This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دروغهای معصومه ابتکار در مورد حجاب در مصاحبه با الجزیره
معصومه ابتکار در مورد حجاب به رسانههای بینالمللی می گوید، اکثریت جوانها و مردم ایران به حجاب ایمان دارند و این حکومت را انتخاب کرده اند، البته "اقلیتی" هم هستندکه به حجاب باور ندارند...!
#پوشش_اختیاری
#نه_به_حجاب_اجباری
#حاکمان_دروغگو
@zan_j
معصومه ابتکار در مورد حجاب به رسانههای بینالمللی می گوید، اکثریت جوانها و مردم ایران به حجاب ایمان دارند و این حکومت را انتخاب کرده اند، البته "اقلیتی" هم هستندکه به حجاب باور ندارند...!
#پوشش_اختیاری
#نه_به_حجاب_اجباری
#حاکمان_دروغگو
@zan_j
⭕️استعفای دستهجمعی زنان ماهنامه واتیکان در اعتراض به مردسالاری سردبیر
🔺کلیه کارکنان زن یک نشریه ماهانه در واتیکان، وابسته به کلیسای کاتولیک، در اعتراض به آنچه «تلاش برای محدود کردن زنان شاغل و اعمال مستقیم مردسالاری» از سوی سردبیر جدید خواندند در حرکتی دستهجمعی استعفا کردند.
🔺ماهنامه «زنان، کلیسا، جهان» که به عنوان ضمیمه روزنامه «اسرواتور رومانو»، ارگان مطبوعاتی رسمی کلیسای واتیکان، منتشر میشود بر روی مسائل زنان متمرکز است و پیشتر با انتشار مقالاتی پیرامون #سوءاستفاده_جنسی_کشیشها از راهبهها و همینطور کار رایگان راهبهها برای اسقفها جنجالساز شده بود.
🔺نشریه «زنان، کلیسا، جهان» ماهانه در تیراز ۱۲ هزار نسخه منتشر می شود و روزنامهنگارانی یهودی و آتئیست نیز در تحریریه آن حضور دارند. شایا ذکر است که این ماهنامه همچنان بدون توجه به این استعفای گروهی به انتشار خود ادامه میدهد.
🔻تحقیق تازهای که به درخواست "کنفرانس اسقفهای آلمان" صورت گرفته، نشان میدهد دستکم یکهزار و ۶۷۰ روحانی کاتولیک آلمان در فاصله سالهای ۱۹۴۶ تا ۲۰۱۴ میلادی از کودکان سوءاستفاده جنسی کردهاند.
@zan_j
#زنان_اشتغال
🔺کلیه کارکنان زن یک نشریه ماهانه در واتیکان، وابسته به کلیسای کاتولیک، در اعتراض به آنچه «تلاش برای محدود کردن زنان شاغل و اعمال مستقیم مردسالاری» از سوی سردبیر جدید خواندند در حرکتی دستهجمعی استعفا کردند.
🔺ماهنامه «زنان، کلیسا، جهان» که به عنوان ضمیمه روزنامه «اسرواتور رومانو»، ارگان مطبوعاتی رسمی کلیسای واتیکان، منتشر میشود بر روی مسائل زنان متمرکز است و پیشتر با انتشار مقالاتی پیرامون #سوءاستفاده_جنسی_کشیشها از راهبهها و همینطور کار رایگان راهبهها برای اسقفها جنجالساز شده بود.
🔺نشریه «زنان، کلیسا، جهان» ماهانه در تیراز ۱۲ هزار نسخه منتشر می شود و روزنامهنگارانی یهودی و آتئیست نیز در تحریریه آن حضور دارند. شایا ذکر است که این ماهنامه همچنان بدون توجه به این استعفای گروهی به انتشار خود ادامه میدهد.
🔻تحقیق تازهای که به درخواست "کنفرانس اسقفهای آلمان" صورت گرفته، نشان میدهد دستکم یکهزار و ۶۷۰ روحانی کاتولیک آلمان در فاصله سالهای ۱۹۴۶ تا ۲۰۱۴ میلادی از کودکان سوءاستفاده جنسی کردهاند.
@zan_j
#زنان_اشتغال
زنان عراقی در آستانه تصویب قانون مبارزه با خشونت خانگی
بعد از یک دهه تلاش، مبارزه، کنشگری و مذاکرهی زنان عراقی بالاخره امسال این احتمال جدی است که پارلمان عراق قانون «خشونت خانگی» را تصویب و اجرایی کند. در حال حاضر در عراق، هیچ قانونی برای جلوگیری از خشونت خانگی وجود ندارد و قانون به مرد اجازه میدهد همسر خود را «تادیب» کند.
عراق روزگاری یکی از پیشروترین قوانین مدنی در خاورمیانه را داشت. در دوران صدام حسین و بهویژه قبل از جنگ با کویت، زنان در قوانین کشور حقوق و جایگاهی داشتند که حتا امروز هم برای خیلی از زنان خاورمیانه مثل خوابوخیال است. برای مثال سن قانونی ازدواج دختران در عراق، ۱۶ سالگی بود، بند ۱۹ قانون اساسی مصوب سال ۱۹۷۱ عراق تمام شهروندان را فارغ از جنسیت برابر میدانست. تحصیل برای تمام پسربچهها و دختربچهها اجباری بود، زنان عراق در همهی محیطهای کاری حق مرخصی زایمان داشتند و عراق قوانین نسبتا شفاف و مکفی برای مبارزه با آزار جنسی در محیط کار داشت. حق حضانت فرزندان بعد از طلاق، تا سن ۱۰ سالگی با مادر بود و دست دادگاهها باز بود که حق حضانت را تا سن ۱۵ سالگی فرزندان به مادر دهند. فرزندان- فارغ از جنسیت- در ۱۵ سالگی میتوانستند انتخاب کنند که میخواهند با مادر بمانند یا با پدر خود زندگی کنند. زنان عراق در موارد متعددی اجازهی درخواست طلاق داشتند، مواردی که تقریبا از تمام کشورهای منطقه بیشتر بود و حق طلاق زن را آسانتر میکرد.
این قوانین بعد از جنگ عراق و کویت، کمی سختگیرانهتر شد و پیچیدهتر و بدتر اینکه در مواردی دست قبایل باز گذاشته شد تا با شیوهها و سنن خود حقوق زنان را تعریف کنند. اما فاجعه بعد از فروپاشی صدام حسین و حملهی آمریکا و متحداناش به عراق شروع شد. در قوانین مصوب دولتهایی که در عراق بعد از سقوط صدام سرکار آمدند، زنها بسیاری از حقوق بدیهی خود را کامل از دست دادند و درگیر چنان عقبگردی شدند که با وضعیت زنان ایران بعد از جمهوری اسلامی قابل مقایسه است.
