Forwarded from كميته هماهنگی برای كمك به ايجاد تشكل های کارگری
🔹 اعتراض به بی عدالتی
🔹 اعتراض به تبعیض
🔻 تجمع و همبستگی کلیه #بازنشستگان
جهت بیمه تکمیلی ناکارآمد
🔻 ۲۴ دی ماه ۱۰ صبح
مقابل سازمان بازنشستگی کشور
«از طرف پیشکسوتان پارکشهر»
#متحدشویم
#نه_به_بیمه_ناکارآمد
#معیشت_سلامت
#بیمه_کارآمد
#حق_مسلم_ماست.
https://t.me/khamahangy
🔹 اعتراض به تبعیض
🔻 تجمع و همبستگی کلیه #بازنشستگان
جهت بیمه تکمیلی ناکارآمد
🔻 ۲۴ دی ماه ۱۰ صبح
مقابل سازمان بازنشستگی کشور
«از طرف پیشکسوتان پارکشهر»
#متحدشویم
#نه_به_بیمه_ناکارآمد
#معیشت_سلامت
#بیمه_کارآمد
#حق_مسلم_ماست.
https://t.me/khamahangy
میتوانید به زودی هر گاه که اراده کردید، مرا به قتل برسانید. اما جلوِ آزادی زنان را نمیتوانید بگیرید.
احتمالا واپسین جملهی #طاهره قرةالعین پیش از اعدام
⚡️فاطمه برغانی، زرینتاج، معروف به طاهره قرةالعین فرزند آمنهخانم قزوینی و ملا محمدصالح برغانی، شاعر و دینشناس در سال ۱۲۳۱ ق (یا ۱۲۳۳ ق برابر با ۱۸۲۳ میلادی) در خانوادهای فرهیخته در قزوین متولد شد. او از زنان صاحبنام قرن گذشته بود. طاهره تمام سنتهای مرسوم آن روزگار برای زنان را بهم میریزد. علوم دینی را فرا میگیرد و در زمانهای که صدای زنان در اندرونیها خفه میماند سخنور بود و با مردان به مباحثه میپرداخت
عکس : مجسمهی طاهره در باکو
@zan_j
احتمالا واپسین جملهی #طاهره قرةالعین پیش از اعدام
⚡️فاطمه برغانی، زرینتاج، معروف به طاهره قرةالعین فرزند آمنهخانم قزوینی و ملا محمدصالح برغانی، شاعر و دینشناس در سال ۱۲۳۱ ق (یا ۱۲۳۳ ق برابر با ۱۸۲۳ میلادی) در خانوادهای فرهیخته در قزوین متولد شد. او از زنان صاحبنام قرن گذشته بود. طاهره تمام سنتهای مرسوم آن روزگار برای زنان را بهم میریزد. علوم دینی را فرا میگیرد و در زمانهای که صدای زنان در اندرونیها خفه میماند سخنور بود و با مردان به مباحثه میپرداخت
عکس : مجسمهی طاهره در باکو
@zan_j
#روایت_شکنجه
این بخشی از شهادتنامه #شیرین_علم_هولی زندانی سیاسی کُرد است که به اتهام عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) اردیبهشت 1389 در زندان اوین و همراه با معلم شهید، فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی و علی حیدریان اعدام شد. این خلاصه را عاطفه نبوی از شهادتنامه او نقل کرده است.
✍عاطفه نبوی
سال 88 در بند عمومی زندان اوین با شیرین علم هولی هم بند شدم. همسفره و رفیق شدیم. روزی که شرح این شکنجههایش را برای انتشار مینوشت خوب به یاد دارم. متنش را برایش ادیت کردم، اشک امانم نمیداد و نمیتوانستم خطوط را درست ببینم. زمانی که من شیرین را در بند عمومی دیدم آثار بعضی از این شکنجهها روی تنش هنوز باقی بود، جای سیگار روی دستهایش، خون دماغ شدنها و سردردهای وحشتناک. فارسی را هنوز هم خوب نمیدانست و در حال مشق آن بود که اعدام شد.
شیرین علمهولی: «بعد از دستگیری مستقیما به مقر سپاه منتقل شدم ۲۵ روز در سپاه ماندم. ۲۲ روز آن را در اعتصاب غذا به سر بردم بازجوها مرد بودند و من با دستبند به تخت بسته شده بودم. آنها با باتوم برقی، کابل، مشت و لگد به سر و صورت و اعضای بدنم و کف پاهایم میکوبیدند.
