زن و جامعه (زن کارگر)
3.01K subscribers
20.7K photos
17.7K videos
317 files
6.67K links
تماس با ما :
@Zan_jameh


Women's emancipation
Download Telegram
زن و جامعه (زن کارگر)
#کارگر_زندانی_آزاد_باید_گردد #شریفه‌_محمدی_آزاد_باید_گرد
به یاد دوست و همنورد عزیزم
شریفه جان، امروز دوباره راهی کوه شدیم، در این اردیبهشت دل‌انگیز... جات خیلی خالی بود. ۱۷ ماهه که جایت کنار ما خالی مانده. وقتی به قله رسیدیم، تلفن زنگ خورد، تو بودی... با آیدین صحبت کردی، بعد سیروس گوشی رو داد دست من. گفتم: سلام شریفه... و تو با همون مهربونی همیشگی، صدامو شناختی. شریفه جان، ۱۷ ماهه که بی‌گناه و با اتهام‌های ناعادلانه در زندانی، دو بار حکم ظالمانه گرفتی، اما صدایت هنوز پر از انرژی و شور زندگی است. از حال مادرم پرسیدی، روز معلم رو بهم تبریک گفتی
شریفه، خودت معلمی، معلم مهربانی و انسانیت.
مهربانیت هیچ وقت از یاد نمی‌ره. همیشه آماده کمک بودی... یادمه یه بار تو یکی از برنامه‌ها، مهمون من خسته شده بود و تو با صبر و گام‌های آهسته‌تر تا قله همراهیش کردی. وقتی یکی کفش مناسب نداشت، گفتی: من یه جفت کفش اضافه دارم. تو برنامه‌های  تخصصی  همیشه می‌گفتی: هرچی احتیاج داشتی، فقط بگو.
مگه می‌شه کوه رفت و به یادت نبود، شریفه جان؟ شریفه‌ی عزیز، رفیق جان، روزت مبارک. امروز اول ماه مه، روز کارگر، روز توست. لحظه‌ای نیست که چشم‌انتظار آزادی‌ات نباشیم.

نوشته :سیما
اکنون ۱۹ فعال کارگری همچنان در زندان به سر می‌برند و شریفه محمدی یکی از آنان است که  باحکم اعدام در زندان لاکان رشت محبوس است.
#شریفه‌_محمدی_آزاد_باید_گرد
#قیام_علیه_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
🥰2
گزارشی از بازداشت سمیه رشیدی و انتقال وی به زندان اوین
سمیه رشیدی، زندانی سیاسی، شنبه  ۶ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در منطقه جوادیه تهران بازداشت شده است. وی هم‌اکنون در بند زنان زندان اوین نگهداری می‌شود.

سمیه رشیدی پس از دو روز بازداشت در بازداشتگاه آگاهی ۱۵ خرداد تهران به بند زنان زندان اوین منتقل شده است. همچنین اتهام مطروحه علیه او تبلیغ علیه نظام عنوان شده است.
یک منبع مطلع گفته است: «سمیه رشیدی در حال شعارنویسی در محله جوادیه تهران بازداشت شده است. پس از بازداشت، مأموران او را مورد ضرب‌وشتم قرار داده‌اند. سرش را به دیوار کوبیده و بر روی سینه‌اش نشسته‌اند. ضربات متعددی نیز به صورت، پاها و شکمش وارد کرده‌اند. وی از مأموران به دلیل این خشونت‌ها شکایت کرده است.»

سمیه رشیدی، متولد ۱۳۶۲ و ساکن تهران است.

صدایش باشیم

#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوش بر قلب خاک نهادم
از عشق خود و باران برایم گفت
گوش بر قلب آب نهادم
از عشق خود و سرچشمه‌هایش
برایم گفت
گوش بر قلب درخت نهادم
از عشق خود و برگ‌هایش برایم گفت

و آنگاه که گوش بر قلبِ خودِ عشق نهادم
از آزادی برایم گفت...

