Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
مینا رشیدی(بیژنی) جوانترین مبارزِکشته شده درشب یلدای۱۳۵۵بود. سعید سلطان پور شعر "گل مینای جوان" را به یاد او نوشت... یاد شان گرامی
بشنویم 👇
بشنویم 👇
گل مینای جوان|سعید سلطانپور
@awazchiya سرود کوهستان
#گل_مینای_جوان
مینا رشیدی(بیژنی) جوانترین مبارزِکشته شده درشب یلدای۱۳۵۵بود. سعید سلطان پور شعر "گل مینای جوان" را به یاد او نوشت...
از درون شب تار ...
#نان_کار_آزادی
@zan_j
مینا رشیدی(بیژنی) جوانترین مبارزِکشته شده درشب یلدای۱۳۵۵بود. سعید سلطان پور شعر "گل مینای جوان" را به یاد او نوشت...
از درون شب تار ...
#نان_کار_آزادی
@zan_j
🍂 هنوز با همه دردم امید درمان هست
که آخری بود آخر شبان یلدا را 🍃
✍️ آسیه سپهری
🔹 نمی دانم آیا چشمک انارهای قرمز،
و یا داغی تخمه های بو داده شب یلدا، توانایی فرو دادن این حجم از غم بنهفته در سینه را دارد.
قاچ های شیک هندوانه آیا، از گلویِ بغض فرو خورده پایین می رود. وقتی حجم نگاه های فقر، از دریچهٔ تنگ چشم های بودجه، به صورتم مُشت می کوبد.
- که مادر داغدار ایذه ای دیگر نگران نان خشک سفره اش نخواهد بود چون کودکش راه حل ابدی پیدا کرد؛ خودکشی.
- آیا در کنار سفره گرم و مهرآگین، می توانم بدون بغض، تخمه ای بشکنم، بی آنکه نگاه های سینا و دنیا و شینیار و مریم و ... را بعد از گذشت یکسال!!! در کانکس های باران زدهٔ سرپل و کوئیک مرور نکنم و از بی تفاوتی «ما» مشت گره نکنم.
- آیا خانواده های داغدار برادرانِ کولبرم نیز، به گرمی ما شب یلدا را صبح میکنند؟
و آنهایی که همچنان قله های مرزی را برای لقمه ای نان، زیر نگاه خصمانه در دوسوی مرز، با کوله های سنگین فتح میکنند، به سلامت بازخواهند گشت؟!
- آیا جنگلهای بلوط، شرافتِ باجور را فراموش میکنند؟!
- با شکستن هر تخمه بغضی فرو می رود به یاد دخترکان سرزمینم مونا و یکتا و مریم و صبایی که دیگر صبح یلدا را نخواهند دید، و چه تلخ که سحری نیست یلدای تکراری حوادث شین آباد را.
سردی یلدا بیداد میکند.
🔹 هر چند ما با تمام توانِ مانده در جان، سرما را به پشت درب های خانه هایمان می رانیم و
هرچند با کوچکترین بهانه ها، برای باور کردنِ زنده بودنمان تخمه، انار، هندوانه را، به شب یلدا پیوند می زنیم و لبخند را چاشنی نگا ه ها.
اما در سینه فریاد دیگریست که دور باد از ما فراموشیِ؛
چادرهای سرما
غم کولبرها
کودکان کار
کارتن خواب ها
سفره های خالیِ کارگران بی معدن
و دربندهای آزادهٔ خیره بر آفتاب
از پشت پلک زندانبان ها.
و هرچند رسانه و تلویزیون، ما را به بی رگی میخواند و بطرزی ابلهانه سرخوش مان می نمایانند!!! اما
ما همچنان در میان لبخندهای تلخِ مدام، زنده ایم و همچنان «باهم» سرودِ گذشتن از یلداها را فریاد می زنیم.
که آخری بود آخر شبان یلدا را 🍃
✍️ آسیه سپهری
🔹 نمی دانم آیا چشمک انارهای قرمز،
و یا داغی تخمه های بو داده شب یلدا، توانایی فرو دادن این حجم از غم بنهفته در سینه را دارد.
قاچ های شیک هندوانه آیا، از گلویِ بغض فرو خورده پایین می رود. وقتی حجم نگاه های فقر، از دریچهٔ تنگ چشم های بودجه، به صورتم مُشت می کوبد.
