زن و جامعه (زن کارگر)
3.02K subscribers
20.7K photos
17.7K videos
317 files
6.67K links
تماس با ما :
@Zan_jameh


Women's emancipation
Download Telegram
🚩 نقدی بر فیلم سینمایی «در سرزمین برادر»

ساخته علیرضا قاسمی و رها امیرفضلی

محصول ۲۰۲۴

ارسالی به کلکتیو

مطلب پیش‌رو نقد فیلم «در سرزمین برادر» است که به تازگی اکران و توجه بسیاری از مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کرده است. این نقد موشکافانه و روشنگر در رابطه با بازنمایی سینمایی مهاجران افغانستانی در ایران را لازم دیدیم چرا که دریچه جدیدی را نسبت به این فیلم روی ما باز می کند، از جمله با تأکید بر جنبه‌های اجتماعیِ تبعیض و نژادپرستی نظام‌مند علیه مهاجران افغانستانی که از مسئله رد مرز و محروم ساختن از حق بدیهی اقامت فراتر می‌رود.

تذکر: در این مطلب بخش های از داستان فیلم لو می رود.

قطعاتی از متن:

«رابطه بین شخصیت‌های مهاجر فیلم با شخصیت‌های دیگر در مجموع آمیزه‌ای از احترام، درک و تفاهم است. مدیر مدرسه پای صحبت ها و درد دل محمد شاگرد می نشیند و حاضر می شود که با فرمانده نیروی انتظامی به سبب بدرفتاری و اجبار محمد به کار تماس بگیرد. خبری از تحقیر و توهین و بی حرمتی در نظام آموزشی نیست، تو گویی نگاه یکسان و برابر بین شاگردان و بین مربیان نسبت به شاگردان ایرانی و مهاجر وجود دارد ...

در واقع شخصیت‌های مهاجر فیلم از چیزی رنج نمی برند جز بی‌سرنوشتی به سبب نداشتن مدارک اقامتی و ترس از دستگیری و رد مرز شدن. یعنی تنها عامل رنج نداشتن مدرک اقامتی است که سبب می‌شود به راحتی در معرض دستگیری و بازداشت و اخراج قرار بگیرند. همین باعث نهادینه شدن ترس در تک تک مهاجران شده است ... »

ادامه این متن را در اینجا بخوانید 👇🏾

https://bit.ly/4m6dzMI
👍2
دلنوشته مهشید، دختر «بیژن‌ پورقناد» از مفقودان جنایت بندر رجایی‌ است که در صفحه اینستاگرامش از عدم پاسخگویی مسئولین درباره مفقود شدن پدرش خبر داده است. او نوشته به خاطر سر نکردن حجاب حتی داخل پزشکی قانونی هم راهش ندادند.
پست اینستاگرام او قلب هر انسانی را به درد می‌آورد. او خطاب به پدرش نوشته: «مشهور شدی بابا. اسمت توی گوگل اومده بالا.
همه دنبال ردی از توان.
پریروز رفتم پزشک قانونی ازت خبر بگیرم
نذاشتن برم تو
من باید بیشتر التمالسشون میکردم بابا، اما مستاصلم بابا، نتونستم جلوی نگهبانش زیاد گریه کنم
کاری از دستم بر نمیاد بابا
نمیدونم شاید چون بی حجاب بودم و زیاد گریه نکردم رام ندادن.
تنهام بابا
نمیتونم باهاشون بجنگم میترسم حتی تکه ای از تو رو هم بهم ندن
قلب منم مثل تو تیکه تیکه ست بابا
نباید منو با این مسئولیت تنها میذاشتی
یادته هربار ازم میپرسیدی مشکلی نداری؟ مشکل دارم بابا، یه مشکل به بزرگی دنیا که فقط تو میتونی حلش کنی
قلبم درد میکنه دیگه نمیتونم تحمل کنم
توروخدا بیا از این خواب بیدارم کن
بگو همه چی دروغ بوده
نمیدونم چیکار باید بکنم بابا، قلبم پاره میشه وقتی فک میکنم که شاید از تو یه دست و یه پا هم بهمون نرسه
با تو چیکار کردن بابا
این وحشی‌ها با تو چیکار کردن بابا
حتی اگر چیزی از تو بهمون بدن هم من نمیتونم بهشون اعتماد کنم بابا
دروغگو و کثیفن و برای منافع خودشون هرکاری میکنن بابا
کاش تو بودی
کاش تو بودی
کاش تو بودی
کاش تو بودی و باهم میجنگیدیم.»

