Forwarded from جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان
🔹اطلاعیه
قابل توجه دوست داران و علاقمندان به فراگیری شیوه خلاق سواد آموزی با عنوان "روش آموزش خواندن و نوشتن در خدمت عدالت اجتماعی"
دوره جدید تربیت مدرس توسط عمو خیاط (آقای علی صداقتی خیاط) در شهر کرج برگزار می گردد.
از علاقمندان دعوت می شود از تاریخ 19 آبان ماه- ساعت 3 تا 6 به آدرس زیر مراجعه فرمائید:
کرج- جاده چالوس- خط چهار حصار- بعد از هنرستان شهدای حصار- خانه فرهنگ آستان جانان
برای هماهنگی های بیشتر با این شماره در تماس باشید:
پری 09124647919
@jamiatdefaa
قابل توجه دوست داران و علاقمندان به فراگیری شیوه خلاق سواد آموزی با عنوان "روش آموزش خواندن و نوشتن در خدمت عدالت اجتماعی"
دوره جدید تربیت مدرس توسط عمو خیاط (آقای علی صداقتی خیاط) در شهر کرج برگزار می گردد.
از علاقمندان دعوت می شود از تاریخ 19 آبان ماه- ساعت 3 تا 6 به آدرس زیر مراجعه فرمائید:
کرج- جاده چالوس- خط چهار حصار- بعد از هنرستان شهدای حصار- خانه فرهنگ آستان جانان
برای هماهنگی های بیشتر با این شماره در تماس باشید:
پری 09124647919
@jamiatdefaa
اسیدپاشی در تهران/
متهم: از همسرم که قصد متارکه داشت، انتقام گرفتم
معاون مبارزه با جرایم جنایی تهران بزرگ از دستگیری مرد جوانی خبر داد که در پی اختلاف با همسرش اقدام به اسیدپاشی به او کرده و به تهران متواری شده بود.
#اسید_پاشی
#خشونت
متهم: از همسرم که قصد متارکه داشت، انتقام گرفتم
معاون مبارزه با جرایم جنایی تهران بزرگ از دستگیری مرد جوانی خبر داد که در پی اختلاف با همسرش اقدام به اسیدپاشی به او کرده و به تهران متواری شده بود.
#اسید_پاشی
#خشونت
▫️حکم ۵سال و ۳ماه زندانِ #ابراهیم_مددی نایب ریس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از سوی شعبه۳۶ دادگاه تجدید نظر دادگاه انقلاب تهران تایید و به شعبه اجرای احکام ارسال شد
سوءاستفاده جنسی از #زنان در #کره_شمالی 'متداول' است
🔹یک سازمان حقوق بشری در گزارشی تازه ادعا می کند که سوءاستفاده جنسی از زنان در کره شمالی چنان "رایج" است که بخشی از زندگی روزمره به حساب می آید.
🔹سازمان دیدبان حقوق بشر این گزارش را با تکیه بر مصاحبه هایی با ۶۲ نفر که از این کشور فرار کرده اند تنظیم کرده است. این افراد روایاتی با شرح جزییات از تجاوز و سوءاستفاده جنسی ارائه می کنندیک زن که بارها مورد تعرض قرار گرفته گفت که مقام ها زنان را "ابزار جنسی" قلمداد می کنند.
او جونگ-هی که بیش از ۴۰ سال دارد به دیدبان حقوق بشر گفت: "گاهی بی دلیل نصف شب گریه تان می گیرد و نمی فهمید چرا."
یک زن دیگر که او هم بیش از ۴۰ سال دارد و زمانی زراعت می کرد گفت بعد از دستگیری موقع فرار از این کشور هدف آزار جنسی یک مقام پلیس قرار گرفت که در یک بازداشتگاه از او بازجویی می کرد
.
https://bbc.in/2Qagfti
@zan_j
🔹یک سازمان حقوق بشری در گزارشی تازه ادعا می کند که سوءاستفاده جنسی از زنان در کره شمالی چنان "رایج" است که بخشی از زندگی روزمره به حساب می آید.
