برای جلادی که حکم این کشتار داد
مجازات میخواهم!
برای آن که فرمان آتش داد
مجازات میخواهم!
برای آنان که از این جنایت دفاع کردند
مجازات میخواهم!
برای خیانتکاری که به قیمت خون دیگران مقام یافت
مجازات میخواهم!
من مجازات میخواهم!
نمیخواهم حتی درون خانه هاشان در امان باشند
میخواهم در همین مکان،همین میدان، محاکمه شوند
مجازات میخواهم!
من مجازات میخواهم!
"پابلو نرودا"
@zan_j
مجازات میخواهم!
برای آن که فرمان آتش داد
مجازات میخواهم!
برای آنان که از این جنایت دفاع کردند
مجازات میخواهم!
برای خیانتکاری که به قیمت خون دیگران مقام یافت
مجازات میخواهم!
من مجازات میخواهم!
نمیخواهم حتی درون خانه هاشان در امان باشند
میخواهم در همین مکان،همین میدان، محاکمه شوند
مجازات میخواهم!
من مجازات میخواهم!
"پابلو نرودا"
@zan_j
رادیو نان و گلهای سرخ
"اینجا درباره کار کردن حرف میزنیم، درباره اشکال مختلف کار کردن، شرایط آنها و تأثیر آن شرایط بر زندگی آدمها. این رادیو حاصل چندین هفته گفتگوی ما درباره یک موضوع است. گفتگوی صداهای متفاوت برای رسیدن به درکی مشترک. بنابراین اگر صداها و متنها به نظرتان متفاوت و چندگانهاند تعجب نکنید. در این برنامه درباره کار خانگی صحبت میکنیم و برنامه رو تقدیم میکنیم به آرزوهای از دست رفته زنان خانهدار."
#کارخانگی #نان_و_گلهای_سرخ #خانه_داری #پادکست #هشت_مارس #کارزنان
https://soundcloud.com/breadnroses-pod/nanogolhayesorkh
@zan_j
"اینجا درباره کار کردن حرف میزنیم، درباره اشکال مختلف کار کردن، شرایط آنها و تأثیر آن شرایط بر زندگی آدمها. این رادیو حاصل چندین هفته گفتگوی ما درباره یک موضوع است. گفتگوی صداهای متفاوت برای رسیدن به درکی مشترک. بنابراین اگر صداها و متنها به نظرتان متفاوت و چندگانهاند تعجب نکنید. در این برنامه درباره کار خانگی صحبت میکنیم و برنامه رو تقدیم میکنیم به آرزوهای از دست رفته زنان خانهدار."
#کارخانگی #نان_و_گلهای_سرخ #خانه_داری #پادکست #هشت_مارس #کارزنان
https://soundcloud.com/breadnroses-pod/nanogolhayesorkh
@zan_j
SoundCloud
رادیو نان و گلهای سرخ
اینجا درباره کار کردن حرف میزنیم، درباره اشکال مختلف کار کردن، شرایط آنها و تأثیر آن شرایط بر زندگی آدمها. این رادیو حاصل چندین هفته گفتگوی ما درباره یک موضوع است. گفتگوی صداهای متفاوت برای رسیدن
Forwarded from نشریه گام🚩
وجه تمایز سوسیالیسم در تلاش بیوقفهایست که با تکیه بر تحلیل مادی از ستم جنسیتی، مبارزه زنان برای آزادی و برابری را واجد خصلت و نگرش انقلابی کند.به همان اهمیت که جنبش طبقه کارگر برای رهایی از ستم طبقاتی نیز بدون حضور زنان زحمتکش ابتر و ناتمام و اساسا غیرقابل تصور است.
#روز_جهانی_زنان_کارگر
#ساناز_الهیاری
#سپیده_قلیان
نشریهگام🚩
@gam1395
#روز_جهانی_زنان_کارگر
#ساناز_الهیاری
#سپیده_قلیان
نشریهگام🚩
@gam1395
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
وقت به خیر 🌺🌺
زندگی ...
سازِ دل است ...
تو نوازندهٔ این سازی
و بس ...
تو اگر شاد زنے
شادشوی ...
گرچہ باشی
چو قناری به قفس !
@zan_j
زندگی ...
سازِ دل است ...
تو نوازندهٔ این سازی
و بس ...
تو اگر شاد زنے
شادشوی ...
گرچہ باشی
چو قناری به قفس !
@zan_j
نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس :
بر اساس ماده ۲۱ طرح جمعیت و تعالی خانواده، مرخصی زایمان مادران باردار ۹ ماه تعیین شد.
بر اساس ماده ۲۴ طرح زنان بارداری که بیمه درمانی ندارند، طی مدت بارداری و سه سال بعد از آن تحت پوشش بیمه درمانی قرار میگیرند.
کودکان زیر سه سال آنان توسط دولت تحت پوشش بیمه درمانی قرار میگیرند./ایسنا
بر اساس ماده ۲۱ طرح جمعیت و تعالی خانواده، مرخصی زایمان مادران باردار ۹ ماه تعیین شد.
