This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«بیا تا جهانی بسازیم زیباتر از همیشه»
دستان من و تو چه معجزه گرند
دستان من وتو
در پیچش بهم بافته شان
چه قدرتمندند
چه پر صلابت
چه زیباست
می سازند
می کارند
و چه آسان می توانند نظم کهن را فرو کوبند.
دستان من وتو سازندگان جهانی انباشته از ثروت
اما لبانمان تشنه یک قطره آب
وتن های خسته مان نیاز جائی برای آسائیدن
ویک لقمه نان
بیا
بیا تا دستان من وتو
دستان همه مان در هم پیچند.
بیا تا جهانی بسازیم زیباتر از همیشه
بیا تا جهان را چنان فتح کنیم,
که صدای گرم کارگر آفریقائی را
وقی که گرم بر طبل پیروزی می زند,بشنویم
دنیائی بسازیم که دیگر برادر من در بولیوی,
آوازهای غمگین نخواند.
دستان من وتو
وقتی در انبوه دستهای بهم بافته ای
گرد آیند
جهان چه کوچک است و
فتحش چه آسان.
«ناصح مردوخ»
نمایی زیبا از روستای استخرگاه، رودبار، گیلان
ترانه : گیلان جان
@zan_j
دستان من و تو چه معجزه گرند
دستان من وتو
در پیچش بهم بافته شان
چه قدرتمندند
چه پر صلابت
چه زیباست
می سازند
می کارند
و چه آسان می توانند نظم کهن را فرو کوبند.
دستان من وتو سازندگان جهانی انباشته از ثروت
اما لبانمان تشنه یک قطره آب
وتن های خسته مان نیاز جائی برای آسائیدن
ویک لقمه نان
بیا
بیا تا دستان من وتو
دستان همه مان در هم پیچند.
بیا تا جهانی بسازیم زیباتر از همیشه
بیا تا جهان را چنان فتح کنیم,
که صدای گرم کارگر آفریقائی را
وقی که گرم بر طبل پیروزی می زند,بشنویم
دنیائی بسازیم که دیگر برادر من در بولیوی,
آوازهای غمگین نخواند.
دستان من وتو
وقتی در انبوه دستهای بهم بافته ای
گرد آیند
جهان چه کوچک است و
فتحش چه آسان.
«ناصح مردوخ»
نمایی زیبا از روستای استخرگاه، رودبار، گیلان
ترانه : گیلان جان
@zan_j
«بیا تا جهانی بسازیم زیباتر از همیشه»
دستان من و تو چه معجزه گرند
دستان من وتو
در پیچش بهم بافته شان
چه قدرتمندند
چه پر صلابت
چه زیباست
می سازند
می کارند
و چه آسان می توانند نظم کهن را فرو کوبند....
#بازداشت_شدگان_روز_جهانی_کارگر_آزاد_باید گردند
@zan_j
دستان من و تو چه معجزه گرند
دستان من وتو
در پیچش بهم بافته شان
چه قدرتمندند
چه پر صلابت
چه زیباست
می سازند
می کارند
و چه آسان می توانند نظم کهن را فرو کوبند....
#بازداشت_شدگان_روز_جهانی_کارگر_آزاد_باید گردند
@zan_j
بگذارید هرچه میخواهد ببارد
ببارد از سنگ، از سیاهی، از سکوت
ما نومید نمیشویم
ما همچنان
سفرهی بیسینِ خانوار خویش را
با الفبایِ تمام عیارِ عشق میآراییم!
این را من نمیگویم
مادرانِ ما میگویند!
#سیدعلی_صالحی
سرود باران
@zan_j
ببارد از سنگ، از سیاهی، از سکوت
ما نومید نمیشویم
ما همچنان
سفرهی بیسینِ خانوار خویش را
با الفبایِ تمام عیارِ عشق میآراییم!
این را من نمیگویم
مادرانِ ما میگویند!
#سیدعلی_صالحی
سرود باران
@zan_j
دختری هستم از خاورمیانه
دختری هستم که در افغانستان درسن شش سالگی در ازای یک بز به فروش می رسم ،
در عربستان به جرم رانندگی شلاق میخورم
در ایران به جرم بد حجابی شکنجه میشوم
در عراق به جرم عاشق شدن کشته میشوم
در پاکستان به جرم سرپیچی از قوانین سنگسار میشوم
و در تمامی کشورهای این دیار زن کش
به بلندای تاریخ غارتگرانش
هر لحظه و هر ساعت
در میان پنجه های شوم قوانین اش محکوم به فنا میشوم
دختری هستم از خاورمیانه
و از خود می پرسم
من که روزانه در قفس تنگی به پهنای خاورمیانه
همراه با رویاو ارزوهای خوبم
هزار بارزنده به گور میشوم
چرایک بار،فقط یک بار
برای رسیدن به قله ارزوهایم
برای رهایی از اسارت
برای پرسیدن
برای ازادی نمیرم؟؟؟
اگرچه پرواز، بهایش گران است
ماندن درقفس،بهایش بیشتر است
#ناهید_وفایی
@zan_j
دختری هستم که در افغانستان درسن شش سالگی در ازای یک بز به فروش می رسم ،
در عربستان به جرم رانندگی شلاق میخورم
در ایران به جرم بد حجابی شکنجه میشوم
در عراق به جرم عاشق شدن کشته میشوم
در پاکستان به جرم سرپیچی از قوانین سنگسار میشوم
و در تمامی کشورهای این دیار زن کش
به بلندای تاریخ غارتگرانش
هر لحظه و هر ساعت
در میان پنجه های شوم قوانین اش محکوم به فنا میشوم
دختری هستم از خاورمیانه
و از خود می پرسم
من که روزانه در قفس تنگی به پهنای خاورمیانه
همراه با رویاو ارزوهای خوبم
هزار بارزنده به گور میشوم
چرایک بار،فقط یک بار
برای رسیدن به قله ارزوهایم
برای رهایی از اسارت
برای پرسیدن
برای ازادی نمیرم؟؟؟
اگرچه پرواز، بهایش گران است
ماندن درقفس،بهایش بیشتر است
#ناهید_وفایی
@zan_j
ده مادر در کلرادو تصمیم گرفتند با کمک یکدیگر سرمایه ای فراهم کرده مزرعه ارگانیک برای تولید مواد اصلی مورد نیاز خانواده ها را راه اندازی نموده و مادران و خانواده ها در جهت آموزش اهمیت تولید و مصرف غذای سالم وهمچنین درآمدزایی به مزرعه شان دعوت کنند.
