۳۰اوت از سوی سازمان ملل،روزجهانی #ناپدیدشدگان نامگرفته.هدف ازاین روز،توجه به سرنوشت کسانی است که درجنگ،درگیریهای سیاسی،حکومتهای دیکتاتوری،مهاجرت،بلایای طبیعی ویا به دلایل نامعلوم ناپدید شدهاند.
#فقر_در_بازارها
🌸در خیابان؛ نوگلی سوسن فروشی
می کند
شهرِآهن دل؛فقط آهن فروشی
می کند
🍂
🍁
گل فروش و گل؛ دومعصومند با یک سرنوشت
لاله؛ بعضی وقت ها لادن فروشی می کند
یک پدر؛آواره تر؛از روزگارِ بی پدر
زیر برف چله؛ پیراهن فروشی می کند 🍁
مادری را می شناسم که شبیه تشنه رود 🥀
با لباسی نخ نما؛ سوزن فروشی می کند
دامنِ عفت پُرست از لکه های احتیاج
فقر؛در بازارها دامن فروشی می کند 🍃
یک نفر در زرگری ها؛تن طلائی می شود
یک تن از فرط نداری تن فروشی می کند
از تهیدستی یکی کارش جِلّز است و وِلّز
آن طرف؛ همسایه اش روغن فروشی می کند
کار و بار گورکن؛خوب است این دور از جناب
مرده خواری می کند مدفن فروشی می کند
در بساطِ بی کسی فریادِ تلخی چیده است
در خیابان یک زن آویشن فروشی می کند
🍀 @zan_j
🌸در خیابان؛ نوگلی سوسن فروشی
می کند
شهرِآهن دل؛فقط آهن فروشی
می کند
🍂
🍁
گل فروش و گل؛ دومعصومند با یک سرنوشت
لاله؛ بعضی وقت ها لادن فروشی می کند
یک پدر؛آواره تر؛از روزگارِ بی پدر
زیر برف چله؛ پیراهن فروشی می کند 🍁
مادری را می شناسم که شبیه تشنه رود 🥀
با لباسی نخ نما؛ سوزن فروشی می کند
دامنِ عفت پُرست از لکه های احتیاج
فقر؛در بازارها دامن فروشی می کند 🍃
یک نفر در زرگری ها؛تن طلائی می شود
یک تن از فرط نداری تن فروشی می کند
از تهیدستی یکی کارش جِلّز است و وِلّز
آن طرف؛ همسایه اش روغن فروشی می کند
کار و بار گورکن؛خوب است این دور از جناب
مرده خواری می کند مدفن فروشی می کند
در بساطِ بی کسی فریادِ تلخی چیده است
در خیابان یک زن آویشن فروشی می کند
🍀 @zan_j
کلاه شرعی برای فحشا و روسپیگری با ترویج صیغه
نان کار آزادی
https://t.me/joinchat/AAAAAEPkAIXUGfix82mkZA
نان کار آزادی
https://t.me/joinchat/AAAAAEPkAIXUGfix82mkZA
✔️ “جهان در مسیر هدف شمارهٔ شش از سند اهداف توسعهٔ پایدار مبنی بر دسترسی همگانی به آب آشامیدنی و فاضلاب قرار ندارد. طبق گزارش سال ۲۰۱۸ سازمان ملل در حوزهٔ آب، با ادامهٔ روند فعلی و ناکافی بودن سرمایهگذاری در این حوزهها، تحقق این هدف تا سال ۲۰۳۰ که موعد اهداف سند توسعهٔ پایدار سازمان ملل است، مقدور نخواهد بود. #میلیاردها_نفر همچنان از دسترسی به #آب_سالم و #سیستم فاضلاب و تاسیسات بهداشتی محروماند، منابع آبی و زیستبومها هرچه بیشتر آلوده شده و حکمرانی و نظام آبرسانی ناکارآمد و از هم گسیخته است.”
مسالهٔ آب و توسعهٔ ناپایدار در ایران، در فقدان دموکراسی مشارکتی و تحت تاثیر لابیهای قدرت و ثروت به محوریترین مساله در چشمانداز سرزمینی ایران تبدیل شده است.
