زن و جامعه (زن کارگر)
3K subscribers
20.7K photos
17.6K videos
315 files
6.63K links
تماس با ما :
@Zan_jameh


Women's emancipation
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬فیلم کوتاه «محاکمه»

کارگردان : اورسن ولز

برداشتی از رمان محاکمه اثر فرانتس کافکا

زیرنویس فارسی


موقع خداحافظی به او گفتم: «استراحت که کردید، حالتان خوب می‌شود و سالم برمی‌گردید. آینده همه‌چیز را درست خواهد کرد. همه‌چیز را تغییر خواهد داد.»

کافکا تبسم‌کنان انگشتِ نشانِ دستِ راستش را بر سینه‌اش گذاشت: «حالا دیگر آینده این‌جاست، در سینه‌ی من است. و تنها تغییر ممکن، مرئی‌شدن زخم‌های پنهان است.»

• گفت‌وگو با کافکا

@zan_j
صف مرغ در بروجرد !
مرغ تازه 9 تومنه اینا یخ زده میدن 6 تومن
پلیس هم اومده که درگیری نشه
نفری دوتا بیشتر هم نمیدن

@zan_j
🔻الهام شعبانی (بازیگر) از توقیف نمایش «سالی که دوبار پاییز شد» به نویسندگی و کارگردانی لیلی عاج خبر داد؛ گفتند اجرای این اثر به صلاح نیست!/ ایلنا
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین تصاویر ویدیویی از زانیار مرادی که بامداد شنبه ٧ سپتامبر/شانزدهم شهریور همراه با لقمان مرادی و رامین حسین‌پناهی معصومانه و بیگناه اعدام شد.
@zan_j
گزارشی از نزدیک در مورد اعتصاب عمومی دیروز در سنندج :
@zan_j

🔴من از شهر سنندج این گزارش را میفرستم. راستش اول خودم هم با تردید به این فراخوان نگاه میکردم و فکر نمیکردم با این همه قدرت و اتحاد و همبستگی مردم وارد این اعتصاب عمومی شوند. من فکر میکردم با توجه به نزدیک شدن روزهای باز شدن مدارس ممکن است بازار راحت تن به بستن مغازه ها ندهد. در بهترین حالت تلاشمان را کردیم که اعتصاب موفق بشود اما ارزیابی ما این بود ممکن است پنجاه، شصت درصد به اعتصاب بپیوندند. اما در سنندج دیدم که مردم یکپارچه پاسخ مثبت داده اند. رفتیم و این شهر را گشتیم این گزارشی از نزدیک و ملموس از اعتصاب عمومی در سنندج است.

امروز این مراکز کاملا تعطیل بود:

بازار تاناگورا کاملا تعطیل بود انتهای خیابان شهدا، خیابان شاهپور، خیابان بازار سنتی آصف، فردوسی، ششم بهمن، خیابان غفور و تعدادی دیگر از خیابانهای اصلی و فرعی کاملا تعطیل است. بقیه خیابانها ٨٥ تا ٩٠ در صد تعطیل بودند. در فردوسی و آصف نیروی انتظامی فشار می آوردند مغازه ها را باز کنند. اما مردم به این تهدیدات و حرفها وقعی ننهادند.

دفاتر پیشخوان که بخشی از کار ادارات شهر را انجام میدهند عمدتا تعطیل بود. شهرک صنعتی کاملا تعطیل بود، فیض آباد ٩٠ در صد تعطیل بود. حتی مغازه های لبنیاتی جماعت مفتی زاده که ممکن بود باز کنند از ترس مردم بسته شدند.

یک آقای مسن را دیدم در یکی از خیابانها دکان کوچکش را باز کرده بود. تعدادی از جوانان شهر پیش او رفتند و گفتند آقای ... مگر نمیدانید امروز اعتصاب عمومی است چرا دکانت را باز کردید؟ او پاسخ داد میبخشید ترسیدم ببندم اما حالا به احترام شما میبندم. بعد از بستن دکانش مامورین اطلاعاتی و امنیتی سراغش رفتند گفتند تو که باز بودید چرا مغازه را بستید. او پاسخ داد تعدادی جوان گفتند ببند و منهم بستم. آقا من مغازه را باز نمیکنم. آنها مشتری من هستند اگر باز کنم فردا کسی از من خرید نخواهد کرد. مامورین هر چقدر فشار آوردند و تهدید کردند پیر مرد گفت ما در این شهر زندگی میکنیم شما رفتنی هستید. من نمیخواهم مردم شهرم را ناراحت کنم.