از یک دههی پیش گروههای گوناگون زنان عراقی گرد هم آمدند و تلاشهای چندجانبهای را شروع کردند تا «خشونت خانگی» در قوانین کشور به رسمیت شناخته شود و برای عاملان این خشونت، مجازات پیشبینی شود.آخرین آمار رسمی عراق (سال ۲۰۱۰) میگوید از هر ۵ زن عراقی، ۱ زن مورد خشونت خانگی قرار میگیرد. فعالان زن میگویند آمار واقعی بسیار بیشتر است و خشونت در چهاردیواری خانه، بخشی از روزمرهی تلخ بسیاری از زنان عراق است. زنانی که هیچ پشتوانهی قانونی ندارند و حتا اگر جرات کنند و سراغ شکایت بروند، قانونی در صورت آنها کوبیده میشود که به صراحت به مرد اجازه میدهد که زن را «تادیب و تنبیه» کند.
پارلمان عراق در سال ۲۰۱۴ تا آنجا پیش رفت که حتا میخواست بساط «خانههای امن» زنان در کشور را برچیند و معتقد بود خانههای امن برای زنان خشونتدیده، تبدیل به «فاحشهخانه» خواهد شد و محل امن زنانی که «تو روی پدر و برادر و همسر ایستادند!»
بعضی از سازمانهای غیردولتی زنان در عراق از جمله «سازمان آزادی زنان» و سازمان «الأمل» و جمعی از زنان حقوقدان عراقی، گرد هم آمدند و شروع به دیدار با نمایندههایی در پارلمان کردند که دیدگاه منعطفتری نسبت به مسالهی حقوق زنان داشتند. نزدیک به یک دهه است که این گروهها مداوم در حال مذاکره با پارلمان و فشار برای تصویب قانون خشونت خانگیاند.
همزمان وکلای زن، وکالت پروندههای زنانی را قبول کردند که جرات و جسارتشان را جمع کردند تا علیه شوهر خشونتگر شکایت کنند. پروندههایی که سروصدای زیادی برپا میکرد، توجه رسانهها را به خود جلب میکرد و گاه حتا زنان شاکی را به زندان میانداخت! شوهر به سادگی دستاویزی پیدا میکرد تا زن را متهم به «خیانت در ازدواج» یا «توطئه علیه خود یا دیگر همسراناش» کند و زن آسیبدیده را به زندان هم بیاندازد.
ادامه مطلب https://bit.ly/2U6JuCD
از :فرناز سیفی
@zan_j
بعد از یک دهه تلاش، مبارزه، کنشگری و مذاکرهی زنان عراقی بالاخره امسال این احتمال جدی است که پارلمان عراق قانون «خشونت خانگی» را تصویب و اجرایی کند. در حال حاضر در عراق، هیچ قانونی برای جلوگیری از خشونت خانگی وجود ندارد و قانون به مرد اجازه میدهد همسر خود را «تادیب» کند.
عراق روزگاری یکی از پیشروترین قوانین مدنی در خاورمیانه را داشت. در دوران صدام حسین و بهویژه قبل از جنگ با کویت، زنان در قوانین کشور حقوق و جایگاهی داشتند که حتا امروز هم برای خیلی از زنان خاورمیانه مثل خوابوخیال است. برای مثال سن قانونی ازدواج دختران در عراق، ۱۶ سالگی بود، بند ۱۹ قانون اساسی مصوب سال ۱۹۷۱ عراق تمام شهروندان را فارغ از جنسیت برابر میدانست. تحصیل برای تمام پسربچهها و دختربچهها اجباری بود، زنان عراق در همهی محیطهای کاری حق مرخصی زایمان داشتند و عراق قوانین نسبتا شفاف و مکفی برای مبارزه با آزار جنسی در محیط کار داشت. حق حضانت فرزندان بعد از طلاق، تا سن ۱۰ سالگی با مادر بود و دست دادگاهها باز بود که حق حضانت را تا سن ۱۵ سالگی فرزندان به مادر دهند. فرزندان- فارغ از جنسیت- در ۱۵ سالگی میتوانستند انتخاب کنند که میخواهند با مادر بمانند یا با پدر خود زندگی کنند. زنان عراق در موارد متعددی اجازهی درخواست طلاق داشتند، مواردی که تقریبا از تمام کشورهای منطقه بیشتر بود و حق طلاق زن را آسانتر میکرد.
این قوانین بعد از جنگ عراق و کویت، کمی سختگیرانهتر شد و پیچیدهتر و بدتر اینکه در مواردی دست قبایل باز گذاشته شد تا با شیوهها و سنن خود حقوق زنان را تعریف کنند. اما فاجعه بعد از فروپاشی صدام حسین و حملهی آمریکا و متحداناش به عراق شروع شد. در قوانین مصوب دولتهایی که در عراق بعد از سقوط صدام سرکار آمدند، زنها بسیاری از حقوق بدیهی خود را کامل از دست دادند و درگیر چنان عقبگردی شدند که با وضعیت زنان ایران بعد از جمهوری اسلامی قابل مقایسه است.
از یک دههی پیش گروههای گوناگون زنان عراقی گرد هم آمدند و تلاشهای چندجانبهای را شروع کردند تا «خشونت خانگی» در قوانین کشور به رسمیت شناخته شود و برای عاملان این خشونت، مجازات پیشبینی شود.آخرین آمار رسمی عراق (سال ۲۰۱۰) میگوید از هر ۵ زن عراقی، ۱ زن مورد خشونت خانگی قرار میگیرد. فعالان زن میگویند آمار واقعی بسیار بیشتر است و خشونت در چهاردیواری خانه، بخشی از روزمرهی تلخ بسیاری از زنان عراق است. زنانی که هیچ پشتوانهی قانونی ندارند و حتا اگر جرات کنند و سراغ شکایت بروند، قانونی در صورت آنها کوبیده میشود که به صراحت به مرد اجازه میدهد که زن را «تادیب و تنبیه» کند.
پارلمان عراق در سال ۲۰۱۴ تا آنجا پیش رفت که حتا میخواست بساط «خانههای امن» زنان در کشور را برچیند و معتقد بود خانههای امن برای زنان خشونتدیده، تبدیل به «فاحشهخانه» خواهد شد و محل امن زنانی که «تو روی پدر و برادر و همسر ایستادند!»
