زن و جامعه (زن کارگر)
3.09K subscribers
21K photos
17.9K videos
319 files
6.79K links
تماس با ما :
@Zan_jameh


Women's emancipation
Download Telegram
https://t.me/zan_j/7049
بیدارزنی:‌ شامگاه چهارشنبه ۵ دی‌ماه، اتوبوس زنانِ کارگر در جاده‌ی گلوگاه واژگون شد. حادثه‌ای در اطرافمان رخ داد و چشمی را به خود خیره نکرد. رخدادی برای دیگری که «زن» و «کارگر» تعریف می‌شود. ۱۵ زنِ کارگر که تاکنون دو تن از آنان جان باخته‌اند. جامعه‌ مرکز نابرابری‌هایی را به جامعه‌ی پیرامون تحمیل می‌کند؛ نابرابری‌هایی که صرف حاشیه‌نشین بودن آن را توجیه می‌کند.
در جریان‌هایی که گاه خود جامعه‌ی پیرامون مسئول برقراری این تبعیض‌ها می‌شود. زنان کارگرِ شمال کشور که به‌صورت فصلی در باغ‌ها و مزارع مشغول به کار هستند و به‌عنوان کارگر موقت شناخته می‌شوند. از سویی دیگر سازمان جهاد کشاورزی باسیاست‌هایی که منافع کشاورزان و باغداران را تأمین نمی‌کند بستر را برای استخدام کارگر موقت با دستمزد پایین فراهم آورده است و زنان از اولویت‌های این انتخاب هستند (چنین اولویت‌بندی در صورتی صدق می‌نماید که نیروی کار مرد با شرایط بهتری مشغول به کار باشد). در نگاهی سطحی، چنین موقعیتی سبب استقلال اقتصادی زنان می‌شود اما در جامعه‌ی پیرامون که زن کارگر پیش از زن و کارگر بودن مادر و همسر است، هویت اقتصادی‌اش در تأمین منافع دیگری (شوهر و فرزندان) تعریف می‌شود. همچنین کار فصلی، نقش زن در کارِخانگی را کمرنگ نمی‌کند ، زن در دو میدان کار استعمار می‌شود؛ کارخانگیِ بدون مزد، و کارِ فصلی با دستمزد پایین. در این ساختار زنان شمالی در سه سطح مورد تبعیض واقع می‌شوند؛ تبعیض مرکز _پیرامونی، تبعیض‌های طبقاتی و در نهایت تبعیض‌های جنسیتی...
#نان_کار_آزادی
#برابری_جنسیتی
#روایت_شکنجه

فرشته قاضی در ۷ آبان ۱۳۸۳در رابطه با پروندهٔ سایت‌های اینترنتی، به دستور سعید مرتضوی صورت گرفته دستگیر و ۴۰ روز را تحت بازجویی و شکنجه گذراند و پس از آزادی در سال ۱۳۸۳ برای مداوای جسمی و روحی در بیمارستان بستری شد و به دلیل شکستگی بینی تحت عمل جراحی قرار گرفته و برای مداوای صدمات وارده بر قفسه سینه و ستون فقرات‌اش تحت درمان پزشکی و به دلیل شدت استرس‌ها و شکنجه‌های دوران بازداشت تحت درمان روان‌پزشکی قرار گرفت. وی پس از واگویی شکنجه در دوران زندان مجدداً احضار شد.

بعد آزادی هم مصاحبه کردم هم در دیدار با مسولین وقت از شکنجه گفتم. مرتضوی احضارم کرد درحضور وکیلم گفت باید شکایت کنی! شکایت کردم. گفت حالا پرونده تشکیل شد باید ثابت کنی وگرنه خودم حبس طولانی برایت می دهم. شدم متهم پرونده شکایت خودم.
اژه ای گفته #بخشی شکایت کند دادستان وارد می شود!

