https://t.me/zan_j/4045
📕#کتاب
جامعه ی سرمایه داری بدون تردید غیر اخلاقی ترین وفاسد ترین سیستم در تمام طول تاریخ است.جامعه ای است با جنگ برای نسل کشی ، قوم کشی ، ستم جنسی و نژادی، به خشونت کشاندن فقیران و بیچارگان ، جامعه ای که هوا و آب و منابع تغذیه خود را آلوده می کند، سیاستمداران رشوه خوار می پرورد، و به طور خلاصه سیستمی است که همه چیز در آن پیرو و قربانی مالکیت خصوصی و سودآوری است
#آزادی_زنان
#ایولین_رید
📕#کتاب
جامعه ی سرمایه داری بدون تردید غیر اخلاقی ترین وفاسد ترین سیستم در تمام طول تاریخ است.جامعه ای است با جنگ برای نسل کشی ، قوم کشی ، ستم جنسی و نژادی، به خشونت کشاندن فقیران و بیچارگان ، جامعه ای که هوا و آب و منابع تغذیه خود را آلوده می کند، سیاستمداران رشوه خوار می پرورد، و به طور خلاصه سیستمی است که همه چیز در آن پیرو و قربانی مالکیت خصوصی و سودآوری است
#آزادی_زنان
#ایولین_رید
https://iranwire.com/fa/jinac/27448
هنرمندان زن پیش از اسلام دارای برابری و هویتی اجتماعی بودند
سارا حمیدی خواننده سی ساله زاده اصفهان در اولین بخش از این گفتوگو در معرفی خود گفت: « در ۲۰ سالگی متوجه شدم که صدای خوبی دارم و میتوانم خوانندگی کنم. زنان در حوزه موسیقی ایران نه تنها محدود بلکه نابود شدهاند. خانمها اجازه خواندن ندارند. اجازه این را ندارند روی صحنه بروند. اجازه ندارند به علاقه و استعداد خود به صورت جدی و حرفهای بپردازند. بعد از اینکه متوجه شدم صدایم خوب است تازه مشکلات اجتماعیام شروع شد. تازه متوجه شدم در چه جامعهای زندگی میکنم و از چه حقوق اندکی در جامعه برخوردارم. در شهرستانها این نبودن و دیده نشدن ملموستر از تهران است. در اصفهان به این دلیل که شهری سنتی و بعد مذهبی است خب مشکلات بیشتر بود. در اصفهان نه تنها خوانندگی برای من و امثال من ممنوع بود. شاید مضحک باشد اما به خواننده دوم بودن هم راضی بودم که در اکثر موارد هم باز همان را دریغ میکردند. بارها هنگام تمرین یک دفعه میدیدیم یک نفر نشسته که ببیند صدای من آیا از صدای خواننده مرد بالاتر میرود یا نه. اینگونه اتفاقات به باور من مضحک نبود بلکه فاجعه بود و هست. گمان نکنید که الان شرایط بهتر شده است، اصلا. به باور من شرایط سانسور و حذف زنان در حوزه موسیقی به عمق رفته است. یعنی زنان این باور رسیدهاند که جایگاهی ندارند و سانسور آنها امری طبیعی است. خود من تا زمانی که در ایران بودم اینگونه فکر میکردم. اما خب وقتی از ایران خارج شدم متوجه شدم که چه جفایی در حق من و دیگر زنان ایرانی شده است. وقتی یادم آید که برای یک اجرا، در جامعهای که کاملا مردسالار بود و زن ستیز، با هزار مشکل و محدودیت تا مهاباد رفتم و آخر سر هم موفق به اجرا نشدم بعض میکنم».
در ادامه دومین بخش از این گفتوگو را میخوانید:
هر منطقه با توجه به آب و هوا، زبان و گویش محلی، فرهنگ بومی خود را میسازد که خرده فرهنگ تعریف میشود و خرده فرهنگها در کنار هم فرهنگ یک کشور را شکل میدهند.در چهار دهه گذشته،سیستم ایدئولوژی و فکری حاکم بر ایران دنبال یکدستسازی و اسلامیزه کردن هنر معاصر و نزدیک کردن آن به ایدهئولوژیهای حکومتی و مذهبی بوده است.گمان میکنید این تلاشها به نتیجه رسیده و موفق شدهاند؟
ـ هنر سانسور پذیر نیست. شاید هنرمندانی که به سیستمهای دولتی و مستبد وابستگی دارند و به قول معروف حکومتی هستند، سعی در باز تعریف برخی از مفاهیم داشته باشند اما خب نفس هنر متعهد و واقعی با اینگونه محدودیتها در کل تاریخ هنر در جدل بوده است. اگر هنر سانسور پذیر بود و یا قابل هدایت بود، قرنها پیش حکومتهای قبلی این کار را کرده بودند. ذات هنر در طول تاریخ علاوه بر ثبت وقایع، هدایت انسان به کمال و آزادی بوده و هست.
جامعه سنتی و حکومت اسلامی برای بقای خود مجبور به حذف و سانسور بخشهایی از هنر است. مثل صدای زن در موسیقی و یا تصاویر و واژگانی که بار اروتیک دارند. آنها با زندان و خفقان سعی به سانسور دارند و در برابر آن هنر راهها و روزنههای بقای خود را پیدا میکند. وقتی به ادبیات کلاسیک نگاه میکنیم کم نیستند شعرها و نوشتههایی که مفاهیم جدی و مخالف با حکومتهای پیشین را در خود جای دادهاند. ولی برای آیندگان یعنی برای ما، بهجا ماندهاند. تازه این را هم باید در نظر بگیریم که آن زمان صنعت چاپ و یا شبکههای اجتماعی و اینترنت نبوده اما آن آثار باقی ماندهاند.
