Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
📽 مستند "یک روایت ساده از یک قتل فجیع" (قسمت دوم)
در مصاحبه با مریم حسین زاده (همسر محمد مختاری)
سینما نوستالژیا
@zan_j
https://youtu.be/a4ON1CykHB8
در مصاحبه با مریم حسین زاده (همسر محمد مختاری)
سینما نوستالژیا
@zan_j
https://youtu.be/a4ON1CykHB8
🔻 اگر پایینِ #عکس را کراپ کنی میشود شبیه میلیونها عکسی که تا حالا از #تاج_محل ثبت شده. باشکوه، زیبا و آرامشبخش... اما جِیکوب ریگلین در این عکس عمدا بِیغولههای اطراف تاجمحل را کراپ نکرده. او به ما و میلیاردها آدمی که هرگز پایشان به تاجمحل نخواهد رسید این فرصت را داده تا بفهمیم تاجمحل فقط این عکسهای خوشگلی که تا حالا دیدهایم نیست...
@zan_j
@zan_j
https://telegra.ph/زن-خانه-دار-چیستکیست-04-21
#کارخانگی (1)
...ويژگي هاي نقش زن خانه دار در جامعه صنعتي مدرن عبارت است از 1) اختصاص يافتن آن منحصراً به زنان، به جاي اين که به افراد بالغ هردو جنسيت محول شود،2) وابستگي آن به اتکاء اقتصادي، يعني، به نقش متکي به شوهر زن در ازدواج مدرن؛ 3) موقعيت آن به عنوان «غير- کار» (به عبارت ديگر کار به حساب نيامدن کار خانه) در مقايسه با کار "واقعي"، يعني کاري که از نظر اقتصادي بازده داشته باشد، و 4 ) ارجحيت آن براي زنان، يعني، ارجح بودن آن براي زنان بر نقش هاي ديگر.
اجراي نقش زن در مقام زن خانه دار يک حادثه اتفاقي نيست. البته مي توان زن خانه دار بود ولي شوهر نداشت، ليکن اکثريت زنان خانه دار زنان شوهردار هستند، وارجاع نقش زن خانه دار به زنان درازدواج ساختاري اجتماعي دارد. ازدواج به سادگي يک رابطه فردي نيست: بلکه «بنيادي است مبتني بر اتحاد افرادي در نقش زن و شوهر که از جانب اجتماع پذيرفته شده است.» يک يک فرد ذکور، يک مرد، بنا بر تعاريف زيست شناختي قانونا نمي تواند نقش اجتماعي همسر- زن خانه دار را برعهده بگيرد، و يک فرد اناث ، يک زن، طبق هان تعاريف بر قانون قادر نيست نقش شوهر را اجرا کند...
@zan_j
#کارخانگی (1)
...ويژگي هاي نقش زن خانه دار در جامعه صنعتي مدرن عبارت است از 1) اختصاص يافتن آن منحصراً به زنان، به جاي اين که به افراد بالغ هردو جنسيت محول شود،2) وابستگي آن به اتکاء اقتصادي، يعني، به نقش متکي به شوهر زن در ازدواج مدرن؛ 3) موقعيت آن به عنوان «غير- کار» (به عبارت ديگر کار به حساب نيامدن کار خانه) در مقايسه با کار "واقعي"، يعني کاري که از نظر اقتصادي بازده داشته باشد، و 4 ) ارجحيت آن براي زنان، يعني، ارجح بودن آن براي زنان بر نقش هاي ديگر.
اجراي نقش زن در مقام زن خانه دار يک حادثه اتفاقي نيست. البته مي توان زن خانه دار بود ولي شوهر نداشت، ليکن اکثريت زنان خانه دار زنان شوهردار هستند، وارجاع نقش زن خانه دار به زنان درازدواج ساختاري اجتماعي دارد. ازدواج به سادگي يک رابطه فردي نيست: بلکه «بنيادي است مبتني بر اتحاد افرادي در نقش زن و شوهر که از جانب اجتماع پذيرفته شده است.» يک يک فرد ذکور، يک مرد، بنا بر تعاريف زيست شناختي قانونا نمي تواند نقش اجتماعي همسر- زن خانه دار را برعهده بگيرد، و يک فرد اناث ، يک زن، طبق هان تعاريف بر قانون قادر نيست نقش شوهر را اجرا کند...
@zan_j
Telegraph
زن خانه دار چیست(کیست)؟
ترجمه گلي امامی زن و برابری بخش اول زن خانه دار يک زن است: زن خانه دار کارخانه را انجام مي دهد، در ساختار اجتماعي جوامع صنعتي، اين دو حُکم ، تناقض پُر اهميت و جالبي را عرضه مي کنند. ترکيب "زن" و "خانه" در يک جمله ارتباطي را ميان زنانگي، ازدواج، و مکان سکونت…
پرتره فریدا کالو: نقاش سوسیالیست مکزیکی ، شمایل آراستگی رنج زیستن.