🔹سازمان دیدبان حقوق بشر این گزارش را با تکیه بر مصاحبه هایی با ۶۲ نفر که از این کشور فرار کرده اند تنظیم کرده است. این افراد روایاتی با شرح جزییات از تجاوز و سوءاستفاده جنسی ارائه می کنندیک زن که بارها مورد تعرض قرار گرفته گفت که مقام ها زنان را "ابزار جنسی" قلمداد می کنند.
او جونگ-هی که بیش از ۴۰ سال دارد به دیدبان حقوق بشر گفت: "گاهی بی دلیل نصف شب گریه تان می گیرد و نمی فهمید چرا."
یک زن دیگر که او هم بیش از ۴۰ سال دارد و زمانی زراعت می کرد گفت بعد از دستگیری موقع فرار از این کشور هدف آزار جنسی یک مقام پلیس قرار گرفت که در یک بازداشتگاه از او بازجویی می کرد
.
https://bbc.in/2Qagfti
@zan_j
BBC News فارسی
سوءاستفاده جنسی از زنان در کره شمالی 'متداول' است
یک سازمان حقوق بشری در گزارشی تازه ادعا می کند که سوءاستفاده جنسی از زنان در کره شمالی چنان "رایج" است که بخشی از زندگی روزمره به حساب می آید.
🔶 بازار پررونق تولد کودکان خارجی در آمریکا برای دریافت تابعیت
موسسههای بسیاری در روسیه برای زنان باردار تبلیغ میکنند که کودکان خود را در فلوریدای آمریکا به دنیا آورند و از این راه تابعیت آمریکا را برای کودکانشان تضمین کنند.
موسسههای مختلفی در روسیه در امر دریافت حق تابعیت از راه تولد در آمریکا کارکشته شدهاند. برمبنای اطلاعات این موسسهها روزانه تا هشت زن باردار روسی از مسکو به میامی پرواز میکنند و آنجا نوزادان خود را به دنیا آورده و بعد به روسیه بازمی گردند.
آمار دقیقی از شمار کودکانی که از این راه در آمریکا به دنیا میآیند در دست نیست، اما مرکز تحقیقات مهاجرت در آمریکا بر این نظر است که سالانه حدود ۳۶ هزار زن مهاجر کودکان خود را در آمریکا به دنیا میآورند.
@zan_j
موسسههای بسیاری در روسیه برای زنان باردار تبلیغ میکنند که کودکان خود را در فلوریدای آمریکا به دنیا آورند و از این راه تابعیت آمریکا را برای کودکانشان تضمین کنند.
موسسههای مختلفی در روسیه در امر دریافت حق تابعیت از راه تولد در آمریکا کارکشته شدهاند. برمبنای اطلاعات این موسسهها روزانه تا هشت زن باردار روسی از مسکو به میامی پرواز میکنند و آنجا نوزادان خود را به دنیا آورده و بعد به روسیه بازمی گردند.
آمار دقیقی از شمار کودکانی که از این راه در آمریکا به دنیا میآیند در دست نیست، اما مرکز تحقیقات مهاجرت در آمریکا بر این نظر است که سالانه حدود ۳۶ هزار زن مهاجر کودکان خود را در آمریکا به دنیا میآورند.
