زن و جامعه (زن کارگر)
3K subscribers
20.6K photos
17.6K videos
315 files
6.62K links
تماس با ما :
@Zan_jameh


Women's emancipation
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۵مهر - ادامه ی اعتصاب راننده های کامیون در شانزدهمین روز !
@zan_j
من از شروع تو بوده
که شب را
برای رسیدن به صبح می‌خواهم
و تـــو
هر جا و هر کجای جهان که باشی
باز به رویاهای من
باز خواهی ‌گشت ...

#سید_علی_صالحی
@zan_j
16 مهر روز جهانی کودک گرامی باد!
@zan_j
کودکان بازمانده از کودکی !
@zan_j
🌺 #شعر_زنان

ما لای پنبه ها بزرگ شدیم
و لای همین پنبه ها آرزوهای مان را نخ زدیم
در هنگامی که
کارخانه
پنبه ی کارگران را رج می زد
شهر پر بود
از شیوع شتر
از گردن های درازی که
به مراتع فردا
فکر می کردند
و با چشم هایشان
پنبه ی مرگ می رشتند
ما
دورتر از مزارع سپید
غرق در رویاهای نوبرانه کودکی
در اشکال روسری مادر
رد ستاره ها را می زدیم
با صدای سوت کارخانه
ایستاده در دست های پدر
ترانه بیداری را
در گوش خانه می خواندیم
و چشم به راهی می دوختیم
که پدر بزرگ را
از بیمارستان مسلولین باز نگرداند

بیا باور کنیم
مرگ در انتهای خواب مردی توقف کرده است
که بوی کار و کافور می دهد
و کارخانه با او پلک نمی زند

کارگریم
و در رگ هایمان
کار از نسلی به نسل دیگر می رسد
مثلا
پدر
دست هایش را
به دست کش های پدر بزرگ سپرد و
مادر بزرگ در ایوان خانه
همچنان با پنبه هایش از قانون کار حرف می زند
من
با رویای دست کش های پدر
به خواب می روم
مادر
در آغاز راهی ست
که پدر بزرگ را به ما باز نگرداند

اصیلیم
و اسبی برای افتادن نداریم
شناسنامه ی ما
دست هایی ست
که چند سال از خودمان بزرگتر می زند

کارگریم
و برای همیشه پا در کفش کارهای جهان کرده ایم


«لیلا محمودی»
افزایش ناچیز دستمزدها کفاف قسمت کوچکی از سطح زندگی ما را نمی دهد،
ماخواهان افزایش دستمزدها متناسب با سطح تورم واقعی هستیم.

زمان: ۲۴ مهر ساعت ۱۰ صبح
مکان: سازمان برنامه

اتحاد بازنشستگان
رویاها را از کودکان نگیریم
دنیا را برای کودکان امن تر و شادتر کنیم....
#امنیت_برای_کودکان
@zan_j
مدارس شهرستان مرزی هیرمند را به تعطیلی کشاند

فرماندار هیرمند در شمال سیستان و بلوچستان:
#توفان_شن همراه با گرد و غبار شدید امروز برای دومین روز متوالی مدارس این شهرستان را به تعطیلی کشاند. #ایرنا
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃

🚩 ‌شعر من

من برای مردمانی گرسنه شعر می گویم
مردمانی که بر پرندگان کوچک
رشک می برند
برای آشیان کوچک شان.
بگذار روسپیان بورژوازی
بر شعر من خشم گیرند
بگذار دشمنان
- دزدان نان کودکان کارگران
- دزدان شادمانی
زوزه کشند از ترانه ی من
بگذار نفرین شان
بر جان من ببارد!
اما تو می دانی
تنها تو می دانی
که من
غرق در اشک شعر سرودم
غرقه در خون
تنها تو می دانی
که من
از رنجی نبرده سخن نمی گویم
و هیچ گاه
دردی نداشته ام به نام بی دردی
تنها تو می دانی
این دل چه رودخانه ی شفافی است
و چه آرزوهای لطیفی دارد
برای تو
برای تمام انسان ها

✍️ مجید میرزایی

https://t.me/zan_j


ترانه دختر شورشی (ترانه The Rebel Girl)
#زنده_باد_جنبش_نان_کار_آزادی
۲۴مهر روز همبستگی بازنشستگان سراسرکشور
ساعت ۱۰صبح مقابل سازمان برنامه وبودجه
گروه اتحاد بازنشستگان
@zan_j
🥀در سوگ قربانیان کوچک خشونت؛ در سوگ ترنم
نفیسه محمدپور