مزرعه کوچک آنها هر هفته پذیرای تعداد زیادی از خانواده هاست که جهت آموزش و خرید و گذراندن یک روز مفید به آنجا سفر می کنند.
تشکیل تیم و انجام کار به صورت مشارکتی و تشکیل تعاونی یکی از بهترین و مدرن ترین شکل کسب و کاراست.
@zan_j
مزرعه کوچک آنها هر هفته پذیرای تعداد زیادی از خانواده هاست که جهت آموزش و خرید و گذراندن یک روز مفید به آنجا سفر می کنند.
تشکیل تیم و انجام کار به صورت مشارکتی و تشکیل تعاونی یکی از بهترین و مدرن ترین شکل کسب و کاراست.
@zan_j
نگاهی کوتاه به پژوهش های انجام شده در مورد زنان کارگر
✍مریم رحمانی
در مورد #زنان_کارگر پژوهش های زیادی صورت نگرفته است از بین پژوهش های انجام شده بیشترین انها مربوط به سلامت روان و جسم زنان کارگر است و متاسفانه پژوهشی بر روی میزان استثمار زنان کارگر، تاثیر قوانین بر زندگی حرفه ای آنان یا تاثیر مهدکودک ها بر بهره وری زنان کارگر، ازارجنسی در محیط کارنشده است که خودش جای سوال دارد.در ادامه به چند پژوهشی که در این زمینه زنان کارگر انجام شده است،توجه می کنیم.
سلامت روان زنان شاغل
از آنجا که الگوهای شغلی، فیزیولوژیکی و روانی فعالیت زنان و مردان با یکدیگر متفاوت گزارش شده است، سازمان جهانی کار در سال 2015 در بیانیه مرتبط با روز جهانی ایمنی، بر لزوم توجه به تفاوتهای فردی و جنسیتی در محیطهای کاری تأکید نموده و انجام بررسی دقیق این تفاوتها را خواستار شده است. Ramos و همکاران طی یک بررسی مقایسهای بین مردان و زنان به این نتیجه رسیدند زنان استرس بیشتری در محیط کار تحمل مینمایند و از اختلالات اسکلتی و عضلانی بیشتری رنج میبرند.همچنین، در مطالعات دیگری این تفاوت به خصوص در اندامهای فوقانی مورد تأیید قرار گرفته است.
در دهه گذشته، در کشور ما بررسی سلامت شغلی زنان به عنوان یک طیف خاص با محدودیتهای مشخص کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. به هر حال این موضوع مورد توجه محققین سایر کشورها قرار داشته است. تحقیقاتChau و همکاران در یک دوره سه ساله تا سال 2014 بر روی 22952 کارگر زن نشان داد که زنان زیر 25 سال و افراد کم تجربه در معرض بیشترین آسیبهای شغلی هستند. تحقیقی دیگر در چین بر روی 8300 کارگر زن شاغل در صنایع الکترونیک نشان داد که 9/51% زنان با یک یا تعداد بالاتری حوادث شغلی مواجه بودهاند. همچنین، بیش از 60 درصد افراد مورد مطالعه اظهار نمودهاند که درگیر یک بیماری شغلی هستند. این روند در حوزه مسایل و مشکلات روانی محیط کار نیز دیده میشود. Shanbhag و همکارش در هندوستان، سلامت روان 350 کارگر زن شاغل در کارگاههای تهیه البسه را بررسی نموده و مشخص شد 11% زنان دچار علایم جسمانی هستند، 6/7% اضطراب دارند، 1/7% اختلال در عملکرد اجتماعی را تجربه می کنند و 8/6% نشانههای افسردگی را از خود بروز دادهاند...
https://telegra.ph/%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-05-17
@zan_j
✍مریم رحمانی
در مورد #زنان_کارگر پژوهش های زیادی صورت نگرفته است از بین پژوهش های انجام شده بیشترین انها مربوط به سلامت روان و جسم زنان کارگر است و متاسفانه پژوهشی بر روی میزان استثمار زنان کارگر، تاثیر قوانین بر زندگی حرفه ای آنان یا تاثیر مهدکودک ها بر بهره وری زنان کارگر، ازارجنسی در محیط کارنشده است که خودش جای سوال دارد.در ادامه به چند پژوهشی که در این زمینه زنان کارگر انجام شده است،توجه می کنیم.