- که مادر داغدار ایذه ای دیگر نگران نان خشک سفره اش نخواهد بود چون کودکش راه حل ابدی پیدا کرد؛ خودکشی.
- آیا در کنار سفره گرم و مهرآگین، می توانم بدون بغض، تخمه ای بشکنم، بی آنکه نگاه های سینا و دنیا و شینیار و مریم و ... را بعد از گذشت یکسال!!! در کانکس های باران زدهٔ سرپل و کوئیک مرور نکنم و از بی تفاوتی «ما» مشت گره نکنم.
- آیا خانواده های داغدار برادرانِ کولبرم نیز، به گرمی ما شب یلدا را صبح میکنند؟
و آنهایی که همچنان قله های مرزی را برای لقمه ای نان، زیر نگاه خصمانه در دوسوی مرز، با کوله های سنگین فتح میکنند، به سلامت بازخواهند گشت؟!
- آیا جنگلهای بلوط، شرافتِ باجور را فراموش میکنند؟!
- با شکستن هر تخمه بغضی فرو می رود به یاد دخترکان سرزمینم مونا و یکتا و مریم و صبایی که دیگر صبح یلدا را نخواهند دید، و چه تلخ که سحری نیست یلدای تکراری حوادث شین آباد را.
سردی یلدا بیداد میکند.
🔹 هر چند ما با تمام توانِ مانده در جان، سرما را به پشت درب های خانه هایمان می رانیم و
هرچند با کوچکترین بهانه ها، برای باور کردنِ زنده بودنمان تخمه، انار، هندوانه را، به شب یلدا پیوند می زنیم و لبخند را چاشنی نگا ه ها.
اما در سینه فریاد دیگریست که دور باد از ما فراموشیِ؛
چادرهای سرما
غم کولبرها
کودکان کار
کارتن خواب ها
سفره های خالیِ کارگران بی معدن
و دربندهای آزادهٔ خیره بر آفتاب
از پشت پلک زندانبان ها.
و هرچند رسانه و تلویزیون، ما را به بی رگی میخواند و بطرزی ابلهانه سرخوش مان می نمایانند!!! اما
ما همچنان در میان لبخندهای تلخِ مدام، زنده ایم و همچنان «باهم» سرودِ گذشتن از یلداها را فریاد می زنیم.
وزير آموزش و پرورش آمد
اما وزير وقتی آمد كه ديوار سست و لرزان جان معلم فداكار را گرفت و وزير بر مزارش فاتحه ايی خواند و رفت؟!
وزير آمد وقتی كه چراغ نفتی كه شايد فقط نمونه اش در كشور من توليد مي شود و هيچ استاندارد ايمنی ندارد به جاي گرم كردن كلاس، چهار فرشته را با هزاران آرزو سوزاند؟!
وزير آمد اما نگفت: برای مدارس غير استاندارد و نا ايمن چه خواهد كرد و در بودجه امسال، نمايندگان باز هم آموزش و پرورش را از ياد خواهند برد؟!
وزير امد اما نگفت: چرا نمايندگان هر از چند ماهی يكبار طرح استيضاح او را امضا و بعد امضای خود را پس می گيرند؟! آيا پشت پرده معامله اي صورت مي گيرد؟!
وزيرآمد اما شايد ندانست كه تنها معلم فداكار و كودكان مدرسه قربانيان نيستند و از نظر كيفيت اموزشی ما هم آخر هستيم ؟!
وزير امد اما هرگز از واقعيت آموزش و پرورش باخبر نشد و باز بی خبر از واقعيت رفت؟!
وزير شايد باز هم بيايد اما نه برای حذف مدارس غير استاندارد و كمبود نيروی انسانی، نه برای دانستن آمار ترك تحصيل و بازمانده از تحصيل، نه برای علت افت كيفيت آموزشی و مشكل معلم و ...
شايد برای ديدن فاجعه ای ديگر؟!
@zan_j
اما وزير وقتی آمد كه ديوار سست و لرزان جان معلم فداكار را گرفت و وزير بر مزارش فاتحه ايی خواند و رفت؟!
وزير آمد وقتی كه چراغ نفتی كه شايد فقط نمونه اش در كشور من توليد مي شود و هيچ استاندارد ايمنی ندارد به جاي گرم كردن كلاس، چهار فرشته را با هزاران آرزو سوزاند؟!