در آن زمان به راحتی نمیتوانستم فارسی را بفهمم و صحبت کنم. زمانی که سوالهای آنها بیجواب میماند، باز مرا به باد کتک می گرفتند تا از هوش میرفتم ... یک روز در هنگام بازجویی، چنان لگد محکمی به شکمم زدند که بلافاصله دچار خونریزی شدیدی شدم.
یکی از دفعاتی که دکتر برای درمان زخمهایم و رسیدگی به وضعیتم مراجعه کرده بود، من در اثر کتکها در عالم خواب و بیداری بودم. دکتر از بازجو خواست که مرا به بیمارستان منتقل کنند. بازجو پرسید: «چرا باید به بیمارستان معالجه شود، مگر در اینجا معالجه نمیشود؟»
دکتر گفت: «برای معالجه نمیگویم، من در بیمارستان برایتان کاری میکنم که دختره مثل بلبل شروع به حرف زدن بکند.» فردای آن روز مرا با چشم بند و دستبند به بیمارستان بردند. دکتر مرا روی تخت خواباند و آمپولی به من تزریق کردند.
من گویی از خود بی خود شده بودم و به هر آنچه را که میپرسیدند، پاسخ می دادم ...آنها هم از این جریان فیلم میگرفتند. وقتی به خودم آمدم از آنها پرسیدم که من کجا هستم و فهمیدم که هنوز روی تخت بیمارستانم و بعد از آن دوباره مرا به سلولم منتقل کردند.
با پای زخمی سر پا نگه میداشتند تا پاهایم کاملا ورم می کرد و بعد برایم یخ میآوردند... ساعتها در اتاق بازجویی فقط قطره قطره آب سرد روی سرم میچکید و شب مرا به سلول باز میگرداندند.
یک روز با چشمان بسته روی صندلی نشسته بودم و بازجویی میشدم. بازجو سیگارش را روی دستم خاموش کرد. یک روز آنقدر پاهایم را با کفشهایش فشار داد که ناخنهایم سیاه شد و افتاد یا اینکه تمام روز مرا در اتاق بازجویی سر پا نگه میداشت و بدون هیچ سوالی، فقط مینشستند و جدول حل میکردند....
@zan_j
این بخشی از شهادتنامه #شیرین_علم_هولی زندانی سیاسی کُرد است که به اتهام عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) اردیبهشت 1389 در زندان اوین و همراه با معلم شهید، فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی و علی حیدریان اعدام شد. این خلاصه را عاطفه نبوی از شهادتنامه او نقل کرده است.
✍عاطفه نبوی
سال 88 در بند عمومی زندان اوین با شیرین علم هولی هم بند شدم. همسفره و رفیق شدیم. روزی که شرح این شکنجههایش را برای انتشار مینوشت خوب به یاد دارم. متنش را برایش ادیت کردم، اشک امانم نمیداد و نمیتوانستم خطوط را درست ببینم. زمانی که من شیرین را در بند عمومی دیدم آثار بعضی از این شکنجهها روی تنش هنوز باقی بود، جای سیگار روی دستهایش، خون دماغ شدنها و سردردهای وحشتناک. فارسی را هنوز هم خوب نمیدانست و در حال مشق آن بود که اعدام شد.
شیرین علمهولی: «بعد از دستگیری مستقیما به مقر سپاه منتقل شدم ۲۵ روز در سپاه ماندم. ۲۲ روز آن را در اعتصاب غذا به سر بردم بازجوها مرد بودند و من با دستبند به تخت بسته شده بودم. آنها با باتوم برقی، کابل، مشت و لگد به سر و صورت و اعضای بدنم و کف پاهایم میکوبیدند.
در آن زمان به راحتی نمیتوانستم فارسی را بفهمم و صحبت کنم. زمانی که سوالهای آنها بیجواب میماند، باز مرا به باد کتک می گرفتند تا از هوش میرفتم ... یک روز در هنگام بازجویی، چنان لگد محکمی به شکمم زدند که بلافاصله دچار خونریزی شدیدی شدم.
یکی از دفعاتی که دکتر برای درمان زخمهایم و رسیدگی به وضعیتم مراجعه کرده بود، من در اثر کتکها در عالم خواب و بیداری بودم. دکتر از بازجو خواست که مرا به بیمارستان منتقل کنند. بازجو پرسید: «چرا باید به بیمارستان معالجه شود، مگر در اینجا معالجه نمیشود؟»
دکتر گفت: «برای معالجه نمیگویم، من در بیمارستان برایتان کاری میکنم که دختره مثل بلبل شروع به حرف زدن بکند.» فردای آن روز مرا با چشم بند و دستبند به بیمارستان بردند. دکتر مرا روی تخت خواباند و آمپولی به من تزریق کردند.