سلامت روان زنان شاغل
از آنجا که الگوهای شغلی، فیزیولوژیکی و روانی فعالیت زنان و مردان با یکدیگر متفاوت گزارش شده است، سازمان جهانی کار در سال 2015 در بیانیه مرتبط با روز جهانی ایمنی، بر لزوم توجه به تفاوتهای فردی و جنسیتی در محیطهای کاری تأکید نموده و انجام بررسی دقیق این تفاوتها را خواستار شده است. Ramos و همکاران طی یک بررسی مقایسهای بین مردان و زنان به این نتیجه رسیدند زنان استرس بیشتری در محیط کار تحمل مینمایند و از اختلالات اسکلتی و عضلانی بیشتری رنج میبرند.همچنین، در مطالعات دیگری این تفاوت به خصوص در اندامهای فوقانی مورد تأیید قرار گرفته است.
در دهه گذشته، در کشور ما بررسی سلامت شغلی زنان به عنوان یک طیف خاص با محدودیتهای مشخص کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. به هر حال این موضوع مورد توجه محققین سایر کشورها قرار داشته است. تحقیقاتChau و همکاران در یک دوره سه ساله تا سال 2014 بر روی 22952 کارگر زن نشان داد که زنان زیر 25 سال و افراد کم تجربه در معرض بیشترین آسیبهای شغلی هستند. تحقیقی دیگر در چین بر روی 8300 کارگر زن شاغل در صنایع الکترونیک نشان داد که 9/51% زنان با یک یا تعداد بالاتری حوادث شغلی مواجه بودهاند. همچنین، بیش از 60 درصد افراد مورد مطالعه اظهار نمودهاند که درگیر یک بیماری شغلی هستند. این روند در حوزه مسایل و مشکلات روانی محیط کار نیز دیده میشود. Shanbhag و همکارش در هندوستان، سلامت روان 350 کارگر زن شاغل در کارگاههای تهیه البسه را بررسی نموده و مشخص شد 11% زنان دچار علایم جسمانی هستند، 6/7% اضطراب دارند، 1/7% اختلال در عملکرد اجتماعی را تجربه می کنند و 8/6% نشانههای افسردگی را از خود بروز دادهاند...
https://telegra.ph/%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-05-17
@zan_j
Telegraph
پژوهش درباره ی زنان کارگر
مریم رحمانی در مورد زنان کارگر پژوهش های زیادی صورت نگرفته است از بین پژوهش های انجام شده بیشترین انها مربوط به سلامت روان و جسم زنان کارگر است و متاسفانه پژوهشی بر روی میزان استثمار زنان کارگر، تاثیر قوانین بر زندگی حرفه ای آنان یا تاثیر مهدکودک ها بر بهره…
🔻به یاد فراموش شدگان زندان آگاهی کرج
✍هاله صفرزاده
“من در دنیای ممنوع زندگی میکنم
بوییدن گونه دلبندم ممنوع
ناهار با فرزندان سر یک سفره ممنوع
همکلامی با مادر و دیواره ی سیمی ممنوع
بستن نامهای که نوشتهای یا نامه ی سربسته تحویل گرفتن ممنوع
خاموش کردن چراغ، آنگاه که پلکهایت به هممیآیند ممنوع
بازی تخته نرد ممنوع
اما چیزهای ممنوعی هم هست که میتوانی گوشه ی قلبت پنهان کنی
عشق، اندیشه، دریافتن“
ناظم حکمت
پارک، پلیس امینت، حکم بازداشتی که دو روز قبلش (۴ اردیبهشت) صادر شده بود، ون، چشمبند، راهروهای بازداشتگاه، سوئیتها و بازجویی:
_ مگر قبلا به شما هشدار نداده بودیم؟ … این همه نوشتی، چه فایدهای داشت؟ … حالا ده سال از عمرت را میگیرم… در نوشته هایت سیاهنمایی میکنی، میخواهید با ایجاد تشکل سراسری براندازی کنید، علیه امینت کشور فعالیت می کنید، مجوز ندارید و… اتهاماتی شبیه به این، در پرسش و پاسخهای شفاهی و کتبی طرح میشد و بین آن استراحت و نهار، عدس پلویی که به زحمت میشد لقمهای از آن را خورد و غروب، امضای کاغذها و فرمها و انتقال. باز هم چشمبند و نشستن در ماشین و عبور از خیابانها. آگاهی کرج، صدای زنگ، باز شدن در و بسته شدن در پس از ورود ما به بازداشتگاه زنان اداره آگاهی کرج. پس از انجام مراحل اداری، باید وسایل را تحویل میدادیم و بازرسی بدنی میشدیم.
لطفا پشتتان را به من بکنید، شورتتان را پایین بکشید و بنشینید و بلند شوید؟
برای چه؟
قانون است. نمی دانید که اینجا با چه چیزهایی ما روبرو میشویم و چه کارها که نمیکنند بازداشتیها …
مگر معتاد و قاچاقچی گرفتهاید؟ من معلمم، زندانی سیاسیام نه معتاد و قاچاقچی…
اما قانون برای همه یکسان است؟
این چه نانی است که بر سر سفره خود میبرید که باید به خاطرش بدون چون و چرا، چنین بازرسیای را برای همه اجرا کنی؟
…
کمی بعد پشت در فولادی دیگری ایستاده بودیم. نمیدانستم پشت این یکی در باید منتظر چه چیزی باشیم. در باز شد و وارد سالنی نسبتا بزرگ شدیم که تعدادی زن جوان و پیر به استقبالمان آمدند. منتظر هر چیزی بودم الا کودکی دو ساله که بشکنزنان به سمت ما دوید و چیزی را با زبان شیرین کودکانهاش تکرار میکرد. مادرش همراه او بشکن میزد و میگفت:
مشتری آوردن… مشتری آوردن…
چیزی نگذشت که ماجرا را فهمیدیم. به سلول بزرگی حدود سی متر وارد شدیم. روی سقف تنها دو سه پنجره با شیشههای گلآلود و چراغی کم نور. موکت قهوهای و پتوهای سبز رنگ که جا به جا روی آن ولو بود و زنانی غمگین که کنار دیوارها چمباتمه زده بودند.