بر اساس ماده ۲۴ طرح زنان بارداری که بیمه درمانی ندارند، طی مدت بارداری و سه سال بعد از آن تحت پوشش بیمه درمانی قرار میگیرند.
کودکان زیر سه سال آنان توسط دولت تحت پوشش بیمه درمانی قرار میگیرند./ایسنا
«سرخط اخبار یکشنبه ۱۹ اسفندماه ۹۷»
🔴 اختلاس ۶/۶ میلیارد یورویی پتروشیمی و بنادر کشور
🔴 اعتراض کارگران اخراج شدهی فازهای ۲۲ تا ۲۴ عسلویه مقابل دفتر منطقهی ویژهی اقتصادی پارس
🔴 تجمع رانندگان استیجاری شرکت ملی حفاری اهواز در اعتراض به عدم پرداخت ۶ ماه معوقات مزدی خود
🔴 گرانیهای سرسامآور و قیمت هر کیلو مرغ به رقم ۱۷۰۰۰ تومان در بازار مصرف
🔴 اعتصاب ۱۰۶ نفر از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر کارون در پی اعتراض به تنزل دستمزدها از ۳ میلیون به ۱ میلیون تومان
🔴 تجمع بازنشستگان فولاد در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و عیدی خود مقابل استانداری
🔴 ۱۱ ماه معوقات مزدی کارگران شهرداری اندیمشک
🔴 اعتراض کارکنان دفاتر سهام عدالت در پی عدم ثبات شغلی خود، مقابل وزارت اقتصاد و دارایی
🔴 تجمع اعتراضی مرغداران اراک، مقابل استانداری مرکزی
🔴 حکم ۶ ماه انفصال از خدمت محمدحسین سپهری، معلم معترض
🔴 تداوم اعتراضات کارگران شهرداری چگرد برای دومین روز متوالی در پی عدم واریز ماهها مطالبات مزدی خود
🔴 معوقات مزدی کارگران شهرداری اندیمشک و مسکن مهر پردیس
🔴 تجمع کارگران شرکت پویش پژوهش در پی عدم واریز حقوق، عیدی و پاداش خود
🔴 خشک شدن ۴۵ درصد از مساحت بندر انزلی
🔴 ابلاغ حکم ۱۲ سال حبس و شلاق محمدشریفیمقدم در زندان
🔴 احضار ابراهیم عباس منجزی، کارگر معترض شرکت نیشکر هفتتپه به بازپرسی شوش
🔴 آمار تورم ۲۰۰ درصدی و دروغین بودن گزارش ۲۰ درصدی تورم از سوی بانک مرکزی کشور.
#سرخط_خبر
🔴 اختلاس ۶/۶ میلیارد یورویی پتروشیمی و بنادر کشور
🔴 اعتراض کارگران اخراج شدهی فازهای ۲۲ تا ۲۴ عسلویه مقابل دفتر منطقهی ویژهی اقتصادی پارس
🔴 تجمع رانندگان استیجاری شرکت ملی حفاری اهواز در اعتراض به عدم پرداخت ۶ ماه معوقات مزدی خود
🔴 گرانیهای سرسامآور و قیمت هر کیلو مرغ به رقم ۱۷۰۰۰ تومان در بازار مصرف
🔴 اعتصاب ۱۰۶ نفر از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر کارون در پی اعتراض به تنزل دستمزدها از ۳ میلیون به ۱ میلیون تومان
🔴 تجمع بازنشستگان فولاد در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و عیدی خود مقابل استانداری
🔴 ۱۱ ماه معوقات مزدی کارگران شهرداری اندیمشک
🔴 اعتراض کارکنان دفاتر سهام عدالت در پی عدم ثبات شغلی خود، مقابل وزارت اقتصاد و دارایی
🔴 تجمع اعتراضی مرغداران اراک، مقابل استانداری مرکزی
🔴 حکم ۶ ماه انفصال از خدمت محمدحسین سپهری، معلم معترض
🔴 تداوم اعتراضات کارگران شهرداری چگرد برای دومین روز متوالی در پی عدم واریز ماهها مطالبات مزدی خود
🔴 معوقات مزدی کارگران شهرداری اندیمشک و مسکن مهر پردیس
🔴 تجمع کارگران شرکت پویش پژوهش در پی عدم واریز حقوق، عیدی و پاداش خود
🔴 خشک شدن ۴۵ درصد از مساحت بندر انزلی
🔴 ابلاغ حکم ۱۲ سال حبس و شلاق محمدشریفیمقدم در زندان
🔴 احضار ابراهیم عباس منجزی، کارگر معترض شرکت نیشکر هفتتپه به بازپرسی شوش
🔴 آمار تورم ۲۰۰ درصدی و دروغین بودن گزارش ۲۰ درصدی تورم از سوی بانک مرکزی کشور.