#شیرکوبیکس
برگردان #ماردین

#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجرای ترانه اعتراضی توسط گروهی از دختران کرماشانی در مجموعه تفریحی زرین بیستون

این ترانه به زبان کردی که در ماه‌های اخیر توجهات زیادی را به خود جلب کرده است، دارای ترجیع‌بند زیر است:
«تف تو شاه، تو آقا و تو سیستم مردسالاری»

این دختران این بخش ترانه را همخوانی می‌کنند

#ژن_ژیان_ئازادی
#نان_کار_آزادی
#رهایی_زنان_رهایی_جامعه

@zan_j
3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بلوچ‌هایی که در آتش سوختند، اما در هیچ لیستی نبودند!
نه بیمه، نه قرارداد، نه حتی شناسنامه!

بسیاری از قربانیان کارگرانی بلوچ بودند که نه شناسنامه داشتند، نه اسم‌شان جایی ثبت شده بود، نه کسی دنبالشان می‌گردد!

«یوسف»، نوجوان ۱۸ ساله بلوچ، که در انفجار مجروح شد، حالا با دو دوستش در خانه‌ای کوچک، بدون کف‌پوش و حتی فرش، به زندگی برگشته. او می‌گوید: «بندر همیشه کار داره، سرباز نه.»

اینها کارگرانی‌اند که از روستاهای محروم بلوچستان آمده‌اند، برای لقمه نانی، با دستمزد پایین، بدون بیمه و امنیت.
محمد عبداللهی، عضو شورای روستا می‌گوید: «برخی پیمانکارها حتی نمی‌تونن اسامی مفقودان رو بدن، چون غیرقانونی ازشون کار کشیدن و الان می‌ترسن.»

اینجا هیچ‌کس جواب نمی‌ده. نه وزارت کار، نه سازمان بنادر، نه پیمانکارها. حتی آمار دقیق کشته‌شدگان هم مشخص نیست!

اسماعیل حاجی‌زاده، دبیر خانه کارگر هرمزگان، گفته: «خیلی از این کارگرها حتی توی خیابون می‌خوابیدن، و هویت‌شون توی هیچ لیستی ثبت نشده. ممکنه هیچ‌وقت هم شناسایی نشن.»
اهالی خون‌سرخ میگویند «بلوچ‌ها کسی را ندارند!»
#فاجعه_انسانی
#کارگران_بی_شناسنامه
#بندر_عباس
@zan_j
😢3
نامه #گلرخ_ایرایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، امروز دوشنبه ۱۵ اردیبهشت،که امروز منتشر شد.
او در این متن به آمار هولناک هزار اعدام در یک سال اشاره کرده و این رقم را رکوردی بی‌سابقه در دو دهه گذشته‌ی رژیم جمهوری اسلامی دانسته است.

در بخشی از این نوشته، ایرایی با زبانی شاعرانه و تصویری، فضای سنگین زندان و لحظات پیش از اجرای حکم اعدام را توصیف می‌کند.

او از صداهای مختلف محیط زندان می‌نویسد که با وجود سکوت ظاهری، فضا را پر کرده‌اند: صدای پوتین‌های سربازان، چرخش کلید در قفل، کشیده شدن پیکر محکوم به مرگ بر زمین، و زمزمه‌های مردی که مقدمات اجرای اعدام را فراهم می‌کند.
ایرایی در ادامه، به نام چندین فرد اعدام‌شده اشاره می‌کند، از جمله محسن لنگرنشین، محمد قبادلو، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی.
این زندانی سیاسی در پایان پیام خود، با هشتگ «نه_به_اعدام»، خواستار توقف مجازات اعدام می‌شود و به نقل از پخشان عزیزی می‌نویسد: «فردا اگر کشته شدم، برای من گریه نکن؛ گریه‌ات مرا زنده نمی‌کند.»
و در انتها مینویسد: «و تمامی آنانی که بی‌حضور «ما» بر دار شدند.»

