افکارم مثل سایههایی تاریک در ذهنم میچرخند، هر لحظه بیشتر و بیشتر مرا از بین میبرند. در این جنگ درونی، هر فکر مثل یک ضربه به روح و وجودم است و من تنها نظارهگر این ویرانی هستم.
Forwarded from Professor's
برام مهم نیست. چای دارم و به تنفر به انسانها ادامه خواهم داد.
Forwarded from Lullaby Writer (لِیبان)
از باور ها شروع میکنند.
نه! از چراییِ باور ها...
نه! از فکری که به باور بدل شده است...
نه! از احساسی که فکر را به وجود آورده است...
نه! نه! از منطقی که احساس را به وجود آورده است...
نه... باز هم نه... آن ها... پس آن ها از چه شروع میکنند...؟
آری... آری! آن ها، از "تردید" شروع میکنند!
نه! از چراییِ باور ها...
نه! از فکری که به باور بدل شده است...
نه! از احساسی که فکر را به وجود آورده است...
نه! نه! از منطقی که احساس را به وجود آورده است...
نه... باز هم نه... آن ها... پس آن ها از چه شروع میکنند...؟
آری... آری! آن ها، از "تردید" شروع میکنند!