دختر جوانی با هیجان شروع کرد:
این مادر و پسر ۳۸ روزه که اینجا هستن، ده روز اول و توی عید تنها بودند و حالا هر وقت زنگ در به صدا در میآید از شادی دیدن آدمی جدید بشکن میزند و میگوید: مشتری آوردن، مشتری آوردن … مادرش با ژآنگولر بازی، پدرش را از زندان فراری داده، ولی گیر افتادن. تا حالا به ۵۴ تا دزدی منزل اعتراف کرده جرم من هم این است که دوست پسرم “ماشین رو” بود …
– “ماشین رو”؟
مادر پسرک گفت:
“خونه رو”، “مغازه رو”، “ماشین رو” یعنی این که تخصصشان و کارشان سرقت از خانهها، مغازهها و یا ماشینهاست.
با دست اشاره به دختر که حرف می زد کرد و گفت:
ایشون هم توی ماشین مینشسته و با شیشه حال میکرده و دوست پسرش هم دزدی باطری ماشینها. اینطوری نبینیدش، سه بار اقدام به خودکشی کرده …
دختر جوان به پیرزنی ریزنقش اشاره کرد که گوشهای نشسته بود.
@bidarzani
@zan_j
http://www.kanoonm.com/3295#more-3295
✍هاله صفرزاده
“من در دنیای ممنوع زندگی میکنم
بوییدن گونه دلبندم ممنوع
ناهار با فرزندان سر یک سفره ممنوع
همکلامی با مادر و دیواره ی سیمی ممنوع
بستن نامهای که نوشتهای یا نامه ی سربسته تحویل گرفتن ممنوع
خاموش کردن چراغ، آنگاه که پلکهایت به هممیآیند ممنوع
بازی تخته نرد ممنوع
اما چیزهای ممنوعی هم هست که میتوانی گوشه ی قلبت پنهان کنی
عشق، اندیشه، دریافتن“
ناظم حکمت
پارک، پلیس امینت، حکم بازداشتی که دو روز قبلش (۴ اردیبهشت) صادر شده بود، ون، چشمبند، راهروهای بازداشتگاه، سوئیتها و بازجویی:
_ مگر قبلا به شما هشدار نداده بودیم؟ … این همه نوشتی، چه فایدهای داشت؟ … حالا ده سال از عمرت را میگیرم… در نوشته هایت سیاهنمایی میکنی، میخواهید با ایجاد تشکل سراسری براندازی کنید، علیه امینت کشور فعالیت می کنید، مجوز ندارید و… اتهاماتی شبیه به این، در پرسش و پاسخهای شفاهی و کتبی طرح میشد و بین آن استراحت و نهار، عدس پلویی که به زحمت میشد لقمهای از آن را خورد و غروب، امضای کاغذها و فرمها و انتقال. باز هم چشمبند و نشستن در ماشین و عبور از خیابانها. آگاهی کرج، صدای زنگ، باز شدن در و بسته شدن در پس از ورود ما به بازداشتگاه زنان اداره آگاهی کرج. پس از انجام مراحل اداری، باید وسایل را تحویل میدادیم و بازرسی بدنی میشدیم.
لطفا پشتتان را به من بکنید، شورتتان را پایین بکشید و بنشینید و بلند شوید؟
برای چه؟
قانون است. نمی دانید که اینجا با چه چیزهایی ما روبرو میشویم و چه کارها که نمیکنند بازداشتیها …
مگر معتاد و قاچاقچی گرفتهاید؟ من معلمم، زندانی سیاسیام نه معتاد و قاچاقچی…
اما قانون برای همه یکسان است؟
این چه نانی است که بر سر سفره خود میبرید که باید به خاطرش بدون چون و چرا، چنین بازرسیای را برای همه اجرا کنی؟
…
کمی بعد پشت در فولادی دیگری ایستاده بودیم. نمیدانستم پشت این یکی در باید منتظر چه چیزی باشیم. در باز شد و وارد سالنی نسبتا بزرگ شدیم که تعدادی زن جوان و پیر به استقبالمان آمدند. منتظر هر چیزی بودم الا کودکی دو ساله که بشکنزنان به سمت ما دوید و چیزی را با زبان شیرین کودکانهاش تکرار میکرد. مادرش همراه او بشکن میزد و میگفت:
مشتری آوردن… مشتری آوردن…
چیزی نگذشت که ماجرا را فهمیدیم. به سلول بزرگی حدود سی متر وارد شدیم. روی سقف تنها دو سه پنجره با شیشههای گلآلود و چراغی کم نور. موکت قهوهای و پتوهای سبز رنگ که جا به جا روی آن ولو بود و زنانی غمگین که کنار دیوارها چمباتمه زده بودند.
دختر جوانی با هیجان شروع کرد:
این مادر و پسر ۳۸ روزه که اینجا هستن، ده روز اول و توی عید تنها بودند و حالا هر وقت زنگ در به صدا در میآید از شادی دیدن آدمی جدید بشکن میزند و میگوید: مشتری آوردن، مشتری آوردن … مادرش با ژآنگولر بازی، پدرش را از زندان فراری داده، ولی گیر افتادن. تا حالا به ۵۴ تا دزدی منزل اعتراف کرده جرم من هم این است که دوست پسرم “ماشین رو” بود …
– “ماشین رو”؟
مادر پسرک گفت:
“خونه رو”، “مغازه رو”، “ماشین رو” یعنی این که تخصصشان و کارشان سرقت از خانهها، مغازهها و یا ماشینهاست.