موسيقی پس از از دوران اسلامی یعنی بعد از حمله أعراب به ايران، در جامعه جایگاه خود را نسبت به گذشته از دست داد. با سیطره مذهب كمكم ملودیها و ترانهها در حال فراموش شدن بودند. ردیفها و قطعههای ایرانی به هزاران دلیل سیاسی و تاریخی در حال نابودی بودند اما مردم بخش عظیمی از آن را سینه به سینه به نسل بعد منتقل کردند. در حال حاضر بازار عمده موسیقی بازاریست که مورد تایید حکومت ایران است و کارهایی که با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر میشوند مشروعیت دارند. در این بخش جمهوری اسلامی با تسلط کامل بر بازار شاید موفق باشد و کارهایی را اجازه انتشار بدهند که هدفمند باشند و از لحاظ هنری ارزش و ماندگاری نداشته باشند و یا هنرمندانی را معرفی کند که موسیقی مبتذل و کمسواد را عرضه میکنند و در نهایت بخش گستردهای از جامعه با موسیقی بیکیفیت و غیرحرفهای سروکار داشته باشند اما خب نباید موسیقی آلترناتیو و خوانندگان و نوازندگانی که مستقل کار میکنند را ندیده گرفت و به اهمیت و تاثیرپذیری آنها اشاره نکرد. یعنی صورت مسئله اینگونه است آنها تلاش میکنند، قدرت، تریبون و پول دارند ما هم در برابرشان داشتههایی داریم. در طول تاریخ همیشه به همین منوال بوده است. به باور من بهترین داور زمان است ...
@zan_j
هنرمندان زن پیش از اسلام دارای برابری و هویتی اجتماعی بودند
سارا حمیدی خواننده سی ساله زاده اصفهان در اولین بخش از این گفتوگو در معرفی خود گفت: « در ۲۰ سالگی متوجه شدم که صدای خوبی دارم و میتوانم خوانندگی کنم. زنان در حوزه موسیقی ایران نه تنها محدود بلکه نابود شدهاند. خانمها اجازه خواندن ندارند. اجازه این را ندارند روی صحنه بروند. اجازه ندارند به علاقه و استعداد خود به صورت جدی و حرفهای بپردازند. بعد از اینکه متوجه شدم صدایم خوب است تازه مشکلات اجتماعیام شروع شد. تازه متوجه شدم در چه جامعهای زندگی میکنم و از چه حقوق اندکی در جامعه برخوردارم. در شهرستانها این نبودن و دیده نشدن ملموستر از تهران است. در اصفهان به این دلیل که شهری سنتی و بعد مذهبی است خب مشکلات بیشتر بود. در اصفهان نه تنها خوانندگی برای من و امثال من ممنوع بود. شاید مضحک باشد اما به خواننده دوم بودن هم راضی بودم که در اکثر موارد هم باز همان را دریغ میکردند. بارها هنگام تمرین یک دفعه میدیدیم یک نفر نشسته که ببیند صدای من آیا از صدای خواننده مرد بالاتر میرود یا نه. اینگونه اتفاقات به باور من مضحک نبود بلکه فاجعه بود و هست. گمان نکنید که الان شرایط بهتر شده است، اصلا. به باور من شرایط سانسور و حذف زنان در حوزه موسیقی به عمق رفته است. یعنی زنان این باور رسیدهاند که جایگاهی ندارند و سانسور آنها امری طبیعی است. خود من تا زمانی که در ایران بودم اینگونه فکر میکردم. اما خب وقتی از ایران خارج شدم متوجه شدم که چه جفایی در حق من و دیگر زنان ایرانی شده است. وقتی یادم آید که برای یک اجرا، در جامعهای که کاملا مردسالار بود و زن ستیز، با هزار مشکل و محدودیت تا مهاباد رفتم و آخر سر هم موفق به اجرا نشدم بعض میکنم».
در ادامه دومین بخش از این گفتوگو را میخوانید:
هر منطقه با توجه به آب و هوا، زبان و گویش محلی، فرهنگ بومی خود را میسازد که خرده فرهنگ تعریف میشود و خرده فرهنگها در کنار هم فرهنگ یک کشور را شکل میدهند.در چهار دهه گذشته،سیستم ایدئولوژی و فکری حاکم بر ایران دنبال یکدستسازی و اسلامیزه کردن هنر معاصر و نزدیک کردن آن به ایدهئولوژیهای حکومتی و مذهبی بوده است.گمان میکنید این تلاشها به نتیجه رسیده و موفق شدهاند؟
ـ هنر سانسور پذیر نیست. شاید هنرمندانی که به سیستمهای دولتی و مستبد وابستگی دارند و به قول معروف حکومتی هستند، سعی در باز تعریف برخی از مفاهیم داشته باشند اما خب نفس هنر متعهد و واقعی با اینگونه محدودیتها در کل تاریخ هنر در جدل بوده است. اگر هنر سانسور پذیر بود و یا قابل هدایت بود، قرنها پیش حکومتهای قبلی این کار را کرده بودند. ذات هنر در طول تاریخ علاوه بر ثبت وقایع، هدایت انسان به کمال و آزادی بوده و هست.
جامعه سنتی و حکومت اسلامی برای بقای خود مجبور به حذف و سانسور بخشهایی از هنر است. مثل صدای زن در موسیقی و یا تصاویر و واژگانی که بار اروتیک دارند. آنها با زندان و خفقان سعی به سانسور دارند و در برابر آن هنر راهها و روزنههای بقای خود را پیدا میکند. وقتی به ادبیات کلاسیک نگاه میکنیم کم نیستند شعرها و نوشتههایی که مفاهیم جدی و مخالف با حکومتهای پیشین را در خود جای دادهاند. ولی برای آیندگان یعنی برای ما، بهجا ماندهاند. تازه این را هم باید در نظر بگیریم که آن زمان صنعت چاپ و یا شبکههای اجتماعی و اینترنت نبوده اما آن آثار باقی ماندهاند.
موسيقی پس از از دوران اسلامی یعنی بعد از حمله أعراب به ايران، در جامعه جایگاه خود را نسبت به گذشته از دست داد. با سیطره مذهب كمكم ملودیها و ترانهها در حال فراموش شدن بودند. ردیفها و قطعههای ایرانی به هزاران دلیل سیاسی و تاریخی در حال نابودی بودند اما مردم بخش عظیمی از آن را سینه به سینه به نسل بعد منتقل کردند. در حال حاضر بازار عمده موسیقی بازاریست که مورد تایید حکومت ایران است و کارهایی که با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر میشوند مشروعیت دارند. در این بخش جمهوری اسلامی با تسلط کامل بر بازار شاید موفق باشد و کارهایی را اجازه انتشار بدهند که هدفمند باشند و از لحاظ هنری ارزش و ماندگاری نداشته باشند و یا هنرمندانی را معرفی کند که موسیقی مبتذل و کمسواد را عرضه میکنند و در نهایت بخش گستردهای از جامعه با موسیقی بیکیفیت و غیرحرفهای سروکار داشته باشند اما خب نباید موسیقی آلترناتیو و خوانندگان و نوازندگانی که مستقل کار میکنند را ندیده گرفت و به اهمیت و تاثیرپذیری آنها اشاره نکرد. یعنی صورت مسئله اینگونه است آنها تلاش میکنند، قدرت، تریبون و پول دارند ما هم در برابرشان داشتههایی داریم. در طول تاریخ همیشه به همین منوال بوده است. به باور من بهترین داور زمان است ...