#سرخط_خبر
#مقاله_زنان
هستیشناسی بدن زن: نقطهی آغاز خشونت یا پایان آن؟
صوفیا افرا
• مهمترین هدف این نوشته کشف سازوکارهای پنهان این ستم و نورتاباندن بر حلقههای نامریی زنجیرهایی است که با رویکرد حقوقی لیبرالی، سعی در تقلیل حجاب اجباری به امری فرمالیستی دارند تا با غفلت ماهوی از تن زنانه و کارکردهای سیاسی و اقتصادیاش، علتها را در سایهی معلولها جا دهند. علاوه براین، نسبت جایگاه فعالان چپ با مطالبات کنونی زنان در باب حقوق برابر، آزادیهای اجتماعی، بیاعتنایی و غفلت نسبت به حجاب اجباری و در یک جمله، جایگاه فعلی چپ در پیشبرد جنبش زنان ...
شنبه ۱٨ اسفند ۱٣۹۷ - ۹ مارس ۲۰۱۹
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=92023
@zan_j
هستیشناسی بدن زن: نقطهی آغاز خشونت یا پایان آن؟
صوفیا افرا
• مهمترین هدف این نوشته کشف سازوکارهای پنهان این ستم و نورتاباندن بر حلقههای نامریی زنجیرهایی است که با رویکرد حقوقی لیبرالی، سعی در تقلیل حجاب اجباری به امری فرمالیستی دارند تا با غفلت ماهوی از تن زنانه و کارکردهای سیاسی و اقتصادیاش، علتها را در سایهی معلولها جا دهند. علاوه براین، نسبت جایگاه فعالان چپ با مطالبات کنونی زنان در باب حقوق برابر، آزادیهای اجتماعی، بیاعتنایی و غفلت نسبت به حجاب اجباری و در یک جمله، جایگاه فعلی چپ در پیشبرد جنبش زنان ...
شنبه ۱٨ اسفند ۱٣۹۷ - ۹ مارس ۲۰۱۹
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=92023
@zan_j
🔴 #تورم ۲۰۰ درصد است، نه #۲۰_درصد‼️
محمدقلی یوسفی : به جرأت میتوان گفت تورمی که اکنون در جامعه وجود دارد نزدیک به ۲۰۰ درصد است. حال #بانک_مرکزی میخواهد از انتشار آمار #سرباز_بزند و یا مسئولان و مرکز آمار آن را ۲۰ درصد اعلام کنند. باید با #واقعیتهای موجود کنار آمد، زیرا مردم #تورم را در سر سفرههای خود لمس میکنند.
به گفته وی، بحرانهای متعدد اقتصادی که طی سالهای مختلف ایجاد شده، در حال تبدیلشدن به بحرانهای اجتماعی و سیاسی هستند. این بحرانها هم تبعات چندان مطلوبی برای کشور ندارد و ممکن است جایی لبریز شود....
@zan_j
محمدقلی یوسفی : به جرأت میتوان گفت تورمی که اکنون در جامعه وجود دارد نزدیک به ۲۰۰ درصد است. حال #بانک_مرکزی میخواهد از انتشار آمار #سرباز_بزند و یا مسئولان و مرکز آمار آن را ۲۰ درصد اعلام کنند. باید با #واقعیتهای موجود کنار آمد، زیرا مردم #تورم را در سر سفرههای خود لمس میکنند.
به گفته وی، بحرانهای متعدد اقتصادی که طی سالهای مختلف ایجاد شده، در حال تبدیلشدن به بحرانهای اجتماعی و سیاسی هستند. این بحرانها هم تبعات چندان مطلوبی برای کشور ندارد و ممکن است جایی لبریز شود....
@zan_j
اعتصاب عمومی در #ایتالیا در روز جهانی زن!
در پی فراخوان اتحادیه های کارگری 'CUB' ،'USB' و 'SGB' کارکنان بخش های دولتی و خصوصی در سراسر ایتالیا، دست به یک اعتصاب عمومی ۲۴ ساعته زدند.
اتحادیه های کارگری دلیل این #اعتصاب_عمومی را که مصادف با #روز_جهانی_زن برگزار شده است، اعتراض به نقض حقوق زنان، تبعیض جنسی، نابرابری حقوق مردان و زنان، اعتراض به خشونت علیه زنان و پدیده زن کشی، علیه آزار زنان در محل کار، برای تقویت مراکز مشاوره خانواده، خدمات عمومی رایگان و قابل دسترس، حق مسکن و کار و برابری جنسی، به رسمیت شناخته شدن و حمایت مالی از مراکز ضدخشونت و حمایت اقتصادی از زنانی که از خشونت ها شکایت می کنند اعلام کردند.
https://t.me/khamahangy
در پی فراخوان اتحادیه های کارگری 'CUB' ،'USB' و 'SGB' کارکنان بخش های دولتی و خصوصی در سراسر ایتالیا، دست به یک اعتصاب عمومی ۲۴ ساعته زدند.