آندره برتون، شاعر و نویسنده سورئالیست فرانسوی، نقاشیهای فریدا کالو را سوررئال میخواند، اما فریدا نمیپذیرفت. میگفت من واقعیت خودم را نقاشی میکنم. و البته همه واقعیت او در نقاشیهایش نمیگنجید، در پوشش و آرایشش نیز جلوه میکرد. پس از مرگ این نقاش مکزیکی در ۱۹۵۴، به خواسته همسرش دیهگو ریورا، لباسها، آرایهها و دیگر وسایل شخصیاش در محل سکونتش خانه آبی (Casa Azul) درحمامی مهر و موم شد. ریورا وصیت کرد که ۱۵ سال پس از مرگش آن را بگشایند، اما خودش چندی بعد درگذشت و آن گنجینه دستنخورده ماند.
۵۰ سال پس از مرگ کالو، در سال ۲۰۰۴، بالاخره در را گشودند. نزدیک به ۳۰۰ قلم از لوازم نقاش سالم مانده بود. آلبومهای عکس، جامهها، تزیینات، لوازم آرایش، داروها و تجهیزات ارتوپدی جزییاتی بیشتر و یا ملموستر از فریدا کالو در دسترس نهاد؛ زنی هنرمند که هم در نقاشی، خویش را موضوع کارش قرار داد و هم در زندگی چهره و اندامش را چنان آراست و بازنمایاند که شمایلی مستقل و ماندگار از او پدید آورد.
گچ پاستل اثر نقاش بیخانمان در سیستم روبزوال سرمایه داری .!
@zan_j
آندره برتون، شاعر و نویسنده سورئالیست فرانسوی، نقاشیهای فریدا کالو را سوررئال میخواند، اما فریدا نمیپذیرفت. میگفت من واقعیت خودم را نقاشی میکنم. و البته همه واقعیت او در نقاشیهایش نمیگنجید، در پوشش و آرایشش نیز جلوه میکرد. پس از مرگ این نقاش مکزیکی در ۱۹۵۴، به خواسته همسرش دیهگو ریورا، لباسها، آرایهها و دیگر وسایل شخصیاش در محل سکونتش خانه آبی (Casa Azul) درحمامی مهر و موم شد. ریورا وصیت کرد که ۱۵ سال پس از مرگش آن را بگشایند، اما خودش چندی بعد درگذشت و آن گنجینه دستنخورده ماند.
۵۰ سال پس از مرگ کالو، در سال ۲۰۰۴، بالاخره در را گشودند. نزدیک به ۳۰۰ قلم از لوازم نقاش سالم مانده بود. آلبومهای عکس، جامهها، تزیینات، لوازم آرایش، داروها و تجهیزات ارتوپدی جزییاتی بیشتر و یا ملموستر از فریدا کالو در دسترس نهاد؛ زنی هنرمند که هم در نقاشی، خویش را موضوع کارش قرار داد و هم در زندگی چهره و اندامش را چنان آراست و بازنمایاند که شمایلی مستقل و ماندگار از او پدید آورد.
گچ پاستل اثر نقاش بیخانمان در سیستم روبزوال سرمایه داری .!
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در اهمیت زندگی...
«اونهای که الگوی زندگی ما بودند میدونستند چه کردند، اونها به مرگ فکر نکردند فقط به زندگی فکر کردند.»
احمد شاملو
@zan_j
«اونهای که الگوی زندگی ما بودند میدونستند چه کردند، اونها به مرگ فکر نکردند فقط به زندگی فکر کردند.»
احمد شاملو
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوم اردیبهشت، 22اپریل روز زمین ...
نظام سرمایه داری برای کسب سود محیط زیست را هم نابود میکند..
ترجمه مرضيه شكيبا،
زيرنويس زارا امجديان
#زنان_كودكان_محيط_زيست
@zan_j
نظام سرمایه داری برای کسب سود محیط زیست را هم نابود میکند..
ترجمه مرضيه شكيبا،
زيرنويس زارا امجديان
#زنان_كودكان_محيط_زيست
@zan_j
22 اپریل زادروز لنین
شعری از "لنگستون هیوز"
لنین گرداگرد جهان می پوید
مرزها قادر به ممنوع کردن او نیستند
سربازخانه ها و سنگرها اورا باز نمی دارند
سیم های خاردار اورا زخمی نمی کنند
لنین گرداگرد جهان می پوید
سیاه، سرخ وسفید از او پذیرایی می کنند
زبان هیچ حصاری نیست
عجیب ترین زبان ها اورا باور می کنند 🌼
لنین گرداگرد جهان می پوید
آفتاب همانند زخمی غروب می کند🌺
میان تیرگی وسپیده دم
ستاره سرخی طلوع می کند☘
.🍂
@zan_j
شعری از "لنگستون هیوز"
لنین گرداگرد جهان می پوید
مرزها قادر به ممنوع کردن او نیستند
سربازخانه ها و سنگرها اورا باز نمی دارند
سیم های خاردار اورا زخمی نمی کنند
لنین گرداگرد جهان می پوید
سیاه، سرخ وسفید از او پذیرایی می کنند
زبان هیچ حصاری نیست
عجیب ترین زبان ها اورا باور می کنند 🌼
لنین گرداگرد جهان می پوید
آفتاب همانند زخمی غروب می کند🌺
میان تیرگی وسپیده دم
ستاره سرخی طلوع می کند☘
.🍂
@zan_j
هیچ '' برابری'' بین ستمگر و ستمدیده ، استثمارگر و استثمار شونده وجود نداشته و نمیتواند وجود داشته باشد. تا زمانیکه امتیازات قانونی مردان موانعی برای زنان هستند، بگذارید دروغگویان و حقه بازان، بورژوا و حامیان آنها سعی شان را بکنند تا مردم را بکلی گویی در مورد آزادی، برابری و دمکراسی فریب دهند. ما به کارگران بویژه زنان کارگر میگوییم- ماسک این دروغگویان را بدرید و با #متشکل شدن توانایی خود را در مبارزه برای کسب مطالبات بزحق تان ثابت کنید.