@zan_j
1⃣
💢 #سه_برداشت از زندگی سه زن #کولبر در کردستان
🔹برش
🔻با هر کدام از این زنان کولبر که می خواستیم صحبت کنیم، به هزار و یک دلیل و از جمله ترس اینکه احیانا «مردهای گروه بفهمند پشت آن صورت نقاب بسته، چهره زنی پنهان است و نان شان آجر شود، روی خوش نشان نمی دادند. از همین رو، از میان آنانی که به ما معرفی شده بودند، به جز سه نفر، حاضر به گفت و گو نشدند. البته باید به آنها حق داد. وقتی زندگی تک تک شان را مرور می کنی به نقطه ای مشترک می رسی؛ همان جایی که پدر یا همسران کولبرشان را در مسیر های سخت گذر از دست داده اند و حالا از گفتن واقعیت زندگی شان حذر می کنند تا به درد سر نیفتند. / سهیلا نوری👇
#سکانس_اول، #زن_اول
نامش «کویستان» است، دختری ۲٨ ساله. با همان چهره زیبا و اصیلی که از دختران کرد سراغ داریم. اینطور که میگفت وقتی به دنیا آمد نقل محافل اهل فامیل شده بود. مادرش چهارمین دختر را زاییده بود و هر کسی از راه میرسید میگفت آخر یک پسر به دنیا نیاوردی تا عصای پیری تو و شوهرت شود و او در جواب میگفت به قول شوهرم جوجه را آخر پاییز میشمارند. «این طور که مادرم تعریف میکند، تنها کسی که به حرف فامیل اهمیت نمیداد پدرم بود، اسم من را هم او انتخاب کرد. به معنای رشته کوه. به فامیل میگفت زنده باشید و ببینید همین دختر چطور به داد زندگیام خواهد رسید. انگار میدانست قرار است یک روز راه او را دنبال کنم.»
«کویستان» که با یادآوری پدر برای لحظاتی تمرکزش را از دست داده بود ادامه داد: خواهر بزرگترم زود ازدواج کرد و از ما جدا شد. خواهر دوم هم رفت سراغ درس خواندن و خواهر سوم در اثر یک بیماری سخت و بهدلیل ناتوانی پدر برای تأمین هزینههای بیماریاش از دنیا رفت. مادرم از غم این داغ بزرگ شبیه به افسردهها شده بود و توان انجام هیچ کاری نداشت برای همین خودم را مسئول مراقبت از پدرم میدانستم. هر بار که به زمینهای کشاورزی میرفت همراهش بودم و هیچ وقت برای خرید کیف و کتاب و وسایل مدرسه به او سخت نمیگرفتم تا اینکه کشاورزی و دامداری در روستای ما از رونق افتاد و پدرم که دیگر از پس تأمین مخارج خانواده برنمیآمد، تصمیم گرفت با بقیه مردهای روستا راهی مرز شود و با پول کولبری زندگی را بچرخاند.
لهجه غلیظ کردی دارد، اما به قدری شیرین صحبت میکند که از شنیدن حرفهایش خسته نمیشوی؛ حتی وقتی صدایش با بغض آمیخته میشود، در حسرت آن روزها میگوید: «هر بار پدر برای کول برداشتن میرفت تا نیمههای شب نمیخوابیدم و منتظر میماندم به خانه برسد. وقتی میرسید تندی از رختخواب بیرون میآمدم و نمیگذاشتم کسی جز خودم شانههایش را ماساژ بدهد. به او میگفتم چرا نمیگذاری من هم با تو بیایم، اگر لباس پسرهای کرد را بپوشم کسی نمیفهمد دخترت هستم، در عوض کمتر خسته میشوی اما او هر بار میخندید و میگفت کار تو درس خواندن است و کار من کول برداشتن... دلم برای خندههایش، دستهای پینه بستهاش و مهربانیهایش لک زده است.»
۷ سال از آن روزی که پدر کویستان به کوهستان رفت و دیگر بازنگشت میگذرد. کشته شدن او در کوهستانهای مرزی دومین ضربه روحی بود که کمر مادر خانواده را شکست و آن نوزادی که همه فامیل میگفتند عصای دست روزگار پیری پدر و مادرش نخواهد شد، به داد زندگی رسید. «کویستان» که خود را مسئول جمع و جور کردن آن زندگی از هم پاشیده میدانست، لباس کردی مردانه به تن کرد، کمر همت بست، نقاب بر چهره گذاشت و حالا ۷ سال است که همراه با مردان کولبر به دل رشته کوههای بلاخیز میزند و نان خانواده داغدیدهاش را تأمین میکند.
