This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز سه شنبه شانزده اردیبهشت
همزمان با کارزار سه،شنبه های نه به اعدام در چهل و یک زندان
حضور جمعی از خانواده های محکوم به اعدام در مقابل زنداناویندر شصت و هفتمین کارزار سه شنبه های نه به اعدام در چهل و یک زندان
خانواده ها با در دست داشتن تصاویری از محکومین به اعدامخواهانلغو اعدام اینقتل عمد دولتی شدند.❗️
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
همزمان با کارزار سه،شنبه های نه به اعدام در چهل و یک زندان
حضور جمعی از خانواده های محکوم به اعدام در مقابل زنداناویندر شصت و هفتمین کارزار سه شنبه های نه به اعدام در چهل و یک زندان
خانواده ها با در دست داشتن تصاویری از محکومین به اعدامخواهانلغو اعدام اینقتل عمد دولتی شدند.❗️
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
👍1
زن و جامعه (زن کارگر)
Photo
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته شصت و هفتم در ۴۱ زندان مختلف
حکومت اعدام و سرکوب در هفتهای که گذشت، ۲۹ زندانی را به دار آویخت. روز ۱۰ اردیبهشت، ۱۵ زندانی و روز ۱۴ اردیبهشت، ۹ زندانی اعدام شدند. به این ترتیب از ابتدای سال تاکنون ۱۵۴ تن به دار آویخته شدهاند.
حاکمان مستبد در اقدامی سبعانه، یک شهروند به نام عظیم فرخوند را که به همراه جمعی از مردم دزفول در تجمع اعتراضی علیه اعدامِ دو زندانی شرکت کرده بود، با شلیک گلوله جنگی به قتل رساند. از نظر کارزار سهشنبههای نه به اعدام، وی اولین جانباخته « #نه_به_اعدام » از ابتدای شروع این کارزار است. یادش را گرامی میداریم و تأکید میکنیم تا زمانی که این حکومت بر سر قدرت است، به هیچ قیمتی از اعدام کوتاه نمیآید.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» هشدار میدهد در موقعیت کنونی که حکومت ایران در بنبستهای داخلی و بینالمللی قرار گرفته، از اعدام بهعنوان اصلیترین عامل سرکوب استفاده میکند تا به این ترتیب مانع شکلگیری حرکتهای اعتراضی و قیام مردم به ستوهآمده شود. بنابراین ضروری است که نهادها و سازمانهای حقوق بشری بینالمللی، دولتهای خود را ملزم کنند که روابط خود با حکومت ایران را مشروط به لغو اعدام نمایند؛ زیرا حربه اعدام در دست این استبداد از هر سلاحی خطرناکتر است.
از طرفی ما همچنان از تمام اقشار اجتماعی میخواهیم به هر شکل ممکن متحد و یکصدا علیه اعدام بایستند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام »، سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، در ۴۱ زندان زیر برای شصت و هفتمین هفته در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اراک، زندان خرمآباد، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران.
هفته شصت و هفتم
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
حکومت اعدام و سرکوب در هفتهای که گذشت، ۲۹ زندانی را به دار آویخت. روز ۱۰ اردیبهشت، ۱۵ زندانی و روز ۱۴ اردیبهشت، ۹ زندانی اعدام شدند. به این ترتیب از ابتدای سال تاکنون ۱۵۴ تن به دار آویخته شدهاند.
حاکمان مستبد در اقدامی سبعانه، یک شهروند به نام عظیم فرخوند را که به همراه جمعی از مردم دزفول در تجمع اعتراضی علیه اعدامِ دو زندانی شرکت کرده بود، با شلیک گلوله جنگی به قتل رساند. از نظر کارزار سهشنبههای نه به اعدام، وی اولین جانباخته « #نه_به_اعدام » از ابتدای شروع این کارزار است. یادش را گرامی میداریم و تأکید میکنیم تا زمانی که این حکومت بر سر قدرت است، به هیچ قیمتی از اعدام کوتاه نمیآید.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» هشدار میدهد در موقعیت کنونی که حکومت ایران در بنبستهای داخلی و بینالمللی قرار گرفته، از اعدام بهعنوان اصلیترین عامل سرکوب استفاده میکند تا به این ترتیب مانع شکلگیری حرکتهای اعتراضی و قیام مردم به ستوهآمده شود. بنابراین ضروری است که نهادها و سازمانهای حقوق بشری بینالمللی، دولتهای خود را ملزم کنند که روابط خود با حکومت ایران را مشروط به لغو اعدام نمایند؛ زیرا حربه اعدام در دست این استبداد از هر سلاحی خطرناکتر است.
از طرفی ما همچنان از تمام اقشار اجتماعی میخواهیم به هر شکل ممکن متحد و یکصدا علیه اعدام بایستند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام »، سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، در ۴۱ زندان زیر برای شصت و هفتمین هفته در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اراک، زندان خرمآباد، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران.
هفته شصت و هفتم
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
👍4
🚩 نقدی بر فیلم سینمایی «در سرزمین برادر»
ساخته علیرضا قاسمی و رها امیرفضلی
محصول ۲۰۲۴
ارسالی به کلکتیو
مطلب پیشرو نقد فیلم «در سرزمین برادر» است که به تازگی اکران و توجه بسیاری از مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کرده است. این نقد موشکافانه و روشنگر در رابطه با بازنمایی سینمایی مهاجران افغانستانی در ایران را لازم دیدیم چرا که دریچه جدیدی را نسبت به این فیلم روی ما باز می کند، از جمله با تأکید بر جنبههای اجتماعیِ تبعیض و نژادپرستی نظاممند علیه مهاجران افغانستانی که از مسئله رد مرز و محروم ساختن از حق بدیهی اقامت فراتر میرود.
تذکر: در این مطلب بخش های از داستان فیلم لو می رود.
