𝐌𝐞𝐭𝐨𝐧𝐢𝐚
224 subscribers
1.31K photos
79 videos
141 links
DEVILISH WOMAN 🕸

اگه میخوای یواشکی باهام حرف بزنی:
@speakwithmebabebot
Download Telegram
جامعه چیزی نیست جز مجموعه‌ای از آدم‌هایی که تلاش می‌کنند ضعف‌های خود را پشت ماسک‌های خندان پنهان کنند.
همه از هم فرار می‌کنند، ولی در لباس معاشرت به هم لبخند می‌زنند.
و هرکس که بخواهد این نقاب را بردارد، طرد می‌شود.
در این دنیا، صداقت خودکشی‌ست.»

-اوسامو دازای
🍓3
𝐌𝐞𝐭𝐨𝐧𝐢𝐚
زیبا بود.
این ویدیو رو دیدم و واقعاً یه سری چیزاش برام جالب بود، مخصوصاً نگاهش به مرگ و اینکه چطور از روی یه جسد می‌شه فهمید دقیقاً چه اتفاقی افتاده.
گفتم برای اونایی که حوصله‌ی دیدن ویدیو رو ندارن، یه خلاصه از چیزایی که گفته بنویسم؛ طوری که با خوندنش تقریباً متوجه کل ماجرا بشین....
اگه براتون جالب بود، خود ویدیو رو هم یه نگاه بندازین و اگه دوست داشتین لایک و شیر یادتون نره 💅🏻

🎥 لینک ویدیو:
https://youtu.be/-SfrdqRhI3A?si=wccIPRUzad2sZX_M
𝐌𝐞𝐭𝐨𝐧𝐢𝐚
این ویدیو رو دیدم و واقعاً یه سری چیزاش برام جالب بود، مخصوصاً نگاهش به مرگ و اینکه چطور از روی یه جسد می‌شه فهمید دقیقاً چه اتفاقی افتاده. گفتم برای اونایی که حوصله‌ی دیدن ویدیو رو ندارن، یه خلاصه از چیزایی که گفته بنویسم؛ طوری که با خوندنش تقریباً متوجه…
🩸جسدها حرف نمی‌زنن؛ ولی دروغ هم نمی‌گن.
باربارا بوچر سال‌هاست با مرده‌ها سر و کار داره. کارش اینه که از روی یه بدن بی‌جان بفهمه آخرین لحظه‌های زندگی اون آدم دقیقاً چطور گذشته.
قتل بوده؟
خودکشی؟
حادثه؟
بیماری؟
برای یه بازپرس مرگ، جسد فقط یه جسد نیست.
آخرین شاهد یه پرونده‌ست.
جسد یه جورایی آخرین شاهد یه پرونده‌ست؛ شاهدی که دیگه نمی‌تونه حرف بزنه، ولی بدنش تقریباً همه‌چیز رو ثبت کرده.

چیزی که ترسناک‌تره اینه که بدن بعد از مرگ هم ساکت نمی‌شه.
سیستم ایمنی خاموش می‌شه، باکتری‌ها شروع به تجزیه‌ی بافت‌ها می‌کنن، عضلات سفت می‌شن، خون تحت تأثیر جاذبه جابه‌جا می‌شه و دمای بدن پایین میاد.
حتی بوی جسد هم یه دلیل علمی داره؛ نتیجه‌ی همون فرآیندیه که بعد از خاموش شدن بدن شروع می‌شه.
بعد از مرگ، بدن خودش شروع می‌کنه به تغییر کردن.

و اینجاست که کار واقعاً عجیب می‌شه.
چون هر چیزی که روی یه جسد می‌بینی، لزوماً توسط قاتل ایجاد نشده.
ممکنه یه حیوان به بدن آسیب زده باشه.
ممکنه حشرات تغییراتی ایجاد کرده باشن.
ممکنه آب پوست رو تغییر داده باشه.
ممکنه چیزی که شبیه ضرب‌وشتمه، اصلاً قبل از مرگ اتفاق نیفتاده باشه.
حتی دست‌های چروکیده‌ی جسد داخل آب، که بهشون «دست‌های رخت‌شویی» می‌گن، بخشی از تغییرات طبیعی بدنه.
برای همین پزشکی قانونی فقط دنبال «آثار جرم» نمی‌گرده؛ دنبال اینه که بفهمه کدوم اتفاق واقعاً قبل از مرگ افتاده و کدوم یکی بعدش.
چون بدن زنده واکنش نشون می‌ده.
بدن مرده نه.
و این تفاوت کوچیک می‌تونه یه نفر رو قاتل کنه یا بی‌گناه.
بوچر از حدود ۵۵۰۰ پرونده‌ای که دیده، فقط حدود ۶۸۰ موردش قتل بوده.
یعنی بخش بزرگی از مرگ‌هایی که در نگاه اول مشکوک به نظر می‌رسن، در نهایت قتل نیستن.
کار بوچر بیشتر شبیه کنار گذاشتن احتماله.

