زن و جامعه (زن کارگر)
3.09K subscribers
21K photos
17.9K videos
319 files
6.79K links
تماس با ما :
@Zan_jameh


Women's emancipation
Download Telegram
باز هم #اسید_پاشی

🔻روز گذشته، یک زن ۳۹ ساله در شهرستان خرمدره، توسط همسر سابقش مورد اسیدپاشی قرار گرفته و به بیمارستان مطهری زنجان منتقل شد.
عصر روز دوشنبه ۲۷ اسفندماه، فریادهای سوختم سوختم یک زن ۳۹ ساله در خرمدره توجه مردم را جلب کرد. با حضور اورژانس و ماموران پلیس مشخص شد این زن توسط همسرش سابق مورد اسید پاشی قرار گرفته و از ناحیه دست و صورت به شدت زخمی شده است؛ وی نهایتاً به بیمارستان مطهری زنجان منتقل شد و تلاش برای دستگیری همسر سابق وی ادامه دارد.

اسید، یکی از معدود محصولاتی است که بازار خرید و فروش آن در کشور هرگز از رونق نیفتاده است. با اینکه بارها پیشنهاد داده شده که قانون ممنوعیت خرید و فروش آن در مجلس بررسی شود اما هنوز خبری از آن نیست.

#اسیدپاشی
#خشونت_علیه_زنان

@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب چهارشنبه سوري شاد و خوشی داشته باشید.
@zan_j
تاریخچه 18 مارس #روزجهانی_زندانیان_سیاسی

همه زندانیان سیاسی را آزاد کنید!
18 مارس نه تنها یاد آور قیام کمون پاریس در سال 1871، بلکه یادآور انتقام خونین ارتجاع متحد اروپا علیه کمونارها ‌‏‌‏است. این انتقام خونین بورژوازی علیه کمون به قیمت جان بیش از 25 هزار زن و مرد کمونار منجر شد. 3 هزار نفر ‌‏‌‏در زندان ها به قتل می رسند و 13 هزار و هفت صد نفر به حبس های دراز مدت و بیشترین شان به حبس ابد محکوم ‌‏‌‏شدند. اما تاریخ کمون در خاطره جنبش سوسیالیستی، کمونیستی و آنارشیستی، نه به عنوان یک شکست، بلکه سرآغاز ‌‏‌‏نبردی تلقی میشود که تا به امروز ادامه دارد. در سال 1923 "بین الملل کمک ها سرخ" که ‏در سال 1922 ‏بنیانگذاری شده ‏بود، 18 مارس را به عنوان "روز جهانی کمک به زندانیان سیاسی" اعلام کرد. ‏
در سال 1999 به ابتکار "لیبرتاد" و "کمکهای سرخ" در آلمان کنفرانسی با نام ‌‌‏"لیبرتاد" و با شعار "آزادی برای همه ‏زندانیان سیاسی" تشکیل شد که در آن گروههای مختلفی از زندانیان سیاسی سابق ‌‏از اقصی نقاط جهان گرد آمدند تا ‏ضمن انتقال تجاربشان، پرده از جنایات بی پایان علیه زندانیان سیاسی بردارند.

