جمعبندی تحقيقات انجام شده در 5 دهه اخير در آمريکا درباره #کليشههای_جنسيتی در ذهن بچهها
🔻وقتی از بچهمدرسهایها خواسته شده که يک دانشمند را نقاشی کنند، در دهههای 60 و 70 ميلادی کمتر از 1% يک زن را نقاشی کرده بودند، اما اين عدد در سال 2016 به 34% رسيده.
🔻نتيجه در مورد دخترها حتی جالبتر است! در دو دهه اول مورد بررسی حدود 1% دخترها يک زن را نقاشی کرده بودند، اما در دهه اخير بيش از 50%! #کليشههای_جنسيتی بر اساس مشاهدات و رسانهها شکل میگيرد. در سالهای اخير تعداد زنان دانشمند در دنيا و همينطور در داستانها و اخبار بيشتر شده است.
/توئیت
@zan_j
🔻وقتی از بچهمدرسهایها خواسته شده که يک دانشمند را نقاشی کنند، در دهههای 60 و 70 ميلادی کمتر از 1% يک زن را نقاشی کرده بودند، اما اين عدد در سال 2016 به 34% رسيده.
🔻نتيجه در مورد دخترها حتی جالبتر است! در دو دهه اول مورد بررسی حدود 1% دخترها يک زن را نقاشی کرده بودند، اما در دهه اخير بيش از 50%! #کليشههای_جنسيتی بر اساس مشاهدات و رسانهها شکل میگيرد. در سالهای اخير تعداد زنان دانشمند در دنيا و همينطور در داستانها و اخبار بيشتر شده است.
/توئیت
@zan_j
به نقل از #فرزانه_زیلایی وکیل مدافع #اسماعیل_بخشی
"مقامات قضایی و امنیتی، خانواده موکل و وکلای پرونده را به رسانه ای نکردن توصیه می کنند و از سویی در یک سکوت خبری ، بدون تمدید و ابلاغ قرار ،موکلم را در حبس غیر قانونی نگه داشته اند. بدون شک در برابر این بیداد آشکار ،حق اقدام قانونی علیه مقام های قضایی ذیربط و مسئولان زندان، برای موکلم محفوظ می باشد".
@zan_j
"مقامات قضایی و امنیتی، خانواده موکل و وکلای پرونده را به رسانه ای نکردن توصیه می کنند و از سویی در یک سکوت خبری ، بدون تمدید و ابلاغ قرار ،موکلم را در حبس غیر قانونی نگه داشته اند. بدون شک در برابر این بیداد آشکار ،حق اقدام قانونی علیه مقام های قضایی ذیربط و مسئولان زندان، برای موکلم محفوظ می باشد".
@zan_j
ماساژ
در مدرسه هر از گاهی بچه ها در پایان یک روز درسی به این تشویق می شوند که با ترتیبی که معلم می گوید در دوسته تقسیم شوند و یکی روی صندلی می نشیند و دیگری پشت او می ایستد و فارق از جنسیت شان بچه ها پشت، شانه و حتی سر و موها نفر جلویی را (به چند روش آموزش داده شده از قبل توسط خود معلمان) ماساژ می دهند مثلا متناسب با اسم های قراردادی که معلم می گوید این کار را انجام می دهند مثل: خورشید، باد، اسپاگیتی، جای پا، قلب بزرگ، قلب کوچک! و دست ها به همان شکل می باید حرکت و ماساژ دهند. پس از چند دقیقه گروه اول بلند شده دسته جمعی تشکر می کنند و با گروه دیگر جابجا می شوند. این ارتباط فیزیکیِ کنترل شده و حتی اجازه اولیه انتخاب، که هر نفر چه شخصی را می خواهند ماساژ دهند بخشی از روحیه برون گرایی و کمک به ارتباط با دیگران را امکان پذیر می کند. اینکه در ذهن بچه از همین کلاس اول و دوم لمس کنترل شده دیگری با رعایت احترام و درک متقابل به تدریج آموزش داده می شود در نوع خود قابل توجه است. البته با این پیشینه که از قبل به بچه ها آموزش داده اند: کسی حق ندارد به بخش های خصوصی بدن شما دست بزند و اگر کسی این کار را کرد یا حرفی را زد که شما دوست نداشتید باید به او بگویید که او اجازه این کار را ندارد و در صورت اصرار و عدم احترام به خواست شما، می توانید از او نزد بزرگترها یا حتی پلیس شکایت کنید. این برنامه شاید به این روش در همه مدارس انجام نشود اما موضوع آموزشی است که معلمان به روش های مختلف به دانش آموزان می دهند تا نحوه ارتباط با یکدیگر و حریم خصوصی و شخصی شان را بیشتر بشناسند. و حتی کنجکاوی های طبیعی کودکان را نسبت به دیگران تا حدی برطرف کند.