بخشی از نوشته های لنین در پراودا. مجموعه آثار لنین
22آوریل زاد روز لنین
#نان_کار_آزادی_اداره_شورایی
@zan_j
بخشی از نوشته های لنین در پراودا. مجموعه آثار لنین
22آوریل زاد روز لنین
#نان_کار_آزادی_اداره_شورایی
@zan_j
"رابطه فقر و سیستم سرمایه داری"
▪️ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﻓﻘﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻈﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩ ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺻﻼﺡ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﺷﺪ
زیرا ذات نظام سرمایه داری بر کسب سود بسیار استوار است و از آنجا که وسایل و ابزار تولید را در ید خود دارد ،پس همان ابزار به استثمار کشیدن را نیز داراست.
▪️فقر، برخلافِ یاوه پردازی های آخوندهای مفتخور و لیبرالهای طرفدار بردگی، پدیده ای ابدی_ازلی نیست،
حکم لایتغیرِ خداوندان خیالی هم نیست!!!
فقرنتیجه سوخت وساز سیستم موجود است
فقر را میتوان ازبین برد ویگانه راه ازبین بردن آن ازبین بردن نظام سرمایه داری است...
@Nan_Azadi
▪️ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﻓﻘﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻈﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩ ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺻﻼﺡ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﺷﺪ
زیرا ذات نظام سرمایه داری بر کسب سود بسیار استوار است و از آنجا که وسایل و ابزار تولید را در ید خود دارد ،پس همان ابزار به استثمار کشیدن را نیز داراست.
▪️فقر، برخلافِ یاوه پردازی های آخوندهای مفتخور و لیبرالهای طرفدار بردگی، پدیده ای ابدی_ازلی نیست،
حکم لایتغیرِ خداوندان خیالی هم نیست!!!
فقرنتیجه سوخت وساز سیستم موجود است
فقر را میتوان ازبین برد ویگانه راه ازبین بردن آن ازبین بردن نظام سرمایه داری است...
@Nan_Azadi
«سرخط اخبار یکشنبه ۱ اردیبهشتماه ۹۸»
🔴 ابلاغ مصوبهی افزایش حقوق بازنشستگان با حداقل افزایش ۴۴۰ هزار تومانی
🔴 اعزام ۶۰ هزار پلیس جهت مقابله با بیست و سومین هفتهی اعتراضی جنبش جلیقهزردها
🔴 خسارت ۷ میلیارد ریالی در پی وزش شدید باد ۲ روز گذشته به فضای شهری و باغات اصفهان
🔴 فروش هر کیلو گوجهسبز به رقم ۴۰۰ هزار تومان در بازار مصرف
🔴 اعتراض مردم سیلزدهی آققلا به خروج اجباری آنان از مکانهای اسکان اضطراری
🔴 آسیب و تخریب ۵۶۷ مدرسه در پی سیلابهای خوزستان
🔴 عدم سلامت جمعی و فقدان بهداشت ۱۱۸ هزار نفر از جمعیت سیلزدهی اهواز در پی بالا زدن فاضلاب و شیوع بیماریهای واگیردار
🔴 آمار نرخ تورم ۳۰/۶ درصدی فروردینماه سال جاری
🔴 زندانی شدن ۶۳ امدادگر مستقل مردمی در پی سیلابهای اخیر خوزستان
🔴 شکسته شدن سیلبند عین دو (سید کریم) و ورود آب به سمت کانال سلمان و مناطق مسکونی.
#سرخط_خبر
سر خط نیوز
🔴 ابلاغ مصوبهی افزایش حقوق بازنشستگان با حداقل افزایش ۴۴۰ هزار تومانی
🔴 اعزام ۶۰ هزار پلیس جهت مقابله با بیست و سومین هفتهی اعتراضی جنبش جلیقهزردها
🔴 خسارت ۷ میلیارد ریالی در پی وزش شدید باد ۲ روز گذشته به فضای شهری و باغات اصفهان
🔴 فروش هر کیلو گوجهسبز به رقم ۴۰۰ هزار تومان در بازار مصرف
🔴 اعتراض مردم سیلزدهی آققلا به خروج اجباری آنان از مکانهای اسکان اضطراری
🔴 آسیب و تخریب ۵۶۷ مدرسه در پی سیلابهای خوزستان
🔴 عدم سلامت جمعی و فقدان بهداشت ۱۱۸ هزار نفر از جمعیت سیلزدهی اهواز در پی بالا زدن فاضلاب و شیوع بیماریهای واگیردار
🔴 آمار نرخ تورم ۳۰/۶ درصدی فروردینماه سال جاری
🔴 زندانی شدن ۶۳ امدادگر مستقل مردمی در پی سیلابهای اخیر خوزستان
🔴 شکسته شدن سیلبند عین دو (سید کریم) و ورود آب به سمت کانال سلمان و مناطق مسکونی.