#قیام_علیه_اعدام

@zan_j
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زاد روز کارل مارکس 🌺🔥

این آگاهی افراد نیست که زندگی آنها را تعیین می‌کند، بلکه برعکس، زندگی اجتماعی آنهاست که آگاهی‌شان را تعیین می‌نماید
- از کتاب سرمایه، کارل مارکس


#زنده_باد_انقلاب
@zan_j
👍1
▫️ مارکسیسم، طبقه و ستم بر زنان

4 می 2025

لیندزی جرمن
ترجمه‌ی: فرزانه راجی


🔸 این مقاله استدلال می‌کند که نظریه‌های مارکسیسم می‌توانند مسائل مرتبط با ستم جنسی و نژادی را برای ایجاد یک نظریه‌ی فراگیر طبقاتی، که نقش زنان را در کار و بازتولید اجتماعی در قرن بیست‌و‌یکم به رسمیت بشناسد، ادغام کنند. موقعیت نابرابر زنان با مردان در طیفی از مسائل از جمله شکاف جنسیتی در دستمزد، تقسیم‌کار جنسی و ماهیت گسترده‌ی آزار جنسی در محل کار مشهود است. به‌رغم تغییرات بسیار بزرگی که زنان در نیم قرن گذشته تجربه کرده‌اند، نقش زنان در بازتولید اجتماعی هم‌چنان کلیدی باقی مانده است. در عین حال نظریه‌‌های مارکس پیرامون رهایی انسانی و طبقاتیْ نقطه آغازی اساسی برای نظریه‌ی برابری زنان امروز است.

🔸 نظریه‌هایی که بیش‌تر در مسائل مرتبط با بازتولید اجتماعی ریشه ‌دوانده‌اند، امروزه به‌طور گسترده پذیرفته شده‌اند، به‌ویژه از آن‌جا که باید به این پرسش پاسخ دهیم که چرا تغییر موقعیت زنان در محل کارْ بر ستم درون خانواده غلبه نکرده است. اگر مارکسیست‌ها ستم بر زنان را در جامعه‌ی طبقاتی، و به‌ویژه شکل خانواده در آن جامعه، قرار می‌دهند، این امر چگونه با جایگاه زنان در قرن بیست‌و‌یکم تطابق می‌یابد؟


🔸 نظریه‌ی اینترسکشنالیتی به‌مثابه‌ی یک نظریه به گونه‌ای تکوین یافته است که دیگر شکل‌های ستم غیر از طبقه را برجسته می‌کند. این امر تا حدی حاکی از «عقب‌نشینی از طبقه» است... به علاوه نشان‌دهنده‌ی جدایی تحلیلی بین مظاهرِ ستم و علل ریشه‌ای آن‌هاست. این در حالی است که بعید است نژادپرستی یا تبعیض جنسی بدون تقسیم کار جنسیتی و نژادی که در قلب سرمایه‌داری نهفته است، به شکلی که اکنون وجود دارد درآیند. این ناکامی در یافتن ریشه‌های ستمْ نظریه‌ی اینترسکشنالیتی را محدود می‌کند و آن‌را به تمرکز بر مظاهر ستم سوق می‌دهد، یا همان‌طور که میرسون استدلال می‌کند: «ستم چندگانه و متقاطع است اما علت‌های آن این‌گونه نیستند.»


🔹 متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:

https://wp.me/p9vUft-4Ku


#فرزانه_راجی #لیندزی_جرمن
#مارکسیسم #فمینیسم
#ستم_طبقاتی #ستم_جنسی #ستم_نژادی
👍2
یادها و خاطره ها - آی لاچین
موسیقی بیکلام آذری
موسیقی بی کلام آذری...

قطعه : آی لاچین
کمانچه: مونس شریف اف

پیانو: جیحون حسین اف
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🍃
تریسی چپمن متولد ۳۰ مارچ ۱۹۶۴، ترانه سرا و خواننده آمریکایی است
‎ هنرمندی که موفق به دریافت صفحه مالتی پلاتینیوم (multi-platinum) – برای فروش میلیونی آثارش – و جوایز متعدد گرمی Grammy Award شده است.