من گویی از خود بی خود شده بودم و به هر آنچه را که میپرسیدند، پاسخ می دادم ...آنها هم از این جریان فیلم میگرفتند. وقتی به خودم آمدم از آنها پرسیدم که من کجا هستم و فهمیدم که هنوز روی تخت بیمارستانم و بعد از آن دوباره مرا به سلولم منتقل کردند.
با پای زخمی سر پا نگه میداشتند تا پاهایم کاملا ورم می کرد و بعد برایم یخ میآوردند... ساعتها در اتاق بازجویی فقط قطره قطره آب سرد روی سرم میچکید و شب مرا به سلول باز میگرداندند.
یک روز با چشمان بسته روی صندلی نشسته بودم و بازجویی میشدم. بازجو سیگارش را روی دستم خاموش کرد. یک روز آنقدر پاهایم را با کفشهایش فشار داد که ناخنهایم سیاه شد و افتاد یا اینکه تمام روز مرا در اتاق بازجویی سر پا نگه میداشت و بدون هیچ سوالی، فقط مینشستند و جدول حل میکردند....
@zan_j
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تعدادی از مشهورترین پرترههایی که توسط «مودیلیانی» خلق شدهاند
مودیلیانی بارها نقاشیهايش را با يك وعده غذا معامله كرد! كسی كه همواره میگفت يك بورژوا ، نه من را میفهمد و نه زندگی را !
مودیلیانی بارها نقاشیهايش را با يك وعده غذا معامله كرد! كسی كه همواره میگفت يك بورژوا ، نه من را میفهمد و نه زندگی را !
🔶 هزاران نفر در برلین یاد #رزا_لوکزمبورگ و #لیبکنشت را گرامی داشتند
دو رهبر سوسیالیستهای آلمان صد سال پیش، در ژانویه ۱۹۱۹، به قتل رسیدند. هزاران نفر در خیابانهای برلین، پایتخت آلمان، راهپیمایی کردند و یاد رزا لوکزمبورگ و کارل لیبکنشت را گرامی داشتند.
سیاستمداران حزب چپهای آلمان از مردم دعوت کرده بودند تا در روز یکشنبه ۱۳ ژانویه (۲۳ دی) در راهپیماییای در برلین به یاد رزا لوکزمبورگ (Rosa Luxemburg) و کارل لیبکنشت (Karl Liebknecht) شرکت کنند. این دو رهبر سوسیالیستهای آلمان صد سال پیش به قتل رسیدند.
در صدمین سالمرگ رهبران سوسیالیستها همچنین بسیاری از چپها با جنبش اعتراضی جلیقه زردها در فرانسه ابراز همبستگی میکنند.
@zan_j
دو رهبر سوسیالیستهای آلمان صد سال پیش، در ژانویه ۱۹۱۹، به قتل رسیدند. هزاران نفر در خیابانهای برلین، پایتخت آلمان، راهپیمایی کردند و یاد رزا لوکزمبورگ و کارل لیبکنشت را گرامی داشتند.
سیاستمداران حزب چپهای آلمان از مردم دعوت کرده بودند تا در روز یکشنبه ۱۳ ژانویه (۲۳ دی) در راهپیماییای در برلین به یاد رزا لوکزمبورگ (Rosa Luxemburg) و کارل لیبکنشت (Karl Liebknecht) شرکت کنند. این دو رهبر سوسیالیستهای آلمان صد سال پیش به قتل رسیدند.
در صدمین سالمرگ رهبران سوسیالیستها همچنین بسیاری از چپها با جنبش اعتراضی جلیقه زردها در فرانسه ابراز همبستگی میکنند.
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️ تجمع شماری از معلمان و فرهنگیان بازنشسته مقابل «صندوق ذخیره فرهنگیان» در میدان ونک(تهران) ابتدای خیابان عطار با شعار: فرهنگی بیداره، از مختلس بیزاره
📷 https://bit.ly/2AGG0LS
💢 کودکهمسری در آمریکا: ثبت ۲۸۰ هزار ازدواج در ۱۰ سال
در حالی که نیمی از ایالتهای آمریکا هنوز قانونی برای کف سن ازدواج تصویب نکردهاند، آماری یک موسسه فعال در زمینه حقوق کودکان نشان میدهد در حد فاصل سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ میلادی حدود ۲۴۸ هزار کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال در این کشور ازدواج کردهاند.