بعضی از سازمانهای غیردولتی زنان در عراق از جمله «سازمان آزادی زنان» و سازمان «الأمل» و جمعی از زنان حقوقدان عراقی، گرد هم آمدند و شروع به دیدار با نمایندههایی در پارلمان کردند که دیدگاه منعطفتری نسبت به مسالهی حقوق زنان داشتند. نزدیک به یک دهه است که این گروهها مداوم در حال مذاکره با پارلمان و فشار برای تصویب قانون خشونت خانگیاند.
همزمان وکلای زن، وکالت پروندههای زنانی را قبول کردند که جرات و جسارتشان را جمع کردند تا علیه شوهر خشونتگر شکایت کنند. پروندههایی که سروصدای زیادی برپا میکرد، توجه رسانهها را به خود جلب میکرد و گاه حتا زنان شاکی را به زندان میانداخت! شوهر به سادگی دستاویزی پیدا میکرد تا زن را متهم به «خیانت در ازدواج» یا «توطئه علیه خود یا دیگر همسراناش» کند و زن آسیبدیده را به زندان هم بیاندازد.
ادامه مطلب https://bit.ly/2U6JuCD
از :فرناز سیفی
@zan_j
Telegraph
زنان عراقی در آستانه تصویب قانون مبارزه با خشونت خانگی
بعد از یک دهه تلاش، مبارزه، کنشگری و مذاکرهی زنان عراقی بالاخره امسال این احتمال جدی است که پارلمان عراق قانون «خشونت خانگی» را تصویب و اجرایی کند. در حال حاضر در عراق، هیچ قانونی برای جلوگیری از خشونت خانگی وجود ندارد و قانون به مرد اجازه میدهد همسر خود…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 صحبتهای یکی از اهالی منطقهی سیل زدهی کیا کلا
علی لاریجانی در روز سفر خود به این روستا، در پاسخ به زنی مستاصل که درخواست کمک داشت، گفت:
همینکه سالمی خوبه.
این همان زن است که شرایط زندگی خود بعد از وقوع سیل را توضیح میدهد.
#سیل_گلستان
سر خط نیوز
#مسئولین_بیکفایت
@zan_j
علی لاریجانی در روز سفر خود به این روستا، در پاسخ به زنی مستاصل که درخواست کمک داشت، گفت:
همینکه سالمی خوبه.
این همان زن است که شرایط زندگی خود بعد از وقوع سیل را توضیح میدهد.
#سیل_گلستان
سر خط نیوز
#مسئولین_بیکفایت
@zan_j
🔻۱۰ فروردینماه : صف پیکنیک گاز، به سایر صفهای کشور اضافه شد/ صف شارژ پیکنیک گاز در جوانرود برای آمادگی مردم با سیل روزهای آتی.
#سیل_گرانی
#مسئولین_بی کفایت
#سیل_گرانی
#مسئولین_بی کفایت
🔶 دربی پایتخت؛ درب آزادی بسته به روی زنان
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران از حضور چندین زن هوادار فوتبال در اطراف ورودی مجموعه ورزشی آزادی خبر داد.
تا ساعاتی دیگر تیمهای استقلال و پرسپولیس تهران در این ورزشگاه به مصاف هم خواهند رفت.
به گزارش ایرنا ماموران نیروری انتظامی همچون گذشته از ورود زنان به ورزشگاه ممانعت کردند.
جز در موارد بسیار انگشت شمار و به صورت کنترل شده از ورود زنان به ورزشگاههای ایران برای تماشای بازیهای فوتبال جلوگیری میشود.
https://bit.ly/2I1lL0c
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران از حضور چندین زن هوادار فوتبال در اطراف ورودی مجموعه ورزشی آزادی خبر داد.
تا ساعاتی دیگر تیمهای استقلال و پرسپولیس تهران در این ورزشگاه به مصاف هم خواهند رفت.
به گزارش ایرنا ماموران نیروری انتظامی همچون گذشته از ورود زنان به ورزشگاه ممانعت کردند.
جز در موارد بسیار انگشت شمار و به صورت کنترل شده از ورود زنان به ورزشگاههای ایران برای تماشای بازیهای فوتبال جلوگیری میشود.
https://bit.ly/2I1lL0c
Twitter
DW فارسی
خبرگزاری ایرنا از حضور چندین زن هوادار فوتبال در اطراف ورودی مجموعه ورزشی آزادی پیش از بازی استقلال و پرسپولیس خبر داد. نیروی انتظامی از ورود زنان به ورزشگاه جلوگیری کرده است. https://t.co/jkifHgRXAI
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قطعه《غوغای ستارگان》
خواننده: #محبوبه_گلزارى
سه تار: #امین_حیدری
عود: #مریم_خدابخش
امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم.....
@zan_j
خواننده: #محبوبه_گلزارى
سه تار: #امین_حیدری
عود: #مریم_خدابخش
امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم.....
@zan_j
سرپل ذهاب، سیل و توفان و روز جهانی تئاتر:
«آندرهآ: بدبخت کشوری که قهرمان ندارد!
گالیله: نه، بدبخت کشوری که نیاز به قهرمان دارد.»
این دو اشاره در «زندگی گالیله» اثر جاودان برتولت برشت آمده است. برشت شدیدا ضد قهرمان بود و حتا در جریان تئاتر وقتی تماشاچی را به صحنهی تئاتر و دخالت در آن دعوت کرد، وقتی بعد سه را پشت سر گذاشت و وارد بعد چهار یعنی بعد تماشاچی شد، ضد کارگردان و ضد کاراکترِ اصلی هم ظاهر شد. یعنی اگر شما تماشاچی تئاتری حقیقتا برشتی باشید هر لحظه ممکن است در جریان نمایش دخالت کنید. اگر چنین نشد کارگردان به شما دروغ گفته است.
چیز دیگری که در تئاتر برشت اهمیت دارد این است که تماشاچی از همان ابتدا با حقیقت نمایش روبهرو میشود. تماشاچی سرگردان و در پی یافتن حقیقت که در بقیهی تئاترها در آخر نمایش به آن دست مییابد نیست. برشت میگوید حقیقت باید بدون هیچ تعارفی از همان ابتدا در اختیار تماشاچی باشد و فردِ حاضر به جای گم شدن و جستوجوی حقیقت، به ایفای نقش و نقد کردن نمایش بپردازد _ لب کلام اینکه مردم باید دخالت کنند. تئاتر باید از سالنهای مجلل به کف خیابان و دردسترس عموم قرار گیرد. به «روزهای کمون» برتولت برشت نگاه کنید که چطور مردم و تماشاچی و خیابان و سنگر یکی شدهاند تا قهرمانزدایی شود. قهرمان آنان خودشان هستند_همین.
