This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«آسایش زورگویان، استثمار زحمتکشان»
تشییع جنازه باشکوه چهار نفر از جانباختگان آتش سوزی جنگلهای مریوان
@zan_j
تشییع جنازه باشکوه چهار نفر از جانباختگان آتش سوزی جنگلهای مریوان
@zan_j
سوم شهریور زادروز علی اشرف درویشیان🎂
برای شناختن علی اشرف باید اول رنج را بشناسی،گرسنگی را درک کنی،فقر و نداشتن را با تمام وجودت احساس کنی،زندان بروی،شکنجه بشوی و بعد معلم هم باشی.معلم یک عده فقیر و پا برهنه تر از خودت در دور افتاده ترین روستاهای کرمانشاه.
انوقت کاغذ و قلم به دست بگیری و قصه( هتاو)را بنویسی.دختر بچه کوچکی که از کلاس دوم دبستان بیرونش می کشند و پای سفره عقد می نشانند و او همان شب عروسی زجر کش می شود و می میرد. باید آن دوران این داستان را خوانده باشی تا آتش به تمام وجودت بیفتد و تمام دنیا را به آتش بکشانی.
اصلا بیا فکر کنیم درویشیان نویسنده نبود.فقط خودش را می نوشت.همین کافی نیست برای یک عمر ادبیات مرز و بومی که به جرم کرد بودن عقب نگه داشته شدند و تو سری خوردند.
درویشیان با متر و معیارهای نقد امروزی قابل اندازه گیری نیست.او آرمانهایش قلم به دستش داد.آرمانهایی که تا آخرین لحظه عمر پایشان ماند.نه قلمش را به مزد داد نه خودش را فروخت.چپ و راستش به من دخلی ندارد از گفتن حرفهای قلنبه سلنبه هم پرهیز می کنم اصلا بلد نیستم .ولی میدانم وقتی پای آرمان و مردانگی وجوانمردی در ادبیات به میان می اید درویشیان هم هست.همه جا هست.با (از این ولایتش )با (سالهای ابری اش)با مجموعه پژوهشهایی که در ادبیات فولکلور محلی انجام داد، به همراه رضا خندان مهابادی و با ترجمه هایی که این اواخر از داستانهای نویسندگان کرد به ثمر رساند.
درویشیان فرزند رنج است و گرسنگی و فقر،فرزند دستهای آماس کرده،فرزند کوچه پس کوچه های خاکی آبشوران.
درویشیان را بزرگ بداریم که بزرگ بود .
که به طمع اب و نان آرمانش را نفروخت.به نان معلمی قناعت کرد که گاه و بیگاه همین نان را بریدند و از او دریغش کردند.و نوشت و نوشت و نوشت و هیچگاه کوتاه نیامد.نه دل به فرم خوش کرد و نه به بازیهای زبانی که اگر می خواست،می توانست و در بسیاری از داستانهایش البته آنها را به نمایش گذاشت.درد او چیز دیگری بود.مردم فقیر و رنج کشیده و عقب نگه داشته شده.درد او واقعیتهایی بود که به روحش چنگ میزد
یادش همیشه با ما هست و تمام آثار گرانبهایش که از خود به یادگار گذاشته است برایمان به یادگار می ماند با آن چهره دوست داشتنی و نگاه نافذ و خنده های مقطع و لهجه کما بیش غلیظی که کلامش را شیرین میکرد.
#علی_اشرف_درویشیان
@zan_j
برای شناختن علی اشرف باید اول رنج را بشناسی،گرسنگی را درک کنی،فقر و نداشتن را با تمام وجودت احساس کنی،زندان بروی،شکنجه بشوی و بعد معلم هم باشی.معلم یک عده فقیر و پا برهنه تر از خودت در دور افتاده ترین روستاهای کرمانشاه.
انوقت کاغذ و قلم به دست بگیری و قصه( هتاو)را بنویسی.دختر بچه کوچکی که از کلاس دوم دبستان بیرونش می کشند و پای سفره عقد می نشانند و او همان شب عروسی زجر کش می شود و می میرد. باید آن دوران این داستان را خوانده باشی تا آتش به تمام وجودت بیفتد و تمام دنیا را به آتش بکشانی.
اصلا بیا فکر کنیم درویشیان نویسنده نبود.فقط خودش را می نوشت.همین کافی نیست برای یک عمر ادبیات مرز و بومی که به جرم کرد بودن عقب نگه داشته شدند و تو سری خوردند.
درویشیان با متر و معیارهای نقد امروزی قابل اندازه گیری نیست.او آرمانهایش قلم به دستش داد.آرمانهایی که تا آخرین لحظه عمر پایشان ماند.نه قلمش را به مزد داد نه خودش را فروخت.چپ و راستش به من دخلی ندارد از گفتن حرفهای قلنبه سلنبه هم پرهیز می کنم اصلا بلد نیستم .ولی میدانم وقتی پای آرمان و مردانگی وجوانمردی در ادبیات به میان می اید درویشیان هم هست.همه جا هست.با (از این ولایتش )با (سالهای ابری اش)با مجموعه پژوهشهایی که در ادبیات فولکلور محلی انجام داد، به همراه رضا خندان مهابادی و با ترجمه هایی که این اواخر از داستانهای نویسندگان کرد به ثمر رساند.
درویشیان فرزند رنج است و گرسنگی و فقر،فرزند دستهای آماس کرده،فرزند کوچه پس کوچه های خاکی آبشوران.
درویشیان را بزرگ بداریم که بزرگ بود .
که به طمع اب و نان آرمانش را نفروخت.به نان معلمی قناعت کرد که گاه و بیگاه همین نان را بریدند و از او دریغش کردند.و نوشت و نوشت و نوشت و هیچگاه کوتاه نیامد.نه دل به فرم خوش کرد و نه به بازیهای زبانی که اگر می خواست،می توانست و در بسیاری از داستانهایش البته آنها را به نمایش گذاشت.درد او چیز دیگری بود.مردم فقیر و رنج کشیده و عقب نگه داشته شده.درد او واقعیتهایی بود که به روحش چنگ میزد
یادش همیشه با ما هست و تمام آثار گرانبهایش که از خود به یادگار گذاشته است برایمان به یادگار می ماند با آن چهره دوست داشتنی و نگاه نافذ و خنده های مقطع و لهجه کما بیش غلیظی که کلامش را شیرین میکرد.