این خاصیت آدمیزاد است که گمان می‌کند مرگ مال همسایه است. این دور انگاشتن و باورناپذیری فاجعه چون افیونی ست که موقتاً ما را آرام می‌کند. وقتی به کمک شبکه‌های اجتماعی به فاصله چند ساعت یا چند دقیقه اخبار قتل، خشونت و تجاوز مخابره می‌شوند ناخودآگاه در خبر دنبال مکان وقوع آن‌ها می‌گردیم. حاشیه تهران، کرج، هرمزگان، رشت … این اخبار با همه‌ی فراوانی‌شان انگار می‌گویند: این دور و بر امن و امان است؛ اما وقتی نان تازه به دست، کلید به در انداخته و می‌چرخانی و در همان حال به همسایه بغلی صبح به خیر می‌گویی و نان تعارف می‌کنی، اگر بشنوی که فقط چند کوچه بالاتر کودک ۳ ساله‌ای را شکنجه کرده و کشته‌اند، تمام آن باورهای پوشالی که پشتشان سنگر گرفتی فرو می‌ریزد و تو می‌مانی وسط یک خشونت عریان و نزدیک. آن‌قدر نزدیک که داغی آن را مثل نانی که در دست داری حس می‌کنی با پوست و گوشت و استخوان.

امروز روز کودک است. دو روز پیش کودکی در شهر من همین چند کوچه بالاتر با ضربات کابل و سیلی از پای درآمد. کودکی ظریف، زیبا و لاغراندام. کودکی که وقتی به عکسش نگاه می‌کنی نمی‌دانی چطور توانسته ماه‌ها زیر کتک و شکنجه تاب بیاورد. کودکی که چشم‌هایش به خوابم می‌آید. به من خیره می‌شود و با صدایی کرکننده می‌پرسد: به کدامین گناه کشته شدم؟»

امروز روز کودک است و همه مایی که مبهوت این ماجرای ترسناک هستیم نمی‌دانیم در این لحظه چند کودک در شهرمان زیر شکنجه هستند. کودکانی که تنها وسیله دفاعی‌شان گریه است. کودکانی که با یک سیلی ضربه‌مغزی می‌شوند و تا بیمارستان دوام نمی‌آورند. امروز روز تلخی ست. آن‌قدر تلخ که یادآوری مکرر و نشخوارهای ذهنی‌ام نمی‌تواند آن را عادی جلوه دهد.

وقتی این خبر تلخ را شنیدم به کوچه‌ای که قتلگاه دخترک در آن قرار داشت رفتم. نمی‌توانم آنجا را خانه بنامم زیرا خانه باید برای کودکان و ساکنین آن امن باشد. سکوتی مرگبار کوچه را فراگرفته است. کمی قدم می‌زنم و از فکر اینکه اینجا دیشب کودکی زیر کتک از دست رفته است به مرز جنون می‌رسم. زنی با دست پر می‌آید سمت من. انگار از بازار آمده است. می‌روم جلو و می‌پرسم کمک می‌خواهید. تشکر می‌کند چند تا از کیسه‌ها را از دستش می‌گیرم و می‌پرسم شما خانواده ترنم را می‌شناختید؟ با تعجب نگاه می‌کند و می‌گوید ترنم کیه؟ توضیح می‌دهم. می‌گوید آهان آن دخترک مادر مرده. نه خیلی نمی‌شناسم. چند ماهی است آمده‌اند اینجا. من خیلی با کسی رفت و آمد ندارم. زن دیگری را می‌بینم همین حرف‌ها را تکرار می‌کند و مادر ترنم را نفرین می‌کند. مغازه‌ای آن‌طرف تر دیده می‌شود. می‌روم سمت مغازه و از مردی که پشت دخل نشسته همان سؤال‌ها را می‌پرسم. او می‌گوید نمی‌داند پدرش بوده یا نه اما آدم درستی نبود. خیلی بهش رو نمی‌دادم خرید کند. می‌پرسم بچه را هم دیده بودید؟ می‌گوید: آره یک بچه ضعیف و زرد و زار بود. گفتم آثار کتک خوردن در بدنش بود؟ گفت: دقت نکردم ولی معلوم بود اذیتش می‌کنند. بیرون میایم و سه پسر دوچرخه‌سوار دوره‌ام می‌کنند. میگویند: خاله ما می‌شناسیمشان. پدرش معتاد بود. بچه رو با کابل می‌زد. بچه همه بدنش کبود بود. بغضم را فرو می‌دهم. تصور این خشونت عریان و اینکه این بچه‌ها به‌راحتی در موردش حرف می‌زنند، می‌ترساندم.