#ادامه_دارد...
برداشت دوم و سوم در 2⃣👇👇
@khamahangy
💢 #سه_برداشت از زندگی سه زن #کولبر در کردستان
🔹برش
🔻با هر کدام از این زنان کولبر که می خواستیم صحبت کنیم، به هزار و یک دلیل و از جمله ترس اینکه احیانا «مردهای گروه بفهمند پشت آن صورت نقاب بسته، چهره زنی پنهان است و نان شان آجر شود، روی خوش نشان نمی دادند. از همین رو، از میان آنانی که به ما معرفی شده بودند، به جز سه نفر، حاضر به گفت و گو نشدند. البته باید به آنها حق داد. وقتی زندگی تک تک شان را مرور می کنی به نقطه ای مشترک می رسی؛ همان جایی که پدر یا همسران کولبرشان را در مسیر های سخت گذر از دست داده اند و حالا از گفتن واقعیت زندگی شان حذر می کنند تا به درد سر نیفتند. / سهیلا نوری👇
#سکانس_اول، #زن_اول
نامش «کویستان» است، دختری ۲٨ ساله. با همان چهره زیبا و اصیلی که از دختران کرد سراغ داریم. اینطور که میگفت وقتی به دنیا آمد نقل محافل اهل فامیل شده بود. مادرش چهارمین دختر را زاییده بود و هر کسی از راه میرسید میگفت آخر یک پسر به دنیا نیاوردی تا عصای پیری تو و شوهرت شود و او در جواب میگفت به قول شوهرم جوجه را آخر پاییز میشمارند. «این طور که مادرم تعریف میکند، تنها کسی که به حرف فامیل اهمیت نمیداد پدرم بود، اسم من را هم او انتخاب کرد. به معنای رشته کوه. به فامیل میگفت زنده باشید و ببینید همین دختر چطور به داد زندگیام خواهد رسید. انگار میدانست قرار است یک روز راه او را دنبال کنم.»
«کویستان» که با یادآوری پدر برای لحظاتی تمرکزش را از دست داده بود ادامه داد: خواهر بزرگترم زود ازدواج کرد و از ما جدا شد. خواهر دوم هم رفت سراغ درس خواندن و خواهر سوم در اثر یک بیماری سخت و بهدلیل ناتوانی پدر برای تأمین هزینههای بیماریاش از دنیا رفت. مادرم از غم این داغ بزرگ شبیه به افسردهها شده بود و توان انجام هیچ کاری نداشت برای همین خودم را مسئول مراقبت از پدرم میدانستم. هر بار که به زمینهای کشاورزی میرفت همراهش بودم و هیچ وقت برای خرید کیف و کتاب و وسایل مدرسه به او سخت نمیگرفتم تا اینکه کشاورزی و دامداری در روستای ما از رونق افتاد و پدرم که دیگر از پس تأمین مخارج خانواده برنمیآمد، تصمیم گرفت با بقیه مردهای روستا راهی مرز شود و با پول کولبری زندگی را بچرخاند.
لهجه غلیظ کردی دارد، اما به قدری شیرین صحبت میکند که از شنیدن حرفهایش خسته نمیشوی؛ حتی وقتی صدایش با بغض آمیخته میشود، در حسرت آن روزها میگوید: «هر بار پدر برای کول برداشتن میرفت تا نیمههای شب نمیخوابیدم و منتظر میماندم به خانه برسد. وقتی میرسید تندی از رختخواب بیرون میآمدم و نمیگذاشتم کسی جز خودم شانههایش را ماساژ بدهد. به او میگفتم چرا نمیگذاری من هم با تو بیایم، اگر لباس پسرهای کرد را بپوشم کسی نمیفهمد دخترت هستم، در عوض کمتر خسته میشوی اما او هر بار میخندید و میگفت کار تو درس خواندن است و کار من کول برداشتن... دلم برای خندههایش، دستهای پینه بستهاش و مهربانیهایش لک زده است.»