@zan_j
💢 کودکهمسری در آمریکا: ثبت ۲۸۰ هزار ازدواج در ۱۰ سال
در حالی که نیمی از ایالتهای آمریکا هنوز قانونی برای کف سن ازدواج تصویب نکردهاند، آماری یک موسسه فعال در زمینه حقوق کودکان نشان میدهد در حد فاصل سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ میلادی حدود ۲۴۸ هزار کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال در این کشور ازدواج کردهاند.
@zan_j
#روایت_شکنجه
شهادت #عسل_محمدی به فشارهای جسمی و روحی به اسماعیل بخشی و سپیده قلیان در زندان
🔴 برای رفقای روزهای سخت؛ سپیده قلیان و اسماعیل بخشی که فریاد آزادیخواهی و برابری طلبیشان خاموش شدنی نیست.
برخورد امنیتی با کارگران و فعالان کارگری توسط حاکمیت مدافع صاحبان سرمایه دور از ذهن نبود. قرنهاست که مشت آهنین سرکوب همانجاییست که صدای حق طلبی طنینانداز میشود، چراکه تداوم استثمار در گرو قلع و قمع و منکوب کردن هرآن کسیست که رویای برابری در سر دارد. رشادت کارگران هفتتپه در جهت احقاق حقوق به تاراج رفتهشان آنچنان برحاکمیت گران آمد که سراسیمه مشغول پروندهسازیهای امنیتی برای کارگران و فعالین کارگری شدند و برای مرعوب ساختن آنان از تهدید و افترا و حتی شکنجه فروگذاری نکردند و من شاهد ستمی شدم که بر شما میرفت. آنچه در بازداشتگاه و زندان بر خودم گذشت را کنار میگذارم و از لحظاتی میگویم که شاهد زجر رفقایم بودم.
بخاطر میاورم روزهای بازداشت را در بازداشتگاه امنیتی اطلاعات اهواز.
روز ششم بازداشتم در اهواز به سلول کوچک و نموری منتقل شدم که هفت زندانی در آنجا محبوس بودند. یکی از آنان سپیده قلیان بود که برای شناختن چهرهاش زمانی مکث کردم. باورم نمیشد که در مدت کوتاهی چهرهی بشاش و شادابش چنان تکیده و لاغر و نحیف شده باشد. هنوز آثار کبودی بر گردن داشت و جای چنگ و خراش روی دستهایش. برایم از ستمی گفت که در آن بیستویک روز بر او گذشته بود و دیدنش در آن وضعیت گفتههایش را اثبات میکرد. من شاهد ساعتهای طولانی بازجوییش بودم، از ده صبح تا پاسی از نیمه شب که تقریبا هرروز این پروسه تکرار میشد. من صدای فریادها و توهینهای بازجویش را از اتاق کناری میشنیدم. من شاهد روزی بودم که چنان فشاری برای اعتراف دروغ بر او آوردند که پنجه بر چهرهی نازنینش میکشید.
من صدای ممتد سرفهها و تنگی نفس شدید اسماعیل را از اتاق بازجویی مجاور میشنیدم و تمسخر ماموران را که میگفتند "فیلمشه حالش از ما بهتره". چه رنجی بود دانستن اینکه رفیق شریفم در اتاق کناری در حال آزار است و حداقل اقدامات درمانی از او دریغ میشود. من روزی که برای هواخوری به حیاط بازداشتگاه میرفتم صدای فریادها و توهینها و افترای بازجو به اسماعیل را شنیدم. من حاضر به شهادت برای آنچه که شنیدم و دیدم هستم.
احتمالا اینها فقط گوشههایی از آنچه بود که بر رفقایم گذشت و من با چشمان بسته شاهد آن بودم اما یقین دارم حالا که جز زنجیرهایمان چیزی برای از دست دادن نداریم این گردنکشیها قدمی ما را به عقب نمیراند.
چراکه ما عاشقان مست دل از دست دادهایم.
زنده باد کارگر
برقرار باد شوراهای مستقل کارگری و مردمی.
