https://gowharin.ir/gowhar/119712
هر که در دشت جنون بیند من دیوانه را کی شود مانند مجنون آشنا بیگانه را؟! حسن خوبان را جلا باشد نگاه عاشقان اعتباری نیست این جا شمع بی پروانه را! الفتی دارد خیال مار گیسویش به دل گنج بسیار است گویا خاک این ویرانه را! از سر سودای زلف او چنان سازم گذر ای فسنگر با که می گوئی تو این افسانه را؟! با نگاهی کلبه احسان ما آباد کن نیست جز مد نگه معمار این کاشانه را تا توانی در نگارستان چشمش کن نظر ای بسا افسون که باشد این عجائب خانه را! طغرل اسرار ادب از باده روشن می شود نیست جز پیر طریقت مرشدی میخانه را! طغرل احراری : دیوان اشعار : غزلیات : شمارهٔ ۲۴ گوهرین (گنجینه های مکتوب) https://gowharin.ir https://gowharin.ir/gowhar/119712