‎در ماه مه ۲۰۰۴، تریسی چپمن به خاطر دستاوردهای هنری خود به عنوان یک موسیقی دان آگاه به مسایل اجتماعی، به عنوان چهره موفق دانشگاه انتخاب شده و دانشگاه تافتز با .
اعطای درجه دکترای افتخاری از او قدردانی نمود.
از ترانه های او:

• Fast Car
• Talkin About a Revolution
• Baby Can I Hold You
• Give Me One Reason

Tracy Chapman
#موسیقی
#ترانه
#زنان_هنرمند
#مردم_متحد_شکست_نمیخورند
@zan_j
زن و جامعه (زن کارگر)
نامه #گلرخ_ایرایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، امروز دوشنبه ۱۵ اردیبهشت،که امروز منتشر شد. او در این متن به آمار هولناک هزار اعدام در یک سال اشاره کرده و این رقم را رکوردی بی‌سابقه در دو دهه گذشته‌ی رژیم جمهوری اسلامی دانسته است. در بخشی از این نوشته،…
‏گلرخ ایرایی: برای شکستن چوبه‌های دار، صدای هم بودن کافی نیست

تو زندان سکوت معنایی نداره. همه‌جا پر از صداست اما صدایی که نمی‌شه باهاش رویا رو به تصویر کشید. برای کسی که با صدا، تصور می‌کنه و می‌تونه اون‌چه به ذهنش میاد رو بنویسه، کار سخت می‌شه. این‌جا شبا بهتر می‌شه خودکار رو برداشت و چیزی نوشت. مثلا میشه رفت تو اتاق سیگار. پایین پله‌هایی که مسدود شده و پشتِ در‌ش یه دیوار با بلوکای خاکستری و سیمان کشیدن. اونجا هم وقتی چشمات رو می‌بندی، فقط می‌تونی تو صدای تهویه‌ی صنعتی قراضه‌ای که کنارت زوزه می‌کشه غرق بشی. بیرون کشیدنِ رویا از تو صدای تهویه‌ی صنعتی _که تا قبل از این فکر می‌کردم برای مرغداری مناسبه_ کار سختیه. ولی می‌شه چشما رو بست و تصور کرد.
چند وقت پیش اعلام شده بود جمهوری اسلامی طی یک سال، حدود هزار نفر رو اعدام کرده و رکورد دو دهه‌ی گذشته‌ی خودش رو شکسته. ما رکورد زده بودیم و تونسته بودیم اون‌قدر سکوت کنیم و نگاه کنیم که همچین رتبه‌ای هولناکی رو به‌دست بیاریم.
نشسته بودم رو چارپایه‌ی چوبی و تو صدای تهویه گم شده بودم. چشمام رو بسته بودم و به سیگار پک می‌زدم. نیمه‌شب بود. شاید نزدیک به اذان صبح.
مرور این خبر و وحشتِ نزدیک شدن اذان صبح کافی بود تا صداها ...  _یعنی چند نفر رو، از کجا، برای اعدام منتقل می‌کردن؟
همین کافی بود تا صداها هجوم بیارن
صدای پوتین‌هایی که نزدیک می‌شدن
صدای کلید که تو قفل آهنی می‌چرخید
صدای باز شدن قفل
صدای کشیده و کوبیده شدن قفل کشویی
صدای چرخیدن لولای زنگ زده‌ی درِ سلول
صدای کوبیده شدن دری آهنی به دیواری سیمانی
صدای دو رگه‌ی سربازی مسخ شده: «بلند شو»
و سکوت
صدای افسرنگهبانی که با شغلش عجین شده بود: «پاشو بریم»
و باز سکوت
صدای پوتین‌های سرباز که به همراه افسرنگهبان و چند نیروی کمکی وارد سلول شدن
صدای تَن‌هایی که به هم می‌سابیدن و پیکری که برای «نیامدن» تقلا می‌کرد