#سرخط_خبر
سر خط نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😳😡
مهندس بنياد مسكن روى گارى نشسته تا مردم سيل زده براى كارشناسی مقدار خسارت وارده و سرکشی، او را به درب منازلشان ببرند، مبادا خيس يا كثيف شود!
مهندس بنياد مسكن روى گارى نشسته تا مردم سيل زده براى كارشناسی مقدار خسارت وارده و سرکشی، او را به درب منازلشان ببرند، مبادا خيس يا كثيف شود!
https://telegra.ph/زن-خانه-دار-چیست-کیست-2-04-21
#کارخانگی (2)
از متن
...با از بين رفتن طبقه مستخدم و پيشخدمت هاي خصوصي، نقش خانم خانه و کارگر خانه درهم ادغام شده اند. يک زن خانه دار متوسط در سال متجاوز از 3000 تا 4000 ساعت وقت صرف کار خانه مي کند. زنان خانه دار بريتانيايي حومه شهري، که توسط نگارنده در يک تحقيق نمونه مورد بررسي قرار گرفتند، در حدود 77 ساعت در هفته کار خانه انجام مي دادند. ميزان زماني که کارخانه از زن مي گيرد، با ازدياد و در دسترس قرار داشتن ابزار خانه پيشرفته، يا با گسترش امکانات زنان در بيرون از خانه کاهش نمي يابد. مقايسه اي ميان اطلاعات موجود ازکشورهاي گوناگون، در طول چهار دهه گذشته (نمودار اول) نشاندهنده تداوم چشمگير ساعات کارِ خانه است.
زنان خانه دار به هيچ اتحاديه يا سنديکاي حرفه اي وابسته نيستند، انجمني صنفي وجود ندارد که ملاک عملکرد آنان را مشخص کند، استاندارد بالاي کار را بنيان بگذارد، و تنيه هايي براي کساني که عملکردشان ناکافي يا به نحوي نامرتب بوده تعيين کند. هيچ سازماني وجود ندارد که از منافع آنان دفاع کند، و يا حامي آنان در مسائل و يا زمينه هايي که مربوط به عملکرد نقششان مي شود باشد. اين حقايق مشخص کننده فردمداري رفتارِ کارِ خانه است.
@zan_j
#کارخانگی (2)
از متن
...با از بين رفتن طبقه مستخدم و پيشخدمت هاي خصوصي، نقش خانم خانه و کارگر خانه درهم ادغام شده اند. يک زن خانه دار متوسط در سال متجاوز از 3000 تا 4000 ساعت وقت صرف کار خانه مي کند. زنان خانه دار بريتانيايي حومه شهري، که توسط نگارنده در يک تحقيق نمونه مورد بررسي قرار گرفتند، در حدود 77 ساعت در هفته کار خانه انجام مي دادند. ميزان زماني که کارخانه از زن مي گيرد، با ازدياد و در دسترس قرار داشتن ابزار خانه پيشرفته، يا با گسترش امکانات زنان در بيرون از خانه کاهش نمي يابد. مقايسه اي ميان اطلاعات موجود ازکشورهاي گوناگون، در طول چهار دهه گذشته (نمودار اول) نشاندهنده تداوم چشمگير ساعات کارِ خانه است.
زنان خانه دار به هيچ اتحاديه يا سنديکاي حرفه اي وابسته نيستند، انجمني صنفي وجود ندارد که ملاک عملکرد آنان را مشخص کند، استاندارد بالاي کار را بنيان بگذارد، و تنيه هايي براي کساني که عملکردشان ناکافي يا به نحوي نامرتب بوده تعيين کند. هيچ سازماني وجود ندارد که از منافع آنان دفاع کند، و يا حامي آنان در مسائل و يا زمينه هايي که مربوط به عملکرد نقششان مي شود باشد. اين حقايق مشخص کننده فردمداري رفتارِ کارِ خانه است.
@zan_j
Telegraph
زن خانه دار چیست (کیست)؟ 2
ترجمه گلی امامی زن و برابری بخش دوم امروزه، اولويت نقش زن خانه دار در ارتباط با زنانگي، وابستگي اقتصادي، و کارِ از نوع پست بيشتر محسوس است تا در زندگي معمولي زنان، معهذا شواهد فراواني حاکي از اين واقعيت است که پيشرفت در جهت برابري جنسيت به سبب مسئوليت هاي…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خَش۱۶: به مملکت بگو!
قسمت دوم سریال مستند سِیل. ادامهی خَش ۱۵ (توزیع ناعادلانه)
.
