زن و جامعه (زن کارگر)
3.09K subscribers
21K photos
17.9K videos
319 files
6.79K links
تماس با ما :
@Zan_jameh


Women's emancipation
Download Telegram
#کودکان_سیستان_بلوچستان

🍃حس غریبگی مرضیه آرام آرام رنگ می‌بازد. بچه را سرجایش می‌خواباند و نزدیک ما می‌شود. کمی بالای سر ما می‌ایستد. کودک است. ایستادن و نگاه کردنش هم معصومیت کودکانه دارد.
حتی لحظه‌ای تصور اتفاقی که قرار بود برایش بیفتد چندش‌آور است. مرضیه ایران را دوست دارد. از افغانستان جز کتک و بدبختی هیچ چیزی به یاد ندارد. کنارمریم دختر خاله‌اش می‌نشیند که با یک دفترکهنه و دو سه تا مداد رنگی مشغول نقاشی کشیدن است. مریم عکس پرنسسی را می‌کشد که قبلا جایی دیده و مرضیه با ذوق به نقاشی نگاه می‌کند. مریم اسم دخترک نقاشی‌اش را سوفی می‌گذارد و مرضیه می‌خندد و مات تصویر می‌شود. انگار لحظه‌ای رویایی می‌بافد. رویایی است خاص برای مرضیه‌ای که سواد ندارد، شناسنامه ندارد و برای او فقر و دربه دری تنها آورده این زندگی است.

بچه ‌های ما بلوچ‌ها را اذیت می‌کنند
از دخترخاله نازپری می‌پرسیم چرا از سیستان و بلوچستان به تهران آمده‌اید؟ «آنجا هیچ چیزی نداریم. حداقل اینجا خیریه‌هایی هستند که کمک ‌مان می‌کنند».

او گله ‌مند است از رفتار بچه‌ها و بعضی از معلم‌ها با بچه ‌های آن ‌ها. می‌گوید حتی مدرسه‌ های اینجا بچه‌‌های ما را اذیت می‌کنند و با اینکه ما بلوچیم به آن‌ها می‌گویند شما افغان هستید و بقیه بچه‌ها آن‌ها را کتک می‌زنند. من درس بخوانم چه کسی خرج خواهرهایم را می‌دهد؟گزارش مرضیه بهانه‌ای شد تا سری به جاهای دیگر در این منطقه فراموش شده بزنم. هوا تاریک است و مجال زیادی برای تجسس بیشتری در این منطقه را ندارم. به خانه‌ تو سری خورده ‌ای می‌روم که سه دختر کودک و نوجوان میزبان آن هستند. وارد خانه می‌شوم. حیاطش خرابه ‌ای بیش نیست. بی در و پیکر است و دیوار مطمئنی ندارد تا بچه‌ها احساس امنیت کنند. نمی‌دانند پدر زنده است یا مرده. مادر برای کاری مدت‌هاست به زاهدان رفته و پولی برای برگشت پیش دخترها ندارد. تا تهیه پول همانجا مانده. دختر 14 ساله از بچه‌ها نگهداری می‌کند. کار می‌کند و در ازای شستن هر فرش در خانه‌ها 15 هزار تومان می‌گیرد.

حمیرا اصلا درس نخوانده و نازنین و خدیجه فعلا به مدرسه می‌روند. از حمیرا می‌پرسیم نمی‌خواهی درس بخوانی؟ می‌گوید:«من درس بخوانم چه کسی خرج خواهرهایم را می‌دهد؟ تازه مدرسه رفتن پول کتاب و دفتر می‌خواهد. همین اجاره صد هزار تومنی اینجا و پول آب و برق را هم نداریم پرداخت کنیم».

او هم دلیل نرفتن به زادگاه مادری و ماندن در این ناکجا آباد را همان می‌داند که دخترخاله نازپری گفت:«وجود خیریه‌ ها و کمک‌ های ‌شان». دخترها هیچ‌کدام شناسنامه ندارند و بدون هیچ هویتی در انتظار فرداهای ‌شان هستند.

