Forwarded from كميته هماهنگی برای كمك به ايجاد تشكل های کارگری
برگزاری هیجدهمین شنبه تظاهرات #جلیقهزردها در سرتاسر #فرانسە
گفته میشود این اکت یکی از باشکوە ترین اکت های چهار ماه اخیر است که هزاران نفر در آن شرکت کردند.
بر اساس خبرها، امروز در #پاریس، پلیس با گاز اشک آور به جلیقه زردهای معترض حمله ور شد. در خیابان شانزلیزه ؛ پلیس تمام توان خود را به کار گرفت که با گاز اشک آور، ماشین آب پاش و پرتاب گروناد جمعیت را پراکنده کند.
https://t.me/khamahangy
گفته میشود این اکت یکی از باشکوە ترین اکت های چهار ماه اخیر است که هزاران نفر در آن شرکت کردند.
بر اساس خبرها، امروز در #پاریس، پلیس با گاز اشک آور به جلیقه زردهای معترض حمله ور شد. در خیابان شانزلیزه ؛ پلیس تمام توان خود را به کار گرفت که با گاز اشک آور، ماشین آب پاش و پرتاب گروناد جمعیت را پراکنده کند.
https://t.me/khamahangy
🔴 چاردیواریْ اختیاری نیست!
عادت جمعی مبنی بر انواع اعمال خشونت در خانواده و نهادی چون خانواده با کتمان، سکوت و نادیدهانگاری همراه بوده است. صدای فریادهای ممتد زنی مبنی بر اعلان علنی درخواست «کمک» در همسایگی ما «دعوای زن و شوهری» تعبیر میشود و پاییدنهای مستمر در فضای فردی، «علاقهی زیاد» جا زده شده است!
آنچه که تحت عنوان «خشونت خانوادگی» از آن یاد میکنند شامل: «استفاده عامدانه و آگاهانه از قدرت بدنی به صورت عملی یا تهدیدآمیز علیه خود، دیگری یا گروهی دیگر است که منجر به جراحت، مرگ، آسیب روحی، فقر یا محرومیت میشود».
«#خشونت_خانگی» نیز عمل و گفتار تهدیدآمیز و تحقیرآمیزی است که آسیب جسمی، جنسی، روانی، اقتصادی و اجتماعی را در پی خواهد شد. خشونتی که در رستهبندی آن، گرچه به درستی بیشترین آمار موجود مربوطه به اعمال سرکوب و خشونتورزی از جانب مردان علیه زنان است، اما سادهانگاری فاحشی است اگر که گزارهی اقلیتِ خشونتورزی زنان علیه مردان را نادیده بگیریم.
با اینکه آمار منسجمی از #خشونت_علیه_زنان از جانب نهادهای دولتی ارائه نشده است اما با توجه به اسناد و مطالعات جامع کشوری در ۲۸ استان، ۶۶/۳ درصد از زنان از ابتدای ازدواج تا زمان پژوهش موردنظر، خشونت خانگی را در اکثریت موارد، تجربه کرده بودند. آماری ۷۰ درصدی از «آزارهای جنسی» به ثبت رسیده است که تنها ۲۵ درصد آنها از سوی افراد دیگر جامعه و عوامل خارجی خشونتگر بودند و مابقی «تجاوز» و #خشونت_جنسی را در فضای خانواده تجربه کرده بودند.
نقطهی نهایی این سرکوبها، به حاشیهراندگی و سلب قدرت در ارتباط با «#خودسوزی زنان» است؛ وقتی که بنزین و آتش کبریتْ در مقام آخرین راه رهایی جلوهگر میشود. در فقدان هرگونه قوانینی که در اکثریت مفاد خود، به راحتی به نفع خشونتگران تفسیر میشود، صحبت از ارجاع به نهادهای قضاییْ واجد زهرخند بیپایانی خواهد بود. بسیاری از زنان تهیدست که از حق برخورداری از وکیل و سرمایهی مکفی محروماند، به محض ورود به دادگاهها از روند «پیگیری» خود صرفنظر میکنند. قانون موجود نه تنها خالی از حمایتگریهای ضروری از «فرد» مورد خشونت واقع شده است، بلکه «دادگاه خانواده» را بدل به یکی از جهنمیترین زیرمجموعههای قضایی خود نیز قرار داده است.
