𝐌𝐞𝐭𝐨𝐧𝐢𝐚
223 subscribers
1.31K photos
79 videos
140 links
DEVILISH WOMAN 🕸

اگه میخوای یواشکی باهام حرف بزنی:
@speakwithmebabebot
Download Telegram
🦢
🍓6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍓161🙏1
بهترین انتقام، گذشتن و رها کردن است.
بله، آن‌ها قلبت را هزار تکه می‌کنند؛ بله، آن‌ها وقتی بیش از حد محتاجشان هستی رهایت می‌کنند؛ اما در عین حال چیزی به تو می‌دهند که متوجه آن نیستی!
قدرت سرسختی و موفق شدن.
از آن استفاده کن!

از کتاب رهایی،ام سوسا
5🙏1😭1
1
Back to her man..🦇
😭4
نوشته بود تو تیک تاک سرچ کنید problem
و چیزی که اورد :)
بیان کردن احساسات برام سخت ترین کار دنیاست ...
شاید تو چت بتونم ولی واقعیت هیچ وقت ...
اصلا منو ببینید میگید چقدر زمخته 🥸
😭3
3
هرچی کتاب می‌خونم کافی نیست.
هرچی فیلم می‌بینم کافی نیست.
هرچی فعالیت می‌کنم کافی نیست.
انگار در این زندگی واقعا قرار نیست هرچیزی که می‌خوام باشم.
😭6
من واقعا از دخترایی که تو هر شرایطی پشت یه دختر دیگه ان خوشم میاد.
ببین حتی تو بدترین شرایط.
کلا دخترا ساری نات ساری.
🙏7
🕷️
1😭1
جامعه چیزی نیست جز مجموعه‌ای از آدم‌هایی که تلاش می‌کنند ضعف‌های خود را پشت ماسک‌های خندان پنهان کنند.
همه از هم فرار می‌کنند، ولی در لباس معاشرت به هم لبخند می‌زنند.
و هرکس که بخواهد این نقاب را بردارد، طرد می‌شود.
در این دنیا، صداقت خودکشی‌ست.»

-اوسامو دازای
🍓3
𝐌𝐞𝐭𝐨𝐧𝐢𝐚
زیبا بود.
این ویدیو رو دیدم و واقعاً یه سری چیزاش برام جالب بود، مخصوصاً نگاهش به مرگ و اینکه چطور از روی یه جسد می‌شه فهمید دقیقاً چه اتفاقی افتاده.
گفتم برای اونایی که حوصله‌ی دیدن ویدیو رو ندارن، یه خلاصه از چیزایی که گفته بنویسم؛ طوری که با خوندنش تقریباً متوجه کل ماجرا بشین....
اگه براتون جالب بود، خود ویدیو رو هم یه نگاه بندازین و اگه دوست داشتین لایک و شیر یادتون نره 💅🏻

🎥 لینک ویدیو:
https://youtu.be/-SfrdqRhI3A?si=wccIPRUzad2sZX_M
𝐌𝐞𝐭𝐨𝐧𝐢𝐚
این ویدیو رو دیدم و واقعاً یه سری چیزاش برام جالب بود، مخصوصاً نگاهش به مرگ و اینکه چطور از روی یه جسد می‌شه فهمید دقیقاً چه اتفاقی افتاده. گفتم برای اونایی که حوصله‌ی دیدن ویدیو رو ندارن، یه خلاصه از چیزایی که گفته بنویسم؛ طوری که با خوندنش تقریباً متوجه…
🩸جسدها حرف نمی‌زنن؛ ولی دروغ هم نمی‌گن.
باربارا بوچر سال‌هاست با مرده‌ها سر و کار داره. کارش اینه که از روی یه بدن بی‌جان بفهمه آخرین لحظه‌های زندگی اون آدم دقیقاً چطور گذشته.
قتل بوده؟
خودکشی؟
حادثه؟
بیماری؟
برای یه بازپرس مرگ، جسد فقط یه جسد نیست.
آخرین شاهد یه پرونده‌ست.
جسد یه جورایی آخرین شاهد یه پرونده‌ست؛ شاهدی که دیگه نمی‌تونه حرف بزنه، ولی بدنش تقریباً همه‌چیز رو ثبت کرده.

