This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2⃣
💢 #سه_برداشت از زندگی سه زن #کولبر در کردستان
#سکانس_دوم، #زن_دوم
«ریزان» کم سن و سالتر که بود نمرههای ۲۰ کارنامهاش پشت سر هم ردیف میشدند و هر کسی او را میشناخت به پدر و مادرش میگفت خوش به حالتان که «ریزان» آینده روشنی دارد...
«فکر میکردم برای زندگی مشترک انتخابم درست بوده است، اما خب فقط فکر میکردم. به جای ادامه تحصیل به خانه بخت رفتم. دو سال که گذشت و دخترمان «آگرین» که به دنیا آمد همه چیز رنگ باخت. به قدری مشغول دخترم شده بودم که جای خالی همسرم را حس نکردم. وقتی به خودم آمدم که کار از کار گذشته بود. رفت و آمدهای وقت و بیوقتش بیدلیل نبود. او دچار اعتیاد شده بود و هرچه میگذشت وضعش بدتر از روز قبل میشد تا جایی که حتی برای خریدن یک عدد نان هم پولی نداشت. چارهای نبود جز اینکه به فکر کار کردن بیفتم، از تمیز کردن خانه مردم تا کار کردن در زمینهای کشاورزی. کار به جایی رسیده بود که شوهرم خرج موادش را هم از من میخواست. سعی میکردم سکوت کنم تا اطرافیانم - خودشان را به ندانستن میزدند - متوجه واقعیت زندگی من نشوند.
دو سالی گذشت و من با اینکه فقط ٣۰ سال داشتم، شبیه به زنهای پا به سن گذاشته شده بودم. جلوی آینه دیگر پنهانکاری فایدهای نداشت، چهره تکیدهام دستم را رو کرده بود. به سراغ پدر و مادرم رفتم و گفتم که مدتی است شوهرم راه خانه را گم کرده و حالا چند وقتی است که تمام روز را زیر پل معروف شهر چمباتمه میزند و وقتی هم که نشئه نیست، از هر راهی که فکرش را بکنید، خرج موادش را در میآورد.» میگوید: بعد از سالها، در کنار خانوادهام احساس آرامش کرده بودم. به کمک آنها بارها و بارها شوهرم را برای ترک به کمپهای مختلف بردیم اما فایدهای نداشت. افیون غیرتش را از او گرفته بود و من که نمیخواستم آینده «آگرین» تباه ندانم کاریهای پدرش و انتخاب اشتباه من شود از پدر و برادرهایم خواستم تا اجازه بدهند همراه آنها به جادههای مرزی بروم و کول بردارم. گرچه دلشان راضی نمیشد و برایشان سخت بود، اما من سختتر بودم و بالاخره توانستم رضایتشان را بگیرم. «آگرین» امسال کلاس اول ابتدایی هست و من چهارمین سالی است که به همراه اعضای خانوادهام راهی کوهستانهای مرزی میشوم و در حالی که لباس مردانه به تن میکنم و کلاه به سر میگذارم و صورتم را با روبنده میپوشانم برای تأمین مخارج دخترم جانم را نادیده میگیرم.
#سکانس_سوم، #زن_سوم
«هاوژین» با زنان این قصه فرق دارد، او نه از شوهر نااهلش نالان است نه برای پر کردن جای خالی پدرش راهی کوهستانها شده، بلکه زندگی با او و شوهرش سر ناسازگاری برداشته و برای اینکه روی تیرگیها را سپید کنند به کاری که به قول خودش در شأن او و همسرش نیست رو آوردهاند.
«هاوژین» و شوهرش زوج تحصیلکردهای هستند که در شهرشان جایی برای کار کردن نداشتند و برای اینکه از پس مخارج زندگی بر بیاند تصمیم گرفتند دوشادوش یکدیگر دل به کوهستان بسپارند و مخارج زندگیشان را از راه کولبری تأمین کنند.
