○
انسان از آغاز وجود،
خود را بسی کم شاد کرده است.
برادران،
گناه نخستین همین است و همین!
هرچه بیشتر خود را شاد کنیم،
آزردن دیگران
و در اندیشهی آزار بودن
را بیشتر از یاد میبریم...
📕#چنین گفت زرتشت
✍#فردریش_نیچه
🍏🍎🍃
انسان از آغاز وجود،
خود را بسی کم شاد کرده است.
برادران،
گناه نخستین همین است و همین!
هرچه بیشتر خود را شاد کنیم،
آزردن دیگران
و در اندیشهی آزار بودن
را بیشتر از یاد میبریم...
📕#چنین گفت زرتشت
✍#فردریش_نیچه
🍏🍎🍃
👏2
○
مردم هرگز؛
حرفها و نصایح شما را قبول نمیکنند،
مگر اینکه وکیل مدافع،
یا دکتر باشید
و آنها برای شنیدن صحبت های شما
پول خرج کرده باشند...!
📕#جرج_برنارد_شاو
🍏🍎🍃
مردم هرگز؛
حرفها و نصایح شما را قبول نمیکنند،
مگر اینکه وکیل مدافع،
یا دکتر باشید
و آنها برای شنیدن صحبت های شما
پول خرج کرده باشند...!
📕#جرج_برنارد_شاو
🍏🍎🍃
°
در این خیابان یکطرفه
تردید مرا جمع کن...
از کافه های ولگرد
که کوچه های ذهن شبم را
به هیاهو کشیده اند
اینجا عابران
پیامبران اضطرابند و
امامان جنون و
نجواهایشان فریادی است
در گوش مردی
که فقط می خواست
شاعر باشد؛
و از زیبایی و زن و زندگی
لذت ببرد....
✍#محسن_حسینی(طاها)
🍏🍎🍃
در این خیابان یکطرفه
تردید مرا جمع کن...
از کافه های ولگرد
که کوچه های ذهن شبم را
به هیاهو کشیده اند
اینجا عابران
پیامبران اضطرابند و
امامان جنون و
نجواهایشان فریادی است
در گوش مردی
که فقط می خواست
شاعر باشد؛
و از زیبایی و زن و زندگی
لذت ببرد....
✍#محسن_حسینی(طاها)
🍏🍎🍃
❤3
من دیگه بچه نمیشم-شیدا و مسعود جاهد
@InjaZanVojuddarad
🎼❤️🎼
🎼#من دیگه بچه نمیشم
🗣#شیدا_جاهد
کیستم من....
چشم هایِ خیسِ بارانم...
نگاهی... منتظر بر شانه هایِ
خالیِ بادم ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🎼#من دیگه بچه نمیشم
🗣#شیدا_جاهد
کیستم من....
چشم هایِ خیسِ بارانم...
نگاهی... منتظر بر شانه هایِ
خالیِ بادم ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏2
کتاب فلسفی اخلاق شاهکار باروخ اسپینوزا
کتاب اخلاق یکی از ماندگارترین آثار باروخ است که آن را در ۳۱ سالگی نوشت، وی در این کتاب شناخت جهان، هستی و خدا را تنها از راه خِرد و نه ایمان، احساس و تجربه دانست. او برای تأکید بر اصالت خِرد، هندسه را سرمشق قرار داد و به شیوه این دانش برای هر پدیدهای تعریف، اصل، نمونه و برهان آورد: من نمیدانم که آیا فلسفه من بهترین فلسفههاست، ولی اطمینانم به درستی آن به همان اندازه است که شما مجموع سه زاویه هر مثلث را مساوی با ۲ قائمه میدانید. در واقع باروخ جهان و هرچه در او هست را یک هستی یگانه میداند و خدا را مجموعه کل هستی مینامد تا آنجا که میگوید اگر کسی دیگری را بیازارد، خود را آزرده زیرا ما همه از روح، جسم، شخص و شیء یکی هستیم.