همپا با اعمال نابرابریهای اجتماعی «زنان فاقد سرمایه» در گسترهای عریض در همان «چاردیواری»های تعریف شده نیز فاقد امنیت جسمی، جنسی و ثبات اقتصادی هستند. کودکهمسرانی که هجده سالگی آنانْ روایتگر شصت سال عذاب هر روزه است، زنان کارگری که مادرانگیشان «هدف از خلقت» نامیده شده است و «کار خانگی»شان «وظیفه». همان جمعیت بیشماری که «قانون» و «حمایتگری» را حتی در خواب هم نمیبینند.
متن از گروه نویسندگان #سرخط
عادت جمعی مبنی بر انواع اعمال خشونت در خانواده و نهادی چون خانواده با کتمان، سکوت و نادیدهانگاری همراه بوده است. صدای فریادهای ممتد زنی مبنی بر اعلان علنی درخواست «کمک» در همسایگی ما «دعوای زن و شوهری» تعبیر میشود و پاییدنهای مستمر در فضای فردی، «علاقهی زیاد» جا زده شده است!
آنچه که تحت عنوان «خشونت خانوادگی» از آن یاد میکنند شامل: «استفاده عامدانه و آگاهانه از قدرت بدنی به صورت عملی یا تهدیدآمیز علیه خود، دیگری یا گروهی دیگر است که منجر به جراحت، مرگ، آسیب روحی، فقر یا محرومیت میشود».
«#خشونت_خانگی» نیز عمل و گفتار تهدیدآمیز و تحقیرآمیزی است که آسیب جسمی، جنسی، روانی، اقتصادی و اجتماعی را در پی خواهد شد. خشونتی که در رستهبندی آن، گرچه به درستی بیشترین آمار موجود مربوطه به اعمال سرکوب و خشونتورزی از جانب مردان علیه زنان است، اما سادهانگاری فاحشی است اگر که گزارهی اقلیتِ خشونتورزی زنان علیه مردان را نادیده بگیریم.
با اینکه آمار منسجمی از #خشونت_علیه_زنان از جانب نهادهای دولتی ارائه نشده است اما با توجه به اسناد و مطالعات جامع کشوری در ۲۸ استان، ۶۶/۳ درصد از زنان از ابتدای ازدواج تا زمان پژوهش موردنظر، خشونت خانگی را در اکثریت موارد، تجربه کرده بودند. آماری ۷۰ درصدی از «آزارهای جنسی» به ثبت رسیده است که تنها ۲۵ درصد آنها از سوی افراد دیگر جامعه و عوامل خارجی خشونتگر بودند و مابقی «تجاوز» و #خشونت_جنسی را در فضای خانواده تجربه کرده بودند.
نقطهی نهایی این سرکوبها، به حاشیهراندگی و سلب قدرت در ارتباط با «#خودسوزی زنان» است؛ وقتی که بنزین و آتش کبریتْ در مقام آخرین راه رهایی جلوهگر میشود. در فقدان هرگونه قوانینی که در اکثریت مفاد خود، به راحتی به نفع خشونتگران تفسیر میشود، صحبت از ارجاع به نهادهای قضاییْ واجد زهرخند بیپایانی خواهد بود. بسیاری از زنان تهیدست که از حق برخورداری از وکیل و سرمایهی مکفی محروماند، به محض ورود به دادگاهها از روند «پیگیری» خود صرفنظر میکنند. قانون موجود نه تنها خالی از حمایتگریهای ضروری از «فرد» مورد خشونت واقع شده است، بلکه «دادگاه خانواده» را بدل به یکی از جهنمیترین زیرمجموعههای قضایی خود نیز قرار داده است.
همپا با اعمال نابرابریهای اجتماعی «زنان فاقد سرمایه» در گسترهای عریض در همان «چاردیواری»های تعریف شده نیز فاقد امنیت جسمی، جنسی و ثبات اقتصادی هستند. کودکهمسرانی که هجده سالگی آنانْ روایتگر شصت سال عذاب هر روزه است، زنان کارگری که مادرانگیشان «هدف از خلقت» نامیده شده است و «کار خانگی»شان «وظیفه». همان جمعیت بیشماری که «قانون» و «حمایتگری» را حتی در خواب هم نمیبینند.