روحیه همبستگی و مبارزاتی مردم در حد بسیار بالایی است. مردم نمیترسند. حتی جواب مامورین دولت را هم نمیدهند و اگر لازم به جواب باشند تند در مقابل آنها می ایستند. فراخوان اعتصاب عمومی بسیار بجا و موثر بود. اکنون فضای شهر پر از شادی و شور و احساس قدرت و موفقیت است.

سنندج، آسو

۲۱ شهریور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تحریم‌های جدید فیفا علیه ایران در راه است

ذوالقدر: فیفا بارها مطالبه حضور زنان در ورزشگاه‌ها را داشته است

@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸صدا پیشگی "مرحوم حسین عرفانی" در فیلم "کازابلانکا" به جای "همفری بوگارت".

دوبلور پیشکسوت حسین عرفانی دیروز درگذشت😞

@zan_j
استفاده ابزاری از کودکان در تبلیغ حجاب.
از الان پسر بچه ها را تشویق به "ناموس پرستی "میکنند
@zan_j
شکاف عمیق طبقاتی میان حاکمان مفت خور و زحمتکشان ....
🔻پدرم از زنهاي وحشي و سركش بيزار بود. او زن ها را رام و مطيع دوست داشت مانند مادرم و يا مظلوم و خاموش شبيه خواهرم. براي همين هيچ چيز به مانند سر پيچي و عصيان عريان،نميتوانست زني را از چشمش بياندازد همان گونه كه روزي حوا را از چشمان خداوند انداخته بود.
من فرزند اول ش بودم. ماحصل تجربه ي روزهاي جواني و شور و دلدادگي و لابد نتيجه ي نخستين هم آغوشي هاي عاشقانه با زني كه دوستش داشت . با اينهمه اخم كرده بود به وقت دنيا آمدنم، زير لب لعنتي فرستاده و به نشانه ي قهر ، پيشاني م را روزها نبوسيده بود. اينها را مادرم تعريف مي كرد.
زني كه بي اعتنايي و خشم پدرم را به رسم تمام زنان آن دوران با تواضعي عجيب درك كرده و بخشيده بود چرا كه او را يك جنوبي اصيل و مغرور مي دانست كه به رسم بيشتر مردان آن ديار، خبر تولد نوزاد دختر شرم و اندوهي غريب بر تن ش مي نشاند. تصوري ترسناك از يك بدن نرم دخترانه كه شكافي عميق رادر ميان پاهاي خود جا داده و مي بايست به مأمني دايمي براي غرور و آبروي خانوادگي تبديل شود، هراسانش كرده بود.آبرويي لرزان، گريزان و بي جبران كه به قول پدر مانند روغني شفاف ، ميل به گريز و لغزانندگي داشت و چه كسي را مي توانستي بيابي كه قادر باشد آبرويي ريخته بر زمين را به جاي اول و به درون شيشه ي شكسته ش باز گرداند؟
زمان زيادي مي بايست بگذرد تا با بودنم آشتي كند و بفهمد كه شبيه ترين آدم به او، همان دختريست كه دارد دركنارش بزرگ ميشود.
مي ديدمش مدام كه با ان پوست تيره ي آفتاب خورده و اندام درشت و مردانه ، در آخرين اتاق خانه ي كوچك سازماني مان رو به نور مي نشست و چنان بر روي كتابهايش خم مي شد كه حضور بازيگوش مرا از ياد مي برد.
گاهي مرا مي ديد. نشسته بر ان صندلي چوبي دسته دار كودكانه و با ان صورت گرد شيطان و موهاي كوتاه درهم كه چنان سرم را در لابلاي كتابهايم فرو كرده ام كه حضور او را از ياد برده م. بسيار بهم شبيه بوديم. ريشه هايمان از چشمه هاي مشابهي آب مي نوشيد. غرور مان، عشق ديوانه وارمان به كتابها و آدمها و حتي بيزاري عميق مان از دروغ ها و فريب ها، به هم شباهت داشت اما همه ي اينها كافي نبود.
دره اي عميق وجود داشت در ميان قامت ستبر مردانه ي او و بدن كوچك و حفره دار من كه ما را از هم جدا ميكرد.
او بيش از كتاب هايش و من، عاشق و وامدار سنت ها و چارچوب هاي در پس آن بود و اطاعت شان مي كرد. براي همين سركشي و عصيانگري ذاتي م راتاب نمي آورد و مرا مانند خميري سخت در لابلاي انگشتهايش مي فشرد تا از من دختري بسازد كه مي خواست .
موجودي كه زياد كتاب مي خواند اما توان "نه گفتن" را در اعماق حافظه ي خود از ياد برده است و تمناي سركشي در او به رويايي دور و دست نايافتني شباهت دارد.
كش مي آمدم، له ميشدم و در ميان قوانين سختگيرانه و بايد نبايدهاي بي پايانش، ترك مي خوردم و در نهايت زني از من چكيده مي شد كه با من بيگانه بود. گاهي خشمم را مي فهميد اما انرا مثله مي كرد با تيغ هاي تيز ترس و دوباره تراشم مي داد. مي خواست مرا دوباره بسازد، از نو، دگرباره و آلوده به تسليمي بي پايان به همه ي اصول پابرجا و تخطي ناپذير او.
دوستم داشت اما از من مي ترسيد. دوستش داشتم اما از او مي ترسيدم.
در واقع سالها از يكديگر ترسيديم و در آخر در ميان دوگانه ي هاي غريب عشق و بيزاري، ترس و جسارت، غرور و حقارت گم شديم.
جدال سخت و نفسگير ما ، ميان تمناي بي پايان او به زنجيرها و عطش بي انتهاي من به گريختن ها يكروز پايان يافت و او شد برنده ي ميدان و من نيز مغلوبي با دستهايي به نشانه ي تسليم بربالاي سر ايستاده.
شايد به خاطر انكه هراس هاي او عظيم تر و كهنه تر بودند. ترسها مارا قويتر ميكنند و توانمان مي دهند كه ناممكن ترين ها را به مرور سالهاانجام دهيم . رامم كرد و شدم همان دختر ي كه مي خواست.
همانكه كتاب و قلم از دستانش نمي افتاد، اما كلمات ،فريادها و نعره ها ي داغ و زنده در دهانش يخ مي كرد و آب مي شد و ميل ها، تمناها و شورش ها مثل خوشه هاي انگور خشكيده در اعماق سردابي تاريك، معلق مي ماندند. تسليم شده بودم.
گاهي بعضي هايشان ريشه مي دواندند، شاخ و برگ مي دادند و مي پيچيدند به دور نرمي رگ هاي آبي تن، به دور برق ديوانه وار چشمها، به دور تارهاي صوتي حنجره و مثل پيچك هاي انگور راه گلو را مي بستند اما او نمي دانست.
هيچكس نمي دانست كه چقدر سخت است وقتي نيمي از تو نيمه ي ديگرت را نخواهد، تا بشوي مانند سينه بندي ورم كرده كه تنها كوكي نازك دوتكه ش را بهم وصل ميكند و آنوقت آويزان بماني بر بندهاي سيمي كهنه، در باد.