✍عسل محمدی
#اسماعیل_بخشی_تنها_نیست
#من_هم_شکنجه_شدم
#نان_کار_آزادی
@zan_j
شهادت #عسل_محمدی به فشارهای جسمی و روحی به اسماعیل بخشی و سپیده قلیان در زندان
🔴 برای رفقای روزهای سخت؛ سپیده قلیان و اسماعیل بخشی که فریاد آزادیخواهی و برابری طلبیشان خاموش شدنی نیست.
برخورد امنیتی با کارگران و فعالان کارگری توسط حاکمیت مدافع صاحبان سرمایه دور از ذهن نبود. قرنهاست که مشت آهنین سرکوب همانجاییست که صدای حق طلبی طنینانداز میشود، چراکه تداوم استثمار در گرو قلع و قمع و منکوب کردن هرآن کسیست که رویای برابری در سر دارد. رشادت کارگران هفتتپه در جهت احقاق حقوق به تاراج رفتهشان آنچنان برحاکمیت گران آمد که سراسیمه مشغول پروندهسازیهای امنیتی برای کارگران و فعالین کارگری شدند و برای مرعوب ساختن آنان از تهدید و افترا و حتی شکنجه فروگذاری نکردند و من شاهد ستمی شدم که بر شما میرفت. آنچه در بازداشتگاه و زندان بر خودم گذشت را کنار میگذارم و از لحظاتی میگویم که شاهد زجر رفقایم بودم.
بخاطر میاورم روزهای بازداشت را در بازداشتگاه امنیتی اطلاعات اهواز.
روز ششم بازداشتم در اهواز به سلول کوچک و نموری منتقل شدم که هفت زندانی در آنجا محبوس بودند. یکی از آنان سپیده قلیان بود که برای شناختن چهرهاش زمانی مکث کردم. باورم نمیشد که در مدت کوتاهی چهرهی بشاش و شادابش چنان تکیده و لاغر و نحیف شده باشد. هنوز آثار کبودی بر گردن داشت و جای چنگ و خراش روی دستهایش. برایم از ستمی گفت که در آن بیستویک روز بر او گذشته بود و دیدنش در آن وضعیت گفتههایش را اثبات میکرد. من شاهد ساعتهای طولانی بازجوییش بودم، از ده صبح تا پاسی از نیمه شب که تقریبا هرروز این پروسه تکرار میشد. من صدای فریادها و توهینهای بازجویش را از اتاق کناری میشنیدم. من شاهد روزی بودم که چنان فشاری برای اعتراف دروغ بر او آوردند که پنجه بر چهرهی نازنینش میکشید.
من صدای ممتد سرفهها و تنگی نفس شدید اسماعیل را از اتاق بازجویی مجاور میشنیدم و تمسخر ماموران را که میگفتند "فیلمشه حالش از ما بهتره". چه رنجی بود دانستن اینکه رفیق شریفم در اتاق کناری در حال آزار است و حداقل اقدامات درمانی از او دریغ میشود. من روزی که برای هواخوری به حیاط بازداشتگاه میرفتم صدای فریادها و توهینها و افترای بازجو به اسماعیل را شنیدم. من حاضر به شهادت برای آنچه که شنیدم و دیدم هستم.
احتمالا اینها فقط گوشههایی از آنچه بود که بر رفقایم گذشت و من با چشمان بسته شاهد آن بودم اما یقین دارم حالا که جز زنجیرهایمان چیزی برای از دست دادن نداریم این گردنکشیها قدمی ما را به عقب نمیراند.
چراکه ما عاشقان مست دل از دست دادهایم.
زنده باد کارگر
برقرار باد شوراهای مستقل کارگری و مردمی.
✍عسل محمدی
#اسماعیل_بخشی_تنها_نیست
#من_هم_شکنجه_شدم
#نان_کار_آزادی
@zan_j
Forwarded from سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
#علی_نجاتی_آزاد_باید_گردد
کارگر زندانی آزاد باید گردد!
🔻 صفحه #تلگرام #سندیکای کارگران.نیشکر هفت تپه ⬇️
@syndica_7tape
با کلیک روی آدرس زیر 👇👇👇
@Sandika7tapeh
اخبار، نظرات و گزارشات خود را برای ما ارسال کنید .
اعتراض ، اعتصاب، تجمع، تشکل ، داشتن نان ، آزادی و زندگی شایسته حق مسلم ماست.
کارگر زندانی آزاد باید گردد!
