Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
🔴گزارش مختصر سرخط از تداوم سرکوب فعالین کارگری
📌علی نجاتی عضو سندیکا و اسماعیل بخشی عضو شورای کارگری شرکت #نیشکر_هفت_تپه همچنان در بازداشت به سر میبرند و از وضعیت سلامتی بخشی هیچ اطلاعی در دست نیست. #علی_نجاتی که به دلیل شدت گرفتن بیماریْ به مرخصی استعلاجی آمده بود مجددا به زندان بازگردانده شد.
#سپیده_قلیان دانشجوی حامی اعتراضات کارگری هفتتپه، همچنان در بازداشت است و شایع است که قلیان و بخشی مجددا برای #اعترافات_اجباری و امضای توبه نامه تحت فشار قرار گرفتهاند.
وضعیت #بهنام_ابراهیم_زاده فعال کارگری، پس از ماه ها بازداشت همچنان نامشخص است.
#جعفر_عظیم_زاده و #پروین_محمدی _رئیس و نایب رئیس اتحادیه آزاد کارگران_ بدون آنکه اتهامشان مشخص باشد در بازداشت هستند.
#امیرحسین_محمدی_فرد، #ساناز_الهیاری و #امیر_امیرقلی از اعضای نشریهی گام _که اخبار اعتراضات هفتتپه را پوشش میداد_ همچنان در بازداشتند و اطلاعی از وضعیت سلامت آنها در دست نیست.
از سلامتی #مازیار_سيد_نژاد فعال کارگری، که از نهم آذر تا کنون در بازداشت به سر میبرد، اطلاعی در دست نیست.
📌کارگران معترض فولاد، به تازگي از بازداشتهای طولانی مدت خود بیرون آمدهاند و احتمالا باید منتظر احکام جمعی سنگین در بيدادگاههای جمهوری اسلامی باشند.
کارگران نیشکر هفت تپه با انواع تهدید و ارعاب و حتی در برخی موارد بازداشت مجدد (#محمد_خنيفر) نسبت به وضعیت خود به سکوت واداشته شدهاند.
#محمد_حبیبی فعال صنفی معلمی، صدها روز است که به جای تدریس در پشت میلههای زندان است و ده سال و نیم حبس را پیش روی دارد. (حبسی که قاضی احمدزاده بهآن حکم داد؛ همان فردی که بهعلت شدت فساد اقتصادی از دادگاه انقلاب اخراج شد.)
📌نصیب معلمان معترض در اصفهان باتوم و گاز اشکآور شده است و فعالین معلمی زیادی چندماه گذشته را در بازداشت بوده اند. هفتهی گذشته نیز ماموران به خانه #جعفر_ابراهیمی یکی دیگر از فعالین صنفی معلمان حمله برده و تمام وسایل شخصی وی را ضبط کردند.
📌به موارد فوقْ اضافه کنید که امسال همچون دو سال گذشته رکورد تعداد اعتراضات کارگری در تاریخ معاصر ایران شکسته شده است؛ اعتراضاتی که عمدتا حول بدیهیترین حقْ یعنی دریافت دستمزدهای معوقه شکل گرفتهاند و به دلیل بحران ساختاری سیستم جز سرکوب، جواب دیگری دریافت نکردهاند.
آنچه ذکر شد تنها مرور کوتاهی بر صدر اخبار کارگری در ۲۳بهمن ماه ۱۳۹۷ بود؛ تصویری رسا از چهل سالگی حکومتی که بر دوش کارگران سوار شد، از دستان پینه بسته و کمرهای خمیده پابرهنگان بالا رفت و در نهایت دستها و کمرهاشان را لگدمال و صدایشان را خفه کرد.
از سر خط نیوز
#چهل_سال_سرکوب_کارگران_معلمان
#زندانی_سیاسی_ازاد_باید_گردد
#زنده_باد_جنبش_نان_کار_آزادی
@zan_j
📌علی نجاتی عضو سندیکا و اسماعیل بخشی عضو شورای کارگری شرکت #نیشکر_هفت_تپه همچنان در بازداشت به سر میبرند و از وضعیت سلامتی بخشی هیچ اطلاعی در دست نیست. #علی_نجاتی که به دلیل شدت گرفتن بیماریْ به مرخصی استعلاجی آمده بود مجددا به زندان بازگردانده شد.
#سپیده_قلیان دانشجوی حامی اعتراضات کارگری هفتتپه، همچنان در بازداشت است و شایع است که قلیان و بخشی مجددا برای #اعترافات_اجباری و امضای توبه نامه تحت فشار قرار گرفتهاند.
وضعیت #بهنام_ابراهیم_زاده فعال کارگری، پس از ماه ها بازداشت همچنان نامشخص است.
#جعفر_عظیم_زاده و #پروین_محمدی _رئیس و نایب رئیس اتحادیه آزاد کارگران_ بدون آنکه اتهامشان مشخص باشد در بازداشت هستند.
#امیرحسین_محمدی_فرد، #ساناز_الهیاری و #امیر_امیرقلی از اعضای نشریهی گام _که اخبار اعتراضات هفتتپه را پوشش میداد_ همچنان در بازداشتند و اطلاعی از وضعیت سلامت آنها در دست نیست.
از سلامتی #مازیار_سيد_نژاد فعال کارگری، که از نهم آذر تا کنون در بازداشت به سر میبرد، اطلاعی در دست نیست.
📌کارگران معترض فولاد، به تازگي از بازداشتهای طولانی مدت خود بیرون آمدهاند و احتمالا باید منتظر احکام جمعی سنگین در بيدادگاههای جمهوری اسلامی باشند.
کارگران نیشکر هفت تپه با انواع تهدید و ارعاب و حتی در برخی موارد بازداشت مجدد (#محمد_خنيفر) نسبت به وضعیت خود به سکوت واداشته شدهاند.
#محمد_حبیبی فعال صنفی معلمی، صدها روز است که به جای تدریس در پشت میلههای زندان است و ده سال و نیم حبس را پیش روی دارد. (حبسی که قاضی احمدزاده بهآن حکم داد؛ همان فردی که بهعلت شدت فساد اقتصادی از دادگاه انقلاب اخراج شد.)
📌نصیب معلمان معترض در اصفهان باتوم و گاز اشکآور شده است و فعالین معلمی زیادی چندماه گذشته را در بازداشت بوده اند. هفتهی گذشته نیز ماموران به خانه #جعفر_ابراهیمی یکی دیگر از فعالین صنفی معلمان حمله برده و تمام وسایل شخصی وی را ضبط کردند.
📌به موارد فوقْ اضافه کنید که امسال همچون دو سال گذشته رکورد تعداد اعتراضات کارگری در تاریخ معاصر ایران شکسته شده است؛ اعتراضاتی که عمدتا حول بدیهیترین حقْ یعنی دریافت دستمزدهای معوقه شکل گرفتهاند و به دلیل بحران ساختاری سیستم جز سرکوب، جواب دیگری دریافت نکردهاند.