@khamahangy
💢 #سه_برداشت از زندگی سه زن #کولبر در کردستان
#سکانس_دوم، #زن_دوم
«ریزان» کم سن و سالتر که بود نمرههای ۲۰ کارنامهاش پشت سر هم ردیف میشدند و هر کسی او را میشناخت به پدر و مادرش میگفت خوش به حالتان که «ریزان» آینده روشنی دارد...
«فکر میکردم برای زندگی مشترک انتخابم درست بوده است، اما خب فقط فکر میکردم. به جای ادامه تحصیل به خانه بخت رفتم. دو سال که گذشت و دخترمان «آگرین» که به دنیا آمد همه چیز رنگ باخت. به قدری مشغول دخترم شده بودم که جای خالی همسرم را حس نکردم. وقتی به خودم آمدم که کار از کار گذشته بود. رفت و آمدهای وقت و بیوقتش بیدلیل نبود. او دچار اعتیاد شده بود و هرچه میگذشت وضعش بدتر از روز قبل میشد تا جایی که حتی برای خریدن یک عدد نان هم پولی نداشت. چارهای نبود جز اینکه به فکر کار کردن بیفتم، از تمیز کردن خانه مردم تا کار کردن در زمینهای کشاورزی. کار به جایی رسیده بود که شوهرم خرج موادش را هم از من میخواست. سعی میکردم سکوت کنم تا اطرافیانم - خودشان را به ندانستن میزدند - متوجه واقعیت زندگی من نشوند.
دو سالی گذشت و من با اینکه فقط ٣۰ سال داشتم، شبیه به زنهای پا به سن گذاشته شده بودم. جلوی آینه دیگر پنهانکاری فایدهای نداشت، چهره تکیدهام دستم را رو کرده بود. به سراغ پدر و مادرم رفتم و گفتم که مدتی است شوهرم راه خانه را گم کرده و حالا چند وقتی است که تمام روز را زیر پل معروف شهر چمباتمه میزند و وقتی هم که نشئه نیست، از هر راهی که فکرش را بکنید، خرج موادش را در میآورد.» میگوید: بعد از سالها، در کنار خانوادهام احساس آرامش کرده بودم. به کمک آنها بارها و بارها شوهرم را برای ترک به کمپهای مختلف بردیم اما فایدهای نداشت. افیون غیرتش را از او گرفته بود و من که نمیخواستم آینده «آگرین» تباه ندانم کاریهای پدرش و انتخاب اشتباه من شود از پدر و برادرهایم خواستم تا اجازه بدهند همراه آنها به جادههای مرزی بروم و کول بردارم. گرچه دلشان راضی نمیشد و برایشان سخت بود، اما من سختتر بودم و بالاخره توانستم رضایتشان را بگیرم. «آگرین» امسال کلاس اول ابتدایی هست و من چهارمین سالی است که به همراه اعضای خانوادهام راهی کوهستانهای مرزی میشوم و در حالی که لباس مردانه به تن میکنم و کلاه به سر میگذارم و صورتم را با روبنده میپوشانم برای تأمین مخارج دخترم جانم را نادیده میگیرم.
#سکانس_سوم، #زن_سوم
«هاوژین» با زنان این قصه فرق دارد، او نه از شوهر نااهلش نالان است نه برای پر کردن جای خالی پدرش راهی کوهستانها شده، بلکه زندگی با او و شوهرش سر ناسازگاری برداشته و برای اینکه روی تیرگیها را سپید کنند به کاری که به قول خودش در شأن او و همسرش نیست رو آوردهاند.
«هاوژین» و شوهرش زوج تحصیلکردهای هستند که در شهرشان جایی برای کار کردن نداشتند و برای اینکه از پس مخارج زندگی بر بیاند تصمیم گرفتند دوشادوش یکدیگر دل به کوهستان بسپارند و مخارج زندگیشان را از راه کولبری تأمین کنند.