باید توجه داشت که آمار ها نشان می دهد هر چه در سیستم آموزشی و حتی تربیت خانوادگی برای بچه نسبت به جنس مخالف حساسیت و فاصله بیشتری بوجود آید به همین نسبت سوالات بی پاسخ بی شماری برای او انباشته می شود و احتمال رفتار های پر خطر در دوره نوجوانی و جوانی از سوی او به مراتب بیشتر و بیشتر می شود.
✍وحید وحیدیان
#مدرسه_سوئدی #سیستم_آموزش_کودک_محور
@zan_j
در مدرسه هر از گاهی بچه ها در پایان یک روز درسی به این تشویق می شوند که با ترتیبی که معلم می گوید در دوسته تقسیم شوند و یکی روی صندلی می نشیند و دیگری پشت او می ایستد و فارق از جنسیت شان بچه ها پشت، شانه و حتی سر و موها نفر جلویی را (به چند روش آموزش داده شده از قبل توسط خود معلمان) ماساژ می دهند مثلا متناسب با اسم های قراردادی که معلم می گوید این کار را انجام می دهند مثل: خورشید، باد، اسپاگیتی، جای پا، قلب بزرگ، قلب کوچک! و دست ها به همان شکل می باید حرکت و ماساژ دهند. پس از چند دقیقه گروه اول بلند شده دسته جمعی تشکر می کنند و با گروه دیگر جابجا می شوند. این ارتباط فیزیکیِ کنترل شده و حتی اجازه اولیه انتخاب، که هر نفر چه شخصی را می خواهند ماساژ دهند بخشی از روحیه برون گرایی و کمک به ارتباط با دیگران را امکان پذیر می کند. اینکه در ذهن بچه از همین کلاس اول و دوم لمس کنترل شده دیگری با رعایت احترام و درک متقابل به تدریج آموزش داده می شود در نوع خود قابل توجه است. البته با این پیشینه که از قبل به بچه ها آموزش داده اند: کسی حق ندارد به بخش های خصوصی بدن شما دست بزند و اگر کسی این کار را کرد یا حرفی را زد که شما دوست نداشتید باید به او بگویید که او اجازه این کار را ندارد و در صورت اصرار و عدم احترام به خواست شما، می توانید از او نزد بزرگترها یا حتی پلیس شکایت کنید. این برنامه شاید به این روش در همه مدارس انجام نشود اما موضوع آموزشی است که معلمان به روش های مختلف به دانش آموزان می دهند تا نحوه ارتباط با یکدیگر و حریم خصوصی و شخصی شان را بیشتر بشناسند. و حتی کنجکاوی های طبیعی کودکان را نسبت به دیگران تا حدی برطرف کند.
باید توجه داشت که آمار ها نشان می دهد هر چه در سیستم آموزشی و حتی تربیت خانوادگی برای بچه نسبت به جنس مخالف حساسیت و فاصله بیشتری بوجود آید به همین نسبت سوالات بی پاسخ بی شماری برای او انباشته می شود و احتمال رفتار های پر خطر در دوره نوجوانی و جوانی از سوی او به مراتب بیشتر و بیشتر می شود.
✍وحید وحیدیان
#مدرسه_سوئدی #سیستم_آموزش_کودک_محور
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام!
هيچکجا هيچزمان فرياد زندگی بیجواب نمانده است.
به صداهای دور گوش میدهم از دور
به صدای من گوش میدهند
من زندهام
فرياد من بیجواب نيست،
قلب خوب تو جواب فرياد من است.
#احمد_شاملو
#هوای_تازه
@zan_j
هيچکجا هيچزمان فرياد زندگی بیجواب نمانده است.
به صداهای دور گوش میدهم از دور
به صدای من گوش میدهند
من زندهام
فرياد من بیجواب نيست،
قلب خوب تو جواب فرياد من است.