🔻 صفحه #تلگرام #سندیکای کارگران.نیشکر هفت تپه ⬇️
@syndica_7tape
با کلیک روی آدرس زیر 👇👇👇
@Sandika7tapeh
اخبار، نظرات و گزارشات خود را برای ما ارسال کنید .
اعتراض ، اعتصاب، تجمع، تشکل ، داشتن نان ، آزادی و زندگی شایسته حق مسلم ماست.
قیمت مرغ به ۱۴ هزار ۳۰۰ و قیمت گوشت گوسفند به ۸۱ هزار تومان رسید!
نایب رئیس مجلس، با سخنانش تلویحا خبر از قحطی قریب الوقوع میداد.
نظام هیچ راه حلی برای مشکلات جاری کشور ندارد.
#سفره_خالی_کارگران
@zan_j
نایب رئیس مجلس، با سخنانش تلویحا خبر از قحطی قریب الوقوع میداد.
نظام هیچ راه حلی برای مشکلات جاری کشور ندارد.
#سفره_خالی_کارگران
@zan_j
🔻 همسر #نسرین_ستوده، حقوقدان و فعال حقوق بشر زندانی، شامگاه یکشنبه ۲۳ دی (۱۳ ژانویه) در فیسبوک نوشت: «دوباره از ملاقات نسرین با خانواده جلوگیری کردند. این بار خود مقامات "زندان بدنام اوین" او را ممنوع الملاقات کردهاند.» به نوشته رضا خندان، «پیدا شدن قیچی کوچکی در میان لوازم او، علت ممنوع الملاقاتی این بار او اعلام شده است». این قیچی، به نوشته رضا خندان، وسیله خرد کردن گوشت و سبزیجات برای آشپزی یا پوست کندن میوه است: «زندان پر است از انواع قیچی و امکانات مختلف. اگر پیدا شدن قیچی کوچکی میتواند منجر به محرومیت خانواده و فرزندان مادری بشود قاعدتا تمام زندانیان بندهای عمومی برای همیشه باید ممنوع الملاقات شوند.» خندان قیچی را "بهانه" خوانده و محدودیتهای تازه را در راستای "فشار روزافزون روی زندانیان، به ویژه زنان سیاسی" توصیف کرده است.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
سنگ مزار رزا لوگزامبورگ
اینجا مدفون است
رزا لوگزامبورگ
زنی یهودی از لهستان
مبارز پیشگام کارگران آلمان
به قتل رسیده به امرِ
سرکوبگران آلمانی. سرکوب شدگان
شکافهایتان را دفن کنید!
«برتولت برشت»
@zan_j
اینجا مدفون است
رزا لوگزامبورگ
زنی یهودی از لهستان
مبارز پیشگام کارگران آلمان
به قتل رسیده به امرِ
سرکوبگران آلمانی. سرکوب شدگان
شکافهایتان را دفن کنید!
«برتولت برشت»
@zan_j
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ
"شهروندان جهان"
تقدیم به همه ی آنهایی که علیه نظم موجود به پا خاسته اند.
#زنده_باد_جنبش_نان_کار_آزادی
#گرامی_باد_اول_ماه_مه
@zan_j
"شهروندان جهان"
تقدیم به همه ی آنهایی که علیه نظم موجود به پا خاسته اند.
#زنده_باد_جنبش_نان_کار_آزادی
#گرامی_باد_اول_ماه_مه
@zan_j
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی درباره : زندگی رزا لوکزامبورگ.
@zan_j
@zan_j
سلام!
با لالههای سرخ همآواز میشویم
مجروح بال و خسته به پرواز میشویم
ما راهیان چشمهی خورشید در شبیم
نشکفته اختریم و سحر باز میشویم
گل واژههای روشن شعری امیدوار
همگام هر سپیده غزل ساز میشویم
مهر سکوت بر لب ما داد میشود
ما بی کلید معجزه اعجاز میشویم
*آن نخل ناخلف که تبر شد زما نبود
مارا زمانه گر شکند ساز میشویم*
«ایراندخت»
@zan_j
با لالههای سرخ همآواز میشویم
مجروح بال و خسته به پرواز میشویم
ما راهیان چشمهی خورشید در شبیم
نشکفته اختریم و سحر باز میشویم
گل واژههای روشن شعری امیدوار
همگام هر سپیده غزل ساز میشویم
مهر سکوت بر لب ما داد میشود
ما بی کلید معجزه اعجاز میشویم
*آن نخل ناخلف که تبر شد زما نبود
مارا زمانه گر شکند ساز میشویم*
«ایراندخت»
@zan_j
پیمانکار شهرداری کرمان کودکان گلفروش کار را واردار به خوردن گل و گیاه کرد...