‌تصویر:زندان باستیل
@zan_j
#شادباش_نوروزی کانون نویسندگان ایران
نوروز جشن شکوفایی طبیعت و شادمانی انسان ، جشن رقص و روشنایی و لبخند ، برای واپس‌راندن سیاهی و اندوه و نومیدی است . از این رو نیاکان ما در قلمرو فرهنگ ایرانی که گستره‌ای بسیار فراتر از مرزهای فعلی کشور ما دارد ، نوروز را به سان نماد زندگی نو جشن می‌گرفته اند و این سنت دیرینه را تا به امروز پاس داشته‌اند .
این روزها مردم ما در شرایطی به استقبال نوروز می‌روند که سفره ها و جیب‌هایشان خالی‌تر از همیشه است . گرانی و تورم سرسام‌آور ، اکثریت آحاد جامعه ، یعنی کارگران ، کشاورزان ، معلمان ، پرستاران و ... را به زیر خط فقر رانده است . رشد تصاعدی قیمت کاغذ و سقوط شمارگان کتاب و مطبوعات ، صنعت بی‌رونق چاپ و نشر را از نفس انداخته و امنیت شغلی و معیشت شاغلان این صنعت و نویسندگان و روزنامه نگاران را به طور جدی به مخاطره افکنده است . در چنین شرایطی ، انتشار پایان‌ناپذیر اخبار اختلاس‌های نجومی و غارت منابع مالی و طبیعی کشور ، نمکی است که بر زخم مردم پاشیده می‌شود ، بی‌آن‌که گرهی از کار فروبسته‌ی آنان بگشاید . صاحبان قدرت به جای چاره‌جویی برای صنعت نشر و جلوگیری از تعطیلی فعالیت‌ها و مشاغل فرهنگی ، بر تداوم سیاست سانسور پافشاری می‌کنند . به‌جای حمایت از جریان آزاد اطلاعات که عاملی مهم در افشای دروغ وُ ریاکاری و جلوگیری از فساد است ، روزنامه‌نگاران و نویسندگان را از بیان حقایق بازمی‌دارند یا به بند می‌کشند. و این مصداق همان مثل مشهور است که می‌گوید : سنگ را بسته و سگ را رها کرده‌اند .
کانون نویسندگان ایران با آرزوی برچیده شدن بساط سانسور و آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی ، فرا رسیدن سال نو را به مردم ایران و ملت‌ها و اقوام دیگر که نوروز را پاس می‌دارند شادباش می‌گوید و برای آنان آزادی ، صلح ، امنیت ، رفاه و شادمانی آرزو می‌کند .
کانون نویسندگان ایران
نوروز
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم زیبای چهارشنبه سوری در سنندج.

@zan_j
🍃🔻‍ اعتراض گلرخ ابراهیمی و آتنا دائمی به بیانیه ۸ مارس زهرا رهنورد: دروغ ممنوع

زندانیان سیاسی #گلرخ_ابراهیمی و #آتنا_دائمی در اعتراض به بیانیه ۸ مارس زهرا رهنورد خطاب به او نامه ای نوشتند.
متن کامل نامه به شرح زیر می‌باشد:

در اعتراض به بیانیه ۸ مارس (روز جهانی زن)‌ زهرا رهنورد که به طبع مخاطبان در فضای مجازی رسید: احساس مسئولیت نمودیم تا اشاره‌ای کنیم به خاطراتی که یقینا برای ایشان ملموس‌تر است اما از قلم ایشان افتاد و ناگفته ماند.
در ابتدا اشاره می‌کنیم به #زینب_جلالیان و #مریم_اکبری_منفرد، قدیمی‌ترین #زندانیان_سیاسی_زن ایران که بیش از یک دهه از عمر خود را بی‌وقفه در زندان‌های حاکمیت اسلامی سپری نموده اند و داغ کرنش را بر دل حکومت و داغ سازش را بر دل وابستگان حاکمیت باقی گذاشتند.
زینب جلالیان از زنان مبارز کرد که تنها زندانی زن سیاسی ایران است که به حبس ابد محکوم گردید حال سالیان طولانی ست که علیرغم شکنجه های گوناگون تن به اعتراف اجباری نداده و همچنان بی گناه در تبعید گذران حبس میکند. زینبی که برای موافقت با اعزام درمانی او یکی از اعضای خانواده ش را گروگان میگیرند!
مریم‌اکبری منفرد که بدون هیچ ادله محمکه پسندی به ۱۵ سال حبس محکوم شد که بنا بر ماده ۱۳۴ قانون محاربه مصوب ۹۲ و ماده ۱۰ بند ب باید در سال ۹۵ پس از ۷ سال حبس آزاد میشد همچنان در زندان است و مدام با تهدیدات جدید وزارت اطلاعات نیز مواجه میشود.
اما آنچه که باید برای شما ملموس باشد و در روز جهانی زن روایتگر آن باشید:
در روزهایی که همسر شما نخست وزیر امام امت در دهه شصت بودند چهار تن از اعضای خانواده مریم در زندان های رژیم گلوله باران شدند و مریم در همان سالها فراق مادر را نیز به دلیل حبس ایشان در زندان تحمل میکرد.
یکی از هم بندیان فعلی مان فاطمه مثنی که هم اکنون به همراه همسرش هر کدام به ۱۵ سال حبس محکوم شدند و حال با وجود دو فرزند بی سرپرست هر دو زندانند، در روزهای نخست وزیری همسر شمانیز در حالی که ۱۳ ساله بود حدود ۳سال از دوران نوحوانی را با مادرش در زندان هایی که زیر نظر خواهران و برادران دینی شما اداره میشد سپری کرد و چه دردناک خبر کشته شدن ۳ برادرش را در همان زندان های مخوف به او و مادرش دادند.
فاطمه ای که ستاد اجرایی فرمان امام، همین چند روز پیش محل کسبشان را مصادره کرده است. فاطمه کوله باری از خاطرات زندان های دهه شصتی ست که در زمان قدرت شما اداره میشد، حال که در جنگ قدرت لباس اپوزسیون بر تن کرده اید یا رومی روم باشید یا زنگی زنگ! این میانداری در این روزگار دیگر فریبنده نیست.
آن روزها که عکس رخ امام را در پیاله مهتاب میدیدند سپری شده است اگر چه هنوز جای پونز بر پیشانی دختران انقلابی دهه ۶۰ هویداست اگر چه آن روزها را تجربه نکرده ایم اما شاهدیم که لگدهای با پوتین برادر پاسدار ها بر پیکر فاطمه ها هنوز خواب هایشان را آشفته میکند و آن پونز ها در غالب گشت ارشاد بر فرق سرمان کوبیده میشود.
هنوز صدای شلاق خوردن دختران کمونیست در وعده های صبح و ظهر و عصر به قصد اقرارشان به دیانت که با صدای اذان کوبیده میشدند و تا پایان اذان ادامه داشتند در تپه های اوین در گوش می پیچد .
شما در آن روزها دانشجو پیرو خط امام بوده اید و حالا به مقتضیات زمان رنگ عوض کرده اید.
اگر قصد دارید در روز جهانی زن که تا همین چند سال پیش به دلایل عقیدتی نادیده اش می گرفتید، یادی از زنان زندانی سیاسی کنید، به یاد آورید دختران باکره ای را که به حکم قضات وقت برای جلوگیری از ورودشان به بهشت در شب پیش از اعدام به عقد برادر پاسدارها در میاوردند تا مبادا باکره به بهشتی بروند که فقط سهم شماست!
دخترانی که انقلابشان به مصادره رفت و پایان غم‌انگیزشان با پرداخت مهریه به مادرانشان رقم خورد و سرگذشتشان تا امروز مسکوت مانده است، هر گاه که از آنها و مادرانشان و ظلم‌هایی که به آن ها روا شد افشاگری کنید در جای درست تاریخ قرار خواهید گرفت. در روز جهانی زن از زنان زخم خورده کشورمان در زمانی که متصدی امور بوده اید یاد کنید و از زنانی که قربانیان سیاست های شتاب زده هیجانات انقلابی تان بوده اند زنانی که طی انقلاب فرهنگی که نزدیکانتان تئوریسین های آن بودند برای همیشه از دانشگاه اخراج و خانه نشین شدند.
ریاست های اعمال شده ای که کمی بعدتر شما را در همان دانشگاه ها بر اریکه ریاست نشاند.
از زنانی که در فقر و تن فروشی و تجاوز و فحشا و قاچاق غوطه ور هستند یاد کنید، زنانی که قربانی قوانین خودنوشته و ارتجاعی و اقتصاد ورشکسته و فقر شده اند که می توانید در زندان های زنان یا خیابان های محروم و حاشیه های شهر سراغشان را بگیرید.
@zan_j
👇
زندانیان زن ایران بیش از تصور شما هستند و بسیاری شان قربانیان بی عدالتی حاکم هستند، زندانیان سیاسی زن ایران نیز همین انگشت شماری که شما یادشان کردید نبوده و نیستند. بسیارند زنانی که نامشان درهیاهوی فضای رسانه تلالویی ندارد و یا امکان برقراری ارتباط جهت داغ کردن اخبارشان مهیا نیست.
آیا تا کنون نام نوشین دخت میر عبدالباقی را شنیده اید؟! زنی حدودا ۷۰ ساله که در ۴۰ سال عمر جمهوری اسلامی ایران به سنگین ترین حکم یعنی ۳۴ سال و ۹ ماه حبس محکوم شد و برای آزادی اش نه سفیری احضار شد و نه حتی بیانیه ای صادر گردید.
اگر به واقع قصد حمایت از زنان تحت استبداد را دارید آن دسته از زنانی را که به دروغ سعی در ساختن چهره ای کذب از خود دارند تا اذهان توده را فریب دهند ، رها کنید ! اگر نه اقدام نموده اید به ساختن حبابی دیگر همچون حباب ۵۷ که یکبار در کارنامه دارید! اینگونه نادیده گرفتن زنان تحت ظلم و زنان مبارزی که ایستاده اند بر باور خود اما جا مانده اند از بیانیه هایی که داعیه حمایت از حقوق زنان را دارند شما را در برابر تاریخ مجددا پاسخگو میکنند‌ و این خود تناقض بزرگی ست زمانی که شعار “دروغ ممنوع”را به یاد می آوریم.
تاریخ ورق خواهد خورد و ما در برابر گفتار و اعمالمان نقد خواهیم شد.
باشد که در جایگاه درست ایستاده باشیم تا در برابر خلق توان پاسخگویی بابت اعمالمان را داشته باشیم!