#بندرعباس
#حکومت_اعدام_جنایت

https://t.me/zan_j/46477
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبت‌های یک نوجوان در روستاهای اطراف زاهدان، می‌گوید: «الان نمی‌توانیم یک کیلو سیب‌زمینی بخریم شما می‌گویید آرزو؟ هنوز بعد از یک عمر نتوانستیم خانه‌مان را درست کنیم در این روستا. آن وقت آن‌ها از میلیارد حرف می‌زنند.»
او در ادامه می‌گوید: «آرزوهای‌مان پرواز کرد رفت به هوا.»
رسول خادم یک روز پیش از این ویدیویی منتشر کرده بود از دختران دبستانی در همین روستاهای اطراف زاهدان که می‌گفتند قبل از آمدن به مدرسه
«هیچ چیزی» برای خوردن نداشته‌اند.

#فقر
#فساد_حکومتی
#دزدی_اختلاس
#نان_کار_آزادی
#رفاه_اقتصادی

@zan_j
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"داستان یک انسان"
اجرا : #کامیلیا_جبران
شعر: #محمود_درویش
از یک انسان بر دهانش زنجیر بستند
دست هایش را به سنگ مردگان آویختند
و گفتند : تو قاتلی
غذایش را ، تن پوشش را و پرچمش را ربودند
و او را در سلولی انداختند
و گفتند: تو سارقی
از تمام بندرگاه هایش راندند
زیبای کوچکش را ربودند
و گفتند : تو آواره ای
ای خونین چشم و خونین دست
به راستی که شب رفتنی است
نه اتاق توقیف ماندنی است
و نه حلقه های زنجیر
نرون مرد ، ولی رم نمرده است
با چشم هایش می جنگد
و دانه های خشکیده خوشه ای
دره ها را از خوشه ها لبریز خواهد کرد.

#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

@zan_j
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستی که به دست من بپیوندد نیست
صبحی که به روی ظلمتم خندد نیست

زنـجـیـــر، فـراوانِ فـراوان امـــا
چیزی که مرا به زندگی بندد نیست❗️

#حسین_منزوی

16اردیبهشت سالروز درگذشت حسین منزوی

(زاده ۱ مهر ۱۳۲۵ زنجان -- درگذشته ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ تهران) شاعرغزلسرا و ترانه‌سرا)

#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

@zan_j
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیمان (امین) فرح‌آور، شاعر اهل گیلان محبوس در زندان لاکان رشت، به دلیل سروده هایشان توسط شعبه اول دادگاه انقلاب رشت به اتهام "بغی" به اعدام محکوم شده است.

یک منبع مطلع نزدیک به خانواده گفته است: «اتهامات علیه آقای فرح‌آور بر پایه اشعار و فعالیت‌های اعتراضی‌اش در حوزه عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی مطرح شده‌اند. جلسه دادگاه او بدون حضور وکیل انتخابی و به‌صورت غیرعلنی برگزار شده و حکم او بدون رعایت روند شفاف دادرسی صادر شده است.»

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شعار  اهل گیلان در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه سال جاری، در شعبه مذکور برگزار شده بود.

آقای فرح‌آور در شهریورماه سال ۱۴۰۳، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل شده بود. او پس از اتمام مراحل بازجویی به زندان لاکان رشت انتقال داده شد.