کاری از هادی لطفی
➖➖➖➖
#کار_کودک_ممنوع
#رفاه_شادی_امنیت_حق_کودکان
@zan_j
کاری از هادی لطفی
➖➖➖➖
#کار_کودک_ممنوع
#رفاه_شادی_امنیت_حق_کودکان
@zan_j
#ممانعت_از_تحصیل کودکان در بسیاری کشورها جرم است
🔺احمد میدری، معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی :
از ۲۷ هزار تماس موفق با خانوار، حدود ۳۶۰۰ نفر «فقر» را علت بازماندگی اعلام کرده اند. ۱۱۰۰ نفر گفتند «پول ایاب و ذهاب» نداریم. ۱۰ هزار نفر «معلولیت» را علت اصلی عنوان کرده اند. ۱۷۰۰مورد «فوت گزارش نشده» داشتیم. ۱۰۰۰ مورد «خارج از کشور» بودند. ۴۰۰ مورد در «مدرسه دینی» تحصیل میکنند و عدهای به مباحث «فرهنگی» اشاره کردند.
/ ایسنا
@zan_j
🔺احمد میدری، معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی :
از ۲۷ هزار تماس موفق با خانوار، حدود ۳۶۰۰ نفر «فقر» را علت بازماندگی اعلام کرده اند. ۱۱۰۰ نفر گفتند «پول ایاب و ذهاب» نداریم. ۱۰ هزار نفر «معلولیت» را علت اصلی عنوان کرده اند. ۱۷۰۰مورد «فوت گزارش نشده» داشتیم. ۱۰۰۰ مورد «خارج از کشور» بودند. ۴۰۰ مورد در «مدرسه دینی» تحصیل میکنند و عدهای به مباحث «فرهنگی» اشاره کردند.
/ ایسنا
@zan_j
🚩
مرگ مشکوک یکی از فعالین کارگری در #هپکو
#مصطفی_حمیدی مهندس مکانیک در شرکت هپکو اراک بود که به خاطر پشتیبانی و دفاع از حقوق و مبارزات کارگران هپکو، بارها از طرف مامورین امنیتی تهدید به مرگ شده بود. وی در ماههای اخیر بهطور سیستماتیک مورد آزار و اذیت و تهدید ماموران وزارت اطلاعات قرار داشت. روز سه شنبه هجدهم دیماه ۹۷ خبر مرگ ناگهانی در میان دوستان کارگر و نیز در شهر اراک به نحو وحشتناکی پحش شد. طبق این خبر چند ساعت پس از آنکه مصطفی حمیدی برای انجام کاری از منزل خود در شهر اراک خارج می شود، افراد ناشناسی طی تماس تلفنی خبر میدهند که جسد وی در اتوموبیل شخصیاش در گورستانی در حوالی اراک در اثر خفگی ناشی از دود اگزوز ماشین، یافت شده است.
نان کار آزادی
@NK_Azadi
مرگ مشکوک یکی از فعالین کارگری در #هپکو
#مصطفی_حمیدی مهندس مکانیک در شرکت هپکو اراک بود که به خاطر پشتیبانی و دفاع از حقوق و مبارزات کارگران هپکو، بارها از طرف مامورین امنیتی تهدید به مرگ شده بود. وی در ماههای اخیر بهطور سیستماتیک مورد آزار و اذیت و تهدید ماموران وزارت اطلاعات قرار داشت. روز سه شنبه هجدهم دیماه ۹۷ خبر مرگ ناگهانی در میان دوستان کارگر و نیز در شهر اراک به نحو وحشتناکی پحش شد. طبق این خبر چند ساعت پس از آنکه مصطفی حمیدی برای انجام کاری از منزل خود در شهر اراک خارج می شود، افراد ناشناسی طی تماس تلفنی خبر میدهند که جسد وی در اتوموبیل شخصیاش در گورستانی در حوالی اراک در اثر خفگی ناشی از دود اگزوز ماشین، یافت شده است.
نان کار آزادی
@NK_Azadi
🖌 بازنشستگان آموزش و پرورش و تامین اجتماعی گرفتار بیمه درمانی بسیار ناکارآمدی هستند که آنان را در سنین بیماری دچار مشکل کرده است.
