This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشنی تلخ از بمباران هیروشیما!
فاجعه ای که هرگز فراموش نمیشود!
روز ششم آگوست برابر با76امین سالِ بمبارانِ اتمی #هیروشیما و ناکازاکی است. در ساعتِ هشت و نیم صبح سال ۱۹۴۵آمریکا در هیروشیما با رها کردنِ بمبِ اتمی به نام " پسر کوچولو" ۲۰۰۰۰۰ نفر ازجمعیت ۳۵۰۰۰۰نفری هیروشیما را به خاکستر تبدیل کرد! و به قولِ بازماندگانِ فاجعه " روز مثلِ شب سیاه شده بود، اما آسمان همچنان می درخشید!"
و ۳روز بعد آمریکا با رها کردنِ بمبی بزرگتر " مردِ تپل" بر روی #ناکازاکی موجب کشته شدن ۷۰۰۰۰ هزار نفر دیگر شد. خاک مرگ را بر ژاپنی که حتی قبل از بمباران جنگ را تمام کرده بود پاشیدند و قدر قدرتی و اربابِ جهان بودن و ددمنشی خود را در برابر چشمِ جهانیان به نمایش گذاشتند!
جهان باید علیه تولید سلاحهای کشتار جمعی متحد شود
#نه_به_جنگ
#سوسیالیسم_یا_بربریت
@zan_j
فاجعه ای که هرگز فراموش نمیشود!
روز ششم آگوست برابر با76امین سالِ بمبارانِ اتمی #هیروشیما و ناکازاکی است. در ساعتِ هشت و نیم صبح سال ۱۹۴۵آمریکا در هیروشیما با رها کردنِ بمبِ اتمی به نام " پسر کوچولو" ۲۰۰۰۰۰ نفر ازجمعیت ۳۵۰۰۰۰نفری هیروشیما را به خاکستر تبدیل کرد! و به قولِ بازماندگانِ فاجعه " روز مثلِ شب سیاه شده بود، اما آسمان همچنان می درخشید!"
و ۳روز بعد آمریکا با رها کردنِ بمبی بزرگتر " مردِ تپل" بر روی #ناکازاکی موجب کشته شدن ۷۰۰۰۰ هزار نفر دیگر شد. خاک مرگ را بر ژاپنی که حتی قبل از بمباران جنگ را تمام کرده بود پاشیدند و قدر قدرتی و اربابِ جهان بودن و ددمنشی خود را در برابر چشمِ جهانیان به نمایش گذاشتند!
جهان باید علیه تولید سلاحهای کشتار جمعی متحد شود
#نه_به_جنگ
#سوسیالیسم_یا_بربریت
@zan_j
۱۷ ساعت کارِ سخت در قبال ۳۰ هزار تومان
ساعت کاری آجرپزی از ۳ صبح شروع میشود و تا ۱۷ ساعت بعد ادامه دارد و کودکان بخش مهمی از فعالیت در این ساعات را به دوش میکشند.
@zan_j
ساعت کاری آجرپزی از ۳ صبح شروع میشود و تا ۱۷ ساعت بعد ادامه دارد و کودکان بخش مهمی از فعالیت در این ساعات را به دوش میکشند.
@zan_j
💥۱۷ ساعت کارِ سخت در قبال ۳۰ هزار تومان
ساعت کاری آجرپزی از ۳ صبح شروع میشود و تا ۱۷ ساعت بعد ادامه دارد و #کودکان بخش مهمی از فعالیت در این ساعات را به دوش میکشند. بخش قابل توجهی از کارگران فصلی با اعضای خانواده خود به کورهپزخانهها #مهاجرت میکنند و به کار گرفته میشوند، افرادی فاقد بیمه که اگر شانس داشته باشند یا اندکی از انصاف کارفرما شامل حال آنها شود، حداقل یک نفر از بین آنها بیمه میشود، هرخانواده یک نفر…/
گزارش ایلنا از فعالیت زنان و کودکان در کورهپزخانهها؛
بخش قابل توجهی از کارگران فصلی با اعضای خانواده خود به کورهپزخانهها مهاجرت میکنند و به کار گرفته میشوند، افرادی #فاقد_بیمه که اگر شانس داشته باشند یا اندکی از انصاف کارفرما شامل حال آنها شود، حداقل یک نفر از بین آنها بیمه میشود، هرخانواده یک نفر؛ در حال حاضر کوره پزخانههای تهران در شش منطقه دسته بندی شدهاند؛ مناطق #پاکدشت، #قرچک و #پیشوا و #جوادآباد، #محمودآباد (در جاده خاوران)، #اسماعیلآباد (دولت خان)، یافت آباد و شمس آباد.اما نکتهای که در این کورهپزخانهها توجه را به خود جلب میکند، فعالیت به صورت خانوادگی است و اینکه اغلب آنها ایرانیانی هستند که از #مناطق_مرزی و محروم کشور به تهران آمدهاند تا در مناطق حاشیهای مشغول به کار شده و در همانجا نیز زندگی کنند.