#احمد_شاملو
#هوای_تازه
@zan_j
«سرخط اخبار شنبه ۳۱ فروردینماه ۹۸»
🔴 مرگ ۱ کارگر فضای سبز شهرداری بر اثر خارج شدن اتوبوس بین شهری از مسیر بزرگراه یاسینی و برخورد با وی
🔴 بلاتکلیفی شغلی و معیشتی هزاران کارگر میادین نفتی هورالعظیم و دشت آزادگان در پی مسدود شدن چاههای نفتی پس از سیلابها
🔴 افزایش ۷۰ درصدی تعرفههای پزشکی در سال جاری
🔴 اعتراضات سراسری بنگلادش در پی سوزاندن دختری ۱۹ ساله پس از اعلام مزاحمت جنسی از سوی مدیر مدرسهی دینی و دستور مرگ دانشآموز توسط او
🔴 اعلام اخراج تعدادی از استادان «پیمانی» دانشگاه پیامنور از خرداد سال جاری
🔴 آتشسوزی دبستان پسرانهی آزادی محمودآباد در روز جمعه به علت نقص سیستم برقی مدرسه
🔴 مرگ یکی از دانشجویان دانشگاه تهران در یکی از خوابگاههای تبریز بر اثر نشت گاز
🔴 آمار ۱۰ میلیون تومانی از میانگین هر متر خانه در تهران
🔴 اعتصاب کارگران کارخانهی نساجی یزد بافته به علت عدم پرداخت ماهها معوقات نقدی خود
🔴 مصدومیت ۱۱ کارگر معدن ذغالسنگ منطقهی کارسنگ سوادکوه بر اثر اتصال کابلهای داخل تونل و استنشاق دود
🔴 محرومیت از تحصیل ۱۰۰ هزار کودک در مناطق سیلزده
🔴 فقدان بیمهی کشاورزان خراسان و خسارت صد در صدی به مزارع جو، یونجه و برنج در کلات
🔴 مصادرهی محصولات پیازکاران بلوچْ توسط نیروهای هنگ مرزی و سپاه پاسداران
🔴 ضرب و شتم و سرکوب جمعیت سیلزده در شهرستان بستان به دست گارد ضد شورش و نیروهای امنیتی
🔴 تداوم تظاهرات در خارطوم، جهت انتقال قدرت به یک دولت مدنی.
#سرخط_خبر
🔴 مرگ ۱ کارگر فضای سبز شهرداری بر اثر خارج شدن اتوبوس بین شهری از مسیر بزرگراه یاسینی و برخورد با وی
🔴 بلاتکلیفی شغلی و معیشتی هزاران کارگر میادین نفتی هورالعظیم و دشت آزادگان در پی مسدود شدن چاههای نفتی پس از سیلابها
🔴 افزایش ۷۰ درصدی تعرفههای پزشکی در سال جاری
🔴 اعتراضات سراسری بنگلادش در پی سوزاندن دختری ۱۹ ساله پس از اعلام مزاحمت جنسی از سوی مدیر مدرسهی دینی و دستور مرگ دانشآموز توسط او
🔴 اعلام اخراج تعدادی از استادان «پیمانی» دانشگاه پیامنور از خرداد سال جاری
🔴 آتشسوزی دبستان پسرانهی آزادی محمودآباد در روز جمعه به علت نقص سیستم برقی مدرسه
🔴 مرگ یکی از دانشجویان دانشگاه تهران در یکی از خوابگاههای تبریز بر اثر نشت گاز
🔴 آمار ۱۰ میلیون تومانی از میانگین هر متر خانه در تهران
🔴 اعتصاب کارگران کارخانهی نساجی یزد بافته به علت عدم پرداخت ماهها معوقات نقدی خود
🔴 مصدومیت ۱۱ کارگر معدن ذغالسنگ منطقهی کارسنگ سوادکوه بر اثر اتصال کابلهای داخل تونل و استنشاق دود
🔴 محرومیت از تحصیل ۱۰۰ هزار کودک در مناطق سیلزده
🔴 فقدان بیمهی کشاورزان خراسان و خسارت صد در صدی به مزارع جو، یونجه و برنج در کلات
🔴 مصادرهی محصولات پیازکاران بلوچْ توسط نیروهای هنگ مرزی و سپاه پاسداران
🔴 ضرب و شتم و سرکوب جمعیت سیلزده در شهرستان بستان به دست گارد ضد شورش و نیروهای امنیتی
🔴 تداوم تظاهرات در خارطوم، جهت انتقال قدرت به یک دولت مدنی.
#سرخط_خبر
Forwarded from كميته هماهنگی برای كمك به ايجاد تشكل های کارگری
▪️ #سیل صد هزار کودک را محروم از تحصیل کرد
یونیسف اعلام کرده است که براثر سیلابهای اخیر در ایران ۱۰۰ هزار کودک از تحصیل و هزاران کودک از وفوریتهای بهداشتی محروم شدهاند.