#"نان کار آزادی،
#نه_به_شکنجه

#من_هم_شکنجه_شدم
@zan_j
https://t.me/zan_j/7052

#روایت_شکنجه
شرح شکنجه های #سپیده_قلیان دختر مبارزی که شجاعت ش در تاریخ مبارزات کارگران جاودانه خواهد شد. ‏سلام به همگی
‏دوشنبه که برای چندمین بار به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شده بودم دو نفر که خود را مامور "بررسی" معرفی می‌کردند، ابتدا از من در مورد آنچه در سی روز بازداشت اتفاق افتاد سوال کردند و پس از توضیحاتم با گفتن اینکه بحث‌های ⁧ #اسماعیل_بخشی ⁩ و من در مورد شکنجه توهم است
به بررسی‌شان پایان دادند. پس تصمیم گرفتم توضیحاتم را دیگر نه به ماموران، که رو به مردم شرح دهم.
‏گفتن از شکنجه، فقط توضیح یک درد شخصی نیست بلکه بازگو کردن خشونت سیستماتیکی است که نهادهای امنیتی درقبال زندانیان به خرج می‌دهند و انکار یا تقلیل آن به اشتباه یک بازجو توجیهی خنده‌آور و البته دردی مضاعف است.
‏یادآوری سی روز رفتار وحشیانه و ضدبشری هنوز هم می‌تواند چشم‌هایم را خیس کند و تنم را بلرزاند.
‏حین دستگیری، اسماعیل بخشی سعی میکرد مرا از زیر ضرب و شتم ماموران بیرون بکشد اما خودش را چنان به باد کتک گرفتند که بیهوش شد.
شکنجه‌ی ⁧ #اسماعیل_بخشی ⁩ از زمان بازداشت در فرماندهی حفاظت اطلاعات، تا پلیس امنیت ( که فریاد میزد من یک کارگرم دنده‌هایم را شکستی) و زمان انتقالمان از شوش به بازداشتگاه اطلاعات اهواز چنان شدید بود، که من ده روز نخست بازداشتم تصور میکردم برادرم مرده است.
ده روز نه میتوانستم غذا بخورم، نه میدانستم شب است یا روز؟ فریاد میکشیدم، تا اینکه از بی‌قراری‌ها و فریادهایم عاصی شدند و نزدیک اتاق بازجویی‌اش بردند و صدای زخمی‌اش را شنیدم. برادرم اسماعیل زنده بود.
روزهای اول، چه حین دستگیری و چه در بازداشتگاه با ضرب و شتم همراه بود.سایه‌ی کابل بالای سرم بود تا #اعتراف بنویسم . به همین دلیل بود که بی‌آنکه حرفی از شکنجه با خانواده‌ام زده باشم متوجه غیرطبیعی بودن وضعیت‌ام شدند. ‏و ای کاش و صد ای کاش شکنجه به همان ضرب و شتم خلاصه می‌شد. وارد کردن #اتهامات_جنسی، در جایی که قطعاً حتی اگر فریاد می‌زدم صدایم به جایی نمی‌رسید، دردناک‌ترین قسمت ماجرا بود. ‏روز آخر بازجو می‌گفت اگر بیرون بروی و دهانت را باز کنی همین ادعاها و اعترافات اجباری تو و ⁧ #اسماعیل_بخشی ⁩ را را در اخبار بیست و سی هم پخش خواهیم کرد. و پودرتان خواهیم کرد. بله خداوندگاران قدرت اگر من نمیدانستم که شما میتوانید ما را پودر کنید که روی این صندلی نشسته نبودم.
‏من حتی در مورد رنگ مو و مدل لباس‌هایم بازجویی و تحقیر شدم، بازجویی با شکم گرسنه از صبح تا چند ساعت پس از خاموشی، آیا شکنجه نیست؟بازداشت پایان یافت اما شکنجه‌ها نه!
کمپین
#من_هم_شکنجه_شدم
#نه_به_شکنجه
جنبش : #نان_کار_آزادی
بعضی‌ها شک دارند که ویکی مورد آزار قرار گرفته باشد. می‌گویند #ویکی خیلی تحت فشار به نظر نمی‌رسد.
ویکی! هیچ کس حق ندارد روش تو را در برخورد با تجربیاتت مشخص و کنترل بکند؛ حق ندارد بخاطر لبخند شجاعانه‌ات، تجربیات تلخت را قضاوت کند و دست کم بگیرد!
#انتخاب_من
@zan_j
آنان کتاب قانون دارند،
آئین نامه، بازداشتگاه
و زندان.