ساعت از ۷ گذشته است، روی سکوهای خاکی که به یک دالان منتهی میشود، چند زن نشستهاند، با دستهایی ترکخورده که خاک فضای خالی آن را پُر کرده است. در آغوش اکثر آنها کوکانی دیده میشوند که کمتر از ۵ سال سن دارند. یکی از زنها چند دقیقهای است که از یک مرکز درمانی بازگشته، دختری را در آغوش گرفته، نَفَس کم میآورد، او را روی زمین میگذارد، دخترک با پای برهنه سعی میکند راه برود، اما میلَنگد.«میگن باید جراحی بشه، خرج عملش بالاست، از اول که به دنیا اومد همینطور بوده، تا موقع به دنیا اومدنش کار کردم، روزی ۱۶ ،۱۷ ساعت، تو همین کورهها؛ همین جا هم به دنیا اوردمش، تو یکی از همین اتاقا.» به دالان اشاره میکند که در نهایت به یک حیاط نسبتا بزرگی میرسد که دورتا دورش را اتاق ساختهاند، برای هشت ساعتی که حق استراحت دارند.
جلوی درب هر کدام از اتاقها بند لباس و دمپاییهای کوچک و بزرگ و رنگارنگ به چشم میخورد؛ هر اتاق برای خانوادههای ۶ و حتی هشت نفره است. افرادی که در این کورهپزخانهها مشغول هستند، از ۸ سال به بالا سن دارند. کار بچههای کوچکتر خشت جمع کردن است. بزرگترها هم قالب کش، گل ساز، بار جمع کن و قالبدار هستند.
در ورودی دالان نیز یک مخزن آب آهنی به چشم میخورد که گاها بصورت روزانه و اغلب چند روز یک بار پُر میشود، مخزن را به زور در سایه چپاندهاند تا از گرما و سرما در امان باشد؛ آب آشامیدنی ندارند، آب لولهکشی شور و کِدِر و طبق گفته یکی از اهالی مملو از باکتریهاییست که موجب بروز انواع و اقسام بیماریها میشود، این مساله را زمانی متوجه شدند که در مراجعه به مرکز به آنها در این رابطه هشدار دادهاند.
یک مرد میانسال نزدیک میشود و اجازه عکاسی نمیدهد. «میخواید آبروی کشور رو ببرید؟ نمیذارم عکس بگیرید، بدبختی که عکس گرفتن نداره، همه جا نشون بدین که آبرویمان بره؟ از اینجا برید.»
طبق گفته افرادی که در کورهپزخانهها کار میکنند، اغلب آنها از خراسان آمدهاند و گاها هم به شهرهای خود باز میگردند، به عنوان کارگران زمین کشاورزی.« قبلا این اتفاق بیشتر بود، اما الان که خشکسالی زده به زمینها، خودِ کشاورزا هم از خونه و زندگیشون آواره شدن و اومدن حاشیه تهران به زور یه جایی واسه زندگی کردن پیدا کردن، ما که کارگر اونا بودیم هم که وضعیتمون مشخص و معلومه.»