آنچه ذکر شد تنها مرور کوتاهی بر صدر اخبار کارگری در ۲۳بهمن ماه ۱۳۹۷ بود؛ تصویری رسا از چهل سالگی حکومتی که بر دوش کارگران سوار شد، از دستان پینه بسته و کمرهای خمیده پابرهنگان بالا رفت و در نهایت دستها و کمرهاشان را لگدمال و صدایشان را خفه کرد.
از سر خط نیوز
#چهل_سال_سرکوب_کارگران_معلمان
#زندانی_سیاسی_ازاد_باید_گردد
#زنده_باد_جنبش_نان_کار_آزادی
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهران: مراسم خاکسپاری فروغ تاجبخش، کنشگر حقوق بشر و مادر زندانی سیاسی جانباخته انوشیروان لطفی ۹۷.۱۱.۲۳
" قتل و خشونت علیه زنان تحت هر نام و بهانه ای محکوم است "
😞متاسفانه طی روزهای گذشته دو مورد قتل و خودکشی زنان در شهر سنندج روی داده است. در مورد اول روز پنجشنبه ۲۱ بهمن در پارک کودک سنندج زنی بنام "لیلا حسین پناهی" بوسیله ضربات چاقو و در مقابل دیدگان مردم نظاره گر به قتل رسیده است. فرد قاتل که همسر و در عین حال پسر عموی "انور حسین پناهی" نیز می باشد در جواب اعتراضهای مردم حاضر در صحنه که قصد میانجیگری داشته اند دلیل این کار را اختلاف خانوادگی عنوان نموده و ضمن تهدید مردم اعلام نموده که : زن خودم است و هر بلایی دلم بخواهد سر او میاورم!!!
در مورد دوم نیز روز جمعه ۲۲ بهمن زن جوان دیگری بنام "سوما صلواتی" در منزل همسرش در خیابان نبوت دست به خودکشی زده و بوسیله طناب به زندگی خود پایان داده است . مطلعین دلیل خودکشی ایشان را نیز اختلافات خانوادگی عنوان نموده اند.
وقوع این دو فاجعه هولناک در فاصله بسیار کوتاه موجی از خشم و انزجار مردم سنندج را که همیشه خود از پیشقراولان مبارزه برای رفع ستم و خشونت علیه زنان بوده اند در پی داشته است و بار دیگر این سوال را پیش روی همه انسانهای آزادیخواه و برابری طلب درون حامعه قرار داده است که این سیکل باطل و تکراری خشونت و کشتار زنان تا به کی ادامه دارد و منبع و سرچشمه این حجم از قساوت و درنده خویی چه چیزی می تواند باشد که به مردی اجازه می دهد که خود را مالک جان و زندگی زنی بداند.
با کمی تامل جواب را می توان در فریادهای قاتل پس از به قتل رساندن همسرش یافت که رو به مردم، زن را متعلق به خود و جزو مایملک شخصی خویش بحساب آورده که اختیار دار جان او نیز می باشد. در سیستمی که مناسبات حاکم در آن بر پایه استثمار انسان از انسان استوار است و مالکیت خصوصی بر ابزار تولید جزو مقدسات آن محسوب میگردد پس جای تعجب نیست که در فرهنگ مردسالار و ناموس پرست حاکم برجامعه که با وضع انواع و اقسام قوانین قرون وسطایی سعی در محافظت از وضعیت موجود دارد مردی خود را صاحب و اختیار دار زن تلقی نموده و با تمسک به سنت های عقب مانده و ارتجاعی ، انواع رفتارهای خشونت آمیز در جهت محافظت از این ملک شخصی را حق طبیعی خود بداند.
ما جمعی از فعالان حقوق زنان سنندج اعلام می داریم که : زن ناموس هیچکس نیست اعمال خشونت بر زنان در اشکال گوناگون به بهانه های واهی محکوم است و از همه مردم آزادیخواه و برابری طلب سنندج خواستاریم تا به هر شکل ممکن ضمن محکوم کردن چنین اعمال ننگین و غیرانسانی راه را بر تکرار آنها ببندند.
« جمعی از فعالان حقوق زنان_سنندج »
نان کار آزادی
نه به آپارتاید جنسی
نه به خشونت بر زن
نه به مرد سالاری
@zan_j
😞متاسفانه طی روزهای گذشته دو مورد قتل و خودکشی زنان در شهر سنندج روی داده است. در مورد اول روز پنجشنبه ۲۱ بهمن در پارک کودک سنندج زنی بنام "لیلا حسین پناهی" بوسیله ضربات چاقو و در مقابل دیدگان مردم نظاره گر به قتل رسیده است. فرد قاتل که همسر و در عین حال پسر عموی "انور حسین پناهی" نیز می باشد در جواب اعتراضهای مردم حاضر در صحنه که قصد میانجیگری داشته اند دلیل این کار را اختلاف خانوادگی عنوان نموده و ضمن تهدید مردم اعلام نموده که : زن خودم است و هر بلایی دلم بخواهد سر او میاورم!!!
در مورد دوم نیز روز جمعه ۲۲ بهمن زن جوان دیگری بنام "سوما صلواتی" در منزل همسرش در خیابان نبوت دست به خودکشی زده و بوسیله طناب به زندگی خود پایان داده است . مطلعین دلیل خودکشی ایشان را نیز اختلافات خانوادگی عنوان نموده اند.
وقوع این دو فاجعه هولناک در فاصله بسیار کوتاه موجی از خشم و انزجار مردم سنندج را که همیشه خود از پیشقراولان مبارزه برای رفع ستم و خشونت علیه زنان بوده اند در پی داشته است و بار دیگر این سوال را پیش روی همه انسانهای آزادیخواه و برابری طلب درون حامعه قرار داده است که این سیکل باطل و تکراری خشونت و کشتار زنان تا به کی ادامه دارد و منبع و سرچشمه این حجم از قساوت و درنده خویی چه چیزی می تواند باشد که به مردی اجازه می دهد که خود را مالک جان و زندگی زنی بداند.
با کمی تامل جواب را می توان در فریادهای قاتل پس از به قتل رساندن همسرش یافت که رو به مردم، زن را متعلق به خود و جزو مایملک شخصی خویش بحساب آورده که اختیار دار جان او نیز می باشد. در سیستمی که مناسبات حاکم در آن بر پایه استثمار انسان از انسان استوار است و مالکیت خصوصی بر ابزار تولید جزو مقدسات آن محسوب میگردد پس جای تعجب نیست که در فرهنگ مردسالار و ناموس پرست حاکم برجامعه که با وضع انواع و اقسام قوانین قرون وسطایی سعی در محافظت از وضعیت موجود دارد مردی خود را صاحب و اختیار دار زن تلقی نموده و با تمسک به سنت های عقب مانده و ارتجاعی ، انواع رفتارهای خشونت آمیز در جهت محافظت از این ملک شخصی را حق طبیعی خود بداند.
ما جمعی از فعالان حقوق زنان سنندج اعلام می داریم که : زن ناموس هیچکس نیست اعمال خشونت بر زنان در اشکال گوناگون به بهانه های واهی محکوم است و از همه مردم آزادیخواه و برابری طلب سنندج خواستاریم تا به هر شکل ممکن ضمن محکوم کردن چنین اعمال ننگین و غیرانسانی راه را بر تکرار آنها ببندند.