قطعاتی از متن:
«رابطه بین شخصیتهای مهاجر فیلم با شخصیتهای دیگر در مجموع آمیزهای از احترام، درک و تفاهم است. مدیر مدرسه پای صحبت ها و درد دل محمد شاگرد می نشیند و حاضر می شود که با فرمانده نیروی انتظامی به سبب بدرفتاری و اجبار محمد به کار تماس بگیرد. خبری از تحقیر و توهین و بی حرمتی در نظام آموزشی نیست، تو گویی نگاه یکسان و برابر بین شاگردان و بین مربیان نسبت به شاگردان ایرانی و مهاجر وجود دارد ...
در واقع شخصیتهای مهاجر فیلم از چیزی رنج نمی برند جز بیسرنوشتی به سبب نداشتن مدارک اقامتی و ترس از دستگیری و رد مرز شدن. یعنی تنها عامل رنج نداشتن مدرک اقامتی است که سبب میشود به راحتی در معرض دستگیری و بازداشت و اخراج قرار بگیرند. همین باعث نهادینه شدن ترس در تک تک مهاجران شده است ... »
ادامه این متن را در اینجا بخوانید 👇🏾
https://bit.ly/4m6dzMI
ساخته علیرضا قاسمی و رها امیرفضلی
محصول ۲۰۲۴
ارسالی به کلکتیو
مطلب پیشرو نقد فیلم «در سرزمین برادر» است که به تازگی اکران و توجه بسیاری از مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کرده است. این نقد موشکافانه و روشنگر در رابطه با بازنمایی سینمایی مهاجران افغانستانی در ایران را لازم دیدیم چرا که دریچه جدیدی را نسبت به این فیلم روی ما باز می کند، از جمله با تأکید بر جنبههای اجتماعیِ تبعیض و نژادپرستی نظاممند علیه مهاجران افغانستانی که از مسئله رد مرز و محروم ساختن از حق بدیهی اقامت فراتر میرود.
تذکر: در این مطلب بخش های از داستان فیلم لو می رود.
قطعاتی از متن:
«رابطه بین شخصیتهای مهاجر فیلم با شخصیتهای دیگر در مجموع آمیزهای از احترام، درک و تفاهم است. مدیر مدرسه پای صحبت ها و درد دل محمد شاگرد می نشیند و حاضر می شود که با فرمانده نیروی انتظامی به سبب بدرفتاری و اجبار محمد به کار تماس بگیرد. خبری از تحقیر و توهین و بی حرمتی در نظام آموزشی نیست، تو گویی نگاه یکسان و برابر بین شاگردان و بین مربیان نسبت به شاگردان ایرانی و مهاجر وجود دارد ...
در واقع شخصیتهای مهاجر فیلم از چیزی رنج نمی برند جز بیسرنوشتی به سبب نداشتن مدارک اقامتی و ترس از دستگیری و رد مرز شدن. یعنی تنها عامل رنج نداشتن مدرک اقامتی است که سبب میشود به راحتی در معرض دستگیری و بازداشت و اخراج قرار بگیرند. همین باعث نهادینه شدن ترس در تک تک مهاجران شده است ... »
ادامه این متن را در اینجا بخوانید 👇🏾
https://bit.ly/4m6dzMI
Telegraph
نقدی بر فیلم سینمایی «در سرزمین برادر»
توضیح غیرضروری در اول فیلم داده می شود: «در ایران حدود پنج میلیون مهاجر افغانستانی حضور دارند که ایران را خانه برادر می دانند». با این توضیح غیر لازم، بیننده انتظار دارد که با اثری روبرو شود که چالشهای زندگی روزمره بخشی از این جمعیت پنج میلیونی را به تصویر…
👍2
دلنوشته مهشید، دختر «بیژن پورقناد» از مفقودان جنایت بندر رجایی است که در صفحه اینستاگرامش از عدم پاسخگویی مسئولین درباره مفقود شدن پدرش خبر داده است. او نوشته به خاطر سر نکردن حجاب حتی داخل پزشکی قانونی هم راهش ندادند.
پست اینستاگرام او قلب هر انسانی را به درد میآورد. او خطاب به پدرش نوشته: «مشهور شدی بابا. اسمت توی گوگل اومده بالا.
همه دنبال ردی از توان.
پریروز رفتم پزشک قانونی ازت خبر بگیرم
نذاشتن برم تو
من باید بیشتر التمالسشون میکردم بابا، اما مستاصلم بابا، نتونستم جلوی نگهبانش زیاد گریه کنم
کاری از دستم بر نمیاد بابا
نمیدونم شاید چون بی حجاب بودم و زیاد گریه نکردم رام ندادن.
تنهام بابا
نمیتونم باهاشون بجنگم میترسم حتی تکه ای از تو رو هم بهم ندن
قلب منم مثل تو تیکه تیکه ست بابا
نباید منو با این مسئولیت تنها میذاشتی
یادته هربار ازم میپرسیدی مشکلی نداری؟ مشکل دارم بابا، یه مشکل به بزرگی دنیا که فقط تو میتونی حلش کنی
قلبم درد میکنه دیگه نمیتونم تحمل کنم
توروخدا بیا از این خواب بیدارم کن
بگو همه چی دروغ بوده
نمیدونم چیکار باید بکنم بابا، قلبم پاره میشه وقتی فک میکنم که شاید از تو یه دست و یه پا هم بهمون نرسه
با تو چیکار کردن بابا
این وحشیها با تو چیکار کردن بابا
حتی اگر چیزی از تو بهمون بدن هم من نمیتونم بهشون اعتماد کنم بابا
دروغگو و کثیفن و برای منافع خودشون هرکاری میکنن بابا
کاش تو بودی
کاش تو بودی
کاش تو بودی
کاش تو بودی و باهم میجنگیدیم.»
#بندرعباس
#حکومت_اعدام_جنایت
https://t.me/zan_j/46477
پست اینستاگرام او قلب هر انسانی را به درد میآورد. او خطاب به پدرش نوشته: «مشهور شدی بابا. اسمت توی گوگل اومده بالا.
همه دنبال ردی از توان.
پریروز رفتم پزشک قانونی ازت خبر بگیرم
نذاشتن برم تو
من باید بیشتر التمالسشون میکردم بابا، اما مستاصلم بابا، نتونستم جلوی نگهبانش زیاد گریه کنم
کاری از دستم بر نمیاد بابا
نمیدونم شاید چون بی حجاب بودم و زیاد گریه نکردم رام ندادن.