(از دارالتأدیب هایشان بگذریم!)

آنان
زندانبانان
و قاضیانی دارند
که پول کلان می‌گیرند
و به هر کاری آماده‌اند.

اما برای چه؟
آیا فکر می‌کنند
این‌گونه ممکن است
مغلوب‌مان کنند؟
پیش از زوال شان –که طولی نمی کشد،
پی می‌برند که دیگر
چیزی از این‌همه امکان
به دادشان نمی‌رسد.

آنان روزنامه دارند و چاپخانه
تا با ما بجنگند
و زبان مان را ببندند
(از سیاستمداران شان بگذریم!)

آنان
کشیش دارند و پرفسور
که پول کلان می گیرند
و به هر کاری آماده‌اند.

اما برای چه؟
این‌همه از حقیقت می‌ترسند؟
پیش از زوال شان –که طولی نمی کشد،
پی می‌برند که دیگر
چیزی از این‌همه امکان
به دادشان نمی‌رسد.

آنان توپ و تانک دارند و
مسلسل و نارنجک
(از باتون هایشان بگذریم!)
آنان سرباز دارند و پاسبان
که پول ناچیزی می‌گیرند
و به هر کاری آماده‌اند

اما برای چه؟
آیا دشمن‌شان این‌همه نیرومند است؟
آنان برای نجات خود از سقوط
دنبال حائل‌اند
در فکر باطل‌اند!
روزی که دور نیست،
پی می‌برند به بیهودگییِ هرچه حائل است
آنگاه دیوانه وار نعره می‌زنند: « ایست!»
اما نه پول و نه توپ و تفنگ‌شان
دیگر دوای زوال و سقوط نیست.

#برتولت_برشت، از نمایشنامه‌ی «مادر»

ترجمه: شهاب برهان تهران ۱۳۵۸
@zan_j
🔴 #رسوا_شده_گان دوباره شمشیرها را از رو بسته اند! رئيس‌دفتر روحانی: وزارت‌اطلاعات و نظام حق‌دارند از اسماعیل بخشی شکایت کنند

▪️اردوی کار: «پیگیری» های دستگاههای ذیربط برای خاموش کردن صدای اعتراض علنی اسماعیل بخشی به شکنجه انگار تاکنون نتیجه مورد نظرشان را نداده؛ نه فشار بر وی برای پس گرفتن شکنجه، نه سناریوی چسباندن او به یک حزب در خارج از کشور. لذا این رسوا شده گان دوباره شمشیرها را از رو بسته اند و از «شکایت نظام» و «وزارت اطلاعات» از اسماعیل بخشی خبر می دهند.

▪️محمود واعظی، رییس دفتر روحانی گفته: درباره #اسماعیل_بخشی براساس دستور هفته گذشته رییس‌جمهور و هیاتی که به آن‌جا رفته و با خود بخشی صحبت کرده، امروز وزارت اطلاعات گزارش داد که شکنجه بخشی صحت ندارد و وزارت اطلاعات و نظام حق دارند که از این شخص شکایت کنند/ ایرنا
انتقال سحر کاظمی به زندان سنندج

#سحر_کاظمی، شهروند بازداشتی در #سنندج به زندان این شهر منتقل شده است.
این در حالی است که خانم کاظمی تاکنون اجازه ارتباط با خانواده خود را نداشته است.
سحر کاظمی روز یکشنبه ۱۱ آذرماه بعد از مراجعه به دادگستری سنندج بازداشت شده است.
تاکنون از دلیل بازداشت و انتقال سحر کاظمی به زندان سنندج اطلاع دقیقی به دست نیامده است.