@zan_j
Iranwire
هنرمندان زن پیش از اسلام دارای برابری و هویتی اجتماعی بودند
بخش دوممحمد تنگستانی سارا حمیدی خواننده سی ساله زاده اصفهان در اولین بخش از این گفتوگو در معرفی خود گفت: « در ۲۰ سالگی متوجه شدم که ...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصنیف بهار من
شعر: منیره طاها
آهنگساز: علی تجویدی
تنظیم مجدد: علی اکبر قربانی
خواننده: سارا حمیدی
پیانو و رهبر گروه: هومن خلعتبری
@zan_j
شعر: منیره طاها
آهنگساز: علی تجویدی
تنظیم مجدد: علی اکبر قربانی
خواننده: سارا حمیدی
پیانو و رهبر گروه: هومن خلعتبری
@zan_j
#مقالات_زنان
چرا جنبش زنان بايد ضدسرمايه داری باشد؟ (۳)
«کالايي شدن سبب شد که در بازار امور خانگي ، قلمرو گستردهاي براي انباشت سرمايه از طريق مصرف گرايي فراهم شود. ولي تضاد ديگري هم در اين جا خود را مينماياند: تضاد بين مصرفگرايي زيادروانه خانگي و مصرف ضروري براي بازتوليد اجتماعي درست. تضادهاي توليد اجتماعي را نميتوان در خارج از شرايط متمايز جغرافيايي، فرهنگ، سبک زندگي، آداب و رسوم و ساير ويژگيهاي زيستي، تاريخي و اجتماعي جوامع انساني درک کرد.»
بازتوليد اجتماعي نيروي کار، گسترهاي از اشکال و رفتارهاي فرهنگي را هم ايجاب ميکند که از نظر جغرافيايي و تاريخي مشخصاند و اختلاف طبقاتي را حفظ و تقويت ميکنند. رسانههاي جمعي وسيلهاي بسيار مناسب براي اين امر است و زنان و سپس کودکان اولين طعمه در اين مسير هستند. در اينجاست که صنعت تبليغات به کار ميآيد. اين صنايع به خصوص به زنان وکودکان به شکل طعمههايي نگاه ميکنند که با مصرفگرايي ميتوانند بازارهاي سرمايهداري را پر رونق نگه دارند. از سوي ديگرزنان به عنوان ابژه جنسي در اين تبليغات نيز به کار ميآيند تا مردان نيز ترغيب به خريد و مصرف بيشتر و بيشتر شوند.
«قدرت دولت سرمايهداري در چارچوب بازتوليد اجتماعي در تمام دنيا به روشهاي مختلف توليد و تکثير ميشود. بازتوليد اجتماعي عرصهاي است که در آن سرکوب وخشونت عليه زنان در بسياري از نقاط جهان شدت مييابد. کارگران غالبا تجربه خشونت وسرکوب موجود در فرايند کار را به خانواده انتقال ميدهند. با اين وجود، خشونت شديد و چند جانبه در محيطهاي بيرون براي بسياري از زنان، خانواده را محيطي امن براي آسايش و استراحت از کار روزانه و استثمار کرده است. بسياري از زنان غيرمتشکل در مقابل اين سيستم درهم پيچيده استثمار در بازار کار احساس ناتواني ميکنند و تمايلي به حضور در اجتماع ندارند و به کنج خانهها پناه ميبرند و خانهداري را ترجيح ميدهند.»
در چنين دنيايي که کالايي کردن زندگي روزمره وبازتوليد اجتماعي، عميقتر شده و فضاي پيچيدهاي را براي مبارزه ضدسرمايهداري ايجاد کرده است، عدم توجه به اين تغييرات سبب ميشود که راهکارهايي که به عنوان مثال براي کار خانگي در نظر گرفته مي شود، ناکارآمد باشند و حتا خود به افزايش بهره کشي از زنان منجر شوند. مانند شعار پرداخت دستمزد به کار خانگي که فقط به پولي شدن کامل همهي امور در راستاي منافع سرمايه منجر خواهد شد.
نشان دادن کارکرد ستم جنسيتي در سيستم سرمايهداري براي ما روشن ميکند که برخي خواستهها و مطالبات زنان درون سيستم سرمايهداري با رفرمهايي در زمينههاي برابري دستمزد، دسترسي به امکانات آموزشي برابر، تصويب برخي قوانين در مقابله با تبعيض در محيط کار و خشونت، آزادي سقط جنين، رايگان بودن وسايل جلوگيري از بارداري و... فقط تا حدود کمي قابل دستيابي است. درخيلي از اين عرصهها تحقق اين خواستهها با مرزهاي سيستم سرمايهداري تصادم پيدا ميکند. در اواخر دههي هفتاد و بعد از افول جنبش فمينيستي همزمان با گسترش نئوليبراليسم، بخش ليبرال جنبش زنان مطالبه محور شد و اين خواستها را در دستور کار خود قرار داد. در طول بيش از چهار دهه، ميبينيم که با اين گونه مبارزات مطالبه محور در چارچوب نهادهاي مدني موجود در جامعه سرمايهداري، نتوانسته بهبودي چشمگير در شرايط زندگي اکثريت زنان ايجاد کند. بي ترديد سيستمي که بتواند کار خانگي و فرزند پروري را اجتماعي کند، سرمايهداري نيست. سيستمي که بتواند برابري کامل دستمزد را براي زنان امکان پذير کند، سرمايهداري نيست. سيستمي که بتواند حق کنترل بر بدن را براي زنان تامين کند، سرمايه داري نيست...