@khamahangy
زن و جامعه (زن کارگر) pinned «1⃣ 💢 #سه_برداشت از زندگی سه زن #کولبر در کردستان 🔹برش 🔻با هر کدام از این زنان کولبر که می خواستیم صحبت کنیم، به هزار و یک دلیل و از جمله ترس اینکه احیانا «مردهای گروه بفهمند پشت آن صورت نقاب بسته، چهره زنی پنهان است و نان شان آجر شود، روی خوش نشان نمی دادند.…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظاتى از بزرگداشت بانوى ٧٩ ساله اپراى ايران استاد #پرى_زنگنه در پاريس
در كنار #آرش_فولادوند رهبر اركستر و گروه كر بهار
@zan_j
در كنار #آرش_فولادوند رهبر اركستر و گروه كر بهار
@zan_j
بخش سوم
🖌ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی
قسمت سوم
... با توجه به فساد مالی در صندوقهای بازنشستگی کشوری و تامین اجتماعی و اختلاسها، چه راه هایی برای نجات صندوقها متصور است؟
▪️راهکاری که مسئولان برای نجات صندوقها از ورشکستگی در نظر گرفته اند: در ۹۶/۵/۱۰ طرح خصوصی سازی صندوقهای بازنشستگی به مجلس ارائه شد که به امضای ۸۷ نماینده رسید، اما این طرح در کشورهای آمریکای لاتین و اروپای شرقی که از ۳۰ سال پیش به اجرا در آمده، با شکست روبرو شده است.
با خصوصی سازی چه بر سر شرکتهای دیگری که خصوصی شده اند، آمده است؟ عمدتا تعطیل شده و تجهیزات و ماشین آلات آنها به فروش رفته اند و زمین های آن برای ساخت شهرکها و برجها به فروش رسیده اند.
◀️ نکته بسیار مهم آن است که این صندوق ها متعلق به سرمایه گذاران آن؛ یعنی کسانی است که از حقوق آنها به مدت ۳۰ سال حق بیمه بازنشستگی کسر شده است؛ اینها سهامداران واقعی آن هستند، چگونه می خواهند چیزی را که متعلق به افراد حقیقی است، خصوصی کنند؟
▪️راهکاری که امنیت صندوقها را تضمین می کند و نجات صندوقها در گرو آن می باشد:
برگزاری مجمع عمومی ای از بازنشستگان و گزینش نمایندگان منتخب آنان برای اداره و کنترل صندوقها، با شروطی که آنان نظرات مجمع را پیش ببرند و اختیار مشخصی نداشته باشند. هم چنین برای ممانعت از فساد و... این نمایندگان در زمانی محدود و موقت در جایگاه نمایندگی، خدمت کنند.
* انتخاب نمایندگان شایسته نیز در شرایطی صورت می گیرد که:
۱- ایده نظارت بر صندوقها از طرف خود بازنشستگان پذیرفته شود.
۲- روندی برای "شناخت" افراد طی شود تا بازنشستگان آنها را کاندید کنند و شیوه نمایندهء "خودخوانده" از فرهنگ و سنتهای ما رخت بربندد.
۳- مجمع عمومی و انتخابات برگزار گردد.
وجود نمایندگان واقعی و شایسته ای که با نظارت دقیق و ارائه برنامه ها و طرح ها به نفع سهامداران واقعی (بازنشستگان) جلوی اختلاس ها را بگیرند و سبب شکوفایی صندوق ها شوند، از ضروریات است. همچنین گزارش دهی شفاف و منظم از اصلی ترین وظایف آنها خواهد بود. بی شک فراهم آوردن امکاناتی که طی آن بازنشستگان بتوانند شناخت بیشتری از یکدیگر پیدا کنند و بتوانند نمایندگان واقعی خود را انتخاب کنند پیش زمینه این انتخابات خواهد بود.