« جمعی از فعالان حقوق زنان_سنندج »
نان کار آزادی
نه به آپارتاید جنسی
نه به خشونت بر زن
نه به مرد سالاری
@zan_j
زندگی باید کرد
گاه با تلخی راه
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید
در میان باران گاه باید خندید با غمی بی پایان ...
#ژن_ژیان_ئازادی
@zan_j
گاه با تلخی راه
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید
در میان باران گاه باید خندید با غمی بی پایان ...
#ژن_ژیان_ئازادی
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥#سیرک سیار افغانستان؛ ۱۷ سال سرگرمی و آموزش برای کودکان
گزارش کامل https://bit.ly/2TKWWbT
یورو نیوز
@zan_j
گزارش کامل https://bit.ly/2TKWWbT
یورو نیوز
@zan_j
#روز_جهانی_زن
#آلکساندرا_کولنتای
⭐️در روز"زن"، زناني كه خود را سازماندهي كرده اند برعليه بي حقوقي خويش تظاهرات برپامي سازند. اما، برخي نيز خواهند گفت كه چرا بايدزنان كارگر را اين طور از بقية ي طبقه ي كارگر مجزا كرد؟ چرا بايد روزبخصوصی تحت عنوان روز "زن" برپاكرد، اعلاميه هاي ويژه اي تحت عنوان " زنان كارگر" نوشت، و ميتينگ ها و كنفرانس هاي ويژه ي زنان
طبقه ي كارگر برگزار كرد؟ آيا در تحليل نهايي، اين كارها نوعي امتيازبه فمينيست ها و بورژواهاي طرفدار حق رأي [براي زنان] نيست؟ تنها، كساني مي توانند اين گونه فكر كنند كه قادر به درك اختلاف عميق ميان جنبش زنان سوسياليست و بورژواهاي طرفدار حق رأي، نيستند. هدف فمينيست ها چيست؟ هدف آنها، اين است كه همان مزايا، همان
قدرت و برتري، و همان حقوقي را در چارچوب جامعه سرمايه داري
كسب نمايند كه هم اكنون شوهران، پدران و برادران شان از آن ها
برخوردار هستند. هدف كارگران زن، چيست؟ هدف آنها، نابودي و لغو تمامي امتيازاتي است كه از روابط موروثي و يا از ثروت و دارائي افراد نشأت گرفته است. برای یک زن کارگر، آیا اینکه "سرور" مرد است يا زن، موضوعی است علی السويه. اوبه همراه کل اعضا هم طبقه اش میتواند موقعیت
خودرا به عنوان يك كارگر، بهبود بخشد. فمينيست ها هميشه و درهمه جا خواهان حقوق برابر هستند. اما زنان كارگر در جواب مي گويند:
ما خواهان حقوق آحاد جامعه هستيم؛ مرد و زن. اما حاضر نيستيم از
اين واقعيت چشم بپوشيم كه ما نه فقط كارگر و شهروند جامعه ايم،
بلكه ما در عين حال مادر ايم! و به عنوان مادران، به عنوان زناني كه
زاينده گان و خالقان آينده اند، خواهان ملاحظات ويژه نسبت به وضعيت
خود و فرزندان مان هستيم و خواستار برقراري حقوق حمايتي ي ويژه از
سوي دولت و جامعه، ميباشیم.
@zan_j
#آلکساندرا_کولنتای
⭐️در روز"زن"، زناني كه خود را سازماندهي كرده اند برعليه بي حقوقي خويش تظاهرات برپامي سازند. اما، برخي نيز خواهند گفت كه چرا بايدزنان كارگر را اين طور از بقية ي طبقه ي كارگر مجزا كرد؟ چرا بايد روزبخصوصی تحت عنوان روز "زن" برپاكرد، اعلاميه هاي ويژه اي تحت عنوان " زنان كارگر" نوشت، و ميتينگ ها و كنفرانس هاي ويژه ي زنان
طبقه ي كارگر برگزار كرد؟ آيا در تحليل نهايي، اين كارها نوعي امتيازبه فمينيست ها و بورژواهاي طرفدار حق رأي [براي زنان] نيست؟ تنها، كساني مي توانند اين گونه فكر كنند كه قادر به درك اختلاف عميق ميان جنبش زنان سوسياليست و بورژواهاي طرفدار حق رأي، نيستند. هدف فمينيست ها چيست؟ هدف آنها، اين است كه همان مزايا، همان
قدرت و برتري، و همان حقوقي را در چارچوب جامعه سرمايه داري
كسب نمايند كه هم اكنون شوهران، پدران و برادران شان از آن ها
برخوردار هستند. هدف كارگران زن، چيست؟ هدف آنها، نابودي و لغو تمامي امتيازاتي است كه از روابط موروثي و يا از ثروت و دارائي افراد نشأت گرفته است. برای یک زن کارگر، آیا اینکه "سرور" مرد است يا زن، موضوعی است علی السويه. اوبه همراه کل اعضا هم طبقه اش میتواند موقعیت
خودرا به عنوان يك كارگر، بهبود بخشد. فمينيست ها هميشه و درهمه جا خواهان حقوق برابر هستند. اما زنان كارگر در جواب مي گويند:
ما خواهان حقوق آحاد جامعه هستيم؛ مرد و زن. اما حاضر نيستيم از
اين واقعيت چشم بپوشيم كه ما نه فقط كارگر و شهروند جامعه ايم،
بلكه ما در عين حال مادر ايم! و به عنوان مادران، به عنوان زناني كه
زاينده گان و خالقان آينده اند، خواهان ملاحظات ويژه نسبت به وضعيت
خود و فرزندان مان هستيم و خواستار برقراري حقوق حمايتي ي ويژه از
سوي دولت و جامعه، ميباشیم.
@zan_j
هیچ صیادی در جوی حقیری كه به گودالی می ریزد
مرواریدی صید نخواهد كرد...
#فروغ_فرخزاد
24 بهمن ماه 1345 «زنی ایستاده در آستانه فصلی سرد» سرانجام در یک عصر زمستانی به علت تصادف رانندگی پرواز را به خاطر سپرد، روح لطیفش از میان مان پرکشید
۲۴ بهمن درگذشت #فروغ_فرخزاد
@zan_j
مرواریدی صید نخواهد كرد...