بازتوليد اجتماعي عرصهاي است که در آن بسياري از آسيبهاي توليد سرمايهداري جهاني شده را ميتوان ديد. هستند کساني که اين تناقض را ميبينند و در پي راهي براي دور زدن آنند و آرزوي بازگشت به شيوه زيستن طبيعي را دارند، اما دور زدن اين سيستم امکان ناپذير است. اين ما را به سوي شکلي سياسي از پاسخهاي ضدسرمايهداري رهنمون ميشود: بازگرداندن قدرت به کساني که در زمينه بازتوليد اجتماعي از آنان سلب قدرت شده است. در اين راستا ضرورت شکل گيري يک دانش ضد سرمايه داري ضروري است.
✍شکوه صبحی
منبع نقلقولها: هفده تناقض سرمايه داري، ديويد هاروي
پایان
@zan_j
چرا جنبش زنان بايد ضدسرمايه داری باشد؟ (۳)
«کالايي شدن سبب شد که در بازار امور خانگي ، قلمرو گستردهاي براي انباشت سرمايه از طريق مصرف گرايي فراهم شود. ولي تضاد ديگري هم در اين جا خود را مينماياند: تضاد بين مصرفگرايي زيادروانه خانگي و مصرف ضروري براي بازتوليد اجتماعي درست. تضادهاي توليد اجتماعي را نميتوان در خارج از شرايط متمايز جغرافيايي، فرهنگ، سبک زندگي، آداب و رسوم و ساير ويژگيهاي زيستي، تاريخي و اجتماعي جوامع انساني درک کرد.»
بازتوليد اجتماعي نيروي کار، گسترهاي از اشکال و رفتارهاي فرهنگي را هم ايجاب ميکند که از نظر جغرافيايي و تاريخي مشخصاند و اختلاف طبقاتي را حفظ و تقويت ميکنند. رسانههاي جمعي وسيلهاي بسيار مناسب براي اين امر است و زنان و سپس کودکان اولين طعمه در اين مسير هستند. در اينجاست که صنعت تبليغات به کار ميآيد. اين صنايع به خصوص به زنان وکودکان به شکل طعمههايي نگاه ميکنند که با مصرفگرايي ميتوانند بازارهاي سرمايهداري را پر رونق نگه دارند. از سوي ديگرزنان به عنوان ابژه جنسي در اين تبليغات نيز به کار ميآيند تا مردان نيز ترغيب به خريد و مصرف بيشتر و بيشتر شوند.
«قدرت دولت سرمايهداري در چارچوب بازتوليد اجتماعي در تمام دنيا به روشهاي مختلف توليد و تکثير ميشود. بازتوليد اجتماعي عرصهاي است که در آن سرکوب وخشونت عليه زنان در بسياري از نقاط جهان شدت مييابد. کارگران غالبا تجربه خشونت وسرکوب موجود در فرايند کار را به خانواده انتقال ميدهند. با اين وجود، خشونت شديد و چند جانبه در محيطهاي بيرون براي بسياري از زنان، خانواده را محيطي امن براي آسايش و استراحت از کار روزانه و استثمار کرده است. بسياري از زنان غيرمتشکل در مقابل اين سيستم درهم پيچيده استثمار در بازار کار احساس ناتواني ميکنند و تمايلي به حضور در اجتماع ندارند و به کنج خانهها پناه ميبرند و خانهداري را ترجيح ميدهند.»
در چنين دنيايي که کالايي کردن زندگي روزمره وبازتوليد اجتماعي، عميقتر شده و فضاي پيچيدهاي را براي مبارزه ضدسرمايهداري ايجاد کرده است، عدم توجه به اين تغييرات سبب ميشود که راهکارهايي که به عنوان مثال براي کار خانگي در نظر گرفته مي شود، ناکارآمد باشند و حتا خود به افزايش بهره کشي از زنان منجر شوند. مانند شعار پرداخت دستمزد به کار خانگي که فقط به پولي شدن کامل همهي امور در راستاي منافع سرمايه منجر خواهد شد.
نشان دادن کارکرد ستم جنسيتي در سيستم سرمايهداري براي ما روشن ميکند که برخي خواستهها و مطالبات زنان درون سيستم سرمايهداري با رفرمهايي در زمينههاي برابري دستمزد، دسترسي به امکانات آموزشي برابر، تصويب برخي قوانين در مقابله با تبعيض در محيط کار و خشونت، آزادي سقط جنين، رايگان بودن وسايل جلوگيري از بارداري و... فقط تا حدود کمي قابل دستيابي است. درخيلي از اين عرصهها تحقق اين خواستهها با مرزهاي سيستم سرمايهداري تصادم پيدا ميکند. در اواخر دههي هفتاد و بعد از افول جنبش فمينيستي همزمان با گسترش نئوليبراليسم، بخش ليبرال جنبش زنان مطالبه محور شد و اين خواستها را در دستور کار خود قرار داد. در طول بيش از چهار دهه، ميبينيم که با اين گونه مبارزات مطالبه محور در چارچوب نهادهاي مدني موجود در جامعه سرمايهداري، نتوانسته بهبودي چشمگير در شرايط زندگي اکثريت زنان ايجاد کند. بي ترديد سيستمي که بتواند کار خانگي و فرزند پروري را اجتماعي کند، سرمايهداري نيست. سيستمي که بتواند برابري کامل دستمزد را براي زنان امکان پذير کند، سرمايهداري نيست. سيستمي که بتواند حق کنترل بر بدن را براي زنان تامين کند، سرمايه داري نيست...
بازتوليد اجتماعي عرصهاي است که در آن بسياري از آسيبهاي توليد سرمايهداري جهاني شده را ميتوان ديد. هستند کساني که اين تناقض را ميبينند و در پي راهي براي دور زدن آنند و آرزوي بازگشت به شيوه زيستن طبيعي را دارند، اما دور زدن اين سيستم امکان ناپذير است. اين ما را به سوي شکلي سياسي از پاسخهاي ضدسرمايهداري رهنمون ميشود: بازگرداندن قدرت به کساني که در زمينه بازتوليد اجتماعي از آنان سلب قدرت شده است. در اين راستا ضرورت شکل گيري يک دانش ضد سرمايه داري ضروري است.
