⬛️
مادرم نماز میخواند و من آواز !
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کاملتر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه میبیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک ، در شادی از ته دل ! در ثانیه به ثانیه زندگیم !
او جلوی خدایش سجده میکند !
ولی من در آغوش خدایم آرام میگیرم !
نمیدانم خدای من واقعی تر است یا او !
دین من بهتر است یا او...
✍#فریدون_فرخزاد
🍏🍎🍃
مادرم نماز میخواند و من آواز !
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کاملتر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه میبیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک ، در شادی از ته دل ! در ثانیه به ثانیه زندگیم !
او جلوی خدایش سجده میکند !
ولی من در آغوش خدایم آرام میگیرم !
نمیدانم خدای من واقعی تر است یا او !
دین من بهتر است یا او...
✍#فریدون_فرخزاد
🍏🍎🍃
🟨
دلتنگی؛
یعنی... شب هایِ
بی پایانِ انتظار
پشتِ دیوارهایِ
بلندِ بی مهتابِ.....
✍#فرح_فریماااا
📕#معمای_عشق
🍏🍎🍃
دلتنگی؛
یعنی... شب هایِ
بی پایانِ انتظار
پشتِ دیوارهایِ
بلندِ بی مهتابِ.....
✍#فرح_فریماااا
📕#معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
🟥
ای شب به من بگو...
اکنون ستارهها
نجواگران مرثیهء عشق کیستند؟
هنگام عصر برسر دیوار باغ ما
باز آن دو مرغ خسته
چرا
میگریستند؟!
✍#منوچهر_آتشی
🍏🍎🍃
ای شب به من بگو...
اکنون ستارهها
نجواگران مرثیهء عشق کیستند؟
هنگام عصر برسر دیوار باغ ما
باز آن دو مرغ خسته
چرا
میگریستند؟!
✍#منوچهر_آتشی
🍏🍎🍃
چونی بی من-همایون شجریان
@Avayemehregan
🎼❤️🎼
🗣#همایون_شجریان
🎼🎶چونی بی من
ای همدم روزگار چونی بی من
ای مونس و غمگسار چونی بی من
من با رخ چون خزان زردم بی تو
تو با رخ چون بهار چونی بی من...
ای زندگی ی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو....
🍏🍎🍃
🗣#همایون_شجریان
🎼🎶چونی بی من
ای همدم روزگار چونی بی من
ای مونس و غمگسار چونی بی من
من با رخ چون خزان زردم بی تو
تو با رخ چون بهار چونی بی من...
ای زندگی ی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو....
🍏🍎🍃
🔆
عشق تو آفتاب است؛
آنگاه که
درونم طلوع میکنی و میبینمت.
آن هنگام هم که میروی، نمیبینمت.
سایهی تنم میشوی و ابر خیالم
پا به پایم راه میافتی و همراهم میشوی.
✍#شیرکو_بیکس
🍏🍎🍃
عشق تو آفتاب است؛
آنگاه که
درونم طلوع میکنی و میبینمت.
آن هنگام هم که میروی، نمیبینمت.
سایهی تنم میشوی و ابر خیالم
پا به پایم راه میافتی و همراهم میشوی.
✍#شیرکو_بیکس
🍏🍎🍃
🔆
سلامی چو عِطرِ بهاران
سلامی چو یاسِ تنِ لاله زاران
سلامی به دستانِ
در هم گره خورده یِ
مست یاران
سلامی به گیسویِ بی چترِ
باران ....
#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
سلامی چو عِطرِ بهاران
سلامی چو یاسِ تنِ لاله زاران
سلامی به دستانِ
در هم گره خورده یِ
مست یاران
سلامی به گیسویِ بی چترِ
باران ....
#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️
"یکجا به کنار تو
ارزد به جهان با غیر..."
✍#هوشنگ_ابتهاج
عشق در گذر زمان؛
پیر و فرسوده نمی شود
چون درختی کهنسال؛ مغرور و بالنده؛
سر به آستانِ آفتاب
می ساید
همچنان جوان و جوان تر
و سبز و سبز تر
جوانه می زند .....
#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
"یکجا به کنار تو
ارزد به جهان با غیر..."
