Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
كالشمس أنتِ!
فقالت وهْي ضاحكة:
وأنتَ كالقمر الصافي لمن نظرا
متى اللقاء؟! فقالت وهْي باكية:
الشمسُ لا ينبغي أن تدركَ القمرا...
گفتم تو همچون خورشیدی!
با لبی خندان گفت:
و تو هَمچون ماه پاکی برای هر دیدهای..
گفتم وعدهی ملاقات چه زمانیست؟!
در حالیکه میگریست گفت:
خورشید هرگز نباید به ماه برسد..
✍#رامی_مسفر
🍏🍎🍃
كالشمس أنتِ!
فقالت وهْي ضاحكة:
وأنتَ كالقمر الصافي لمن نظرا
متى اللقاء؟! فقالت وهْي باكية:
الشمسُ لا ينبغي أن تدركَ القمرا...
گفتم تو همچون خورشیدی!
با لبی خندان گفت:
و تو هَمچون ماه پاکی برای هر دیدهای..
گفتم وعدهی ملاقات چه زمانیست؟!
در حالیکه میگریست گفت:
خورشید هرگز نباید به ماه برسد..
✍#رامی_مسفر
🍏🍎🍃
❤2👏1
○
کوچه ها، خالی است
قبایِ شب، دریده از
خراشِ بغضِ تنهایی؛
کسی در انتظارِ کسی نیست!
رفو باید کرد
رفو باید کرد،
زخمِ شب را، با عشق
تا بهتِ پنجره،
در بسترِ عریانِ
خاطره ها، آرام بگیرد
و نیلوفرِ دستانت؛
آغوشِ رویاهایِ مرا، خواب کند
بگذار؛
چهار فصلِ اوراقِ
نا خوانده یِ روزهایِ
دلواپسی ام؛
بالِ پروازِ پرنده ای باشد
در ابدیّتِ بیکرانه یِ عشق!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
کوچه ها، خالی است
قبایِ شب، دریده از
خراشِ بغضِ تنهایی؛
کسی در انتظارِ کسی نیست!
رفو باید کرد
رفو باید کرد،
زخمِ شب را، با عشق
تا بهتِ پنجره،
در بسترِ عریانِ
خاطره ها، آرام بگیرد
و نیلوفرِ دستانت؛
آغوشِ رویاهایِ مرا، خواب کند
بگذار؛
چهار فصلِ اوراقِ
نا خوانده یِ روزهایِ
دلواپسی ام؛
بالِ پروازِ پرنده ای باشد
در ابدیّتِ بیکرانه یِ عشق!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👍1
And I Love You So
Perry Como
🎼❤️🎼
🗣#پری_کومو
و من بسیار دوستت دارم
مردم میپرسند؛ چگونه
چگونه تا کنون زنده ماندهام
ومن پاسخشان میدهم
که نمیدانم
به گمانم آنان میدانند
که زندگی ام با چه تنهایی سپری شده
اما زندگی دوباره آغاز شد
آن روز که تو دستم را گرفتی...
🍏🍎🍃
🗣#پری_کومو
و من بسیار دوستت دارم
مردم میپرسند؛ چگونه
چگونه تا کنون زنده ماندهام
ومن پاسخشان میدهم
که نمیدانم
به گمانم آنان میدانند
که زندگی ام با چه تنهایی سپری شده
اما زندگی دوباره آغاز شد
آن روز که تو دستم را گرفتی...
🍏🍎🍃
❤1
○
هر جا و هر کجای جهان که باشم
باز به بسترِ بیخواب خود برمیگردم
باز این عطر و اسم توست
که مرا
به مرور واژهها میخواند
من از شروعِ تو بوده
که شب را
برای رسیدن به صبح میخواهم
و تو
هر جا و هر کجای جهان که باشی
باز به رویاهای من باز خواهی گشت
✍#سیدعلی_صالحی
🍏🍎🍃
هر جا و هر کجای جهان که باشم
باز به بسترِ بیخواب خود برمیگردم
باز این عطر و اسم توست
که مرا
به مرور واژهها میخواند
من از شروعِ تو بوده
که شب را
برای رسیدن به صبح میخواهم
و تو
هر جا و هر کجای جهان که باشی
باز به رویاهای من باز خواهی گشت
✍#سیدعلی_صالحی
🍏🍎🍃
❤1👍1
شکایت هجران_محمد اصفهانی
@bazmemusighi
🎼❤️🎼
🗣#محمد_اصفهانی
🎼#شکایت_هجران
-----------------‐-----
زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست
جانم بگیرو صحبت جانانه ام ببخش؛
که از جان شکیب هست وز جانان شکیب نیست
گمگشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست
عاشق منم که یار به حالم نظرنکرد
ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست...
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
🗣#محمد_اصفهانی
🎼#شکایت_هجران
-----------------‐-----
زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست
جانم بگیرو صحبت جانانه ام ببخش؛
که از جان شکیب هست وز جانان شکیب نیست
گمگشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست
عاشق منم که یار به حالم نظرنکرد
ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست...