حادثه؟
نه؟
خودکشی؟
نه؟
بیماری؟
نه؟
پس چی مونده؟
قتل.
یکی از پرونده‌ها مربوط به مرگ بر اثر شلیک گلوله بود؛ چیزی که می‌تونست خیلی راحت یک قتل به نظر برسه. اما بررسی دقیق سلاح و نحوه‌ی برخورد گلوله مشخص کرد که شلیک تصادفی بوده.
گاهی مرز بین «قتل» و «حادثه» فقط چند میلی‌متر و چند جزئیاته.
یکی از دردناک‌ترین پرونده‌های بوچر هم ۱۱ سپتامبر بود؛ جایی که خیلی از قربانی‌ها دیگه حتی از روی ظاهر قابل شناسایی نبودن.
دندان‌ها.
اثر انگشت.
خالکوبی‌ها.
و در نهایت DNA.
باید از تکه‌های باقی‌مونده‌ی یک انسان، هویت اون آدم رو دوباره پیدا می‌کردن.
اما شاید چیزی که بیشتر از خود اجساد ترسناک باشه، تأثیریه که دیدن مداوم مرگ روی آدم می‌ذاره.
بوچر می‌گه برای اینکه بتونه این کار رو ادامه بده، مجبور شده احساساتش رو تا حدی خاموش کنه.
ولی خاموش کردن احساسات، به معنی از بین رفتنشون نیست.
مخصوصاً وقتی پای مرگ یه کودک وسط باشه.
شاید سخت‌ترین بخش این شغل اصلاً دیدن جسد نباشه؛ حفظ کردن خودت بعد از دیدن اون همه مرگ باشه.

با این حال، عجیب‌ترین قسمت داستان برای من نگاه خودشه به مرگه.
کسی که هر روز با مرده‌ها سر و کار داره، از مرگ به اندازه‌ی خیلی از آدم‌ها نمی‌ترسه.
برای اون، مرگ فقط پایان نیست.
شاید حتی آخرین سؤال باشه.
اینکه ما از کجا اومدیم؟
بعدش چی می‌شه؟
و اصلاً چرا اینجاییم؟
و آخرش می‌رسیم به چیزی که شاید تمام این شغل رو خلاصه کنه:
آدم‌ها می‌تونن دروغ بگن.
صحنه‌ی جرم می‌تونه دستکاری بشه.
قاتل می‌تونه حقیقت رو پنهان کنه.
ولی بدن انسان خیلی وقت‌ها حقیقت رو با خودش نگه می‌داره.

فقط باید بلد باشی چطور بخونیش.🕯
3
...
🙏3
اگه بخوای منو شاعرانه و با جزئیات برای کسی توصیفم کنی چجوری توصیفم میکنی

فرض کن به عنوان کسی میخوای توصیفم کنی که ۲۰ ساله منو میشناسه و در هر شرایطی دیده من چطوریم
🍓3
گریم گرفت :)
😭1
ملیکا