وزير آمد اما نگفت: برای مدارس غير استاندارد و نا ايمن چه خواهد كرد و در بودجه امسال، نمايندگان باز هم آموزش و پرورش را از ياد خواهند برد؟!
وزير امد اما نگفت: چرا نمايندگان هر از چند ماهی يكبار طرح استيضاح او را امضا و بعد امضای خود را پس می گيرند؟! آيا پشت پرده معامله اي صورت مي گيرد؟!
وزيرآمد اما شايد ندانست كه تنها معلم فداكار و كودكان مدرسه قربانيان نيستند و از نظر كيفيت اموزشی ما هم آخر هستيم ؟!
وزير امد اما هرگز از واقعيت آموزش و پرورش باخبر نشد و باز بی خبر از واقعيت رفت؟!
وزير شايد باز هم بيايد اما نه برای حذف مدارس غير استاندارد و كمبود نيروی انسانی، نه برای دانستن آمار ترك تحصيل و بازمانده از تحصيل، نه برای علت افت كيفيت آموزشی و مشكل معلم و ...
شايد برای ديدن فاجعه ای ديگر؟!
@zan_j
📌بنا بر گزارش های رسیده به گام در هفته گذشته در اداره پیگیری اطلاعات اهواز مادر #عسل_محمدی پس از پیگیری و تلاش فراوان موفق به دیداری کوتاه با او شده است؛ در این دیدار که با حضور مامورین امنیتی در زمان ملاقات همراه بوده است.
🔸وضعیت جسمی و روحی #عسل_محمدی مطلوب گزارش نشده است.
🔸هنوز از اتهامات و دلیل بازداشت #عسل_محمدی عضو تحریریه نشریه گام مشخص نیست
🔸عسل محمدی دانشجوی دکترای داروسازی مشغول تحصیل ترم های پایانی دانشگاه بوده و پیگیری اش جهت مطالبات کارگران هفت تپه یا فولاد خوزستان جرم نبوده و نیست.
🚩 نشریه گام🚩
🔸وضعیت جسمی و روحی #عسل_محمدی مطلوب گزارش نشده است.
🔸هنوز از اتهامات و دلیل بازداشت #عسل_محمدی عضو تحریریه نشریه گام مشخص نیست
🔸عسل محمدی دانشجوی دکترای داروسازی مشغول تحصیل ترم های پایانی دانشگاه بوده و پیگیری اش جهت مطالبات کارگران هفت تپه یا فولاد خوزستان جرم نبوده و نیست.
🚩 نشریه گام🚩
#زنان_سرپرست_خانواده
#زنان_کارگر
🥀کاش می توانستم مقداری از رنج به دوش کشیده رفیقم ژیلا را کم کنم.
کاش می توانستم امیدی باشم برای بچه هایش.
هر ماه که می بینمش رنگ صورتش زردتر، همانند گلی پژمرده و یا درختی که به فصل پاییز نزدیک می شود غمیگین تر جلوه می دهد.
چشم هایش روز به روز کم سوتر می شود.
صدایش هیچ مثل قبل نیست، تن صدایش بم و انگار داد می زند، وقتی هم عادی حرف می زند احساس می کنی که عصبانی است .
هر ماه که می بینمش سخت مشغول کار است، از هیچ تلاشی دریغ نمی کند تا مقداری پولی بدست آورد از درگیری با اداره بهزیستی، کار در مهد کودک،کار در خیاطی،کار های خانگی،گل دوزی، ملیله و نگین دوزی،نصب تزیینات بر پارچه تا کار در زمین های کشاورزی.
از چهره غم زده اش، کلنجار رفتن با دو فرزندش، حرف زدن و کندن تند تند ناخن هایش معلوم است که واقعا خسته است، بریده و نا امید شده ولی هنوز نمی خواهد تسلیم شود انگار هنوز با این همه مشکلات چند صباحی برایش باقی مانده است.
چقدر دلم می خواست که بهش می گفتم رفیقم، عزیزم، ادامه بده امیدی هست هنوز.
چقدر دلم می خواست که می توانستم مرهمی برای یکی از دردها و مشکلاتش باشم .
چند ماهی ازش با خبر هستم، مشغول نصب طرح تزیینی بر روی پارچه است.