#علی_اشرف_درویشیان
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانه ی زیبای کردی🌺
زندگی فروش: با زیر نویس فارسی
خواننده:نجم الدین غلامی
من کسی هستم که هر روز
ای زندگی،ای زندگی
زندگی امروزم را می فروشم
برای خریدن نان فردایم
@zan_j
زندگی فروش: با زیر نویس فارسی
خواننده:نجم الدین غلامی
من کسی هستم که هر روز
ای زندگی،ای زندگی
زندگی امروزم را می فروشم
برای خریدن نان فردایم
@zan_j
https://t.me/zan_j/3917
“انجمن زنان خوداشتغال دهلی” و تلاشهایش برای کارگران غیررسمی زن
انجمن زنان خوداشتغال (SEWA) در دهلی هند، یک اتحادیه کارگری زنان است که در سال ۱۹۷۲ به دست زنان کارگر در گجرات هند آغاز به کار کرد. این اتحادیه که از دل انجمن کارگران نساجی، قدیمیترین و بزرگترین اتحادیه کارگران نساجی در هند، متولد شد حالا یک سازمان شناختهشده در جهان است که در زمینه کارگران غیررسمی زن فعالیت میکند.
شیوه رهبری مهاتما گاندی تحت عنوان "مبارزه و توسعه " در اعتصاب کارگران نساجی در ۱۹۷۱ همچنان الگوی عمل انجمن زنان خوداشتغال است. این سازمان متعهد شده است تا:
✅ کارگران غیررسمی زن را از طریق ساختن یک هویت مشترک توانمند کند
✅ حقوق کارگران، نیازها و دیدگاههایشان را در مرکز فعالیتها قرار دهد
✅ زنان را بهعنوان راهبران برنامههای کار خودشان توانمند سازد
✅ با شیوههای غیر خشونتآمیز با سیاستهای نادرست مخالفت کند
انجمن، کارگران را سازماندهی میکند تا از طریق استراتژی مبارزه و توسعه، به اهدافشان در زمینه اشتغال و اتکا به خود دست یابند. مبارزه علیه موانع و محدودیتهای متعددی است که جامعه و شرایط اقتصادی بر کارگران تحمیل میکند در حالیکه فعالیتهای توسعه گرایانه زنان را در زمینه قدرت چانهزنی و یافتن جایگزینهای جدید توانمند میسازد.
از کانال اردیبهشت
“انجمن زنان خوداشتغال دهلی” و تلاشهایش برای کارگران غیررسمی زن
انجمن زنان خوداشتغال (SEWA) در دهلی هند، یک اتحادیه کارگری زنان است که در سال ۱۹۷۲ به دست زنان کارگر در گجرات هند آغاز به کار کرد. این اتحادیه که از دل انجمن کارگران نساجی، قدیمیترین و بزرگترین اتحادیه کارگران نساجی در هند، متولد شد حالا یک سازمان شناختهشده در جهان است که در زمینه کارگران غیررسمی زن فعالیت میکند.
شیوه رهبری مهاتما گاندی تحت عنوان "مبارزه و توسعه " در اعتصاب کارگران نساجی در ۱۹۷۱ همچنان الگوی عمل انجمن زنان خوداشتغال است. این سازمان متعهد شده است تا:
✅ کارگران غیررسمی زن را از طریق ساختن یک هویت مشترک توانمند کند
✅ حقوق کارگران، نیازها و دیدگاههایشان را در مرکز فعالیتها قرار دهد
✅ زنان را بهعنوان راهبران برنامههای کار خودشان توانمند سازد
✅ با شیوههای غیر خشونتآمیز با سیاستهای نادرست مخالفت کند
انجمن، کارگران را سازماندهی میکند تا از طریق استراتژی مبارزه و توسعه، به اهدافشان در زمینه اشتغال و اتکا به خود دست یابند. مبارزه علیه موانع و محدودیتهای متعددی است که جامعه و شرایط اقتصادی بر کارگران تحمیل میکند در حالیکه فعالیتهای توسعه گرایانه زنان را در زمینه قدرت چانهزنی و یافتن جایگزینهای جدید توانمند میسازد.
از کانال اردیبهشت
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قطعه《مرغ شب》
با صدای #سیما_بینا
موسیقی کردی کرمانج شمال خراسان
چو مرغ شب خواندی و رفتی
دلم را لرزاندی و رفتی
موسیقی سنتی
@zan_j
با صدای #سیما_بینا
موسیقی کردی کرمانج شمال خراسان
چو مرغ شب خواندی و رفتی
دلم را لرزاندی و رفتی
موسیقی سنتی
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دخترانمان را قو ی و مستقل بار بیاوریم.
@zan_j
@zan_j
میوه ۸۳ درصد گران شد
🔹طبق اعلام بانک مرکزی، قیمت خُردهفروشی لبنیات در هفته منتهی به دوم شهریورماه نسبت به هفته مشابه سال قبل ۳۷.۸ درصد، تخم مرغ ۴۶.۴ درصد، برنج ۱۰.۵ درصد، حبوب ۲.۶ درصد، میوههای تازه ۸۳ درصد، سبزیهای تازه ۲۹.۱ درصد، گوشت قرمز ۳۳.۶ درصد، گوشت مرغ ۳۲.۵ درصد، قند و شکر ۲۱.۹ درصد، چای ۲۲.۴ درصد و روغن نباتی ۱۱.۱ درصد رشد داشت./مهر
#تورم
#سفره_خالی_مردم
@zan_j
🔹طبق اعلام بانک مرکزی، قیمت خُردهفروشی لبنیات در هفته منتهی به دوم شهریورماه نسبت به هفته مشابه سال قبل ۳۷.۸ درصد، تخم مرغ ۴۶.۴ درصد، برنج ۱۰.۵ درصد، حبوب ۲.۶ درصد، میوههای تازه ۸۳ درصد، سبزیهای تازه ۲۹.۱ درصد، گوشت قرمز ۳۳.۶ درصد، گوشت مرغ ۳۲.۵ درصد، قند و شکر ۲۱.۹ درصد، چای ۲۲.۴ درصد و روغن نباتی ۱۱.۱ درصد رشد داشت./مهر
#تورم
#سفره_خالی_مردم
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادرم زنِ قوي ايي بود ...