سازمان یونیسف در گزارشی که در روز جمعه ۳۰ فرودین منتشر کرده است با اعلام این آمار به خسارات گسترده سیلابهای اخیر در ایران اشاره کرده و نوشت که برای کمکهای ضروری به کودکان بیش از ۹ میلیون دلار بودجه نیاز است.
https://t.me/khamahangy
یونیسف اعلام کرده است که براثر سیلابهای اخیر در ایران ۱۰۰ هزار کودک از تحصیل و هزاران کودک از وفوریتهای بهداشتی محروم شدهاند.
سازمان یونیسف در گزارشی که در روز جمعه ۳۰ فرودین منتشر کرده است با اعلام این آمار به خسارات گسترده سیلابهای اخیر در ایران اشاره کرده و نوشت که برای کمکهای ضروری به کودکان بیش از ۹ میلیون دلار بودجه نیاز است.
https://t.me/khamahangy
تداوم بازداشت اسماعیل بخشی بدون تمدید قرار/ توصیه مقامات امنیتی و قضایی به سکوت خبری
🔻🔻فرزانه زیلابی، وکیل مدافع #اسماعیل_بخشی از توصیه مقامات قضایی و امنیتی جهت رسانه ای نکردن وضعیت موکلش خبر داد.
این وکیل دادگستری با اشاره به بازداشت غیرقانونی اسماعیل بخشی بدون تمدید قرار بازداشت، حق اقدام قانونی علیه مقامات قضایی را برای موکل خود محفوظ دانسته است.
۳۱ فروردین ۱۳۹۸
@zan_j
🔻🔻فرزانه زیلابی، وکیل مدافع #اسماعیل_بخشی از توصیه مقامات قضایی و امنیتی جهت رسانه ای نکردن وضعیت موکلش خبر داد.
این وکیل دادگستری با اشاره به بازداشت غیرقانونی اسماعیل بخشی بدون تمدید قرار بازداشت، حق اقدام قانونی علیه مقامات قضایی را برای موکل خود محفوظ دانسته است.
۳۱ فروردین ۱۳۹۸
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴بعضی ها برای زایمان به بیمارستان های آلمان و آمریکا سفر میکنند. برخی هم مثل این زن لُر برای واکسن زدن نوزادش از روی این پُل در بخش پاپی باید عبور کند.
#امکانات_بهداشتی_کودکان_زنان
@zan_j
#امکانات_بهداشتی_کودکان_زنان
@zan_j
🍃 عکاس :آرش خاموشی
#سیل_خوزستان
عمری
در مسیر باد
گندم کاشتیم؛
اما
حکایت نان
چه تلخ بود.
«لیلا احمدی افضلی»
#زن_جامعه
@zan_j
#سیل_خوزستان
عمری
در مسیر باد
گندم کاشتیم؛
اما
حکایت نان
چه تلخ بود.
«لیلا احمدی افضلی»
#زن_جامعه
@zan_j
تولد نرگس
اول اردبیهشت روز تولد نرگس است.
می گفتندکه عید به او مرخصی می دهند که ندادند.
۴سال است که بچه ها را ندیده .
تلاش کرده که بر رنج های بخشی از مردم التیامی باشد در حد توان.
فعلا ایام سختری با سیل داریم ،
اما هر تولد نویدی تغییر هم می دهد
تولدت مبارک بانوی اردیبهشت
از توییتر تقی رحمانی
https://t.co/r6TjksglP1
@zan_j
اول اردبیهشت روز تولد نرگس است.
می گفتندکه عید به او مرخصی می دهند که ندادند.
۴سال است که بچه ها را ندیده .
تلاش کرده که بر رنج های بخشی از مردم التیامی باشد در حد توان.
فعلا ایام سختری با سیل داریم ،
اما هر تولد نویدی تغییر هم می دهد
تولدت مبارک بانوی اردیبهشت
از توییتر تقی رحمانی
https://t.co/r6TjksglP1
@zan_j
🔻منابع محلی در #پلدختر #لرستان، از افزایش چندین برابری #اجاره #مسکن خبر دادهاند:
نرخ اجارهبهاء چند برابر شده است. یکی از #سیلزدگان گفته است: «بنگاهها اجاره خانههای باقیمانده را چند برابر کردهاند». همین افزایش یکباره نرخ اجاره تا چند برابر باعث شده سیلزدگان «حتی نتوانند یک اتاق هم اجاره کنند».
🔻بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، نرخ #تورم دوازده ماهه منتهی(سال گذشته) به فروردین ماه ١٣٩٨ به ٣٠.٦ درصد رسیده است.