"گروه اتحاد بازنشستگان"
@zan_j
🖌ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی
قسمت سوم
... با توجه به فساد مالی در صندوقهای بازنشستگی کشوری و تامین اجتماعی و اختلاسها، چه راه هایی برای نجات صندوقها متصور است؟
▪️راهکاری که مسئولان برای نجات صندوقها از ورشکستگی در نظر گرفته اند: در ۹۶/۵/۱۰ طرح خصوصی سازی صندوقهای بازنشستگی به مجلس ارائه شد که به امضای ۸۷ نماینده رسید، اما این طرح در کشورهای آمریکای لاتین و اروپای شرقی که از ۳۰ سال پیش به اجرا در آمده، با شکست روبرو شده است.
با خصوصی سازی چه بر سر شرکتهای دیگری که خصوصی شده اند، آمده است؟ عمدتا تعطیل شده و تجهیزات و ماشین آلات آنها به فروش رفته اند و زمین های آن برای ساخت شهرکها و برجها به فروش رسیده اند.
◀️ نکته بسیار مهم آن است که این صندوق ها متعلق به سرمایه گذاران آن؛ یعنی کسانی است که از حقوق آنها به مدت ۳۰ سال حق بیمه بازنشستگی کسر شده است؛ اینها سهامداران واقعی آن هستند، چگونه می خواهند چیزی را که متعلق به افراد حقیقی است، خصوصی کنند؟
▪️راهکاری که امنیت صندوقها را تضمین می کند و نجات صندوقها در گرو آن می باشد:
برگزاری مجمع عمومی ای از بازنشستگان و گزینش نمایندگان منتخب آنان برای اداره و کنترل صندوقها، با شروطی که آنان نظرات مجمع را پیش ببرند و اختیار مشخصی نداشته باشند. هم چنین برای ممانعت از فساد و... این نمایندگان در زمانی محدود و موقت در جایگاه نمایندگی، خدمت کنند.
* انتخاب نمایندگان شایسته نیز در شرایطی صورت می گیرد که:
۱- ایده نظارت بر صندوقها از طرف خود بازنشستگان پذیرفته شود.
۲- روندی برای "شناخت" افراد طی شود تا بازنشستگان آنها را کاندید کنند و شیوه نمایندهء "خودخوانده" از فرهنگ و سنتهای ما رخت بربندد.
۳- مجمع عمومی و انتخابات برگزار گردد.
وجود نمایندگان واقعی و شایسته ای که با نظارت دقیق و ارائه برنامه ها و طرح ها به نفع سهامداران واقعی (بازنشستگان) جلوی اختلاس ها را بگیرند و سبب شکوفایی صندوق ها شوند، از ضروریات است. همچنین گزارش دهی شفاف و منظم از اصلی ترین وظایف آنها خواهد بود. بی شک فراهم آوردن امکاناتی که طی آن بازنشستگان بتوانند شناخت بیشتری از یکدیگر پیدا کنند و بتوانند نمایندگان واقعی خود را انتخاب کنند پیش زمینه این انتخابات خواهد بود.
"گروه اتحاد بازنشستگان"
@zan_j
زن و جامعه (زن کارگر) pinned «ش.احمدی: ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی قسمت دوم ... 🖌سالیان متمادی دولت از استخدام نیروی کار جدید خودداری می کند و مسائلی همچون بیمه و بازنشستگی کارکنان را از دوش خود بر می دارد. طبیعتا وقتی استخدام در حد بسیار پایین انجام می شود، تعداد کسانی که هر ماه از…»
زن و جامعه (زن کارگر) pinned «🖌چرا و چگونه صندوقهای بازنشستگی ورشکسته هستند؟ قسمت اول تمامی صندوقهای بازنشستگی با مشکلات ساختاری، مالی و مدیریتی مواجه اند که آنها را به ورشکستگی کشانده، اما شاید بتوان گفت دلیل اصلی آن، اختلاس های میلیاردی است. اشاره به نمونه هایی از آنها برای روشن شدن…»
#کولبری در استانهای مرزی ایران زن و مرد و پير و جوان نمي شناسد.
