زن و جامعه (زن کارگر)
3.09K subscribers
21K photos
17.9K videos
319 files
6.79K links
تماس با ما :
@Zan_jameh


Women's emancipation
Download Telegram
♦️منظور ⁧ #انصاریان ⁩ از چیزهایی که ما دیده‌ایم و افغانها ندیده‌اند چه بود؟
#فوتبال
#زنان
#استادیوم


@zan_j
Forwarded from میان دو حق
🔴 فوری

حسین شریعتمداری ، کهنه جلال جمهوری اسلامی زنگ خطر را به صدا درآورده است.
این بدان معناست که احتمال بازداشت و یا ترور اسماعیل بخشی وجود دارد.


https://t.me/joinchat/AAAAAEfpGMjOfIc0hPdn9Q
هم‌پا با اعتصاب عظیم ۲۰۰ میلیونی زحمت‌کشان شهرهای هند، کارگران #بنگلادشی هم برای تحقق دستمزد بیشتر، دست به تجمع‌های اعتراضی زدند. بنگلادشْ دوم تولید کننده‌ی #پوشاک در جهان بعد از چین است که گزارش‌های متعدد از استثمار تمام‌عیار کودکان و زنان در کارخانجات «اچ اند ام» و «زارا» نشان از مافیای تولیدی در شهرهای این کشور دارد.
#هند
#بنگلادش
#معیشت_کارگران
#زنان_کارگر
@zan_j
سلام!
روز تون پر از اتفاقات خوب .🌺

@zan_j
چگونه دوست ندارم من این دیاران را
که هر شقایقش آئینه ای است یاران را

تمامِ هستیِ من در شطِ سَحَر جاری ست
چو یاد آورم آن روشنی تباران را

سپیده آئینه گردانِ روحشان بادا!
که روشنایِ دگر داد روزگاران را

بهارِ زخمیِ این باغ ، دلکٓش است هنوز
اگرچه نغمه به لب خشک شد هزاران را

بهوش باش که خونریزیِ خزان کوشد
که روحِ باغ فرامُش کند بهاران را


#شفیعی_کدکنی
#مردم_متحد_شکست_نمیخورند
#قیام_علیه_اعدام
#زنده_باد_انقلاب

@zan_j
⭕️ آماد‌باش پلیس فرانسه برای مقابله با نهمین دوره تظاهرات جلیقه زردها

به گزارش رسانه‌های خبری بیش از ۸۰ هزار پلیس در سراسر فرانسه برای مقابله با تظاهرات جلیقه زردها در روزهای شنبه و یکشنبه (۲۲ و ۲۳ دی/ ۱۲ و ۱۳ ژانویه) آماده شده‌اند.

قرار است پنج هزار پلیس در پاریس پایتخت فرانسه با تظاهرات معترضان مقابله کنند. در چند ماه گذشته اعتراضات فرانسه با خشونت‌های زیادی همراه بوده است.

رئیس پلیس فرانسه پیش‌بینی کرده است که بیش از ۶۰ هزار معترض در راهپیمایی‌های این دو روز شرکت کنند.
@zan_j
https://t.me/zan_j/7101
نامه‌ی
#گوهر_عشقی مادر شهید #ستار_ بهشتی به اسماعیل بخشی: درودبر تو که آزاده‌گی را به بنده‌گی و سکوت ترجیح دادی

🌺 پسرم اسماعیل بخشی عزیزم

پیگیر اخبار اعتراضات شما بودم و قلبم و روحم نزد تک تک شما بود، خبر شکنجه‌ات را و پاسخ مسئولان ضد مردمی را هم پیگیر بودم. با وجودم می‌خواستم به دیدارت بیایم اما کشته شدن ستار توسط بازجویان حکومت خدا، توانن را کم کرده و خواستم سخنانم را برایت بگویم تا همگان بشنوند.