صدای کوبیده شدنِ تن‌ها به در آهنی که نیمه‌باز مونده بود
صدای نفس‌های سنگینی که از سلول‌های کناری به گوش می‌رسید
صدای پوتین‌هایی که کوریدور رو به سمت درِ خروج طی می‌کردن و صدای دمپایی پلاستیکی‌ای که از لابه‌لایِ کوبش پوتین‌ها روی سرامیکِ کف راهرو به شکل فریادی کش‌دار و کر کننده در‌ اومده بود
صدای درهایی که پشت هم باز و بسته می‌شدن
صدای تقلای پیکری که حالا دیگه روی زمین کشیده می‌شد و تو صدای خواب‌آلود موذن گم می‌شد
صدای خمیازه‌ی راننده‌ی آمبولانسی که بی‌حوصله به ماشین‌اش تکیه داده بود و منتظر بود همه چی زودتر تموم بشه و بره دنبال کارش
صدای پزشکی! که گزارشی رو از وضعیت محکوم به مرگ، به مردی که کلاسوری در دست داشت اعلام می‌کرد
و صدای سقوط دانه‌های تسبیحِ «مردی که از ملزومات صحنه‌ی اعدام بود» و داشت چیزی رو زیر لب زمزمه می‌کرد
سیگار به انتها رسید. برای رها شدن از صدای تقلای پیکرِ «مردی که می‌خواست زنده بمونه»، ناخودآگاه به صدای تهویه‌ی صنعتی پناه بردم. سعی کردم دوباره بشنومش تا صداهای دیگه محو بشن.
چشمام رو باز کردم.دمپایی‌هام رو روی زمین کشیدم و به اقیانوسی که ویدا روی دیوار کشیده بود چشم دوختم.عادت داشتم وقتی این‌جا تنها می‌شدم صدای آب رو تصور کنم.اما مثل همیشه نبود. قُل‌قُل آب همه‌چیز رو تو خودش خفه کرد. مثل خفگی طناب دار دور گردنِ محکومی که ریتمِ تکون خوردنِ بدن معلق‌اش داره کندتر و کندتر می‌شه. محکومی که آخرین صداهایی که شنید، صدای باز شدن دریچه‌ی مرگ، صدای رها شدن طناب، صدای شکستن گردن و خرخر سختِ آخرین نفس‌هایی بود که تو صدای پرت شدن دمپایی روی زمینِ زیر پاش آروم گرفت.
ما مرگ رو تصور، روایت و زندگی می‌کنیم.
اما اون‌که پشت قتل‌گاه فرزندش شب رو به کور سوی امیدی انتظار می‌کشه، بیش از ما مرگ رو زندگی می‌کنه.
محسن لنگرنشین از ما خواست صداش باشیم. پدر و مادر محسن هم از ما خواستن صداشون باشیم. ما هم از همدیگه خواستیم که صداشون باشیم و در همون حال که همه از هم می‌خواستیم صدای اونا باشیم، کشتنش.
صدا قدرت عجیبی داره برای تصور رویاها و کابوس‌ها. اما برای شکستن چوبه‌های دار، صدای هم بودن کافی نیست. شاید لازم بود بعد از شنیدن صدای هم، بعد از شنیدن صدای مادر محسن، صدای مادر محمد یا صدای آقاماشالله کرمی، بند کفش‌مونو می‌بستیم و در خونه رو به هم می‌کوبیدیم و می‌رفتیم پشت در زندون. دست‌کم کسی که صدامون زده بود رو تو اون گرگ و میش مرگ‌بار تنها نذاشته بودیم و یه «نه» بلند گفته بودیم به اعدام و شده بودیم مثل «صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن» که بیشتر از اون‌که فقط یه «صدا» باشه، تداعی اراده‌ست. اراده‌ی جاری شدن.