۷ سال از آن روزی که پدر کویستان به کوهستان رفت و دیگر بازنگشت میگذرد. کشته شدن او در کوهستانهای مرزی دومین ضربه روحی بود که کمر مادر خانواده را شکست و آن نوزادی که همه فامیل میگفتند عصای دست روزگار پیری پدر و مادرش نخواهد شد، به داد زندگی رسید. «کویستان» که خود را مسئول جمع و جور کردن آن زندگی از هم پاشیده میدانست، لباس کردی مردانه به تن کرد، کمر همت بست، نقاب بر چهره گذاشت و حالا ۷ سال است که همراه با مردان کولبر به دل رشته کوههای بلاخیز میزند و نان خانواده داغدیدهاش را تأمین میکند.
#ادامه_دارد...
برداشت دوم و سوم در 2⃣👇👇
@khamahangy
#پرستاران
#بیکاری ۳۰ هزار پرستار به دلیل صادر نشدن مجوز استخدام
کمپنیوز – دبیر کل خانه پرستاری ایران با بیان اینکه به دلیل محدودیت مالی و ندادن مجوز استخدام ۳۰ هزار نفر نیروی پرستار بیکار در ایران داریم، گفت که “برای دریافت خدمات پرستاری مناسب باید نسبت جمعیت به پرستار ۴ باشد که متوسط دنیا به ازای هر هزار نفر ۶ پرستار است؛ اگر بخواهیم حداقل نیروی پرستار به ازای جمعیت ۸۰ میلیونی داشته باشیم، باید ۲۴۰ هزار پرستار در سراسر ایران مشغول به فعالیت باشند این در حالی است که تنها در حدود ۱۶۰ هزار پرستار مشغول به ارائه خدمات بهداشتی درمانی هستند”.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، محمد شریفی مقدم دبیر کل خانه پرستاری ایران در خصوص مشکلات پرستاری اظهار کرد: “تعداد پرستار مشغول به کار در ایران از متوسط دنیا و کشورهای در حال توسعه پایینتر است و همین مسئله میتواند سلامت جامعه را تحت تاثیر خود قرار دهد”.
@zan_j
https://bit.ly/2QeZ6ia
#بیکاری ۳۰ هزار پرستار به دلیل صادر نشدن مجوز استخدام
کمپنیوز – دبیر کل خانه پرستاری ایران با بیان اینکه به دلیل محدودیت مالی و ندادن مجوز استخدام ۳۰ هزار نفر نیروی پرستار بیکار در ایران داریم، گفت که “برای دریافت خدمات پرستاری مناسب باید نسبت جمعیت به پرستار ۴ باشد که متوسط دنیا به ازای هر هزار نفر ۶ پرستار است؛ اگر بخواهیم حداقل نیروی پرستار به ازای جمعیت ۸۰ میلیونی داشته باشیم، باید ۲۴۰ هزار پرستار در سراسر ایران مشغول به فعالیت باشند این در حالی است که تنها در حدود ۱۶۰ هزار پرستار مشغول به ارائه خدمات بهداشتی درمانی هستند”.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، محمد شریفی مقدم دبیر کل خانه پرستاری ایران در خصوص مشکلات پرستاری اظهار کرد: “تعداد پرستار مشغول به کار در ایران از متوسط دنیا و کشورهای در حال توسعه پایینتر است و همین مسئله میتواند سلامت جامعه را تحت تاثیر خود قرار دهد”.
@zan_j
https://bit.ly/2QeZ6ia
📷https://bit.ly/2AFZIIk
💢مرگ مرموز دو خواهر سعودی؛ «هر دو با دستهای بسته به رودخانه وارد یا انداخته شدهاند»
جسد این دو خواهر که هر دو از آمریکا تقاضای پناهندگی کرده بودند در حالی در رودخانه پیدا شد که با «چسب به همدیگر بسته شده بودند.» پلیس میگوید صورت این دو دختر به سوی هم بود.