@zan_j
نرخ اجارهبهاء چند برابر شده است. یکی از #سیلزدگان گفته است: «بنگاهها اجاره خانههای باقیمانده را چند برابر کردهاند». همین افزایش یکباره نرخ اجاره تا چند برابر باعث شده سیلزدگان «حتی نتوانند یک اتاق هم اجاره کنند».
🔻بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، نرخ #تورم دوازده ماهه منتهی(سال گذشته) به فروردین ماه ١٣٩٨ به ٣٠.٦ درصد رسیده است.
@zan_j
#داستان
ننه عبود
✍محمود طوقی
• ننه عبود رفت کنار بچه ها خوابید من هم این طرف خوابیدم. نصف شب بود که زهرا بیدار شد. آب خواست. زهرا دختر کوچیکمه، سه ساله شه. ننه عبود از حُبانه آب آورد پرسید: می خوری جاسم. گفتم: ها والله. اگه بدی دعایت می کنم. آب را از حُبانه آورد، خنک و گوارا بود ننه عبود خوابید من هم پشت چشمم گرم شد. ...
دکتر پرسید :چند سالش بود.مرد لحظه ای در چشمان دکتر خیره شد .در ذهنش داشت دنبال چیزی می گشت .چهل ساله بنظر می رسید .وموهای شقیقه هایش به سفیدی می زد . مو های نه چندان کوتاه چانه اش هم کمی سفید شده بود . لاغر بود و لاغری صورتش گونه هایش را برجسته تر می کرد . و دردو کاسه دوچشمش دو سیاهی دو دو می زد .
مرد به خود آمد . در عالم خیال گویا به جا های دوری رفته بود . پرسید :کی؟ننه عبود؟ها والله. خدا عالمه . سن و سالی نداشت .به خانه جاسم که آمد بچه سال بود . نه سال و خانه پرش ده سال و رو کرد به مرد بلند قد دشداشه پوشی که در کنارش روی صندلی عقب پیکان نشسته بود وپرسید :عمو ننه عبود چند سال عمر از خدا گرفته بود .؟و بدون آن که منتظر جواب عمو بماند به سمت دکتر برگشت .و گفت :ها والله.تا جایی که عقل ناقص جاسم قد میده ،سن و سالی نداشت .
دکتر پرونده ای را که آن دو مرد با خود از بیمارستان آورده بودند ورق زد؛ملکه ناصری،متولد سال ۱۳۳۲.واز مردی که در صندلی عقب ماشین نشسته بود پرسید:باید چهل سالی داشته باشد . و مرد گفت :کمتر یا بیشتر ،خدا عالمه.اجل که بیاد سن و سال که نمی پرسد و رو کرد به مرد دشداشه پوش کنارش و گفت:جاسم درست میگه عمو ؟و مثل این که با خودش حرف می زند گفت:انگار که همین دیروز بود که با بابای خدا بیامرزم رفتیم خواستگاری ننه عبود . و دوباره رو کرد به پیرمرد بلندقد چاق و دشداشه پوشی که کنارش نشسته بود :یادت میاد عمو؟
من بودم و بابام .شما پرسیدی:خیر باشه زائر . یاد فقیر فقرا کردی . بابام گفت :شیخ آمدیم کلثوم را ببریم برای جاسم .شما هم گفتید:دختر مال مردمه. کی از جاسم بهتر . شما در این خانه صاحب اختیارید .
بابام پرسید:مهر و کابین چقدر باشه شیخ.؟و شما گفتید:دستی که شما ببرید خون ازش نمیاد زائر.پسر از شماست .دختر هم از شماست . زائر با کرمش. و بابام گفت:پس مبارکه .یادت میادعمو همین طوری بود که جاسم گفت. و باز مثل این که با خودش حرف بزند غرق در خیالاتش شد و گفت:الهی که نور به قبرت بباره بابا .رفتی ،از همان موقع هم شادی از خانه جاسم رفت .
دکتر به راننده که مرد میانه سالی بود با ریش تنکی گفت:لطفاً تندتر بروید . و احساس کرد تمامی گرمای دنیا در اتاقک فلزی پیکان جمع شده است .
باد گرم تیر ماه از پنجره ماشین چون عقربی گزنده به داخل اتاق ماشین می خزید و پوست وصورت دکتر را خراش می داد. دکتر به ساعتش نگاه کرد چند دقیقه ای از ساعت دو گذشته بود و با خودش اندیشید :در این گرمای لعنتی مردن هم مصیبتی است هم برای مرده ها و هم برای زنده ها .و پرونده را دوباره ورق زد .