سیما و بچه‌هایش هم شناسنامه ندارند
با چهار تا بچه قد و نیم قدش از پیچ کوچه می‌پیچد و وارد میدان می‌شود. اینجا انگار شهر زنان بدون مردان است. تا اینجا مردی کنار زن و بچه‌ها ندیدیم. اعتیاد و خماری همنشین بیشتر مردهای این منطقه است. دنبال اعضای خیریه می‌گردد. می‌گوید:«دخترخاله سیما هستم». سیما را بچه‌های خیریه می‌شناسند. می‌پرسیم تو چرا به تهران نقل مکان کردی؟

«سیستان که بودیم توی چادر زندگی می‌کردیم. کار نداشتیم. شوهرم قلبش مریض بود. گفتند تهران گروه‌ های خیریه برای کمک هستند. برای همین ما هم آمدیم این منطقه. فرش می‌شویم و 10 هزار تومان دستمزد می‌گیرم».

** عاطفه اینجا سهمی از زندگی ندارد
وارد خانه می‌شویم. اولین چیزی که به چشم می‌خورد توالت و دوش حمامی است گوشه حیاط بدون هیچ دیواری برای پوشش! بچه‌ای کوچک بغل زنی بلوچ است که حدود 60 سال دارد. زن، همسایه آن‌هاست. دختر و پسری کوچک در گوشه خانه ایستاده‌اند. دختر گوشه روسری را در دهانش گرفته و به ما زل می‌زند. پسرک هم روی رختخواب ‌های تلنبارشده گوشه اتاق، نشسته. خانه‌ای سرد با اندک‌ترین امکانات زندگی. گروه خیریه مادر را برای زایمان مجدد به بیمارستان فیروزگر فرستاده‌اند. مرد خانواده مثل خیلی از مردهای منطقه اسیر اعتیاد است و معلوم نیست کجا رفته و این را از گریه‌های دختر فهمیدیم که در نبود مادر یاد پدرش می‌کند و دلتنگی برای نبودنش. «عاطفه» اسمی است که برای خواهر تازه به دنیا آمده‌اش انتخاب کرده. حتما عاطفه‌ هم قرار است از عطوفت دنیا همین قدر سهم داشته باشد که مابقی کودکان اینجا دارند. این گوشه شهر حرف برای زدن زیاد دارد.

مهاجرت و حاشیه ‌نشینی. بچه‌هایی که شناسنامه ندارند. پدرهایی که نشئگی و خماری، تارو پود تن و روح‌شان را در هم تنیده. زن‌هایی که هفت، هشت ساله عروس شده‌ و غبار پیری در عنفوان جوانی همنشین‌شان شده. دخترانی که بدون امید در انتظار سرنوشتی شبیه مادرشان هستند. پسرهایی که اگر به دادشان نرسند بعید نیست شبیه پدرهای‌شان، در ناکجاآباد زندگی گم شوند.

منبع: روزنامه‌ی قانون
از کانال سر خط نیوز

#حاشیه‌نشینان #حاشیه‌نشینی #تهیدستان_شهری #حقوق_کودکان #حق_کودکی


@zan_j
🔺زنی در خیابانی در بیروت می‌ایستد و ادعا می‌کند به او #تجاوز شده
واکنش‌ مردم را ببینید!

@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی زنان در روسیه چگونه است
What Is Life Really Like For Women In Russia

با زیرنویس فارسی

@zan_j
#هنر_زنان

خانم عفیف العیبی Afifa Aleiby. او متولد ۱۳۵۲ در شهر بصره می باشد و در شهر بغداد در رشته ی هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به عنوان تصویرگر در مطبوعات مختلف مشغول کارشد.
وی برای ادامه ی تحصیل به شوروی سابق رفت و در مسکو در رشته ی هنر آموزش دید.وی به دلایل سیاسی نتوانست به کشورش برگردد ... او همواره برای دموکراسی در کشور عراق و مخالفت با جنگ و تروریسم و دیکتاتوری مبارزه کرده است.
تعدادی از نقاشی های زیبای وی را می بینیم🌸👇
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و ما
زمستان دیگرى را
سپرى خواهیم کرد.