و بسيار زيبا !
صبح ها زودتر از خواب بيدار مي شد
و شب ها دير تر مي خوابيد
اما هيچ وقت خسته نبود !
مادرم عاشق بود ...
و من هيچ وقت نفهميدم
چون قوي ـست عاشق است
يا چون عاشق است اين چنين قدرت مندانه راه مي رود
و زندگي مي كند !
اين روزها مادرم بيشتر دروغ مي گويد.
كمتر لبخند مي زند
اما هنوز هم
مادرم ...
عزيز تر از جانم براي كشف زيبايي تو
نيازي به دو چشم ستايشگر نيست ...
آرام باش و گوش كن تا ببيني ... تا بشنوي
همه ي فصل ها و ثانيه ها ... آفتاب گرم و خنكاي شب !
باران هاي گه گاه بهاري
چقدر زيبا ، جنس زيباييت را مي ستايند ...
مادر من
براي خودت چاي بريز
دوباره كتاب بخوان
لبخند بزن و صبح ها زودتر بيدار شو !
من مطمئنم تو هنوز هم قوي تريني
تو فقط قدري ... خسته ايي
تو هنوز هم زيباتريني
فقط كمي ... كلافه ايي .
مادرم بگذار زندگيمان مثل قبل شود
دوباره روزنامه بخوان و زير آفتاب بعد از ظهر تابستان
بخواب و كيف كن ...
دوباره با آهنگ هاي شاد برقص !
مادرم نمي توانم زندگي را به قبل ببرم تا هر آنچه قرار بود آزارت دهد را از بين ببرم ،
مادرم مثل قبل تر هايم بي دغدغه و آرام نيستم تا غصه هايم را نخوري
اما تو غصه نخور
اما تو بخند و كمك كن زندگي مان مثل قبل شود !
قول مي دهم اين روزها تمام شود
اما تو پير نشو
تو ثانيه ها را ، رو به عقب قدم بردار
من جوان مي شوم
تو جوان تر شو
آنقدر با من بيا تا هر دو يك شمع را فوت كنيم !
مادرم تو قوي تريني
فقط كمي خسته ايي
من خوب مي فهمم
زيباترينم !
#ساينا_سلمانی
@zan_j
و بسيار زيبا !
صبح ها زودتر از خواب بيدار مي شد
و شب ها دير تر مي خوابيد
اما هيچ وقت خسته نبود !
مادرم عاشق بود ...
و من هيچ وقت نفهميدم
چون قوي ـست عاشق است
يا چون عاشق است اين چنين قدرت مندانه راه مي رود
و زندگي مي كند !
اين روزها مادرم بيشتر دروغ مي گويد.
كمتر لبخند مي زند
اما هنوز هم
مادرم ...
عزيز تر از جانم براي كشف زيبايي تو
نيازي به دو چشم ستايشگر نيست ...
آرام باش و گوش كن تا ببيني ... تا بشنوي
همه ي فصل ها و ثانيه ها ... آفتاب گرم و خنكاي شب !
باران هاي گه گاه بهاري
چقدر زيبا ، جنس زيباييت را مي ستايند ...
مادر من
براي خودت چاي بريز
دوباره كتاب بخوان
لبخند بزن و صبح ها زودتر بيدار شو !
من مطمئنم تو هنوز هم قوي تريني
تو فقط قدري ... خسته ايي
تو هنوز هم زيباتريني
فقط كمي ... كلافه ايي .
مادرم بگذار زندگيمان مثل قبل شود
دوباره روزنامه بخوان و زير آفتاب بعد از ظهر تابستان
بخواب و كيف كن ...
دوباره با آهنگ هاي شاد برقص !
مادرم نمي توانم زندگي را به قبل ببرم تا هر آنچه قرار بود آزارت دهد را از بين ببرم ،
مادرم مثل قبل تر هايم بي دغدغه و آرام نيستم تا غصه هايم را نخوري
اما تو غصه نخور
اما تو بخند و كمك كن زندگي مان مثل قبل شود !
قول مي دهم اين روزها تمام شود
اما تو پير نشو
تو ثانيه ها را ، رو به عقب قدم بردار
من جوان مي شوم
تو جوان تر شو
آنقدر با من بيا تا هر دو يك شمع را فوت كنيم !
مادرم تو قوي تريني
فقط كمي خسته ايي
من خوب مي فهمم
زيباترينم !
#ساينا_سلمانی
@zan_j
فقر هم مانند بردهداری و آپارتاید
طبیعی نیست.
دستساختهی بشر است و
به دست انسان هم میتوان آن را
ریشهکن کرد.
#نلسون_ماندلا
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زن_زندگی_آزادی
@zan_j
طبیعی نیست.
دستساختهی بشر است و
به دست انسان هم میتوان آن را
ریشهکن کرد.
#نلسون_ماندلا
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زن_زندگی_آزادی
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهار شهریور، دادسرای اوین: بازداشت شدگان ۱۱ مرداد را اینگونه منتقل میکردند. خانوادههای زندانیان به شدت نگران عزیزانشان هستند.
گودي پران تاتري در مورد كودك آزاري است كه از چهارم تا چهاردهم شهریور روي صحنه مي رود.
#آزارجنسي_كودكان
@zan_j
#آزارجنسي_كودكان
@zan_j
🖌 با تشکیل سندیکای وابسته و کاذب چه اهدافی دنبال می شود؟
سالهاست كه كارگران معلمان و ديگر مزدبگيران با تلاش برای ايجاد تشكل های مستقل خود و پيگيری مطالباتشان از طريق اين تشکلها، با بی حقوقی ای كه بر آنها تحميل شده است به مبارزه برخاسته اند.