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
👍1
○
آدم ها يک روز میآيند
و روز ديگر میروند،
ولی در خوابهایمان میمانند.
آدم ها يک روز میآيند
و روز ديگر میروند،
ولی ديروز را با خود نمیبرند.
آدم ها میآيند،
خاطرههايشان را جا میگذارند و میروند!
آدم ها وقتی میآيند،
موسيقیشان را هم با خودشان میآورند.
ولی وقتی میروند، با خود نمیبرند.
آدم ها میآيند و میروند،
ولی در دلتنگیهایمان، شعرهایمان
و روياهای خيس شبانهمان میمانند.
جا نگذاريد.
هر چه را که روزی میآوريد،
با خودتان ببريد.
وقتی که میرويد ديگر
به خواب و خاطرهی آدم برنگرديد...!
✍#هرتا_مولر
🍏🍎🍃
آدم ها يک روز میآيند
و روز ديگر میروند،
ولی در خوابهایمان میمانند.
آدم ها يک روز میآيند
و روز ديگر میروند،
ولی ديروز را با خود نمیبرند.
آدم ها میآيند،
خاطرههايشان را جا میگذارند و میروند!
آدم ها وقتی میآيند،
موسيقیشان را هم با خودشان میآورند.
ولی وقتی میروند، با خود نمیبرند.
آدم ها میآيند و میروند،
ولی در دلتنگیهایمان، شعرهایمان
و روياهای خيس شبانهمان میمانند.
جا نگذاريد.
هر چه را که روزی میآوريد،
با خودتان ببريد.
وقتی که میرويد ديگر
به خواب و خاطرهی آدم برنگرديد...!
✍#هرتا_مولر
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
من آن درختِ زمستانی،
بر آستانِ بهارانم
که جز به طعنه نمیخندد،
شکوفه بر تنِ عریانم
زِ نوشخندِ سحرگاهان،
خبر چگونه توانم داشت
منی که در شبِ بی پایان،
گواهِ گریهی بارانم
غلامِ همّتِ خورشیدم،
که چون دریچه فرو بندد
نه از هراسِ من اندیشد،
نه از سیاهیِ زندانم
کجاست بادِ سحرگاهان؟
که در صفای پس از باران
کند به یادِ تو، ای ایران!
به بوی خاکِ تو مهمانم ...
✍#نادر_نادرپور
🍏🍎🍃
من آن درختِ زمستانی،
بر آستانِ بهارانم
که جز به طعنه نمیخندد،
شکوفه بر تنِ عریانم
زِ نوشخندِ سحرگاهان،
خبر چگونه توانم داشت
منی که در شبِ بی پایان،
گواهِ گریهی بارانم
غلامِ همّتِ خورشیدم،
که چون دریچه فرو بندد
نه از هراسِ من اندیشد،
نه از سیاهیِ زندانم
کجاست بادِ سحرگاهان؟
که در صفای پس از باران
کند به یادِ تو، ای ایران!
به بوی خاکِ تو مهمانم ...
✍#نادر_نادرپور
🍏🍎🍃
👍1👏1
دوستت دارم و دوستت خواهم داشت- پیپینو-گالیاردی
@injaZanVojuddarad
🎼❤️🎼
۰دوستت دارم و دوستت خواهم داشت"
باصدای زیبای "پپینو گالیاردی"
Music #Tame_e_Tamero
Artist #Peppino_Gagliardi
--------------------
اگر برای اینکه
آدم خوبی هستی،
انتظار پاداش داری؛
آدم خوبی نیستی!
✍#برتراند_راسل
🍏🍎🍃
۰دوستت دارم و دوستت خواهم داشت"
باصدای زیبای "پپینو گالیاردی"
Music #Tame_e_Tamero
Artist #Peppino_Gagliardi
--------------------
اگر برای اینکه
آدم خوبی هستی،
انتظار پاداش داری؛
آدم خوبی نیستی!
✍#برتراند_راسل
🍏🍎🍃
👍2❤🔥1
○
مکرمه قنبری (شناخته شده به نام ننه مکرمه)، (متولد: ۱۳۰۷ (۱۹۲۸) در دریکنده بابل، ایران - درگذشت: ۲ آبان ۱۳۸۴ (اکتبر ۲۰۰۵) نقاش سبک پست مدرنیسم مازندرانی بود که به خاطر نقاشیهایش به شهرت جهانی رسید.
نقاشیهای وی موجب شد تا به عنوان بانوی سال نقاش در سال ۲۰۰۱ توسط دوازدهمین کنفرانس ایرانشناسی در دانشگاه دولتی سوئد، معرفی شود.
مکرمه تحصیلات دانشگاهی و سواد خواندن و نوشتن نداشت و دوره علمی هم نگذرانده بود، او در سن ۶۷ سالگی نقاشی را شروع کرد و نخستین نمایشگاهش در سال ۱۳۷۴ در گالری سیحون بر پا شد اولین بار در سال ۱۹۹۸ فیلمی از مکرّمه و آثارش توسط مجید ماهیچی ساخته شد.