گلرخ ایرایی
اردیبهشت ۱۴۰۴
زندان اوین

#گلرخ_ایرایی
#قیام_علیه_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
👍2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز سه شنبه  شانزده اردیبهشت

همزمان با کارزار سه،شنبه های نه به اعدام در چهل و یک زندان


حضور جمعی از خانواده های محکوم به اعدام در مقابل زندان‌اوین‌در شصت و هفتمین کارزار سه شنبه های نه به اعدام در چهل و یک زندان
خانواده ها با در دست داشتن تصاویری از محکومین به اعدام‌خواهان‌لغو اعدام این‌قتل عمد دولتی شدند.❗️
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
👍1
زن و جامعه (زن کارگر)
Photo
⭕️ تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته شصت و هفتم در ۴۱ زندان مختلف

حکومت اعدام و سرکوب در هفته‌ای که گذشت، ۲۹ زندانی را به دار آویخت. روز ۱۰ اردیبهشت، ۱۵ زندانی و روز ۱۴ اردیبهشت، ۹ زندانی اعدام شدند. به این ترتیب از ابتدای سال تاکنون ۱۵۴ تن به دار آویخته شده‌اند.

حاکمان مستبد در اقدامی سبعانه، یک شهروند به نام عظیم فرخ‌وند را که به همراه جمعی از مردم دزفول در تجمع اعتراضی علیه اعدامِ دو زندانی شرکت کرده بود، با شلیک گلوله جنگی به قتل رساند. از نظر کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام، وی اولین جان‌باخته « #نه_به_اعدام » از ابتدای شروع این کارزار است. یادش را گرامی می‌داریم و تأکید می‌کنیم تا زمانی که این حکومت بر سر قدرت است، به هیچ قیمتی از اعدام کوتاه نمی‌آید.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» هشدار می‌دهد در موقعیت کنونی که حکومت ایران در بن‌بست‌های داخلی و بین‌المللی قرار گرفته، از اعدام به‌عنوان اصلی‌ترین عامل سرکوب استفاده می‌کند تا به این ترتیب مانع شکل‌گیری حرکت‌های اعتراضی و قیام مردم به ستوه‌آمده شود. بنابراین ضروری است که نهادها و سازمان‌های حقوق بشری بین‌المللی، دولت‌های خود را ملزم کنند که روابط خود با حکومت ایران را مشروط به لغو اعدام نمایند؛ زیرا حربه اعدام در دست این استبداد از هر سلاحی خطرناک‌تر است.
از طرفی ما همچنان از تمام اقشار اجتماعی می‌خواهیم به هر شکل ممکن متحد و یکصدا علیه اعدام بایستند.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام »، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، در ۴۱ زندان زیر برای شصت و هفتمین هفته در اعتصاب غذا خواهند بود:

زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اراک، زندان خرم‌آباد، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران.

هفته شصت و هفتم
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
👍4
🚩 نقدی بر فیلم سینمایی «در سرزمین برادر»

ساخته علیرضا قاسمی و رها امیرفضلی

محصول ۲۰۲۴

ارسالی به کلکتیو

مطلب پیش‌رو نقد فیلم «در سرزمین برادر» است که به تازگی اکران و توجه بسیاری از مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کرده است. این نقد موشکافانه و روشنگر در رابطه با بازنمایی سینمایی مهاجران افغانستانی در ایران را لازم دیدیم چرا که دریچه جدیدی را نسبت به این فیلم روی ما باز می کند، از جمله با تأکید بر جنبه‌های اجتماعیِ تبعیض و نژادپرستی نظام‌مند علیه مهاجران افغانستانی که از مسئله رد مرز و محروم ساختن از حق بدیهی اقامت فراتر می‌رود.

تذکر: در این مطلب بخش های از داستان فیلم لو می رود.

قطعاتی از متن:

«رابطه بین شخصیت‌های مهاجر فیلم با شخصیت‌های دیگر در مجموع آمیزه‌ای از احترام، درک و تفاهم است. مدیر مدرسه پای صحبت ها و درد دل محمد شاگرد می نشیند و حاضر می شود که با فرمانده نیروی انتظامی به سبب بدرفتاری و اجبار محمد به کار تماس بگیرد. خبری از تحقیر و توهین و بی حرمتی در نظام آموزشی نیست، تو گویی نگاه یکسان و برابر بین شاگردان و بین مربیان نسبت به شاگردان ایرانی و مهاجر وجود دارد ...

در واقع شخصیت‌های مهاجر فیلم از چیزی رنج نمی برند جز بی‌سرنوشتی به سبب نداشتن مدارک اقامتی و ترس از دستگیری و رد مرز شدن. یعنی تنها عامل رنج نداشتن مدرک اقامتی است که سبب می‌شود به راحتی در معرض دستگیری و بازداشت و اخراج قرار بگیرند. همین باعث نهادینه شدن ترس در تک تک مهاجران شده است ... »