✍شکوه صبحی
منبع نقلقولها: هفده تناقض سرمايه داري، ديويد هاروي
پایان
@zan_j
اخبار جهان
متوسط پسانداز خانوار در اتحادیه اروپا چه میزان است؟
آماری که یورواستات، آژانس آمار اتحادیه اروپا منتشر کرده است، نشان میدهد میزان متوسط پسانداز سالیانه در اتحادیه اروپا در بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶ به طور نسبی ثابت بوده است.
مطابق دادهها، این میزان متوسط در کشورهای حوزه یورو ۱۱ تا ۱۳ درصد درآمد کل سالیانه افراد بوده است. این عدد از تقسیم درآمد کل خانوار بر کل هزینههای موجود به دست میآید.
در سال ۲۰۱۶، بالاترین نرخ پسانداز خانگی در کشور لوکزامبورگ با ۲۰ درصد کل درآمد سالیانه مشاهده شد . سپس سوئد با ۱۹ درصد، آلمان با ۱۷ درصد و فرانسه با ۱۴ درصد در ردههای بعدی قرار داشتند.
در قعر جدول نیز قبرس با منفی ۲ درصد، لیتوانی با صفر درصد و لهستان با ۴ درصد قرار دارند. درصد منفی به این معنی است که میزان درآمد خانوادهها از میزان خرج آنها کمتر است.
@zan_j
https://bit.ly/2wC5V4S
متوسط پسانداز خانوار در اتحادیه اروپا چه میزان است؟
آماری که یورواستات، آژانس آمار اتحادیه اروپا منتشر کرده است، نشان میدهد میزان متوسط پسانداز سالیانه در اتحادیه اروپا در بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶ به طور نسبی ثابت بوده است.
مطابق دادهها، این میزان متوسط در کشورهای حوزه یورو ۱۱ تا ۱۳ درصد درآمد کل سالیانه افراد بوده است. این عدد از تقسیم درآمد کل خانوار بر کل هزینههای موجود به دست میآید.
در سال ۲۰۱۶، بالاترین نرخ پسانداز خانگی در کشور لوکزامبورگ با ۲۰ درصد کل درآمد سالیانه مشاهده شد . سپس سوئد با ۱۹ درصد، آلمان با ۱۷ درصد و فرانسه با ۱۴ درصد در ردههای بعدی قرار داشتند.
در قعر جدول نیز قبرس با منفی ۲ درصد، لیتوانی با صفر درصد و لهستان با ۴ درصد قرار دارند. درصد منفی به این معنی است که میزان درآمد خانوادهها از میزان خرج آنها کمتر است.
@zan_j
https://bit.ly/2wC5V4S
https://t.me/zan_j/4052
⚡️روایت مقامات و روایت مردم از وضعیت اقتصادی امروز ایران
⚡️از نظر مسئولان جمهوری اسلامی همه چیز گل و بلبل است. کشور مدام در حال رشد علم و فن آوری است، اقتصاد هر روز نسبت به گذشته قوی میشود، بیکاری کاهش یافته، تورم تک رقمی است و باید «مردم خیالشان آسوده باشد.»!!!
💥و اما روایت مردم از وضعیت اقتصادی: در مقابل درخواست از گروهی نزدیک به ۱۰۰ نفر برای نام بردن از کالاهایی که جزء سبد کالا و خدمات تعریف شده که افزایش قیمت نداشته و یا حداکثر ۸ یا ۱۰ درصدی افزایش داشته باشد، تعداد معدودی تلاش ناموفقی کردند اما واکنش مشترک همه آنها از راننده تاکسی تا پزشک، میوه فروش تا آتشنشان، زن و مرد، ترک
🔎این یک گزارش مبتنی بر مشاهده و جمعآوری نظر برای دادن تصویری از وضعیت اقتصادی
روایت مردم از اوضاع کنونی است.
💥برای انجام یک آزمایش به صورت تصادفی به گروه پرشماری از مردم (نزدیک به ۱۰۰ نفر) مراجعه کردم و از آنان خواستم بی توجه به اینکه کالاها یا خدماتی را که نام میبرند جزء سبد کالا و خدمات تعریف شده توسط بانک مرکزی برای سنجش نرخ تورم هست یا نیست، به جای ۳۵۹ مورد، ۱۰۰، ۵۰ یا ۱۰ مورد کالا و خدماتی را نام ببرند که افزایش قیمت نداشته یا در حد ۸ یا ۱۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند. افراد معدودی تلاش ناموفقی کردند اما واکنش مشترک همه افراد از راننده تاکسی تا پزشک، میوه فروش تا آتشنشان، زن و مرد، ترک تحصیل کرده تا دارای مدرک دکتری فقط پوزخندی تلخ بود. تنها چیزی که فعلا در ایران گران نشده است نان و مواد مخدر است. یا سبد کالایی تعریف شده برای سنجش نرخ تورم توسط بانک مرکزی و جمهوری اسلامی شامل کالاها و خدماتی است که توسط هیچ یک از مردم ایران استفاده نمیشود و یا این نرخها یک دروغ بزرگ است.
💥مردم ایران صرف نظر از جنسیت، شغل، زبان، و عقاید سیاسی خود به عنوان یک انسان زنده چه کالا یا خدماتی مصرف میکنند؟ لبنیات، آب و برق و گاز، خدمات مخابراتی، حمل و نقل، لباس، مواد غذایی، ارز، فلزات سرمایهای، مصالح ساختمانی، ارز، خدمات درمانی، خدمات آموزشی، خدمات مهندسی، لوازم خانگی، لوازم پزشکی، حمل و نقل، مسکن، شویندهها، کتاب، روزنامه، فیلم، موسیقی،… هرچه را که به فکرتان میرسد به این لیست اضافه کنید. سبد کالایی که نرخ تورم از روی آن حساب میشود حتی اگر شامل پورشه، ویلای خارج از کشور، عبا و عمامه، چادر مشکی سوبسیدی و هر چیز دیگری باشد میانگین افزایش قیمت آن با نرخهای رسمی اعلام شده توسط مقامات هماهنگی ندارد. واقعیت این است که به جز وقفههای کوتاهی از آرامش نسبی، زندگی مردم ایران به صورت پیوسته در طول عمر جمهوری اسلامی به سوی فقر و فالکت به پیش رفته است. شکاف طبقاتی افزایش یافته و در مقابل هر آقازادهای که در آمریکا و اروپا مشغول تحصیل (خوشگذرانی) است دهها هزار نفر از مردم ایران هر روز فقیرتر از روز قبل شدهاند.