حقیقت این است که دولت برای شما کاری نمیکند_ قرار نیست بکند. حقیقت دیگر این است که نخبگان، سلبریتیها، روشنفکران بیربط به جامعه و... میخواهند قهرمان شما شوند. در کنار اینها سیل ناامیدان مدام بر کوس قهرمانطلبی میکوبند. مدام تکرار میشود که ما نیازمند ناجی و قهرمان هستیم. مینالند که کشورمان قهرمان ندارد. اما حقیقت عریانتر این است که آوارها بر سر ما ریختهاند، چادرمان را خوش نمیآید، سیل آمده است و همهچیز را با خود برده است. ما نمیتوانیم و نمیخواهیم منتظر قهرمان باشیم. انتظار دیگر بس است، توفان و زلزله که انتظار نمیشناسد.
در دو فاجعهی سرپل ذهاب و توفان گلستان و شیراز، قهرمان کی بود؟ کدام از یک ما یکتنه قهرمان شد؟ قهرمان کسانی بودند که همهی مرزها را شکستند و صف بزرگ انسانی خلق کردند. قهرمان صدها «شریف باجور» و دوستانش بودند. قهرمان خود مردم بودند. کسانی که به دولت و دسیسههایش نه گفتند و خود کاری کردند. این دولت تاریک و تازیانه بر دست شایستهی ما نیست. ما اصلا دولتی نمیخواهیم. ما خود قهرمان، تماشاچی، کارگردان و کاراکتر خویش در نمایشنامهی بقا هستیم. ما هفته تپه و فولاد اهواز را داریم، ما میتوانیم شورای مردمی داشته باشیم؛ شورای محل، شورای روستا، شورای محلات شهری، شورای شهر و استان و شورای سراسری. اگر قطاری بیاید و همهی کارفرماها و دولتیها را با خود ببرد آیا در روند تولید و امور زندگی ما اختلالی درست خواهد شد؟ نه!
این دو فاجعه، با تمام دردها و آلامش به ما گفتند که اگر مردم اراده کنند نیازی به انیفرم و قهرمان و فرشته و ناجی در نمایش زندگیاشان نخواهد بود.
همهچیز به دست مردم و شوراهای مردمی!
علی رسولی
@zan_j
«آندرهآ: بدبخت کشوری که قهرمان ندارد!
گالیله: نه، بدبخت کشوری که نیاز به قهرمان دارد.»
این دو اشاره در «زندگی گالیله» اثر جاودان برتولت برشت آمده است. برشت شدیدا ضد قهرمان بود و حتا در جریان تئاتر وقتی تماشاچی را به صحنهی تئاتر و دخالت در آن دعوت کرد، وقتی بعد سه را پشت سر گذاشت و وارد بعد چهار یعنی بعد تماشاچی شد، ضد کارگردان و ضد کاراکترِ اصلی هم ظاهر شد. یعنی اگر شما تماشاچی تئاتری حقیقتا برشتی باشید هر لحظه ممکن است در جریان نمایش دخالت کنید. اگر چنین نشد کارگردان به شما دروغ گفته است.
چیز دیگری که در تئاتر برشت اهمیت دارد این است که تماشاچی از همان ابتدا با حقیقت نمایش روبهرو میشود. تماشاچی سرگردان و در پی یافتن حقیقت که در بقیهی تئاترها در آخر نمایش به آن دست مییابد نیست. برشت میگوید حقیقت باید بدون هیچ تعارفی از همان ابتدا در اختیار تماشاچی باشد و فردِ حاضر به جای گم شدن و جستوجوی حقیقت، به ایفای نقش و نقد کردن نمایش بپردازد _ لب کلام اینکه مردم باید دخالت کنند. تئاتر باید از سالنهای مجلل به کف خیابان و دردسترس عموم قرار گیرد. به «روزهای کمون» برتولت برشت نگاه کنید که چطور مردم و تماشاچی و خیابان و سنگر یکی شدهاند تا قهرمانزدایی شود. قهرمان آنان خودشان هستند_همین.
حقیقت این است که دولت برای شما کاری نمیکند_ قرار نیست بکند. حقیقت دیگر این است که نخبگان، سلبریتیها، روشنفکران بیربط به جامعه و... میخواهند قهرمان شما شوند. در کنار اینها سیل ناامیدان مدام بر کوس قهرمانطلبی میکوبند. مدام تکرار میشود که ما نیازمند ناجی و قهرمان هستیم. مینالند که کشورمان قهرمان ندارد. اما حقیقت عریانتر این است که آوارها بر سر ما ریختهاند، چادرمان را خوش نمیآید، سیل آمده است و همهچیز را با خود برده است. ما نمیتوانیم و نمیخواهیم منتظر قهرمان باشیم. انتظار دیگر بس است، توفان و زلزله که انتظار نمیشناسد.
در دو فاجعهی سرپل ذهاب و توفان گلستان و شیراز، قهرمان کی بود؟ کدام از یک ما یکتنه قهرمان شد؟ قهرمان کسانی بودند که همهی مرزها را شکستند و صف بزرگ انسانی خلق کردند. قهرمان صدها «شریف باجور» و دوستانش بودند. قهرمان خود مردم بودند. کسانی که به دولت و دسیسههایش نه گفتند و خود کاری کردند. این دولت تاریک و تازیانه بر دست شایستهی ما نیست. ما اصلا دولتی نمیخواهیم. ما خود قهرمان، تماشاچی، کارگردان و کاراکتر خویش در نمایشنامهی بقا هستیم. ما هفته تپه و فولاد اهواز را داریم، ما میتوانیم شورای مردمی داشته باشیم؛ شورای محل، شورای روستا، شورای محلات شهری، شورای شهر و استان و شورای سراسری. اگر قطاری بیاید و همهی کارفرماها و دولتیها را با خود ببرد آیا در روند تولید و امور زندگی ما اختلالی درست خواهد شد؟ نه!
این دو فاجعه، با تمام دردها و آلامش به ما گفتند که اگر مردم اراده کنند نیازی به انیفرم و قهرمان و فرشته و ناجی در نمایش زندگیاشان نخواهد بود.
همهچیز به دست مردم و شوراهای مردمی!
علی رسولی
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام!
بگو به عشق به این آشیانه برگردد
بگو بهانه تویی، بی بهانه برگردد
بهار میوزد انگار بر حوالیِ ما
همین خبر برسان تا جوانه برگردد
دلی که پر زده در راهِ عشق حیران است
دلی که پر زده باید به خانه برگردد....