من نمی‌دانم واقعاً کسی از آدم بزرگ‌های آن محله متوجه آزار و اذیت این کودک شده بود یا نه؛ اما سکوت مردم و این فرار از ماجرا و سعی در فراموشی آن این زنگ خطر را به صدا درمی آورد که این فجایع دائما تکرار خواهند شد. همه این‌ها یک الگوی ثابت و تکرار شونده دارند که به خشونت میدان می‌دهد تا چون حیوانی وحشی و افسار گسیخته از هر گوشه این مملکت قربانی بگیرد؛ ضعف قانون و سکوت ناظران و شاهدان خشونت. باید بدانیم خشونت از آنچه فکر می‌کنیم به ما نزدیک‌تر است. ساختن یک حاشیه امن برای خود و عزیزانمان به امید در امان ماندن از گزند، زویایی بیش نیست.


https://t.me/iv?url=http%3A%2F%2Fbidarzani.com/28763&rhash=3ec4f87be6d7d1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"آدینه بیگی همسر محمود بهشتی در روز جهانی معلم خواهان آزادی همه معلمان در بند و پیگیری مطالبات بر حق آنها می شود"
13 مهر تهران-بوستان گفتگو
@zan_j
دختران قشم؛ تصویری از خیال
عکس: اصغر بشارتی

@zan_j
🔻#کریستین_بلیز_فورد، زنی که در جلسه علنی کنگره علیه نامزد دیوان عالی آمریکا به اتهام تعرض جنسی شهادت داد.
مجله #تایم از این کار با عنوان "تاثیر ماندگار" یاد کرده است.
#زنان_شاعر
#زنان_علیه_خشونت
نادیا انجمن  از شاعران جوان افغان بود که به سرایش غزل و شعر نو می‌پرداخت و عضو انجمن ادبی مخفی کارگاه سوزن طلایی در زمان طالبان بود. او در سال ۲۰۰۵ به دلیل ضرب و شتم شوهرش کشته شد.

شعری از #نادیا_انجمن

نيست شوقي که زبان باز کنم، از چه بخوانم؟
من که منفور زمانم، چه بخوانم چه نخوانم

چه بگويم سخن از شهد، که زهر است به کامم
واي از آن مشت ستمگر که بکوبيده دهانم

نيست غمخوار مرا در همه دنيا که بنازم
چه بگريم، چه بخندم، چه بميرم، چه بمانم

من و اين کنج اسارت، غم ناکامي و حسرت
که عبث زاده‌ام و مهر ببايد به دهانم

دانم اي دل که بهاران بود و موسم عشرت
من پربسته چه سازم که پريدن نتوانم

گرچه ديري است خموشم، نرود نغمه ز يادم
زان که هر لحظه به نجوا سخن از دل برهانم

ياد آن روز گرامي که قفس را بشکافم
سر برون آرم از اين عزلت و مستانه بخوانم

من نه آن بيد ضعيفم که ز هر باد بلرزم
دخت افغانم و برجاست که دايم به فغانم

@zan_j
.... روز جهانی کودک یادآور فجایع حاصل از نکبت جهان سرمایه داری است علیه کودکان .
یاد آور کودکان قربانی جنگ و قدرت ،قربانی فقر، قربانی خشونت،بازمانده از تحصیل و کودکان کار !
@zan_j
🔴 سرقت مجسمه کودک میدان ونک در روز جهانی کودک
Listen to روز کودک by Laleh Mhm #np on #SoundCloud
https://soundcloud.com/laleh-mhm/m47uuutm6lv4
@zan_j

16 مهر' روز جهانی کودک گرامیباد.
#صوتی
📷https://bit.ly/2E434Ze
💢پزشک بچه دزد در اسپانیا گناهکار شناخته شد اما مجازات نمی‌شود

پزشک هشتاد و پنج ساله ای که سالها پیش به دلیل بچه دزدی در زمان حکومت دیکتاتوری ژنرال فرانکو در اسپانیا از سوی دادگاهی در این کشور گناهکار شناخته شده بود روز دوشنبه به دلیل مشمول زمان شدن پرونده و گذشت مهلت قانونی رسیدگی به اتهامات از محکومیت گریخت.

رسوایی دزدیدن نوزادان در زمان حکومت دیکتاتوری اسپانیا عموما با همدستی کلسیای کاتولیک انجام شده است. نوزادان بلافاصله پس از تولد بدون سند و مدرک مرده اعلام و از پدر و مادرشان جدا می شدند تا در اختیار خانواده های نازا و ترجیحا نزدیک به رژیم «ملی‌گرا - کاتولیک» حاکم قرار گیرند.
با این حال دادگاه مامور رسیدگی به پرنده اتهامات ادواردو ولا، متخصص سابق زنان و زایمان در مادرید روز دوشنبه با صدور حکمی اعلام کرد کلیه جرائم نسبت داده شده به این پزشک متخصص و بچه دزد را مورد تایید قرار می دهد اما شکایات مطرح شده بر ضد وی در زمانی فراتر از مهلت قانونی طرح شده و بالطبع قابل رسیدگی نمی باشد.
این درحالیست که دادستانی عمومی مادرید پیشتر برای وی درخواست یازده سال مجازات زندان کرده بود.
این حکم می تواند هزاران نوزاد جداشده از مادر را که در زمان حکومت دیکتاتوری ژنرال فرانکو تحت سرپرستی دیگر خانواده ها قرار گرفتند، تحت تاثر قرار دهد.