🕊
شاید؛
از شاخسار زندگی جدا شدی
اما؛ تا همیشه یِ هستی؛
در رود زمان؛
جاری می مانی...
در تمام لحظه هایی که
تو را؛ در خاطراتم
مرور می کنم
و با عشق بیادت می آورم
سبز می مانی، می شکفی
و باور می کنم که "مرگ"...
تراژدی یِ مضحکی ست که
تماشاگری جز مترسک،
اندوه ندارد
کلاغان مزرعه باور دارند
که زمین؛ در هر بهار سبز
می شود
و دانه های اندوه،
از آنِ مترسک است
تو همچنان؛
در باورِ هستی و در
مزرعه یِ جان من
سبز می مانی ....
مرگ تنها یک فریب تلخ است
پس باور دارم
"از آنجایی که تو هستی
تا اینجایی
که منم، تنها یک یاد
فاصله است..."
با عشق یادم کن؛
در آسمان باورت سبز
می شوم...
✍#فرح_فریماااا
"یاد عزیزان سفرکرده سبز "
🍏🍎🍃
شاید؛
از شاخسار زندگی جدا شدی
اما؛ تا همیشه یِ هستی؛
در رود زمان؛
جاری می مانی...
در تمام لحظه هایی که
تو را؛ در خاطراتم
مرور می کنم
و با عشق بیادت می آورم
سبز می مانی، می شکفی
و باور می کنم که "مرگ"...
تراژدی یِ مضحکی ست که
تماشاگری جز مترسک،
اندوه ندارد
کلاغان مزرعه باور دارند
که زمین؛ در هر بهار سبز
می شود
و دانه های اندوه،
از آنِ مترسک است
تو همچنان؛
در باورِ هستی و در
مزرعه یِ جان من
سبز می مانی ....
مرگ تنها یک فریب تلخ است
پس باور دارم
"از آنجایی که تو هستی
تا اینجایی
که منم، تنها یک یاد
فاصله است..."
با عشق یادم کن؛
در آسمان باورت سبز
می شوم...
✍#فرح_فریماااا
"یاد عزیزان سفرکرده سبز "
🍏🍎🍃
❤2👍1
New day has come
Celine Dion
🎼❤️🎼
🗣#سلین_دیون
باورم نمیشود فرشتهی عشق مرا لمس کرده باشد
بگذار روحم را سیراب کند و وحشتم را غرق سازد
بگذار دیوارها را فرو ریزد برای خورشید نو...
🍏🍎🍃
🗣#سلین_دیون
باورم نمیشود فرشتهی عشق مرا لمس کرده باشد
بگذار روحم را سیراب کند و وحشتم را غرق سازد
بگذار دیوارها را فرو ریزد برای خورشید نو...
🍏🍎🍃
👏1
☀️
به گمانم ذهنیتی که آدمها
از خود برای هم به یادگار میگذارند،
از همه چیز بیشتر اهمیت دارد؛
وگرنه همه آمدهاند که یک روز بروند...
✍#صمد_بهرنگی
زاد روزش گرامی یادش سبز و
جاودانه 🍃
🍏🍎🍃
به گمانم ذهنیتی که آدمها
از خود برای هم به یادگار میگذارند،
از همه چیز بیشتر اهمیت دارد؛
وگرنه همه آمدهاند که یک روز بروند...
✍#صمد_بهرنگی
زاد روزش گرامی یادش سبز و
جاودانه 🍃
🍏🍎🍃
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨
من میخواهم بدانم که، راستی راستی، زندگی یعنی اینکه تو یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طورِ دیگری هم توی دنیا میشود زندگی کرد؟...
📗#ماهی_سیاه_کوچولو
👤#صمد_بهرنگی
🍏🍎🍃
من میخواهم بدانم که، راستی راستی، زندگی یعنی اینکه تو یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طورِ دیگری هم توی دنیا میشود زندگی کرد؟...
📗#ماهی_سیاه_کوچولو
👤#صمد_بهرنگی
🍏🍎🍃
👍1
☀️
صمد بهرنگی ؛ بابای قصههای آذربایجان، همان مرد خندانی که میتوانست
حتی با یک تکه ترکهی خشک هم؛
نوای زندگی را بلند کند،
در اوج جوانی به ارس پیوست.
اما در همین سالهای اندک زندگیاش،
آنچنان تاثیرگذار بود که ماندگار
و جاودان شد. صمد بهرنگی، معلم بود،
قصهگویی خلاق و هنرمند بود.
پژوهشگر بود و عمرش را صرف گردآوری
قصهها و ادبیات فولکلور آذربایجان کرد.
او همان هانس کریستین اندرسن بود،
از نوع خوب ایرانیاش.
