معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
📆
رمضان
محمدصالح علاء
💫❤️💫

🎤#محمد_صالح_علاء

«دلم را خبر می‌کنم...»
ماه سرمه به چشم می کشد
پیشانی ها بوی تو را می دهند...

"یاد تو مهتاب من است
و خوشا به حال دلی که دریا دارد"....
🍏🍎🍃

طاعات و عباداتتان قبول
درگه دوست ..
با آرزوی شادی و آرامش
و ایمانی از روی عشق، خرد و آگاهی...
2
💫
°

بار خدايا!
جز تو كس ندارم  و چون تو را دارم همه را دارم .
اگر من صد بار بگويم كه خداوندم اوست ، تا او مرا بنده خود نداند ؛ فايده‌ای نبود.
سی سال بود كه ميگفتم ؛ خدايا چنين كن و چنين ده
چون به قدم اول معرفت رسيدم گفتم :
الهی تو مرا باش و هر چه
می‌خواهی كن...

👤#بایزید_بسطامی

آنان که ره؛ به عشقِ تو؛ می پویند
هر روزشان عید و هر دم و
هر نفسِ اهورایی شان 
طاعت و عبادت است....
هر روز و هر لحظه تان الهی؛
عید ره پویان عشق مبارک.....


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با هم بیا دعا کنیم
معین
🎼❤️🎼
🗣#معین
🎼باهم بیا دعا کنیم ...

با هم بیاین دعا کنیم
خدامونو ..صدا کنیم
با هم بیاین دعا کنیم
خدامونو، صدا کنیم
که آسمون بباره فراوونی بیاره
ازش بخوایم برامون سنگ تموم بذاره ، سنگ تموم بذاره
راههای بسته وا شه هیچ کی غریب نباشه
صورت و شکل هیچ کس مردم فریب نباشه ، مردم فریب نباشه
شفا بده مریضو خط بزنه ستیزو
رو هیچ دیوار و بومی نخونه جغد شومی ،
دعا کنیم رها شن اونا که توی بندن
از بس نباشه نا اهل زندونا رو ببندن ،
خودش می دونه داره هرکسی آرزویی
این باشه آرزومون نریزه آبرویی ...
سیاه و سفید یه رنگ بشه ، زشتیهامون قشنگ بشه
کویرا آباد بشن اسیرا آزاد بشن
خودش می دونه داره هرکسی آرزویی
این باشه آرزومون نریزه آبرویی ؛
نریزه آبرویی ، نریزه آبرویی …
🍏🍎🍃
2


نخفته‌ایم که شب بگذرد، سحر بزند
که آفتاب چو ققنوس، بال و پر بزند

نخفته‌ایم که تا صبح شاعرانه‌ی ما
ز ره رسیده و همراه عشق، در بزند

نسیم، بوی تو را می‌برد به همره خود
که با غرور، به گل‌های باغ سر بزند

شب از تب تو و من سوخت، وصل‌مان آبی
مگر بر آتش تن‌های شعله‌ور بزند

#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


یا رب!

یاری ام کن؛
تا قطره  قطره ..  باران شوم‌
و ببارم بر خاکِ تشنه یِ قرن ها؛
خمودِ پنهان در ناسوتِ باورها ..‌.


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏2👍1
 °

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها
وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو
آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده
آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو
چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما
فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو ...

#مولانای_جان
🍏🍎🍃
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


اول دفتر به نام ایزد دانا
صانع پروردگار حی توانا

از همگان بی‌نیاز و بر همه مشفق
از همه عالم نهان و بر همه پید ا

مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. وی احتمالاً بین سالهای ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده است. در جوانی به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و کلام و حکمت پرداخت. سپس به شام و مراکش و حبشه و حجاز سفر کرد و پس از بازگشت به شیراز، به تألیف شاهکارهای خود دست یازید. وی در سال ۶۵۵ ه.ق سعدی‌نامه یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (۶۵۶ ه.ق) گلستان را تألیف کرد. علاوه بر اینها قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نیز دارد که همه را در کلیات وی جمع کرده‌اند. وی بین سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری قمری در شیراز درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.
روز بزرگداشت استاد سخن
سعدی شیرازی گرامی باد
🍏🍎🍃
بسی فخر بر گوهرهایی این
چنین نایاب در بحر بیکران ادب
و فرهنگ این سرزمین کهن ...
3👍1
°

ای ساربان آهسته ران ،کارام جانم میرود
وان دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود
من مانده ام مهجور ازو،درمانده و رنجور ازو
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود
گفتم به نیرنگ وفسون ،پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی ماند که خون بر آستانم می رود
محمل بدار ای ساربان ،تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان،گویی روانم می رود
او می رود دامن کشان ،من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان،کز دل نشانم میرود
با این همه بیداد او،وان عهد بی بنیاد او
در سینه دارم یاد او،یا بر زبانم می رود
باز آی و بر چشمم نشین ،ای دل ستان نازنین
کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود

در رفتن جان از بدن  گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم
که جانم می رود
سعدی،فغان از دست ما لایق نبود ای بی وفا
طاقت نمی دارم جفا ،کار از فغانم میرود

#سعدی
روز بزرگداشت استاد سخن سعدی
خجسته و گرامی ...
🍏🍎🍃
2👍1

.
آيا كسى نشسته است پشت ابر
‏كه نى مى‌زند
‏يا سه تار
‏نمى‌دانم!

‏آوازى، اما يک آواز
‏از گوشه‌ء آسمان جمعه مى‌ريزد

‏‌#بیژن_نجدی ⁩
🍏🍎🍃
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر که از یار تحمل نکند یار مگویش
رضا پیربادیان
هر که سودای "تو" دارد، چه غم از هر که جهانش
نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش

آن پی مهر تو گیرد، که نگیرد پی خویشش
وان سر وصل تو دارد، که ندارد غم جانش

هر که از "یار" تحمل نکند، یار مگویش
وان که در عشق ملامت نکشد مرد مخوانش

چون دل از دست به در شد مثل کُرّه‌ی توسَن
نتوان بازگرفتن به همه شهر عنانش

به جفایی و قفایی، نرود عاشق صادق
مژه بر هم نزند، گر بزنی تیر و سنانش

خفته‌ی خاک لحد را که تو ناگه به سر آیی
عجب ار بازنیاید، به تن مُرده روانش

شرم دارد چمن از قامت زیبای بلندت
که همه عمر نبودست، چنین سروِ روانش

گفتم از وَرطه‌ی عشقت به صبوری به درآیم
باز می‌بینم و دریا نه پدیدست کرانش

عهد ما با تو نه عهدی که تغیُر بپذیرد
بوستانی‌ست که هرگز نزند باد خزانش

چه گنه کردم و دیدی که تعلق ببریدی؟!
بنده بی جرم و خطایی، نه صوابست مرانش

نرسد ناله سعدی به کسی در همه عالم
که نه تصدیق کند کز سر دردیست فغانش

گر فلاطون به حکیمی مرض عشق بپوشد
عاقبت پرده برافتد ز سر راز نهانش

شعر: #سعدی
خوانش: #رضا_پیربادیان
🍏🍎🍃
👍2
°

با من هزار نوبت اگر دشمنی کنی
ای دوست؛
     همچنان دل من
              مهربان توست

سعدی به قدر خویش تمنای وصل کن
سیمرغ ما چه لایق زاغ آشیان توست


#سعدی
🍏🍎🍃
1👍1