ژیلا می گوید با چسپاندن و دوختن ملیله بر یک قواره پارچه 3/50 متری روزی 10/000 هزار تومانی مزد می توانم کسب کنم، البته اگر طرح آن پیچیده باشد به دلیل دیر دوختن و چسپاندن شاید بتوانم روزی 5/000 هزار تومانی مزد کسب کنم.
شبانه روز هم باید 8 تا 10ساعت مشغول دوختن چیدن و پرس کردن ملیله و نگین ها باشم تا بتوانم طرح را تکمیل کنم.
بعد از چند روز کار کردن، تزیین و تکمیل یک قواره پارچه 3/50 متری بنا به نوع طرح ملیله و نگین کاری بعضی وقت ها 40/000 هزار تومان و بعضی وقت ها 70/000 هزار تومان مزد دریافت می کنم.
همین قواره پارچه 350/000 هزار تومان تا 400/000 هزارتومان در بازار به فروش می رسد، همین پارچه طرح دار اگر ملیله دوزی و نگین کاری نشود ارزش آن به کمتر از 100/000 هزار تومان می رسد.
او کاپیتال مارکس را نخوانده است اما با گوشت و استخوان "ارزش اضافی" را درک کرده است.
شوهرش کارگر ساختمان و مدت دو سال است که دیسک کمر دارد، مدتی پیش با قرض و قوله هزینه عملش را تهیه کردند
اما بعد از عمل و مراجعه های مداوم به پزشک متوجه شد عمل دیسک کمرش موفق نبوده و همچنان درد دارد و نمی تواند به کار در ساختمان ادامه دهد.
ازش پرسیدم چرا خودتان را بیمه نکرده اید؟
می گوید من با کدام پس انداز باید بیمه پرداخت می کردم، من که از تهیه ابتدای ترین خواسته بچه هایم که یک جشن تولد بود ناتوان بودم .
با این شرایط فلاکت بار زندگی مگر زالو صفتان می گزارند چند قازی ته جیبمان بماند.
از ادامه دادن به این نوع زندگی و تبدیل شدن به کوله باری سنگین بر دوش همسرم خسته شدام.
از ناتوانی در تامین حداقل نیازهای بچه هایم شرمندام.
ﺻﺤﺒﺖﻫﺎ ﺗﻪ ﻣﯽﮐﺸﺪ؛ ﺣﺮﻑﻫﺎ ﻭ ﺩﺭﺩ ﺩﻝﻫﺎ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼﺳﺖ،
ساعت به دو نیمه شب نزدیک می شود، چند مدتی است که ذهن و فکرم شدیدا درگیر پیدا کردن راه حلی برای کمک کردن به ژیلا است.
مادرم بیشتر از قبل برایم نگران می شود با فریده گرم صحبت کردن هستند و من ناخواسته حرف هایشان را می شنوم، می گوید پسرم استرس دارد متوجه هستم که چند روزی دیر می خوابد حتما برای اجرا شدن حکم زندانش نگران است خدا از قاضی شان رازی نباشد چطور می تواند به جرم کارگر بودن و برگزاری روز جهانی کارگر برایش حکم صادر کند اگر بچه خودشان هم بود بدون هیچ دلیلی می توانست این حکم را برایشان صادر و روانه زندان کند؟.
28/9/97مهرداد صبوری
@zan_j
#زنان_کارگر
🥀کاش می توانستم مقداری از رنج به دوش کشیده رفیقم ژیلا را کم کنم.
کاش می توانستم امیدی باشم برای بچه هایش.
هر ماه که می بینمش رنگ صورتش زردتر، همانند گلی پژمرده و یا درختی که به فصل پاییز نزدیک می شود غمیگین تر جلوه می دهد.
چشم هایش روز به روز کم سوتر می شود.
صدایش هیچ مثل قبل نیست، تن صدایش بم و انگار داد می زند، وقتی هم عادی حرف می زند احساس می کنی که عصبانی است .
هر ماه که می بینمش سخت مشغول کار است، از هیچ تلاشی دریغ نمی کند تا مقداری پولی بدست آورد از درگیری با اداره بهزیستی، کار در مهد کودک،کار در خیاطی،کار های خانگی،گل دوزی، ملیله و نگین دوزی،نصب تزیینات بر پارچه تا کار در زمین های کشاورزی.