با عصیان بزرگى که درون مان هست
و تنها چیزى
که گرم مان مى دارد،
آتش مقدس امیدوارى ست !

«ناظم حکمت»

#شب_یلدا
صدای : نوشین_طافی

@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام!

نوای دلنشین موسیقی در کوههای هیمالیا...

@zan_j
یک دنیا حرف
یک دنیا درد

◾️ مریم نوکندی، چهارمین مصدوم سانحه آتش سوزی مدرسه زاهدان در ساعت ۲۲:۴۵ چهارشنبه درگذشت .

#دنیایی_امن_حق_کودکان


@zan_j
تجمع اعتراضی جمعی بازنشستگان مقابل اداره تعاون،کار و رفاه اجتماعی شهرستان #کرمانشاه.

بازنشستگان علاوه بر اعتراض به وضعیت معیشتی، خواهان آزادی معلمان، کارگران و دانشجویان زندانی شدند.
چهارشنبه ۲۸ آذر
@zan_j
#خرید_ و_فروش #کارگران_زن_خارجی در #اقلیم_کردستان عراق

🔴 رئیس یکی از نهادهای مدنی دفاع از حقوق کارگران در کردستان عراق گفته «در اقلیم کردستان تجارت انسان و به‌ویژه‌ کارگران خارجی، تبدیل به‌ یک پدیده شده‌ است و این تجارت بیشتر با کارگران زن انجام می‌شود، به‌ نحوی که‌ هر کارگر زن خارجی به‌ قیمت ۸۰۰۰ دلار به‌ بغداد فروخته‌ می‌شود». محمد هژار آمار خشونت علیه‌ کارگران خارجی در اقلیم کردستان را صعودی دانسته‌ و از جمله به «خشونت جنسی و جسمی، کتک زدن و اهانت، عدم پرداخت حق‌الزحمه‌ و غذا، عدم تحویل پاسپورت و کاهش میزان استراحت قانونی» اشاره کرده است.
#زن_و_جامعه
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«سرود جنبش آزادی زنان»


این #سرود در مارس ۱۹۷۱توسط فمینیست‌های مبارز فرانسوی و به‌طور جمعی سروده شد و از آن پس در #تظاهرات زنان در فرانسه خوانده می‌شود
🍃زیرنویس فارسی

⚡️پنجاه سال از آغاز جنبش آزادی زنان موسوم به ‌ام‌ال‌اف می‌گذرد، جنبشی فمینیستی که در سال ۱۹۷۰ در فرانسه شکل گرفت و از سوی بسیاری از فعالان حقوق زنان در سراسر جهان دنبال شد.
مطالبه اصلی این جنبش «آزادسازی حق زنان بر بدن» خود است که به نوبه خود جامعه پدرسالار و مردسالار را به چالش می‌کشد. این جنبش که بیشترین الهام خود را از انقلاب فرهنگی ماه مه سال ۱۹۶۸ فرانسه گرفته، آغاز راهی بود که به زنان فرانسوی این فرصت را داد تا به حقوق اساسی خود از جمله سقط جنین، لغو مجوز از سوی همسران برای کار و مسافرت، حق طلاق و بسیاری دیگر از حقوق برابری‌خواهانه دست پیدا کنند.
اولین گروه‌هایی از زنان که بعدا در غالب جنبش مشترک آزادی زنان تشکیل شدند، بین سال‌های ۱۹۶۷ تا بهار سال ۱۹۷۰ با تشکیل نشست و جلسات کاملا زنانه، درباره راه‌های مبارزه برای دستیابی به حقوق اساسی زنان گفتگو می‌کردند.
#تشکل_مستقل_زنان
#زنان_متحد
#زن_زندگی_آزادی
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی معلمان در #اصفهان
تجمع کنندگان شعار میدهند:
"بودجه شده سهم شما
آتش به جان بچه ها"