اتحادیه های کارگری دلیل این #اعتصاب_عمومی را که مصادف با #روز_جهانی_زن برگزار شده است، اعتراض به نقض حقوق زنان، تبعیض جنسی، نابرابری حقوق مردان و زنان، اعتراض به خشونت علیه زنان و پدیده زن کشی، علیه آزار زنان در محل کار، برای تقویت مراکز مشاوره خانواده، خدمات عمومی رایگان و قابل دسترس، حق مسکن و کار و برابری جنسی، به رسمیت شناخته شدن و حمایت مالی از مراکز ضدخشونت و حمایت اقتصادی از زنانی که از خشونت ها شکایت می کنند اعلام کردند.
https://t.me/khamahangy
#حرکت_اعتراضی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر
🛑دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی با امضای طوماری خطاب به ریاست دانشگاه نسبت به وضعیت نابسامان صنفی و عدم رسیدگی مسئولین دانشگاه در حال اعتراضند.
این حرکت اعتراضی که از صبح امروز در همه پردیس های این دانشگاه آغاز شده، به مدت دو روز ادامه خواهد داشت و شورای صنفی این دانشگاه که با توجیه بی قانونی ها و عدم رویکردی مثبت از جانب دانشگاه مواجه است حمایت از این پویش صنفی را وظیفه خود دانسته و اعلام داشته است که تا تسهیل مشکلات همچنان به حمایت و پیگیری های خود ادامه خواهد داد.
@senfi_uni_iran
🛑دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی با امضای طوماری خطاب به ریاست دانشگاه نسبت به وضعیت نابسامان صنفی و عدم رسیدگی مسئولین دانشگاه در حال اعتراضند.
این حرکت اعتراضی که از صبح امروز در همه پردیس های این دانشگاه آغاز شده، به مدت دو روز ادامه خواهد داشت و شورای صنفی این دانشگاه که با توجیه بی قانونی ها و عدم رویکردی مثبت از جانب دانشگاه مواجه است حمایت از این پویش صنفی را وظیفه خود دانسته و اعلام داشته است که تا تسهیل مشکلات همچنان به حمایت و پیگیری های خود ادامه خواهد داد.
@senfi_uni_iran
میان زنهای ادبیات قدیم، کمتر کسی مثل شیرین دیدهام که اینچنین گستاخ تصمیم بگیرد، پاسخ سخت و حکیمانه بدهد و به مراد برسد. سرسختی شیرین در شیوه زندگیاش (ترک کاخ ارمنستان و مهاجرت به آن قصر سنگی) و خلوصش در عشق، خسرو را دیگرگون میکند. شیرین شخصیتیست که زندگی و مرگش را خودش تعیین می کند. چه خوب که نظامی شیرین را به نظمی شیرین درآورد.
پاسخ گفتن شیرین خسرو را:
تو گر سروی و من پیش تو خاشاک
نه آخر هر دو هستیم از یکی خاک!؟
*
نیاید شه پرستی دیگر از من
پرستاری طلب چابکتر از من
فاطمه خان سالار
از :زن روز
@zan_j
پاسخ گفتن شیرین خسرو را:
تو گر سروی و من پیش تو خاشاک
نه آخر هر دو هستیم از یکی خاک!؟
*
نیاید شه پرستی دیگر از من
پرستاری طلب چابکتر از من
فاطمه خان سالار
از :زن روز
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گروه گرافیتی آفتابکاران این بار به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن قلمش را بر دیوارهای شهر تهران رقصاند.
در این ویدئو تصاویری از گرافیتی های این گروه را میبینید.
#هشت_مارس #گرافیتی #پس_گرفتن_فضا #حق_به_شهر #خیابان
@zan_j
در این ویدئو تصاویری از گرافیتی های این گروه را میبینید.
#هشت_مارس #گرافیتی #پس_گرفتن_فضا #حق_به_شهر #خیابان
@zan_j
فرج سرکوهی: آقای مهدی خلجی درست می گوید
فرج سرکوهی در فیسبوک نوشت: منتظر پاسخ آقای خلجی یا همسر او بودم. بعد از خواندن جوابیه آقای خلجی، که در آن همه را از دم الاغ و ابله و بی شعور پنداشته و توهین به شعور همه مخاطبان متن است، و با خواندن دفاعیه برخی به اصطلاح روزنامه نویسان رانتی خارج از کشور از او در این مورد، دیدم که این جمله آقای خلجی، که در اینترنت بازهمرسان شده است، درست است.
«متاسفانه جمهوری اسلامی موفق شده است که بسیاری از مخالفان خود را شبیه خودش بکند»
نمونه هم جناب خلجی با خانه چند میلیون دلاری از حساب همسر دزدی که هم اصلاح طلب بوده هم اصول گرا، هم دلال سپاه پاسداران بوده هم حامی فلان و بهمان منجی زنان،هم همدست اطلاعاتی ها بوده و هم سهامدار بنیادهای رنگارنگ برای نجاب مردم ایران و ... و با میلیون ها دلار دزدی فرار کرده است.