غائلهی توزیع کمکها خوابیده و پتوها و کنسروها میان سیلزدگان قسمت شدند، میان خانهخرابهایی که از گرفتن کمک سرباز نزدند و توانستند خودشان را پای ماشین کمکها برسانند. وضعیت ده کم کم به شکل پیش از آمدن کمکرسانها باز میگردد؛ بازگشت دوباره به درون گلولای. زنی با چکمههایی به پا از میان آب و گل کوچه، به سمت دوربین میآید و از سر خشم و غم و قدرت و استیصال و امید و نا-امیدی مملکت را خطاب قرار میدهد
.
لرستان، روستای بابازید. ۱۳۹۸/۱/۱۷
@zan_j
قسمت دوم سریال مستند سِیل. ادامهی خَش ۱۵ (توزیع ناعادلانه)
.
غائلهی توزیع کمکها خوابیده و پتوها و کنسروها میان سیلزدگان قسمت شدند، میان خانهخرابهایی که از گرفتن کمک سرباز نزدند و توانستند خودشان را پای ماشین کمکها برسانند. وضعیت ده کم کم به شکل پیش از آمدن کمکرسانها باز میگردد؛ بازگشت دوباره به درون گلولای. زنی با چکمههایی به پا از میان آب و گل کوچه، به سمت دوربین میآید و از سر خشم و غم و قدرت و استیصال و امید و نا-امیدی مملکت را خطاب قرار میدهد
.
لرستان، روستای بابازید. ۱۳۹۸/۱/۱۷
@zan_j
ادامه۲
...رو کرد به مرد دشداشه پوش و پرسید عمو ساعت ۱۱ بود ؟کمتر و بیشترش خدا عالمه . آدم وقتی تو روستا زندگی می کنه سر وکارش با ساعت نیست . این لوس بازی ها مال شهری هاست . آدم که از فردای خودش خبر نداره که ساعت و دقیقه یادش بماند . یک هو بخودش میاد و می بینه ای دل غافل کار از کار گذشته .
دکتر پرونده را دوباره ورق زد و پرسید :حالش بهم خورد آن جا بودی ؟
مرد گفت :ها والله وقتی از خونه عموم آمدم ننه عبود سرو مرو گنده بود داشت بچه ها را می خواباند .هشتا بچه را تر و خشک کردن به زبان ساده است ،به عمل کار حضرت فیله .
ننه عبود پرسید :شام خوردی جاسم ؟گفتم :ها . گفت :یه کم استانبولی گذاشتم .بیارم .گفتم :نه،جات خالی بود سوبور تنوری زن عمو را که دیدی. گفت :جایت را انداخته ام خواستی بخوابی بخواب .
ننه عبود رفت کنار بچه ها خوابید من هم این طرف خوابیدم . نصف شب بود که زهرا بیدار شد . آب خواست . زهرا دختر کوچیکمه ،سه ساله شه . ننه عبود از حُبانه آب آورد پرسید :می خوری جاسم . گفتم :ها والله . اگه بدی دعایت می کنم . آب را از حُبانه آورد ،خنک و گوارا بود ننه عبود خوابید من هم پشت چشمم گرم شد .
گرگ ومیش صبح بود که بیدار شدم باید می رفتم سروقت نخل ها .ننه عبود را صدازدم :ننه عبود ،ننه عبود.بلند شو یک لیوان چای بده جاسم تا برود دنبال کار وزندگیش.»
ای جاسم بخت بر گشته.دیدم که تکان نمی خورد .خب خلق و خویش دستم بود.صدای نفس های من که بلند می شد بالای سرم بود .خوابش از خواب خرگوش هم سبک تر بود . راستش را بخواهید کمی خلقم تنگ شد .علت نداشت زن این قدر لاابالی باشد . یک ساعت دیگر آفتاب وسط حیاط بودودیگر نمی شد رفت سروقت نخل ها .تکانش دادم دیدم جواب نمی دهد. رفتم نزدیک تر تا ببینم چرا بیدارنمی شود .دیدم همینطور دارد مرا خیره نگاه می کند اما انگار نه انگارتوی این دنیا باشه . دوباره تکانش دادم :ننه عبود ،ننه عبود. :انگار نه انگار .
بلند شدم رفتم آب خنک از حُبانه آوردم ریختم در دهانش . همه اش را پس داد.فایده ای نداشت . مثل این بود که جادو شده بود . دویدم طرف خانه عموم، خب جاسم که ماشینی زیر پایش نیست که اگر زن و بچه اش گرفتار مصیبتی بشوند آن ها را برساند مریض خانه .
وانت عموم را گرفتم و ننه عبود را رساندم بیمارستان .
دکتر باردیگر پرونده را ورق زد و پرسید :در بیمارستان فوت کرد ؟مرد کمی اندیشید :نه نه، ننه عبود نمرده بود البته حرف هم نمی زد. مثل ماه گرفته ها بود .فقط نگاه می کرد .در بیمارستان سرم و آمپول گرفت .
کمی صداش در آمد . اما نه، صدای ننه عبود نبود بیشتر به ناله گاوی شباهت داشت که داشت جان می کند .