با دست اشاره به دختر که حرف می زد کرد و گفت:
ایشون هم توی ماشین مینشسته و با شیشه حال میکرده و دوست پسرش هم دزدی باطری ماشینها. اینطوری نبینیدش، سه بار اقدام به خودکشی کرده …
دختر جوان به پیرزنی ریزنقش اشاره کرد که گوشهای نشسته بود.
@bidarzani
@zan_j
http://www.kanoonm.com/3295#more-3295
کانون مدافعان حقوق کارگر
به یاد فراموش شدگان زندان آگاهی کرج
هاله صفرزاده "من در دنیای ممنوع زندگ میکنم بوییدن گونه دلبندم ممنوع ناهار با فرزندان سر یک سفره ممنوع همکلامی با مادر و دیواره ی سیمی ممنوع بستن نامهای که نوشتهای یا نامه ی سربسته تحویل گرفتن ممنوع خاموش کردن چراغ، آنگاه که پلکهایت به…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شاخص_فلاکت از افزودن نرخ بیکاری به نرخ تورم بدست می آید. افزایش این شاخص به معنی پسرفت سطح رفاه جامعه است.
وضعیت بهترین استانهای ایران از نظر شاخص فلاکت ( به ترتیب: سمنان، اردبیل، مازندران، قم و فارس) با عدد شاخص فلاکت کشورهایی چون مصر و کنگو برابری می کند و از وضعیت کشورهایی مانند آنگولا، اتیوپی و هائیتی بدتر است.
استان چهارمحال و بختیاری با شاخص فلاکت 48 و 9 دهم واحد درصد بالاترین عدد شاخص و بدترین وضعیت را دارد، استانهای لرستان، کردستان، کرمانشاه و سیستان و بلوچستان با عدد شاخص های بالای 45 واحد درصد از جمله بدترین استان از نظر شاخص فلاکت هستند. وضعیت اقصادی این استان ها از کشور آرژانتین با عدد شاخص 43 و 8 دهم واحد درصد نیز بدتر است. / روزنامه دنیای اقتصاد
@zan_j
وضعیت بهترین استانهای ایران از نظر شاخص فلاکت ( به ترتیب: سمنان، اردبیل، مازندران، قم و فارس) با عدد شاخص فلاکت کشورهایی چون مصر و کنگو برابری می کند و از وضعیت کشورهایی مانند آنگولا، اتیوپی و هائیتی بدتر است.
استان چهارمحال و بختیاری با شاخص فلاکت 48 و 9 دهم واحد درصد بالاترین عدد شاخص و بدترین وضعیت را دارد، استانهای لرستان، کردستان، کرمانشاه و سیستان و بلوچستان با عدد شاخص های بالای 45 واحد درصد از جمله بدترین استان از نظر شاخص فلاکت هستند. وضعیت اقصادی این استان ها از کشور آرژانتین با عدد شاخص 43 و 8 دهم واحد درصد نیز بدتر است. / روزنامه دنیای اقتصاد
@zan_j
🔴 امروز شنبه ۲۸ اردیبهشتماه، تجمع صنفی اعتراضی دانشگاه گیلان برگزار شد.
#سرخط: این تجمع در همراهی با دانشجویان دانشگاه تهران در پی حضور گشت ارشاد در دانشگاه و حملهی بسیج و نیروهای لباس شخصی به دانشجویان و همچنین در اعتراض به وضعیت صنفی این دانشگاه صورت گرفت.
کمی بعد، با حضور نمایندهی معاونت دانشگاه در بین تجمعکنندگان، قولهای مساعدی مبنی بر رسیدگی به وضعیت صنفی دانشگاه از جمله:
⚪️ افزایش یک ساعتهی ساعتِ مجاز ورود به خوابگاه
⚪️ بازشدن بوفه در ماه رمضان و... به آنان داده شد.
لازم به ذکر است که نیروهای بسیج، در بین دانشجویان قرار گرفتند و از چهرههای تجمعکنندگان عکسبرداری کردند.
#سرخط: این تجمع در همراهی با دانشجویان دانشگاه تهران در پی حضور گشت ارشاد در دانشگاه و حملهی بسیج و نیروهای لباس شخصی به دانشجویان و همچنین در اعتراض به وضعیت صنفی این دانشگاه صورت گرفت.
کمی بعد، با حضور نمایندهی معاونت دانشگاه در بین تجمعکنندگان، قولهای مساعدی مبنی بر رسیدگی به وضعیت صنفی دانشگاه از جمله:
⚪️ افزایش یک ساعتهی ساعتِ مجاز ورود به خوابگاه
⚪️ بازشدن بوفه در ماه رمضان و... به آنان داده شد.
لازم به ذکر است که نیروهای بسیج، در بین دانشجویان قرار گرفتند و از چهرههای تجمعکنندگان عکسبرداری کردند.
✅در شماره جدید مجله اندیشه پویا گزارشی درباره زنان ماهیگیر جزیره هنگام منتشرشده، تنها جایی که زنانش از قدیم تابه حال،بدون کمک مردان ماهیگیری میکنند. اقتصاد جزیره روی دست آنها میچرخد.آنها میگویند با وجود تلاشهای بسیار، شیلات به آنها مجوز ماهیگیری نمیدهد چون زنند.
✅همه تلاشها و دانستهها و نان از دریا به خانه آوردنهاهنوز برای مسئولان شیلات کافی نیست که به زنهای ماهیگیر هنگام، تنها جزیرهای که بیشتر زنانش بدون کمک گرفتن ازمردان، صیادی میکنند، مجوز بدهد.