از چهره غم زده اش، کلنجار رفتن با دو فرزندش، حرف زدن و کندن تند تند ناخن هایش معلوم است که واقعا خسته است، بریده و نا امید شده ولی هنوز نمی خواهد تسلیم شود انگار هنوز با این همه مشکلات چند صباحی برایش باقی مانده است.
چقدر دلم می خواست که بهش می گفتم رفیقم، عزیزم، ادامه بده امیدی هست هنوز.
چقدر دلم می خواست که می توانستم مرهمی برای یکی از دردها و مشکلاتش باشم .
چند ماهی ازش با خبر هستم، مشغول نصب طرح تزیینی بر روی پارچه است.
ژیلا می گوید با چسپاندن و دوختن ملیله بر یک قواره پارچه 3/50 متری روزی 10/000 هزار تومانی مزد می توانم کسب کنم، البته اگر طرح آن پیچیده باشد به دلیل دیر دوختن و چسپاندن شاید بتوانم روزی 5/000 هزار تومانی مزد کسب کنم.
شبانه روز هم باید 8 تا 10ساعت مشغول دوختن چیدن و پرس کردن ملیله و نگین ها باشم تا بتوانم طرح را تکمیل کنم.
بعد از چند روز کار کردن، تزیین و تکمیل یک قواره پارچه 3/50 متری بنا به نوع طرح ملیله و نگین کاری بعضی وقت ها 40/000 هزار تومان و بعضی وقت ها 70/000 هزار تومان مزد دریافت می کنم.
همین قواره پارچه 350/000 هزار تومان تا 400/000 هزارتومان در بازار به فروش می رسد، همین پارچه طرح دار اگر ملیله دوزی و نگین کاری نشود ارزش آن به کمتر از 100/000 هزار تومان می رسد.
او کاپیتال مارکس را نخوانده است اما با گوشت و استخوان "ارزش اضافی" را درک کرده است.
شوهرش کارگر ساختمان و مدت دو سال است که دیسک کمر دارد، مدتی پیش با قرض و قوله هزینه عملش را تهیه کردند
اما بعد از عمل و مراجعه های مداوم به پزشک متوجه شد عمل دیسک کمرش موفق نبوده و همچنان درد دارد و نمی تواند به کار در ساختمان ادامه دهد.
ازش پرسیدم چرا خودتان را بیمه نکرده اید؟
می گوید من با کدام پس انداز باید بیمه پرداخت می کردم، من که از تهیه ابتدای ترین خواسته بچه هایم که یک جشن تولد بود ناتوان بودم .
با این شرایط فلاکت بار زندگی مگر زالو صفتان می گزارند چند قازی ته جیبمان بماند.
از ادامه دادن به این نوع زندگی و تبدیل شدن به کوله باری سنگین بر دوش همسرم خسته شدام.
از ناتوانی در تامین حداقل نیازهای بچه هایم شرمندام.
ﺻﺤﺒﺖﻫﺎ ﺗﻪ ﻣﯽﮐﺸﺪ؛ ﺣﺮﻑﻫﺎ ﻭ ﺩﺭﺩ ﺩﻝﻫﺎ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼﺳﺖ،
ساعت به دو نیمه شب نزدیک می شود، چند مدتی است که ذهن و فکرم شدیدا درگیر پیدا کردن راه حلی برای کمک کردن به ژیلا است.
مادرم بیشتر از قبل برایم نگران می شود با فریده گرم صحبت کردن هستند و من ناخواسته حرف هایشان را می شنوم، می گوید پسرم استرس دارد متوجه هستم که چند روزی دیر می خوابد حتما برای اجرا شدن حکم زندانش نگران است خدا از قاضی شان رازی نباشد چطور می تواند به جرم کارگر بودن و برگزاری روز جهانی کارگر برایش حکم صادر کند اگر بچه خودشان هم بود بدون هیچ دلیلی می توانست این حکم را برایشان صادر و روانه زندان کند؟.
28/9/97مهرداد صبوری
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴صحبتهای یکی از بستگان اسماعیل بخشی، کارگرنیشکر هفت تپه در رابطه با وضعیت سلامتی اسماعیل
🔻اسماعیل بشدت شکنجه شده و سه بار در بازداشت در زیر شکنجه بیهوش شده است.