راستی کسانی که در کانادا خود را اپوزیسیون می خوانند و از فرار خاوری و.. به کانادا خبر دارند، چرا تا کنون علیه رویه دولت کانادا در بدل کردن این کشور به بهشت دزدان و پولشویان ایرانی تطاهراتی هرچند کوچک راه نیانداخته و برخی در ستایش از دولتمردان این کشور گوی سبقت از هم می ربانید؟
فرج سرکوهی در فیسبوک نوشت: منتظر پاسخ آقای خلجی یا همسر او بودم. بعد از خواندن جوابیه آقای خلجی، که در آن همه را از دم الاغ و ابله و بی شعور پنداشته و توهین به شعور همه مخاطبان متن است، و با خواندن دفاعیه برخی به اصطلاح روزنامه نویسان رانتی خارج از کشور از او در این مورد، دیدم که این جمله آقای خلجی، که در اینترنت بازهمرسان شده است، درست است.
«متاسفانه جمهوری اسلامی موفق شده است که بسیاری از مخالفان خود را شبیه خودش بکند»
نمونه هم جناب خلجی با خانه چند میلیون دلاری از حساب همسر دزدی که هم اصلاح طلب بوده هم اصول گرا، هم دلال سپاه پاسداران بوده هم حامی فلان و بهمان منجی زنان،هم همدست اطلاعاتی ها بوده و هم سهامدار بنیادهای رنگارنگ برای نجاب مردم ایران و ... و با میلیون ها دلار دزدی فرار کرده است.
راستی کسانی که در کانادا خود را اپوزیسیون می خوانند و از فرار خاوری و.. به کانادا خبر دارند، چرا تا کنون علیه رویه دولت کانادا در بدل کردن این کشور به بهشت دزدان و پولشویان ایرانی تطاهراتی هرچند کوچک راه نیانداخته و برخی در ستایش از دولتمردان این کشور گوی سبقت از هم می ربانید؟
ایران در کجای لیست برابری حقوق زن و مرد قرار دارد؟
بر اساس جدیدترین گزارش منتشر شده بانک جهانی، بلژیک، فرانسه، دانمارک، لتونی، لوکزامبورگ و سوئد تنها کشورهایی هستند که حداقل حقوق یکسان را به طور کامل رعایت میکنند.
۸۰ کشور از ۱۹۴ کشور جهان، در این امتیازبندی رتبه بالای ۸۰ درصد را کسب کردهاند. ایران با کسب امتیاز ۳۱.۲۵ درصد، جزو کشورهای انتهای لیست قرار گرفته است.
کریستالینا جورجیوا، مدیر موقت بانک بینالمللی بازسازی و توسعه، در مقدمه این گزارش تحقیقاتی پسزمینههای دادهها را توضیح داده است.
او تاکید میکند که صحبت بر سر تصمیمات اقتصادی است که زنان در جریان زندگی شغلی خود میگیرند و اینکه این تصمیمات چگونه تحت تاثیر قوانین واقع میشوند.
به گفته جورجیوا دادههای جمعآوری شده در تحقیقات از یک طرف نشان میدهند که در دهه گذشته پیشرفتهای بزرگی در موضوع برابری جنسیتی بین زن و مرد حاصل شده است. از طرف دیگر این دادهها وضعیت دیگری از زنان را ترسیم میکنند و نشان میدهند که بسیاری از قوانین دست و پاگیر هنوز هم مانع رفتن زنان به سر کار هستند یا تاسیس شرکتها توسط زنان را دشوار میکنند.
@zan_j
بر اساس جدیدترین گزارش منتشر شده بانک جهانی، بلژیک، فرانسه، دانمارک، لتونی، لوکزامبورگ و سوئد تنها کشورهایی هستند که حداقل حقوق یکسان را به طور کامل رعایت میکنند.
۸۰ کشور از ۱۹۴ کشور جهان، در این امتیازبندی رتبه بالای ۸۰ درصد را کسب کردهاند. ایران با کسب امتیاز ۳۱.۲۵ درصد، جزو کشورهای انتهای لیست قرار گرفته است.
کریستالینا جورجیوا، مدیر موقت بانک بینالمللی بازسازی و توسعه، در مقدمه این گزارش تحقیقاتی پسزمینههای دادهها را توضیح داده است.
او تاکید میکند که صحبت بر سر تصمیمات اقتصادی است که زنان در جریان زندگی شغلی خود میگیرند و اینکه این تصمیمات چگونه تحت تاثیر قوانین واقع میشوند.
به گفته جورجیوا دادههای جمعآوری شده در تحقیقات از یک طرف نشان میدهند که در دهه گذشته پیشرفتهای بزرگی در موضوع برابری جنسیتی بین زن و مرد حاصل شده است. از طرف دیگر این دادهها وضعیت دیگری از زنان را ترسیم میکنند و نشان میدهند که بسیاری از قوانین دست و پاگیر هنوز هم مانع رفتن زنان به سر کار هستند یا تاسیس شرکتها توسط زنان را دشوار میکنند.