گلرخ ابراهیمی ایرایی- آتنا دائمی
اسفند ۹۷
بند زنان زندان اوین
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهاران خجسته باد🌺


آخـــرش روزى
بهـــــار خنــــده‌هامان می‌رســد

پس بیا با عشـــــق
فصــل بغــض‌مـان را رد ڪنيم

قیصر_امین‌پور
@zan_j
فرزانه زیلابی، وکیل ⁧ #اسماعیل_بخشی ⁩ و ⁧ #علی_نجاتی ⁩ همچنین اعلام کرد پرونده شکایتشان از ⁧ #روزنامه_کیهان ⁩ و ⁧ #خبرگزاری_فارس ⁩ به اتهام نشر اکاذیب و افترا، پیشرفتی نداشته و هنوز شعبه رسیدگی کننده نیز تعیین نشده است.
‏⁧ #سپیده_قلیان
نازلی سخن نگفت
نازلی بنفشه بود
گُل داد و مژده داد:
«زمستان شکست!»
و رفت...

#احمد_شاملو

«سین مثل ستوده»، «سین مثل سپیده »
@zan_j
پیام تبریک فرنگیس مظلوم مادر زندانی سیاسی سهیل عربی بمناسبت نوروز ١٣٩٨
درود بر تمامی ملت ایران
سال جدید را به همه ملت ایران تبریک عرض میکنم. امیدوارم که در این سال جدید، شاهد آزادی تمام زندانیان سیاسی، عقیدتی ،کارگران شریف، معلمان عزیز، فعالان حقوق بشری و تمامی کسانی که بخاطر عقایدشان درزندان اسیرند، باشیم. سالی که صلح، برابری وآزادی برکشورمان حکمفرما شود.
فرنگیس مظلوم مادرسهیل عربی

زندانی سیاسی آزاد باید گردد
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زن و مرد کنار هم به زیبایی می نوازند و وقتی مامور نیروی انتظامی برای جمع کردن بساطشان می آید مردم یکصدا به حمایت از نوازندگان برمی آیند.
#همبستگی
@zan_j
وکیل کارگران نیشکر هفت‌تپه: قرار بازداشت موقت #اسماعیل_بخشی و #سپیده_قلیان یکم فروردین به پایان می‌رسد

فرزانه زیلابی، وکیل کارگران شرکت کشت و صنعت #نیشکر_هفت‌تپه می‌گوید یکم فروردین قرار بازداشت موقت اسماعیل بخشی و سپیده قلیان به پایان می‌رسد.

کانال سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به نقل از خانم زیلابی نوشت که وکلای پرونده و خانواده بازداشتی‌ها به امید آزادی، به دادگستری اهواز و شوش، دیوان عالی کشور و دادسرای اوین مراجعه کرده‌اند اما مراجع قضایی ذیربط اعلام نموده‌اند با وجود ارسال پرونده از دادسرای عمومی و انقلاب شوش، پرونده نه به دادسرای عمومی و انقلاب تهران واصل شده و نه تعیین شعبه شده و نه به دادسرای عمومی وانقلاب شهرستان شوش نیابت داده شده است.

خانم زیلابی هشدار داد که نگهداری آقای بخشی موکلش، ولو به مدت چند دقیقه پس از اتمام قرار بازداشت، بدون تعیین تکلیف، بازداشت غیر قانونی محسوب می‌شود.

https://t.me/khamahangy
‍ ‍ نامه سپیده قلیان از زندان سپیدار اهواز:

به همراه نقاشی که کشیده و به بیرون از زندان فرستاده

دلم از مشعل‌های نور فروزان شد

شماره‌ام را به دیوار‌ها نوشتند

دیوارها به چمنزارهای سبز بدل شد

سلام،

حس می‌کنم یک لایه از قلبم را برداشته‌ام. امروز آفتاب به صورت عمود به چشمانم تابید و یک آن همه چیز سیاه شد. من از دنیای صداها به سپیدار آمدم …