#بحران_آب
yon.ir/dp0Q9
مسالهٔ آب و توسعهٔ ناپایدار در ایران، در فقدان دموکراسی مشارکتی و تحت تاثیر لابیهای قدرت و ثروت به محوریترین مساله در چشمانداز سرزمینی ایران تبدیل شده است.
#بحران_آب
yon.ir/dp0Q9
@zan_j
✨✨پدر و مادرش هر دو ۱۶ سال است شیشه مصرف میکنند؛ هرچند با خوشحالی برایمان تعریف میکند، مادرش ۶ ماهی است پاکی دارد: «وقتی با هم میزدند عاصیمان میکردند. پدرم سر کار هم نمیرود فقط توی خانه استراحت میکند و برادر ۱۴ سالهام اینجا و آنجا کار میکند و خرجمان را میدهد.»
بارها از پدرشان خواستهاند اعتیادش را ترک کند اما نمیتواند. میگوید هر چیزی از من بخواهید اما این را نخواهید.
«مادرم را هم با هزار زحمت و داد و بیداد ترک دادیم. گفتیم اگر بزنی، ما هم میرویم بهزیستی. بابام میخواست همبازی داشته باشد و کار دست مادرم داد. مامانم هیچ وقت در خانه یک فروشنده مواد را نزده. فقط با بابام کشیده. امیدوارم واقعاً ترک کند. یک دورهای که پدرم زندان رفت و عمویم خواست ما را بدهد بهزیستی، دیگر مامانم ترک کرد. هیچ وقت پدر و مادرم نخواستهاند ما مواد مصرف کنیم برای همین همیشه پردهای یا اتاقی دارند که خودشان را پنهان کنند. اما ما خیلی حس بدی داریم که معتادند حتی اگر نبینیمشان. البته بچه بودم با برادرم دو بار کراک کشیدیم یک بار هم خوردم و تا سه روز نشئه بودم.»
مددکار همراهم میخواهد حالا که تا پاکدشت آمدهام، خانوادهای را که در گوشه پارک امامزاده این شهر زندگی میکنند، ببینم. بیش از خود خانواده نگران بچه سه سالهشان است که در گوشهای از پارک روزهای کودکیاش را میگذراند.
یک زیرانداز، کلمن آبی رنگ، یک فرش لوله شده رویش و چند تکه وسیله دیگر، همه زندگی این خانواده است. سه ماه است گوشه پارک زندگی میکنند. مرد، زن و بچه سه سالهشان: «اول کنار پمپ بنزین بودیم بعد آمدیم اینجا گوشه پارک. هیچ پولی برای اجاره خانه نداریم. همسرم ضایعات جمع میکند. ضایعات فقط خرجیمان را میدهد. روزی ۲۰ هزار تومان نهایتاً که میشود خرج خورد و خوراکمان. دیگر چیزی نمیماند بخواهیم پسانداز کنیم. قبلاً همین جا در پاکدشت خانه اجاره کرده بودیم. دو میلیون تومان پول پیش داده بودیم با ماهی ۳۰۰ تومان. الان با دو میلیون خانهای پیدا نمیشود. میگویند باید ۱۵، ۲۰ میلیون داشته باشی.»
ناراحت است از اینکه فرزند سه سالهاش معمولاً گوشه پارک گرسنه میماند: «اینجا نمیتوانم آشپزی کنم بیشتر حاضری میخوریم.»
زن برایم میگوید سرایدار پارک روزها مجبورش میکند چادرشان را جمع کند اما شبها اجازه میدهد دوباره برپا کند. بارها به من تأکید میکند جوری عکس نگیرم که صورتشان معلوم شود. میگوید دو بچه دیگرش غصه میخورند: «دخترم ازدواج کرده و پسرم در یک کارخانه کار میکند. پسرم همان جا کارخانه میخوابد. آنها هم هزار مشکل دارند، خبر ندارند. ماندهایم گوشه خیابان. غصه میخورند اگر بفهمند.»
امیر هادی ۳ ساله مدام از مادرش میخواهد تلویزیون را برایش روشن کند. مادر برایش توضیح میدهد اینجا تلویزیونی ندارند. امیرهادی نالهکنان از مادرش میخواهد زودتر بروند خانهشان. ساعت نزدیک ۱۲ ظهر است و امیرهادی هنوز چیزی نخورده. مددکار همراهم چند خانه دیگر را نشانم میدهد که ساکنانش همه زبالهگردی میکنند.