امکانات بهداشتی محدود است. هر کوره یک دستشویی دارد و هر ۳ کوره یک حمام.استحمام با آب کدر که قارچها و زخمها را مهمان پوست آنها میکند. یک دختر ۲۲ ساله در جمع حضور دارد، از خراسان رضوی آمده، خواهر و شوهر خواهرش سالها قبل برای کار در کورهپزخانهها به تهران آمدهاند، او هم بعد از دانشگاهی که ناتمام ماند به تهران آمد، برای کار در کنار خواهر و شوهرخواهرش که دو بچه ۳ و ۸ ساله دارند. علی ۸ ساله هم در کنار آنها کار میکند، البته زمستانها کمتر، جزو معدود کودکانی است که شانس حضور در مدرسه دارد.
به سختی ساعتهای طولانی کار میکنند و نگران از دست دادن این شغل نیز هستند؛ بازار ساخت و ساز راکد است و فروش آجر کم. در این بین کارگرانی که فصلی در کورهپزخانهها کار میکنند با نگرانی بیشتری مواجه هستند، چرا که مشخص نیست پس از آمدن به تهران در زمانی که نیازی به کارگران کشاورز در شهرهایشان نیست، آیا باز هم در کورهپزخانهها جایی برای کار دارند یا خیر، وضعیت زنان هم اگر خواهان حقوق برابر با مردان باشند به همین صورت است و تعریفی ندارد.
پسری حدودا ۲۵ ساله در میان آنهاست که
ساعت کاری آجرپزی از ۳ صبح شروع میشود و تا ۱۷ ساعت بعد ادامه دارد و #کودکان بخش مهمی از فعالیت در این ساعات را به دوش میکشند. بخش قابل توجهی از کارگران فصلی با اعضای خانواده خود به کورهپزخانهها #مهاجرت میکنند و به کار گرفته میشوند، افرادی فاقد بیمه که اگر شانس داشته باشند یا اندکی از انصاف کارفرما شامل حال آنها شود، حداقل یک نفر از بین آنها بیمه میشود، هرخانواده یک نفر…/
گزارش ایلنا از فعالیت زنان و کودکان در کورهپزخانهها؛
بخش قابل توجهی از کارگران فصلی با اعضای خانواده خود به کورهپزخانهها مهاجرت میکنند و به کار گرفته میشوند، افرادی #فاقد_بیمه که اگر شانس داشته باشند یا اندکی از انصاف کارفرما شامل حال آنها شود، حداقل یک نفر از بین آنها بیمه میشود، هرخانواده یک نفر؛ در حال حاضر کوره پزخانههای تهران در شش منطقه دسته بندی شدهاند؛ مناطق #پاکدشت، #قرچک و #پیشوا و #جوادآباد، #محمودآباد (در جاده خاوران)، #اسماعیلآباد (دولت خان)، یافت آباد و شمس آباد.اما نکتهای که در این کورهپزخانهها توجه را به خود جلب میکند، فعالیت به صورت خانوادگی است و اینکه اغلب آنها ایرانیانی هستند که از #مناطق_مرزی و محروم کشور به تهران آمدهاند تا در مناطق حاشیهای مشغول به کار شده و در همانجا نیز زندگی کنند.
ساعت از ۷ گذشته است، روی سکوهای خاکی که به یک دالان منتهی میشود، چند زن نشستهاند، با دستهایی ترکخورده که خاک فضای خالی آن را پُر کرده است. در آغوش اکثر آنها کوکانی دیده میشوند که کمتر از ۵ سال سن دارند. یکی از زنها چند دقیقهای است که از یک مرکز درمانی بازگشته، دختری را در آغوش گرفته، نَفَس کم میآورد، او را روی زمین میگذارد، دخترک با پای برهنه سعی میکند راه برود، اما میلَنگد.«میگن باید جراحی بشه، خرج عملش بالاست، از اول که به دنیا اومد همینطور بوده، تا موقع به دنیا اومدنش کار کردم، روزی ۱۶ ،۱۷ ساعت، تو همین کورهها؛ همین جا هم به دنیا اوردمش، تو یکی از همین اتاقا.» به دالان اشاره میکند که در نهایت به یک حیاط نسبتا بزرگی میرسد که دورتا دورش را اتاق ساختهاند، برای هشت ساعتی که حق استراحت دارند.