ادامه این متن را در اینجا بخوانید 👇🏾

https://bit.ly/4m6dzMI
👍2
دلنوشته مهشید، دختر «بیژن‌ پورقناد» از مفقودان جنایت بندر رجایی‌ است که در صفحه اینستاگرامش از عدم پاسخگویی مسئولین درباره مفقود شدن پدرش خبر داده است. او نوشته به خاطر سر نکردن حجاب حتی داخل پزشکی قانونی هم راهش ندادند.
پست اینستاگرام او قلب هر انسانی را به درد می‌آورد. او خطاب به پدرش نوشته: «مشهور شدی بابا. اسمت توی گوگل اومده بالا.
همه دنبال ردی از توان.
پریروز رفتم پزشک قانونی ازت خبر بگیرم
نذاشتن برم تو
من باید بیشتر التمالسشون میکردم بابا، اما مستاصلم بابا، نتونستم جلوی نگهبانش زیاد گریه کنم
کاری از دستم بر نمیاد بابا
نمیدونم شاید چون بی حجاب بودم و زیاد گریه نکردم رام ندادن.
تنهام بابا
نمیتونم باهاشون بجنگم میترسم حتی تکه ای از تو رو هم بهم ندن
قلب منم مثل تو تیکه تیکه ست بابا
نباید منو با این مسئولیت تنها میذاشتی
یادته هربار ازم میپرسیدی مشکلی نداری؟ مشکل دارم بابا، یه مشکل به بزرگی دنیا که فقط تو میتونی حلش کنی
قلبم درد میکنه دیگه نمیتونم تحمل کنم
توروخدا بیا از این خواب بیدارم کن
بگو همه چی دروغ بوده
نمیدونم چیکار باید بکنم بابا، قلبم پاره میشه وقتی فک میکنم که شاید از تو یه دست و یه پا هم بهمون نرسه
با تو چیکار کردن بابا
این وحشی‌ها با تو چیکار کردن بابا
حتی اگر چیزی از تو بهمون بدن هم من نمیتونم بهشون اعتماد کنم بابا
دروغگو و کثیفن و برای منافع خودشون هرکاری میکنن بابا
کاش تو بودی
کاش تو بودی
کاش تو بودی
کاش تو بودی و باهم میجنگیدیم.»

#بندرعباس
#حکومت_اعدام_جنایت

https://t.me/zan_j/46477
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبت‌های یک نوجوان در روستاهای اطراف زاهدان، می‌گوید: «الان نمی‌توانیم یک کیلو سیب‌زمینی بخریم شما می‌گویید آرزو؟ هنوز بعد از یک عمر نتوانستیم خانه‌مان را درست کنیم در این روستا. آن وقت آن‌ها از میلیارد حرف می‌زنند.»
او در ادامه می‌گوید: «آرزوهای‌مان پرواز کرد رفت به هوا.»
رسول خادم یک روز پیش از این ویدیویی منتشر کرده بود از دختران دبستانی در همین روستاهای اطراف زاهدان که می‌گفتند قبل از آمدن به مدرسه
«هیچ چیزی» برای خوردن نداشته‌اند.

#فقر
#فساد_حکومتی
#دزدی_اختلاس
#نان_کار_آزادی
#رفاه_اقتصادی

@zan_j
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"داستان یک انسان"
اجرا : #کامیلیا_جبران
شعر: #محمود_درویش
از یک انسان بر دهانش زنجیر بستند
دست هایش را به سنگ مردگان آویختند
و گفتند : تو قاتلی
غذایش را ، تن پوشش را و پرچمش را ربودند
و او را در سلولی انداختند
و گفتند: تو سارقی
از تمام بندرگاه هایش راندند
زیبای کوچکش را ربودند
و گفتند : تو آواره ای
ای خونین چشم و خونین دست
به راستی که شب رفتنی است
نه اتاق توقیف ماندنی است
و نه حلقه های زنجیر
نرون مرد ، ولی رم نمرده است
با چشم هایش می جنگد
و دانه های خشکیده خوشه ای
دره ها را از خوشه ها لبریز خواهد کرد.

#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

@zan_j
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستی که به دست من بپیوندد نیست
صبحی که به روی ظلمتم خندد نیست

زنـجـیـــر، فـراوانِ فـراوان امـــا
چیزی که مرا به زندگی بندد نیست❗️

#حسین_منزوی

16اردیبهشت سالروز درگذشت حسین منزوی

(زاده ۱ مهر ۱۳۲۵ زنجان -- درگذشته ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ تهران) شاعرغزلسرا و ترانه‌سرا)

#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

@zan_j
2