چیزی که ترسناک‌تره اینه که بدن بعد از مرگ هم ساکت نمی‌شه.
سیستم ایمنی خاموش می‌شه، باکتری‌ها شروع به تجزیه‌ی بافت‌ها می‌کنن، عضلات سفت می‌شن، خون تحت تأثیر جاذبه جابه‌جا می‌شه و دمای بدن پایین میاد.
حتی بوی جسد هم یه دلیل علمی داره؛ نتیجه‌ی همون فرآیندیه که بعد از خاموش شدن بدن شروع می‌شه.
بعد از مرگ، بدن خودش شروع می‌کنه به تغییر کردن.

و اینجاست که کار واقعاً عجیب می‌شه.
چون هر چیزی که روی یه جسد می‌بینی، لزوماً توسط قاتل ایجاد نشده.
ممکنه یه حیوان به بدن آسیب زده باشه.
ممکنه حشرات تغییراتی ایجاد کرده باشن.
ممکنه آب پوست رو تغییر داده باشه.
ممکنه چیزی که شبیه ضرب‌وشتمه، اصلاً قبل از مرگ اتفاق نیفتاده باشه.
حتی دست‌های چروکیده‌ی جسد داخل آب، که بهشون «دست‌های رخت‌شویی» می‌گن، بخشی از تغییرات طبیعی بدنه.
برای همین پزشکی قانونی فقط دنبال «آثار جرم» نمی‌گرده؛ دنبال اینه که بفهمه کدوم اتفاق واقعاً قبل از مرگ افتاده و کدوم یکی بعدش.
چون بدن زنده واکنش نشون می‌ده.
بدن مرده نه.
و این تفاوت کوچیک می‌تونه یه نفر رو قاتل کنه یا بی‌گناه.
بوچر از حدود ۵۵۰۰ پرونده‌ای که دیده، فقط حدود ۶۸۰ موردش قتل بوده.
یعنی بخش بزرگی از مرگ‌هایی که در نگاه اول مشکوک به نظر می‌رسن، در نهایت قتل نیستن.
کار بوچر بیشتر شبیه کنار گذاشتن احتماله.

حادثه؟
نه؟
خودکشی؟
نه؟
بیماری؟
نه؟
پس چی مونده؟
قتل.
یکی از پرونده‌ها مربوط به مرگ بر اثر شلیک گلوله بود؛ چیزی که می‌تونست خیلی راحت یک قتل به نظر برسه. اما بررسی دقیق سلاح و نحوه‌ی برخورد گلوله مشخص کرد که شلیک تصادفی بوده.
گاهی مرز بین «قتل» و «حادثه» فقط چند میلی‌متر و چند جزئیاته.
یکی از دردناک‌ترین پرونده‌های بوچر هم ۱۱ سپتامبر بود؛ جایی که خیلی از قربانی‌ها دیگه حتی از روی ظاهر قابل شناسایی نبودن.
دندان‌ها.
اثر انگشت.
خالکوبی‌ها.
و در نهایت DNA.
باید از تکه‌های باقی‌مونده‌ی یک انسان، هویت اون آدم رو دوباره پیدا می‌کردن.
اما شاید چیزی که بیشتر از خود اجساد ترسناک باشه، تأثیریه که دیدن مداوم مرگ روی آدم می‌ذاره.
بوچر می‌گه برای اینکه بتونه این کار رو ادامه بده، مجبور شده احساساتش رو تا حدی خاموش کنه.
ولی خاموش کردن احساسات، به معنی از بین رفتنشون نیست.
مخصوصاً وقتی پای مرگ یه کودک وسط باشه.
شاید سخت‌ترین بخش این شغل اصلاً دیدن جسد نباشه؛ حفظ کردن خودت بعد از دیدن اون همه مرگ باشه.

با این حال، عجیب‌ترین قسمت داستان برای من نگاه خودشه به مرگه.
کسی که هر روز با مرده‌ها سر و کار داره، از مرگ به اندازه‌ی خیلی از آدم‌ها نمی‌ترسه.
برای اون، مرگ فقط پایان نیست.
شاید حتی آخرین سؤال باشه.
اینکه ما از کجا اومدیم؟
بعدش چی می‌شه؟
و اصلاً چرا اینجاییم؟
و آخرش می‌رسیم به چیزی که شاید تمام این شغل رو خلاصه کنه:
آدم‌ها می‌تونن دروغ بگن.
صحنه‌ی جرم می‌تونه دستکاری بشه.
قاتل می‌تونه حقیقت رو پنهان کنه.
ولی بدن انسان خیلی وقت‌ها حقیقت رو با خودش نگه می‌داره.

فقط باید بلد باشی چطور بخونیش.🕯
3