جلوی درب هر کدام از اتاقها بند لباس و دمپاییهای کوچک و بزرگ و رنگارنگ به چشم میخورد؛ هر اتاق برای خانوادههای ۶ و حتی هشت نفره است. افرادی که در این کورهپزخانهها مشغول هستند، از ۸ سال به بالا سن دارند. کار بچههای کوچکتر خشت جمع کردن است. بزرگترها هم قالب کش، گل ساز، بار جمع کن و قالبدار هستند.
در ورودی دالان نیز یک مخزن آب آهنی به چشم میخورد که گاها بصورت روزانه و اغلب چند روز یک بار پُر میشود، مخزن را به زور در سایه چپاندهاند تا از گرما و سرما در امان باشد؛ آب آشامیدنی ندارند، آب لولهکشی شور و کِدِر و طبق گفته یکی از اهالی مملو از باکتریهاییست که موجب بروز انواع و اقسام بیماریها میشود، این مساله را زمانی متوجه شدند که در مراجعه به مرکز به آنها در این رابطه هشدار دادهاند.
یک مرد میانسال نزدیک میشود و اجازه عکاسی نمیدهد. «میخواید آبروی کشور رو ببرید؟ نمیذارم عکس بگیرید، بدبختی که عکس گرفتن نداره، همه جا نشون بدین که آبرویمان بره؟ از اینجا برید.»
طبق گفته افرادی که در کورهپزخانهها کار میکنند، اغلب آنها از خراسان آمدهاند و گاها هم به شهرهای خود باز میگردند، به عنوان کارگران زمین کشاورزی.« قبلا این اتفاق بیشتر بود، اما الان که خشکسالی زده به زمینها، خودِ کشاورزا هم از خونه و زندگیشون آواره شدن و اومدن حاشیه تهران به زور یه جایی واسه زندگی کردن پیدا کردن، ما که کارگر اونا بودیم هم که وضعیتمون مشخص و معلومه.»
امکانات بهداشتی محدود است. هر کوره یک دستشویی دارد و هر ۳ کوره یک حمام.استحمام با آب کدر که قارچها و زخمها را مهمان پوست آنها میکند. یک دختر ۲۲ ساله در جمع حضور دارد، از خراسان رضوی آمده، خواهر و شوهر خواهرش سالها قبل برای کار در کورهپزخانهها به تهران آمدهاند، او هم بعد از دانشگاهی که ناتمام ماند به تهران آمد، برای کار در کنار خواهر و شوهرخواهرش که دو بچه ۳ و ۸ ساله دارند. علی ۸ ساله هم در کنار آنها کار میکند، البته زمستانها کمتر، جزو معدود کودکانی است که شانس حضور در مدرسه دارد.
به سختی ساعتهای طولانی کار میکنند و نگران از دست دادن این شغل نیز هستند؛ بازار ساخت و ساز راکد است و فروش آجر کم. در این بین کارگرانی که فصلی در کورهپزخانهها کار میکنند با نگرانی بیشتری مواجه هستند، چرا که مشخص نیست پس از آمدن به تهران در زمانی که نیازی به کارگران کشاورز در شهرهایشان نیست، آیا باز هم در کورهپزخانهها جایی برای کار دارند یا خیر، وضعیت زنان هم اگر خواهان حقوق برابر با مردان باشند به همین صورت است و تعریفی ندارد.
پسری حدودا ۲۵ ساله در میان آنهاست که
ه
آرزوی لپتاپ دارد.«از برج دو میام تا برج هفت، بعد دوباره میرم شهرستان تا سرِ زمین کشاورزی کارگری کنم.» «چی میخوری؟» «بیشتر غذاهایی که از خیریهها میارن، اگر هم کسی چیزی نیاره تخممرغ یا سیبزمینی پخته میخورم.درآمدم روزی سی هزار تومن هست، از ۳ تا ۷ شب کار میکنم، دانشجوی برق صنعتی طبس اونم دانشگاه سراسری بودم؛ احتیاج به لپتاپ داشتم که نتونستم پولش رو جور کنم، حتی توان تامین هزینه خورد و خوراکم رو هم نداشتم، از دانشگاه بیرون اومدم.شاید یه روز برگردم دانشگاه.»