«بیمارستان سوم خرداد خرمشهر.بیمار زنی است ۴۰ ساله که با کاهش هوشیاری و تشنج به بیمارستان آورده شده است . سابقه هیچ بیماری را همراهانش ذکر نمی کنند . بیمار با تشخیص سکته مغزی بستری می شود و بعلت نداشت پزشک متخصص به آبادان اعزام می شود .»
دکتر کمی به عقب برگشت و پرسید :از چه تاریخی حالش بدشد . ؟مرد کمی خودش را به صندلی جلو نزدیک کرد و گفت:بینی بین الله ننه عبود حالش خوب بود، والله.از جاسم و عمو هم بهتر بود، دروغ چرا .آدم فردا میمیره و باید در یک وجب جا بخوابد .و دیگر حرفی نزد و به عقب برگشت و تکیه داد و در ذهنش دنبال چیزی گشت و باز مثل این که بیشتر با خودش حرف می زند تا دکتر گفت :طرف های عصر بود که به سرم زد سری به خانه عموم بزنم .ننه عبود پرسید:جاسم خیر باشه . کفش و کلاه کردی این تنگ غروب . گفتم :می رم یک نوک پا خانه عموم و بر می گردم . ننه عبود داشت لب نهر ظرف های غذای ظهر را می شست .جای شما سبز آقای دکتر قلیه داشتیم . ای که دستت درد نکنه ننه عبود با آن دست پختت. معرکه بود به سید عباس قسم اگر بخوام اغراق بکنم . از همان روز اول که آمد خانه جاسم دست پختش عالی بود . اصلاً آشپز بدنیا آمده بود .
خانه عموم که رفتم صحبت ها گل انداخت .قلیان آوردند و چند پکی زدم . دودی نیستم اما غلیان معسل را نمی شود نکشید . گفتم :عمو دیگر باید بروم . عموم پرسید :کجا جاسم ،نشستی . یک سر قلیان می کشی و گپی با هم می زنیم . گفتم :ننه عبودتنهاست .گفت :بنشین شامت را بخور و برو . حیف ام آمد سوبور زن عموم را نخورم . بینی بین الله اگه کسی سوبور زن عموم را نخوره عمرش را تلف کرده . معرکه است . تا تنور را روشن کنند و سوبور را آماده کنند و سفره را بیندازند وجمع کنند ساعت شده بود ۱۱ شب. ...
ادامه دارد
@zan_j
ننه عبود
✍محمود طوقی
• ننه عبود رفت کنار بچه ها خوابید من هم این طرف خوابیدم. نصف شب بود که زهرا بیدار شد. آب خواست. زهرا دختر کوچیکمه، سه ساله شه. ننه عبود از حُبانه آب آورد پرسید: می خوری جاسم. گفتم: ها والله. اگه بدی دعایت می کنم. آب را از حُبانه آورد، خنک و گوارا بود ننه عبود خوابید من هم پشت چشمم گرم شد. ...
دکتر پرسید :چند سالش بود.مرد لحظه ای در چشمان دکتر خیره شد .در ذهنش داشت دنبال چیزی می گشت .چهل ساله بنظر می رسید .وموهای شقیقه هایش به سفیدی می زد . مو های نه چندان کوتاه چانه اش هم کمی سفید شده بود . لاغر بود و لاغری صورتش گونه هایش را برجسته تر می کرد . و دردو کاسه دوچشمش دو سیاهی دو دو می زد .
مرد به خود آمد . در عالم خیال گویا به جا های دوری رفته بود . پرسید :کی؟ننه عبود؟ها والله. خدا عالمه . سن و سالی نداشت .به خانه جاسم که آمد بچه سال بود . نه سال و خانه پرش ده سال و رو کرد به مرد بلند قد دشداشه پوشی که در کنارش روی صندلی عقب پیکان نشسته بود وپرسید :عمو ننه عبود چند سال عمر از خدا گرفته بود .؟و بدون آن که منتظر جواب عمو بماند به سمت دکتر برگشت .و گفت :ها والله.تا جایی که عقل ناقص جاسم قد میده ،سن و سالی نداشت .