#جویا_معروفی
@zan_j
بگو به عشق به این آشیانه برگردد
بگو بهانه تویی، بی بهانه برگردد
بهار میوزد انگار بر حوالیِ ما
همین خبر برسان تا جوانه برگردد
دلی که پر زده در راهِ عشق حیران است
دلی که پر زده باید به خانه برگردد....
#جویا_معروفی
@zan_j
#مافیای_سدسازی_درایران
طبق گزارشات رسانه های وابسته درکشور ۵۶سد وضعیت بحرانی دارند.
سالیان مدیدیست که بصورت قارچی سدها توسط مافیا که سدسازی به صنعت پول آوری برای آنان مبدل شده،در جای جای ایران سربرآورده اند...
دسته گل بزرگ این مافیا، سدِ گتوند است که منبع عظیمی ازآب شیرین درآنجا در تماس با تپه های نمکزار به آب شور تبدیل میشود...
علاوه براین همه ساله با بالا رفتن فشار آب سدها ، رژیم ضد بشری آخوندی دریچههای سد را بر روی مناطقی ازمزارع کشاورزان که عمدتا هموطنان روستایی در آن ساکن هستند باز میکند و زندگی آنها را نابود میکند!
حال سیلهای فراوانی که پشت سرهم در استانها زندگی مردم رامختل و قربانی هم گرفته است بی ارتباط با شیوه سدسازی که به یک صنعت مافیایی تبدیل شده است و هیچ گونه انطباقی با اکولوژی ندارد ، نیست.
سود گرایی و آزمندیِ سرمایه داران و محتکرانِ سازمان یافته در بهره کشی از نیروی کار انسانی و محیط زیست تحتلوای سیستم مافیایی ومخوف جمهوری اسلامی بطور همزمان صدماتِ جبران ناپذیر به مردم و طبیعتِ کشور وارد کرده است .
📸عکس:تپه های نمک درجوار سد گتوند که آب شیرین رابه شور تبدیل میکند.
ادبیات رادیکال
@zan_j
طبق گزارشات رسانه های وابسته درکشور ۵۶سد وضعیت بحرانی دارند.
سالیان مدیدیست که بصورت قارچی سدها توسط مافیا که سدسازی به صنعت پول آوری برای آنان مبدل شده،در جای جای ایران سربرآورده اند...
دسته گل بزرگ این مافیا، سدِ گتوند است که منبع عظیمی ازآب شیرین درآنجا در تماس با تپه های نمکزار به آب شور تبدیل میشود...
علاوه براین همه ساله با بالا رفتن فشار آب سدها ، رژیم ضد بشری آخوندی دریچههای سد را بر روی مناطقی ازمزارع کشاورزان که عمدتا هموطنان روستایی در آن ساکن هستند باز میکند و زندگی آنها را نابود میکند!
حال سیلهای فراوانی که پشت سرهم در استانها زندگی مردم رامختل و قربانی هم گرفته است بی ارتباط با شیوه سدسازی که به یک صنعت مافیایی تبدیل شده است و هیچ گونه انطباقی با اکولوژی ندارد ، نیست.
سود گرایی و آزمندیِ سرمایه داران و محتکرانِ سازمان یافته در بهره کشی از نیروی کار انسانی و محیط زیست تحتلوای سیستم مافیایی ومخوف جمهوری اسلامی بطور همزمان صدماتِ جبران ناپذیر به مردم و طبیعتِ کشور وارد کرده است .
📸عکس:تپه های نمک درجوار سد گتوند که آب شیرین رابه شور تبدیل میکند.
ادبیات رادیکال
@zan_j
📝نسرین ستوده فعال برجسته حقوق بشر که که در دو پرونده جداگانه به ۳۸/۵ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده است از زندان نامهای در خصوص احکام صادر شده نوشته است؛
✅ هم میهنان گرامی و فعالان حقوق بشر
با سلام و تبریک سال نو و اعلام مراتب تشکر خود بابت همهی حمایتهایی که بیش از حد انتظارم بوده است، دوست دارم توضیحاتی را پیرامون رایی که توسط دادگاه انقلاب در محکومیت اینجانب صادر شده است ارائه دهم و از این فرصت استفاده کنم تا خاطر نشان سازم کلیهی احکام دادگاه انقلاب با شرایطی کم و بیش مشابه صادر میشوند و تا روشن شود که فقدان وکیل در دادسرا و خیلی اوقات در دادگاه تا کجا حقوق متهمان را تضییع میکند و از طرف دیگر چگونه میشد تابوی سنگین پوشاندن موی سر زنان را تا این اندازه به دیگران نشان داد.
✅دوست دارم به یاد بیاورم اقداماتم جز برای انجام وظیفه نبوده است. اما در خصوص احکام صادره به توضیحات زیر اشاره میکنم.
- اینجانب به موجب حکم غیابی که در سال ۱۳۹۵ صادر شده بود به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور و به استناد تحصن در مقابل کانون وکلای دادگستری به ۵ سال حبس محکوم شده بودم.
-پس از بازداشت اینجانب در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ مجددا پروندهی جدید با ۷ اتهام علیه من تشکیل شد که منجر به احکام محکومیت به شرح زیر گردید:
🔸اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور ۷/۵ سال
🔸عضویت در کمپین لگام ۷/۵ سال
🔸 فعالیت تبلیغی علیه نظام ۱/۵ سال
🔸تشویق به فساد و فحشاء ۱۲ سال
🔸 ظاهر شدن بدون حجاب شرعی ۷۴ ضربه شلاق
🔸نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ۳ سال حبس + ۷۴ ضربه شلاق
🔸اخلال در نظم و آسایش عمومی ۲ سال
🔶مجموع احکام صادره علیه من ۳۸/۵ سال به اضافه ۱۴۸ ضربه شلاق بوده است.
به موجب مفاد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی وقتی اتهامات متعدد باشد قاضی مجازات هر اتهام را جداگانه تعیین میکند و در مرحلهی اجرا، ابتدا مجازات اشد اجرا میگردد.
✅
در این پرونده، مجازات اشد ۱۲ سال حبس است که در ابتدا این حکم اجرا میگردد اما سوال اساسی این است که تکلیف مابقی مجازاتها چه میشود؟ باز به موجب ماده ۱۳۴ “......اگر مجازات اشد به یکی از علل قانونی تقلیل یابد یا تعدیل یا غیرقابل اجرا شود، مجازات اشد بعدی اجرا میگردد....”. پس در چنین مواردی باید تکلیف کلیهی مجازاتها معلوم شود تا منجر به آزادی فرد محکوم گردد.