گزارش: یاسمن خالقیان
۲۳ مرداد / ۱۳۹۷
https://t.me/zan_j/3608
آرزوی لپتاپ دارد.«از برج دو میام تا برج هفت، بعد دوباره میرم شهرستان تا سرِ زمین کشاورزی کارگری کنم.» «چی میخوری؟» «بیشتر غذاهایی که از خیریهها میارن، اگر هم کسی چیزی نیاره تخممرغ یا سیبزمینی پخته میخورم.درآمدم روزی سی هزار تومن هست، از ۳ تا ۷ شب کار میکنم، دانشجوی برق صنعتی طبس اونم دانشگاه سراسری بودم؛ احتیاج به لپتاپ داشتم که نتونستم پولش رو جور کنم، حتی توان تامین هزینه خورد و خوراکم رو هم نداشتم، از دانشگاه بیرون اومدم.شاید یه روز برگردم دانشگاه.»
گزارش: یاسمن خالقیان
۲۳ مرداد / ۱۳۹۷
https://t.me/zan_j/3608
Telegram
زن و جامعه (زن کارگر)
۱۷ ساعت کارِ سخت در قبال ۳۰ هزار تومان
ساعت کاری آجرپزی از ۳ صبح شروع میشود و تا ۱۷ ساعت بعد ادامه دارد و کودکان بخش مهمی از فعالیت در این ساعات را به دوش میکشند.
@zan_j
ساعت کاری آجرپزی از ۳ صبح شروع میشود و تا ۱۷ ساعت بعد ادامه دارد و کودکان بخش مهمی از فعالیت در این ساعات را به دوش میکشند.
@zan_j
#زنان_نویسنده
🍀نوشتن عمر به روايت #ويرجينيا_وولف
در دوران ویرجینیا وولف زنان نه تنها در جامعه و زندگی خصوصیشان مورد تبعیض واقع میشدند، بلکه محدود به انجام کارها و فعالیتهایی آنقدر کماهمیت بودند که چندان جایی در ادبیات داستانی هم اشغال نمیکردند، چه برسد به این که بخواهند زندگینامه داشته باشند؛ قالبی که در آن روزگار مترادف «سرگذشت مردان شهیر» بود. ویرجینیا وولف، در کسوت یک خواننده، پژوهشگر و نویسنده، وقت زیادی را صرف تحقیق درمورد سرگذشت زنان کرد و سیاقی اتخاذ کرد متضاد با روش پدرش در زندگینامهنویسی؛ گویی قصد داشت پدرش را پس از مرگ هم درباره اصول نگارشیاش استنطاق کند.
به اعتقاد ویرجینیا وولف رماننویس آزاد است اما زندگینامهنویس سخت مقید. زندگینامهنویسی و داستاننویسی از دستمایههایی کاملاً متفاوت ساخته و پرداخته میشوند. یکی به یاری رویدادهای واقعی و دیگری بی هیچ محدودیتی، مگر اینکه خود نویسنده قصد داشته باشد محدودیتهایی را سرلوحه کارش قرار دهد. البته وولف این تعریف رایج را بیش از حد غلوشده میدانست. او معتقد بود تمام روایتهایی که تا آن هنگام سرلوحه کار زندگینامهنویسان قرار گرفتهاند پژوهشهایی کوتاه بودهاند با تأکیدات و اختصارپردازیهای کاریکاتوروار.
ادامه مطلب در لينك زير :
http://yon.ir/4UH1x
🍀نوشتن عمر به روايت #ويرجينيا_وولف
در دوران ویرجینیا وولف زنان نه تنها در جامعه و زندگی خصوصیشان مورد تبعیض واقع میشدند، بلکه محدود به انجام کارها و فعالیتهایی آنقدر کماهمیت بودند که چندان جایی در ادبیات داستانی هم اشغال نمیکردند، چه برسد به این که بخواهند زندگینامه داشته باشند؛ قالبی که در آن روزگار مترادف «سرگذشت مردان شهیر» بود. ویرجینیا وولف، در کسوت یک خواننده، پژوهشگر و نویسنده، وقت زیادی را صرف تحقیق درمورد سرگذشت زنان کرد و سیاقی اتخاذ کرد متضاد با روش پدرش در زندگینامهنویسی؛ گویی قصد داشت پدرش را پس از مرگ هم درباره اصول نگارشیاش استنطاق کند.