آنهانه مجوزصید دارند،نه بیمه اند ونه سهمیه سوخت دارند برای ماهیگیری. بعضی ازآنها بعداز ناامیدی از شیلات بندرعباس، تاتهران هم رفته اند پی مجوز اما نشده و به آنها گفته اند به زن مجوز نمیدهیم.
زنهای هنگام میگویند اگرمجوز داشته باشند می توانند وام بگیرند و موتورهای کهنه قایق هایشان راعوض کنند.
«تادنبال مجوزمیرویم به مامیگویند که ماهیگیری کار زن نیست.مثلا اگر قایقمان آسیب ببیند مانمیتوانیم ازجایی خسارت بگیریم یا سهمیه بنزین. چرا ماهیگیری کارزن نیست؟ این همه سال است که ماماهی میگیریم. ما در این جزیره همه کارمیکنیم؛ اقتصاد هنگام روی دست زنهاست.»
@zan_j
✅همه تلاشها و دانستهها و نان از دریا به خانه آوردنهاهنوز برای مسئولان شیلات کافی نیست که به زنهای ماهیگیر هنگام، تنها جزیرهای که بیشتر زنانش بدون کمک گرفتن ازمردان، صیادی میکنند، مجوز بدهد.
آنهانه مجوزصید دارند،نه بیمه اند ونه سهمیه سوخت دارند برای ماهیگیری. بعضی ازآنها بعداز ناامیدی از شیلات بندرعباس، تاتهران هم رفته اند پی مجوز اما نشده و به آنها گفته اند به زن مجوز نمیدهیم.
زنهای هنگام میگویند اگرمجوز داشته باشند می توانند وام بگیرند و موتورهای کهنه قایق هایشان راعوض کنند.
«تادنبال مجوزمیرویم به مامیگویند که ماهیگیری کار زن نیست.مثلا اگر قایقمان آسیب ببیند مانمیتوانیم ازجایی خسارت بگیریم یا سهمیه بنزین. چرا ماهیگیری کارزن نیست؟ این همه سال است که ماماهی میگیریم. ما در این جزیره همه کارمیکنیم؛ اقتصاد هنگام روی دست زنهاست.»
@zan_j
♦️سایه مردانگی بر قایق ها:
بازار جنسیت زده
✍مهتابذرافکن
✅در بخش کشاورزی روستایی زنان تولید کنندگان خرده پا هستند و این امر شیلات را نیز دربرمیگیرد و اغلب بازارهای بزرگ در اختیار مردان است.
✅ماهیگیری در دنیا برای بیش از 180 میلیون نفر بطور مستقیم شغل ایجاد کرده است و درجاهایی از دنیا درآمد کلی مردم بر پایه این صنعت است و سهم زنان در این بازار ناچیز است.
✅در حوزه شیلات نیز ماهیهایی که زنان صید می کنند در بازارهای محلی بفروش رسیده و به عنوان محصولاتی با ارزش اقتصادی پایین به مصرف خانگی جوامع محلی می رسد.
✅ در این زنجیره ارزش زنان و مردان نقش های متفاوتی دارند و این بازار به شدت تحت تاثیر روابط قدرت و جنستی است. زنانی که در این حوزه مشغول به فعالیت هستند طبقه ای فرودست محسوب شده و نقشی در کنترل بازار و قیمت گذاری ندارند.
✅ در برخی از کشورها از آفریقای غربی (یعنی غنا، نیجر، بنین و گامبیا ...)
زنان به طور سنتی کم درآمد هستند، حمل ماهی، کمک به تخلیه قایق ها، کردن زنبیلها و تبدیل ضایعات ماهی به محصولات مفید از جمله اموری است که زنان به آن اشتغال دارند.
✅این زنان در مقایسه با مردان هم درآمد تاچیزی دارند و دسترسی شان به فناوری، ادوات پیشرفته صید، سیستم حمل و نقل ماهی و همچنین دسترسی به بازارهای بزرگ و از این قبیل محدود است.
✅از طرفی چون اسکلهای ماهیگیری مکانی مردانه تلقی می شود زنان نمی توانند به جز ساعاتی مشخص در آن کار کنند و تحت فشارهای فرهنگی و اجتماعی به فرصت های شغلی محدودی در بازار دسترسی داشته و معمولا محدود به مکانهایی که نزدیک به خانه هستند.
✅سیستم و ساختار فرهنگی مردانه در این صنعت هنوز فرصت نقش آفرینی موثر در طول زنجیره تأمین به زنان نداده، مثلا زنان به بازارهای بزرگتر دسترسی ندارند، در حالی که مردان به بازار ملی یا جهانی دسترسی دارند.
✅ البته بازار محلی بازاری ناپایدار است و گاه وضعیت بگونه ای است که ممکن است زنان بویژه زنان سرپرست با فروش ماهی نتوانند خانواده را اداره کرده و ممکن است حتی همه سرمایه شان نیز از دست بدهند
✅ حوزه شیلات فقط محدود به ماهیگیری نیست، امروزه بخش مهمی از غذاهای دریایی در مزارع آبزی پروری بدست می آید، دربعضی از کشورها زنان نقش ویژه ای در آبزی پروری ایفا کرده و در تقسیم کار ایجاد شده تغذیه ماهی ها بر عهده زنان است.(در کشور ما زنان در این نوع مشاغل چندان سهمی ندارند)
✅در برخی از روستاهای ساحلی مناطقی از جهان پرورش ماهی های حوضچه ای و زینتی، صدف، میگو و برخی دیگر از آبزیان در مقیاس خانگی رواج داشته و مدیریت آن بر عهده زنان است.