تنهام بابا
نمیتونم باهاشون بجنگم میترسم حتی تکه ای از تو رو هم بهم ندن
قلب منم مثل تو تیکه تیکه ست بابا
نباید منو با این مسئولیت تنها میذاشتی
یادته هربار ازم میپرسیدی مشکلی نداری؟ مشکل دارم بابا، یه مشکل به بزرگی دنیا که فقط تو میتونی حلش کنی
قلبم درد میکنه دیگه نمیتونم تحمل کنم
توروخدا بیا از این خواب بیدارم کن
بگو همه چی دروغ بوده
نمیدونم چیکار باید بکنم بابا، قلبم پاره میشه وقتی فک میکنم که شاید از تو یه دست و یه پا هم بهمون نرسه
با تو چیکار کردن بابا
این وحشیها با تو چیکار کردن بابا
حتی اگر چیزی از تو بهمون بدن هم من نمیتونم بهشون اعتماد کنم بابا
دروغگو و کثیفن و برای منافع خودشون هرکاری میکنن بابا
کاش تو بودی
کاش تو بودی
کاش تو بودی
کاش تو بودی و باهم میجنگیدیم.»
#بندرعباس
#حکومت_اعدام_جنایت
https://t.me/zan_j/46477
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهای یک نوجوان در روستاهای اطراف زاهدان، میگوید: «الان نمیتوانیم یک کیلو سیبزمینی بخریم شما میگویید آرزو؟ هنوز بعد از یک عمر نتوانستیم خانهمان را درست کنیم در این روستا. آن وقت آنها از میلیارد حرف میزنند.»
او در ادامه میگوید: «آرزوهایمان پرواز کرد رفت به هوا.»
رسول خادم یک روز پیش از این ویدیویی منتشر کرده بود از دختران دبستانی در همین روستاهای اطراف زاهدان که میگفتند قبل از آمدن به مدرسه
«هیچ چیزی» برای خوردن نداشتهاند.
#فقر
#فساد_حکومتی
#دزدی_اختلاس
#نان_کار_آزادی
#رفاه_اقتصادی
@zan_j
او در ادامه میگوید: «آرزوهایمان پرواز کرد رفت به هوا.»
رسول خادم یک روز پیش از این ویدیویی منتشر کرده بود از دختران دبستانی در همین روستاهای اطراف زاهدان که میگفتند قبل از آمدن به مدرسه
«هیچ چیزی» برای خوردن نداشتهاند.
#فقر
#فساد_حکومتی
#دزدی_اختلاس
#نان_کار_آزادی
#رفاه_اقتصادی
@zan_j
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"داستان یک انسان"
اجرا : #کامیلیا_جبران
شعر: #محمود_درویش
از یک انسان بر دهانش زنجیر بستند
دست هایش را به سنگ مردگان آویختند
و گفتند : تو قاتلی
غذایش را ، تن پوشش را و پرچمش را ربودند
و او را در سلولی انداختند
و گفتند: تو سارقی
از تمام بندرگاه هایش راندند
زیبای کوچکش را ربودند
و گفتند : تو آواره ای
ای خونین چشم و خونین دست
به راستی که شب رفتنی است
نه اتاق توقیف ماندنی است
و نه حلقه های زنجیر
نرون مرد ، ولی رم نمرده است
با چشم هایش می جنگد
و دانه های خشکیده خوشه ای
دره ها را از خوشه ها لبریز خواهد کرد.
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
اجرا : #کامیلیا_جبران
شعر: #محمود_درویش
از یک انسان بر دهانش زنجیر بستند
دست هایش را به سنگ مردگان آویختند
و گفتند : تو قاتلی
غذایش را ، تن پوشش را و پرچمش را ربودند
و او را در سلولی انداختند
و گفتند: تو سارقی
از تمام بندرگاه هایش راندند
زیبای کوچکش را ربودند
و گفتند : تو آواره ای
ای خونین چشم و خونین دست
به راستی که شب رفتنی است
نه اتاق توقیف ماندنی است
و نه حلقه های زنجیر
نرون مرد ، ولی رم نمرده است
با چشم هایش می جنگد
و دانه های خشکیده خوشه ای
دره ها را از خوشه ها لبریز خواهد کرد.
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستی که به دست من بپیوندد نیست
صبحی که به روی ظلمتم خندد نیست
زنـجـیـــر، فـراوانِ فـراوان امـــا
چیزی که مرا به زندگی بندد نیست❗️
#حسین_منزوی
16اردیبهشت سالروز درگذشت حسین منزوی
(زاده ۱ مهر ۱۳۲۵ زنجان -- درگذشته ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ تهران) شاعرغزلسرا و ترانهسرا)
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
صبحی که به روی ظلمتم خندد نیست
زنـجـیـــر، فـراوانِ فـراوان امـــا
چیزی که مرا به زندگی بندد نیست❗️
#حسین_منزوی
16اردیبهشت سالروز درگذشت حسین منزوی
(زاده ۱ مهر ۱۳۲۵ زنجان -- درگذشته ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ تهران) شاعرغزلسرا و ترانهسرا)
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیمان (امین) فرحآور، شاعر اهل گیلان محبوس در زندان لاکان رشت، به دلیل سروده هایشان توسط شعبه اول دادگاه انقلاب رشت به اتهام "بغی" به اعدام محکوم شده است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده گفته است: «اتهامات علیه آقای فرحآور بر پایه اشعار و فعالیتهای اعتراضیاش در حوزه عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی مطرح شدهاند. جلسه دادگاه او بدون حضور وکیل انتخابی و بهصورت غیرعلنی برگزار شده و حکم او بدون رعایت روند شفاف دادرسی صادر شده است.»
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شعار اهل گیلان در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه سال جاری، در شعبه مذکور برگزار شده بود.
آقای فرحآور در شهریورماه سال ۱۴۰۳، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل شده بود. او پس از اتمام مراحل بازجویی به زندان لاکان رشت انتقال داده شد.
پیمان (امین) فرحآور، شاعر اهل گیلان و پدر یک پسر ۱۰ ساله، وی پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای خود، سابقه بازداشت داشته است.