در این حکم قاضی:
اولا- وکالت مرا در پروندههای مربوط به دختران خیابان انقلاب و همچنین گذاشتن دسته گل بر سکوی خیابان انقلاب را از مصادیق فساد و فحشاء محسوب کرده است و بابت آنها ۱۲ سال حبس تعیین کرده است.
ثانیا- بر خلاف شان قضاوت در خصوص دختران خیابان انقلاب واژهی زشت به کار برده است که در جای خود قابل تعقیب کیفری است..
ثالثا - دادگاه بدون حضور متهم و وکیل تشکیل شده است و صریحا از حضور وکیل در مرحلهی دادسرا جلوگیری به عمل آمد که به این موضوع در کیفر خواست نیز اذعان شده است.
در این پرونده مانند بسیاری از پروندههای دیگر، اصول دادرسی عادلانه نادیده گرفته شده است. البته که مایل نیستم در هیچ شکلی در این بازی ناعادلانه شرکت کنم. اجازه دهید قضات دادگاه انقلاب تک نفره بازی کنند. اما آنچه مهم است آن است که اکثریت قریب به اتفاق پروندههای دادگاه انقلاب با نقض اصول دادرسی عادلانه صادر شدهاند. من از این فرصت استفاده میکنم و یادآور میشوم این روند چندان گسترده و سیستماتیک است که بسیاری از محکومان نادیده گرفته میشوند. جمع کثیری از فعالان سیاسی و مدنی و معتقدان به عقیده و مذهبی دیگر همگی با مخاطرات ناشی از دادرسی ناعادلانه مواجهاند. دادرسییی که از حضور وکیل در پرونده جلوگیری به عمل میآید و دادگاه برای صدور حکم، دلیل و مدرکی از نهادهای امنیتی مطالبه نمیکند و به متهم وقت کافی برای دفاع داده نمیشود. این صحنهی دادگاه هایی است که برای افراد احکام چند ده ساله صادر میکنند و اکنون بسیاری از آنها در شرایطی دشوار طی سالیان طولانی زندان تحمل کردهاند و میکنند.
روزی نه چندان دور خورشید عدالت بر سرزمین ما نیز میتابد و ما برای رسیدن به آن روز، صبر و صلح تمرین میکنیم تا شاید از این مسیر به هدف برسیم.
نسرین ستوده
اوین- بند زنان
فروردین ۱۳۹۸
منبع: کانال عفو بین الملل
✅ هم میهنان گرامی و فعالان حقوق بشر
با سلام و تبریک سال نو و اعلام مراتب تشکر خود بابت همهی حمایتهایی که بیش از حد انتظارم بوده است، دوست دارم توضیحاتی را پیرامون رایی که توسط دادگاه انقلاب در محکومیت اینجانب صادر شده است ارائه دهم و از این فرصت استفاده کنم تا خاطر نشان سازم کلیهی احکام دادگاه انقلاب با شرایطی کم و بیش مشابه صادر میشوند و تا روشن شود که فقدان وکیل در دادسرا و خیلی اوقات در دادگاه تا کجا حقوق متهمان را تضییع میکند و از طرف دیگر چگونه میشد تابوی سنگین پوشاندن موی سر زنان را تا این اندازه به دیگران نشان داد.
✅دوست دارم به یاد بیاورم اقداماتم جز برای انجام وظیفه نبوده است. اما در خصوص احکام صادره به توضیحات زیر اشاره میکنم.
- اینجانب به موجب حکم غیابی که در سال ۱۳۹۵ صادر شده بود به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور و به استناد تحصن در مقابل کانون وکلای دادگستری به ۵ سال حبس محکوم شده بودم.
-پس از بازداشت اینجانب در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ مجددا پروندهی جدید با ۷ اتهام علیه من تشکیل شد که منجر به احکام محکومیت به شرح زیر گردید:
🔸اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور ۷/۵ سال
🔸عضویت در کمپین لگام ۷/۵ سال
🔸 فعالیت تبلیغی علیه نظام ۱/۵ سال
🔸تشویق به فساد و فحشاء ۱۲ سال
🔸 ظاهر شدن بدون حجاب شرعی ۷۴ ضربه شلاق
🔸نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ۳ سال حبس + ۷۴ ضربه شلاق
🔸اخلال در نظم و آسایش عمومی ۲ سال
🔶مجموع احکام صادره علیه من ۳۸/۵ سال به اضافه ۱۴۸ ضربه شلاق بوده است.
به موجب مفاد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی وقتی اتهامات متعدد باشد قاضی مجازات هر اتهام را جداگانه تعیین میکند و در مرحلهی اجرا، ابتدا مجازات اشد اجرا میگردد.
✅
در این پرونده، مجازات اشد ۱۲ سال حبس است که در ابتدا این حکم اجرا میگردد اما سوال اساسی این است که تکلیف مابقی مجازاتها چه میشود؟ باز به موجب ماده ۱۳۴ “......اگر مجازات اشد به یکی از علل قانونی تقلیل یابد یا تعدیل یا غیرقابل اجرا شود، مجازات اشد بعدی اجرا میگردد....”. پس در چنین مواردی باید تکلیف کلیهی مجازاتها معلوم شود تا منجر به آزادی فرد محکوم گردد.
در این حکم قاضی:
اولا- وکالت مرا در پروندههای مربوط به دختران خیابان انقلاب و همچنین گذاشتن دسته گل بر سکوی خیابان انقلاب را از مصادیق فساد و فحشاء محسوب کرده است و بابت آنها ۱۲ سال حبس تعیین کرده است.
ثانیا- بر خلاف شان قضاوت در خصوص دختران خیابان انقلاب واژهی زشت به کار برده است که در جای خود قابل تعقیب کیفری است..
ثالثا - دادگاه بدون حضور متهم و وکیل تشکیل شده است و صریحا از حضور وکیل در مرحلهی دادسرا جلوگیری به عمل آمد که به این موضوع در کیفر خواست نیز اذعان شده است.