میگوید فقر، آسیب اجتماعی و اعتیاد بیداد میکند. تأکید میکند اینجا فقط ۴۰ کیلومتر با تهران فاصله دارد و آنچه دیدهایم، تصویر کوچکی از مشکلات کلانتر اینجاست.
کاش آنها اینطور فراموش نشوند.
#ازدواج_کودکان
#پاکدشت
https://bit.ly/2LHa7ps
کمپنیوز را دنبال کنید:
تلگرام: https://t.me/campnews1
✨✨پدر و مادرش هر دو ۱۶ سال است شیشه مصرف میکنند؛ هرچند با خوشحالی برایمان تعریف میکند، مادرش ۶ ماهی است پاکی دارد: «وقتی با هم میزدند عاصیمان میکردند. پدرم سر کار هم نمیرود فقط توی خانه استراحت میکند و برادر ۱۴ سالهام اینجا و آنجا کار میکند و خرجمان را میدهد.»
بارها از پدرشان خواستهاند اعتیادش را ترک کند اما نمیتواند. میگوید هر چیزی از من بخواهید اما این را نخواهید.
«مادرم را هم با هزار زحمت و داد و بیداد ترک دادیم. گفتیم اگر بزنی، ما هم میرویم بهزیستی. بابام میخواست همبازی داشته باشد و کار دست مادرم داد. مامانم هیچ وقت در خانه یک فروشنده مواد را نزده. فقط با بابام کشیده. امیدوارم واقعاً ترک کند. یک دورهای که پدرم زندان رفت و عمویم خواست ما را بدهد بهزیستی، دیگر مامانم ترک کرد. هیچ وقت پدر و مادرم نخواستهاند ما مواد مصرف کنیم برای همین همیشه پردهای یا اتاقی دارند که خودشان را پنهان کنند. اما ما خیلی حس بدی داریم که معتادند حتی اگر نبینیمشان. البته بچه بودم با برادرم دو بار کراک کشیدیم یک بار هم خوردم و تا سه روز نشئه بودم.»
مددکار همراهم میخواهد حالا که تا پاکدشت آمدهام، خانوادهای را که در گوشه پارک امامزاده این شهر زندگی میکنند، ببینم. بیش از خود خانواده نگران بچه سه سالهشان است که در گوشهای از پارک روزهای کودکیاش را میگذراند.
یک زیرانداز، کلمن آبی رنگ، یک فرش لوله شده رویش و چند تکه وسیله دیگر، همه زندگی این خانواده است. سه ماه است گوشه پارک زندگی میکنند. مرد، زن و بچه سه سالهشان: «اول کنار پمپ بنزین بودیم بعد آمدیم اینجا گوشه پارک. هیچ پولی برای اجاره خانه نداریم. همسرم ضایعات جمع میکند. ضایعات فقط خرجیمان را میدهد. روزی ۲۰ هزار تومان نهایتاً که میشود خرج خورد و خوراکمان. دیگر چیزی نمیماند بخواهیم پسانداز کنیم. قبلاً همین جا در پاکدشت خانه اجاره کرده بودیم. دو میلیون تومان پول پیش داده بودیم با ماهی ۳۰۰ تومان. الان با دو میلیون خانهای پیدا نمیشود. میگویند باید ۱۵، ۲۰ میلیون داشته باشی.»
ناراحت است از اینکه فرزند سه سالهاش معمولاً گوشه پارک گرسنه میماند: «اینجا نمیتوانم آشپزی کنم بیشتر حاضری میخوریم.»
زن برایم میگوید سرایدار پارک روزها مجبورش میکند چادرشان را جمع کند اما شبها اجازه میدهد دوباره برپا کند. بارها به من تأکید میکند جوری عکس نگیرم که صورتشان معلوم شود. میگوید دو بچه دیگرش غصه میخورند: «دخترم ازدواج کرده و پسرم در یک کارخانه کار میکند. پسرم همان جا کارخانه میخوابد. آنها هم هزار مشکل دارند، خبر ندارند. ماندهایم گوشه خیابان. غصه میخورند اگر بفهمند.»