متن از گروه نویسندگان #سرخط
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرزمینی دارم
از همان کودکی
هلهلهها از آن چوبههای دار بود
کوچ شناسنامه اش بود و
ظلم پارویش
ودرختهایش زخم شمشال داشتند
جغرافیای زنان شوهر مرده
شهر زنان شوهر مرده
خیابان زنان شوهر مرده
حدود آنجا بود
پروانه ی کشته ی باران
آیینه ی شکسته ی چهره ها
نوازشگر پیچک !
شیرکو بیکس
@zan_j
از همان کودکی
هلهلهها از آن چوبههای دار بود
کوچ شناسنامه اش بود و
ظلم پارویش
ودرختهایش زخم شمشال داشتند
جغرافیای زنان شوهر مرده
شهر زنان شوهر مرده
خیابان زنان شوهر مرده
حدود آنجا بود
پروانه ی کشته ی باران
آیینه ی شکسته ی چهره ها
نوازشگر پیچک !
شیرکو بیکس
@zan_j
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سرود عشق و عدالت
"به ازای هر یک زن قهرمانی که نامش را شنیده اید
هزاران زن بی نام و نشان هست
که می زیند تا با عشق و عدالت،
روزگار بهتری را به ارمغان آورند. "
فیلم کلکتیو
#نان_کار_آزادی
@zan_j
"به ازای هر یک زن قهرمانی که نامش را شنیده اید
هزاران زن بی نام و نشان هست
که می زیند تا با عشق و عدالت،
روزگار بهتری را به ارمغان آورند. "
فیلم کلکتیو
#نان_کار_آزادی
@zan_j
🔴 ''مردم آجیل نمیخرند''
رئیس اتحادیه آجیل و خشکبار گفت بنا بر اعلام بنکداران و خرده فروشان سطح شهر تهران میتوان گفت فروش آجیل در آستانه عید نوروز ۷۰ تا ۸۰ درصد افت داشته است.
در هفتههای اخیر و در پی بالا رفتن قیمت خشکبار در ایران، یک کارزار تبلیغاتی ''نه به خرید آجیل'' در شبکههای اجتماعی آغاز شد و از شهروندان دعوت کرد از خرید خشکبار و آجیل برای سال نو خودداری کنند.
https://bit.ly/2CySZk3
@zan_j
رئیس اتحادیه آجیل و خشکبار گفت بنا بر اعلام بنکداران و خرده فروشان سطح شهر تهران میتوان گفت فروش آجیل در آستانه عید نوروز ۷۰ تا ۸۰ درصد افت داشته است.
در هفتههای اخیر و در پی بالا رفتن قیمت خشکبار در ایران، یک کارزار تبلیغاتی ''نه به خرید آجیل'' در شبکههای اجتماعی آغاز شد و از شهروندان دعوت کرد از خرید خشکبار و آجیل برای سال نو خودداری کنند.
https://bit.ly/2CySZk3
@zan_j
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻وضعیت سخت و دردناک عده ایی از پناهجویان در ترکیه
یک پناهجو از پایمال شدن حقوق انسانی خود می گوید..
@zan_j
یک پناهجو از پایمال شدن حقوق انسانی خود می گوید..
@zan_j
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی دختران در خیابانهای تهران ساز میزنند .
@zan_j
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این پسر جوان تخممرغ را بر سر سناتور راستگرای افراطی «فریزر انینگ» میکوبد. سناتور نیوزلندی قربانیان ترور نیوزلند را مقصر حادثه خوانده و پناهجو ستیز است.
تنها دو گام مانده
بهار ٬
زخم تن درخت جوان را
با مرهم شکوفهی سیب
آشنا کند.
و
خاک سرد ،
از نفس گرم جوانه ها ؛
جان تازه بگیرد.
کوتاه زمانی مانده
تا رهاییِ بغض ابر...
و میان اینهمه غوغا
جای خالی تو
باهیچ سین سرخی
پر نخواهد شد.
ایستاده ام
تا بیایی
با سپیدهی فردا
همراه یک بغل
شقایقِ وحشی....
"ایراندخت"
@zan_j
بهار ٬
زخم تن درخت جوان را
با مرهم شکوفهی سیب
آشنا کند.
و
خاک سرد ،
از نفس گرم جوانه ها ؛
جان تازه بگیرد.
کوتاه زمانی مانده
تا رهاییِ بغض ابر...