🔻درخواست از مردم و کارگران هفت تپه که اسماعیل را تنها نگذراند.
#اسماعیل_بخشی_تنها_نیست
#نان_کار_آزادی
#اداره_شورایی
@zan_j
🔻اسماعیل بشدت شکنجه شده و سه بار در بازداشت در زیر شکنجه بیهوش شده است.
🔻درخواست از مردم و کارگران هفت تپه که اسماعیل را تنها نگذراند.
#اسماعیل_بخشی_تنها_نیست
#نان_کار_آزادی
#اداره_شورایی
@zan_j
#تجمع_اعتراضی دانشآموزان زاهدانی و دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در اعتراض به وضعیت آموزشی استان و حادثه آتشسوزی دبستان اسوه حسنه
مدارسی که بوی مرگ میدهند
#زاهدان
تنها ۵٪ از جمعیت زاهدان گاز لولهکشی دارند
مدارسی که بوی مرگ میدهند
#زاهدان
تنها ۵٪ از جمعیت زاهدان گاز لولهکشی دارند
برف آمد و در چلّهٔ سرما، غمِ توست
در طعمِ انار و سیبِ رؤیا، غمِ توست
ای زخمیِ چار فصلِ غُربت، ای کودک کار!
طولانی تر از شبِ یلدا، غمِ توست...
@zan_j
در طعمِ انار و سیبِ رؤیا، غمِ توست
ای زخمیِ چار فصلِ غُربت، ای کودک کار!
طولانی تر از شبِ یلدا، غمِ توست...
@zan_j
همدردى دختران مدرسه ايمان بالانج اروميه با قربانیان اتش سوزی دبستان زاهدان
#بودجه_شده_سهم_شما
#آتش_به_جان_بچه_ها
#تحصیل_رایگان_استاندارد_ایمن
#بودجه_شده_سهم_شما
#آتش_به_جان_بچه_ها
#تحصیل_رایگان_استاندارد_ایمن
هشدار در مورد وضعیت #عسل_محمدی
بر اساس گزارشات دریافتی عسل محمدی زندانی سیاسی از وضعیت جسمی و روحی مطلوبی برخوردار نیست!
پس از هفته ها تلاش، مادر عسل موفق شده است، دیدار کوتاهی زیر نظر مامورین اطلاعات با عسل داشته باشد که براساس این گزارش وضعیت جسمی و روحی عسل محمدی به هیچ عنوان مطلوب نیست.
عسل محمدی دانشجوی دکترای داروسازی مشغول تحصیل ترم های پایانی دانشگاه بوده و دلیل بازداشت وی حمایت از کارگران هفت تپه و فولاد اهواز بوده است.
فعالان حقوق بشر خواهان آزادی فوری عسل محمدی، علی نجاتی و تمامی کارگران دستگیر شده فولاد هستند.
بر اساس گزارشات دریافتی عسل محمدی زندانی سیاسی از وضعیت جسمی و روحی مطلوبی برخوردار نیست!
پس از هفته ها تلاش، مادر عسل موفق شده است، دیدار کوتاهی زیر نظر مامورین اطلاعات با عسل داشته باشد که براساس این گزارش وضعیت جسمی و روحی عسل محمدی به هیچ عنوان مطلوب نیست.
عسل محمدی دانشجوی دکترای داروسازی مشغول تحصیل ترم های پایانی دانشگاه بوده و دلیل بازداشت وی حمایت از کارگران هفت تپه و فولاد اهواز بوده است.
فعالان حقوق بشر خواهان آزادی فوری عسل محمدی، علی نجاتی و تمامی کارگران دستگیر شده فولاد هستند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز، پاریس
درگیری شدید جلیقه زردها با نیروهای پلیس در شانزلیزه، که به فرار پلیس منجر می شود! 🌈
@zan_j
درگیری شدید جلیقه زردها با نیروهای پلیس در شانزلیزه، که به فرار پلیس منجر می شود! 🌈
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باز هم درباره یلدا😊
#دانش_و_اندیشه
#مستند
#راز_یلدا
تاریخچه مختصر آئین شب یلدا از #میترائیسم تا تاثیر آن بر مسیحیت
@zan_j
#دانش_و_اندیشه
#مستند
#راز_یلدا
تاریخچه مختصر آئین شب یلدا از #میترائیسم تا تاثیر آن بر مسیحیت
@zan_j
با من بیا
در کشورِ من کوهیست
در سرزمین من رودخانه ایست
با من بیا
و تو ای تنها محبوب من
ای دانه ی سرخ و کوچکِ گندم،
پیکار ما دشوار است،
زندگی دشوار،
اما تو با من خواهی آمد...