سرودن شعر نمیتواند عامل تحقق جرم باشد.
#نه_به_اعدام
#حکومت_اعدام
@zan_j
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده گفته است: «اتهامات علیه آقای فرحآور بر پایه اشعار و فعالیتهای اعتراضیاش در حوزه عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی مطرح شدهاند. جلسه دادگاه او بدون حضور وکیل انتخابی و بهصورت غیرعلنی برگزار شده و حکم او بدون رعایت روند شفاف دادرسی صادر شده است.»
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شعار اهل گیلان در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه سال جاری، در شعبه مذکور برگزار شده بود.
آقای فرحآور در شهریورماه سال ۱۴۰۳، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل شده بود. او پس از اتمام مراحل بازجویی به زندان لاکان رشت انتقال داده شد.
پیمان (امین) فرحآور، شاعر اهل گیلان و پدر یک پسر ۱۰ ساله، وی پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای خود، سابقه بازداشت داشته است.
سرودن شعر نمیتواند عامل تحقق جرم باشد.
#نه_به_اعدام
#حکومت_اعدام
@zan_j
👍2🤬2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بر اساس گزارشهایی که از سوی خانواده مریم اکبریمنفرد در اختیار «ایرانوایر» قرار گرفته، او با مشکلات جدی جسمی از جمله کمکاری تیروئید، نارسایی کبد و آسیبهای نخاعی روبهرو است. به گفته پزشکان، او نیاز فوری به جراحی دارد و تعلل در رسیدگی به وضعیتش، میتواند منجر به آسیبهای جبرانناپذیر، از جمله از دست دادن کنترل اندامهای حرکتی و ادراری شود.
مریم اکبریمنفرد که از سال ۱۳۸۸ بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بهسر میبرد، تاکنون بارها میان زندانهای مختلف تبعید شده و اکنون در آستانه ورود به هفدهمین سال حبس قرار دارد.
#مریم_اکبری_منفرد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
مریم اکبریمنفرد که از سال ۱۳۸۸ بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بهسر میبرد، تاکنون بارها میان زندانهای مختلف تبعید شده و اکنون در آستانه ورود به هفدهمین سال حبس قرار دارد.
#مریم_اکبری_منفرد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
❤2
قصه جانسوز زیرفنسیها؛ کارگرانی که در زندگی و مرگ به حساب نیامدند❗️
زیرفنسی»، اصطلاحی رایج در اسکله بندر رجایی است. به کارگرانی گفته میشود که ورود و خروجشان به اسکله غیرقانونی است. معمولا از در اصلی که محل سرشماری و آمار و مجهز به دوربین مداربسته است رد نمیشوند. پیمانکاری یا سرکارگری آنها را برای کارهایی مثل باربری از راهی غیرمعمول به داخل میبرد و در پایان روز مبلغی ناچیز را بین همهشان تقسیم میکند.
زیرفنسیها بیمه نیستند. هرگز لباس ایمنی و کفش و کلاه مناسب دریافت نمیکنند و فقط روزها میروند اسکله و شب با تاریکی هوا از همان راه غیررسمی که آمده بودند مثل سایه میزنند بیرون.
این گزارش درباره زیرفنسیهایی است که هرگز در آمار نبودند، چه در زمان حیات و چه حالا که هیچ از آنها باقی نمانده است.
نمک بر زخم خونچکان خانوادههای مفقودشدگان
چهاردهم اردیبهشت ۱۴۰۴، هشت روز پس از فاجعه دردناک انفجار اسکله بندر رجایی در سی کیلومتری بندرعباس، «علی خامنهای»، رهبر جمهوری اسلامی درباره آنچه رخ داده، گفت: «حوادث گوناگون برای دستگاهها پیش میآید: زلزله، آتشسوزی، تخریب؛ عمدی، سهوی، همه جوری پیش میآید. اما جبران میشود. اینجا هم اگر مشکلی برای دستگاهها پیش آمده باشد، انشالله با فوریت، قدرت و توانایی دستگاههای اجرایی سرحال، توانا و جوان ما جبران خواهد شد.»
این چند جمله نمک بر زخم صدها خانواده چشمبه راهی است که عزیزانشان، نه در هنگام حیات در شمار شهروندان ایران بودند و نه بعد از مرگ. آدمهایی که هیچ از آنها باقی نمانده و بعد از انفجار با دود سیاهی که روی شهر سایه افکند، یکی شدند.
زیرفنسیها کارگرانی هستند که زیر آفتاب سوزان و میان آهن و دریا برای لقمه نانی کار میکردند، اما نه سهمی از امنیت شغلی داشتند، نه نصیبی از رفاه.
انفجار بندر شهید رجایی، تپندهترین نماد حیات اقتصادی ایران در روز ۶اردیبهشت۱۴۰۴ بار دیگر نشان داد جان کارگران، همچنان ارزانتر از هر باری بر دوش اسکلههاست.
زیرفنسیها گروهی از نیستشدهها هستند. اغلب بلوچ و ساکن روستاها و شهرهای هرمزگان یا مهاجرانی که از خراسان و کرمان و سیستان و بلوچستان به اسکله میآمدند برای کار و لقمهای نان.
«کاظم» یکی از کارگران قراردادی در اسکله بندر رجایی درباره زیرفنسیها به «ایرانوایر» میگوید: «اینکه اهل کجا هستند اهمیتی ندارد اما بیشترشان بلوچاند. روستای خونسرخ در مجاورت اسکله است و ساکنانش سنی هستند. اکثرا فارسی بلد نیستند و در گرما و سرما با کمترین حقوق در اسکله رجایی مشغول کارند. زیرفنسیها به همین دلیل اغلب دستهجمعی آنجا زندگی میکنند. توی میدانهای شهر هم دیده میشوند . برخیشان حتی جای خوابشان در اغلب فصلهای سال، فضاهای سبز شهری و پارک و بلوارهاست. توان مالیشان اجازه اجاره کردن در سطح شهر را نمیدهد.»