در پی ناپدید شدن این دو دختر، مقامات آمریکا در روز ۲۵ اکتبر تصویری از آنها منتشر میکنند و از مردم میخواند تا اگر اطلاعاتی درباره آنان دارند به پلیس اطلاع دهند.
روتانا و تالا فارع به ترتیب ۲۲ و ۱۶ ساله بوده و در سال ۲۰۱۵ میلادی وارد آمریکا شده بودند. به گفته رسانههای آمریکا این دو خواهر پس از ورود به این کشور در خانه مادرشان در حومه واشنگتن اقامت داشتند.
به گفته پلیس نیویورک مادر این دو پیش از پیدا شدن جسدشان تماس تلفنی از سوی «یک مقام در سفارت عربستان سعودی در آمریکا» دریافت کرده بود. گفته میشود که در این تماس تلفتی از وی خواسته شده بود تا همراه خانوادهاش خاک آمریکا را ترک کند چراکه «دو دخترش تقاضای پناهندگی» کردهاند.
@zan_j
💢مرگ مرموز دو خواهر سعودی؛ «هر دو با دستهای بسته به رودخانه وارد یا انداخته شدهاند»
جسد این دو خواهر که هر دو از آمریکا تقاضای پناهندگی کرده بودند در حالی در رودخانه پیدا شد که با «چسب به همدیگر بسته شده بودند.» پلیس میگوید صورت این دو دختر به سوی هم بود.
در پی ناپدید شدن این دو دختر، مقامات آمریکا در روز ۲۵ اکتبر تصویری از آنها منتشر میکنند و از مردم میخواند تا اگر اطلاعاتی درباره آنان دارند به پلیس اطلاع دهند.
روتانا و تالا فارع به ترتیب ۲۲ و ۱۶ ساله بوده و در سال ۲۰۱۵ میلادی وارد آمریکا شده بودند. به گفته رسانههای آمریکا این دو خواهر پس از ورود به این کشور در خانه مادرشان در حومه واشنگتن اقامت داشتند.
به گفته پلیس نیویورک مادر این دو پیش از پیدا شدن جسدشان تماس تلفنی از سوی «یک مقام در سفارت عربستان سعودی در آمریکا» دریافت کرده بود. گفته میشود که در این تماس تلفتی از وی خواسته شده بود تا همراه خانوادهاش خاک آمریکا را ترک کند چراکه «دو دخترش تقاضای پناهندگی» کردهاند.
@zan_j
آسیه بیبی با تبرئه از حکم اعدام پاکستان را ترک میکند.
آسیه بیبی، زن مسیحی و مادر چهار فرزند به اتهام کفرگویی به اعدام محکوم شده بود اما دیوان عالی پاکستان روز چهارشنبه این حکم را لغو کرد و او آزاد شد.
آسیه بیبی در سال ۲۰۱۰ به اتهام کفرگویی بازداشت و سپس مجرم شناخته شد. او بیشتر دوران ۸ سال زندان خود را در سلولهای انفرادی گذراند.
رادیو زمانه
@zan_j
آسیه بیبی، زن مسیحی و مادر چهار فرزند به اتهام کفرگویی به اعدام محکوم شده بود اما دیوان عالی پاکستان روز چهارشنبه این حکم را لغو کرد و او آزاد شد.
آسیه بیبی در سال ۲۰۱۰ به اتهام کفرگویی بازداشت و سپس مجرم شناخته شد. او بیشتر دوران ۸ سال زندان خود را در سلولهای انفرادی گذراند.
رادیو زمانه
@zan_j
#هانا_آرنت
درباره دروغ
🔹️هنگامی که مدام به شما دروغ میگویند، نتیجه این نیست که شما این دروغها را باور میکنید؛ بلکه این است که دیگر هیچکس به هیچچیز باور ندارد.