دکتر پرونده ای را که آن دو مرد با خود از بیمارستان آورده بودند ورق زد؛ملکه ناصری،متولد سال ۱۳۳۲.واز مردی که در صندلی عقب ماشین نشسته بود پرسید:باید چهل سالی داشته باشد . و مرد گفت :کمتر یا بیشتر ،خدا عالمه.اجل که بیاد سن و سال که نمی پرسد و رو کرد به مرد دشداشه پوش کنارش و گفت:جاسم درست میگه عمو ؟و مثل این که با خودش حرف می زند گفت:انگار که همین دیروز بود که با بابای خدا بیامرزم رفتیم خواستگاری ننه عبود . و دوباره رو کرد به پیرمرد بلندقد چاق و دشداشه پوشی که کنارش نشسته بود :یادت میاد عمو؟
من بودم و بابام .شما پرسیدی:خیر باشه زائر . یاد فقیر فقرا کردی . بابام گفت :شیخ آمدیم کلثوم را ببریم برای جاسم .شما هم گفتید:دختر مال مردمه. کی از جاسم بهتر . شما در این خانه صاحب اختیارید .
بابام پرسید:مهر و کابین چقدر باشه شیخ.؟و شما گفتید:دستی که شما ببرید خون ازش نمیاد زائر.پسر از شماست .دختر هم از شماست . زائر با کرمش. و بابام گفت:پس مبارکه .یادت میادعمو همین طوری بود که جاسم گفت. و باز مثل این که با خودش حرف بزند غرق در خیالاتش شد و گفت:الهی که نور به قبرت بباره بابا .رفتی ،از همان موقع هم شادی از خانه جاسم رفت .
دکتر به راننده که مرد میانه سالی بود با ریش تنکی گفت:لطفاً تندتر بروید . و احساس کرد تمامی گرمای دنیا در اتاقک فلزی پیکان جمع شده است .
باد گرم تیر ماه از پنجره ماشین چون عقربی گزنده به داخل اتاق ماشین می خزید و پوست وصورت دکتر را خراش می داد. دکتر به ساعتش نگاه کرد چند دقیقه ای از ساعت دو گذشته بود و با خودش اندیشید :در این گرمای لعنتی مردن هم مصیبتی است هم برای مرده ها و هم برای زنده ها .و پرونده را دوباره ورق زد .
«بیمارستان سوم خرداد خرمشهر.بیمار زنی است ۴۰ ساله که با کاهش هوشیاری و تشنج به بیمارستان آورده شده است . سابقه هیچ بیماری را همراهانش ذکر نمی کنند . بیمار با تشخیص سکته مغزی بستری می شود و بعلت نداشت پزشک متخصص به آبادان اعزام می شود .»
دکتر کمی به عقب برگشت و پرسید :از چه تاریخی حالش بدشد . ؟مرد کمی خودش را به صندلی جلو نزدیک کرد و گفت:بینی بین الله ننه عبود حالش خوب بود، والله.از جاسم و عمو هم بهتر بود، دروغ چرا .آدم فردا میمیره و باید در یک وجب جا بخوابد .و دیگر حرفی نزد و به عقب برگشت و تکیه داد و در ذهنش دنبال چیزی گشت و باز مثل این که بیشتر با خودش حرف می زند تا دکتر گفت :طرف های عصر بود که به سرم زد سری به خانه عموم بزنم .ننه عبود پرسید:جاسم خیر باشه . کفش و کلاه کردی این تنگ غروب . گفتم :می رم یک نوک پا خانه عموم و بر می گردم . ننه عبود داشت لب نهر ظرف های غذای ظهر را می شست .جای شما سبز آقای دکتر قلیه داشتیم . ای که دستت درد نکنه ننه عبود با آن دست پختت. معرکه بود به سید عباس قسم اگر بخوام اغراق بکنم . از همان روز اول که آمد خانه جاسم دست پختش عالی بود . اصلاً آشپز بدنیا آمده بود .
خانه عموم که رفتم صحبت ها گل انداخت .قلیان آوردند و چند پکی زدم . دودی نیستم اما غلیان معسل را نمی شود نکشید . گفتم :عمو دیگر باید بروم . عموم پرسید :کجا جاسم ،نشستی . یک سر قلیان می کشی و گپی با هم می زنیم . گفتم :ننه عبودتنهاست .گفت :بنشین شامت را بخور و برو . حیف ام آمد سوبور زن عموم را نخورم . بینی بین الله اگه کسی سوبور زن عموم را نخوره عمرش را تلف کرده . معرکه است . تا تنور را روشن کنند و سوبور را آماده کنند و سفره را بیندازند وجمع کنند ساعت شده بود ۱۱ شب. ...