وقتی حرف از صمد بهرنگی میشود،
اولین چیزی که به ذهن همهمان میآید،
داستان بینظیر ماهیسیاه کوچولو و جملهی معروفش است:
«مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا میتوانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم."
البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم
که میشوم؛ مهم نیست ،
مهم این است که زندگی یا مرگ من
چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد…»
زندگی صمد بهرنگی، به معنای واقعی کلمه، مصداق این جمله بود
. او همیشه به تاثیر زندگی و مرگش بر دیگران فکر میکرد و تلاش میکرد
دانستههایش را در قالب داستانهای خواندنی قرار دهد و در مسیر آگاهیبخشی قدم بردارد.
"یادش به عشق و جاودانه"
🍏🍎🍃
صمد بهرنگی ؛ بابای قصههای آذربایجان، همان مرد خندانی که میتوانست
حتی با یک تکه ترکهی خشک هم؛
نوای زندگی را بلند کند،
در اوج جوانی به ارس پیوست.
اما در همین سالهای اندک زندگیاش،
آنچنان تاثیرگذار بود که ماندگار
و جاودان شد. صمد بهرنگی، معلم بود،
قصهگویی خلاق و هنرمند بود.
پژوهشگر بود و عمرش را صرف گردآوری
قصهها و ادبیات فولکلور آذربایجان کرد.
او همان هانس کریستین اندرسن بود،
از نوع خوب ایرانیاش.
وقتی حرف از صمد بهرنگی میشود،
اولین چیزی که به ذهن همهمان میآید،
داستان بینظیر ماهیسیاه کوچولو و جملهی معروفش است:
«مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا میتوانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم."
البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم
که میشوم؛ مهم نیست ،
مهم این است که زندگی یا مرگ من
چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد…»
زندگی صمد بهرنگی، به معنای واقعی کلمه، مصداق این جمله بود
. او همیشه به تاثیر زندگی و مرگش بر دیگران فکر میکرد و تلاش میکرد
دانستههایش را در قالب داستانهای خواندنی قرار دهد و در مسیر آگاهیبخشی قدم بردارد.
"یادش به عشق و جاودانه"
🍏🍎🍃
👍1
این صدای منه
پرویز پرستویی و عایشه گل
🎼❤️🎼
این صدای منه
#پرویز_پرستویی_و_
عایشه_گل
یه صدای
قدیمیام که تو گلو مانده
آرزوی قدیمی من آرزو مونده....
🍏🍎🍃
این صدای منه
#پرویز_پرستویی_و_
عایشه_گل
یه صدای
قدیمیام که تو گلو مانده
آرزوی قدیمی من آرزو مونده....
🍏🍎🍃
دلبسته شدم
سالار عقیلی
🎼❤️🎼
🗣#سالار_عقیلی
🎼#دلبسته_شدم
آه از عشق و غم زیبایش
آتش آتش همه دریایش
عاشق ماند و دل تنهایش
هیجان تو جان سخن
نگران تو هر رگ من
من و دل که تپد بخاطر تو...
من و ماندن و در بدری
من و بغض شب و
سکوتِ باران
تو و این همه سر نزدن
من و این همه خیره شدن به عبور غمت
از این خیابان.....
🍏🍎🍃
🗣#سالار_عقیلی
🎼#دلبسته_شدم
آه از عشق و غم زیبایش
آتش آتش همه دریایش
عاشق ماند و دل تنهایش
هیجان تو جان سخن
نگران تو هر رگ من
من و دل که تپد بخاطر تو...
من و ماندن و در بدری
من و بغض شب و
سکوتِ باران
تو و این همه سر نزدن
من و این همه خیره شدن به عبور غمت
از این خیابان.....
🍏🍎🍃
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✨
✍: محمدعلی بهمنی
🗣 : پرویز پرستویی
🎙 : ناصر عبداللهی
گفتم ای عشق بیا تا که بسازی ما را
یا نه ویرانه کنی ساخته ی دنیا را
گفتم؛
ای عشق چه بر روز تو آمد امروز
که به تشویش سپردی شب عاشق
ها را...
حیف از امروز که بی عشق سر آمد
ای عشق
کاش خورشید تو؛ آغاز کند فردا را
🍏🍎🍃
✍: محمدعلی بهمنی
🗣 : پرویز پرستویی
🎙 : ناصر عبداللهی
گفتم ای عشق بیا تا که بسازی ما را
یا نه ویرانه کنی ساخته ی دنیا را
گفتم؛
ای عشق چه بر روز تو آمد امروز
که به تشویش سپردی شب عاشق
ها را...