به گفته کاظم، زیرفنسیها اغلب مجرد هستند یا اگر زن و بچه داشته باشند در دیار خودشان ماندهاند: «با هم زندگی میکنند. صبح علیالطلوع میروند و شب دیروقت باز میگردند شاید آخر ماه بتوانند پولی برای خانوادهشان بفرستند.»...
https://iranwire.com/fa/features/140969-قصه-جانسوز-زیرفنسیها-کارگرانی-که-در-زندگی-و-مرگ-به-حساب-نیامدند/
قصه جانسوز زیرفنسیها؛ کارگرانی که در زندگی و مرگ به حساب نیامدند
#حکومت_اعدام_جنایت
#علیه_جنگ_طلبان
#جان_کارگران_قربانی_سود!
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@zan_j
زیرفنسی»، اصطلاحی رایج در اسکله بندر رجایی است. به کارگرانی گفته میشود که ورود و خروجشان به اسکله غیرقانونی است. معمولا از در اصلی که محل سرشماری و آمار و مجهز به دوربین مداربسته است رد نمیشوند. پیمانکاری یا سرکارگری آنها را برای کارهایی مثل باربری از راهی غیرمعمول به داخل میبرد و در پایان روز مبلغی ناچیز را بین همهشان تقسیم میکند.
زیرفنسیها بیمه نیستند. هرگز لباس ایمنی و کفش و کلاه مناسب دریافت نمیکنند و فقط روزها میروند اسکله و شب با تاریکی هوا از همان راه غیررسمی که آمده بودند مثل سایه میزنند بیرون.
این گزارش درباره زیرفنسیهایی است که هرگز در آمار نبودند، چه در زمان حیات و چه حالا که هیچ از آنها باقی نمانده است.
نمک بر زخم خونچکان خانوادههای مفقودشدگان
چهاردهم اردیبهشت ۱۴۰۴، هشت روز پس از فاجعه دردناک انفجار اسکله بندر رجایی در سی کیلومتری بندرعباس، «علی خامنهای»، رهبر جمهوری اسلامی درباره آنچه رخ داده، گفت: «حوادث گوناگون برای دستگاهها پیش میآید: زلزله، آتشسوزی، تخریب؛ عمدی، سهوی، همه جوری پیش میآید. اما جبران میشود. اینجا هم اگر مشکلی برای دستگاهها پیش آمده باشد، انشالله با فوریت، قدرت و توانایی دستگاههای اجرایی سرحال، توانا و جوان ما جبران خواهد شد.»
این چند جمله نمک بر زخم صدها خانواده چشمبه راهی است که عزیزانشان، نه در هنگام حیات در شمار شهروندان ایران بودند و نه بعد از مرگ. آدمهایی که هیچ از آنها باقی نمانده و بعد از انفجار با دود سیاهی که روی شهر سایه افکند، یکی شدند.
زیرفنسیها کارگرانی هستند که زیر آفتاب سوزان و میان آهن و دریا برای لقمه نانی کار میکردند، اما نه سهمی از امنیت شغلی داشتند، نه نصیبی از رفاه.
انفجار بندر شهید رجایی، تپندهترین نماد حیات اقتصادی ایران در روز ۶اردیبهشت۱۴۰۴ بار دیگر نشان داد جان کارگران، همچنان ارزانتر از هر باری بر دوش اسکلههاست.
زیرفنسیها گروهی از نیستشدهها هستند. اغلب بلوچ و ساکن روستاها و شهرهای هرمزگان یا مهاجرانی که از خراسان و کرمان و سیستان و بلوچستان به اسکله میآمدند برای کار و لقمهای نان.
«کاظم» یکی از کارگران قراردادی در اسکله بندر رجایی درباره زیرفنسیها به «ایرانوایر» میگوید: «اینکه اهل کجا هستند اهمیتی ندارد اما بیشترشان بلوچاند. روستای خونسرخ در مجاورت اسکله است و ساکنانش سنی هستند. اکثرا فارسی بلد نیستند و در گرما و سرما با کمترین حقوق در اسکله رجایی مشغول کارند. زیرفنسیها به همین دلیل اغلب دستهجمعی آنجا زندگی میکنند. توی میدانهای شهر هم دیده میشوند . برخیشان حتی جای خوابشان در اغلب فصلهای سال، فضاهای سبز شهری و پارک و بلوارهاست. توان مالیشان اجازه اجاره کردن در سطح شهر را نمیدهد.»
به گفته کاظم، زیرفنسیها اغلب مجرد هستند یا اگر زن و بچه داشته باشند در دیار خودشان ماندهاند: «با هم زندگی میکنند. صبح علیالطلوع میروند و شب دیروقت باز میگردند شاید آخر ماه بتوانند پولی برای خانوادهشان بفرستند.»...
https://iranwire.com/fa/features/140969-قصه-جانسوز-زیرفنسیها-کارگرانی-که-در-زندگی-و-مرگ-به-حساب-نیامدند/
قصه جانسوز زیرفنسیها؛ کارگرانی که در زندگی و مرگ به حساب نیامدند
#حکومت_اعدام_جنایت
#علیه_جنگ_طلبان
#جان_کارگران_قربانی_سود!
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@zan_j
Iranwire
قصه جانسوز زیرفنسیها؛ کارگرانی که در زندگی و مرگ به حساب نیامدند
«زیرفنسی»، اصطلاحی رایج در اسکله بندر رجایی است. به کارگرانی گفته میشود که ورود و خروجشان به اسکله غیرقانونی است. معمولا از در اصلی ک ...
❤3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تهران
تجمع اعتراضی کارگران ارکان ثالث نفت
امروز جمعی از کارگران ارکان ثالث صنعت نفت در اعتراض به شرایط معیشتی و عملی نشدن وعدهها، مقابل ساختمان وزارت نفت تجمع کردند.
شعار کارگران:
«وعده و وعید کافیه، سفره ما خالیه!»
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
#نان_کار_آزادی
@zan_j
تجمع اعتراضی کارگران ارکان ثالث نفت
امروز جمعی از کارگران ارکان ثالث صنعت نفت در اعتراض به شرایط معیشتی و عملی نشدن وعدهها، مقابل ساختمان وزارت نفت تجمع کردند.