💥تحریمها زندگی مردم و اقتصاد ایران را از هم پاشیده است
با وجود آنکه اتحادیه اروپا، روسیه و چین تحت پیمان برجام تلاش دارند از ایران متعهد به برجام در مقابل تحریمهای آمریکا دفاع کنند اما شرکتهای بزرگ اقتصادی یک به یک مشغول ترک ایران هستند. با خروج آمریکا از برجام قیمت دلار سه برابر شده یا به روایتی ارزش پول ملی 75 درصد کاهش یافته است.
💥گوشت تبدیل به یک اتفاق در سفره قشر عظیمی از مردم ایران شده است. پیش از این برای فرودستان ایران گوشت سفید جایگزینی برای گوشت قرمز شده بود؛ حالا ماهی یک غذای لوکس و قیمت مرغ افزایش ۳۰ الی ۴۰ درصدی داشته است. قیمت تخم مرغ نیز که سادهترین غذای ممکن و به نوعی غذای دانشجوی، غذای کارگری یا غذای افراد مجرد بود به دانهای ۹۰۰ الی هزار تومان رسیده است. دستمزدها ثابت مانده، سازمان تامین اجتماعی در آستانه ورشکستگی رسمی است، کرایهخانه ۵۰ درصد افزایش داشته است و خرید چیزهایی که پیش از این مردم درباره آن فکر چندانی نمیکردند تبدیل به یک آرزو شده است.
حال و روز قشرهای میانی
💥طبقه متوسط نیز به شدت تحت فشار قرار گرفته است. تعویض و ارتقاء لپتاپ و گوشی که به شدت رایج بود حالا به اندازه خرید خودرو وسواس دارد. قیمت پراید که ارابه مرگ جادههای ایران است به ۳۲ میلیون تومان رسیده است و صحبت از افزایش ۷ تا ۸ درصدی دوباره قیمت آن مطرح است. قیمت آزمون آیلتس طی مدت کوتاهی ۲ میلیون تومان افزایش یافته و دیگری نه پولی برای خرید ارز وجود دارد و نه ارزی برای خرید در بازار آزاد وجود دارد.
برنامه جوانان مشتاق تحصیل در خارج کشور برهم خورده است. افراد زیادی صحبت از رفتن میکنند. هر کس دنبال فرار ایران و پیدا کردن راه نجاتی برای خود است ا
بخشهایی از مقاله
✍بیتا محمدی
زمانه ـ ۴ شهریور ۱۳۹۷
⚡️روایت مقامات و روایت مردم از وضعیت اقتصادی امروز ایران
⚡️از نظر مسئولان جمهوری اسلامی همه چیز گل و بلبل است. کشور مدام در حال رشد علم و فن آوری است، اقتصاد هر روز نسبت به گذشته قوی میشود، بیکاری کاهش یافته، تورم تک رقمی است و باید «مردم خیالشان آسوده باشد.»!!!
💥و اما روایت مردم از وضعیت اقتصادی: در مقابل درخواست از گروهی نزدیک به ۱۰۰ نفر برای نام بردن از کالاهایی که جزء سبد کالا و خدمات تعریف شده که افزایش قیمت نداشته و یا حداکثر ۸ یا ۱۰ درصدی افزایش داشته باشد، تعداد معدودی تلاش ناموفقی کردند اما واکنش مشترک همه آنها از راننده تاکسی تا پزشک، میوه فروش تا آتشنشان، زن و مرد، ترک
🔎این یک گزارش مبتنی بر مشاهده و جمعآوری نظر برای دادن تصویری از وضعیت اقتصادی
روایت مردم از اوضاع کنونی است.
💥برای انجام یک آزمایش به صورت تصادفی به گروه پرشماری از مردم (نزدیک به ۱۰۰ نفر) مراجعه کردم و از آنان خواستم بی توجه به اینکه کالاها یا خدماتی را که نام میبرند جزء سبد کالا و خدمات تعریف شده توسط بانک مرکزی برای سنجش نرخ تورم هست یا نیست، به جای ۳۵۹ مورد، ۱۰۰، ۵۰ یا ۱۰ مورد کالا و خدماتی را نام ببرند که افزایش قیمت نداشته یا در حد ۸ یا ۱۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند. افراد معدودی تلاش ناموفقی کردند اما واکنش مشترک همه افراد از راننده تاکسی تا پزشک، میوه فروش تا آتشنشان، زن و مرد، ترک تحصیل کرده تا دارای مدرک دکتری فقط پوزخندی تلخ بود. تنها چیزی که فعلا در ایران گران نشده است نان و مواد مخدر است. یا سبد کالایی تعریف شده برای سنجش نرخ تورم توسط بانک مرکزی و جمهوری اسلامی شامل کالاها و خدماتی است که توسط هیچ یک از مردم ایران استفاده نمیشود و یا این نرخها یک دروغ بزرگ است.
💥مردم ایران صرف نظر از جنسیت، شغل، زبان، و عقاید سیاسی خود به عنوان یک انسان زنده چه کالا یا خدماتی مصرف میکنند؟ لبنیات، آب و برق و گاز، خدمات مخابراتی، حمل و نقل، لباس، مواد غذایی، ارز، فلزات سرمایهای، مصالح ساختمانی، ارز، خدمات درمانی، خدمات آموزشی، خدمات مهندسی، لوازم خانگی، لوازم پزشکی، حمل و نقل، مسکن، شویندهها، کتاب، روزنامه، فیلم، موسیقی،… هرچه را که به فکرتان میرسد به این لیست اضافه کنید. سبد کالایی که نرخ تورم از روی آن حساب میشود حتی اگر شامل پورشه، ویلای خارج از کشور، عبا و عمامه، چادر مشکی سوبسیدی و هر چیز دیگری باشد میانگین افزایش قیمت آن با نرخهای رسمی اعلام شده توسط مقامات هماهنگی ندارد. واقعیت این است که به جز وقفههای کوتاهی از آرامش نسبی، زندگی مردم ایران به صورت پیوسته در طول عمر جمهوری اسلامی به سوی فقر و فالکت به پیش رفته است. شکاف طبقاتی افزایش یافته و در مقابل هر آقازادهای که در آمریکا و اروپا مشغول تحصیل (خوشگذرانی) است دهها هزار نفر از مردم ایران هر روز فقیرتر از روز قبل شدهاند.