فقط یک زیبا نبود

او ویران کننده بود همانند یک انقلاب

تاثییر گذار بود همانند هنر

و در خاطر ها می مانند همانند یک موسیقی اصیل

او رویایی بود

و هرگز تکراری نمیشد و قابل کشف نبود همانند اسرار

شیرینی او به مانند عسل صبحگاهی در چایی بر آتش به دل می نشست

حرف هایش مثل قهوه تلخ ایتالیایی از واقعیت و صداقت وصف نشدنی بود

اما کلام اورا زهر می پنداشتند

چون هرکسی چه میداند تلخی قهوه با اصالت را ؟

او با تجربه بود مثل شرابی کهنه در دل کوزه ای به دور از چشم مردم

ملیکا فقط یک انسان معمولی نبود

او بی نقص و کشنده و خالی از پلیدی بود
🍓41🙏1🫡1
یکی از دوستام برام نوشته😭
-سال بلوا
13🙏1🍓1
🍒
Forwarded from غَریوِ یک غُراب (Lili)
روز به روز بیشتر دارن سبک زندگی و خرده فرهنگ گاث رو تبدیل به یک استایل جنسی که هیچ بویی از فرهنگ و... نبرده تبدیل میکنن مضحک ها.
1
Forwarded from غَریوِ یک غُراب (Lili)
استایل گاثیک اولین بار تو اواخر دهه‌ی هفتاد میلادی و اوایل دهه‌ی هشتاد میلادی شروع به شکل گرفتن کرد که یک حالتی انقلاب تو فشن یا مد بود، چرا میگم انقلاب؟ چون عملا این استایل اومد یک چیزی‌ کاملا متمایز از روند فشن اون زمان ارائه داد ولی نه صرفا به قصد ایجاد یک فشن یا مد جدید! بلکه به قصد اعتراض و شورش!
اونها میخواستن بگن افرادی توی جامعه هستند که با استاندارد های روتین شما نمیخوان لباس بپوشن بلکه سبک مخصوص خودشونو دارن و این تمایز رو نه تنها قائم نمیکنن تا تو جامعه طرد بشن بلکه خیلی واضح و شفاف اعلامش میکنن و این تمایز رو خیلی هم دوست دارن و معتقدند همه نباید مثل هم لباس بپوشن.
در این استایل هرچیزی یک معنایی داره، اون چوکر که بچه سالان بهش میگن قلاده بدون زنجیری که بهش وصل باشه استفاده میشه تا بگه ما برده‌ی کسی نیستیم(در جامعه قانونی نمیتونه ما رو به بردگی بگیره از جمله ترند و...)
شلوار پاره که گاها می‌پوشیدن یک نوع اعتراض به فقر اون زمان بود که بگن این هم میتونه تبدیل به یک نوع پوشش بشه و از دل فقر یک لباس با هنر طراحی بشه تا اون فرد خجالت زده زندگی نکنه تو جامعه و....
2
Forwarded from غَریوِ یک غُراب (Lili)
اما رفته رفته این استایل دیگه فقط یک انقلاب تو فشن و مد حساب نمیشد بلکه داشت تبدیل به یک خرده فرهنگ میشد!
کم کم معماری گوتیک (لفظ اشتباهیه درستش گاثیکه ولی تلفظ روتینش به اشتباه گوتیک شده) شکل گرفت که قلعه هایی به سبک ویکتوریایی رو با معماری های کلیسا ترکیب می‌کردن و درنهایت معماری گاثیک رو پدید می‌آوردن
بعد کم کم ادبیات و هنر رنگ گوتیک گرفت و کتاب ها و اشعاری به این سبک پدید اومد که معروف ترینشون ادگار آلن پو هستش.
همچنین این خرده فرهنگ موسیقی رو هم در بر گرفت و بند های گاث زیادی پدید اومدن.
و در آخر گاثیک فقط پوشیدن چهارتا لباس با جلوه‌ی گاث نیست
گاثیک یک لایف استایل و سبک زندگی هستش برا کسانی که همیشه خودشونو نسبت به سطح عادی جامعه متمایز می‌دونستن و علایق به اصطلاح عجیب غریب و شخصی خودشون رو داشتن.
1
Forwarded from غَریوِ یک غُراب (Lili)
و در رابطه با استایلش هم کلی سبک مختلف داره از ویکتورین گاث بگیر تا ومپایر گاث و رمانتیک گاث (استایل خودمه) نئو گاث و پاستل گاث و سایبر گاث و...
1
Forwarded from غَریوِ یک غُراب (Lili)
و همچنین گاثیک یعنی تو تاریکی رو به شکلی که بقیه میبینن نمیبینی و از این تاریکی الهام میگیری برا پدید آوردن هنر.
اونها تاریکی رو تحسین میکنن و نوع نگاهشون بهش یک چیز وحشتناک و شیطانی که نه، بلکه یک چیز بدون نقاب و صادقانه و خالصانه و حتی پاک و زیبا و آرامش بخش میدوننش.
2🙏1🍓1
Couple again?!
🍓31🫡1