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
📌براي يك لقمه نان دورهم جمع شده ايم
غزال مرادي
📌من چندین سال است که مشغول به کار هستم ولی نتوانستم مرتبط با لیسانسم کاری پیدا کنم. البته اوایل دریک شرکت در قسمت اداری کار میکردم اما بعد از ورشکست شدن آنجا نتوانستم شغل اداری پیدا کنم، شغلهای مختلفی داشتهام از منشی مطب تا کار در شیرینی فروشی و حالا هم در این شرکت کار میکنم. صاحبان صنایع اینجا کمتر دوست دارند زنان متأهل و کرد را در مشاغل اداری استخدام کنند. بیشتر اهالی غرب کشور در قسمتهایی کار میکنند که کار سختتر و بِه نیروی بازوی بیشتری نیاز دارد. مثلاً یکی از همشهریها با داشتن لیسانس متالوژی در یک شرکت ریخته گیری کار میکرد آنهم بهزور هزاران توصیه و در جریان تعدیلها هم از کار کنار گذاشته شد به یکی دونفری که برای کار توصیه خواستیم گفتند که شرکتها تمایل کمتری به استخدام کردها دارند. وضعیت کردهای سنی حتی بدتر از ما کردهای شیعه است.
#زنان_اقوام
http://yon.ir/Cc5Ln
غزال مرادي
📌من چندین سال است که مشغول به کار هستم ولی نتوانستم مرتبط با لیسانسم کاری پیدا کنم. البته اوایل دریک شرکت در قسمت اداری کار میکردم اما بعد از ورشکست شدن آنجا نتوانستم شغل اداری پیدا کنم، شغلهای مختلفی داشتهام از منشی مطب تا کار در شیرینی فروشی و حالا هم در این شرکت کار میکنم. صاحبان صنایع اینجا کمتر دوست دارند زنان متأهل و کرد را در مشاغل اداری استخدام کنند. بیشتر اهالی غرب کشور در قسمتهایی کار میکنند که کار سختتر و بِه نیروی بازوی بیشتری نیاز دارد. مثلاً یکی از همشهریها با داشتن لیسانس متالوژی در یک شرکت ریخته گیری کار میکرد آنهم بهزور هزاران توصیه و در جریان تعدیلها هم از کار کنار گذاشته شد به یکی دونفری که برای کار توصیه خواستیم گفتند که شرکتها تمایل کمتری به استخدام کردها دارند. وضعیت کردهای سنی حتی بدتر از ما کردهای شیعه است.
#زنان_اقوام
http://yon.ir/Cc5Ln
Telegraph
برای یک لقمه نان دور هم جمع شده ایم/گفتگو با یک زن کرد شاغل در صنعت
در میان زنانی که در بازار کار ایران اشتغال دارند، شمار زیادی از آنها را زنان کارگر تشکیل میدهند که با توجه به تراکم اشتغال زنان در بخش خدمات، به نظر میرسد ضرورت شناسایی وضعیت آنها و آسیبهای این حوزه بسیار ضروری است زنان کارگر، در جامعه ایران از تبعیضهای…
#داستان_کوتاه
زن و شوهر کارگر
آرتورو ماسولاری شبکار بود، صبحها ساعت شش شيفت کاريش تمام میشد. راه خانهاش نسبتاً دور بود. در فصلهايی که هوا خوب بود آن را با دوچرخه طی میکرد و ماههای بارانی و سرد با تراموا. هر طور شده بين ساعت شش تا يک ربع به هفت به خانهاش میرسيد. بعضی وقتها اندکی زودتر و گاهی هم ديرتر از زمانی که ساعت زنگدار، اِليده را از خواب بيدار میکرد.
اين دو صدا با صدای زنگ ساعت و صدای قدمهای مرد، اغلب در احساس اِليده، همچون چيزی يگانه در ژرفای خوابش، با هم درمیآميخت. خواب شيرين صبحگاهی که سرت بر بالش جاخوش میکند، و میکوشی از آخرين ثانيههای آن هم لذت ببری. اِليده کورمال کورمال از روی تختخواب به طرف بلوز خانهاش دست دراز میکرد. درست در فاصلهای که آرتورو قمقمهی خالی را از کيفش در میآورد و روی ظرفشويی میگذاشت، بستهی نان و فلاسک را هم روی ميز. اِليده با موهای آشفته و ريخته روی چشمهايش، در آشپزخانه ظاهر میشد، قهوه را روی اجاقی که مدتی پيش از آن روشن کرده بود میگذاشت. همين که چشم آرتورو به او میافتاد، بیاختيار موهايش را از روی پيشانی کنار میزد و چشمهايش را به سختی از هم میگشود. گويی هر بار خجلتزدهتر از پيش، به شوهرش که پيش از بيدار شدن او به خانه آمده بود، نگاه میکرد، آن هم با سر و وضع نامرتب و چهرهای خوابآلود.