شعار کارگران:
«وعده و وعید کافیه، سفره ما خالیه!»
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
#نان_کار_آزادی
@zan_j
پروندهسازی علیه خانواده ابوالفضل آدینهزاده، جانباختهی قیام ژینا ۱۴۰۱
مرضیه آدینهزاده، خواهر ابوالفضل، با انتشار ویدیویی از تشکیل پروندهای جدید برای خود، پدر، مادر و دو عمویش خبر داد. اتهامات: «ضرب و جرح عمدی»، «تمرد»، «نشر اکاذیب» و «تشویش اذهان عمومی».
در این ویدیو، صحنههایی از حملهی مأموران امنیتی به خانوادهی آدینهزاده در روز تولد ابوالفضل (۲۶ خرداد ۱۴۰۲) منتشر شده. مرضیه نوشت:
«شما که با خشونت سازمانیافته به ما یورش آوردید، حالا مدعی شدید که آسیب دیدید؟! مأموری که مرا تا آستانهی مرگ برد، حالا پدرم را به شکستن جمجمهاش متهم کرده! همان مأمور شبانه که با فحاشی بازجویی میکرد و دربارهی ترفیع رتبهاش با خنده حرف میزد.»
او میافزاید: «مادرم را هل دادند، عکس ابوالفضل را از دستش قاپیدند و مچاله کردند. پدرم را کتک زدند، حالا با وقاحت از ما شکایت کردهاند!»
و در پایان: «ما ایستادهایم. با هر پروندهی ساختگی، با هر دروغ، عقب نمینشینیم. یاد ابوالفضل همیشه با ماست.»
#ابوالفضل_آدینه_زاده
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@zan_j
مرضیه آدینهزاده، خواهر ابوالفضل، با انتشار ویدیویی از تشکیل پروندهای جدید برای خود، پدر، مادر و دو عمویش خبر داد. اتهامات: «ضرب و جرح عمدی»، «تمرد»، «نشر اکاذیب» و «تشویش اذهان عمومی».
در این ویدیو، صحنههایی از حملهی مأموران امنیتی به خانوادهی آدینهزاده در روز تولد ابوالفضل (۲۶ خرداد ۱۴۰۲) منتشر شده. مرضیه نوشت:
«شما که با خشونت سازمانیافته به ما یورش آوردید، حالا مدعی شدید که آسیب دیدید؟! مأموری که مرا تا آستانهی مرگ برد، حالا پدرم را به شکستن جمجمهاش متهم کرده! همان مأمور شبانه که با فحاشی بازجویی میکرد و دربارهی ترفیع رتبهاش با خنده حرف میزد.»
او میافزاید: «مادرم را هل دادند، عکس ابوالفضل را از دستش قاپیدند و مچاله کردند. پدرم را کتک زدند، حالا با وقاحت از ما شکایت کردهاند!»
و در پایان: «ما ایستادهایم. با هر پروندهی ساختگی، با هر دروغ، عقب نمینشینیم. یاد ابوالفضل همیشه با ماست.»
#ابوالفضل_آدینه_زاده
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@zan_j
🤬3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۴۴ سال پیش پنجم ماه می #بابی_سندز در زندان #بلفاست درگذشت.
بابی ساندز از اعضای #ارتش_آزادی_بخش_ایرلند (Irish Republican Army) بود. بریتانیا او را در سال ۱۹۷۷ بازداشت و به ۱۴ سال زندان محکوم کرد. ساندز در اعتراض از پوشیدن لباس زندانیان امتناع کرد و درخواست کرد او را به عنوان زندانی سیاسی بشناسند نه زندانی جنایی.
-خروج اشغال گران انگلیسی از قسمت شمالی ایرلند
-پوشیدن لباس غیرزندانی
-عدم کار اجباری
-حق اجتماع آزاد زندانیان و مطالعه و آموزش
-حق ملاقات هفتگی، داشتن نامه و بسته
و
-حق دریافت حکم همانند دیگر زندانیان
خواستهای ساندز در آغاز اعتصاب غذا بودند.
#ترانه
«بهار آزادی»
ترانهای برای «بابی سندز»
موسیقی و اجرا: کریستی مور
@zan_j
بابی ساندز از اعضای #ارتش_آزادی_بخش_ایرلند (Irish Republican Army) بود. بریتانیا او را در سال ۱۹۷۷ بازداشت و به ۱۴ سال زندان محکوم کرد. ساندز در اعتراض از پوشیدن لباس زندانیان امتناع کرد و درخواست کرد او را به عنوان زندانی سیاسی بشناسند نه زندانی جنایی.
-خروج اشغال گران انگلیسی از قسمت شمالی ایرلند
-پوشیدن لباس غیرزندانی
-عدم کار اجباری
-حق اجتماع آزاد زندانیان و مطالعه و آموزش
-حق ملاقات هفتگی، داشتن نامه و بسته
و
-حق دریافت حکم همانند دیگر زندانیان
خواستهای ساندز در آغاز اعتصاب غذا بودند.
#ترانه
«بهار آزادی»
ترانهای برای «بابی سندز»
موسیقی و اجرا: کریستی مور
@zan_j
❤4👍1
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مقاومت_زندگیست
#زندگی مبارزه است
دلربا دلنشین شیرین ادا نازنین
به کجا رفتی بیا تب و تابم را ببین
چه شبی دارم تنها تنهایی و تنهایی
گره از گیسو بگشا تا ز سحر در بگشایی
بهار اومد که گلها رنگ و وارنگه جونم
دیدن یار سر چشمه قشنگه جونم
بچینم گلی بیارم در سرایت جونم....
#freesharifeh
#زن_زندگی_آزادی
#کارگر_زندانی_زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زندگی مبارزه است
دلربا دلنشین شیرین ادا نازنین
به کجا رفتی بیا تب و تابم را ببین
چه شبی دارم تنها تنهایی و تنهایی
گره از گیسو بگشا تا ز سحر در بگشایی
بهار اومد که گلها رنگ و وارنگه جونم
دیدن یار سر چشمه قشنگه جونم
بچینم گلی بیارم در سرایت جونم....