#فروغ_فرخزاد
24 بهمن ماه 1345 «زنی ایستاده در آستانه فصلی سرد» سرانجام در یک عصر زمستانی به علت تصادف رانندگی پرواز را به خاطر سپرد، روح لطیفش از میان مان پرکشید
۲۴ بهمن درگذشت #فروغ_فرخزاد
@zan_j
🔻«سرطان پیشرفته»، مستندی در خصوص وضعیت زنان زندانی در زندان قرچک
🔻مستند «سرطان پیشرفته» گوشهای از وضعیت زنان زندانی در ندامتگاه شهر ری (قرچک ورامین) را توصیف میکند. در این مستند محمد مقیمی، وکیل دادگستری و کارشناس ارشد حقوق بشر، آتنا فرقدانی هنرمند و کارتونیست، زهرا سادات ابراهیمی، زهرا شفیعی دهاقانی و ملیکا کاوندی، از هواداران محمدعلی طاهری حضور دارند و درباره شرایط این زندان صحبت میکنند.
https://youtu.be/usEnXvdC9PY
@zan_j
🔻مستند «سرطان پیشرفته» گوشهای از وضعیت زنان زندانی در ندامتگاه شهر ری (قرچک ورامین) را توصیف میکند. در این مستند محمد مقیمی، وکیل دادگستری و کارشناس ارشد حقوق بشر، آتنا فرقدانی هنرمند و کارتونیست، زهرا سادات ابراهیمی، زهرا شفیعی دهاقانی و ملیکا کاوندی، از هواداران محمدعلی طاهری حضور دارند و درباره شرایط این زندان صحبت میکنند.
https://youtu.be/usEnXvdC9PY
@zan_j
YouTube
«سرطان پیشرفته»، مستندی در خصوص وضعیت زنان زندانی در زندان قرچک
مستند «سرطان پیشرفته»، کاری از زهرا شفیعیدهاقانی؛
تاریخ ساخت: «بهمنماه ۱۳۹۷»
«مستندی در خصوص وضعیت ندامتگاه شهر ری که به زندان قرچک ورامین مشهور است.»
با حضور:
محمد مقیمی، وکیل دادگستری و کارشناس ارشد حقوق بشر؛
آتنا فرقدانی، هنرمند و کارتونیست؛
زهرا…
تاریخ ساخت: «بهمنماه ۱۳۹۷»
«مستندی در خصوص وضعیت ندامتگاه شهر ری که به زندان قرچک ورامین مشهور است.»
با حضور:
محمد مقیمی، وکیل دادگستری و کارشناس ارشد حقوق بشر؛
آتنا فرقدانی، هنرمند و کارتونیست؛
زهرا…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم دنیا چقدر با هم برابر هستند؟
چگونه نتیجهی وفور و فراوانی، نابرابری اجتماعی است؟
#فاصله_طبقاتی
@zan_j
چگونه نتیجهی وفور و فراوانی، نابرابری اجتماعی است؟
#فاصله_طبقاتی
@zan_j
...در گرگ و میش عصر
لبانم را می دوزند
و در صبح فردایم
در مزرعهٔ آفتابگردان
قُرُق می کنند،
تا آفتابگردان را
به جرم جستجوی مسیر آفتاب
از ساقه اش جدا کنند؛
اما غافل اند از گردش آفتاب..!!
«لیلا احمدی افضلی»
@zan_j
لبانم را می دوزند
و در صبح فردایم
در مزرعهٔ آفتابگردان
قُرُق می کنند،
تا آفتابگردان را
به جرم جستجوی مسیر آفتاب
از ساقه اش جدا کنند؛
اما غافل اند از گردش آفتاب..!!
«لیلا احمدی افضلی»
@zan_j
«سرخط اخبار چهارشنبه ۲۴ بهمنماه ۹۷»
🔴 خالی کردن هزاران لیتر شیر در جادههای ساردیانا (ایتالیا) به دست دامداران و کشاورزان در اعتراض به نرخ پایین خرید شیر
🔴 آتشسوزی ۴ فروند لنج باری در اسکلهی صیادی بندر عامری بوشهر
🔴 مرگ و مصدومیت ۲ کارگر در پی ریزش دیوارهی کانال پروژهی فاضلاب بوشهر
🔴 تجمع مرغداران ارومیه در اعتراض به عدم پرداخت ۳ ماههی مطالبات خود از سوی کشتارگاه مرغداری و تعطیلی واحدهای تولیدی
🔴 تجمع کارگران کارخانهی کارتن ایران در اعتراض به نحوهی بازنشستگی و طرح مشاغل زیانآور خود
🔴 تداوم اخراج ۹ نفر از «شرکتیهای» مخابرات مشهد با بیش از ۲۰ سال سابقهی کار در ماههای پایانی سال
🔴 کمبود بیش از ۵۰ هزار پرستار در ایران
🔴 احتمال سرریز کنترل نشده از سد کرخه و اعلام آماده باش در اهواز
🔴 تورم ۵۳ درصدی ماه گذشته و مکفی بودن حقوق هر کارگر برای حداکثر ۱۰ روز از ماه
🔴 خطر نابودی اشتغال ۵ هزار کارگر معدن چادرملو
🔴 جریمهی ۹۰ هزار تومانی کودکِ کارِ زلزلهزدهی کرمانشاه در پی تجدید از ۳ واحد درسی
🔴 تداوم اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان شیبان اهواز.
#سرخط_خبر
🔴 خالی کردن هزاران لیتر شیر در جادههای ساردیانا (ایتالیا) به دست دامداران و کشاورزان در اعتراض به نرخ پایین خرید شیر
🔴 آتشسوزی ۴ فروند لنج باری در اسکلهی صیادی بندر عامری بوشهر
🔴 مرگ و مصدومیت ۲ کارگر در پی ریزش دیوارهی کانال پروژهی فاضلاب بوشهر
🔴 تجمع مرغداران ارومیه در اعتراض به عدم پرداخت ۳ ماههی مطالبات خود از سوی کشتارگاه مرغداری و تعطیلی واحدهای تولیدی
🔴 تجمع کارگران کارخانهی کارتن ایران در اعتراض به نحوهی بازنشستگی و طرح مشاغل زیانآور خود
🔴 تداوم اخراج ۹ نفر از «شرکتیهای» مخابرات مشهد با بیش از ۲۰ سال سابقهی کار در ماههای پایانی سال
🔴 کمبود بیش از ۵۰ هزار پرستار در ایران
🔴 احتمال سرریز کنترل نشده از سد کرخه و اعلام آماده باش در اهواز
🔴 تورم ۵۳ درصدی ماه گذشته و مکفی بودن حقوق هر کارگر برای حداکثر ۱۰ روز از ماه
🔴 خطر نابودی اشتغال ۵ هزار کارگر معدن چادرملو
🔴 جریمهی ۹۰ هزار تومانی کودکِ کارِ زلزلهزدهی کرمانشاه در پی تجدید از ۳ واحد درسی
🔴 تداوم اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان شیبان اهواز.