پسرم، می‌دانم که به بی‌رحمانه‌ترین شکل و به غیر انسانی‌ترین روش حقوق اولیه‌ات را زیر پای گذاشتند، می‌دانم برای سوال درباره سفره‌ی تهی از نانت به دنبال تهی کردن شجاعتت آمدند، می‌دانم کارگران زحمتکش صرفا ابزاری هستند تا قدرتمندان حاکم به چپاول خود ادامه دهند، می‌دانم شعارهای حمایت از پای برهنگان تنها و تنها در حد شعار باقی ماند و سالهای بعد پای برهنگان را شکستند و دهان‌شان را بستند، می‌دانم که یک سوال ساده برای پر کردن سفره‌ی خالی مساوی است با آماجی از تهمت‌ها و اتهاماتی برای وادار کردنت به سکوت.

پسرم؛ می‌دانم که صورتت را در برابر خانواده با سیلی سرخ نمودی تا حافظ آبرویت باشی و همچنین با روح و جانم درک می‌کنم بر چگونگی نواختن‌شان بر صورتت تا سپیدی رویت را با بی‌حیایی‌شان رنگین کنند. همه این‌ها را می‌دانم و می‌دانیم و می‌دانند اما افسوس و دریغ... به جای این‌که مدال استقامت و شرافت را بر گردن کارگران و تهی دستان بیندازند، آنها را زیر شکنجه‌های وحشیانه‌شان به مانند ستارم به قتل می‌رسانند و یا اگر در اثر فشار افکار عمومی مجبور به زنده نگاه داشتنش شوند چنان رفتاری می‌کنند که با تو فرزندم کردند. همه این‌ها در حالی است که دزدان و غارتگران آزادانه کمر به نابودی مردم و وطن‌مان بستند.

به جای این‌که تلاش کنند تا مقابل آنها بایستند تا حداقل با جلوگیری از یک اختلاس و دزدی بتوانند جلوی شکسته شدن استخوان کارگری را بگیرند. به جای این‌که دستان پینه بسته کارگران را به گرمی بفشارند و دل شکسته‌شان را گرامی بدارند تمام تلاش‌شان این است که با هیاهو و اتهام‌زنی، تهدید، شکنجه، توهین و تحقیر به رفتار و بقای ننگین خود ادامه دهند.

صد حیف که حاکمان این کشور نکبت زده بجای حمایت از کارگران که همواره شعارش لق لقه زبان‌‌شان است رفتاری مغول‌وار پیشه کرده و با ارعاب و زندان شکنجه و قتل سعی در ایجاد خفقان و تداوم مشی وحشیانه‌شان را دارند تا بدین‌گونه اعتراضات بر حق‌شان را با لطایف الحیل به بن بست برسانند.

پسرم! تو تنها قربانی شکنجه نبودی و نیستی! اولین نبودی و آخرین هم نخواهی بود چرا که عزمی برای مقابله با این مغول‌صفتان وجود ندارد. چه انسان‌های شریفی که بخاطر جاری کردن صدای حق و مظلومانه‌شان به زندان‌ها و سیاه‌چاله‌های مخوف افتادند و آرامش و امنیت و حتی جان‌شان را نیز از دست دادند.

فرزندم تو تنها نیستی گر چه در این شهر سوخته مردی و مردانگی رخت بر بسته و فریادرسی نیست، در این روزهای سیاه آرزو می‌کنم که ای کاش حریت و آزاده‌گی رفته از این دیار دوباره باز آید و تک صدای تو به صدای همگان تبدیل شود. اما یقین بدان که این مادر داغدیده و فرتوت در کنار توست و با همین نوشته به حاکمان بی‌لیاقت هشدار می‌دهم شما ستار مرا گرفتید آگاه باشید و بدانید که همه کارگران مظلوم فرزندان من هستند تا جان در بدن دارم حامی تک تک‌شان خواهم بود.

درود بر تو که آزاده‌گی را به بنده‌گی و سکوت ترجیح دادی.

اسماعیل عزیزم برای تو که صدای حقانیت و مظلومیت طبقه شریف کارگر شده‌ای آرزوی تندرستی دارم و امیدوارم تک تک جامعه کارگران زحمت‌کش و ستمدیده همراه و همیارت باشند.