و میان اینهمه غوغا
جای خالی تو
باهیچ سین سرخی
پر نخواهد شد.
ایستاده ام
تا بیایی
با سپیدهی فردا
همراه یک بغل
شقایقِ وحشی....
"ایراندخت"
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنجره باز می شود
بوی بهار می رسد
مزرعه سبز می شود
غنچه گل می شکفد
باد بهار می وزد
مژده که یار می رسد...
@zan_j
بوی بهار می رسد
مزرعه سبز می شود
غنچه گل می شکفد
باد بهار می وزد
مژده که یار می رسد...
@zan_j
ابتکار زنان مراکشی برای مبارزه با آزار خیابانی
چهل درصد زنان ۱۶ تا ۶۴ ساله مراکش در سال ۲۰۰۹ اعلام کردند که در مدت زمان پژوهش ملی درباره «آزار خیابانی» در کشورشان، در فضای عمومی شکلی از خشونت را تجربه کردند. این آمار رسمی دولت مراکش است و فعالان حقوق زن میگویند حجم آزارها در واقعیت از این هم بهمراتب بیشتر است. در همین پژوهش، یک نفر در میان هر ۳ زن اعلام کرد که در کوچه و خیابان و فضاهای عمومی شهر شکلی از آزار روانی را تجربه کرده است.
مراکش هم مثل بسیاری دیگر از کشورها، از فرهنگ ریشهدار و دیرینهای رنج میبرد که مردها خود را همیشه و همواره محق دانسته و بدن زن را، اموال و دارایی خود محسوب میکنند. زنان مراکش هم تجربه مشابه ما زنان ایران دارند که در خیابان بارها و بارها متلک میشنوند، در اتوبوس انگولک میشوند و مردان به خود اجازه میدهند درباره ظاهر آنها هر اظهارنظر و تمسخر و تحسینی کنند. درست مثل ما و برخلاف باور کلیشه و دروغ رایج، هیچ تفاوتی هم نمیکند که نوع پوشش آنها چطور باشد. کاملا محجبه باشی یا دامن جین و تیشرت به تن داشته باشی، آماج این آزارها قرار میگیری.
آزار خیابانی زنان در مراکش چنان فراگیر و فرسایشی و عادی روزمره است که وزارت خارجهی کشورهایی مثل آمریکا و بریتانیا در راهنمای سفر به این کشور، به شهروندان خود هشدار میدهند که چنین وضعیتی در فضاهای عمومی مراکش رایج است و زنان با آگاهی به این موضوع تصمیم بگیرند که آیا میخواهند به مراکش سفر کنند یا نه.
فعالان حقوق زن در مراکش سالهاست که تلاش میکنند تا به این وضعیت آزاردهنده علیه زنان پایان دهند. بعد سالها تلاش و رایزنی، در فوریهی گذشته دولت مراکش بالاخره قانونی را برای مقابله با آزار خیابانی علیه زنان تصویب کرد. قانونی که بیشتر از اینکه شادمانی زنان را به دنبال داشته باشد، آنها را باز خشمگین کرده و برای اعتراض به خیابانها کشاند.
فمینیستها و فعالان برابریخواه مراکش میگویند قانونی که تصویب شد بیشتر از هرچیز «تزئینی» است و جنبهی پز برای دولت را دارد که بله، ما به فکر زنانایم و برای آنها کاری کردیم. در واقعیت اما این قانون امکان اجرای محدودی دارد و به دور از بسیاری از تعاریف جزئی و مشخص است. برای مثال قانون تازه هیچ تعریف جزئی و دقیقی ندارد که مصادیق «آزار خیابانی» و «آزار جنسی» چیست. امری که میتواند دست نیروهای پلیس و دستگاه قضائی مردسالار را باز بگذارد که ادعای زن را درجا رد کرده و بگویند فلان کار و بسان اتفاق، آزار خیابانی نبوده است. برای مثال اگر مردی در خیابان بارها و بارها دنبالت بیاید و بهرغم تمایل زن با او هی حرف بزند، این مصداق آزار خیابانی نیست. در این وضعیت اگر هم زنی به پلیس برود و این اذیت را گزارش کند، پلیس به او میخندد و پاسخاش چیزی است از جنس «برو پی کارت و وقت ما را نگیر!»