پیمان (امین) فرح‌آور، شاعر اهل گیلان و پدر یک پسر ۱۰ ساله، وی پیش از این نیز به دلیل فعالیت‌های خود، سابقه بازداشت داشته است.
سرودن شعر نمی‌تواند عامل تحقق جرم باشد.

#نه_به_اعدام
#حکومت_اعدام
@zan_j
👍2🤬2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بر اساس گزارش‌هایی که از سوی خانواده مریم اکبری‌منفرد در اختیار «ایران‌وایر» قرار گرفته، او با مشکلات جدی جسمی از جمله کم‌کاری تیروئید، نارسایی کبد و آسیب‌های نخاعی روبه‌رو است. به گفته پزشکان، او نیاز فوری به جراحی دارد و تعلل در رسیدگی به وضعیتش، می‌تواند منجر به آسیب‌های جبران‌ناپذیر، از جمله از دست دادن کنترل اندام‌های حرکتی و ادراری شود.

مریم اکبری‌منفرد که از سال ۱۳۸۸ بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به‌سر می‌برد، تاکنون بارها میان زندان‌های مختلف تبعید شده و اکنون در آستانه ورود به هفدهمین سال حبس قرار دارد.

#مریم_اکبری_منفرد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

@zan_j
2
قصه جان‌سوز زیرفنسی‌ها؛ کارگرانی که در زندگی و مرگ به حساب نیامدند❗️



زیرفنسی‌»، اصطلاحی رایج در اسکله بندر رجایی است. به کارگرانی گفته می‌شود که ورود و خروج‌شان به اسکله غیرقانونی است. معمولا از در اصلی که محل سرشماری و آمار و مجهز به دوربین مداربسته است رد نمی‌شوند. پیمان‌کاری یا سرکارگری آن‌ها را برای کارهایی مثل باربری از راهی غیرمعمول به داخل می‌برد و در پایان روز مبلغی ناچیز را بین همه‌شان تقسیم می‌کند.
زیرفنسی‌ها بیمه نیستند. هرگز لباس ایمنی و کفش و کلاه مناسب دریافت نمی‌کنند و فقط روزها می‌روند اسکله و شب با تاریکی هوا از همان راه غیررسمی که آمده بودند مثل سایه می‌زنند بیرون.
این گزارش درباره زیرفنسی‌هایی است که هرگز در آمار نبودند، چه در زمان حیات و چه حالا که هیچ از آن‌ها باقی نمانده است.