@zan_j
#نه_به_شکنجه
از صفحه ی اسماعیل بخشی

🔻با سلام به مردم عزیز میهنم
قصد داشتم که دیگر تا پایان موضوع شکایتم در این‌باره بخاطر آرامش خودم و بخصوص خانواده ام و فضای کشور سخنی نگویم و پستی در صفحه ی اینستاگرامم منتشر نکنم اما پس از پست آخرم شبهاتی در مورد حرفهایم در اذهان بوجود آمده که لازم دیدم برای رفع آن شبهات توضیحاتی بدهم :
در روز سه شنبه هفدهم دی ماه به همراه وکیلم برای تحویل شکایتم به کمیسیون اصل نود به مجلس شورای اسلامی رفتیم و سپس به درخواست فراکسیون امید با تعدادی از نمایندگان این فراکسیون دیدار داشتیم نه گروه تحقیق و حقیقت یاب رسمی در مجلس، ضمنا همزمان با این دیدار جلسه کمیسیون امنیت ملی درباره موضوع شکایت بنده در مجلس تشکیل می‌شود که بدون شنیدن حرفهای بنده، آقای فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت ملی، آن مصاحبه ی نا صواب را انجام دادند و همانطور که وکیلم نیز در مصاحبه اش گفته است ما دیداری با کمیته حقیقت یاب یا گروه تعیین شده ی رسمی از سوی مجلس شورای اسلامی نداشتیم بلکه در روز سه شنبه فقط با تعدادی از نمایندگان فراکسیون امید دیداری صورت گرفت.
همچنین به همراه وکیلم دیروز (پنجشنبه) با نماینده ای از هیئت تحقیق و تفحص در معاونت نظارت دادستانی کل کشور دیدار داشتیم که همه اعضای هیئت حضور نداشتند ضمنا این نکته هم قابل ذکر است که دیدار با نماینده قوه قضائیه روز بعد از پست آخرم صورت گرفت که اعتراضی به مصاحبه ی نماینده ی دولت و مجلس علیه بنده بدون شنیدن سخنان من بود.
و همچنان اعلام می‌کنم تا این لحظه هیچ کمیته ی تحقیق و حقیقت یاب رسمی از طرف دولت و مجلس با بنده گفتگو نداشته است و اینجانب هیچ دروغی به مردم عزیزم نگفته ام و از همه ی عزیزان خواهشمندم تا مشخص شدن حقایق صبور باشید.
شاد باشید و پیروز

اسماعیل بخشی
20 دیماه 97

@zan_j
#اسماعیل_بخشی_تنها_نیست
🔺نسبت #کادر_پرستاری به جمعیت در ایران یک چهارم متوسط جهانی است. پرستاران ایران ۱۰ برابر پرستاران اروپایی تحت فشار کاری قرار دارند .به ازای هر ۱۰۰ تخت بیمارستانی ۱۰۰ پرستار در کشور وجود دارد و نسبت کادر پرستاری به جمعیت رقم ۱.۶ است؛ درحالیکه در اروپا به ازای هر ۱۰۰ تخت بیمارستانی ۱۱۰۰ کادر پرستاری وجود دارد و نسبت کادر پرستاری به جمعیت رقمی حدود ۱۰ است.

@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دستاورد 40 سال حکومت اسلامی برای مردم ایران

روستای دستگرد ناگرد؛ #استان_هرمزگان
اینجا
نه آب سالم دارند
نه بهداشت
و کپر نشین هستند.
@zan_j
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«مبارک باد»

موسیقی و اجرا: کیمیا قربانی
شعر: پویان مقدسی

#نان_کار_آزادی_اداره_شورایی
@zan_j
لا به لای چینهای صورتت مهربانی می‌خندد

صداقت، نگاهت را ابدی ساخته

راز این همه پاکی
در دستان کار است.