ادامه دارد
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
📽 مستند "یک روایت ساده از یک قتل فجیع" (قسمت دوم)
در مصاحبه با مریم حسین زاده (همسر محمد مختاری)
سینما نوستالژیا
@zan_j
https://youtu.be/a4ON1CykHB8
در مصاحبه با مریم حسین زاده (همسر محمد مختاری)
سینما نوستالژیا
@zan_j
https://youtu.be/a4ON1CykHB8
🔻 اگر پایینِ #عکس را کراپ کنی میشود شبیه میلیونها عکسی که تا حالا از #تاج_محل ثبت شده. باشکوه، زیبا و آرامشبخش... اما جِیکوب ریگلین در این عکس عمدا بِیغولههای اطراف تاجمحل را کراپ نکرده. او به ما و میلیاردها آدمی که هرگز پایشان به تاجمحل نخواهد رسید این فرصت را داده تا بفهمیم تاجمحل فقط این عکسهای خوشگلی که تا حالا دیدهایم نیست...
@zan_j
@zan_j
https://telegra.ph/زن-خانه-دار-چیستکیست-04-21
#کارخانگی (1)
...ويژگي هاي نقش زن خانه دار در جامعه صنعتي مدرن عبارت است از 1) اختصاص يافتن آن منحصراً به زنان، به جاي اين که به افراد بالغ هردو جنسيت محول شود،2) وابستگي آن به اتکاء اقتصادي، يعني، به نقش متکي به شوهر زن در ازدواج مدرن؛ 3) موقعيت آن به عنوان «غير- کار» (به عبارت ديگر کار به حساب نيامدن کار خانه) در مقايسه با کار "واقعي"، يعني کاري که از نظر اقتصادي بازده داشته باشد، و 4 ) ارجحيت آن براي زنان، يعني، ارجح بودن آن براي زنان بر نقش هاي ديگر.
اجراي نقش زن در مقام زن خانه دار يک حادثه اتفاقي نيست. البته مي توان زن خانه دار بود ولي شوهر نداشت، ليکن اکثريت زنان خانه دار زنان شوهردار هستند، وارجاع نقش زن خانه دار به زنان درازدواج ساختاري اجتماعي دارد. ازدواج به سادگي يک رابطه فردي نيست: بلکه «بنيادي است مبتني بر اتحاد افرادي در نقش زن و شوهر که از جانب اجتماع پذيرفته شده است.» يک يک فرد ذکور، يک مرد، بنا بر تعاريف زيست شناختي قانونا نمي تواند نقش اجتماعي همسر- زن خانه دار را برعهده بگيرد، و يک فرد اناث ، يک زن، طبق هان تعاريف بر قانون قادر نيست نقش شوهر را اجرا کند...
@zan_j
#کارخانگی (1)
...ويژگي هاي نقش زن خانه دار در جامعه صنعتي مدرن عبارت است از 1) اختصاص يافتن آن منحصراً به زنان، به جاي اين که به افراد بالغ هردو جنسيت محول شود،2) وابستگي آن به اتکاء اقتصادي، يعني، به نقش متکي به شوهر زن در ازدواج مدرن؛ 3) موقعيت آن به عنوان «غير- کار» (به عبارت ديگر کار به حساب نيامدن کار خانه) در مقايسه با کار "واقعي"، يعني کاري که از نظر اقتصادي بازده داشته باشد، و 4 ) ارجحيت آن براي زنان، يعني، ارجح بودن آن براي زنان بر نقش هاي ديگر.
اجراي نقش زن در مقام زن خانه دار يک حادثه اتفاقي نيست. البته مي توان زن خانه دار بود ولي شوهر نداشت، ليکن اکثريت زنان خانه دار زنان شوهردار هستند، وارجاع نقش زن خانه دار به زنان درازدواج ساختاري اجتماعي دارد. ازدواج به سادگي يک رابطه فردي نيست: بلکه «بنيادي است مبتني بر اتحاد افرادي در نقش زن و شوهر که از جانب اجتماع پذيرفته شده است.» يک يک فرد ذکور، يک مرد، بنا بر تعاريف زيست شناختي قانونا نمي تواند نقش اجتماعي همسر- زن خانه دار را برعهده بگيرد، و يک فرد اناث ، يک زن، طبق هان تعاريف بر قانون قادر نيست نقش شوهر را اجرا کند...
@zan_j
Telegraph
زن خانه دار چیست(کیست)؟
ترجمه گلي امامی زن و برابری بخش اول زن خانه دار يک زن است: زن خانه دار کارخانه را انجام مي دهد، در ساختار اجتماعي جوامع صنعتي، اين دو حُکم ، تناقض پُر اهميت و جالبي را عرضه مي کنند. ترکيب "زن" و "خانه" در يک جمله ارتباطي را ميان زنانگي، ازدواج، و مکان سکونت…