#پابلو_نرودا
تصویر :منطقه دره تخت_ازنا_لرستان_اشترانکوه
@zan_j
در کشورِ من کوهیست
در سرزمین من رودخانه ایست
با من بیا
و تو ای تنها محبوب من
ای دانه ی سرخ و کوچکِ گندم،
پیکار ما دشوار است،
زندگی دشوار،
اما تو با من خواهی آمد...
#پابلو_نرودا
تصویر :منطقه دره تخت_ازنا_لرستان_اشترانکوه
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
سلام!
گر تو خاموش بمانی
چه کسی خواهد بود؟
که گواهی دهد
«اینجا، بودند
عاشقانی که زمین را به دگر آیینی
خواستند آذین بندند و
چه شیدا بودند!»
#شفیعی_کدکنی
@zan_j
گر تو خاموش بمانی
چه کسی خواهد بود؟
که گواهی دهد
«اینجا، بودند
عاشقانی که زمین را به دگر آیینی
خواستند آذین بندند و
چه شیدا بودند!»
#شفیعی_کدکنی
@zan_j
📈مرکز #آمار ایران اعلام کرد میانگین نرخ تورمِ که حاصل مقایسه نرخ #تورم ۱۲ماه منتهی به آذر ماه امسال، نسبت به ۱۲ماه منتهی به آذر پارسال است، با دو و چهار دهم درصد افزایش به ۱۸درصد رسیده است.
در این ماه همچنین تورم نقطه به نقطه، به ۳۷و چهار دهم درصد رسید که نسبت به نرخ مشابه در آبان، دو و نیم درصد افزایش یافته است.
به این ترتیب خانوارهای ایران در آذر ماه امسال، برای خرید یک مجموعه کالا و خدمات یکسان، ۳۷ و چهار دهم درصد بیشتر از آبان ماه پارسال هزینه کردند.
@zan_j
در این ماه همچنین تورم نقطه به نقطه، به ۳۷و چهار دهم درصد رسید که نسبت به نرخ مشابه در آبان، دو و نیم درصد افزایش یافته است.
به این ترتیب خانوارهای ایران در آذر ماه امسال، برای خرید یک مجموعه کالا و خدمات یکسان، ۳۷ و چهار دهم درصد بیشتر از آبان ماه پارسال هزینه کردند.
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افتتاح فیلم تئاتر اِما گلدمن: آنگونه که من زیستم با حضور جمعی از اعضای کانون نویسندگان ایران(نسترن موسوی، منیژه گازرانی، محسن حکیمی، اکبر معصوم بیگی، علی کاکاوند، رضا خندان مهابادی، حافظ موسوی، شهریار بهروز، کیوان باژن، سیامک میرزاده) به همراه اعضا و دوستان گروه تئاتر اگزیت .
اول دیماه هزار و سیصد و نود و هفت
@zan_j
اول دیماه هزار و سیصد و نود و هفت
@zan_j
من در انقلابی که نشه توش رقصید شرکت نمیکنم.
اما گلدمن، سال ۱۸۸۹
آبان عسکری در نقش اِما گلدمن
عکاس: رضا جاویدی
#نه_به_سانسور
#نه_به_اقتدارگرایی
فیلم تئاتر اِما گلدمن: آنگونه که من زیستم
کاری از گروه تئاتر اگزیت
دیماه ۹۷
اما گلدمن، سال ۱۸۸۹
آبان عسکری در نقش اِما گلدمن
عکاس: رضا جاویدی
#نه_به_سانسور
#نه_به_اقتدارگرایی
فیلم تئاتر اِما گلدمن: آنگونه که من زیستم
کاری از گروه تئاتر اگزیت
دیماه ۹۷
#اسماعیل_بخشی هرگز تنها نیست و نخواهد بود. وی در قلب جنبش مستقل کارگری ایران قرار دارد.
#نان_کار_آزادی
#اداره ی_شورایی
@zan_j
#نان_کار_آزادی
#اداره ی_شورایی
@zan_j