#شیرین_احمدی

@zan_j
4_5814422224475523256.mp3
10.8 MB
کاری از: "زیاد رحبانی"
نام ترانه : "این روزها به چه رسیده ایم؟"
از آلبوم: "انا مش کافر "
سال انتشار:۱۹۸۵

این روزها به چه رسیده ایم؟
آن ها می گویند ثروتمندان نسبت به فقرا سخاوتمندند
گویی پول از هیچ کجا ظاهر شده است
میزان کمی برای فقرا و بسیار زیاد برای ثروتمندان
زن زیبا سپیده دم بیدار می شود تا خمیر نان کند
آن ها می گویند پول از عرق جبین مرد به وجود می آید
خب او چطور ثروت میلیونیش را توضیح خواهد داد؟
زمانی که یک بار هم عرق ریختنش را ندیده ایم
حقیقت ندارد، حقیقت ندارد، حقیقت ندارد که عشق همیشه پیروز است
مرد ثروتمند بی آنکه از او خواسته شده باشد پول را توزیع می کند
آیا او خسیس است؟ ابدا او به همه ی شما مردم فقیر مستحق اهمیت می دهد
هر کدام از ما یک ستیلو داریم (۳)
در این مورد برابری ممنوع نیست
پس قلم را بیاور تا برای تو امضا کنم
که تمام مردم فردا بیدار خواهند شد
درود
درود، درود
همه پولی که انباشت شده است را
چرا نمیتوان حساب کرد یا شمرد
چون از جیب مردم دزدیده شده
و لازم است که به جیب مردم برگردانده شود
بفرما (پول)
بفرما. بفرما درست همانجایی است که به آن تعلق دارد
(۳)مارک نوعی خودکار مثل بیک
🔴 بحران بازتولید و پیدایش پرولتاریای «قانون‌شکن»
✍️ سیلویا فدریچی