صدای تق تق دمپایی و باز شدن در سلول و کسی که می‌گوید: «ببین! کُلمنت رو به حال خودش نذار. دو سه روزی یه بار بشورش …»

حالا تمام این صداها جای خودشان را به تصاویر داده‌اند. دلتنگ می‌شوم اما به هیچ عنوان اندوهگین نیستم؛ البته نه به این معنی که شادمانم. بیش از هر چیز واهمه دارم. ترسی عین بختک به جانم افتاده است که مبادا به واسطه اتهام یا مسائلی از این دست خود را تافته‌ای جدا بافته بدانم و مرزی بین خود و خواهران گرفتار در بندم ایجاد کنم. تمام تلاشم این است که در رنج‌شان سهیم باشم و برای همین نه دیگر آزادی به قید وثیقه برایم اهمیت دارد نه اصلا به این مسئله فکر می‌کنم.

فرصت گریستن ندارم. با تمام توانم سعی می‌کنم برخیزم. البته که در این مدت ننشسته‌ام اما انتظارم از خودم بیشتر از این حرف‌هاست. حالا دیگر یقین دارم که زندگی ابدا در دل خانه و دانشگاه جریان ندارد. زندگی همین سفره‌ی شام با سه متهمی است که برای هیچ‌کداممان اهمیت ندارد به چه جرم و اتهامی در سپیدار شب را به صبح می‌رسانیم. زندگی دقیقا در راهروی زندانی جاری‌ست که زنی با شکم برآمده از آن خندان و آرام عبور می‌کند (مبادا لیز بخورد) یکهو قهقهه‌اش بلند می‌شود و زیر لب می‌گوید: «لگد می‌زند …»
من درست در قلب زندگی در بندی که نامش نرگس است شعری از محمود درویش را برای هم‌بندی‌ام می‌خوانم. سپس برای نوزادی لالایی می‌خوانم که چند ماه پیش همین جا به دنیا آمده است.

‌ای بهترین رنگ در سیاهی ممتد، این‌ها را نوشتم تا بدانی حالم بد نیست. به زودی بهار از راه می‌رسد. همه‌تان را به طبیعت و گل‌های لاله و بنفشه می‌سپارم.

سپیده از سپیدار

۹۷/۱۲/۲۰ – بند گل نرگس

#سپیده_قلیان
@zan_j
‍ ‍ نامه سپیده قلیان از زندان سپیدار اهواز:

به همراه نقاشی که کشیده و به بیرون از زندان فرستاده

دلم از مشعل‌های نور فروزان شد

شماره‌ام را به دیوار‌ها نوشتند

دیوارها به چمنزارهای سبز بدل شد

#سپیده_قلیان
@zan_j
در سال نو برایتان آرزوی سلامتی ،شادی و موفقیت داریم.🌺



بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم...


@zan_j
پیام نوروزی «شعله پاکروان» مادر مرحومه «ریحانه جباری» به مردم: «زمستان ایران خواهد رفت»

هیچ زمستانی پایدار نبوده و نخواهد بود. زمستان حاکم بر سرزمین زیبای ما هم بی‌شک رو به پایان است.

«آرش» تیر آزادی‌خواهی را به قیمت جانش پرتاب کرد تا «گُلرخان» سرزمین‌مان، آزادانه آواز بخوانند و عشق بورزند.

«نرگس»ها دور از فرزندان‌شان سینه دیوار را چاک خواهند داد تا «نسرین»ها در سیاهچاله‌ها نپوسند.

شیر بچه‌ها خواهند غرید تا «شیرزاد»ها رؤیای آزادی را محقق کنند.

خیابان‌ها پر از «شاپرک» خواهد شد تا گیسوان مهرویان در نسیم برقصند. همچنان‌که بنفشه‌ها سر از خاک درآورده‌اند تا نوید بهار دهند.

خوشه‌های نور و «سپیده» رها شده و سرود آزادی خواهند خواند. با طبقی پر از رنگین کمان بر سر و گلخنده‌های معصومانه بر لب.

ستاره‌های بخت و اقبال طلوع کرده و آن‌گاه خواهیم توانست «سهیل»ها را در کنار هزاران ستاره دیگر در آغوش کشیم.