برای بازنشستگان یک بیمه گر اول یا پایه تعیین کرده اند و سپس بیمه گر دوم که بیمه تکمیلی( آتیه سازان) است که متعهد "جبران" بخشی از هزینه های درمان بر اساس تعهدات و سایر شرایط مندرج در قرارداد می باشد که تمام یا بخشی از هزینه ها را پرداخت کند.
⁉️ سوال مهم این است که چرا بازنشستگان نباید یک بیمه مفید و کارآمد داشته باشند؟ و چرا بیمه دوم باید بخشی از هزینه ها را جبران کند؟
حقوق بازنشستگان در سطح بسیار پایینی قرار دارد و کسر مبلغ دو بیمه از حقوق آنان ناعادلانه است.
بیمه های تکمیلی وضعیت اسفباری دارند که نه تنها جبران هزینه ها را نمی کنند بلکه بسیاری از هزینه ها مانند دارو، ویزیت، دندانپزشکی، پروتزهای ضروری برای عمل دیسک و... را پوشش نمی دهند یا سهم هر بیمار از درمان سرپایی و پاراکلینیکی در سال( ۹۶-۹۷ ) فقط ۶۵۰ هزار تومان بوده و این مبلغ با توجه به بالا رفتن هزینه های پاراکلینیکی، کفاف نمی دهد و فورا تمام می شود و در طی سال بازنشستهء بیمار باید هزینه های دیگر را به طور آزاد پرداخت کند. ی
🔸 اینجاست که چرایی وجود دو بیمه روشن می شود:
۱- برداشتن بار مالی از دوش بیمه گر ِ پایه که وظیفه سازمان بازنشستگی کشوری و تامین اجتماعی است.
۲- فراهم کردن شرایط سودآوری برای شرکتهای بیمه.
در حالی که اگر یک بیمه همه جانبه بازنشستگان را پوشش دهد و همه موارد را بدون تعیین سقف به عهده بگیرد، بازنشستگان را از نگرانی در خواهد آورد.
🔸بنابراین ضروری است که یکی از خواسته های بازنشستگان اصرار بر حذف بیمه های تکمیلی و داشتن یک بیمه مفید و کارآمد باشد.
گروه اتحاد بازنشستگان 🌈🌈
۹۷/۵/۲۳
برای بازنشستگان یک بیمه گر اول یا پایه تعیین کرده اند و سپس بیمه گر دوم که بیمه تکمیلی( آتیه سازان) است که متعهد "جبران" بخشی از هزینه های درمان بر اساس تعهدات و سایر شرایط مندرج در قرارداد می باشد که تمام یا بخشی از هزینه ها را پرداخت کند.
⁉️ سوال مهم این است که چرا بازنشستگان نباید یک بیمه مفید و کارآمد داشته باشند؟ و چرا بیمه دوم باید بخشی از هزینه ها را جبران کند؟
حقوق بازنشستگان در سطح بسیار پایینی قرار دارد و کسر مبلغ دو بیمه از حقوق آنان ناعادلانه است.
بیمه های تکمیلی وضعیت اسفباری دارند که نه تنها جبران هزینه ها را نمی کنند بلکه بسیاری از هزینه ها مانند دارو، ویزیت، دندانپزشکی، پروتزهای ضروری برای عمل دیسک و... را پوشش نمی دهند یا سهم هر بیمار از درمان سرپایی و پاراکلینیکی در سال( ۹۶-۹۷ ) فقط ۶۵۰ هزار تومان بوده و این مبلغ با توجه به بالا رفتن هزینه های پاراکلینیکی، کفاف نمی دهد و فورا تمام می شود و در طی سال بازنشستهء بیمار باید هزینه های دیگر را به طور آزاد پرداخت کند. ی
🔸 اینجاست که چرایی وجود دو بیمه روشن می شود:
۱- برداشتن بار مالی از دوش بیمه گر ِ پایه که وظیفه سازمان بازنشستگی کشوری و تامین اجتماعی است.
۲- فراهم کردن شرایط سودآوری برای شرکتهای بیمه.
در حالی که اگر یک بیمه همه جانبه بازنشستگان را پوشش دهد و همه موارد را بدون تعیین سقف به عهده بگیرد، بازنشستگان را از نگرانی در خواهد آورد.
🔸بنابراین ضروری است که یکی از خواسته های بازنشستگان اصرار بر حذف بیمه های تکمیلی و داشتن یک بیمه مفید و کارآمد باشد.
گروه اتحاد بازنشستگان 🌈🌈
۹۷/۵/۲۳