#سرخط_خبر
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
می خواهم
از هرطرف که نگاهم می کنی
زن باشم
زنی که در شالیزار
با آوازی اندوهناک
نشا می کند
دختری که بادستانی ظریف
کنار دار قالی
گل می بافد
زنی در کار خانه
که کارتونی را در آغوش گرفته
جابه جا می کند
از مردها کم نمی آورد
دختری که
در بندر
با "لاوک"
وترانه ای محلی
دام می بافد
تا مردان سیاه چرده وآفتاب خورده را
برای صید ماهی
به دریای پرموج روانه کند
بانویی که معلم می شود
گوش به انشایی می سپارد
یاد آور روزهای دختری
که دل به رویاهای همکلاسی اش
می سپرد
ویا شاعری باشد
که همه ی دلتنگی هایش را
بریزد توی شعر عاشقانه ای
که بی صدا
گریه کند
وشاید زنی
که شعرش بی دادها را
به چالش بکشد
زنی که زیر تور عروسی اش
- حتا - به فردایی فکرمی کند
که اشک حسرت
بر رخساره ای نمی چکد
«فریده توکلی»
@zan_j
از هرطرف که نگاهم می کنی
زن باشم
زنی که در شالیزار
با آوازی اندوهناک
نشا می کند
دختری که بادستانی ظریف
کنار دار قالی
گل می بافد
زنی در کار خانه
که کارتونی را در آغوش گرفته
جابه جا می کند
از مردها کم نمی آورد
دختری که
در بندر
با "لاوک"
وترانه ای محلی
دام می بافد
تا مردان سیاه چرده وآفتاب خورده را
برای صید ماهی
به دریای پرموج روانه کند
بانویی که معلم می شود
گوش به انشایی می سپارد
یاد آور روزهای دختری
که دل به رویاهای همکلاسی اش
می سپرد
ویا شاعری باشد
که همه ی دلتنگی هایش را
بریزد توی شعر عاشقانه ای
که بی صدا
گریه کند
وشاید زنی
که شعرش بی دادها را
به چالش بکشد
زنی که زیر تور عروسی اش
- حتا - به فردایی فکرمی کند
که اشک حسرت
بر رخساره ای نمی چکد
«فریده توکلی»
@zan_j
شاید بهترین هدیه به کسی که دوستش داریم، این است که مصادیق خشونت را بشناسیم و آنها را به کار نگیریم!
خشونت کلامی، فیزیکی، جنسی و بسیاری از انواع دیگر خشونت و آزار، که شاید شخص آزاردهنده قصدی هم برای آن نداشته باشد و از روی ناآگاهی، آنها را مرتکب شود.
14فوریه #روز_جهانی_وی vday برای پایان دادن به خشونت های جنسی علیه زنان است.
@zan_j
خشونت کلامی، فیزیکی، جنسی و بسیاری از انواع دیگر خشونت و آزار، که شاید شخص آزاردهنده قصدی هم برای آن نداشته باشد و از روی ناآگاهی، آنها را مرتکب شود.
14فوریه #روز_جهانی_وی vday برای پایان دادن به خشونت های جنسی علیه زنان است.
@zan_j
جنبش زنان ایران و آسیب های کنشگری فردی
🖊 ناهید مطیع
🔸گفتمان غالب مسیح علینژاد و تعدادی از طرفدارانش در پاسخ به نقدهایی از سوی فعالان جنبش زنان با استناد به بر چسبزنیهای شخصی همچون «حسودی، تو مگه چهکارهای، تو چی کار کردی» و گاه هم برچسب زدنهای سیاسی مثل اصلاحطلب، استمرارطلب، و مزدور استوار شده که جای تاسف دارد و مانع از نقد و گفتگوی سازنده میشود. از این طریق است که این جریان منتقدانش را همواره وادار به سکوت و یا خاموش کرده است.
🔸بر خلاف گفتمان جنبش زنان ایران که سعی کرده است جمعی، گفتوگو محور و نقدپذیر باشد جریان علی نژاد اصولا بر محور تکگویی و تکروی بنا شده است. از این رو در نقد هم شخصی برخورد کرده و ناگریز است از هر وسیلهای برای حذف دیگری و تثبیت خود استفاده کند.
🔸از این گفتمانسازی شخصی و خودمحور به تدریج یک سیستم حامی پرور-منجیساز بیرون میآید. سیستمی که پیش از هر چیز به دنبال طرح شخص خودش و دیده شدن است تا خود را «من، یک زن قدرتمند» بنامد.
🔸این سیستم نمیخواهد بداند که از منظر فمینیستی قدرت زنانه یک مسئله شخصی نیست و زنان در جمعهایشان است که قدرتمند میشوند. جمعهایی که سعی بر همترازی و برابری همراهانش دارد و این هدف به جز جمعگرایی، گفتوگوی گروهی و نقدپذیری امکانپذیر نمیشود.
🔸این سیستم با مبنا قرار دادن حامیپروری و قرار گرفتن در جایگاه منجی نهایتا سوار بر مطالبات حامیانش میشود تا از دیده شدن و مزایایش بهرهبرداری شخصی کند.بر این اساس است که فرصتطلبی، موجسواری و به اصطلاح نان را به نرخ روز خوردن به رویه کنشگری مسلط تبدیل میشود.
🔸در چنین سیستمی است که پیوسته بودن تئوری و عمل نفی میشود و کنشگری به عملی فردی-مجازی تبدیل میشود که از پشتوانه قوی نظری و تجربی تهی است. به عبارت دیگر خود را فراتر از آن میبیند که تجربه و دانش دیگر همراهان جنبش زنان را ملاک عمل خود قرار دهد.
در اینجا کمکم هدف تسخیر فضای آنلاین جای خود را به هدف بسیج عمومی و جمعی میدهد تا با جایز دانستن هر نوع بیاخلاقی پلههای ترقی شخصی طی شود.
🔸تکروی، حامیپروری و خودبرتر پنداری نه تنها از سنت گروهگرای جنبش زنان ایران به دور است بلکه به بازسازی و تقویت نظامهای ارتجاعی سلسلهمراتبی منجر خواهد شد.
@zan_j
🖊 ناهید مطیع
🔸گفتمان غالب مسیح علینژاد و تعدادی از طرفدارانش در پاسخ به نقدهایی از سوی فعالان جنبش زنان با استناد به بر چسبزنیهای شخصی همچون «حسودی، تو مگه چهکارهای، تو چی کار کردی» و گاه هم برچسب زدنهای سیاسی مثل اصلاحطلب، استمرارطلب، و مزدور استوار شده که جای تاسف دارد و مانع از نقد و گفتگوی سازنده میشود. از این طریق است که این جریان منتقدانش را همواره وادار به سکوت و یا خاموش کرده است.
🔸بر خلاف گفتمان جنبش زنان ایران که سعی کرده است جمعی، گفتوگو محور و نقدپذیر باشد جریان علی نژاد اصولا بر محور تکگویی و تکروی بنا شده است. از این رو در نقد هم شخصی برخورد کرده و ناگریز است از هر وسیلهای برای حذف دیگری و تثبیت خود استفاده کند.
🔸از این گفتمانسازی شخصی و خودمحور به تدریج یک سیستم حامی پرور-منجیساز بیرون میآید. سیستمی که پیش از هر چیز به دنبال طرح شخص خودش و دیده شدن است تا خود را «من، یک زن قدرتمند» بنامد.
🔸این سیستم نمیخواهد بداند که از منظر فمینیستی قدرت زنانه یک مسئله شخصی نیست و زنان در جمعهایشان است که قدرتمند میشوند. جمعهایی که سعی بر همترازی و برابری همراهانش دارد و این هدف به جز جمعگرایی، گفتوگوی گروهی و نقدپذیری امکانپذیر نمیشود.