در اين راه بسياری از كارگران و معلمان با اخراج و زندان و اتهامات امنيتی مواجه شده اند. هرچه به گستردگی ِ اعتراضات ِ طبقات و اقشار زیر ستم افزوده می شود، هرچه این طبقات و اقشار به فشارها و تنگناهای اقتصادی و سیاسی (گرانی، بیکاری، فقر و سرکوب ِ آزادی ها) واکنش نشان می دهند و عملا مخالفت های خود را نسبت به این بی حقوقی ها به شکل تجمع، تحصن، اعتصاب و تشکل یابی در جامعه نشان می دهند، ترفند های دولت، کارفرما و نهادهای مسئول حکومتی برای مهار زدن و یا به انحراف کشاندن اعتراضات، اعتصابات و تشکل پذیری کارگران، معلمان، بازنشستگان و سایر اقشار زحمتکش نیز وسعت بیشتری پیدا می کند. یکی ازاین واکنش ها، گرفتن استقلال و هویت تشکل های مستقل و به انحلال کشاندن ِ آنها می باشد.
سندیکا سازی فرمایشی از طرف مسئولان، که فقط درجهت به خاموشی کشاندن مبارزات حق طلبانه کارگران و در جهت تهدید و سرکوب و دستگیری آنها به نفع صاحبان سرمایه و قدرت است، بی شک به ضد خود بدل خواهد شد.
در آخرين اقدام عوامل شوراهای اسلامی و خانه کارگر با همآهنگی وزارت کار دست به کار شده و با ترفند جدیدی اقدام به ایجاد تشکلی ساختگی و موازی با سندیکای مستقل كارگران اتوبوسرانی شرکت واحد کرده اند؛ تا با ايجاد روحيه بدگمانی نسبت به تشكل های مستقل و افراد تلاشگر و زحمت كش بتوانند اين مبارزات حق طلبانه را به بيراهه بكشانند آنان تا کنون به کدام یک از خواسته های کارگران توجه کرده و در جهت تحقق آن حرکت نموده اند؟
تلاش برای وابسته کردن تشکل های مستقل کارگران، معلمان و سایر تشکل های مستقل در دیگر رسته های اقتصادی و اجتماعی، اخلال در روند مبارزه آنها و کوشش برای انحلال یا وابسته نمودن آنها به دولت و کارفرما را، از سوی هر نهاد دولتی و یا احزاب و جریانات سیاسی محکوم می کنیم.
اکنون که نطفه های حق طلبی و به دست آوردن مطالبات معیشتی و اقتصادی، دموکراتیک و سیاسی ِ کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، کشاورزان، زنان و جوانان و همۀ کسانی که به هر نحوی از تبعیض و نابرابری در جامعه رنج می برند، بر محور مشارکت، اتحاد و تشکل یابی پیوند می یابد، تلاش سرمایه داری، کارفرما و جناح های حکومتی برای انحلال تشکل های مستقل و احیای تشکل های وابسته، زرد و کاذب بیشتر شده است. به همین دلیل ضرورت هوشیاری ِهمۀ تشکل ها و انسان های آگاه و صادق برای خنثی نمودن این سیاست های ضد کارگری و ضد مردمی بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.
بنابراین ما اعلام می داریم:
از سندیکای مستقل شرکت واحد و سایر تشکل های واقعی که با تلاش ِکارگران، رانندگان، بازنشستگان، معلمان و سایر مزد بگیران و زحمتکشان به وجود آمده اند، حمایت می کنیم
گروه اتحاد بازنشستگان
شهریور ۹۷
@zan_j
سالهاست كه كارگران معلمان و ديگر مزدبگيران با تلاش برای ايجاد تشكل های مستقل خود و پيگيری مطالباتشان از طريق اين تشکلها، با بی حقوقی ای كه بر آنها تحميل شده است به مبارزه برخاسته اند.
در اين راه بسياری از كارگران و معلمان با اخراج و زندان و اتهامات امنيتی مواجه شده اند. هرچه به گستردگی ِ اعتراضات ِ طبقات و اقشار زیر ستم افزوده می شود، هرچه این طبقات و اقشار به فشارها و تنگناهای اقتصادی و سیاسی (گرانی، بیکاری، فقر و سرکوب ِ آزادی ها) واکنش نشان می دهند و عملا مخالفت های خود را نسبت به این بی حقوقی ها به شکل تجمع، تحصن، اعتصاب و تشکل یابی در جامعه نشان می دهند، ترفند های دولت، کارفرما و نهادهای مسئول حکومتی برای مهار زدن و یا به انحراف کشاندن اعتراضات، اعتصابات و تشکل پذیری کارگران، معلمان، بازنشستگان و سایر اقشار زحمتکش نیز وسعت بیشتری پیدا می کند. یکی ازاین واکنش ها، گرفتن استقلال و هویت تشکل های مستقل و به انحلال کشاندن ِ آنها می باشد.
سندیکا سازی فرمایشی از طرف مسئولان، که فقط درجهت به خاموشی کشاندن مبارزات حق طلبانه کارگران و در جهت تهدید و سرکوب و دستگیری آنها به نفع صاحبان سرمایه و قدرت است، بی شک به ضد خود بدل خواهد شد.
در آخرين اقدام عوامل شوراهای اسلامی و خانه کارگر با همآهنگی وزارت کار دست به کار شده و با ترفند جدیدی اقدام به ایجاد تشکلی ساختگی و موازی با سندیکای مستقل كارگران اتوبوسرانی شرکت واحد کرده اند؛ تا با ايجاد روحيه بدگمانی نسبت به تشكل های مستقل و افراد تلاشگر و زحمت كش بتوانند اين مبارزات حق طلبانه را به بيراهه بكشانند آنان تا کنون به کدام یک از خواسته های کارگران توجه کرده و در جهت تحقق آن حرکت نموده اند؟
تلاش برای وابسته کردن تشکل های مستقل کارگران، معلمان و سایر تشکل های مستقل در دیگر رسته های اقتصادی و اجتماعی، اخلال در روند مبارزه آنها و کوشش برای انحلال یا وابسته نمودن آنها به دولت و کارفرما را، از سوی هر نهاد دولتی و یا احزاب و جریانات سیاسی محکوم می کنیم.