دکتر چشم از پرونده برداشت و پرسید :بعدش چی شد ؟
مرد آهی کشید و گفت:ای جاسم بخت بر گشته . بعدی دیگر نداشت .این دکتر ها و پرستار های بی مروت رفتند و آمدند از ننه عبود بیچاره خون گرفتند مگه یه آدم چقدرخون داره که چپ بروی راست بیایی خون بگیری . ما که بی سوادیم از حرف دکتر ها و پرستار ها که سر در نمی آوریم. چیزهایی بین خودشان می گفتند .جاسم بیچاره هم که لایق جایی نبود که بگویند ننه عبود دارد چه بلایی سرش می آید .
همین طور رفتند و آمدند تا شد سه روز . جاسم بخت بر گشته توی این سه روز نه آب خورد نه نان . چشم از ننه عبود بر نداشت . تا شاید ننه عبود حرف و حدیثی بگوید لب از لب باز نکرد . روز آخر دکتر میانه سالی آمد و گفت باید ببریدش آبادان یا اهواز بیمار نیاز به سی تی اسکن دارد.
پرسیدم : آقای دکتر سی تی اسکن دیگر چه صیغه ای است . آقای دکتر گفت:عکس رنگی باید بگیرد . گفتم:آقای دکتر ننه عبود چه به عکس رنگی . این که نشد دکتری هی آزمایش هی عکس.پس چه فرقی هست بین من و شما .یک تغذیه ای ،سوزنی باید بزنی تا صدای ننه عبود در بیاید .
شوخی که نبود سه روز و سه شب از گلوی ننه عبود یک قطره آب پائین نرفته بود . اما این حرف ها به خرج دکتر های بیمارستان نرفت که نرفت .
دکتر پرسید :در خرمشهر زنده بود پس با این حساب در آبادان فوت شد.
مرد گفت :بدتان نیاید آقای دکتر ،من کوچیک همه شما هستم . همه اش تقصیر دکتر های بیمارستان است . از اولش هم گفتم :بگذارید ببرمش سید عباس یا خضر نبی .این عموم شاهده . و رو کرد به مرد دشداشه پوش کنارش گفت:جاسم دروغ میگه عمو.؟جاسم که مغز خر نخورده از همان اولش می دانستم که کار از دست دکتر جماعت بیرون آمده .از ننه عبود بدتر هم سید عباس شفا داده .اما به گوش کسی نرفت که نرفت .
امروز رفتم ننه عبود را ببینم گفتند:فوت شده . گفتم :به همین سادگی .یعنی آدم الکی الکی میمیره.گفتن:ها.گفتم :پس این همه دم و دستگاه و دکتر و پرستار یعنی کشک .گفتند:توهین نکن. گفتم:
سر پرست هشتا تا بچه قد و نیم قد را بگور کردید ،جاسم بیجاره را آواره کوه و دشت کردید حالا می گوئید توهین نکن. گفتند :اگر سر و صدا کنی سر وکارت با پاسگاه است گفتم باشه، جاسم خفه میشه...
@zan_j
...رو کرد به مرد دشداشه پوش و پرسید عمو ساعت ۱۱ بود ؟کمتر و بیشترش خدا عالمه . آدم وقتی تو روستا زندگی می کنه سر وکارش با ساعت نیست . این لوس بازی ها مال شهری هاست . آدم که از فردای خودش خبر نداره که ساعت و دقیقه یادش بماند . یک هو بخودش میاد و می بینه ای دل غافل کار از کار گذشته .
دکتر پرونده را دوباره ورق زد و پرسید :حالش بهم خورد آن جا بودی ؟
مرد گفت :ها والله وقتی از خونه عموم آمدم ننه عبود سرو مرو گنده بود داشت بچه ها را می خواباند .هشتا بچه را تر و خشک کردن به زبان ساده است ،به عمل کار حضرت فیله .
ننه عبود پرسید :شام خوردی جاسم ؟گفتم :ها . گفت :یه کم استانبولی گذاشتم .بیارم .گفتم :نه،جات خالی بود سوبور تنوری زن عمو را که دیدی. گفت :جایت را انداخته ام خواستی بخوابی بخواب .
ننه عبود رفت کنار بچه ها خوابید من هم این طرف خوابیدم . نصف شب بود که زهرا بیدار شد . آب خواست . زهرا دختر کوچیکمه ،سه ساله شه . ننه عبود از حُبانه آب آورد پرسید :می خوری جاسم . گفتم :ها والله . اگه بدی دعایت می کنم . آب را از حُبانه آورد ،خنک و گوارا بود ننه عبود خوابید من هم پشت چشمم گرم شد .
گرگ ومیش صبح بود که بیدار شدم باید می رفتم سروقت نخل ها .ننه عبود را صدازدم :ننه عبود ،ننه عبود.بلند شو یک لیوان چای بده جاسم تا برود دنبال کار وزندگیش.»
ای جاسم بخت بر گشته.دیدم که تکان نمی خورد .خب خلق و خویش دستم بود.صدای نفس های من که بلند می شد بالای سرم بود .خوابش از خواب خرگوش هم سبک تر بود . راستش را بخواهید کمی خلقم تنگ شد .علت نداشت زن این قدر لاابالی باشد . یک ساعت دیگر آفتاب وسط حیاط بودودیگر نمی شد رفت سروقت نخل ها .تکانش دادم دیدم جواب نمی دهد. رفتم نزدیک تر تا ببینم چرا بیدارنمی شود .دیدم همینطور دارد مرا خیره نگاه می کند اما انگار نه انگارتوی این دنیا باشه . دوباره تکانش دادم :ننه عبود ،ننه عبود. :انگار نه انگار .