اتفاقی که خشم زنان مراکش را بیشتر از پیش برانگیخت، ماجرای سعد لمجرد، خوانندهی پاپ معروف این کشور بود. سعد لمجرد در سفری به فرانسه به شکل رسمی به آزار جنسی زنی فرانسوی متهم شد. پادشاه مراکش، در اقدامی که خشم زنان را برانگیخت، پول وثیقهی این خواننده را پرداخت کرد تا «پاپ استار محبوب کشور» هرچه سریعتر از بازداشت آزاد شده و به کشور برگردد! زنان مراکش میگویند این مصداق آشکار از وضع دردناکی بود که آنها با آن مواجهاند:«فرهنگ مصونیت از هرگونه مجازات فردی که زنان را آزار میدهد.» انگار تمام مردان جامعه صف میکشند تا آزارگر کوچکترین هزینهای ندهد.
فعالان زن در مراکش در همین چند ماه گذشته حرکتهای خلاق و جالبی را برای مبارزه با آزار خیابانی زنان و علیه «قانون تزئینی» تصویبشده راه انداختند. زینب فاسقي، یکی از زنان طراح و فمینیست کشور، بعد از اینکه به دختر جوانی در اتوبوس تجاوز شد، طرحی را در اینستاگرام خود منتشر کرد که مثل بمب صدا کرد: تصویر زنی با پستانهای عریان و لباسهای پاره، تصویری با این توضیح «اتوبوسها قرار است مردم را جابجا کنند، نه اینکه محل تجاوز به دختران باشد.» تصویری که بارها در شبکههای اجتماعی مراکش و رسانههای آنلاین بازنشر شد و بحث بسیاری را برانگیخت. گروههای فمینیستی دیگری این تصویر را منتشر کرده و بر دیوارهای شهرها چسباندند.
زینب حالا کارگروه آموزشی با حضور ۲۰ دختر جوان علاقهمند راه انداخته و به آنها تصویرگری یاد میدهد. کارگروهی با اسم «پروژهی قدرت جمعی زنان» که میخواهد با تصویرگری فمینیستی دربارهی آزار و تبعیض علیه زنان آگاهیرسانی کند و به مبارزه با فرهنگ مردسالار بپردازد.
از :فرناز سیفی
https://bit.ly/2XTwFuk
@zan_j
چهل درصد زنان ۱۶ تا ۶۴ ساله مراکش در سال ۲۰۰۹ اعلام کردند که در مدت زمان پژوهش ملی درباره «آزار خیابانی» در کشورشان، در فضای عمومی شکلی از خشونت را تجربه کردند. این آمار رسمی دولت مراکش است و فعالان حقوق زن میگویند حجم آزارها در واقعیت از این هم بهمراتب بیشتر است. در همین پژوهش، یک نفر در میان هر ۳ زن اعلام کرد که در کوچه و خیابان و فضاهای عمومی شهر شکلی از آزار روانی را تجربه کرده است.
مراکش هم مثل بسیاری دیگر از کشورها، از فرهنگ ریشهدار و دیرینهای رنج میبرد که مردها خود را همیشه و همواره محق دانسته و بدن زن را، اموال و دارایی خود محسوب میکنند. زنان مراکش هم تجربه مشابه ما زنان ایران دارند که در خیابان بارها و بارها متلک میشنوند، در اتوبوس انگولک میشوند و مردان به خود اجازه میدهند درباره ظاهر آنها هر اظهارنظر و تمسخر و تحسینی کنند. درست مثل ما و برخلاف باور کلیشه و دروغ رایج، هیچ تفاوتی هم نمیکند که نوع پوشش آنها چطور باشد. کاملا محجبه باشی یا دامن جین و تیشرت به تن داشته باشی، آماج این آزارها قرار میگیری.
آزار خیابانی زنان در مراکش چنان فراگیر و فرسایشی و عادی روزمره است که وزارت خارجهی کشورهایی مثل آمریکا و بریتانیا در راهنمای سفر به این کشور، به شهروندان خود هشدار میدهند که چنین وضعیتی در فضاهای عمومی مراکش رایج است و زنان با آگاهی به این موضوع تصمیم بگیرند که آیا میخواهند به مراکش سفر کنند یا نه.