@zan_j
Ahmet Kaya - Şafak Türküsü
Telegram.me/@ahmetkaya
ترانه ی "شفق"

احمد کایا

ترجمه ی متن ترانه:

اینجا دنبال‌ من‌ نگرد...
دنبالم نگرد مادر!
مقابل‌ِ در‌، نامم را مپرس.
ستاره‌ های اُفتاده‌ بر گیسوانت را
با چشمانی گریان‌ جدایشان مکن...
چند صباحی است‌ صورتم را اصلاح‌ نکرده ام‌
چشمم به‌ سپیده‌هاست
در حالی که دستانم‌ را بسویت دراز می کنم،
گوش به‌ صدای‌ آمد و شدها دارم!
دل‌تنگ‌ِ مرگم‌، مادر!
با اینکه دیوانه‌وار عاشق‌ِ زندگی‌ بودم...
اِی‌ کاش‌ می‌توانستم‌ عمرم‌ را نثار کنم‌، به‌ مادری‌ که‌...
قلبش‌ را در مشت‌ می‌گیرد و آسیمه‌ سر می‌دود
برای فرزندش.‌
به وطنی که...
سرتا پا ارمغانی است برای دختران و پسرانش.
با آرزوهای بیشمارم
با غرور جوانیم
و با سردرگمیم، زمانی که کودکم‌ را به‌ سنگ صبورم می سپردم
به آرامی بغض دردآوری‌، بسوی گونه‌هایم سر باز می کند‌...
به‌ قهرمانان‌ بیاندیش‌! مادر...
آغوشم را لبریز از ستاره کرده ام
بیایید!بچه ها!بشتابید
که سحر در کمینم ایستاده...
خلاصه اینکه وقتی به گلی فکر میکنی،نباید لرزه ای در وجودت باشد
خندیدن،امید داشتن،دلتنگ شدن
یا منتظر نامه بودن
در حالی که چشمانت به دوردست هاست...


@zan_j
🔴 خبر فوری
در ساعت ۹ امشب مامورین امنیتی با یورش به منزل پدری امیرحسین محمدی‌فر و ساناز اله‌یاری سردبیر و عضو تحریریه نشریه گام را دستگیر کردند
🚩نشریه گام🚩
Mirzadeh , Abbasi - Fatemeh jan
Yalda Abbasi
ترانه محلی : فاطمه_جان 🍁
صدای : یلداعباسی
@zan_j
🌸
سرو آزاد_سایه
سپیده رییس سادات_مشکاتیان
🌺🍃
تصنیف زیبای «سرو آزاد»
آواز و سه تار: سپیده رییس سادات

آهنگ: پرویز مشکاتیان
شاعر : ه.الف.سایه
@zan_j
چالش #بیمه_تکمیلی

عدم دسترسی به بیمه کارآمد

یعنی

مرگ خاموش فرهنگیان

@zan_j
انتقال بازداشت شدگان تجمع اعتراضی مقابل دانشگاه تهران به زندان اوین

بازداشت شدگان تجمع اعتراضی روز دوشنبه هفته گذشته در مقابل دانشگاه تهران در خیابان انقلاب به زندان اوین منتقل شده‌اند. پرونده افراد بازداشت شده در شعبه ۴ دادسرای اوین مفتوح است.در این تجمع اعتراضی هفت زن بازداشت شدند که در بند زنان زندان اوین نگهداری می‌شوند. و مردان بازداشت شده نیز در سایر بندها ی این زندان نگهداری می شوند.

@Nan_Azadi
این #دختران کوچک هر روز با دستهای کوچک‌شان، نفت بخاری مدرسه را می آورند.

«مجتمع دام» یکی از مناطق حاشیه #شیراز است که یک مدرسه عشایری در آن واقع شده. هر یک از ۹۰دانش‌آموز این مدرسه یک بطری با خود به همراه دارد که هر صبح از خانه نفت برای بخاری نفتی کلاس شان می‌آورند.
#امکانات_آموزشی


@zan_j
#روایت_شکنجه

#اسماعیل جان؛ فعلا زنده ام!