«فرنگیس»ها و «هاجر»ها سوار بر اسب‌های وحشی، دشت‌های پر شقایق را زیر پا گذاشته و خواهند تاخت تا «اسماعیل»ها قربانی نشوند. تا «آمنه‌ها» و «شهین»ها و «شریفه»ها رخت سیاه «زانیار»ها و «ارشدترین امیر»ها و «رامین»ها را بر تن نکنند.

باد «صبا» خواهد وزید تا عطر «نیلوفر» و «مریم» و شب بو، مشام مردم را پر کند. جویبارهای جاری بر گونه‌های مادران سیاه‌پوش، رودهای پر آبی است که دشت‌های لاله «خاوران» را آبیاری کرده و اینک هم‌چون سیل طغیان‌گر هر چه پلشتی‌ست از دامن بانوی مهر و آب، «ایران» آناهید نشان، خواهد زدود.

کاوه‌ها با پرچم ژاله نشان خویش، قله‌های دادخواهی را فتح خواهند کرد تا «سام»ها و «سهراب»ها زندگی کنند. تا «کیکاووس»ها و «سینا»ها و «سارو»ها خودکشی نشوند!

«شعله»های آتش عشق، جنگل‌های پر از نهال و سپیدار، و بیشه‌های پر از «ریحان» را روشن خواهند کرد تا بیدهای مجنون دلگرم و «خواستار» آزادی و له کردن ترس باشند. تا «پرستوهای مهاجر» بر شاخه‌های نارون حیاط خانه پدری لانه بسازند.

شکوفه‌های بادام و گیلاس، عطر وحشی خود را رها خواهند کرد تا از فراز دیوارهای بلند زندان، مشام «آتنا»ها را پر کرده، رؤیای آزادی را قابل دسترسی کنند.

برق ابرها، رنگین کمانی از مهر خواهد ساخت تا چشمان «زینب»ها نور بگیرد. خوشه‌های گندم زیر برق خورشید خواهد رقصید، تا «جعفر»ها نان به سفره‌های ساده کارگری ببرند. دختران دلربا کنار چشمه‌ها سرود خواهند خواند تا «عبدی»ها بر لوح سفید کودکان «شین‌آباد» بنویسند: «دارها را بسوزانید تا دار قالی در فضایی پر از دار و درخت برپا کنیم».

مدت‌هاست دانه‌ها در دل خاک برای زندگی و جوانه زدن می‌جنگند. تمام فصل سرد را جنگیده‌اند و اکنون سر از خاک درآورده‌اند. جوانه زده و کوچه‌ها را پر از طعم زندگی کرده‌اند.

این وعده تاریخ و طبیعت است که از پس هر زمستان، بهار و پس از هر شب تاریک، سحر می‌آید. در پس هر سختی و تنگنا، پنجره‌ها به سوی نور گشوده خواهد شد. سپس روز نو می‌شود تا همه هستی و جهان «ندا»ی زنده باد زندگی را بشنود. تا «ترانه»های رامشگران خنیاگر، خواب را از سر خواب‌زدگان بپراند. تا شلاق باد بهار، نه بر پشت «دراویش»، که بر ستیغ کوه‌های بلند زاگرس و تفتان فرود آید. جمخانه‌ها پر از هو هوی «دور باد دیو» خواهد شد تا ضحاک در دل البرز فرو رود. تا مردم، آری مردم، زندگی کنند. بی‌هراس از مارهای سیاهی که بر دوش گماشتگان و «سپاهیان» تاریکی روییده تا نور را سر ببرند و جهان را در ظلمات جهل و فقر و ارتجاع فرو کنند.

ما مردمانیم. مردمی که گوی بلورین «جاودانگی» را در دل داریم. نسل‌ها می‌آیند و می‌روند و «ما مردم» همچنان هستیم. زیرا ما مردمانیم!

«روز نو»ی بهار را به همه مردم نیک اندیش و زیبا گفتار که حامی فرزندان نیک روش ایرانند شادباش می‌گویم. تندرست و نیک انجام باشید.
@zan_j
📷https://bit.ly/2Cvqrrp
💢رادوان کارادزیچ، ملقب به «قصاب بوسنی» به حبس ابد محکوم شد

رادوان کارادزیچ، رهبر صرب که به جرم ارتکاب جنایات جنگی و نسل‌کشی در یوگسلاوی سابق در زندان بود به حبس ابد محکوم شد.

بیشتر بخوانید: https://bit.ly/2We5sRu