاید؛
فاصله یِ این انتظارِ کبود
در سکونِ ریل هایِ همپایِ زندگی
تا اخرین ایستگاهِ نیلیِ مرگ؛
با جامی دگر،
از سبویِ ترک خورده یِ عشق؛
از خاطرِ دلتنگِ
این روزهایِ ابریِ برود!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
مدام باید مست بود!
جادوی کلام "بودلر"
و زمزمهی گرم "سرژ رجیانی"
-------------------------------
آه ...
ای انگورها؛ مست شوید!
بگذار؛ جام هایِ شرنگِ زندگی،
لبریز شود، از سکرِ شرابِ عشق
در آغوشِ بی پروایِ
تاک هایِ دلخونِ دلتنگ؛
و در بغضِ گلویِ لحظه هایِ
فراموش شده یِ گسِ زندگی
تا بهتِ شادی هایِ مخدوشِ؛
شاید؛
فاصله یِ این انتظارِ کبود
در سکونِ ریل هایِ همپایِ زندگی
تا اخرین ایستگاهِ نیلیِ مرگ؛
با جامی دگر،
از سبویِ ترک خورده یِ عشق؛
از خاطرِ دلتنگِ
این روزهایِ ابریِ برود!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
مرتضی پاشایی - نبض احساس
@moziku
🎼❤️🎼
🗣#مرتضی_پاشایی🕊
🎼#نبض_احساس
مرا ببوس
مرا دیوانه وار ببوس
آنگونه که انگار
برای آخرین بار است
مرا ببوس
مرا دیوانه وار ببوس
چرا که میترسم
تو را ازدست بدهم ...
#کونسوئلو_ولازکویز
🍏🍎🍃
🗣#مرتضی_پاشایی🕊
🎼#نبض_احساس
مرا ببوس
مرا دیوانه وار ببوس
آنگونه که انگار
برای آخرین بار است
مرا ببوس
مرا دیوانه وار ببوس
چرا که میترسم
تو را ازدست بدهم ...
#کونسوئلو_ولازکویز
🍏🍎🍃
❤1❤🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
من دوستت دارم !
شب در خلوتِ پریشانِ
این همه ظلمت ؛
عشق را ؛
در چشمان ماه ؛ خواب میکند
تا رویا نمیرد
تا رویا بماند
تا عشق ؛ در قلب مان
جاودانه شود ...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
من دوستت دارم !
شب در خلوتِ پریشانِ
این همه ظلمت ؛
عشق را ؛
در چشمان ماه ؛ خواب میکند
تا رویا نمیرد
تا رویا بماند
تا عشق ؛ در قلب مان
جاودانه شود ...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
عطر تو
ابی
🎼❤️🎼
تو؛
تمامیّتِ شعری برایِ من
وچشم هایت،
جام شرابی که؛
مست می کند مرا
در ازدحامِ کوچه یِ بن بست!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
تو؛
تمامیّتِ شعری برایِ من
وچشم هایت،
جام شرابی که؛
مست می کند مرا
در ازدحامِ کوچه یِ بن بست!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
●
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنج شنبه. ☀️🌙
☀️۲۴ آبان ۱۴۰۳
🌙۱۲جمادی الاول ۱۴۴۶
🌲۱۴ نوامبر ۲۰۲۴
--------🍂--------🍂---------
----------------------------
قدم هایتان در مسیری سبز و
پویا -----------------🍂----
برگ برگ پاییزان زیبا رنگین
کمانی از عشق و امید زندگی
برگ برگ رنگین آبان ماه زیبا
به شادی امید و لبخند 💑👩❤️👩👨❤️👨
-------🍂------🍂--------
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا.. باآرزوی جهانی
سراسر صلح و دوستی و آرامش
به امید قدم هایی سبز و پویا
پایان هفته تان به شادی و آرامش
--------🍂-------🍂---------------
آرزو دارم با افتادن
هر برگ از شاخه اندوه و ناشادی
از دل هایتان و از آسمان ابری این
سرزمین زدوده شود
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنج شنبه. ☀️🌙
☀️۲۴ آبان ۱۴۰۳
🌙۱۲جمادی الاول ۱۴۴۶
🌲۱۴ نوامبر ۲۰۲۴
--------🍂--------🍂---------
----------------------------
قدم هایتان در مسیری سبز و
پویا -----------------🍂----
برگ برگ پاییزان زیبا رنگین
کمانی از عشق و امید زندگی
برگ برگ رنگین آبان ماه زیبا
به شادی امید و لبخند 💑👩❤️👩👨❤️👨
-------🍂------🍂--------
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا.. باآرزوی جهانی
سراسر صلح و دوستی و آرامش
به امید قدم هایی سبز و پویا
پایان هفته تان به شادی و آرامش
--------🍂-------🍂---------------
آرزو دارم با افتادن
هر برگ از شاخه اندوه و ناشادی
از دل هایتان و از آسمان ابری این
سرزمین زدوده شود
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
●
چشم تا کار میکرد
هوش پاییز بود.