نمک بر زخم خون‌چکان خانواده‌های مفقودشدگان
چهاردهم اردیبهشت ۱۴۰۴، هشت روز پس از فاجعه دردناک انفجار اسکله بندر رجایی در سی کیلومتری بندرعباس، «علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی درباره آن‌چه رخ داده، گفت: «حوادث گوناگون برای دستگاه‌ها پیش می‌آید: زلزله، آتش‌سوزی، تخریب؛ عمدی، سهوی، همه جوری پیش می‌آید. اما جبران می‌شود. این‌جا هم اگر مشکلی برای دستگاه‌ها پیش آمده باشد، ان‌شالله با فوریت، قدرت و توانایی دستگاه‌های اجرایی سرحال، توانا و جوان ما جبران خواهد شد.»
این چند جمله نمک بر زخم صدها خانواده چشم‌به راهی است که عزیزان‌شان، نه در هنگام حیات در شمار شهروندان ایران بودند و نه بعد از مرگ. آدم‌هایی که هیچ از آن‌ها باقی نمانده و بعد از انفجار با دود سیاهی که روی شهر سایه افکند، یکی شدند.
زیرفنسی‌ها کارگرانی هستند که زیر آفتاب سوزان و میان آهن و دریا برای لقمه نانی کار می‌کردند، اما نه سهمی از امنیت شغلی داشتند، نه نصیبی از رفاه.
 انفجار بندر شهید رجایی، تپنده‌ترین نماد حیات اقتصادی ایران  در روز ۶اردیبهشت۱۴۰۴ بار دیگر نشان داد جان کارگران، همچنان ارزان‌تر از هر باری بر دوش اسکله‌هاست.
 زیرفنسی‌ها گروهی از نیست‌شده‌ها هستند. اغلب بلوچ و ساکن روستاها و شهرهای هرمزگان یا مهاجرانی که از خراسان و کرمان و سیستان و بلوچستان به اسکله می‌آمدند برای کار و لقمه‌ای نان.
«کاظم» یکی از کارگران قراردادی در اسکله بندر رجایی درباره زیرفنسی‌ها به «ایران‌وایر» می‌گوید: «این‌که اهل کجا هستند اهمیتی ندارد اما بیشترشان بلوچ‌اند. روستای خون‌سرخ  در مجاورت اسکله است و ساکنانش سنی هستند. اکثرا فارسی بلد نیستند و در گرما و سرما با کمترین حقوق در اسکله رجایی مشغول کارند. زیرفنسی‌ها به همین دلیل اغلب دسته‌جمعی آن‌جا زندگی می‌کنند. توی میدان‌های شهر هم دیده می‌شوند . برخی‌شان حتی جای خواب‌شان در اغلب فصل‌های سال، فضاهای سبز شهری و پارک و بلوارهاست. توان مالی‌شان اجازه اجاره کردن در سطح شهر را نمی‌دهد.»
به گفته کاظم، زیرفنسی‌ها اغلب مجرد هستند یا اگر زن و بچه‌ داشته باشند در دیار خودشان مانده‌اند: «با هم زندگی می‌کنند. صبح علی‌الطلوع می‌روند و شب دیروقت باز می‌گردند شاید آخر ماه بتوانند پولی برای خانواده‌شان بفرستند.»...



https://iranwire.com/fa/features/140969-قصه-جانسوز-زیرفنسیها-کارگرانی-که-در-زندگی-و-مرگ-به-حساب-نیامدند/
قصه جان‌سوز زیرفنسی‌ها؛ کارگرانی که در زندگی و مرگ به حساب نیامدند

#حکومت_اعدام_جنایت
#علیه_جنگ_طلبان
#جان_کارگران_قربانی_سود!
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم

@zan_j
3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تهران
تجمع اعتراضی کارگران ارکان ثالث نفت
امروز جمعی از کارگران ارکان ثالث صنعت نفت در اعتراض به شرایط معیشتی و عملی نشدن وعده‌ها، مقابل ساختمان وزارت نفت تجمع کردند.

شعار کارگران:
«وعده و وعید کافیه، سفره‌ ما خالیه!»

#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
#نان_کار_آزادی


@zan_j
پرونده‌سازی علیه خانواده ابوالفضل آدینه‌زاده، جان‌باخته‌ی قیام ژینا ۱۴۰۱
مرضیه آدینه‌زاده، خواهر ابوالفضل، با انتشار ویدیویی از تشکیل پرونده‌ای جدید برای خود، پدر، مادر و دو عمویش خبر داد. اتهامات: «ضرب و جرح عمدی»، «تمرد»، «نشر اکاذیب» و «تشویش اذهان عمومی».
در این ویدیو، صحنه‌هایی از حمله‌ی مأموران امنیتی به خانواده‌ی آدینه‌زاده در روز تولد ابوالفضل (۲۶ خرداد ۱۴۰۲) منتشر شده. مرضیه نوشت:
«شما که با خشونت سازمان‌یافته به ما یورش آوردید، حالا مدعی شدید که آسیب دیدید؟! مأموری که مرا تا آستانه‌ی مرگ برد، حالا پدرم را به شکستن جمجمه‌اش متهم کرده! همان مأمور شبانه که با فحاشی بازجویی می‌کرد و درباره‌ی ترفیع رتبه‌اش با خنده حرف می‌زد.»
او می‌افزاید: «مادرم را هل دادند، عکس ابوالفضل را از دستش قاپیدند و مچاله کردند. پدرم را کتک زدند، حالا با وقاحت از ما شکایت کرده‌اند!»
و در پایان: «ما ایستاده‌ایم. با هر پرونده‌ی ساختگی، با هر دروغ، عقب نمی‌نشینیم. یاد ابوالفضل همیشه با ماست.»