در سال‌های اخیر #کار_مجانی به ‌شدت افزایش یافته. آنچه در دهه‌ی هفتاد از منظر خاصِ کار خانه‌گی شاهدش بودیم، کل جامعه را فراگرفته است. در واقع اگر به تاریخ سرمایه‌داری نگاه کنیم، می‌توانیم ببینیم که از کار بی‌مزد به صورت گسترده‌ای استفاده می‌شده است. امروزه کار بی‌مزد هم به شکل سنتی و هم به اشکال جدید رو به افزایش است، چرا که امروزه کسی که بخواهد کار مزدی پیدا کند مجبور است دست‌کم مقداری کار بی‌مزد هم انجام دهد.
در یونان عده‌ای از مردم به من گفتند این روزها لازم است شش یا #هفت_ماه_مجانی کار کنی با این امید که بتوانی کاری با دستمزد پیدا کنی، و این در زمینه‌های متفاوت بسیاری صدق می‌کند: شما را مجانی استخدام می‌کنند، شش یا هفت ماه کار می‌کنید و بعد دوباره خانه‌نشین می‌شوید. کار بی‌مزد اجباری حتی شایع‌تر است. دانشگاه‌ها اولین جایی‌اند که از این نوع کار بهره‌برداری می‌کنند. در دانشگاه ایده #کارآموزی مرکزیت یافته است. #کارآموزی را به نحوی نشان می‌دهند که انگار به نفع دانشجویان است، اما آن‌ها عملاً از اولین سال‌های مولد بودن‌شان استثمار می‌شوند. سن مولد بودن رو به کاهش گذاشته است. این روزها رسانه‌ها بسیار در مورد کارگران آزاد حرف می‌زنند. یعنی خدمات فوری که "مدل اوبر" (مشابه راننده‌گان اسنپ در ایران) را به همه بخش‌های دیگر تسری می‌دهد و نشانگر این است که عدم امنیت کاری به بالاترین سطح خود رسیده است. این نکته برای فمینیست‌هایی که فکر می‌کنند ورود زنان به عرصه کارمزدی نوعی پیشرفت یا رهایی است، بسیار مهم است، زیرا کار مزدی به‌مراتب بیشتر از دیگر اقسام کار به قالب کار رایگان یا بی‌دستمزد درآمده است.
از دهه ٧٠ میلادی رویکردی "فوردی" به سیاست‌های اجتماعی وجود داشته، یعنی سیاست‌هایی مبتنی‌بر سرمایه‌گذاری‌های دولتی به منظور بازتولید نیروی کار. این رویکرد که با "نیو دیل" به اوج خود رسید به دنبال ایجاد نیروی کاری مطیع‌تر و مولدتر بود. با پایان "فوردیسم" این تصور نیز به پایان رسید. از سرمایه‌گذاری دولتی رسیدیم به مالیه‌گراییِ کار بازتولیدی: چیزی که زمانی دولت پولش را می‌داد حالا ما هزینه‌اش را تامین می‌کنیم. از لحظه‌ای که یارانه‌های دولتی قطع شد، بازتولید بدل به لحظه انباشت شد. قطع کمک‌هزینه تحصیلی، دانشجویان را واداشته تا بدهی‌های سنگینی را متقبل شوند، در نتیجه امروزه با جمعیت دانشجویانی مواجهیم که حتی پیش از ورود به بازار کار به شدت مقروض‌اند. همین اتفاق برای خدمات درمانی و مددکاری اجتماعی نیز رخ داده است، به‌خصوص مددکاری برای سالمندان، پرستاری از کودکان و مهدکودک‌ها. ایالات متحده سردمدار این فرایند بود. این به‌ حداقل ‌رسیدن تسهیلات عمومی، در کانون بحران بازتولیدی قرار دارد که از سر می‌گذرانیم. قربانیان این بحران عظیم و ناگهانی اکثرا زنان، کودکان و سالمندان‌اند. این تبعات بحران بازتولید، محصول تغییر از تامین بودجه خدمات اجتماعی به مدل بازار است. این یعنی شما باید هزینه بازتولید را به گردن بگیرید و در بسیاری زمینه‌ها این امر پیامدهای مهلکی برای جمعیت دارد. در این وضعیت در موارد بسیاری پرولتاریا به بزهکاری وا‌دار می‌شود. ما را مجبور می‌کنند برای بقاء بزهکار شویم چرا که جلوی امرار معاش و دسترسی قانونی به بازتولید را چنان سخت گرفته‌اند که دیگر برای بخش بزرگی از جمعیت امکان‌پذیر نیست بدون دست‌ زدن به کارهای غیرقانونی به حیات خود ادامه دهند: بدون فروش مواد مخدر، بدون روسپی‌گری و... #مارکس تصریح کرده بود که چگونه تکوین سرمایه‌داری منجر به پیدایش پرولتاریای «قانون‌شکن» می‌شود. می‌توانیم بگوییم پیدایش چنین پرولتاریایی امروزه پدیده‌ای جهانی است، پدیده‌ای که به صورت نظام‌مند ادامه دارد. به روشنی می‌توانیم این را در مورد مهاجران ببینیم. بیش از پیش لازم است برای زنده‌ماندن دست به کارهای غیرقانونی زد و این به نوبه خود به دولت امکان می‌دهد تا رفتار خشونت‌آمیزی با نیروی کار در پیش بگیرد. از طرف دیگر خشونت در سال‌های اخیر به شدت افزایش یافته. این خشونت جنگ دائم است. هر چند سال یکبار یک کشور را ویران می‌کنند. جهان هر روز بیشتر و بیشتر تبدیل به میدان جنگ و سیستمی زندانی می‌شود. خشونت سرمایه‌دارانه همچنان روبه‌رشد است. می‌توانید این خشونت را در احیای مجازات‌ها و نظامی‌کردن زندگی مشاهده کنید. امروزه در ایالات متحده و آمریکای لاتین، پلیس به دست ارتش آموزش می‌بیند؛ ایالات متحده در سرتاسر جهان زندان ساخته؛ شرکت‌های بزرگ، سربازان خصوصی خود را دارند و تعداد ماموران حراست مدام بیشتر می‌شود. مدل خشونت در حال شکل بخشیدن به جامعه و سوژگی از منظر سوژگی مردان است. این فرایندها طبق معمول بیش از همه بر زنان تأثیر می‌گذارد.