فعالان حقوق زن در مراکش سالهاست که تلاش میکنند تا به این وضعیت آزاردهنده علیه زنان پایان دهند. بعد سالها تلاش و رایزنی، در فوریهی گذشته دولت مراکش بالاخره قانونی را برای مقابله با آزار خیابانی علیه زنان تصویب کرد. قانونی که بیشتر از اینکه شادمانی زنان را به دنبال داشته باشد، آنها را باز خشمگین کرده و برای اعتراض به خیابانها کشاند.
فمینیستها و فعالان برابریخواه مراکش میگویند قانونی که تصویب شد بیشتر از هرچیز «تزئینی» است و جنبهی پز برای دولت را دارد که بله، ما به فکر زنانایم و برای آنها کاری کردیم. در واقعیت اما این قانون امکان اجرای محدودی دارد و به دور از بسیاری از تعاریف جزئی و مشخص است. برای مثال قانون تازه هیچ تعریف جزئی و دقیقی ندارد که مصادیق «آزار خیابانی» و «آزار جنسی» چیست. امری که میتواند دست نیروهای پلیس و دستگاه قضائی مردسالار را باز بگذارد که ادعای زن را درجا رد کرده و بگویند فلان کار و بسان اتفاق، آزار خیابانی نبوده است. برای مثال اگر مردی در خیابان بارها و بارها دنبالت بیاید و بهرغم تمایل زن با او هی حرف بزند، این مصداق آزار خیابانی نیست. در این وضعیت اگر هم زنی به پلیس برود و این اذیت را گزارش کند، پلیس به او میخندد و پاسخاش چیزی است از جنس «برو پی کارت و وقت ما را نگیر!»
اتفاقی که خشم زنان مراکش را بیشتر از پیش برانگیخت، ماجرای سعد لمجرد، خوانندهی پاپ معروف این کشور بود. سعد لمجرد در سفری به فرانسه به شکل رسمی به آزار جنسی زنی فرانسوی متهم شد. پادشاه مراکش، در اقدامی که خشم زنان را برانگیخت، پول وثیقهی این خواننده را پرداخت کرد تا «پاپ استار محبوب کشور» هرچه سریعتر از بازداشت آزاد شده و به کشور برگردد! زنان مراکش میگویند این مصداق آشکار از وضع دردناکی بود که آنها با آن مواجهاند:«فرهنگ مصونیت از هرگونه مجازات فردی که زنان را آزار میدهد.» انگار تمام مردان جامعه صف میکشند تا آزارگر کوچکترین هزینهای ندهد.
فعالان زن در مراکش در همین چند ماه گذشته حرکتهای خلاق و جالبی را برای مبارزه با آزار خیابانی زنان و علیه «قانون تزئینی» تصویبشده راه انداختند. زینب فاسقي، یکی از زنان طراح و فمینیست کشور، بعد از اینکه به دختر جوانی در اتوبوس تجاوز شد، طرحی را در اینستاگرام خود منتشر کرد که مثل بمب صدا کرد: تصویر زنی با پستانهای عریان و لباسهای پاره، تصویری با این توضیح «اتوبوسها قرار است مردم را جابجا کنند، نه اینکه محل تجاوز به دختران باشد.» تصویری که بارها در شبکههای اجتماعی مراکش و رسانههای آنلاین بازنشر شد و بحث بسیاری را برانگیخت. گروههای فمینیستی دیگری این تصویر را منتشر کرده و بر دیوارهای شهرها چسباندند.
زینب حالا کارگروه آموزشی با حضور ۲۰ دختر جوان علاقهمند راه انداخته و به آنها تصویرگری یاد میدهد. کارگروهی با اسم «پروژهی قدرت جمعی زنان» که میخواهد با تصویرگری فمینیستی دربارهی آزار و تبعیض علیه زنان آگاهیرسانی کند و به مبارزه با فرهنگ مردسالار بپردازد.
از :فرناز سیفی
https://bit.ly/2XTwFuk
@zan_j
Telegraph
ابتکار زنان مراکشی برای مبارزه با آزار خیابانی
چهل درصد زنان ۱۶ تا ۶۴ ساله مراکش در سال ۲۰۰۹ اعلام کردند که در مدت زمان پژوهش ملی درباره «آزار خیابانی» در کشورشان، در فضای عمومی شکلی از خشونت را تجربه کردند. این آمار رسمی دولت مراکش است و فعالان حقوق زن میگویند حجم آزارها در واقعیت از این هم بهمراتب…