#ابوالفضل_آدینه_زاده
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم

@zan_j
🤬3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۴۴ سال پیش پنجم ماه می #بابی_سندز در زندان #بلفاست درگذشت.

بابی ساندز از اعضای #ارتش_آزادی‌‌_بخش_ایرلند (Irish Republican Army) بود. بریتانیا او را در سال ۱۹۷۷ بازداشت و به ۱۴ سال زندان محکوم کرد. ساندز در اعتراض از پوشیدن لباس زندانیان امتناع کرد و درخواست کرد او را به عنوان زندانی سیاسی بشناسند نه زندانی جنایی.


-خروج اشغال گران انگلیسی از قسمت شمالی ایرلند
-پوشیدن لباس غیرزندانی
-عدم کار اجباری
-حق اجتماع آزاد زندانیان و مطالعه و آموزش
-حق ملاقات هفتگی، داشتن نامه و بسته
و
-حق دریافت حکم همانند دیگر زندانیان

خواست‌های ساندز در آغاز اعتصاب غذا بودند.

#ترانه
«بهار آزادی»
ترانه‌ای برای «بابی سندز»
موسیقی و اجرا: کریستی مور
@zan_j
4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مقاومت_زندگیست
#زندگی مبارزه است

دلربا دلنشین شیرین ادا نازنین
به کجا رفتی بیا تب و تابم را ببین
چه شبی دارم تنها تنهایی و تنهایی
گره از گیسو بگشا تا ز سحر در بگشایی
بهار اومد که گلها رنگ و وارنگه جونم
دیدن یار سر چشمه قشنگه جونم
بچینم گلی بیارم در سرایت جونم....

#freesharifeh
#زن_زندگی_آزادی
#کارگر_زندانی_زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
شیوا ارسطویی، نویسنده، شاعر و مترجم درگذشت🥀

شیوا ارسطویی، نویسنده، شاعر و مترجم برجسته، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت در سن ۶۴ سالگی درگذشت. او متولد اردیبهشت ۱۳۴۰ بود و آثاری چون «آمده بودم با دخترم چای بخورم»، «بی‌بی شهرزاد» و «افیون» را خلق کرد که جایزه‌های ادبی مانند گلشیری و یلدا را به‌دست آورد. سبک منحصربه‌فرد او در تلفیق واقعیت و خیال، مخاطبان را مجذوب می‌کند. ارسطویی در داستان‌هایش به مسائل زنان پرداخت و با خلق شخصیت‌هایی مانند شهرزاد، چالش‌های اجتماعی و هویتی زنان را با نگاهی ظریف و حماسی روایت کرد. او بر این باور بود که زنان نویسنده باید بدون ترس، دغدغه‌های خود را بیان کنند. مرگ او ضایعه‌ای بزرگ برای ادبیات معاصر ایران محسوب می‌شود.

شیوا ارسطویی از جمله امضا‌کنندگان نامه معروف «ما نویسنده‌ایم» بود؛ نامه‌ای که علیه نظام سانسور در دولت رفسنجانی در سال ۱۳۷۳ منتشر شد.