در این پرونده مانند بسیاری از پروندههای دیگر، اصول دادرسی عادلانه نادیده گرفته شده است. البته که مایل نیستم در هیچ شکلی در این بازی ناعادلانه شرکت کنم. اجازه دهید قضات دادگاه انقلاب تک نفره بازی کنند. اما آنچه مهم است آن است که اکثریت قریب به اتفاق پروندههای دادگاه انقلاب با نقض اصول دادرسی عادلانه صادر شدهاند. من از این فرصت استفاده میکنم و یادآور میشوم این روند چندان گسترده و سیستماتیک است که بسیاری از محکومان نادیده گرفته میشوند. جمع کثیری از فعالان سیاسی و مدنی و معتقدان به عقیده و مذهبی دیگر همگی با مخاطرات ناشی از دادرسی ناعادلانه مواجهاند. دادرسییی که از حضور وکیل در پرونده جلوگیری به عمل میآید و دادگاه برای صدور حکم، دلیل و مدرکی از نهادهای امنیتی مطالبه نمیکند و به متهم وقت کافی برای دفاع داده نمیشود. این صحنهی دادگاه هایی است که برای افراد احکام چند ده ساله صادر میکنند و اکنون بسیاری از آنها در شرایطی دشوار طی سالیان طولانی زندان تحمل کردهاند و میکنند.
روزی نه چندان دور خورشید عدالت بر سرزمین ما نیز میتابد و ما برای رسیدن به آن روز، صبر و صلح تمرین میکنیم تا شاید از این مسیر به هدف برسیم.
نسرین ستوده
اوین- بند زنان
فروردین ۱۳۹۸
منبع: کانال عفو بین الملل
📷https://bit.ly/2U3zlHo
💢هشدار و آماده باش برای مقابله با سیل در کلیه استان های ایران
در پیش بودن بارش های شدید باران در مناطق جنوبی، غربی، مرکزی و شمال ایران سبب شده است تا مسئولان دولتی و نهادهای مدیریت کننده بحران نسبت به جاری شدن مجدد سیلاب در بسیاری از استان های کشور هشدار بدهند.
@zan_j
💢هشدار و آماده باش برای مقابله با سیل در کلیه استان های ایران
در پیش بودن بارش های شدید باران در مناطق جنوبی، غربی، مرکزی و شمال ایران سبب شده است تا مسئولان دولتی و نهادهای مدیریت کننده بحران نسبت به جاری شدن مجدد سیلاب در بسیاری از استان های کشور هشدار بدهند.
@zan_j
🍂🍁
🔸پیشی گرفتن ترس از فقر از ترس از مرگ در ایران!
دو تا ویدئو از سیل اخیر بسیار قابل توجه است. یکی، تلاش اعجاب آور دو مرد جوان بود که بساط محقر فروش گوجه فرنگی و بادمجانشان را، چنان چسبیده بودند که اصلن عصیان وحشتناک سیل را نمیدیدند. درست در حالیکه جلو چشمشان، سیل، اجسامی دهها بار سنگینتر از وزن آنها را که شامل خودروهای مختلف بود، با خود میبرد. آنها وسط بازاری که دیگر بدل به رودخانه ای خروشان شده بود، همچنان بساطشان را با تلاش جانکاهی چسبیده بودند.
دیگری، هجوم مردان گرسنه ای بود که روی سطح خروشان آب ناشی از ریزش سد، با دستهای خالی، دنبال شکار ماهیها بودند. میشد در میان آن تصاویر غبار آلود، چشمان حریص و گرسنه و مچاله شدن زبانهایشان را در حلقومهای گرسنه دید.
در هر دو تصویر، خبری از ترس از مرگ در اثر سیل نبود. مغایر با تمام قوانین روانشناسانه و مغایر همه اصول جامعه شناسانه تا کنونی! ترس از آتشفشان، زلزله و سیل و حوادث طبیعی، ترسی معمولی نیست به اندازه های ترس از سوسک یا حتی تصادف اتومبیل. ترسهایی است در اندازه های تراووما. ترسی انتگره شده در لایه های مغز با ولتاژی قوی که موجب عکس العملی حیاتی در انسان برای بقا بشود. ترسی که مغز را برای فرار اکتیو میکند. نسل بشر، ادامه حیات خود را مدیون وجود این ترس است. ترس از مرگ. ترس از نیستی صاعقه وار.
به جای این ترس، یعنی هراس از مرگ در اثر سیل، ترس از فقر نشسته بود. ترسی آنچنان عمیق که مردان تره بار فروش، سیل را نمیدیدند. به جایش، فقر و فلاکت ناشی از از دست دادن بساط محقر خود را میدیدند. همان نقطه کوری که باعث شده بود، وسط هجوم هولناک آب، مردان جوان بی اعتنا به از دست دادن زندگیشان، دنبال ماهیهای سرگردان بروند!
نمیدانم در تاریخ بشریت در عرض میلیونها سال، آیا تا به حال این اتفاق در جایی افتاده است که ترس از فقر بر ترس و تراوومای مرگ ناشی از عصیان طبیعت پیشی گرفته باشد؟ شاید این اولین بار است. ایران اولین جایی است که ترس انسان از فقر بر تلاشش برای زندگی و حق حیانش پیشی گرفته است. این سیل، فقط عمق فاجعه زیست محیطی بحرانی مملکت را به سطح نیاورد، ابعاد حیرت انگیز و غیر قابل باور ترس عمیق ناشی از فقر را نیز به نمایش گذاشت!
سیل به اهواز رسید. هفت تپه نگران اسیری در زندان اهواز است که سال پیش بر این فاجعه گریسته بود! طنین صدایش را میشد امروز دوباره شنید: چهار کارگر خودشان را به خاطر یک و دویست کشتند! لعنت به این زندگی!
#مهرنوش_موسوی
@goroohetehadbazneshastegan
🔸پیشی گرفتن ترس از فقر از ترس از مرگ در ایران!
دو تا ویدئو از سیل اخیر بسیار قابل توجه است. یکی، تلاش اعجاب آور دو مرد جوان بود که بساط محقر فروش گوجه فرنگی و بادمجانشان را، چنان چسبیده بودند که اصلن عصیان وحشتناک سیل را نمیدیدند. درست در حالیکه جلو چشمشان، سیل، اجسامی دهها بار سنگینتر از وزن آنها را که شامل خودروهای مختلف بود، با خود میبرد. آنها وسط بازاری که دیگر بدل به رودخانه ای خروشان شده بود، همچنان بساطشان را با تلاش جانکاهی چسبیده بودند.
دیگری، هجوم مردان گرسنه ای بود که روی سطح خروشان آب ناشی از ریزش سد، با دستهای خالی، دنبال شکار ماهیها بودند. میشد در میان آن تصاویر غبار آلود، چشمان حریص و گرسنه و مچاله شدن زبانهایشان را در حلقومهای گرسنه دید.