زمان بازداشت؛ چند روز بعد از برگزاری مراسم‌ اول ماه مه، روز جهانی کارگر، سال ۱۳۶۷

در محله «مسناو» #سنندج، متوجه حضور دو‌ ماشین پیکان شدم که در مقابلم قرار گرفتند. پنج مرد مسلح به مسلسل در کمتر از چند ثانیه با کشیدن گونی به سر و صورتم مرا داخل یکی از ماشین ها پرت کردند. بصورت قپانی به دستم دستبند زدند. سرم را به زیر صندلی فشار می دادند و از همان لحظه اول؛ ضرب و شتم شروع شد.

به محض ورود به اداره اطلاعات، بازجویی همراه با کتک شروع شد. بازجویی تا شب در کریدور ادامه داشت. شب اول را در کریدور نزدیک اتاق بازجویی در حالی که به دستم دستبند زده بودند، زیر پتو قرارم دادند و روز بعد به سلول ۱۳ منتقل شدم. حدودا ۵ ماه در تک سلولی بودم. همراه با بازجویی های طولانی مدت، بدون هواخوری- حدود یک ماه -؛ قرار گرفتن بر روی تخت تعزیر و بازجویی توسط چند بازجو. سر بازجو را «مهندس» صدا می زدند.
صدای بلندگو که مرتب نوحه و‌ قرآن از آن شنیده می‌شد با صدای لگد های بازجو به سر و صورت و بیضه ها و سوالات بازجویان همچون یک «دریل» تمام وجودم را به لرزه در آورده بود. در اثر این ضربات، بیضه های من دچار مشکل شد که در زمان ازدواج تازه من متوجه عوارض آن شدم و بر اثر فشار های روحی، تمامی مویرگ ها و عصب های لب پایین و بالا، پارگی داد و ضایعه ناشی از آن هنوز بعد از ۳۰ سال باقی مانده است.

ضرب و شتم نه‌تنها در دوران بازجویی بلکه تا آخرین روزهای زندان ادامه داشت؛ زمانی که من را به نزد دادیار، (شخصی به نام شهرام اهل کرمانشاه که در زندان او‌ را برادر شهرام صدا می زدند) بردند و در مقابل توهین به برادر جان باخته ام فرزاد و‌ دیگر جانباختگان کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران‌ با او به مجادله پرداختم. در کمتر از چند ثانیه چند نفر مامور بر سرم ریختند. در حالی که من را روی زمین می کشیدند، هم زمان چند نفر با مشت و لگد به جانم افتادند و من را تا داخل سلول - سلولهای دادسرای انقلاب سنندج - لگد مال بر روی زمین کشیدند و من را تحویل صدیق ظریف،_ از چهره های شناخته شده برای فعالین دهه ۶۰ در شهر سنندج_ دادند.
بعد از چند روز که مجددا در تک سلولی بودم، مرا به بند الف انتقال دادند. به خیالم که ضرب و شتم و‌ کتک کاری، دیگر تمام شده است. همان شب ا‌ول توسط مسئول بند - شخصی به اسم طالب اهل مریوان - مورد تهدید قرار گرفتم و نصف شب چند مامور من را صدا زدند و بعد از اینکه من را با چشم بند به آن طرف درب بند زندان بردند، من را رو‌به دیوار گذاشتند و کتک کاری مجددا شروع شد. این کتک خوردن ها تا روز های آخر که قرار شد، آزاد شوم، ادامه داشت.