🔸این سیستم با مبنا قرار دادن حامیپروری و قرار گرفتن در جایگاه منجی نهایتا سوار بر مطالبات حامیانش میشود تا از دیده شدن و مزایایش بهرهبرداری شخصی کند.بر این اساس است که فرصتطلبی، موجسواری و به اصطلاح نان را به نرخ روز خوردن به رویه کنشگری مسلط تبدیل میشود.
🔸در چنین سیستمی است که پیوسته بودن تئوری و عمل نفی میشود و کنشگری به عملی فردی-مجازی تبدیل میشود که از پشتوانه قوی نظری و تجربی تهی است. به عبارت دیگر خود را فراتر از آن میبیند که تجربه و دانش دیگر همراهان جنبش زنان را ملاک عمل خود قرار دهد.
در اینجا کمکم هدف تسخیر فضای آنلاین جای خود را به هدف بسیج عمومی و جمعی میدهد تا با جایز دانستن هر نوع بیاخلاقی پلههای ترقی شخصی طی شود.
🔸تکروی، حامیپروری و خودبرتر پنداری نه تنها از سنت گروهگرای جنبش زنان ایران به دور است بلکه به بازسازی و تقویت نظامهای ارتجاعی سلسلهمراتبی منجر خواهد شد.
@zan_j
#عشق
💐 تراب حقشناس
شنبه ، ۲۳ اسفند ۱۳۹۳؛ ۱۴ مارس ۲۰۱۵
⭐️⭐️⭐️⭐️
"عشق من و تو/ آه، این هم حکایتی ست"
دو سال است که در چنین روزی نمیتوانم به دیدارت بیایم. فکر کردم خوب است گوشه کوچکی از زندگی مشترک مبارزاتی و رفیقانهای را که با تو داشتهام برایت بنویسم.
طی بیش از سی سال ما حتی بهانهای برای اختلاف نداشتیم زیرا هدفهای والایی که به آنها باورداشتیم همه امور را تحت الشعاع قرار میداد. اگر دستاوردی در کار باشد بخش مهمی از آن مدیون توست....
......
سال ۱۳۵۳، همراه با چند تن از رفقای سازمانی، مخفیانه از طریق افغانستان به خارج آمدی. بهرام آرام به محمد یقینی گفته بود، پوران را باید از ایران خارج کرد، چون اگر او را بگیرند، خانوادههای زندانیان دق میکنند. بعد گفته بود، او را ببر خارج، پیش تراب. در بغداد با فعالیتهائی که داشتیم، تو هم مشغول بودی. آن جا بود که به تو پیشنهاد ازدواج دادم. وقتی در کنار دجله قدم میزدیم. شعر ایرج میرزا را که هنگامه اخوان با صدای زیبایش خوانده بود، زمزمه میکردیم: «عاشقی محنت بسیار کشید... تا لب دجله به معشوقه رسید». زندگی مشترک ما با احترام متقابل بیش از سی سال طول کشید. همه به این امید که برای عدالت گامی کوچک برداریم.
گفتم زن شرایط سخت بودی. خودت میگفتی که اگر آدم خیلی چیز هم بداند، ولی در دعوا که حتما پیش میآید، نتواند جا خالی بدهد، ضربه میخورد. و از آن دانستهها کاری بر نمیآید. هر دو را باید با هم داشت....
بعد از انقلاب که به ایران رفتیم، زمانی که دولت بازرگان بر سرِ کار بود و همکار سابقت در دبیرستان رفاه، محمدعلی رجائی معاون وزیر آموزش و پرورش بود، به او مراجعه کرده و گفته بودی میخواهم کار معلمی را از سر بگیرم. و او گفته بود قبول نداریم. تو در گذشته قرآن و دین به بچهها میآموختی و حالا، کمونیسم. ترا به کار برنمیگردانیم. اما رجائی آن قدر بی حیا بود که چیزی نگذشته وقتی میخواست کاندیدای ریاست جمهوری شود، در تبلیغاتش نوشته بود "در زمان شاه در کنار مجاهدین مبارزه میکردیم و رابط ما با سازمان، پوران بازرگان همسر حنیف نژاد بود".
.....
برای تو، از آغاز جوانی، تنها یک راه و روش معنا میداد، زندگی، مبارزه و دیگر هیچ؛ چقدر در شرایط سخت به من کمک دادی که ضربهای را تحمل کنم. سال ۱۳۶۳ در بیمارستانی در پاریس به خاطر فشار خون شدید بستری بودم، نامهای از یکی از بچههای داخل کشور که به شدت علیه ما موضع گرفته بود، رسید. ما را ضد انقلاب خوانده بود. من که فرزند نداشتم، ولی نامهء او به مثابه مرگ فرزند، آه از سینهام بیرون کشید. تو که حدس زده بودی نامهء شاد کنندهای نباشد، استثنائا آن را باز کرده بودی و پس از چند روز با مقدمه چینی و آماده کردن من، نامه را دادی بخوانم. چقدر حواست جمع بود.
رابطه ما همواره، اگر هم جنبه فردی داشته، در چارچوب آرمانی و جمعی قرار میگرفته؛ لذت دمساز بودن با ترا هرگز فراموش نخواهم کرد. وقتی مرا ترک کردی، بارها این شعر مولوی را تکرار میکردم که "با لب دمسازِخود گر جُفتمی؛ همچو نِی من گفتنی ها گُفتمی".
دو شعر زیبای عاشقانه #نزار قبانی را، خودت میدانی، که برای تو ترجمه کرده بودم و وقتی محمود درویش نوشته بود به تماشای فیلم عاشقانه نشستیم، و لحظاتی بعد، دو قهرمان فیلم به تماشاگر ما بدل شده بودند، وصفی از حال ما بود...
“جاودانگی
شعردیگران سرودن است
خواب دیگران غنودن است
در خیال این و آن جاودانه بودن است”.
❤️
بخش های از نامه طولانی و#عاشقانه
#تراب_حق_شناس به #پوران_بازرگان
رفیق ،همرزم و #همسر تراب حق شناس
از سایت:اندیشه و پیکار
@zan_j
💐 تراب حقشناس
شنبه ، ۲۳ اسفند ۱۳۹۳؛ ۱۴ مارس ۲۰۱۵
⭐️⭐️⭐️⭐️
"عشق من و تو/ آه، این هم حکایتی ست"
دو سال است که در چنین روزی نمیتوانم به دیدارت بیایم. فکر کردم خوب است گوشه کوچکی از زندگی مشترک مبارزاتی و رفیقانهای را که با تو داشتهام برایت بنویسم.
طی بیش از سی سال ما حتی بهانهای برای اختلاف نداشتیم زیرا هدفهای والایی که به آنها باورداشتیم همه امور را تحت الشعاع قرار میداد. اگر دستاوردی در کار باشد بخش مهمی از آن مدیون توست....
......