💥تحریمها زندگی مردم و اقتصاد ایران را از هم پاشیده است
با وجود آنکه اتحادیه اروپا، روسیه و چین تحت پیمان برجام تلاش دارند از ایران متعهد به برجام در مقابل تحریمهای آمریکا دفاع کنند اما شرکتهای بزرگ اقتصادی یک به یک مشغول ترک ایران هستند. با خروج آمریکا از برجام قیمت دلار سه برابر شده یا به روایتی ارزش پول ملی 75 درصد کاهش یافته است.
💥گوشت تبدیل به یک اتفاق در سفره قشر عظیمی از مردم ایران شده است. پیش از این برای فرودستان ایران گوشت سفید جایگزینی برای گوشت قرمز شده بود؛ حالا ماهی یک غذای لوکس و قیمت مرغ افزایش ۳۰ الی ۴۰ درصدی داشته است. قیمت تخم مرغ نیز که سادهترین غذای ممکن و به نوعی غذای دانشجوی، غذای کارگری یا غذای افراد مجرد بود به دانهای ۹۰۰ الی هزار تومان رسیده است. دستمزدها ثابت مانده، سازمان تامین اجتماعی در آستانه ورشکستگی رسمی است، کرایهخانه ۵۰ درصد افزایش داشته است و خرید چیزهایی که پیش از این مردم درباره آن فکر چندانی نمیکردند تبدیل به یک آرزو شده است.
حال و روز قشرهای میانی
💥طبقه متوسط نیز به شدت تحت فشار قرار گرفته است. تعویض و ارتقاء لپتاپ و گوشی که به شدت رایج بود حالا به اندازه خرید خودرو وسواس دارد. قیمت پراید که ارابه مرگ جادههای ایران است به ۳۲ میلیون تومان رسیده است و صحبت از افزایش ۷ تا ۸ درصدی دوباره قیمت آن مطرح است. قیمت آزمون آیلتس طی مدت کوتاهی ۲ میلیون تومان افزایش یافته و دیگری نه پولی برای خرید ارز وجود دارد و نه ارزی برای خرید در بازار آزاد وجود دارد.
برنامه جوانان مشتاق تحصیل در خارج کشور برهم خورده است. افراد زیادی صحبت از رفتن میکنند. هر کس دنبال فرار ایران و پیدا کردن راه نجاتی برای خود است ا
بخشهایی از مقاله
✍بیتا محمدی
زمانه ـ ۴ شهریور ۱۳۹۷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان ستار بهشتی قبل از بازداشت منجر به کشتهشدن:
"فقط دلم نمیخواد این پیرزن،این مادرم حرص و جوش بخوره. به خدا قسم همین الان بخواهند اعدامم کنند میگم مردن شرف داره به این زندگی"
@zan_j
"فقط دلم نمیخواد این پیرزن،این مادرم حرص و جوش بخوره. به خدا قسم همین الان بخواهند اعدامم کنند میگم مردن شرف داره به این زندگی"
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
سلام!
صبح یعنی تو بخندی دل من باز شود,پلک بگشایی و از نو غزل اغاز شود,صبح یعنی که دلم گرم نگاهت باشد,اسمان,عشق,زمین با تو هم اواز شود.
@zan_j
صبح یعنی تو بخندی دل من باز شود,پلک بگشایی و از نو غزل اغاز شود,صبح یعنی که دلم گرم نگاهت باشد,اسمان,عشق,زمین با تو هم اواز شود.
@zan_j
🔸نیمی از بیکاران دهه شصتی هستند/ دهه هفتادیها چهمیکنند؟
گزارشها نشان میدهد تقریبا نیمی از جمعیت بیکار کشور را متولدان دهه 1360 تشکیل میدهند و حدود یک چهارم نیز متولدان دهه 1370 هستند، اما با توجه به ورود گسترده متولدان دهه 1370 به بازار کار در سالهای اخیر و سهم 60 درصدی آنان از افزایش جمعیت فعال، سهم آنان از افزایش تعداد بیکاران نیز بیشتر شده است.
🔶سهم زنان در جمعیت بیکاران
سهم زنان در جمعیت بیكار بیش از سهم آنان در جمعیت شاغل است؛ به طوری که سهم زنان در جمعیت شاغل 17 درصد بوده است، اما سهم آنان از جمعیت بیكار در حدود 30 درصد است. با افزایش سهم زنان از جمعیت فعال وارد شده به بازار کار طی فصول اخیر، به تدریج سهم آنان از جمعیت بیكار نیز رو به افزایش خواهد گذاشت.
طی 14 فصل منتهی به زمستان 1396 ، 40 درصد از بیكاران اضافه شده به جمعیت بیكار را زنان تشكیل دادهاند. در این در شرایطی است که کاهش نرخ بیكاری در فصل تابستان 1396 پدیدهای است که هم برای زنان و هم برای مردان رخ داده است.
تازهترین گزارشهای رسمی دولت نشان از کاهش 0.5 درصدی نرخ بیکاری دارد؛ موضوعی که در گزارش اخیر مرکز آمار نشان میدهد که جمعیت بیکار کشور در بهار امسال نسبت به بهار 1396 با 44 هزار و 958 نفر کاهش به 3 میلیون و 322 هزار نفر رسیده است.
خبر آنلاین
@zan_j
گزارشها نشان میدهد تقریبا نیمی از جمعیت بیکار کشور را متولدان دهه 1360 تشکیل میدهند و حدود یک چهارم نیز متولدان دهه 1370 هستند، اما با توجه به ورود گسترده متولدان دهه 1370 به بازار کار در سالهای اخیر و سهم 60 درصدی آنان از افزایش جمعیت فعال، سهم آنان از افزایش تعداد بیکاران نیز بیشتر شده است.
🔶سهم زنان در جمعیت بیکاران
سهم زنان در جمعیت بیكار بیش از سهم آنان در جمعیت شاغل است؛ به طوری که سهم زنان در جمعیت شاغل 17 درصد بوده است، اما سهم آنان از جمعیت بیكار در حدود 30 درصد است. با افزایش سهم زنان از جمعیت فعال وارد شده به بازار کار طی فصول اخیر، به تدریج سهم آنان از جمعیت بیكار نیز رو به افزایش خواهد گذاشت.