در روستای شیخ صالح، یک آبادی در نزدیکیهای شهرستان #ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه با زنان و دخترانی برخورد می کنیم که رنج کولبری و کشیدن بارهای سنگین تر از توان جسمی خود را به جان خریده اند تا بلکه بتوانند چراغ خانههایشان را روشن نگه دارند و با اندک پولی که به زحمت بهدست میآورند کمک خرج پدران، همسران و تنهایی خودشان باشند.
تهمینه ۳۷ ساله که چند سال کولبری کرده است می گوید: «سنگ زیرین آسیاب بودن برای یک زن تنهای کولبر بسیار دردناک است.کار برای ما زنان کرد عار نیست ولی کولبری زود چهرهها را میشکند و رنگ و روی جوانی را از بین می برد. البته الان یکی، دوسالی هم میشود که به زنان و مردان اجازه کار نمیدهند. اما دو سال قبل زنان هم کار میکردند. خودم کار میکردم ثلاث میرفتم و با گروهی کار میکردم. چند باری هم به کوه رفتم و بار آوردم. اما الان دیگر توان رفتن ندارم.»
@zan_j
در روستای شیخ صالح، یک آبادی در نزدیکیهای شهرستان #ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه با زنان و دخترانی برخورد می کنیم که رنج کولبری و کشیدن بارهای سنگین تر از توان جسمی خود را به جان خریده اند تا بلکه بتوانند چراغ خانههایشان را روشن نگه دارند و با اندک پولی که به زحمت بهدست میآورند کمک خرج پدران، همسران و تنهایی خودشان باشند.
تهمینه ۳۷ ساله که چند سال کولبری کرده است می گوید: «سنگ زیرین آسیاب بودن برای یک زن تنهای کولبر بسیار دردناک است.کار برای ما زنان کرد عار نیست ولی کولبری زود چهرهها را میشکند و رنگ و روی جوانی را از بین می برد. البته الان یکی، دوسالی هم میشود که به زنان و مردان اجازه کار نمیدهند. اما دو سال قبل زنان هم کار میکردند. خودم کار میکردم ثلاث میرفتم و با گروهی کار میکردم. چند باری هم به کوه رفتم و بار آوردم. اما الان دیگر توان رفتن ندارم.»
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ۱۲ آبانماه، خرمآباد: سومین روز از چهارمین دور اعتصاب کامیونداران در سراسر کشور در جریان است
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قطعه به بیادماندنی《جان عاشق》
خوانندگان:
#حوروش_خلیلی ، #سحر_محمدی
آهنگساز: #مجید_درخشانی
گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
وین عالم بی اصل را چون ذرهها برهم زند
#مولوی
@zan_j
خوانندگان:
#حوروش_خلیلی ، #سحر_محمدی
آهنگساز: #مجید_درخشانی
گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
وین عالم بی اصل را چون ذرهها برهم زند
#مولوی
@zan_j
شبم را با نوشتن برای تو
می گذرانم
سپس روز بعد را چنین سپری می کنم:
همه واژه ها را یک یک پاک می کنم
زیرا چشمان تو
دو قطب نماست
که همواره سویی را می نمایانند
دریاهای جدایی را...
غاده السما
@zan_j
می گذرانم
سپس روز بعد را چنین سپری می کنم:
همه واژه ها را یک یک پاک می کنم
زیرا چشمان تو
دو قطب نماست
که همواره سویی را می نمایانند
دریاهای جدایی را...
غاده السما
@zan_j
🔴 حمایت اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی از مجمع عمومی مستقل و محکومیت سندیکا سازی دولتی و حمایت از معلمان زندانی
اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در نشست روز جمعه ۱۲ آبان با بررسی جزییات تغییرات پیشنویس اساسنامه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با اتفاق نظر پیشنویس تغییرات را تایید کردند و آماده ارائه به مجمع عمومی مستقل سندیکا برای رای گیری شد.