✅ایجاد این مشاغل موجب کاهش شکاف جنسیتی درحوزه شیلات و آبزی پروری شده و درآمد زنان را بهبود بخشیده است. مدیریت کسب و کار خانگی آبزی پروری موجب شده که نابرابری و استثمارگری کار دستمزدی تا حدود زیادی رفع شده و همچنین زنان از فشارهای فرهنگی و اجتماعی موجود دراین حرفه ها نیز آسوده شوند.
✅البته پژوهش های فائو نیز نشان میدهد که آبزی پروری در مقیاسهای خرد و خانگی بیش از ماهیگیری در سواحل و اسکله ها برای زنان رضایت بخش است و درآمدآن نیز بیشتر و پایدارتراست.
✅ بطورکلی آبزی پروری و شیلات فصلی است و تحت تاثیر متغیرهایی چون وضعیت آب و هوا قرار دارد. از این رو اغلب خانواده ها درآمد مکملی مانند صنایع دستی نیز در کنار آن دارند.
✅ آبزی پروری در شرایطی که ذخایر دریاها به علت های مختلفی همچون گرمایش زمین ، برداشت بی رویه و ناپایدار و تاثیر مخرب جنگها و آلودگی های مختلف در معرض خطر بوده و با کاهش جدی مواجه است یکی از بهترین گزینه های سازگاری با تغییر اقلیم است.
@zan_j
بازار جنسیت زده
✍مهتابذرافکن
✅در بخش کشاورزی روستایی زنان تولید کنندگان خرده پا هستند و این امر شیلات را نیز دربرمیگیرد و اغلب بازارهای بزرگ در اختیار مردان است.
✅ماهیگیری در دنیا برای بیش از 180 میلیون نفر بطور مستقیم شغل ایجاد کرده است و درجاهایی از دنیا درآمد کلی مردم بر پایه این صنعت است و سهم زنان در این بازار ناچیز است.
✅در حوزه شیلات نیز ماهیهایی که زنان صید می کنند در بازارهای محلی بفروش رسیده و به عنوان محصولاتی با ارزش اقتصادی پایین به مصرف خانگی جوامع محلی می رسد.
✅ در این زنجیره ارزش زنان و مردان نقش های متفاوتی دارند و این بازار به شدت تحت تاثیر روابط قدرت و جنستی است. زنانی که در این حوزه مشغول به فعالیت هستند طبقه ای فرودست محسوب شده و نقشی در کنترل بازار و قیمت گذاری ندارند.
✅ در برخی از کشورها از آفریقای غربی (یعنی غنا، نیجر، بنین و گامبیا ...)
زنان به طور سنتی کم درآمد هستند، حمل ماهی، کمک به تخلیه قایق ها، کردن زنبیلها و تبدیل ضایعات ماهی به محصولات مفید از جمله اموری است که زنان به آن اشتغال دارند.
✅این زنان در مقایسه با مردان هم درآمد تاچیزی دارند و دسترسی شان به فناوری، ادوات پیشرفته صید، سیستم حمل و نقل ماهی و همچنین دسترسی به بازارهای بزرگ و از این قبیل محدود است.
✅از طرفی چون اسکلهای ماهیگیری مکانی مردانه تلقی می شود زنان نمی توانند به جز ساعاتی مشخص در آن کار کنند و تحت فشارهای فرهنگی و اجتماعی به فرصت های شغلی محدودی در بازار دسترسی داشته و معمولا محدود به مکانهایی که نزدیک به خانه هستند.
✅سیستم و ساختار فرهنگی مردانه در این صنعت هنوز فرصت نقش آفرینی موثر در طول زنجیره تأمین به زنان نداده، مثلا زنان به بازارهای بزرگتر دسترسی ندارند، در حالی که مردان به بازار ملی یا جهانی دسترسی دارند.
✅ البته بازار محلی بازاری ناپایدار است و گاه وضعیت بگونه ای است که ممکن است زنان بویژه زنان سرپرست با فروش ماهی نتوانند خانواده را اداره کرده و ممکن است حتی همه سرمایه شان نیز از دست بدهند
✅ حوزه شیلات فقط محدود به ماهیگیری نیست، امروزه بخش مهمی از غذاهای دریایی در مزارع آبزی پروری بدست می آید، دربعضی از کشورها زنان نقش ویژه ای در آبزی پروری ایفا کرده و در تقسیم کار ایجاد شده تغذیه ماهی ها بر عهده زنان است.(در کشور ما زنان در این نوع مشاغل چندان سهمی ندارند)
✅در برخی از روستاهای ساحلی مناطقی از جهان پرورش ماهی های حوضچه ای و زینتی، صدف، میگو و برخی دیگر از آبزیان در مقیاس خانگی رواج داشته و مدیریت آن بر عهده زنان است.
✅ایجاد این مشاغل موجب کاهش شکاف جنسیتی درحوزه شیلات و آبزی پروری شده و درآمد زنان را بهبود بخشیده است. مدیریت کسب و کار خانگی آبزی پروری موجب شده که نابرابری و استثمارگری کار دستمزدی تا حدود زیادی رفع شده و همچنین زنان از فشارهای فرهنگی و اجتماعی موجود دراین حرفه ها نیز آسوده شوند.
✅البته پژوهش های فائو نیز نشان میدهد که آبزی پروری در مقیاسهای خرد و خانگی بیش از ماهیگیری در سواحل و اسکله ها برای زنان رضایت بخش است و درآمدآن نیز بیشتر و پایدارتراست.