امیر هادی ۳ ساله مدام از مادرش میخواهد تلویزیون را برایش روشن کند. مادر برایش توضیح میدهد اینجا تلویزیونی ندارند. امیرهادی نالهکنان از مادرش میخواهد زودتر بروند خانهشان. ساعت نزدیک ۱۲ ظهر است و امیرهادی هنوز چیزی نخورده. مددکار همراهم چند خانه دیگر را نشانم میدهد که ساکنانش همه زبالهگردی میکنند.
میگوید فقر، آسیب اجتماعی و اعتیاد بیداد میکند. تأکید میکند اینجا فقط ۴۰ کیلومتر با تهران فاصله دارد و آنچه دیدهایم، تصویر کوچکی از مشکلات کلانتر اینجاست.
کاش آنها اینطور فراموش نشوند.
#ازدواج_کودکان
#پاکدشت
https://bit.ly/2LHa7ps
کمپنیوز را دنبال کنید:
تلگرام: https://t.me/campnews1
کارگران افغانستانی: تا معترض میشویم، میگویند شما قاچاقی در ایران هستید
گزارشی میدانی درباره حال و روز کارگران افغانستانی در ایران که بحران اقتصادی سختیهای زندگی آنان را تشدید کرده است.
دیدار با خانواده
کارگران همچنین برای رفتن به افغانستان و سپس بازگشت به ایران ناچارند پول کلانی را، که گاه معادل حقوق یک ماهشان است، به قاچاقچیان بدهند تا آنان را به شیوه اسفباری با ماشین به تهران ببرند:
“نصف پول را اول میگیرند و نصف پول را موقعی که به مقصد رسیدیم. سه نفر را در صندلی جلو سوار میکنند. هفت نفر را در صندلی عقب و چهارنفر را در صندوق ماشین! در طول مسیر هیچ حرکتی نمیتوانیم انجام دهیم. رانندهها اغلب بلدند چطور از پلیس راه عبور کنند تا کسی شک نکند. دیدهایم که برخی شان هم از بچهها پول بیشتری گرفتهاند تا به مامورین پلیس راه بدهند و آنان اجازه دهند که به تهران برسیم. برخی از مامورین هم بچهها را میگیرند، کتک میزنند و به افغانستان میفرستند…”
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/409941&rhash=eec6b76cb50965
@zan_j
امیرسام گودرزی − تبعیض حکومتی یک مکمل هم دارد: دید تبعیض آمیز بسیاری از مردم علیه شهروندان افغانستانی. از یادآوری این نکته به این گروه از مردم نباید خسته شد که شما نمیتوانید هم علیه تبعیض و سرکوب حکومتی شکوه کنید، هم خود مدافع تبعیض در مورد همنوع خود باشید. قایل شدن به هر استثنایی در حقخواهی، حق را خدشه دار میکند.
گزارشی میدانی درباره حال و روز کارگران افغانستانی در ایران که بحران اقتصادی سختیهای زندگی آنان را تشدید کرده است.
دیدار با خانواده
کارگران همچنین برای رفتن به افغانستان و سپس بازگشت به ایران ناچارند پول کلانی را، که گاه معادل حقوق یک ماهشان است، به قاچاقچیان بدهند تا آنان را به شیوه اسفباری با ماشین به تهران ببرند:
“نصف پول را اول میگیرند و نصف پول را موقعی که به مقصد رسیدیم. سه نفر را در صندلی جلو سوار میکنند. هفت نفر را در صندلی عقب و چهارنفر را در صندوق ماشین! در طول مسیر هیچ حرکتی نمیتوانیم انجام دهیم. رانندهها اغلب بلدند چطور از پلیس راه عبور کنند تا کسی شک نکند. دیدهایم که برخی شان هم از بچهها پول بیشتری گرفتهاند تا به مامورین پلیس راه بدهند و آنان اجازه دهند که به تهران برسیم. برخی از مامورین هم بچهها را میگیرند، کتک میزنند و به افغانستان میفرستند…”
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/409941&rhash=eec6b76cb50965
@zan_j
امیرسام گودرزی − تبعیض حکومتی یک مکمل هم دارد: دید تبعیض آمیز بسیاری از مردم علیه شهروندان افغانستانی. از یادآوری این نکته به این گروه از مردم نباید خسته شد که شما نمیتوانید هم علیه تبعیض و سرکوب حکومتی شکوه کنید، هم خود مدافع تبعیض در مورد همنوع خود باشید. قایل شدن به هر استثنایی در حقخواهی، حق را خدشه دار میکند.