با رمان «او را كه ديدم زيبا شدم» فعاليت ادبي خود را به طور حرفه‌ای آغاز كرد
«آمده بودم با دخترم چای بخورم»، «آفتاب مهتاب» و «من دختر نیستم» و رمان‌های «بی‌بی شهرزاد» و «افیون» از آثار شیوا ارسطویی است
یادش گرامی🌹

#زنان_نویسنده

@zan_j
💠 #بیانیه

بیانیه‌ در اعتراض به بازداشت معلمان در تجمع ۱۱ اردیبهشت و انکار آن توسط سخنگوی دولت

بار دیگر، واقعیت با روایت رسمی، زمین تا آسمان تفاوت دارد. در روز ۱۱ اردیبهشت و در آستانه‌ی هفته‌ی معلم، چهار نفر از معلمان شریف و دغدغه‌مند این سرزمین به نام‌های:
#ولی_میرزاسیدی
#احمد_حیدری_نصرت
#حسین_عبادیان
#مهدی_فراحی‌شاندیز

در حالی که قصد داشتند به صورت مسالمت‌آمیز در مقابل اداره‌ی کل آموزش و پرورش تهران اجتماع کنند تا بار دیگر خواسته‌های صنفی و معیشتی خود را مطرح نمایند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

اکنون هفت روز است که این عزیزان در بازداشت به‌سر می‌برند، بی‌آن‌که خانواده‌ها از وضعیت دقیق‌شان اطلاع داشته باشند و بی‌آن‌که جرمی مرتکب شده باشند.

در چنین شرایطی، سخنگوی دولت، خانم مهاجرانی، در موضعی شگفت‌آور، اعلام می‌کند: کسی بازداشت نشده است!!!!
آیا حقیقت را نمی‌دانند یا می‌دانند و آگاهانه آن را انکار می‌کنند؟
آیا رنج خانواده‌هایی که در این هفت روز در بی‌خبری و اضطراب به‌سر می‌برند، به چشم نمی‌آید؟
آیا صدای دادخواهی ما معلمان، که جز معیشت، منزلت و امنیت شغلی برای خود، و آموزش رایگان و استاندارد برای فرزندان‌مان چیزی نمی‌خواهیم برای‌شان شنیدنی نیست؟

تلاش برای بی‌اهمیت جلوه‌دادن این تجمع و انکار واقعیت بازداشت‌ها، در حالی که شخص سخنگو نیز اذعان دارد که این حرکت جنبه امنیتی نداشته، نه تنها نمک‌پاشیدن بر زخمی است عمیق، بلکه نشانه‌ای روشن از سیاست‌های سرکوب‌گرانه‌ای است که به جای پاسخگویی و تعامل، راهِ تکذیب، تحریف و تهدید را در پیش گرفته‌ است.
ما این موضع رسمی را توهین به شعور افکار عمومی و بی‌حرمتی به جامعه‌ی فرهنگیان می‌دانیم.
ما خواهان آزادی فوری و بی‌قید و شرط همکاران بازداشت‌ شده‌مان هستیم و هشدار می‌دهیم که تداوم چنین برخوردهایی، تنها بر آتش خشم صنفی و اجتماعی خواهد افزود.
ما کانون‌های صنفی، نهادهای مدنی و همه‌ی معلمان آزاده را فرا می‌خوانیم تا با روشنگری، اتحاد، پیگیری و فشارهای قانونی، اجازه ندهند اینگونه مظلومیت‌ها در سکوت و انکاری ظالمانه دفن شود.

آزادی معلمان بازداشت‌شده، خواست فوری ماست.

کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
                                      ۱۴۰۴/۲/۱۸


شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

🆔 @kashowra
باز هم #زنکشی در سایه ارتجاع و مردسالاری

#فاطمە_برخورداری از معلمان آموزش و پرورش شهرستان سبزوار
با سلاح سرد توسط همسرش در  یکی از خیابان‌های سبزوار  به طرز فجیعی بە قتل رسید.❗️
بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز چهارشنبە ١٢ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۴ (١ می ۲۰۲۵)، فاطمه برخورداری، معلم اهل سبزوار از توابع استان خراسان رضوی در یکی از خیابان های این شهر با ضربات متعدد قمە توسط همسر خود به قتل رسید.
این معلم سبزواری هنگام پیاده‌شدن از خودرو به همراه یکی از دوستانش، از پشت سر توسط همسر خود با چند ضربه قمه مورد حمله قرار گرفتە و در پی شدت جراحات جان خود را از دست دادە است.
گفته می‌شود قاتل کە همسر وی می‌باشد نیز از کارکنان فرهنگی و شاغل در آموزش‌و‌پرورش است. فاطمە برخورداری پیش‌تر در نامه‌هایی رسمی به اداره آموزش‌و‌پرورش، نسبت به خشونت خانگی و تهدیدهای همسرش هشدار داده بود، اما هیچ‌گونه اقدام مؤثری برای حمایت از وی صورت نگرفتە است.
قابل ذکر است کە فاطمە برخورداری مادر سە فرزند نیز بودە  بە صورت جداگانه از همسرش زندگی می‌کرد و اخیراً درخواست طلاق داده بود.
#زنکشی
#جنایت_سیستماتیک

@zan_j
🤬6👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدای : ابراهیم کوگچک
از :گروپ یوروم
از :یادروزنامه
@zan_j
زن و جامعه (زن کارگر)
صدای : ابراهیم کوگچک از :گروپ یوروم از :یادروزنامه @zan_j
5 سال پیش در چنین روزی #ابراهیم_گوکچک نوازنده‌ی #گروپ‌_یوروم پس از ۲۳۲ روز، روزه‌ی مرگ، جان باخت.

این گروه موسیقی به افشای تبعیض علیه شهروندان کرد، حمله به سرمایه‌داری و مبارزه با سیاست‌های ناعادلانه‌ در ترکیه مشهورند!
گوکچک از کادرهای رده‌بالایِ "جبهه آزادی‌بخش خلقِ انقلابی" بود که به‌همراه تنی چند از اعضای #گروپ_یوروم بازداشت و زندانی شد.
اعضای گروه در ژوئن ۲۰۱۹ اعتصاب غذایی را در اعتراض به بازداشت و محاکمه‌ی بی‌پایه‌ی خود آغاز کردند‌.
لغو ممنوعیت کنسرت‌های گروپ یوروم، خارح کردن نام موزیسین‌های گروه از لیست سیاه، پایان فشارها بر اعضای مرکز فرهنگی گروپ یوروم و آزادی اعضای زندانی گروه از جمله خواست‌های اعتصاب‌کنندگان بود.
از تاریخ ۴ ژانویه ابراهیم و #هلین_بولک اعتصاب غذای خود را به روزه‌ی مرگ تبدیل کردند.
گرچه دادستان برای ابراهیم درخواست حبس ابد کرده بود، اما او در ماه فوریه ۲۰۲۰ به علت شرایط وخیم جسمانی از زندان آزاد شد. اما آزادی نقطه‌ی پایانی بر اعتصاب او و هلین نشد و آن‌ها بر عهد خود استوار ماندند
با درخواست‌های مکرر اعضای گروه و حامیان یوروم، ابراهیم در ۵ ماه می به اعتصاب خود پایان داد و به بیمارستان منتقل شد اما در اثر آسیب‌های جبران‌ناپذیر حاصل از ۲۳۲ روز اعتصاب غذا، جان خود را از دست داد.

روز بعد، حامیان یوروم در مراسمی به یاد گوکچک در محله #سلطان‌_گزی شرکت کردند اما توسط پلیس ترکیه متوقف و با گاز اشک‌آور متفرق شدند.
پلیس دروازه‌های محل را شکست، تعدادی از اعضای گروه یوروم را بازداشت کرد و تابوت حاوی پیکر گوکچک را ضبط کرد. او سرانجام در کایسری به خاک سپرده شد.
نئونازی‌های موسوم به "گرگ‌های خاکستری" تهدید کرده بودند که پیکر ابراهیم را از خاک بیرون کشیده و آتش خواهند زد؛ امری که مانند اغلب لاف‌های فاشیست‌ها بدون حمایت دولتی محقق نمی‌شد و دولت ترکیه نیز از ترس شعله‌ور شدن آتش خشم حامیان گروه، برای مدتی دفتر آن‌ها را تعطیل کرد.