اگر دو نفر کنار هم خفته باشند مسلماً قضيه طور ديگری است؛ دوتايی با هم از خواب بلند میشوند و هيچ يک از ديگری توقعی ندارد.
گاهی هم میشد که آرتورو فنجان قهوه به دست کنار تختخوابش میآمد. درست دقايقی پيش از آنکه ساعت زنگ بزند، اِليده را بيدار میکرد. آن وقت طبيعی بود که تقلای بيدار شدن اِليده با شيرينی دردناکی میآميخت. ... بادگير آرتورو هنوز تنش بود و اِليده از لمس آن به هوای بيرون از خانه پی میبرد. با وجود اين از آرتورو میپرسيد: «هوا چطوره؟» آرتورو هم با غرولند و اندکی کنايه گزارش میداد: از مخالفتهايی که سر کار با او شده بود، از دوچرخه راندنش و از هوايی که هنگام بيرون آمدن از در کارخانه در انتظارش بود – هوايی يکسره متفاوت از عصر روز پيش، موقع شروع شيفتش – از جزئياتی دربارهی کار، سر و صدای کارگران موقع اتمام شيفت و چيزهايی ديگر... در چنين مواقعی از روز به ندرت خانه آن طوری که بايد گرم میشد. اِليده هم لرزان توی حمام کوچک میرفت و دوش میگرفت. ...
ناگهان فرياد میزد: «خدای من، چقدر دير شد...!» بلافاصله میدويد، گره جورابش را سفت میکرد، زيرپيراهنش را میپوشيد، شتابزده بُرسی به موهايش میکشيد. چهرهاش را در آينهی بالای کمد در حاليکه گيرههای مو در دهانش بود، میديد. آرتورو هم سيگار به دست پشت سرش میآمد به او نگاه میکرد. هر بار کلافهتر و دمقتر از پيش، از اينکه همينطوری زمان میگذشت و هيچ کاری از دستش بر نمیآمد. حالا اِليده آماده شده بود، روپوشش را در راهرو روی دوشش میانداخت بوسهای ردوبدل میکردند، و در را باز میکرد. آرتورو صدای پايش را میشنيد که پلهها را پايين میرفت. تنها میماند؛ صدای قدمهای اِليده قطع میشد، او را درافکارش دنبال میکرد. تصور میکرد، چگونه و با چه شتابی با قدمهای کوچکش حياط را طی میکرد، در طول پيادهرو تا ايستگاه تراموا میدويد. صدای خط آهن را به خوبی میشنيد که با سر و صدا توقف میکرد و نردههای آهنی موقع سوار شدن هر مسافر صدايی میکرد.
فکر میکرد: «حالا ديگه از ميلههای آهنی گذشته.» و زنش را ميان انبوه کارگران زن و مرد در هم فشرده میديد، روی صندلی تراموای خط پانزده که هر روز کارگران شيفت را به مقصد میرساند، نشسته است.
کليد لامپ را میچرخاند، لتههای پنجره را میبست، خانه تماماً تاريک میشد و به بستر میرفت.
تختخواب اِليده هنوز به همان وضعی بود که آن را ترک کرده بود. ولی جای آرتورو، دست نخورده باقی مانده بود، انگار آن را تازه مرتب کردهاند. مثل هميشه روی آن دراز میکشيد و تا خرخره زير لحاف میرفت. ولی بلافاصله يک پايش را به طرف جايی که از حرارت تن اليده هنوز گرم بود و فرورفتگی ظريفی از پيکرش درست شده بود، دراز میکرد. صورتش را به بالش او میفشرد، بالشی که بوی خوش او را در خود داشت و خوابش میبرد.
شبها که اليده به خانه میآمد آرتورو از مدتی پيش دستی به سر و روی اتاقها میکشيد، اجاق را دوباره روبهراه میکرد، چيزی هم برای شام روی آن میگذاشت. در فاصلهی جند ساعتی که تا آماده شدن شام وقت داشت، کارهای جزئی ديگری را انجام میداد: تختخواب را مرتب میکرد، جارويی سرسری میزد و لباسها را برای خيس شدن در آب میگذاشت.
ادامه...👇
زن و شوهر کارگر
آرتورو ماسولاری شبکار بود، صبحها ساعت شش شيفت کاريش تمام میشد. راه خانهاش نسبتاً دور بود. در فصلهايی که هوا خوب بود آن را با دوچرخه طی میکرد و ماههای بارانی و سرد با تراموا. هر طور شده بين ساعت شش تا يک ربع به هفت به خانهاش میرسيد. بعضی وقتها اندکی زودتر و گاهی هم ديرتر از زمانی که ساعت زنگدار، اِليده را از خواب بيدار میکرد.