رادیو زمانه
کارگران افغانستانی: تا معترض میشویم، میگویند شما قاچاقی در ایران هستید
امیرسام گودرزی – گزارشی میدانی درباره حال و روز کارگران افغانستانی در ایران که بحران اقتصادی سختیهای زندگی آنان را تشدید کرده است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جنبش "مادران روز شنبه" از سال 1995 تاکنون با شعار "ما عزیزان #ناپدید شده خود را می خواهیم"، ...
۳۰اوت روزجهانی #ناپدیدشدگان نامگرفته.
۳۰اوت روزجهانی #ناپدیدشدگان نامگرفته.
✔️ «ناموس»پرستی مردان ایرانی!
بحث تنفروشی کارگران جنسی در شهر مشهد و مشتریهای عراقی، این روزها بحث داغ روز است.
گروهی با رگهای برآماسیده گردن سخن از این میگویند که «ناموس» ایرانی بر باد رفت. اینکه ناموس یعنی چه و استفاده از این واژه مبتذل و ضدزن خودش غمانگیز است در میگذریم.
آنچه در این ماجرا تلخ است این است که کشوری که بر روی معادن و ثروت طبیعتدادی فراوان خوابیده است چرا باید زنانش به علت سفرههای خالی، تن به تنفروشی بدهند نه اینکه چه کسی با چه ملیتی با این زنان میخوابد.
عربستیزی نژادپرستانه موجب شده است که کسانی مشکل و درد اصلی را فراموش کنند و گریبان چاک کنند که چه نشستهاید که «عرب سوسمارخور» با زن ایرانی خوابیده است.
بسیاری از همین افراد وقتی به تایلند میروند یا ترکیه و یا هلند و دیگر کشورها با زنهای مختلف تنفروش میخوابند و اساسا بسیاری برای همین «سکس ورکرها» به کشورهایی مانند تایلند سفر میکنند اما وقتی به زن ایرانی میرسد از آنجا که این زنان را «ناموس» و مایملک خود میدانند برآشفته میشوند.
من از اینکه زنان کشورم از روی فقر و نداری تنفروشی میکنند بسیار اندوهگین و خشمگینم اما اینکه چه کسانی با چه ملیتهایی با این زنان میخوابند مسئله اصلی و مهم نیست.
مگر مردان ایرانی که با زنان نگونبخت تنفروش ایرانی میخوابند و به دلیل بیپناهی این زنان و عدم حمایت قانون از آنها، حق زحمتشان را هم پرداخت نمیکنند و آزارشان میدهند و کتکشان میزنند شریفتر از آن مرد عراقی هستند؟
آنچه رگ گردن برخی مردان ایرانی را متورم کرده است لزوما دلسوزی برای آن زنان نیست بلکه دلیلش یکی عربستیزی است و دیگری زنان را «ناموس» و ملک طلق خود دانستن.
@zan_j
بحث تنفروشی کارگران جنسی در شهر مشهد و مشتریهای عراقی، این روزها بحث داغ روز است.
گروهی با رگهای برآماسیده گردن سخن از این میگویند که «ناموس» ایرانی بر باد رفت. اینکه ناموس یعنی چه و استفاده از این واژه مبتذل و ضدزن خودش غمانگیز است در میگذریم.
آنچه در این ماجرا تلخ است این است که کشوری که بر روی معادن و ثروت طبیعتدادی فراوان خوابیده است چرا باید زنانش به علت سفرههای خالی، تن به تنفروشی بدهند نه اینکه چه کسی با چه ملیتی با این زنان میخوابد.
عربستیزی نژادپرستانه موجب شده است که کسانی مشکل و درد اصلی را فراموش کنند و گریبان چاک کنند که چه نشستهاید که «عرب سوسمارخور» با زن ایرانی خوابیده است.
بسیاری از همین افراد وقتی به تایلند میروند یا ترکیه و یا هلند و دیگر کشورها با زنهای مختلف تنفروش میخوابند و اساسا بسیاری برای همین «سکس ورکرها» به کشورهایی مانند تایلند سفر میکنند اما وقتی به زن ایرانی میرسد از آنجا که این زنان را «ناموس» و مایملک خود میدانند برآشفته میشوند.