🍏🍎🍃
کتاب اخلاق یکی از ماندگارترین آثار باروخ است که آن را در ۳۱ سالگی نوشت، وی در این کتاب شناخت جهان، هستی و خدا را تنها از راه خِرد و نه ایمان، احساس و تجربه دانست. او برای تأکید بر اصالت خِرد، هندسه را سرمشق قرار داد و به شیوه این دانش برای هر پدیدهای تعریف، اصل، نمونه و برهان آورد: من نمیدانم که آیا فلسفه من بهترین فلسفههاست، ولی اطمینانم به درستی آن به همان اندازه است که شما مجموع سه زاویه هر مثلث را مساوی با ۲ قائمه میدانید. در واقع باروخ جهان و هرچه در او هست را یک هستی یگانه میداند و خدا را مجموعه کل هستی مینامد تا آنجا که میگوید اگر کسی دیگری را بیازارد، خود را آزرده زیرا ما همه از روح، جسم، شخص و شیء یکی هستیم.
🍏🍎🍃
°
منم آن زنی که تمامِ کشتیها
در او غرق گشته •••
و تنهایش گذاشتند
و آنگاه که هیچ بادبانی
جُز بالهایش برای او نمانده بود
آموخت که چگونه
از زن بودن رها شَود
و به پرندهیِ دریایی
تبدیل شود •••
✍#غادة_السمان
🍏🍎🍃
منم آن زنی که تمامِ کشتیها
در او غرق گشته •••
و تنهایش گذاشتند
و آنگاه که هیچ بادبانی
جُز بالهایش برای او نمانده بود
آموخت که چگونه
از زن بودن رها شَود
و به پرندهیِ دریایی
تبدیل شود •••
✍#غادة_السمان
🍏🍎🍃
👏2❤1
○
هزار عزیزم
دریغ که شما را ندیدم . دریغ که ( خورشید ) را حتی به اندازه همان یک پنجشنبه که به لاهیجان آمده بود ندیدم . و چه بسیار دریغ و دریغا و دریغ دیگر ...
در نامهات نوشته ای«مرگ، این باور سیاه» از این بگذریم که باید اجازه دهی نام یکی از نوشته هایم را، آن، بنامم ...به راستی فکر کردم که چرا نباید پس از مرگ عزیزی، چنان دنیا، آبی بنماید که سوگواران سفید بپوشند؟ از کجا معلوم آنکه از دست ما می رود خود سرشار از لذت نباشد و پر از آبی های یک دیدار ؟ از چیست که برای ما ، ماندگان ، مرگ ، این چنین باوری است که همه در سیاهی آن تردید نداریم؟
📃 از میان نامه ها
✍ بیژن نجدی به علی مسعود هزارجریبی
🍏🍎🍃
هزار عزیزم
دریغ که شما را ندیدم . دریغ که ( خورشید ) را حتی به اندازه همان یک پنجشنبه که به لاهیجان آمده بود ندیدم . و چه بسیار دریغ و دریغا و دریغ دیگر ...
در نامهات نوشته ای«مرگ، این باور سیاه» از این بگذریم که باید اجازه دهی نام یکی از نوشته هایم را، آن، بنامم ...به راستی فکر کردم که چرا نباید پس از مرگ عزیزی، چنان دنیا، آبی بنماید که سوگواران سفید بپوشند؟ از کجا معلوم آنکه از دست ما می رود خود سرشار از لذت نباشد و پر از آبی های یک دیدار ؟ از چیست که برای ما ، ماندگان ، مرگ ، این چنین باوری است که همه در سیاهی آن تردید نداریم؟
📃 از میان نامه ها
✍ بیژن نجدی به علی مسعود هزارجریبی
🍏🍎🍃
🔥3
°
این منم؛
تنها و حیران، نیمه شب ؛
کردهام همراز خود مهتاب را…
گویم امشب؛
بینم آن گل را به خواب؟
من مگر در خواب بینم
خواب را...
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
این منم؛
تنها و حیران، نیمه شب ؛
کردهام همراز خود مهتاب را…
گویم امشب؛
بینم آن گل را به خواب؟
من مگر در خواب بینم
خواب را...
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم 🤍 قدم های اردیبهشتِ زیبا شکوفا به عشق 💝
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با آرزوی ۳۱ روز شاد توام با آرامش