طی 14 فصل منتهی به زمستان 1396 ، 40 درصد از بیكاران اضافه شده به جمعیت بیكار را زنان تشكیل دادهاند. در این در شرایطی است که کاهش نرخ بیكاری در فصل تابستان 1396 پدیدهای است که هم برای زنان و هم برای مردان رخ داده است.
تازهترین گزارشهای رسمی دولت نشان از کاهش 0.5 درصدی نرخ بیکاری دارد؛ موضوعی که در گزارش اخیر مرکز آمار نشان میدهد که جمعیت بیکار کشور در بهار امسال نسبت به بهار 1396 با 44 هزار و 958 نفر کاهش به 3 میلیون و 322 هزار نفر رسیده است.
خبر آنلاین
@zan_j
تصویر دیدارهای پاپ کلیسای کاتولیک از ایرلند. کشوری که شهروندانش از کلیسای کاتولیک رویگردان شدهاند. علنی شدن رسوایی آزار جنسی کودکان توسط کشیشها، عامل مهمی در این رویگردانی بوده است.
@zan_j
@zan_j
زن و جامعه (زن کارگر) pinned «📷https://bit.ly/2MMhfls #رسوایی_کلیسای_پنسیلوانیا؛ کودکان ۷۰ سال مورد #سوءاستفاده_جنسی قرار گرفتند کشیشان کاتولیک در شش حوزۀ ایالت پنسیلوانیای آمریکا در مدتی بیش از هفتاد سال اقدام به سوءاستفاده جنسی از هزاران کودک کردهاند؛ این خبر روز سهشنبه از سوی…»
۳۰اوت از سوی سازمان ملل،روزجهانی #ناپدیدشدگان نامگرفته.هدف ازاین روز،توجه به سرنوشت کسانی است که درجنگ،درگیریهای سیاسی،حکومتهای دیکتاتوری،مهاجرت،بلایای طبیعی ویا به دلایل نامعلوم ناپدید شدهاند.
#فقر_در_بازارها
🌸در خیابان؛ نوگلی سوسن فروشی
می کند
شهرِآهن دل؛فقط آهن فروشی
می کند
🍂
🍁
گل فروش و گل؛ دومعصومند با یک سرنوشت
لاله؛ بعضی وقت ها لادن فروشی می کند
یک پدر؛آواره تر؛از روزگارِ بی پدر
زیر برف چله؛ پیراهن فروشی می کند 🍁
مادری را می شناسم که شبیه تشنه رود 🥀
با لباسی نخ نما؛ سوزن فروشی می کند
دامنِ عفت پُرست از لکه های احتیاج
فقر؛در بازارها دامن فروشی می کند 🍃
یک نفر در زرگری ها؛تن طلائی می شود
یک تن از فرط نداری تن فروشی می کند
از تهیدستی یکی کارش جِلّز است و وِلّز
آن طرف؛ همسایه اش روغن فروشی می کند
کار و بار گورکن؛خوب است این دور از جناب
مرده خواری می کند مدفن فروشی می کند
در بساطِ بی کسی فریادِ تلخی چیده است
در خیابان یک زن آویشن فروشی می کند
🍀 @zan_j
🌸در خیابان؛ نوگلی سوسن فروشی
می کند
شهرِآهن دل؛فقط آهن فروشی
می کند
🍂
🍁
گل فروش و گل؛ دومعصومند با یک سرنوشت
لاله؛ بعضی وقت ها لادن فروشی می کند
یک پدر؛آواره تر؛از روزگارِ بی پدر
زیر برف چله؛ پیراهن فروشی می کند 🍁
مادری را می شناسم که شبیه تشنه رود 🥀
با لباسی نخ نما؛ سوزن فروشی می کند
دامنِ عفت پُرست از لکه های احتیاج
فقر؛در بازارها دامن فروشی می کند 🍃
یک نفر در زرگری ها؛تن طلائی می شود
یک تن از فرط نداری تن فروشی می کند
از تهیدستی یکی کارش جِلّز است و وِلّز
آن طرف؛ همسایه اش روغن فروشی می کند
کار و بار گورکن؛خوب است این دور از جناب
مرده خواری می کند مدفن فروشی می کند
در بساطِ بی کسی فریادِ تلخی چیده است
در خیابان یک زن آویشن فروشی می کند
🍀 @zan_j
کلاه شرعی برای فحشا و روسپیگری با ترویج صیغه
نان کار آزادی
https://t.me/joinchat/AAAAAEPkAIXUGfix82mkZA
نان کار آزادی
https://t.me/joinchat/AAAAAEPkAIXUGfix82mkZA
✔️ “جهان در مسیر هدف شمارهٔ شش از سند اهداف توسعهٔ پایدار مبنی بر دسترسی همگانی به آب آشامیدنی و فاضلاب قرار ندارد. طبق گزارش سال ۲۰۱۸ سازمان ملل در حوزهٔ آب، با ادامهٔ روند فعلی و ناکافی بودن سرمایهگذاری در این حوزهها، تحقق این هدف تا سال ۲۰۳۰ که موعد اهداف سند توسعهٔ پایدار سازمان ملل است، مقدور نخواهد بود. #میلیاردها_نفر همچنان از دسترسی به #آب_سالم و #سیستم فاضلاب و تاسیسات بهداشتی محروماند، منابع آبی و زیستبومها هرچه بیشتر آلوده شده و حکمرانی و نظام آبرسانی ناکارآمد و از هم گسیخته است.”
مسالهٔ آب و توسعهٔ ناپایدار در ایران، در فقدان دموکراسی مشارکتی و تحت تاثیر لابیهای قدرت و ثروت به محوریترین مساله در چشمانداز سرزمینی ایران تبدیل شده است.
#بحران_آب
yon.ir/dp0Q9
مسالهٔ آب و توسعهٔ ناپایدار در ایران، در فقدان دموکراسی مشارکتی و تحت تاثیر لابیهای قدرت و ثروت به محوریترین مساله در چشمانداز سرزمینی ایران تبدیل شده است.
#بحران_آب
yon.ir/dp0Q9