بلند شدم رفتم آب خنک از حُبانه آوردم ریختم در دهانش . همه اش را پس داد.فایده ای نداشت . مثل این بود که جادو شده بود . دویدم طرف خانه عموم، خب جاسم که ماشینی زیر پایش نیست که اگر زن و بچه اش گرفتار مصیبتی بشوند آن ها را برساند مریض خانه .
وانت عموم را گرفتم و ننه عبود را رساندم بیمارستان .
دکتر باردیگر پرونده را ورق زد و پرسید :در بیمارستان فوت کرد ؟مرد کمی اندیشید :نه نه، ننه عبود نمرده بود البته حرف هم نمی زد. مثل ماه گرفته ها بود .فقط نگاه می کرد .در بیمارستان سرم و آمپول گرفت .
کمی صداش در آمد . اما نه، صدای ننه عبود نبود بیشتر به ناله گاوی شباهت داشت که داشت جان می کند .
دکتر چشم از پرونده برداشت و پرسید :بعدش چی شد ؟
مرد آهی کشید و گفت:ای جاسم بخت بر گشته . بعدی دیگر نداشت .این دکتر ها و پرستار های بی مروت رفتند و آمدند از ننه عبود بیچاره خون گرفتند مگه یه آدم چقدرخون داره که چپ بروی راست بیایی خون بگیری . ما که بی سوادیم از حرف دکتر ها و پرستار ها که سر در نمی آوریم. چیزهایی بین خودشان می گفتند .جاسم بیچاره هم که لایق جایی نبود که بگویند ننه عبود دارد چه بلایی سرش می آید .
همین طور رفتند و آمدند تا شد سه روز . جاسم بخت بر گشته توی این سه روز نه آب خورد نه نان . چشم از ننه عبود بر نداشت . تا شاید ننه عبود حرف و حدیثی بگوید لب از لب باز نکرد . روز آخر دکتر میانه سالی آمد و گفت باید ببریدش آبادان یا اهواز بیمار نیاز به سی تی اسکن دارد.
پرسیدم : آقای دکتر سی تی اسکن دیگر چه صیغه ای است . آقای دکتر گفت:عکس رنگی باید بگیرد . گفتم:آقای دکتر ننه عبود چه به عکس رنگی . این که نشد دکتری هی آزمایش هی عکس.پس چه فرقی هست بین من و شما .یک تغذیه ای ،سوزنی باید بزنی تا صدای ننه عبود در بیاید .
شوخی که نبود سه روز و سه شب از گلوی ننه عبود یک قطره آب پائین نرفته بود . اما این حرف ها به خرج دکتر های بیمارستان نرفت که نرفت .
دکتر پرسید :در خرمشهر زنده بود پس با این حساب در آبادان فوت شد.
مرد گفت :بدتان نیاید آقای دکتر ،من کوچیک همه شما هستم . همه اش تقصیر دکتر های بیمارستان است . از اولش هم گفتم :بگذارید ببرمش سید عباس یا خضر نبی .این عموم شاهده . و رو کرد به مرد دشداشه پوش کنارش گفت:جاسم دروغ میگه عمو.؟جاسم که مغز خر نخورده از همان اولش می دانستم که کار از دست دکتر جماعت بیرون آمده .از ننه عبود بدتر هم سید عباس شفا داده .اما به گوش کسی نرفت که نرفت .
امروز رفتم ننه عبود را ببینم گفتند:فوت شده . گفتم :به همین سادگی .یعنی آدم الکی الکی میمیره.گفتن:ها.گفتم :پس این همه دم و دستگاه و دکتر و پرستار یعنی کشک .گفتند:توهین نکن. گفتم:
سر پرست هشتا تا بچه قد و نیم قد را بگور کردید ،جاسم بیجاره را آواره کوه و دشت کردید حالا می گوئید توهین نکن. گفتند :اگر سر و صدا کنی سر وکارت با پاسگاه است گفتم باشه، جاسم خفه میشه...
@zan_j
زن و جامعه (زن کارگر) pinned «#داستان ننه عبود ✍محمود طوقی • ننه عبود رفت کنار بچه ها خوابید من هم این طرف خوابیدم. نصف شب بود که زهرا بیدار شد. آب خواست. زهرا دختر کوچیکمه، سه ساله شه. ننه عبود از حُبانه آب آورد پرسید: می خوری جاسم. گفتم: ها والله. اگه بدی دعایت می کنم. آب را از حُبانه…»
ادامه ۳
...ننه عبود را بدید تا ببرمش خاکستون .گفتند :نمیشه .پرسیدم :چرا . گفتند :از نظر ما ننه عبود نمرده ،ملکه ناصری مرده . گفتم :چرا حرف زور می زنین . من می گویم ننه عبود مرده، زن من مرده ،مادر ۸ بچه من مرده ،شما می گوئیدملکه ناصری مرده. گفتند :باید بری پزشکی قانونی . ما هم با عموم مزاحم شما شدیم .