من از اینکه زنان کشورم از روی فقر و نداری تنفروشی میکنند بسیار اندوهگین و خشمگینم اما اینکه چه کسانی با چه ملیتهایی با این زنان میخوابند مسئله اصلی و مهم نیست.
مگر مردان ایرانی که با زنان نگونبخت تنفروش ایرانی میخوابند و به دلیل بیپناهی این زنان و عدم حمایت قانون از آنها، حق زحمتشان را هم پرداخت نمیکنند و آزارشان میدهند و کتکشان میزنند شریفتر از آن مرد عراقی هستند؟
آنچه رگ گردن برخی مردان ایرانی را متورم کرده است لزوما دلسوزی برای آن زنان نیست بلکه دلیلش یکی عربستیزی است و دیگری زنان را «ناموس» و ملک طلق خود دانستن.
@zan_j
انتقادها به شمار کم زنان کارگردان در جشنواره فیلم ونیز
امسال در جشنواره بینالمللی فیلم ونیز ۲۱ فیلم بر سر کسب جایزه شیر طلایی با هم رقابت میکنند. کارگردان تنها یکی از این فیلمها زن است. آلبرتو باربرا، مدیر جشنواره، به همین دلیل با انتقادهای بسیاری روبهرو شده است.
در میان ۲۱ فیلمی که بر سر کسب جایزه شیر طلایی در جشنواره بینالمللی فیلم ونیز سال ۲۰۱۸ با هم رقابت می کنند، تنها یک فیلم کارگردان زن دارد. جنیفر کنت، کارگردان استرالیایی، تنها کارگردان زن این جشنواره است با فیلم "نایتینگل". همین امر سبب شده که رسانهها انتقادهای فراوانی به شیوه انتخاب آلبرتو باربرا، مدیر جشنواره، داشته باشند.
دویچه وله
@zan_j
امسال در جشنواره بینالمللی فیلم ونیز ۲۱ فیلم بر سر کسب جایزه شیر طلایی با هم رقابت میکنند. کارگردان تنها یکی از این فیلمها زن است. آلبرتو باربرا، مدیر جشنواره، به همین دلیل با انتقادهای بسیاری روبهرو شده است.
در میان ۲۱ فیلمی که بر سر کسب جایزه شیر طلایی در جشنواره بینالمللی فیلم ونیز سال ۲۰۱۸ با هم رقابت می کنند، تنها یک فیلم کارگردان زن دارد. جنیفر کنت، کارگردان استرالیایی، تنها کارگردان زن این جشنواره است با فیلم "نایتینگل". همین امر سبب شده که رسانهها انتقادهای فراوانی به شیوه انتخاب آلبرتو باربرا، مدیر جشنواره، داشته باشند.
دویچه وله
@zan_j
سنندج؛ یادبود جانباختگان آتش سوزی در مریوان
سنندج با سر دادن سرودی انقلابی با #شریف_باجور و رفقایش وداع میکند.
گوێزەکوێر دامنه کوه آبیدر
۹شهریور ۹۷
@zan_j
سنندج با سر دادن سرودی انقلابی با #شریف_باجور و رفقایش وداع میکند.
گوێزەکوێر دامنه کوه آبیدر
۹شهریور ۹۷
@zan_j
Forwarded from میان دو حق (Behzad sohrabi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
طبق تحقیقات به عمل آمده افرادی که علایم و تشخیص افسردگی دارند،۱۷/۲ برابر بیش از دیگران به بیماریهای شایع جسمانی مبتلا میشوند.
@zan_j
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نهم شهریور روزی که صمد به دریا پیوست
به یاد صمد بهرنگی
اینجا هنوز کودکان کار میکنند!
#معلمان_زندانی_آزاد_باید_گردند
#نان_کار_آزادی_اداره_شورایی
@zan_j
به یاد صمد بهرنگی
اینجا هنوز کودکان کار میکنند!
#معلمان_زندانی_آزاد_باید_گردند
#نان_کار_آزادی_اداره_شورایی
@zan_j
https://t.me/zan_j/4079
سرزمينی وجود دارد كه مردم آن را فقط از روی ترانه ها می شناسند.
مردان و زنانی در آنجا زندگی می كنند كه راه آنجا را يافته اند و ديگر هيچگاه دوباره ديده نشده اند.