حیف از امروز که بی عشق سر آمد
ای عشق
کاش خورشید تو؛ آغاز کند فردا را
🍏🍎🍃
🟢
ديروز خيال کردم همچون ذرهای لرزان و سرگردان در چرخ گردون زندگانی میچرخم و موج میزنم.
و امروز به خوبی میدانم که من همان چرخ گردونم و تمام زندگی به صورت ذراتی با نظم در من میجنبد.
آنان در بيداری میگويند:
تو و جهانی که در آن بسر میبری چيزی جز دانهای ماسه بر ساحل لايتناهی در دريای بیکران هستی نخواهی بود.
در رويايم به آنان گفتم:
من دريای لايتناهیام
و تمام جهان چيزی جز دانههايی از شن بر ساحل من نيست...!
✍#جبران_خليل_جبران
مترجم: حيدر شجاعی
از کتاب: ماسه و کف
🍏🍎🍃
ديروز خيال کردم همچون ذرهای لرزان و سرگردان در چرخ گردون زندگانی میچرخم و موج میزنم.
و امروز به خوبی میدانم که من همان چرخ گردونم و تمام زندگی به صورت ذراتی با نظم در من میجنبد.
آنان در بيداری میگويند:
تو و جهانی که در آن بسر میبری چيزی جز دانهای ماسه بر ساحل لايتناهی در دريای بیکران هستی نخواهی بود.
در رويايم به آنان گفتم:
من دريای لايتناهیام
و تمام جهان چيزی جز دانههايی از شن بر ساحل من نيست...!
✍#جبران_خليل_جبران
مترجم: حيدر شجاعی
از کتاب: ماسه و کف
🍏🍎🍃
🌼
ما را به دعا کاش فـــــــــراموش نسازند
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند
آنانکه به عطر نفس وذ کــــــــر مناجات خورشـــید جهان تاب به شام دگرانند...
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
ما را به دعا کاش فـــــــــراموش نسازند
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند
آنانکه به عطر نفس وذ کــــــــر مناجات خورشـــید جهان تاب به شام دگرانند...
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
Gracias a la vida
VIOLETA PARRA
🎼❤️🎼
آهنگ معروف سپاس ای زندگی🎼 Gracias a la vida را در اواخر عمر خود نوشت. متن آهنگ در نگاه اول ستایش رمانتیکی از زندگی به نظر میرسد، اما اندک زمانی بعد که پارا با شلیک شاتگان به سرِ خود به طرز فجیعی خودکشی کرد، آهنگ نمودی دیگر یافت و به نوعی نامهٔ خداحافظی نیز تعبیر شد. او زنی استثنایی با روحیاتی خاص بود، به دنبال شکست در رابطه اش با یک نوازندهٔ فلوت سوییسی و در کشمکش با دولت که بهخاطر حمایتِ پارا از قشر کارگر، اجازهٔ پخش آهنگهایش را نمیداد و مشکلات مالی برای به سامان رساندن پروژههایش ایجاد کرده بود، تابِ تحمل از دست داد و خودخواسته به زندگیاش خاتمه داد و امریکای لاتین را در بهت و حیرت فرو برد. به هر روی این تناقض، این خواستن و نخواستنِ زندگی، همزمان، مینمایاند که زندگیای سرشار از موهبات نیز گاهی نمیتواند مرهمی بر آلام و ذاتِ متناقض بشر باشد. بشری که نه میداند چه میخواهد و نه میدانه که چه نمیخواهد.
🍏🍎🍃
آهنگ معروف سپاس ای زندگی🎼 Gracias a la vida را در اواخر عمر خود نوشت. متن آهنگ در نگاه اول ستایش رمانتیکی از زندگی به نظر میرسد، اما اندک زمانی بعد که پارا با شلیک شاتگان به سرِ خود به طرز فجیعی خودکشی کرد، آهنگ نمودی دیگر یافت و به نوعی نامهٔ خداحافظی نیز تعبیر شد. او زنی استثنایی با روحیاتی خاص بود، به دنبال شکست در رابطه اش با یک نوازندهٔ فلوت سوییسی و در کشمکش با دولت که بهخاطر حمایتِ پارا از قشر کارگر، اجازهٔ پخش آهنگهایش را نمیداد و مشکلات مالی برای به سامان رساندن پروژههایش ایجاد کرده بود، تابِ تحمل از دست داد و خودخواسته به زندگیاش خاتمه داد و امریکای لاتین را در بهت و حیرت فرو برد. به هر روی این تناقض، این خواستن و نخواستنِ زندگی، همزمان، مینمایاند که زندگیای سرشار از موهبات نیز گاهی نمیتواند مرهمی بر آلام و ذاتِ متناقض بشر باشد. بشری که نه میداند چه میخواهد و نه میدانه که چه نمیخواهد.
🍏🍎🍃