در این نشست طرح چگونگی برگزاری مجمع عمومی نیز بررسی شد و پس از بحث و بررسی، اعضا با همدلی و به اتفاق آراء طرح را تایید و برای چندمین مرتبه در طی ماه های گذشته حمایت خود را از برگزاری مجمع عمومی مستقل سندیکا اعلام و سندیکاسازی دولتی را محکوم کردند.
یادآوری می شود؛ طی ماه های گذشته دو تن از قدیم سندیکا که سال هاست در سندیکا حضور ندارند با اجرای دستورات نهادهای امنیتی و همکاری بدخواهان سندیکا پروژه سندیکاسازی دولتی را شروع کرده اند.
💢همکاران به سندیکای خود بپیوندید و با پرداخت حق عضویت همکاران خود را در سندیکا یاری و همراهی کنید.
ارسال اخبار، تصاویر، پیشنهادات و مشکلات در محل کار با کلیک در اینجا
t.me/vahedsyndica
اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در نشست روز جمعه ۱۲ آبان با بررسی جزییات تغییرات پیشنویس اساسنامه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با اتفاق نظر پیشنویس تغییرات را تایید کردند و آماده ارائه به مجمع عمومی مستقل سندیکا برای رای گیری شد.
در این نشست طرح چگونگی برگزاری مجمع عمومی نیز بررسی شد و پس از بحث و بررسی، اعضا با همدلی و به اتفاق آراء طرح را تایید و برای چندمین مرتبه در طی ماه های گذشته حمایت خود را از برگزاری مجمع عمومی مستقل سندیکا اعلام و سندیکاسازی دولتی را محکوم کردند.
یادآوری می شود؛ طی ماه های گذشته دو تن از قدیم سندیکا که سال هاست در سندیکا حضور ندارند با اجرای دستورات نهادهای امنیتی و همکاری بدخواهان سندیکا پروژه سندیکاسازی دولتی را شروع کرده اند.
💢همکاران به سندیکای خود بپیوندید و با پرداخت حق عضویت همکاران خود را در سندیکا یاری و همراهی کنید.
ارسال اخبار، تصاویر، پیشنهادات و مشکلات در محل کار با کلیک در اینجا
t.me/vahedsyndica
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز خوش!
در ژرفنای درونم
نی لبکی ست
هر سال پاییز که می آید
آنرا بر لبش می نهد
باد در هم می پیچد و
چشم تنهایی خیس می شود وانتظارم فرو می ریزد و حیاط شعرم آکنده می شود از برگ درخت
#شیرکو_بیکس
@zan_j
در ژرفنای درونم
نی لبکی ست
هر سال پاییز که می آید
آنرا بر لبش می نهد
باد در هم می پیچد و
چشم تنهایی خیس می شود وانتظارم فرو می ریزد و حیاط شعرم آکنده می شود از برگ درخت
#شیرکو_بیکس
@zan_j
🎈 #گلرخ_ایرایی در آستانه سومین سال حبس قرار دارد.
همسرش #آرش_صادقی علیرغم ابتلا به سرطان بدون رسیدگی در زندان رجایی شهر محبوس است.
🔥گلرخ در یادداشتی نوشته است:
«ما لایق روزهای خوب بودیم
اگر در جغرافیایی که فاشیسم بر پیکرش شلاق می نوازد متولد نمی شدیم.»
#نه_به_زندان
همسرش #آرش_صادقی علیرغم ابتلا به سرطان بدون رسیدگی در زندان رجایی شهر محبوس است.
🔥گلرخ در یادداشتی نوشته است:
«ما لایق روزهای خوب بودیم
اگر در جغرافیایی که فاشیسم بر پیکرش شلاق می نوازد متولد نمی شدیم.»
#نه_به_زندان