در آن سرزمين نيستی و زوال وجود ندارد.
در آنجا درد و افسردگی شناخته شده نيست،
نفرت و گرسنگی معنايی ندارد، همه با آرامش باهم زندگی می كنند و با فراغ بال و بدون زحمت خيلی چيزها به دست می آورند...
بر باد رفته
مارگارت میچل
سرزمينی وجود دارد كه مردم آن را فقط از روی ترانه ها می شناسند.
مردان و زنانی در آنجا زندگی می كنند كه راه آنجا را يافته اند و ديگر هيچگاه دوباره ديده نشده اند.
در آن سرزمين نيستی و زوال وجود ندارد.
در آنجا درد و افسردگی شناخته شده نيست،
نفرت و گرسنگی معنايی ندارد، همه با آرامش باهم زندگی می كنند و با فراغ بال و بدون زحمت خيلی چيزها به دست می آورند...
بر باد رفته
مارگارت میچل
Telegram
زن و جامعه (زن کارگر)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقت به خیر
در آخرین فرصت، آنچه میتوانستم گفته باشم، گفتهام آیا؟
گفتهام که هنرمند همیشه بر قدرت است نه با قدرت!
#احمد_شاملو
@zan_j
در آخرین فرصت، آنچه میتوانستم گفته باشم، گفتهام آیا؟
گفتهام که هنرمند همیشه بر قدرت است نه با قدرت!
#احمد_شاملو
@zan_j
https://bit.ly/2PN0AQV
«نه! فراموش نمیکنیم!»: این عبارت، در کنار یاد افرادی که مدتها پیش کشته شدهاند یا مفقود شدهاند، هر روز بیش از پیش در شبکههای اجتماعی و گفتگوی مردم به گوش میرسد. چرا بعضی از مردم، بر عدم فراموشی اتفاقات تلخی از این دست - که شاید حتی در گذشتههای دور افتاده باشند- اصرار دارند؟ این کار چه سودی دارد؟ چه چیزی قرار است فراموش شود و چرا؟
در هفتم دسامبر ۱۹۴۱، آدولف هیتلر فرمان «شب و مه» را صادر کرد؛ فرمانی که به موجب آن مخالفان و منتقدان لشکرکشیهای هیتلر و هر آنکس که به این افراد کمک میکرد یا آنها را پناه داده بود، بازداشت و زندانی میشدند. اغلب آنها در زندان کشته شدند. اما نازیها خبر کشتهشدن را به اطلاع خانوادههای آنها نمیرساندند و خانوادههای این افراد با هراس و نگرانی تا سالها از سرنوشت عزیزان خود هیچ خبری نداشتند....
«نه! فراموش نمیکنیم!»: این عبارت، در کنار یاد افرادی که مدتها پیش کشته شدهاند یا مفقود شدهاند، هر روز بیش از پیش در شبکههای اجتماعی و گفتگوی مردم به گوش میرسد. چرا بعضی از مردم، بر عدم فراموشی اتفاقات تلخی از این دست - که شاید حتی در گذشتههای دور افتاده باشند- اصرار دارند؟ این کار چه سودی دارد؟ چه چیزی قرار است فراموش شود و چرا؟
در هفتم دسامبر ۱۹۴۱، آدولف هیتلر فرمان «شب و مه» را صادر کرد؛ فرمانی که به موجب آن مخالفان و منتقدان لشکرکشیهای هیتلر و هر آنکس که به این افراد کمک میکرد یا آنها را پناه داده بود، بازداشت و زندانی میشدند. اغلب آنها در زندان کشته شدند. اما نازیها خبر کشتهشدن را به اطلاع خانوادههای آنها نمیرساندند و خانوادههای این افراد با هراس و نگرانی تا سالها از سرنوشت عزیزان خود هیچ خبری نداشتند....
Telegraph
سفر برزخی به جمهوری جهانی ناپدیدشدگان
«نه! فراموش نمیکنیم!»: این عبارت، در کنار یاد افرادی که مدتها پیش کشته شدهاند یا مفقود شدهاند، هر روز بیش از پیش در شبکههای اجتماعی و گفتگوی مردم به گوش میرسد. چرا بعضی از مردم، بر عدم فراموشی اتفاقات تلخی از این دست - که شاید حتی در گذشتههای دور…