#freesharifeh
#زن_زندگی_آزادی
#کارگر_زندانی_زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
شیوا ارسطویی، نویسنده، شاعر و مترجم درگذشت🥀
شیوا ارسطویی، نویسنده، شاعر و مترجم برجسته، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت در سن ۶۴ سالگی درگذشت. او متولد اردیبهشت ۱۳۴۰ بود و آثاری چون «آمده بودم با دخترم چای بخورم»، «بیبی شهرزاد» و «افیون» را خلق کرد که جایزههای ادبی مانند گلشیری و یلدا را بهدست آورد. سبک منحصربهفرد او در تلفیق واقعیت و خیال، مخاطبان را مجذوب میکند. ارسطویی در داستانهایش به مسائل زنان پرداخت و با خلق شخصیتهایی مانند شهرزاد، چالشهای اجتماعی و هویتی زنان را با نگاهی ظریف و حماسی روایت کرد. او بر این باور بود که زنان نویسنده باید بدون ترس، دغدغههای خود را بیان کنند. مرگ او ضایعهای بزرگ برای ادبیات معاصر ایران محسوب میشود.
شیوا ارسطویی از جمله امضاکنندگان نامه معروف «ما نویسندهایم» بود؛ نامهای که علیه نظام سانسور در دولت رفسنجانی در سال ۱۳۷۳ منتشر شد.
با رمان «او را كه ديدم زيبا شدم» فعاليت ادبي خود را به طور حرفهای آغاز كرد
«آمده بودم با دخترم چای بخورم»، «آفتاب مهتاب» و «من دختر نیستم» و رمانهای «بیبی شهرزاد» و «افیون» از آثار شیوا ارسطویی است
یادش گرامی🌹
#زنان_نویسنده
@zan_j
شیوا ارسطویی، نویسنده، شاعر و مترجم برجسته، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت در سن ۶۴ سالگی درگذشت. او متولد اردیبهشت ۱۳۴۰ بود و آثاری چون «آمده بودم با دخترم چای بخورم»، «بیبی شهرزاد» و «افیون» را خلق کرد که جایزههای ادبی مانند گلشیری و یلدا را بهدست آورد. سبک منحصربهفرد او در تلفیق واقعیت و خیال، مخاطبان را مجذوب میکند. ارسطویی در داستانهایش به مسائل زنان پرداخت و با خلق شخصیتهایی مانند شهرزاد، چالشهای اجتماعی و هویتی زنان را با نگاهی ظریف و حماسی روایت کرد. او بر این باور بود که زنان نویسنده باید بدون ترس، دغدغههای خود را بیان کنند. مرگ او ضایعهای بزرگ برای ادبیات معاصر ایران محسوب میشود.
شیوا ارسطویی از جمله امضاکنندگان نامه معروف «ما نویسندهایم» بود؛ نامهای که علیه نظام سانسور در دولت رفسنجانی در سال ۱۳۷۳ منتشر شد.
با رمان «او را كه ديدم زيبا شدم» فعاليت ادبي خود را به طور حرفهای آغاز كرد
«آمده بودم با دخترم چای بخورم»، «آفتاب مهتاب» و «من دختر نیستم» و رمانهای «بیبی شهرزاد» و «افیون» از آثار شیوا ارسطویی است
یادش گرامی🌹
#زنان_نویسنده
@zan_j
💠 #بیانیه
بیانیه در اعتراض به بازداشت معلمان در تجمع ۱۱ اردیبهشت و انکار آن توسط سخنگوی دولت
بار دیگر، واقعیت با روایت رسمی، زمین تا آسمان تفاوت دارد. در روز ۱۱ اردیبهشت و در آستانهی هفتهی معلم، چهار نفر از معلمان شریف و دغدغهمند این سرزمین به نامهای:
#ولی_میرزاسیدی
#احمد_حیدری_نصرت
#حسین_عبادیان
#مهدی_فراحیشاندیز
در حالی که قصد داشتند به صورت مسالمتآمیز در مقابل ادارهی کل آموزش و پرورش تهران اجتماع کنند تا بار دیگر خواستههای صنفی و معیشتی خود را مطرح نمایند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
اکنون هفت روز است که این عزیزان در بازداشت بهسر میبرند، بیآنکه خانوادهها از وضعیت دقیقشان اطلاع داشته باشند و بیآنکه جرمی مرتکب شده باشند.
در چنین شرایطی، سخنگوی دولت، خانم مهاجرانی، در موضعی شگفتآور، اعلام میکند: کسی بازداشت نشده است!!!!
آیا حقیقت را نمیدانند یا میدانند و آگاهانه آن را انکار میکنند؟
آیا رنج خانوادههایی که در این هفت روز در بیخبری و اضطراب بهسر میبرند، به چشم نمیآید؟
آیا صدای دادخواهی ما معلمان، که جز معیشت، منزلت و امنیت شغلی برای خود، و آموزش رایگان و استاندارد برای فرزندانمان چیزی نمیخواهیم برایشان شنیدنی نیست؟
تلاش برای بیاهمیت جلوهدادن این تجمع و انکار واقعیت بازداشتها، در حالی که شخص سخنگو نیز اذعان دارد که این حرکت جنبه امنیتی نداشته، نه تنها نمکپاشیدن بر زخمی است عمیق، بلکه نشانهای روشن از سیاستهای سرکوبگرانهای است که به جای پاسخگویی و تعامل، راهِ تکذیب، تحریف و تهدید را در پیش گرفته است.
ما این موضع رسمی را توهین به شعور افکار عمومی و بیحرمتی به جامعهی فرهنگیان میدانیم.
ما خواهان آزادی فوری و بیقید و شرط همکاران بازداشت شدهمان هستیم و هشدار میدهیم که تداوم چنین برخوردهایی، تنها بر آتش خشم صنفی و اجتماعی خواهد افزود.
ما کانونهای صنفی، نهادهای مدنی و همهی معلمان آزاده را فرا میخوانیم تا با روشنگری، اتحاد، پیگیری و فشارهای قانونی، اجازه ندهند اینگونه مظلومیتها در سکوت و انکاری ظالمانه دفن شود.
آزادی معلمان بازداشتشده، خواست فوری ماست.
کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
۱۴۰۴/۲/۱۸
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🆔 @kashowra
بیانیه در اعتراض به بازداشت معلمان در تجمع ۱۱ اردیبهشت و انکار آن توسط سخنگوی دولت
بار دیگر، واقعیت با روایت رسمی، زمین تا آسمان تفاوت دارد. در روز ۱۱ اردیبهشت و در آستانهی هفتهی معلم، چهار نفر از معلمان شریف و دغدغهمند این سرزمین به نامهای:
#ولی_میرزاسیدی
#احمد_حیدری_نصرت
#حسین_عبادیان
#مهدی_فراحیشاندیز
در حالی که قصد داشتند به صورت مسالمتآمیز در مقابل ادارهی کل آموزش و پرورش تهران اجتماع کنند تا بار دیگر خواستههای صنفی و معیشتی خود را مطرح نمایند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
اکنون هفت روز است که این عزیزان در بازداشت بهسر میبرند، بیآنکه خانوادهها از وضعیت دقیقشان اطلاع داشته باشند و بیآنکه جرمی مرتکب شده باشند.
در چنین شرایطی، سخنگوی دولت، خانم مهاجرانی، در موضعی شگفتآور، اعلام میکند: کسی بازداشت نشده است!!!!
آیا حقیقت را نمیدانند یا میدانند و آگاهانه آن را انکار میکنند؟
آیا رنج خانوادههایی که در این هفت روز در بیخبری و اضطراب بهسر میبرند، به چشم نمیآید؟
آیا صدای دادخواهی ما معلمان، که جز معیشت، منزلت و امنیت شغلی برای خود، و آموزش رایگان و استاندارد برای فرزندانمان چیزی نمیخواهیم برایشان شنیدنی نیست؟
تلاش برای بیاهمیت جلوهدادن این تجمع و انکار واقعیت بازداشتها، در حالی که شخص سخنگو نیز اذعان دارد که این حرکت جنبه امنیتی نداشته، نه تنها نمکپاشیدن بر زخمی است عمیق، بلکه نشانهای روشن از سیاستهای سرکوبگرانهای است که به جای پاسخگویی و تعامل، راهِ تکذیب، تحریف و تهدید را در پیش گرفته است.
ما این موضع رسمی را توهین به شعور افکار عمومی و بیحرمتی به جامعهی فرهنگیان میدانیم.
ما خواهان آزادی فوری و بیقید و شرط همکاران بازداشت شدهمان هستیم و هشدار میدهیم که تداوم چنین برخوردهایی، تنها بر آتش خشم صنفی و اجتماعی خواهد افزود.
ما کانونهای صنفی، نهادهای مدنی و همهی معلمان آزاده را فرا میخوانیم تا با روشنگری، اتحاد، پیگیری و فشارهای قانونی، اجازه ندهند اینگونه مظلومیتها در سکوت و انکاری ظالمانه دفن شود.
آزادی معلمان بازداشتشده، خواست فوری ماست.
کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
۱۴۰۴/۲/۱۸
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🆔 @kashowra
باز هم #زنکشی در سایه ارتجاع و مردسالاری
#فاطمە_برخورداری از معلمان آموزش و پرورش شهرستان سبزوار
با سلاح سرد توسط همسرش در یکی از خیابانهای سبزوار به طرز فجیعی بە قتل رسید.❗️
بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری ههنگاو، روز چهارشنبە ١٢ اردیبهشتماه ۱۴۰۴ (١ می ۲۰۲۵)، فاطمه برخورداری، معلم اهل سبزوار از توابع استان خراسان رضوی در یکی از خیابان های این شهر با ضربات متعدد قمە توسط همسر خود به قتل رسید.
این معلم سبزواری هنگام پیادهشدن از خودرو به همراه یکی از دوستانش، از پشت سر توسط همسر خود با چند ضربه قمه مورد حمله قرار گرفتە و در پی شدت جراحات جان خود را از دست دادە است.
گفته میشود قاتل کە همسر وی میباشد نیز از کارکنان فرهنگی و شاغل در آموزشوپرورش است. فاطمە برخورداری پیشتر در نامههایی رسمی به اداره آموزشوپرورش، نسبت به خشونت خانگی و تهدیدهای همسرش هشدار داده بود، اما هیچگونه اقدام مؤثری برای حمایت از وی صورت نگرفتە است.
قابل ذکر است کە فاطمە برخورداری مادر سە فرزند نیز بودە بە صورت جداگانه از همسرش زندگی میکرد و اخیراً درخواست طلاق داده بود.
#زنکشی
#جنایت_سیستماتیک
@zan_j
#فاطمە_برخورداری از معلمان آموزش و پرورش شهرستان سبزوار
با سلاح سرد توسط همسرش در یکی از خیابانهای سبزوار به طرز فجیعی بە قتل رسید.❗️
بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری ههنگاو، روز چهارشنبە ١٢ اردیبهشتماه ۱۴۰۴ (١ می ۲۰۲۵)، فاطمه برخورداری، معلم اهل سبزوار از توابع استان خراسان رضوی در یکی از خیابان های این شهر با ضربات متعدد قمە توسط همسر خود به قتل رسید.
این معلم سبزواری هنگام پیادهشدن از خودرو به همراه یکی از دوستانش، از پشت سر توسط همسر خود با چند ضربه قمه مورد حمله قرار گرفتە و در پی شدت جراحات جان خود را از دست دادە است.
گفته میشود قاتل کە همسر وی میباشد نیز از کارکنان فرهنگی و شاغل در آموزشوپرورش است. فاطمە برخورداری پیشتر در نامههایی رسمی به اداره آموزشوپرورش، نسبت به خشونت خانگی و تهدیدهای همسرش هشدار داده بود، اما هیچگونه اقدام مؤثری برای حمایت از وی صورت نگرفتە است.
قابل ذکر است کە فاطمە برخورداری مادر سە فرزند نیز بودە بە صورت جداگانه از همسرش زندگی میکرد و اخیراً درخواست طلاق داده بود.
#زنکشی
#جنایت_سیستماتیک
@zan_j
🤬6👍1