✅ بطورکلی آبزی پروری و شیلات فصلی است و تحت تاثیر متغیرهایی چون وضعیت آب و هوا قرار دارد. از این رو اغلب خانواده ها درآمد مکملی مانند صنایع دستی نیز در کنار آن دارند.
✅ آبزی پروری در شرایطی که ذخایر دریاها به علت های مختلفی همچون گرمایش زمین ، برداشت بی رویه و ناپایدار و تاثیر مخرب جنگها و آلودگی های مختلف در معرض خطر بوده و با کاهش جدی مواجه است یکی از بهترین گزینه های سازگاری با تغییر اقلیم است.
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در شماره جدید مجله اندیشه پویا گزارشی منتشر شده درباره زنان ماهیگیر جزیره هنگام، تنها جایی که زنانش از قدیم تا به حال، بدون کمک مردان ماهیگیری میکنند و اقتصاد جزیره روی دست آنها میچرخد. آنها میگویند باوجود تلاشهای بسیار، شیلات به آنها مجوز ماهیگیری نمیدهد چون زن اند.
@zan_j
@zan_j
⚡️«نویسنده زندگینامه جدید #سوزان_سونتاگ فاش کرده که سونتاگ برای به دست آوردن حق حضانت کامل فرزندش، پذیرفته کتابی که نوشته به اسم شوهرش چاپ شود. کتاب "فروید در مقام یک فیلسوف" به اسم فیلیپ ریف شوهر سابق سونتاگ منتشر شده.»
امیلی امرایی:
«فکر اینکه سوزان سونتاگ برای به دست آوردن حضانت بچهاش مجبور شده همچین باج بزرگی بده و کتابی که نوشته به اسم شوهر سابقش چاپ کنه، شبیه برق گرفتگیه.
زندگینامهنویسها و منتقدهای ماچو بعدها در بحثهاشون نوشتند که هارهار زنهای روشنفکر و نویسنده از جمله سونتاگ نمیتونند مادرهای خوبی باشند و اصلا برای همینه که اغلب یه دونه بچه دارند و مف دماغ دیوید ریف،پسر سونتاگ، تو عکسهای بچگی آویزونه. اما دیوید ریف میدونه مادرش چه مشقتی برای داشتنش متحمل شده و شاید برای همینهاست که آنقدر مادرش رو دوست داره و دربارهی جدال مادرش برای زنده موندن نوشته و ستایشش کرده.
البته خانم سونتاگ موقع طلاق خیلی خیلی جوان بوده و طبق اسنادی که زندگینامهنویس از آرشیو دستنوشتههاش در دانشگاه یوسیالای به دست آورده سال ۱۹۵۷ مشغول یادداشتبرداری دربارهی فروید بوده و طلاق دو سال بعد بوده.
درواقع اولین کتاب سونتاگ رو از چنگش درآورده و به جاش بچه رو داده بهش. البته فیلیپ ریف جامعهشناس و استاد دانشگاه بعدها یه کتاب دیگه هم دربارهی فروید نوشت و تا سال ۲۰۰۶ که زنده بود به روی خودش نیاورد اولین کتابی که بالا کشیده مال سوزان سونتاگ بوده.»
https://t.co/ZGAQ4QVW63
@zan_j
امیلی امرایی:
«فکر اینکه سوزان سونتاگ برای به دست آوردن حضانت بچهاش مجبور شده همچین باج بزرگی بده و کتابی که نوشته به اسم شوهر سابقش چاپ کنه، شبیه برق گرفتگیه.
زندگینامهنویسها و منتقدهای ماچو بعدها در بحثهاشون نوشتند که هارهار زنهای روشنفکر و نویسنده از جمله سونتاگ نمیتونند مادرهای خوبی باشند و اصلا برای همینه که اغلب یه دونه بچه دارند و مف دماغ دیوید ریف،پسر سونتاگ، تو عکسهای بچگی آویزونه. اما دیوید ریف میدونه مادرش چه مشقتی برای داشتنش متحمل شده و شاید برای همینهاست که آنقدر مادرش رو دوست داره و دربارهی جدال مادرش برای زنده موندن نوشته و ستایشش کرده.
البته خانم سونتاگ موقع طلاق خیلی خیلی جوان بوده و طبق اسنادی که زندگینامهنویس از آرشیو دستنوشتههاش در دانشگاه یوسیالای به دست آورده سال ۱۹۵۷ مشغول یادداشتبرداری دربارهی فروید بوده و طلاق دو سال بعد بوده.
درواقع اولین کتاب سونتاگ رو از چنگش درآورده و به جاش بچه رو داده بهش. البته فیلیپ ریف جامعهشناس و استاد دانشگاه بعدها یه کتاب دیگه هم دربارهی فروید نوشت و تا سال ۲۰۰۶ که زنده بود به روی خودش نیاورد اولین کتابی که بالا کشیده مال سوزان سونتاگ بوده.»
https://t.co/ZGAQ4QVW63
@zan_j
the Guardian
Susan Sontag was true author of ex-husband's book, biography claims
Sontag: Her Life says she wrote Freud: The Mind of the Moralist by Philip Rieff, whom she married at 17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریاد اعتراض این جوان سیلزده
🎥«توی چادر در جنگل زندگی میکنیم، اگر ما ایرانی نیستیم بگید از مملکت بریم، جلوی ۱۰۰ تا مسئول زانو زدیم، فقط اومدن عکس گرفتن و رفتن»/شبکه های اجتماعی
🎥«توی چادر در جنگل زندگی میکنیم، اگر ما ایرانی نیستیم بگید از مملکت بریم، جلوی ۱۰۰ تا مسئول زانو زدیم، فقط اومدن عکس گرفتن و رفتن»/شبکه های اجتماعی