از کانال:آلترناتیو
#فرنوش_تنگستانی

۱/۳ ادامه دارد..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 #انیمیشن مفهومی #Children
نقدی به #نظام_آموزشی
#سیستمی که کودکان را چون مواد خامی میبیند و آنگونه که قدرت مسلط میخواهد آموزش میابند....
@zan_j
🔴 ثریا خدری، فعال مدنی و عضو موسسه خیریه روجیار کردستان، صبح امروز توسط نهادهای امنیتی در #سنندج بازداشت شد.

https://t.me/khamahangy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"نگذارید به بادبادکها شلیک کنند"

◾️تــــرانه : #در_اتاق_ملاقات
◾️کاری از : گروە #یــــــــوروم
◾️تــورکی با زیر نویس فارسی


#نه_به_جنگ
#علیه_اشغالگران
#فلسطین
#کودکان_قربانیان_جنگ

@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باله خیره کننده
بهمراه آهنگ "نوستالژی" یانی،

بالرین معروف روسی آناستازیا والشكووا

زن و جامعه
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام !

از شنیدن این نوای آرامش بخش در طبیعت لذت ببرید

برداشت از کانال زمستان

@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوربین مخفی از دلالی و خرید و فروش دارو روبروی داروخانه‌ها!
اجرای خطبه عقد ازدواج عادی
با مدرک معتبر قانونی بدون ثبت
در شناسنامه!

یعنی: آزادی عمل بیشتر برای به شوهر دادن دختر بچه ها و خیال راحتی برای چند همسری
@zan_j
مرگ سه زندانی در زندان ارومیه به دلیل عدم رسیدگی پزشکی
کمپ‌نیوز - سه زندانی محبوس در زندان ارومیه طی روزهای گذشته به دلیل عدم رسیدگی پزشکی و اعزام به موقع به بیمارستان جان خود را از دست دادند.
مدیرکل نوسازی مدارس استان تهران اعلام کرد
۹۱۸مدرسه تهران دوشیفته‌اند
/بیش از ۳۱دانش‌آموز در هر کلاس می‌نشیند