اکنون که نطفه های حق طلبی و به دست آوردن مطالبات معیشتی و اقتصادی، دموکراتیک و سیاسی ِ کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، کشاورزان، زنان و جوانان و همۀ کسانی که به هر نحوی از تبعیض و نابرابری در جامعه رنج می برند، بر محور مشارکت، اتحاد و تشکل یابی پیوند می یابد، تلاش سرمایه داری، کارفرما و جناح های حکومتی برای انحلال تشکل های مستقل و احیای تشکل های وابسته، زرد و کاذب بیشتر شده است. به همین دلیل ضرورت هوشیاری ِهمۀ تشکل ها و انسان های آگاه و صادق برای خنثی نمودن این سیاست های ضد کارگری و ضد مردمی بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.
بنابراین ما اعلام می داریم:
از سندیکای مستقل شرکت واحد و سایر تشکل های واقعی که با تلاش ِکارگران، رانندگان، بازنشستگان، معلمان و سایر مزد بگیران و زحمتکشان به وجود آمده اند، حمایت می کنیم
گروه اتحاد بازنشستگان
شهریور ۹۷
@zan_j
#مقالات_زنان
چرا جنبش زنان بايد ضدسرمايه داري باشد؟ (۱)
در دوران سرمايه داري زندگي ميکنيم. بيش از ٥ قرن از بوجود آمدن سرمايهداري گذشته است. در طي اين مدت نظام سرمايهداري تغييرات بسيار کرده، تکامل يافته و اکنون در قرن ٢١، سرمايهداري نئوليبرال در تمام ارکان زندگي بشر نفوذ کرده و تغييرات بسيار بنيادي و عميقي در روابط اجتماعي، فرهنگي ، سياسي و اقتصادي بوجود آورده است. در چنين دنيايي زنان براي تغيير شرايط زندگي و رهايي از ستمهايي که به آنان ميشود، در تلاشند تا موقعيت و جايگاه زن را تغيير دهند، زناني با ديدگاهها و گرايشات فکري متفاوت. اما بهرغم اين تلاشها و بهرغم آنکه در زمينههايي شرايط زندگي زنان تغيير يافته است، براي اکثريت آنان اين تغيير شرايط به معناي بهبود نبوده و نيست. فقر زنانه شده و همچنان نابرابريها، بيعدالتيها و خشونتها گريبان زنان را گرفته است. زنان با انواع خشونت و آزارهاي جسمي و رواني روبه رو هستند. هنوز در بسياري از نقاط جهان مناسبات فرهنگي و اجتماعي ماقبل سرمايهداري به کمک اين نظام آمده و موقعيت فرودستي زنان را تداوم ميبخشند. نظام سرمايهداري از فرهنگ مردسالارانه موجود که در تارو پود جوامع نفوذ دارد و از باورها واعتقادات ديني و مذهبي استفاده کرده و از طريق قدرتهاي سياسي موجود اين فرودستي را تداوم ميبخشد، سود سرشاري ميبرد. با استفاده از صنعت تبليغات و رسانههاي خود، باورهاي فرهنگي خاصي را نيز ترويج ميکند که در آن جنسيت زن منبعي براي کسب سود بيشتر است. صنعت سکس و مد و زيبايي، سود سرشاري را براي سرمايهداري به همراه دارد.
از اين رو مهم است که نه تنها مبحث سرمايهداري در جنبش زنان مطرح شود، (کما اينکه بخش چپ جنبش زنان همواره به اين مساله توجه داشته است) بلکه ضد نظام سرمايهداري بودن براي پيشبرد مبارزات زنان يک ضرورت است. در اين مبارزه عليه سيستم حاکم بر جهان، جنبش زنان ميتواند در کنار ساير جنبشهاي مترقي و مردمي قرار گيرد و همراستا با آنان گامهاي موثري در نابودي کامل نظام سرمايهداري بردارد و از اين راه رهايي کامل زنان را ممکن سازد.
تاثير مناسبات سرمايهداري بر شرايط زندگي زنان
در جامعه طبقاتي موقعيت زن توسط تقسيم کار اجتماعي تعيين ميشود. زنان هم در بخش توليد و هم در بازتوليد نقش مهمي دارند. استثمار شديد و چندگانه در بخش توليد به همراه کار رايگان در بخش بازتوليد نيروي کار (کارخانگي ) يکي از منابع مهم کسب سود سرمايهداري است. در دوره سرمايهداري نوليبرال اين حوزهها نيز دستخوش تغييرات شگرفي شده است. شناخت اين تغييرات و شيوههايي که از طريق آن سرمايهداري در اين حوزهها به افزايش سود خود ميپردازد، ضروري است.
«تقسيم کار در پروسه تاريخي تغيير يافته است. سرمايهداري از تقسيم کار در جهت اهداف خود استفاده ميکند. تقسيم کار به مفهوم تجزيه کار از فعاليتهاي پيچيده توليد و بازتوليد به وظايف خاص و ساده تر است که افراد مختلف به صورت دائمي يا موقتي بتوانند انجام دهند. در دوران سرمايه داري که هدفش حفظ سودآوري و برتري امتيازات و رقابت است، تقسيم کار لزوما ربطي به بهبود کيفيت کار و زندگي و حتا رفاه انسانها به طور کلي ندارد. تقسيم کار به شکلهاي مختلف صورتي ميگيرد:
تقسيم کار فني و تقسيم اجتماعي کار / تقسيم کار طبيعي مانند بارداري / تقسيم کار فرهنگي مانند وضعيت زنان در جامعه / تقسيم کار يدي و فکري / تقسيم کار ماهر و غيرماهر، مولد وغير مولد / خانگي و فردي و ...»
ملاحظات فني و اجتماعي در تعريف کار به گونهاي درهم آميخته شدهاند که اغلب مغشوش و گمراه کنندهاند. به عنوان مثال در تعريف کارگر ماهر، جنسيت نيز مداخله دارد به اين مفهوم که هر کاري که زنان انجام ميدهند جدا از سختي و پيچيدگي آن تنها به اين دليل که زنان ميتوانند آن را انجام دهند کاري غير تخصصي تلقي ميشود و يا کارهايي که با توجيهات به ظاهر"طبيعي"، به زنان محول شده است مانند فرز بودن در کار با انگشتان، مطيع بودن، شکيبا بودن و غيره. اين موضوعي است که در دوران نوليبراليسم يکي از عوامل کليدي در تعيين نرخ دستمزدهاي متفاوت است. در نتيجه شاهد هستيم که به رغم افزايش آماري و عددي تعداد زنان شاغل، فقر زنانه شده است. در کنار نابرابريهاي طبقاتي، نابرابريهاي قومي، جنسيتي، مذهبي و نژادي نيز در تعيين ميزان دستمزدها موثرند. سرمايهداري با دامن زدن به اختلافات و تنشهاي قومي و بين مرد و زن و... سياست "تفرقه بيانداز و حکومت کن" استفاده ميکند.