🔸️مردمی که دیگر نتوانند چیزی را باور کنند، نمیتوانند نظری هم داشته باشند. نه تنها از توانایی اقدام به کاری محرومند، بلکه از توانایی اندیشیدن و داوری کردن محروم میشوند و با چنین مردمی، شما هرکاری بخواهید میتوانید بکنید.
📕توتالیتاریسم
#زنان_تاثیر_گذار
#زنان_سوسیالیست
#زنده_باد_جنبش_نان_کار_آزادی
@zan_j
درباره دروغ
🔹️هنگامی که مدام به شما دروغ میگویند، نتیجه این نیست که شما این دروغها را باور میکنید؛ بلکه این است که دیگر هیچکس به هیچچیز باور ندارد.
🔸️مردمی که دیگر نتوانند چیزی را باور کنند، نمیتوانند نظری هم داشته باشند. نه تنها از توانایی اقدام به کاری محرومند، بلکه از توانایی اندیشیدن و داوری کردن محروم میشوند و با چنین مردمی، شما هرکاری بخواهید میتوانید بکنید.
📕توتالیتاریسم
#زنان_تاثیر_گذار
#زنان_سوسیالیست
#زنده_باد_جنبش_نان_کار_آزادی
@zan_j
آن کلاغی که پرید
از فراز سر ما
و فرو رفت در اندیشۀ آشفتۀ ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزۀ کوتاهی پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر...
#فروغ_فرخزاد
نقاشی:کلاغها و گندم زار #ونسان_ونگوگ
@zan_j
از فراز سر ما
و فرو رفت در اندیشۀ آشفتۀ ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزۀ کوتاهی پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر...
#فروغ_فرخزاد
نقاشی:کلاغها و گندم زار #ونسان_ونگوگ
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قطعه《مرغ شب》
با صدای #سیما_بینا
موسیقی کردی کرمانج شمال خراسان
چو مرغ شب خواندی و رفتی
دلم را لرزاندی و رفتی
موسیقی سنتی
@zan_j
با صدای #سیما_بینا
موسیقی کردی کرمانج شمال خراسان
چو مرغ شب خواندی و رفتی
دلم را لرزاندی و رفتی
موسیقی سنتی
@zan_j
#داستانک
یه داستان تعریف کنم؟ داستان قشنگیه:
یه میلیاردر آمریکایی تصادف میکنه، یه چشمش رو از دست میده. میده براش یه چشم مصنوعی درست میکنن.
روز اولی که برمیگرده دفتر کارش، از منشیاش میپرسه: «حالا اگه میتونی بگو ببینم کدوم چشمم شیشهایه؟»
منشی یه لحظه بهش نیگا میکنه و میگه: «چشم چپتون قربان».
میلیاردره میگه: «عجب! از کجا فهمیدی؟»
منشی میگه: «آخه توی چشم چپتون هنوز ذرهای احساس دیده میشه.»
نویسنده: #کورت_توخولسکی
مترجم: #محمد_حسین_عضدانلو
داستانهای کوتاه جهان...!
@zan_j
یه داستان تعریف کنم؟ داستان قشنگیه:
یه میلیاردر آمریکایی تصادف میکنه، یه چشمش رو از دست میده. میده براش یه چشم مصنوعی درست میکنن.
روز اولی که برمیگرده دفتر کارش، از منشیاش میپرسه: «حالا اگه میتونی بگو ببینم کدوم چشمم شیشهایه؟»
منشی یه لحظه بهش نیگا میکنه و میگه: «چشم چپتون قربان».
میلیاردره میگه: «عجب! از کجا فهمیدی؟»
منشی میگه: «آخه توی چشم چپتون هنوز ذرهای احساس دیده میشه.»
نویسنده: #کورت_توخولسکی
مترجم: #محمد_حسین_عضدانلو
داستانهای کوتاه جهان...!
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخورد وحشیانهی مزدوران شهرداری نظام با یک دستفروش که تنها به فروختن دستمال در میدان میپردازد.
@zan_j
@zan_j