نمایشگاههای بسیاری از آثار مکرمه در سراسر دنیابرگزار شده و هر ساله برگزار میشود. مکرمه که خانه اش جزء میراث فرهنگی کشور به ثبت رسیده و به موزه تبدیل شده هرساله پذیرای بازدید کنندگان فراوانی از سراسر دنیاست. موزه مکرمه همکاریهای بسیاری با موزههای مختلف دنیا از جمله موزه باورز در ایالت کالیفرنیا داشته که ماحصل آن برپایی نمایشگاههایی در کالیفرنیا بوده و سایر کشورها بوده است.
🍏🍎🍃
مکرمه قنبری (شناخته شده به نام ننه مکرمه)، (متولد: ۱۳۰۷ (۱۹۲۸) در دریکنده بابل، ایران - درگذشت: ۲ آبان ۱۳۸۴ (اکتبر ۲۰۰۵) نقاش سبک پست مدرنیسم مازندرانی بود که به خاطر نقاشیهایش به شهرت جهانی رسید.
نقاشیهای وی موجب شد تا به عنوان بانوی سال نقاش در سال ۲۰۰۱ توسط دوازدهمین کنفرانس ایرانشناسی در دانشگاه دولتی سوئد، معرفی شود.
مکرمه تحصیلات دانشگاهی و سواد خواندن و نوشتن نداشت و دوره علمی هم نگذرانده بود، او در سن ۶۷ سالگی نقاشی را شروع کرد و نخستین نمایشگاهش در سال ۱۳۷۴ در گالری سیحون بر پا شد اولین بار در سال ۱۹۹۸ فیلمی از مکرّمه و آثارش توسط مجید ماهیچی ساخته شد.
نمایشگاههای بسیاری از آثار مکرمه در سراسر دنیابرگزار شده و هر ساله برگزار میشود. مکرمه که خانه اش جزء میراث فرهنگی کشور به ثبت رسیده و به موزه تبدیل شده هرساله پذیرای بازدید کنندگان فراوانی از سراسر دنیاست. موزه مکرمه همکاریهای بسیاری با موزههای مختلف دنیا از جمله موزه باورز در ایالت کالیفرنیا داشته که ماحصل آن برپایی نمایشگاههایی در کالیفرنیا بوده و سایر کشورها بوده است.
🍏🍎🍃
👍2
○
وقتی خودم را بهقدر کافی دوست داشتم،
شروع کردم به ترکِ چیزهاییکه سالم نبودند.
آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی
که مرا کوچک و حقیر نگه میداشت
را کنار گذاشتم.
قبلاً فکر میکردم این کار
به معنی وفادار نبودن است،
ولی در واقع این معنای دوست داشتنِ خود است...!
وقتی خودم را بهقدر کافی دوست داشتم
✍#کیم_مکمیلن
🍏🍎🍃
وقتی خودم را بهقدر کافی دوست داشتم،
شروع کردم به ترکِ چیزهاییکه سالم نبودند.
آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی
که مرا کوچک و حقیر نگه میداشت
را کنار گذاشتم.
قبلاً فکر میکردم این کار
به معنی وفادار نبودن است،
ولی در واقع این معنای دوست داشتنِ خود است...!
وقتی خودم را بهقدر کافی دوست داشتم
✍#کیم_مکمیلن
🍏🍎🍃
👍2
می خواهم با پدرم حرف بزنم-سلن دیون
@matalebzib
🎼❤️🎼
🗣#سلین_دیون
--------------------------
می خواهم زمان را به فراموشی بسپارم
به اندازه یک آه، به اندازه یک لحظه
پرانتزی در انتهای مسیر
و رفتن به جایی که قلبم مرا بدان سو می ران
می خواهم ردپاهایم را باز بیابم
به جایی که زندگی من است، به محلی که جایگاه من است
و طلای گذاشته ام را نگه دارم
گرماگرم در باغچه اسرارم
می خواهم از اقیانوس عبور کنم، پرواز مرغ دریایی را نظاره بنشینم
از هر آنچه که دیده ام بگذرم و به سمت ناشناخته ها سوق یابم
می خواهم ماه را رها سازم، حتی می خواهم کره زمین را نجات دهم
اماقبل از همه اینها می خوام با پدرم صحبت کنم
🍏🍎🍃
🗣#سلین_دیون
--------------------------
می خواهم زمان را به فراموشی بسپارم
به اندازه یک آه، به اندازه یک لحظه
پرانتزی در انتهای مسیر
و رفتن به جایی که قلبم مرا بدان سو می ران
می خواهم ردپاهایم را باز بیابم
به جایی که زندگی من است، به محلی که جایگاه من است
و طلای گذاشته ام را نگه دارم
گرماگرم در باغچه اسرارم
می خواهم از اقیانوس عبور کنم، پرواز مرغ دریایی را نظاره بنشینم
از هر آنچه که دیده ام بگذرم و به سمت ناشناخته ها سوق یابم
می خواهم ماه را رها سازم، حتی می خواهم کره زمین را نجات دهم
اماقبل از همه اینها می خوام با پدرم صحبت کنم
🍏🍎🍃
👍1