✍#هوشنگ_ابتهاج
عشق در گذر زمان؛
پیر و فرسوده نمی شود
چون درختی کهنسال؛ مغرور و بالنده؛
سر به آستانِ آفتاب
می ساید
همچنان جوان و جوان تر
و سبز و سبز تر
جوانه می زند .....
#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درود دوستانم ☀️ روزتان سرشار از لحظات خوشِ عشق و شادی❤️🤍
🤍
به نام خدای آن چوپان .
مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت.
از چوپانی در آن حوالی پرسید
« چه کسی بر مرده های شما نماز می خواند؟»
چوپان گفت: «ما شخص خاصی را برای این کار نداریم ؛ خودم نماز آنها را می خوانم ».
مرد گفت: «خوب لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!»
چوپان مقابل جنازه ایستاد و چند جمله ای زمزمه کرد و گفت :
« نمازش تمام شد »
مرد که تعجب کرده بود گفت: این چه نمازی بود؟
چوپان گفت: بهترازاین بلد نبودم مرد از روی ناچاری پدر را دفن کرد و رفت.
شب هنگام ، در عالم رؤیا پدرش را دید که روزگار خوبی دارد
از پدر پرسید : « چه شد که این گونه راحت و آسوده ای؟»
پدرش گفت: « هر چه دارم از دعای آن چوپان دارم ! »
مرد ، فردای آن روز به سراغ چوپان رفت و از او خواست
تا بگوید در کنار جنازۀ پدرش چه کرده و چه دعایی خوانده؟
چوپان گفت: « وقتی کنار جنازه آمدم و ارتباطی میان من و خداوند برقرار شد،
با خدا گفتم ;
« خدایا اگر این مرد، امشب مهمان من بود، یک گوسفند برایش زمین می زدم . حالا این مرد ، امشب مهمان توست. ببینم تو با او چگونه رفتار می کنی ؟ »
پ.ن: گاهی دعای یک دل صاف ، ازصد نماز یک متظاهر به دین با دلی پرآشوب بهتراست ...
🍏🍎🍃
به نام خدای آن چوپان .
مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت.
از چوپانی در آن حوالی پرسید
« چه کسی بر مرده های شما نماز می خواند؟»
چوپان گفت: «ما شخص خاصی را برای این کار نداریم ؛ خودم نماز آنها را می خوانم ».
مرد گفت: «خوب لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!»
چوپان مقابل جنازه ایستاد و چند جمله ای زمزمه کرد و گفت :
« نمازش تمام شد »
مرد که تعجب کرده بود گفت: این چه نمازی بود؟
چوپان گفت: بهترازاین بلد نبودم مرد از روی ناچاری پدر را دفن کرد و رفت.
شب هنگام ، در عالم رؤیا پدرش را دید که روزگار خوبی دارد
از پدر پرسید : « چه شد که این گونه راحت و آسوده ای؟»
پدرش گفت: « هر چه دارم از دعای آن چوپان دارم ! »
مرد ، فردای آن روز به سراغ چوپان رفت و از او خواست
تا بگوید در کنار جنازۀ پدرش چه کرده و چه دعایی خوانده؟
چوپان گفت: « وقتی کنار جنازه آمدم و ارتباطی میان من و خداوند برقرار شد،
با خدا گفتم ;
« خدایا اگر این مرد، امشب مهمان من بود، یک گوسفند برایش زمین می زدم . حالا این مرد ، امشب مهمان توست. ببینم تو با او چگونه رفتار می کنی ؟ »
پ.ن: گاهی دعای یک دل صاف ، ازصد نماز یک متظاهر به دین با دلی پرآشوب بهتراست ...
🍏🍎🍃
⬛️
اگر توانستید به مگسها بفهمانید که گل از زباله بهتر است، میتوانید به خائنین مملکت بفهمانید کشور، از ثروت بهتر است...
👤#ارنستو_چه_گوارا
🍏🍎🍃
اگر توانستید به مگسها بفهمانید که گل از زباله بهتر است، میتوانید به خائنین مملکت بفهمانید کشور، از ثروت بهتر است...
👤#ارنستو_چه_گوارا
🍏🍎🍃