بر سر کوه‌های سربلند آتشی برپاست
عاشقان در اطراف آن گرد آمده‌اند
روزی می‌رسد که هرزگی‌ها برملا شود
وقتی جمو رو به دشت سرازیر می‌شود
ای یار
با بره‌ ستاره‌نشانش بر سر
و مسلسلش در دست
زدن به کوه‌های درسیم و ترانه خواندن، چه لذتی دارد
آه جمو جانم جمو
ابرها چون خبری خوش به روی دشت فرود می‌آیند
طوفانی در راه است
و در هیاهوی آن روز باشکوه
کودکان به رقص و پایکوبی صف خواهند کشید...

#زندگی_مبارزه_است
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
😢1
مفاهیم خطرناکی که توسط رسانه های حکومتی در رسانه و فضای مجازی بازآفرینی میشود...
با برچسب عشق و مردونگی !!

وقتی کسی می‌گه «من رو تو خیلی حساسم» اما در عمل یعنی: آزادی‌ات رو باید محدود کنم.

وقتی می‌گه «کسی نگات کنه نابودش می‌کنم» یعنی: حق انتخاب، دیده شدن و ارتباط رو ازت می‌گیرم.

وقتی می‌گه «تو فقط بشین خونه، من کار می‌کنم» یعنی: استقلال و هویتت رو ازت می‌گیرم.

وقتی از «غیرت» حرف می‌زنه، ولی منظورش کنترل و تهدید و خشمه، نه احترام.

وقتی به اسم «ناموس» حرف می‌زنه، ولی منظورش اینه که تو در "مالکیت" کسی هستی، نه یک انسان آزاد.
این‌ها ارزش نیستند، خطرند.
قشنگ حرف زدن نباید ما رو از زشتی پشتش غافل کنه.
حواسمون باشه که مرز عشق و اسارت خیلی نازکه.


#زن_زندگی_آزادی
#علیه_زنکشی
#غیرت_ناموس
#انقیاد
#رهایی_زن_رهایی_جامعه
#مردسالاری_ارتجاع

@zan_j
👍7
یادمان پنج زندانی سیاسی اعدام شده‌ در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، روز سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴ در بند زنان اوین برگزار شد

در همراهی با کارزار مدنی «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، زندانیان بند زنان اوین مراسمی به یاد پانزدهمین سالگرد اعدام پنج زندانی سیاسی برگزار کردند:
#فرزاد_کمانگر ، #شیرین_علم_هولی ، #علی_حیدریان ، #فرهاد_وکیلی و #مهدی_اسلامیان .
این یادمان در فضای هواخوری زندان و با خواندن بخش‌هایی از نامه‌های ماندگار فرزاد کمانگر آغاز شد؛ واژه‌هایی که پس از گذر سال‌ها، هنوز از امید، مهر، ایستادگی و عشق به مردم سخن می‌گویند.
در ادامه، زندانیان بیوگرافی و روایت مبارزات هر یک از جان‌باختگان ۱۹ اردیبهشت را برای حاضران قرائت کردند؛ روایت‌هایی که پرده از شرافت انسانی در برابر ماشین سرکوب برمی‌دارند.
در بخشی دیگر از مراسم، اشعاری در وصف مقاومت و مبارزه خوانده شد.
سپس، روایت‌هایی از هم‌بندیان سابق شیرین علم‌هولی خوانده شد.
پایان‌بخش این مراسم، خوانش دسته‌جمعی سرود ماندگار «خون ارغوان‌ها» بود.
این یادمان، ضمن ادای احترام به جان‌باختگان، فرصتی بود برای یادآوری آن‌که:
راه ازادی را نمی‌توان در بند کرد.

#نه_به_اعدام
@zan_j
👍3