تریبونی برای زنان چپ
✍شکوه صبحی
#زن_و_جامعه
ادامه دارد
@zan_j
چرا جنبش زنان بايد ضدسرمايه داري باشد؟ (۱)
در دوران سرمايه داري زندگي ميکنيم. بيش از ٥ قرن از بوجود آمدن سرمايهداري گذشته است. در طي اين مدت نظام سرمايهداري تغييرات بسيار کرده، تکامل يافته و اکنون در قرن ٢١، سرمايهداري نئوليبرال در تمام ارکان زندگي بشر نفوذ کرده و تغييرات بسيار بنيادي و عميقي در روابط اجتماعي، فرهنگي ، سياسي و اقتصادي بوجود آورده است. در چنين دنيايي زنان براي تغيير شرايط زندگي و رهايي از ستمهايي که به آنان ميشود، در تلاشند تا موقعيت و جايگاه زن را تغيير دهند، زناني با ديدگاهها و گرايشات فکري متفاوت. اما بهرغم اين تلاشها و بهرغم آنکه در زمينههايي شرايط زندگي زنان تغيير يافته است، براي اکثريت آنان اين تغيير شرايط به معناي بهبود نبوده و نيست. فقر زنانه شده و همچنان نابرابريها، بيعدالتيها و خشونتها گريبان زنان را گرفته است. زنان با انواع خشونت و آزارهاي جسمي و رواني روبه رو هستند. هنوز در بسياري از نقاط جهان مناسبات فرهنگي و اجتماعي ماقبل سرمايهداري به کمک اين نظام آمده و موقعيت فرودستي زنان را تداوم ميبخشند. نظام سرمايهداري از فرهنگ مردسالارانه موجود که در تارو پود جوامع نفوذ دارد و از باورها واعتقادات ديني و مذهبي استفاده کرده و از طريق قدرتهاي سياسي موجود اين فرودستي را تداوم ميبخشد، سود سرشاري ميبرد. با استفاده از صنعت تبليغات و رسانههاي خود، باورهاي فرهنگي خاصي را نيز ترويج ميکند که در آن جنسيت زن منبعي براي کسب سود بيشتر است. صنعت سکس و مد و زيبايي، سود سرشاري را براي سرمايهداري به همراه دارد.
از اين رو مهم است که نه تنها مبحث سرمايهداري در جنبش زنان مطرح شود، (کما اينکه بخش چپ جنبش زنان همواره به اين مساله توجه داشته است) بلکه ضد نظام سرمايهداري بودن براي پيشبرد مبارزات زنان يک ضرورت است. در اين مبارزه عليه سيستم حاکم بر جهان، جنبش زنان ميتواند در کنار ساير جنبشهاي مترقي و مردمي قرار گيرد و همراستا با آنان گامهاي موثري در نابودي کامل نظام سرمايهداري بردارد و از اين راه رهايي کامل زنان را ممکن سازد.
تاثير مناسبات سرمايهداري بر شرايط زندگي زنان
در جامعه طبقاتي موقعيت زن توسط تقسيم کار اجتماعي تعيين ميشود. زنان هم در بخش توليد و هم در بازتوليد نقش مهمي دارند. استثمار شديد و چندگانه در بخش توليد به همراه کار رايگان در بخش بازتوليد نيروي کار (کارخانگي ) يکي از منابع مهم کسب سود سرمايهداري است. در دوره سرمايهداري نوليبرال اين حوزهها نيز دستخوش تغييرات شگرفي شده است. شناخت اين تغييرات و شيوههايي که از طريق آن سرمايهداري در اين حوزهها به افزايش سود خود ميپردازد، ضروري است.
«تقسيم کار در پروسه تاريخي تغيير يافته است. سرمايهداري از تقسيم کار در جهت اهداف خود استفاده ميکند. تقسيم کار به مفهوم تجزيه کار از فعاليتهاي پيچيده توليد و بازتوليد به وظايف خاص و ساده تر است که افراد مختلف به صورت دائمي يا موقتي بتوانند انجام دهند. در دوران سرمايه داري که هدفش حفظ سودآوري و برتري امتيازات و رقابت است، تقسيم کار لزوما ربطي به بهبود کيفيت کار و زندگي و حتا رفاه انسانها به طور کلي ندارد. تقسيم کار به شکلهاي مختلف صورتي ميگيرد:
تقسيم کار فني و تقسيم اجتماعي کار / تقسيم کار طبيعي مانند بارداري / تقسيم کار فرهنگي مانند وضعيت زنان در جامعه / تقسيم کار يدي و فکري / تقسيم کار ماهر و غيرماهر، مولد وغير مولد / خانگي و فردي و ...»
ملاحظات فني و اجتماعي در تعريف کار به گونهاي درهم آميخته شدهاند که اغلب مغشوش و گمراه کنندهاند. به عنوان مثال در تعريف کارگر ماهر، جنسيت نيز مداخله دارد به اين مفهوم که هر کاري که زنان انجام ميدهند جدا از سختي و پيچيدگي آن تنها به اين دليل که زنان ميتوانند آن را انجام دهند کاري غير تخصصي تلقي ميشود و يا کارهايي که با توجيهات به ظاهر"طبيعي"، به زنان محول شده است مانند فرز بودن در کار با انگشتان، مطيع بودن، شکيبا بودن و غيره. اين موضوعي است که در دوران نوليبراليسم يکي از عوامل کليدي در تعيين نرخ دستمزدهاي متفاوت است. در نتيجه شاهد هستيم که به رغم افزايش آماري و عددي تعداد زنان شاغل، فقر زنانه شده است. در کنار نابرابريهاي طبقاتي، نابرابريهاي قومي، جنسيتي، مذهبي و نژادي نيز در تعيين ميزان دستمزدها موثرند. سرمايهداري با دامن زدن به اختلافات و تنشهاي قومي و بين مرد و زن و... سياست "تفرقه بيانداز و حکومت کن" استفاده ميکند.