✍️ سیلویا فدریچی ــ فیلسوفِ فمینیست و مارکسیست ایتالیایی
منبع: روزنامه شرق

.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقت به خیر🌺
ترانه گیلکی
«کوه نشین»
صدای : نسترن و زیباکناری
@zan_j
#روایت_شکنجه
از شكنجه بنویسم
شكنجه هايي كه هنوز بعد از گذشت ساليان سال اثرش بر روح و جسممان باقیست. تصور اين همه بيرحمي و شقاوت باور كردني نيست شكنجه هايي كه آنچنان بيرحمانه و ورذيلانه بود که شايد در باور هيچ انساني كه به چشم نديده نگنجد
من شاهد زنده ی دو دوره مخوف زندانهاي اوين و قزلحصار بودم سي آذر سال هزار و سیصد و شصت دستگير شدم و در جلو ورودي در اوين چشم بند به چشمهايم زدند ، فقط 18 سال داشتم پر بودم از انگيزه ها و آرمانهاي پاك انساني و خوب ميدانستم كه گير چه كساني افتادم چون تا قبل از آن هم تو خيابون و ميتينگها نوع خشونتشون رو بارها تجربه كرده بودم علني و در ملآ عام و ميشد حدس زد.
در بدو ورودم با انبوهي از جمعيت روبرو شدم البته با چشم بند و فقط صدا هارو ميشنيدم همهمه بود فرياد پاسدار ها كه همچون سگ هاري بودند كه به جان جوانا ن و نوجوانان افتاده بودند و همه پشت در بازجویی به صف ایستاده بودیم .بنظر ميومد يه سالن بزرگي باشه و اطرافش اتاقهايي كه مخصوص بازجويي و شكنجه بود و و اتاقها رو شعبه ميگفتند شعبه هايي كه شكنجه گاه بود صداي نعره ها فريادها ي دلخراش و صداي كابلها كه بي محابا فرود مي آمدند و ضجه هايي كه خاموشي نداشت و تبديل به زوزه ميشد وحشتناك بود هنوز حتي الان كه مينويسم تنم ميلرزه ولي قصد #فراموشي_هم_ندارم و ميدانم كه بايد گفت كه چه گذشت برعزيزترين فرزندان این مرز و بوم.
مادري كه پشت در اتاق بازجويي ضجه ميزد ، بنظر ميومد پسرش را شكنجه ميكنند فريادها دلخراش بود و تمامي نداشت شكنجه ها 24 ساعته بود و شكنجه گرها عوض ميشدند و كابلها فرود ميامد واز زير چشم بند فراوان عزيزاني رو ميديدم كه توان و حتي پاي راه رفتن نداشتند و روي زمين خود را ميكشيدند و بعضا پاها شكنجه شده بود و باند پيچي ميشد و دوباره به اتاق شكنجه برده ميشدند و حرفهاي ركيكي كه بي وقفه بر سر زندانيان فرود ميامد و دختراني كه زير شكنجه به خونريزي ميافتادند همه اينها رو شاهد بودم و من هم قطره اي بودم در بین سيل عظيم.
زندانيها رو روي تختهاي فنري ميخواباندند و دستها و پاهايشان كه به چهار طرف تخت ميبستند و بي وقفه شروع به كابل زدن ميكردند بعضا قطر كابلها تغيير میکرد بازجويان با خنده و قهقه اين شكنجه ها را انجام ميدادند پاها انقدر كابل ميخورد كه ورم ميكرد و بايد سرا پا مي ایستاديم و خودشان روي پاهايمان لگد ميزدند تا ورم بخوابد و مجبور به راه رفتن ميكردند و دوباره و چند باره ادامه همون شكنجه...
ادامه دارد
روایت: شکوه محمدی

کمپین:
#من_هم_شکنجه_شدم
#نان_کار_آزادی
#بخشی_تنها_نیست
@zan_j
Daram Geleh Besiar
Minoo Javan
"دارم گله بسیار"

صدای: مینو جوان
@zan_j
۸۰ درصد #پرستاران ناراضی‌اند

🔹رئیس شورای عالی نظام پرستاری گفت: مهمترین مشکل جامعه پرستاری کمبود نیرو است و البته ۸۰ درصد پرستاران کشور از نظام پرداخت ناراضی هستند

@zan_j