در هر دو تصویر، خبری از ترس از مرگ در اثر سیل نبود. مغایر با تمام قوانین روانشناسانه و مغایر همه اصول جامعه شناسانه تا کنونی! ترس از آتشفشان، زلزله و سیل و حوادث طبیعی، ترسی معمولی نیست به اندازه های ترس از سوسک یا حتی تصادف اتومبیل. ترسهایی است در اندازه های تراووما. ترسی انتگره شده در لایه های مغز با ولتاژی قوی که موجب عکس العملی حیاتی در انسان برای بقا بشود. ترسی که مغز را برای فرار اکتیو میکند. نسل بشر، ادامه حیات خود را مدیون وجود این ترس است. ترس از مرگ. ترس از نیستی صاعقه وار.
به جای این ترس، یعنی هراس از مرگ در اثر سیل، ترس از فقر نشسته بود. ترسی آنچنان عمیق که مردان تره بار فروش، سیل را نمیدیدند. به جایش، فقر و فلاکت ناشی از از دست دادن بساط محقر خود را میدیدند. همان نقطه کوری که باعث شده بود، وسط هجوم هولناک آب، مردان جوان بی اعتنا به از دست دادن زندگیشان، دنبال ماهیهای سرگردان بروند!
نمیدانم در تاریخ بشریت در عرض میلیونها سال، آیا تا به حال این اتفاق در جایی افتاده است که ترس از فقر بر ترس و تراوومای مرگ ناشی از عصیان طبیعت پیشی گرفته باشد؟ شاید این اولین بار است. ایران اولین جایی است که ترس انسان از فقر بر تلاشش برای زندگی و حق حیانش پیشی گرفته است. این سیل، فقط عمق فاجعه زیست محیطی بحرانی مملکت را به سطح نیاورد، ابعاد حیرت انگیز و غیر قابل باور ترس عمیق ناشی از فقر را نیز به نمایش گذاشت!
سیل به اهواز رسید. هفت تپه نگران اسیری در زندان اهواز است که سال پیش بر این فاجعه گریسته بود! طنین صدایش را میشد امروز دوباره شنید: چهار کارگر خودشان را به خاطر یک و دویست کشتند! لعنت به این زندگی!
#مهرنوش_موسوی
@goroohetehadbazneshastegan
🔶 "بیش از سه چهارم جوانان ایران مخالف کودکهمسری هستند"
پس از بحثهای فراوان اواخر سال گذشته درباره سن قانونی ازدواج دختران در جامعه که در مجلس شورای اسلامی، دولت و رسانهها نیز بازتاب زیادی داشت، مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) این مسئله را موضوع یک نظرسنجی از شهروندان کرد.
خبرگزاری ایسنا روز شنبه دهم فروردین (۳۰ مارس) از قول محمد آقاسی، رئیس ایسپا گزارش داد که نتایج این نظرسنجی حاکی است که اندکی کمتر از ۲۳ درصد کسانی که از آنها پرسش شده ازدواج دختران با سن کم را بدون اشکال ارزیابی میکنند.
آقاسی به ایسنا گفت: «۷۷ درصد [پرسششوندگان] ازدواج در سن پایین را باعث برخی آسیبها دانستهاند که امیدوارم این مباحث و نتایج کمک به مقوله تقویت خانواده در جامعه ایرانی باشد.»
با قوانین متاثر از احکام اسلام، تلاش برای بالا بردن سن مجاز ازدواج دختران در ایران ساده نیست.
@zan_j
📌 گزارش را در اینجا بخوانید:
https://t.me/iv?url=https://p.dw.com/p/3Fwrl?maca=per-Red-Telegram&rhash=eda96f36fc80e0
پس از بحثهای فراوان اواخر سال گذشته درباره سن قانونی ازدواج دختران در جامعه که در مجلس شورای اسلامی، دولت و رسانهها نیز بازتاب زیادی داشت، مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) این مسئله را موضوع یک نظرسنجی از شهروندان کرد.
خبرگزاری ایسنا روز شنبه دهم فروردین (۳۰ مارس) از قول محمد آقاسی، رئیس ایسپا گزارش داد که نتایج این نظرسنجی حاکی است که اندکی کمتر از ۲۳ درصد کسانی که از آنها پرسش شده ازدواج دختران با سن کم را بدون اشکال ارزیابی میکنند.
آقاسی به ایسنا گفت: «۷۷ درصد [پرسششوندگان] ازدواج در سن پایین را باعث برخی آسیبها دانستهاند که امیدوارم این مباحث و نتایج کمک به مقوله تقویت خانواده در جامعه ایرانی باشد.»
با قوانین متاثر از احکام اسلام، تلاش برای بالا بردن سن مجاز ازدواج دختران در ایران ساده نیست.
@zan_j
📌 گزارش را در اینجا بخوانید:
https://t.me/iv?url=https://p.dw.com/p/3Fwrl?maca=per-Red-Telegram&rhash=eda96f36fc80e0
DW.COM
"بیش از سه چهارم جوانان ایران مخالف کودکهمسری هستند"
نتایج یک نظرسنجی نشان میدهد که تنها اندکی کمتر از ۲۳ درصد جوانان ایرانی معتقدند ازدواج دختران در سن کم اشکالی ندارد. با قوانین متاثر از احکام اسلام، تلاش برای بالا بردن سن مجاز ازدواج دختران در ایران ساده نیست.
در بیست وپنج استان کشور سیل جاری است.
جنگل خواری
کوه خواری
آدم خواری
سیل
مادران و فرزندان می برد
زنده ها می گریند
به یاد خاطره ها
و انسان هایی که دیگر نیستند
وطن روی ریل بیداد
به قبرستان های تازه می رسد.
در گمیش تپه
سیل
قایق ها را چپه می کند
مردمانی گم شده اند
با دهکده هایی که گویا هرگز نبوده اند
پرتو ماه بر کپل اسب ها نمی افتد
اسب ها در سیل می گریند
وطن روی ریل بیداد
به قبرستان های تازه می رسد.
عیدی نعمتی
@zan_j
جنگل خواری
کوه خواری
آدم خواری
سیل
مادران و فرزندان می برد
زنده ها می گریند
به یاد خاطره ها
و انسان هایی که دیگر نیستند
وطن روی ریل بیداد
به قبرستان های تازه می رسد.
در گمیش تپه
سیل
قایق ها را چپه می کند
مردمانی گم شده اند
با دهکده هایی که گویا هرگز نبوده اند
پرتو ماه بر کپل اسب ها نمی افتد
اسب ها در سیل می گریند
وطن روی ریل بیداد
به قبرستان های تازه می رسد.
عیدی نعمتی
@zan_j