تریبونی برای زنان چپ
✍شکوه صبحی
#زن_و_جامعه
ادامه دارد
@zan_j
#سانسور_زنان
@zan_j
سانسورهای عجیب و غریب تلویزیون برای بازیگران زن، خانم ها خیار نخورن توی صحنه!!
جدا از اینکه خانمها نمیتونن توی سریالها سوت بزنن و جیغ بکشن و بلند بخندن و خیلی از شوخیها رو بکنن، توی یکی از سریالهای اخیر اشکال پخش اومد که خانمها خیار نخورن توی صحنه!»
امیرمهدی ژوله با اشاره به ۱۱ سالی که در حوزه فیلمنامهنویسی در تلویزیون مشغول بهکار بوده است، به مرور خاطراتی که از سانسورهای تلویزیون داشته است، پرداخت.
امیرمهدی ژوله با انتشار تصویری از سریال «گنج مظفر» به کارگردانی مهران مدیری در اینستاگرام، درباره سانسورهای عجیب و غریب صداوسیما نوشت: «من از سال هشتاد و سه (کمربندها را ببندیم) تا سال نود و چهار (درحاشیه٢) در حال سریال نویسی برای تلویزیون (کمربندها، برره، باغ مظفر، مردهزار چهره، مرد دوهزارچهره، درحاشیه یک، در حاشیه دو) و نمایش خانگی (گنج مظفر، قهوه تلخ، شوخی کردم و عطسه) بودم.
انقدر خاطرات بامزه و تلخ از مواجهه با سانسور و ممیزی تو این سالها دارم که دیدم حیفه برای شما تعریف نکنم. (توضیح اینکه هر قسمت سریال برای پخش به تلویزیون فرستاده میشه، بعد از بازبینی برگهای به عنوان موارد اشکال پخش به گروه برگردونده میشه تا اصلاحات مورد نظر صورت بگیره)
قسمت اول:حجم خانمها
یکی از معضلات نمایش خانمها در تلویزیون علاوه بر حجاب که عموما رعایت میشه و آرایش که حتی گاهی با تغییر رنگ تصویر هنگام نمایش اصلاح میشه، تصور یا توهم مشخص بودن حجم بخشی از اندام اونها از زیر لباسه. مثلا این یک اصل پذیرفته شدست که خانمهای بازیگر باید حتما زیر پیراهنشون شلوار ضخیم بپوشن (توی سرما و گرما) که حجم پاشون معلوم نباشه. لباسهای گشاد و ضخیم هم که یه رواله.
اما بامزه بود که سر سریال برره یکی از اشکال پخشهایی که برای ما اومد این بود که چرا حجم گوش شقایق دهقان از زیر روسری معلومه؟! (توجه کنید گوش نه، حجم گوش)
و ما هیچ وقت نفهمیده بودیم دوستان چه عنصر تحریک کنندهای توی حجم گوش یک بازیگر از زیر روسری کشف کرده بودن یا وقتی به گوش فکر میکردن دقیقا به چی فکر میکردن.
یا مثلا قیافه مات و مبهوت سحر جعفری جوزانی یادم نمیره وقتی توی سریال باغ مظفر بهش گفتن اشکال اومده که چرا غبغب خانوم جوزانی معلومه. جدا از اینکه اساسا چی غبغب تحریک کننده ست، سحر جوزانی داشت دق میکرد که من با چهل کیلو وزن غبغبم کجا بود.
جدا از اینکه خانمها نمیتونن توی سریالها سوت بزنن و جیغ بکشن و بلند بخندن و خیلی از شوخیها رو بکنن، توی یکی از سریالهای اخیر اشکال پخش اومد که خانمها خیار نخورن😳 توی صحنه!»
امیر مهدی ژوله
#فاحشه_های_ذهنی رسانه "ملی" را اداره میکنند.
@zan_j
@zan_j
سانسورهای عجیب و غریب تلویزیون برای بازیگران زن، خانم ها خیار نخورن توی صحنه!!
جدا از اینکه خانمها نمیتونن توی سریالها سوت بزنن و جیغ بکشن و بلند بخندن و خیلی از شوخیها رو بکنن، توی یکی از سریالهای اخیر اشکال پخش اومد که خانمها خیار نخورن توی صحنه!»
امیرمهدی ژوله با اشاره به ۱۱ سالی که در حوزه فیلمنامهنویسی در تلویزیون مشغول بهکار بوده است، به مرور خاطراتی که از سانسورهای تلویزیون داشته است، پرداخت.
امیرمهدی ژوله با انتشار تصویری از سریال «گنج مظفر» به کارگردانی مهران مدیری در اینستاگرام، درباره سانسورهای عجیب و غریب صداوسیما نوشت: «من از سال هشتاد و سه (کمربندها را ببندیم) تا سال نود و چهار (درحاشیه٢) در حال سریال نویسی برای تلویزیون (کمربندها، برره، باغ مظفر، مردهزار چهره، مرد دوهزارچهره، درحاشیه یک، در حاشیه دو) و نمایش خانگی (گنج مظفر، قهوه تلخ، شوخی کردم و عطسه) بودم.
انقدر خاطرات بامزه و تلخ از مواجهه با سانسور و ممیزی تو این سالها دارم که دیدم حیفه برای شما تعریف نکنم. (توضیح اینکه هر قسمت سریال برای پخش به تلویزیون فرستاده میشه، بعد از بازبینی برگهای به عنوان موارد اشکال پخش به گروه برگردونده میشه تا اصلاحات مورد نظر صورت بگیره)
قسمت اول:حجم خانمها
یکی از معضلات نمایش خانمها در تلویزیون علاوه بر حجاب که عموما رعایت میشه و آرایش که حتی گاهی با تغییر رنگ تصویر هنگام نمایش اصلاح میشه، تصور یا توهم مشخص بودن حجم بخشی از اندام اونها از زیر لباسه. مثلا این یک اصل پذیرفته شدست که خانمهای بازیگر باید حتما زیر پیراهنشون شلوار ضخیم بپوشن (توی سرما و گرما) که حجم پاشون معلوم نباشه. لباسهای گشاد و ضخیم هم که یه رواله.