دکتر گفت:صدور جواز دفن کسی که در بیمارستان می میرد ربطی به پزشگی قانونی ندارد قتل ،مر گ های مشکوک ،یا مرگ زیر ۲۴ ساعت مربوط به پزشکی قانونی است .
وبار دیگر پرونده را از ابتدا مرور کرد . و کمی به عقب برگشت و گفت :خب همه چیز طبق پرونده روشن است . ملکه ناصری سه روز پیش در بیمارستان سوم خرداد بستری شده است. و امروز هم در بیمارستان آبادان مرده است . مرد کمی جابجا شد و جلو آمد تا حرف هایش برای دکتر مفهموم تر باشد . :من که خدمت تان عرض کردم . اون که مرده ننه عبوده، ملکه ناصری نمرده . خدا کند هزار ساله شود چه زن نازنینی . اگر این چند روز نبود جاسم که نمی دانست با ۸ بچه قد و نیم قد چه کند.
دکتر بار دیگر پرونده را ورق زد .ملکه ناصری ،تب ،تشنح ،کما آزمایش و آزمایش و ارست قلبی و تمام .
دکتر گفت :پرونده می گوید ملکه ناصری مرده است و شما می گوئید ؛ننه عبود مرده است.
می توانی شناسنامه ننه عبود را بدهی به من .مرد در جیب هایش گشت . شناسنامه کهنه ای را به دکتر داد.دکتر شناسنامه را ورق زد ؛بهین شایع زاده،۳۸ ساله ،نام همسر جاسم ،نام اولین فرزند عبود و همین طور ،هفت اسم دیگر .
مرد گفت :زن که نبود یک تیکه جواهر بود. ای که سید عباس شفیع روز قیامتش بشود . من هرچه از خوبی اون بگم کم گفتم.با خوب جاسم خوب بود و با بد جاسم خوبتر .
دکتر پرونده را ورق زد؛ کپی شناسنامه ملکه ناصری را دید.
دکترپرونده را بست وگفت :نمی بایست مریض بدحال را با دفتر چه بیمه کسی دیگر بستری کنید . این کار منع قانونی دارد برای هر دو طرف . فکر نکردید اگر بیمار بمیرد هردو طرف توی چه دردسری می افتید .
مرد گفت:نه والله . فقر مغز آدم را سفید می کند .
پایان
@zan_j
...ننه عبود را بدید تا ببرمش خاکستون .گفتند :نمیشه .پرسیدم :چرا . گفتند :از نظر ما ننه عبود نمرده ،ملکه ناصری مرده . گفتم :چرا حرف زور می زنین . من می گویم ننه عبود مرده، زن من مرده ،مادر ۸ بچه من مرده ،شما می گوئیدملکه ناصری مرده. گفتند :باید بری پزشکی قانونی . ما هم با عموم مزاحم شما شدیم .
دکتر گفت:صدور جواز دفن کسی که در بیمارستان می میرد ربطی به پزشگی قانونی ندارد قتل ،مر گ های مشکوک ،یا مرگ زیر ۲۴ ساعت مربوط به پزشکی قانونی است .
وبار دیگر پرونده را از ابتدا مرور کرد . و کمی به عقب برگشت و گفت :خب همه چیز طبق پرونده روشن است . ملکه ناصری سه روز پیش در بیمارستان سوم خرداد بستری شده است. و امروز هم در بیمارستان آبادان مرده است . مرد کمی جابجا شد و جلو آمد تا حرف هایش برای دکتر مفهموم تر باشد . :من که خدمت تان عرض کردم . اون که مرده ننه عبوده، ملکه ناصری نمرده . خدا کند هزار ساله شود چه زن نازنینی . اگر این چند روز نبود جاسم که نمی دانست با ۸ بچه قد و نیم قد چه کند.
دکتر بار دیگر پرونده را ورق زد .ملکه ناصری ،تب ،تشنح ،کما آزمایش و آزمایش و ارست قلبی و تمام .
دکتر گفت :پرونده می گوید ملکه ناصری مرده است و شما می گوئید ؛ننه عبود مرده است.
می توانی شناسنامه ننه عبود را بدهی به من .مرد در جیب هایش گشت . شناسنامه کهنه ای را به دکتر داد.دکتر شناسنامه را ورق زد ؛بهین شایع زاده،۳۸ ساله ،نام همسر جاسم ،نام اولین فرزند عبود و همین طور ،هفت اسم دیگر .
مرد گفت :زن که نبود یک تیکه جواهر بود. ای که سید عباس شفیع روز قیامتش بشود . من هرچه از خوبی اون بگم کم گفتم.با خوب جاسم خوب بود و با بد جاسم خوبتر .
دکتر پرونده را ورق زد؛ کپی شناسنامه ملکه ناصری را دید.
دکترپرونده را بست وگفت :نمی بایست مریض بدحال را با دفتر چه بیمه کسی دیگر بستری کنید . این کار منع قانونی دارد برای هر دو طرف . فکر نکردید اگر بیمار بمیرد هردو طرف توی چه دردسری می افتید .
مرد گفت:نه والله . فقر مغز آدم را سفید می کند .
پایان
@zan_j