اين دو صدا با صدای زنگ ساعت و صدای قدمهای مرد، اغلب در احساس اِليده، همچون چيزی يگانه در ژرفای خوابش، با هم درمیآميخت. خواب شيرين صبحگاهی که سرت بر بالش جاخوش میکند، و میکوشی از آخرين ثانيههای آن هم لذت ببری. اِليده کورمال کورمال از روی تختخواب به طرف بلوز خانهاش دست دراز میکرد. درست در فاصلهای که آرتورو قمقمهی خالی را از کيفش در میآورد و روی ظرفشويی میگذاشت، بستهی نان و فلاسک را هم روی ميز. اِليده با موهای آشفته و ريخته روی چشمهايش، در آشپزخانه ظاهر میشد، قهوه را روی اجاقی که مدتی پيش از آن روشن کرده بود میگذاشت. همين که چشم آرتورو به او میافتاد، بیاختيار موهايش را از روی پيشانی کنار میزد و چشمهايش را به سختی از هم میگشود. گويی هر بار خجلتزدهتر از پيش، به شوهرش که پيش از بيدار شدن او به خانه آمده بود، نگاه میکرد، آن هم با سر و وضع نامرتب و چهرهای خوابآلود.
اگر دو نفر کنار هم خفته باشند مسلماً قضيه طور ديگری است؛ دوتايی با هم از خواب بلند میشوند و هيچ يک از ديگری توقعی ندارد.
گاهی هم میشد که آرتورو فنجان قهوه به دست کنار تختخوابش میآمد. درست دقايقی پيش از آنکه ساعت زنگ بزند، اِليده را بيدار میکرد. آن وقت طبيعی بود که تقلای بيدار شدن اِليده با شيرينی دردناکی میآميخت. ... بادگير آرتورو هنوز تنش بود و اِليده از لمس آن به هوای بيرون از خانه پی میبرد. با وجود اين از آرتورو میپرسيد: «هوا چطوره؟» آرتورو هم با غرولند و اندکی کنايه گزارش میداد: از مخالفتهايی که سر کار با او شده بود، از دوچرخه راندنش و از هوايی که هنگام بيرون آمدن از در کارخانه در انتظارش بود – هوايی يکسره متفاوت از عصر روز پيش، موقع شروع شيفتش – از جزئياتی دربارهی کار، سر و صدای کارگران موقع اتمام شيفت و چيزهايی ديگر... در چنين مواقعی از روز به ندرت خانه آن طوری که بايد گرم میشد. اِليده هم لرزان توی حمام کوچک میرفت و دوش میگرفت. ...
ناگهان فرياد میزد: «خدای من، چقدر دير شد...!» بلافاصله میدويد، گره جورابش را سفت میکرد، زيرپيراهنش را میپوشيد، شتابزده بُرسی به موهايش میکشيد. چهرهاش را در آينهی بالای کمد در حاليکه گيرههای مو در دهانش بود، میديد. آرتورو هم سيگار به دست پشت سرش میآمد به او نگاه میکرد. هر بار کلافهتر و دمقتر از پيش، از اينکه همينطوری زمان میگذشت و هيچ کاری از دستش بر نمیآمد. حالا اِليده آماده شده بود، روپوشش را در راهرو روی دوشش میانداخت بوسهای ردوبدل میکردند، و در را باز میکرد. آرتورو صدای پايش را میشنيد که پلهها را پايين میرفت. تنها میماند؛ صدای قدمهای اِليده قطع میشد، او را درافکارش دنبال میکرد. تصور میکرد، چگونه و با چه شتابی با قدمهای کوچکش حياط را طی میکرد، در طول پيادهرو تا ايستگاه تراموا میدويد. صدای خط آهن را به خوبی میشنيد که با سر و صدا توقف میکرد و نردههای آهنی موقع سوار شدن هر مسافر صدايی میکرد.
فکر میکرد: «حالا ديگه از ميلههای آهنی گذشته.» و زنش را ميان انبوه کارگران زن و مرد در هم فشرده میديد، روی صندلی تراموای خط پانزده که هر روز کارگران شيفت را به مقصد میرساند، نشسته است.
کليد لامپ را میچرخاند، لتههای پنجره را میبست، خانه تماماً تاريک میشد و به بستر میرفت.
تختخواب اِليده هنوز به همان وضعی بود که آن را ترک کرده بود. ولی جای آرتورو، دست نخورده باقی مانده بود، انگار آن را تازه مرتب کردهاند. مثل هميشه روی آن دراز میکشيد و تا خرخره زير لحاف میرفت. ولی بلافاصله يک پايش را به طرف جايی که از حرارت تن اليده هنوز گرم بود و فرورفتگی ظريفی از پيکرش درست شده بود، دراز میکرد. صورتش را به بالش او میفشرد، بالشی که بوی خوش او را در خود داشت و خوابش میبرد.
شبها که اليده به خانه میآمد آرتورو از مدتی پيش دستی به سر و روی اتاقها میکشيد، اجاق را دوباره روبهراه میکرد، چيزی هم برای شام روی آن میگذاشت. در فاصلهی جند ساعتی که تا آماده شدن شام وقت داشت، کارهای جزئی ديگری را انجام میداد: تختخواب را مرتب میکرد، جارويی سرسری میزد و لباسها را برای خيس شدن در آب میگذاشت.
ادامه...👇