سال ۱۳۵۳، همراه با چند تن از رفقای سازمانی، مخفیانه از طریق افغانستان به خارج آمدی. بهرام آرام به محمد یقینی گفته بود، پوران را باید از ایران خارج کرد، چون اگر او را بگیرند، خانوادههای زندانیان دق میکنند. بعد گفته بود، او را ببر خارج، پیش تراب. در بغداد با فعالیتهائی که داشتیم، تو هم مشغول بودی. آن جا بود که به تو پیشنهاد ازدواج دادم. وقتی در کنار دجله قدم میزدیم. شعر ایرج میرزا را که هنگامه اخوان با صدای زیبایش خوانده بود، زمزمه میکردیم: «عاشقی محنت بسیار کشید... تا لب دجله به معشوقه رسید». زندگی مشترک ما با احترام متقابل بیش از سی سال طول کشید. همه به این امید که برای عدالت گامی کوچک برداریم.
گفتم زن شرایط سخت بودی. خودت میگفتی که اگر آدم خیلی چیز هم بداند، ولی در دعوا که حتما پیش میآید، نتواند جا خالی بدهد، ضربه میخورد. و از آن دانستهها کاری بر نمیآید. هر دو را باید با هم داشت....
بعد از انقلاب که به ایران رفتیم، زمانی که دولت بازرگان بر سرِ کار بود و همکار سابقت در دبیرستان رفاه، محمدعلی رجائی معاون وزیر آموزش و پرورش بود، به او مراجعه کرده و گفته بودی میخواهم کار معلمی را از سر بگیرم. و او گفته بود قبول نداریم. تو در گذشته قرآن و دین به بچهها میآموختی و حالا، کمونیسم. ترا به کار برنمیگردانیم. اما رجائی آن قدر بی حیا بود که چیزی نگذشته وقتی میخواست کاندیدای ریاست جمهوری شود، در تبلیغاتش نوشته بود "در زمان شاه در کنار مجاهدین مبارزه میکردیم و رابط ما با سازمان، پوران بازرگان همسر حنیف نژاد بود".
.....
برای تو، از آغاز جوانی، تنها یک راه و روش معنا میداد، زندگی، مبارزه و دیگر هیچ؛ چقدر در شرایط سخت به من کمک دادی که ضربهای را تحمل کنم. سال ۱۳۶۳ در بیمارستانی در پاریس به خاطر فشار خون شدید بستری بودم، نامهای از یکی از بچههای داخل کشور که به شدت علیه ما موضع گرفته بود، رسید. ما را ضد انقلاب خوانده بود. من که فرزند نداشتم، ولی نامهء او به مثابه مرگ فرزند، آه از سینهام بیرون کشید. تو که حدس زده بودی نامهء شاد کنندهای نباشد، استثنائا آن را باز کرده بودی و پس از چند روز با مقدمه چینی و آماده کردن من، نامه را دادی بخوانم. چقدر حواست جمع بود.
رابطه ما همواره، اگر هم جنبه فردی داشته، در چارچوب آرمانی و جمعی قرار میگرفته؛ لذت دمساز بودن با ترا هرگز فراموش نخواهم کرد. وقتی مرا ترک کردی، بارها این شعر مولوی را تکرار میکردم که "با لب دمسازِخود گر جُفتمی؛ همچو نِی من گفتنی ها گُفتمی".
دو شعر زیبای عاشقانه #نزار قبانی را، خودت میدانی، که برای تو ترجمه کرده بودم و وقتی محمود درویش نوشته بود به تماشای فیلم عاشقانه نشستیم، و لحظاتی بعد، دو قهرمان فیلم به تماشاگر ما بدل شده بودند، وصفی از حال ما بود...
“جاودانگی
شعردیگران سرودن است
خواب دیگران غنودن است
در خیال این و آن جاودانه بودن است”.
❤️
بخش های از نامه طولانی و#عاشقانه
#تراب_حق_شناس به #پوران_بازرگان
رفیق ،همرزم و #همسر تراب حق شناس
از سایت:اندیشه و پیکار
@zan_j
#عشق
#نامهای_از_کارل_مارکس_به_همسرش_جنی:
معشوق قلب من،
من دوباره برای تو نامه مینویسم، چراکه من تنهایم و همیشه برای من مشکل بوده که با تو به تنهایی در ذهنم گفتگو کنم؛ بدون اینکه تو چیزی دربارهی آن بدانی، بشنوی و حتا قادر باشی که به آن پاسخ دهی.
غیبتهای کوتاه، خوب است چراکه اگر دو نفر به طور دائمی و ثابت با هم باشند مسائل [زندگی] خیلی به هم شبیه میشوند و قابل جدا کردن و تمایز از یکدیگرنخواهند بود.
دوری، حتا برج و باروهای بزرگ را هم کوچک میکند؛ در حالیکه چیزهای خرد و مبتذل، در یک نگاه نزدیک به چیزهای بزرگ تبدیل میشوند.
عادتهای کوچک که امکان دارد در اشکال احساسی و به صورت فیزیکی سببساز اذیت انسان شود، زمانیکه آن شی از جلوی چشمان برداشته میشود، ناپدید میگردد.
احساسات عمیق که به واسطهی نزدیکی [و در دسترس بودن] افراد، شکل کوچک و تکراری به خود گرفته، به واسطهی جادوی فاصله رشد کرده و به ابعاد طبیعیاش بازمیگردد. فاصله سبب میشود که تو فقط از من و رویاهای تنهایم، ربوده شوی؛ و من با عشقم به تو، فورا درمییابم که زمان دوری را فقط باید بمانند خورشید و بارانی که برای رشد گیاهان مورد نیاز است، به خدمت گرفت.
زمانیکه تو غایب هستی، عشق من به تو، خودش را نشان میدهد و آن چیزی بس غولآساست و از انبوهی از تمامی انرژی جمعشده در جانم و همهی خصوصیات قلبیام شکل گرفته است. آن باعث میشود که من دوباره احساس کنم که انسانم؛ چراکه من حس عمیق و متنوعی را تجربه می کنم؛
مطالعه و آموزش و پرورش جدید، ما را گرفتار خودش کرده است؛ همچنین شکگرایی باعث شده که ما در تمامی ادراکات عینی و ذهنیمان به دنبال اشتباه بگردیم؛ تمامی اینها، طوری طراحی شده که ما را کوچک، ضعیف و غُرغُرو کرده است. اما عشق – نه عشق فویرباخی- نه برای متابولیزم و نه برای پرولتاریا – بلکه عشق به معشوق و به طور مشخص عشق به تو، باعث میشود که یک انسان مجددا حس کند که انسان است.
در این جهان زنان زیادی وجود دارند که در بینشان تعدادی از آنها زیبارویند. اما کجا من میتوانم چهرهای که هر جزء آن و حتا هر چروک آن یادآور بزرگترین و شیرینترین خاطرات زندگی من است را پیدا کنم؟
حتا با وجود مواجهه با دردهای بیپایان و ضررهای جبرانناپذیر وارده بر من، تو شکایتی نکردی.
من با بوسه زدن به درد، آنرا دور میکنم، زمانیکه بر صورت شیرین تو بوسه میزنم..
بدرود عزیز دلم.
تو و بچهها را هزاران بار میبوسم.