اما بامزه بود که سر سریال برره یکی از اشکال پخشهایی که برای ما اومد این بود که چرا حجم گوش شقایق دهقان از زیر روسری معلومه؟! (توجه کنید گوش نه، حجم گوش)
و ما هیچ وقت نفهمیده بودیم دوستان چه عنصر تحریک کنندهای توی حجم گوش یک بازیگر از زیر روسری کشف کرده بودن یا وقتی به گوش فکر میکردن دقیقا به چی فکر میکردن.
یا مثلا قیافه مات و مبهوت سحر جعفری جوزانی یادم نمیره وقتی توی سریال باغ مظفر بهش گفتن اشکال اومده که چرا غبغب خانوم جوزانی معلومه. جدا از اینکه اساسا چی غبغب تحریک کننده ست، سحر جوزانی داشت دق میکرد که من با چهل کیلو وزن غبغبم کجا بود.
جدا از اینکه خانمها نمیتونن توی سریالها سوت بزنن و جیغ بکشن و بلند بخندن و خیلی از شوخیها رو بکنن، توی یکی از سریالهای اخیر اشکال پخش اومد که خانمها خیار نخورن😳 توی صحنه!»
امیر مهدی ژوله
#فاحشه_های_ذهنی رسانه "ملی" را اداره میکنند.
@zan_j
کارگران #نیشکر_هفت_تپه از تمامی بخشهای شرکت برای دهمین روز متوالی دست به #اعتصاب زدند
#کارگران در اعتراض به واگذاری این شرکت و عملکرد ضعیف این بخش خصوصی همچنان تا واگذاری شرکت به بخش دولتی یا نهاد صلاحیت دار بر ادامه اعتصاب تاکید دارند
#اعتصاب_کارگران
دوشنبه ۵ شهریور ۹۷
#کارگران در اعتراض به واگذاری این شرکت و عملکرد ضعیف این بخش خصوصی همچنان تا واگذاری شرکت به بخش دولتی یا نهاد صلاحیت دار بر ادامه اعتصاب تاکید دارند
#اعتصاب_کارگران
دوشنبه ۵ شهریور ۹۷
نمایش بعدی گروه تئاتر اگزیت: اقتباسی از نمایش «اما» اثر هاوارد زین، ترجمه شیرین میرزانژاد، بر اساس زندگی اما گلدمن (۱۸۶۹- ۱۹۴۰)
آبان عسکری در نقش اما گلدمن
@zan_j
آبان عسکری در نقش اما گلدمن
@zan_j
از مقدمه ترجمه فارسی نمایشنامه اما اثر هاوارد زین
بزرگداشت اِما گلدمن: آنگونه که من زیستم
برگرفته از وبسایت هاوارد زین
ترجمهی گروه تئاتر اگزیت - شیرین میرزانژاد
۲۷ ژوئن زادروز اما گلدمن (۲۷ ژوئن ۱۸۶۹- ۱۴ می ۱۹۴۰) است؛ آنارشیستی که از اولین مدافعان آزادی بیان، کنترل جمعیت، برابری و استقلال زنان، و سندیکاها بود. هاوارد زین پس از خواندن کتاب «یاغی در بهشت»، بیوگرافی اما گلدمن نوشتهی ریچارد درینون، اتوبیوگرافی اما گلدمن «آنگونه که من زیستم» را مطالعه کرد. او به عنوان یک مورخ با مدرک دکترا، متعجب شد که چطور در طول تحصیلاتش هرگز دربارهی اما گلدمن چیزی نخوانده است. «این زن باشکوه اینجا بود، این فرد آنارشیست، فمینیست، تندخو و عاشق زندگی.» زین «آنگونه که من زیستم» را به عنوان تکلیف کلاسی شاگردانش قرار داد که به گفتهی او «آن را بسیار دوست داشتند. آنها در گلدمن همان چیزی را یافتند که من یافته بودم: روحیهی آزاد، جسور، ایستاده در مقابل مقامات، نترس و همانگونه که عنوان کتاب میگوید، زندگی خود را میزیست، همانگونه که خود میخواست، نه آنگونه که قوانین و قواعد و مقامات میگفتند.» زین به استفاده از نوشتههای او در کلاسهایش ادامه داد و نمایشنامهای نیز دربارهی او با نام «اِما» نوشت
بزرگداشت اِما گلدمن: آنگونه که من زیستم
برگرفته از وبسایت هاوارد زین
ترجمهی گروه تئاتر اگزیت - شیرین میرزانژاد
۲۷ ژوئن زادروز اما گلدمن (۲۷ ژوئن ۱۸۶۹- ۱۴ می ۱۹۴۰) است؛ آنارشیستی که از اولین مدافعان آزادی بیان، کنترل جمعیت، برابری و استقلال زنان، و سندیکاها بود. هاوارد زین پس از خواندن کتاب «یاغی در بهشت»، بیوگرافی اما گلدمن نوشتهی ریچارد درینون، اتوبیوگرافی اما گلدمن «آنگونه که من زیستم» را مطالعه کرد. او به عنوان یک مورخ با مدرک دکترا، متعجب شد که چطور در طول تحصیلاتش هرگز دربارهی اما گلدمن چیزی نخوانده است. «این زن باشکوه اینجا بود، این فرد آنارشیست، فمینیست، تندخو و عاشق زندگی.» زین «آنگونه که من زیستم» را به عنوان تکلیف کلاسی شاگردانش قرار داد که به گفتهی او «آن را بسیار دوست داشتند. آنها در گلدمن همان چیزی را یافتند که من یافته بودم: روحیهی آزاد، جسور، ایستاده در مقابل مقامات، نترس و همانگونه که عنوان کتاب میگوید، زندگی خود را میزیست، همانگونه که خود میخواست، نه آنگونه که قوانین و قواعد و مقامات میگفتند.» زین به استفاده از نوشتههای او در کلاسهایش ادامه داد و نمایشنامهای نیز دربارهی او با نام «اِما» نوشت