ای عجیب قشنگ !
با نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل خوابی پر از لکنت سبز یک باغ،
چشمهایی شبیه حیای مشبک،
پلکهای مردد
مثل انگشتهای پریشان خواب مسافر !
زیر بیداری بیدهای لب رود
انس
مثل یک مشت خاکستر محرمانه
روی گرمای ادراک پاشیده میشد.
فکر
آهسته بود.
آرزو دور بود
مثل مرغی که روی درخت حکایت بخواند.
در کجاهای پاییزهایی که خواهند آمد
یک دهان مشجر
از سفرهای خوب
حرف خواهد زد؟
✍#سهراب _سپهری
🍏🍎🍃
چشم تا کار میکرد
هوش پاییز بود.
ای عجیب قشنگ !
با نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل خوابی پر از لکنت سبز یک باغ،
چشمهایی شبیه حیای مشبک،
پلکهای مردد
مثل انگشتهای پریشان خواب مسافر !
زیر بیداری بیدهای لب رود
انس
مثل یک مشت خاکستر محرمانه
روی گرمای ادراک پاشیده میشد.
فکر
آهسته بود.
آرزو دور بود
مثل مرغی که روی درخت حکایت بخواند.
در کجاهای پاییزهایی که خواهند آمد
یک دهان مشجر
از سفرهای خوب
حرف خواهد زد؟
✍#سهراب _سپهری
🍏🍎🍃
❤1
○
سحر، کرشمهی صبحم
بشارتی خوش داد
که کس همیشه
گرفتار غم نخواهد ماند
بر این رواق زبرجد
نوشتهاند به زر
که جز نکویی
اهل کرم نخواهد ماند
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
سحر، کرشمهی صبحم
بشارتی خوش داد
که کس همیشه
گرفتار غم نخواهد ماند
بر این رواق زبرجد
نوشتهاند به زر
که جز نکویی
اهل کرم نخواهد ماند
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
❤1
○
یک روز صبح از خوابِ زندگی برمیخیزی
و میبینی که آفتابِ درخشان از پنجره تافته
و درختان، شاد و سرخوش
در نور آفتاب با باد صبا میرقصند...
و خواهی خندید بر آن شب سیاه
که یکی دو ساعت تو را ترسانده بود.
✍#امیلی_دیکنسون
پایان هفته تان به شادی دوستانم
🍏🍎🍃
یک روز صبح از خوابِ زندگی برمیخیزی
و میبینی که آفتابِ درخشان از پنجره تافته
و درختان، شاد و سرخوش
در نور آفتاب با باد صبا میرقصند...
و خواهی خندید بر آن شب سیاه
که یکی دو ساعت تو را ترسانده بود.
✍#امیلی_دیکنسون
پایان هفته تان به شادی دوستانم
🍏🍎🍃
❤2👍1