آخرین برخورد و فشار روحی که هیچ وقت فراموش نخواهم کرد، زمان اعلام حکم صادر شده برای من بود. این در زمانی بود که هر شب تعداد از دوستان هم بند را برای اجرای حکم اعدام صدا می‌زدند. ساعت ۲ نصف شب بود. باز کردن قفل اتاق بند با چرخش کلید و پچ پچ چند نفر مامور کاری کرد که اکثر زندانیان از خواب بیدار شوند. اما همه در سکوت منتظر شنیدن نام زندانی بودیم. یکی از مامورین که پتو ها را کنار می زد، سوال می کرد بهزاد هستی؟ تا نوبت به خودم رسید، بهزاد هستی؟ بله، بهزاد سهرابی، بله، آرام بلند شو و لباس بپوش.
چشم بند زدم و با مامورین راه افتادم، مرا به اتاق نگهبانی بردند. چند نفر لباس شخصی آنجا نشسته بودند. سوال های تکراری نام ،فامیل، اتهام، وووو. گفتم: بازجویی دوباره شروع شده؟ گفتند: نه، جواب حکم شما از دیوان عدالت کشور را می خواهیم اعلام کنیم!! گفتم: الان ساعت ۲ شب! عجله برای چیست؟ گفتند: نمی خواهی بدانی که حکم تو چیه؟ گفتم چه فرقی می کند؟ حکم، حکم شماست و صادر شده. شنیدن حکم اعدام ساعت ۲ شب چه واکنشی می تواند ایجاد کند!؟ نمی دانم چقدر ترسیدم، اما کاری کردم که آنها متوجه ترس من نشوند. وقتی به داخل بند برگشتم هم اتاقی ها گفتند: زنده ای؟! گفتم فعلا زنده ام!
من در بیدادگاه های جمهوری اسلامی ایران بدترین، زشترین و رکیک ترین توهین ها را شنیدم و‌با آن واژگان توهین آمیز آشنا شدم.
در بیداگاه سنندج وقتی که من توسط حاکم شرع ویژه، محاکمه شدم، منشی او شخصی بود به نام برادر جودی. این دادگاه کذایی که بدون حضور وکیل برگزار شد، ۳ دقیقه بیشتر طول نکشید. برادر جودی، به نکاتی از پرونده ساختگی اشاره کرد. حاکم شرع ویژه خطاب به من گفت ، دفاعیه ای از خود دارید؟ ایشان بدون‌اینکه به من اجازه دهد که بگویم ،اره یا نه، کثیف ترین ، زننده ترین و رکیک ترین توهین ها را به مادرم گفت ، و نگهبان را صدا زد و به قول خودش من را از اتاق بیرون انداختند.

اسماعیل گیان ، فعلا زنده ام و امید به آینده دارم .
کمپین:
نه به شکنجه
من هم شکنجه شدم

نان کار آزادی،اداره شورایی
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#روایت_شکنجه

🔻زهرا همه را به گریه در آورد:
گفته های #زهرا_شفیعی دهاقانی از هواداران محمدعلی طاهری خطاب به اسماعیل بخشی در چالش
#من_هم_شکنجه_شدم!

به این کلیپ گوش کنید😞
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 این صدا و هشدار معلمان ایران است
که در تجمع معلمان کرمانشاه طنین انداخته است

پنجشنبه 20 دیماه

اگه جواب نگیریم
دوباره برمیگردیم

🔻🔻🔻
🆔 @kasenfi
‏بزرگترین ⁧ #اعتصاب ⁩ تاریخ از لحاظ تعداد شرکت کنندگان در ⁧ #هند ⁩ در جریان است. قریب به ۲۰۰میلیون #کارگر و زحمتکش علیه دولت دست راستی مودی در سرتاسر هند دست به اعتصاب عمومی زده اند.حکومت فعلی بنا دارد با تغییر قوانین اتحادیه های کارگری کارگران را به بردگی بکشاند.اعتصاب علیه این اصلاح قوانین و حداقل #دستمزد جاری ست.
@zan_j
🔴 جزئیات تکان‌دهنده‌ تازه‌ای از شکنجه فعالان حقوق زنان عربستان منتشر شده است.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/427492&rhash=eec6b76cb50965
@zan_j

▪️ گزارش جدید از #شکنجه #فعالان_حقوق_زنان #عربستان :

#اجبار_به_برهنگی و حضور مشاور سابق دربار در اتاق شکنجه. او یکی از زنان را به کشتن و تجزیه جسدش تهدید کرده است.

▪️ گروهی از نمایندگان مجلس انگلیس خواستار تحقیق درباره شکنجه‌ها و امنیت قضایی این.....
🔻تجمع اعتراضی معلمان و فرهنگیان #اردبیل، مقابل اداره آموزش و پرورش این شهر
پنجشنبه ۲۰دی

#حمایت دانش آموزان شجاع از اعتصاب معلمان

@zan_j