کارل خودت
@zan_j
* این نامه در 21 ژوئن 1865 در منچستر (انگلستان) به رشته ی تحریر در آمده است*
#نامهای_از_کارل_مارکس_به_همسرش_جنی:
معشوق قلب من،
من دوباره برای تو نامه مینویسم، چراکه من تنهایم و همیشه برای من مشکل بوده که با تو به تنهایی در ذهنم گفتگو کنم؛ بدون اینکه تو چیزی دربارهی آن بدانی، بشنوی و حتا قادر باشی که به آن پاسخ دهی.
غیبتهای کوتاه، خوب است چراکه اگر دو نفر به طور دائمی و ثابت با هم باشند مسائل [زندگی] خیلی به هم شبیه میشوند و قابل جدا کردن و تمایز از یکدیگرنخواهند بود.
دوری، حتا برج و باروهای بزرگ را هم کوچک میکند؛ در حالیکه چیزهای خرد و مبتذل، در یک نگاه نزدیک به چیزهای بزرگ تبدیل میشوند.
عادتهای کوچک که امکان دارد در اشکال احساسی و به صورت فیزیکی سببساز اذیت انسان شود، زمانیکه آن شی از جلوی چشمان برداشته میشود، ناپدید میگردد.
احساسات عمیق که به واسطهی نزدیکی [و در دسترس بودن] افراد، شکل کوچک و تکراری به خود گرفته، به واسطهی جادوی فاصله رشد کرده و به ابعاد طبیعیاش بازمیگردد. فاصله سبب میشود که تو فقط از من و رویاهای تنهایم، ربوده شوی؛ و من با عشقم به تو، فورا درمییابم که زمان دوری را فقط باید بمانند خورشید و بارانی که برای رشد گیاهان مورد نیاز است، به خدمت گرفت.
زمانیکه تو غایب هستی، عشق من به تو، خودش را نشان میدهد و آن چیزی بس غولآساست و از انبوهی از تمامی انرژی جمعشده در جانم و همهی خصوصیات قلبیام شکل گرفته است. آن باعث میشود که من دوباره احساس کنم که انسانم؛ چراکه من حس عمیق و متنوعی را تجربه می کنم؛
مطالعه و آموزش و پرورش جدید، ما را گرفتار خودش کرده است؛ همچنین شکگرایی باعث شده که ما در تمامی ادراکات عینی و ذهنیمان به دنبال اشتباه بگردیم؛ تمامی اینها، طوری طراحی شده که ما را کوچک، ضعیف و غُرغُرو کرده است. اما عشق – نه عشق فویرباخی- نه برای متابولیزم و نه برای پرولتاریا – بلکه عشق به معشوق و به طور مشخص عشق به تو، باعث میشود که یک انسان مجددا حس کند که انسان است.
در این جهان زنان زیادی وجود دارند که در بینشان تعدادی از آنها زیبارویند. اما کجا من میتوانم چهرهای که هر جزء آن و حتا هر چروک آن یادآور بزرگترین و شیرینترین خاطرات زندگی من است را پیدا کنم؟
حتا با وجود مواجهه با دردهای بیپایان و ضررهای جبرانناپذیر وارده بر من، تو شکایتی نکردی.
من با بوسه زدن به درد، آنرا دور میکنم، زمانیکه بر صورت شیرین تو بوسه میزنم..
بدرود عزیز دلم.
تو و بچهها را هزاران بار میبوسم.
کارل خودت
@zan_j
* این نامه در 21 ژوئن 1865 در منچستر (انگلستان) به رشته ی تحریر در آمده است*
یادآوری
دو سال پیش
#عشق که در پرده بماند به چه ارزد
عشق است و همین لذت اظهار و دگر هیچ
شفایی اصفهانی
ولنتاین و یادی از زوج عاشق زندانی: گلرخ ایرایی و آرش صادقی
"روزهای یکی شدن زیر سقف بهشت کوچکمان زیاد نبود، روز پیوندمان با هم عهد بستیم که برای خوشبختی آحاد مردم سرزمینمان در حد توان تلاش کنیم و در این مسیر از مخاطرات پروا نکنیم.
با هم عهد بستیم عشقمان را پیوند بزنیم به عشق به تمام زندانیان سیاسی، قلمهای که ماحصل آن حق آزادی همه زندانیان سیاسی و هزاران خواست به حق تک تک کسانی هست که در این سالها شناخته و دیدهایم.
عشق من به فردایی بیاندیش که خوشبختی سهم تمام انسانهاست آن روز که خیلی هم دور نیست ما هم میتوانیم تلخی امروز را از یاد ببریم و این زندان چه اندک است در برابر این رویای دستیافتنی که خوشبختی من و تو با خوشبختی تمام مردم و آزادی ما با آزادی تمام مردم پیوند میخورد.
زندانی عاشق صبورتر است.
عشقم هیچ پاییز و زمستانی ماندنی نیست.
من برای رسیدن به آرامش تنها به تکرار اسم تو بسنده میکنم."
بخشی از نامهی آرش صادقی به گلرخ ایرایی به مناسبت تولد گلرخ
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
دو سال پیش
#عشق که در پرده بماند به چه ارزد
عشق است و همین لذت اظهار و دگر هیچ
شفایی اصفهانی
ولنتاین و یادی از زوج عاشق زندانی: گلرخ ایرایی و آرش صادقی
"روزهای یکی شدن زیر سقف بهشت کوچکمان زیاد نبود، روز پیوندمان با هم عهد بستیم که برای خوشبختی آحاد مردم سرزمینمان در حد توان تلاش کنیم و در این مسیر از مخاطرات پروا نکنیم.
با هم عهد بستیم عشقمان را پیوند بزنیم به عشق به تمام زندانیان سیاسی، قلمهای که ماحصل آن حق آزادی همه زندانیان سیاسی و هزاران خواست به حق تک تک کسانی هست که در این سالها شناخته و دیدهایم.
عشق من به فردایی بیاندیش که خوشبختی سهم تمام انسانهاست آن روز که خیلی هم دور نیست ما هم میتوانیم تلخی امروز را از یاد ببریم و این زندان چه اندک است در برابر این رویای دستیافتنی که خوشبختی من و تو با خوشبختی تمام مردم و آزادی ما با آزادی تمام مردم پیوند میخورد.
زندانی عاشق صبورتر است.
عشقم هیچ پاییز و زمستانی ماندنی نیست.
من برای رسیدن به آرامش تنها به تکرار اسم تو بسنده میکنم."
بخشی از نامهی آرش صادقی به گلرخ ایرایی به مناسبت تولد گلرخ
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
#طنز
از یارو ميپرسن
اين کيه پيش نمازش کردين??
ميگه:
.
اين بيشعور وسط نماز کفشامونو ميدزديد!
گذاشتيمش پيشنماز که جلو چشمون باشه!
از یارو ميپرسن
اين کيه پيش نمازش کردين??
ميگه:
.
اين بيشعور وسط نماز کفشامونو ميدزديد!
گذاشتيمش پيشنماز که جلو چشمون باشه!