پنج شنبه ۲۹ آذر ۹۷

@zan_j
‍ ‍ ‌ نان را ورق می زنم
شعر ها جارو می شوند
تو پنجره را باز نگه می داری
من الفبای گرسنگی را
هجی می کنم و
از حال می روم

اینجا کنارم نسخه ای ست
که به خود می پیچد
اشاره چشم هایم به نان است
آنها گرسنگی ام را
به داروخانه می برند.

«نرگس الیکایی»
@zan_j
بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سر آید
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید


یلدا پیام آور روشنی, مظهر مهر و امید 🌸
#جانباختگان_آزادی_عدالت
#زن_زندگی_آزادی

@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برگزاری آیین"شب یلدا" دریکی از مدارس


@zan_j
🔹 چرا اینقدر نابرابری؟

همه‌ی بچه‌ها برهنه به دنیا می‌آیند اما کمی بعد به بعضی از آن‌ها لباس‌های گرانی می‌پوشانند که از بهترین بوتیک‌ها خریداری شده‌اند در حالی که بیشتر آن‌ها لباس کهنه به تن دارند. وقتی کمی بزرگ‌تر می‌شوند بعضی از اینکه اقوام و آشنایان برایشان لباس‌های بیشتر هدیه می‌آورند ناراحت می‌شوند چرا که آن‌ها کادوهای دیگر مثل آخرین مدل آیفون را ترجیح می‌دهند. در همین حال بقیه رؤیای روزی را می‌بینند که بتوانند بدون کفش پاره به مدرسه بروند.

🔸این نابرابری‌ای است که دنیای ما را تعریف می‌کند. تو از وقتی خیلی کوچک بودی از آن آگاه بودی هرچند این بخشی از زندگی روزمره‌ات نبود. چون اگر راستش را بخواهی اکثر کودکان دنیا که محکوم به زندگی در محرومیت و خشونت هستند به مدرسه‌ای که ما تو را به آن فرستادیم نمی‌روند. چند وقت پیش تو از من پرسیدی: «بابا! چرا اینقدر نابرابری؟ آیا بشر اینقدر احمقه؟» جوابی که دادم تو و حتی خودم را قانع نکرد. پس اجازه بده یک بار دیگر با تغییر جزئیِ سؤال امتحان کنم.
چرا بومیان استرالیا به انگلیس حمله نکردند؟...

بنابراین پرسش اولیه که «چرا اینقدر نابرابری بین مردم وجود دارد؟» می‌تواند با پرسش گمراه‌کننده‌ی دیگری مخلوط شود که «آیا این به‌سادگی به خاطر این نیست که بعضی افراد باهوش‌ترند و درنتیجه از سایرین قابل‌ترند؟» اگر این‌طور نیست چرا میزان فقری را که در خیابان‌های سیدنی می‌بینی را در سفر به تایلند نمی‌بینی؟
بازارها یک چیزند، اقتصادها چیز دیگر
در حباب کامیابی غربی که تو در آن بزرگ می‌شوی بیشتر بزرگ‌ترها می‌گویند: «کشورهای فقیر، فقیرند چون اقتصادشان ضعیف است». آن‌ها همچنین به تو می‌گویند: «افراد فقیر اطرافت، فقیرند چون چیزی برای فروش به دیگران ندارند که واقعاً مورد نیاز آن‌ها باشد» خلاصه اینکه «چیزی برای ارائه به بازار ندارند».
به همین دلیل بود که من تصمیم گرفتم با تو در مورد چیزی که به آن اقتصاد می‌گویند صحبت کنم:....
ادامه دارد...

از کتاب «کلامی با دخترم درباره‌ی اقتصاد: تاریخ مختصری از سرمایه‌داری»
نوشته یانیس واروفاکیس
@zan_j