به اعتقاد ویرجینیا وولف رماننویس آزاد است اما زندگینامهنویس سخت مقید. زندگینامهنویسی و داستاننویسی از دستمایههایی کاملاً متفاوت ساخته و پرداخته میشوند. یکی به یاری رویدادهای واقعی و دیگری بی هیچ محدودیتی، مگر اینکه خود نویسنده قصد داشته باشد محدودیتهایی را سرلوحه کارش قرار دهد. البته وولف این تعریف رایج را بیش از حد غلوشده میدانست. او معتقد بود تمام روایتهایی که تا آن هنگام سرلوحه کار زندگینامهنویسان قرار گرفتهاند پژوهشهایی کوتاه بودهاند با تأکیدات و اختصارپردازیهای کاریکاتوروار.
ادامه مطلب در لينك زير :
http://yon.ir/4UH1x
مجله ادبی آوانگارد
نوشتن ِ عمر به روایت ویرجینیا وولف - مجله ادبی آوانگارد
ویرجینیا وولف عنوان فرعی سه کتاب آخرش را «یک زندگینامه» گذاشت. اورلاندو: یک زندگینامه (۱۹۲۸) رمانی است در مورد مردی به همین نام در دربار قرن هفدهم انگلستان که منتقدان آن را بر اساس زندگی «ویتا سکویلوست»، بانوی نویسنده انگلیسی و دوست بسیار صمیمی ویرجینیا…
😳 قاضی پور نماینده ارومیه گفته پسرم چوپان است، گوسفند دارد و به کار چوپانی مشغول است !
@zan_j
@zan_j
نژاد ، جنسیت ، ظاهر و دارایی مهم نیست . اگر تو با من خوب باشی ، من هم با توخوب خواهم بود . به همین سادگی !
@zan_j
@zan_j
https://iranwire.com/fa/practical-resources/27239
ضرب و شتم شدید چهار زن افغانستانی در اصفهان
«تو رو هم زدن؟ تو رو هم زدن؟»
این کلمات لابه لای شیونهای دختر نوجوانی شنیده میشود که خطاب به چند زن دیگری که بی حال نقش بر زمین افتادهاند، میگوید. این چهار زن، خالههای یک دختر نوجوان افغانستانی هستند.
چند ثانیه بعد یکی از زنان به زمین افتاده با صدایی لرزان و آرام می گوید:«زنگ بزنید به ۱۱۰.» دور تا دور این چهار زن کتک خورده، چندین مرد ایرانی ایستادهاند که بر سر میهمانان خود فریاد میزنند و به شهروند خبرنگاری که از این صحنه هولناک فیلم برداری میکند، می گویند:«فیلم نگیر! فیلم نگیر!»
اینها صحنههایی از یک ویدیوی چند ثانیهای هستند از درگیری در منطقه «گلدشت» نجف آباد که در استان اصفهان رخ داده است و از یکی دو روز گذشته در شبکههای اجتماعی دست به دست می شود.
به گفته شاهدان، ماجرا از دعوای دو کودک، یکی ایرانی و دیگری با اصالت افغانستانی شروع شده است که در آن، پسربچه مهاجر به هم بازی خود آب میپاشد. با درگیر شدن این دو، پای بزرگترها به میان میآید.
تلاش چهار زن خانواده کودک افغانستانی برای پایان دادن به درگیری با هجوم چند مرد قوی هیکل به سمت زنان و کتک زدن آن ها مواجه میشود. شاهدان صحنه می گویند تا به خودمان آمدیم، مردی که معلوم نبود چه نسبتی با پسربچه ایرانی دارد، با لگد به صورت زن می کوبید. مردان دیگری با هجوم به دیگر زنان، چادر را از سر آن ها می کشیدند.
به نوشته خانم «قلیزاده»، شهروند خبرنگار افغانستانی که این ویدیو را در توِییتر خود منتشر کرده است، مردان ایرانی مهاجم به زنان افغانستانی می گویند:«شما افغانیا گلزار شهدا را هم نجس کردهاید.»
نزدیکان خانواده ای که مورد هجوم قرار گرفته اند اما میگویند توهینها به همین جا ختم نشده است: «همین طور که به سر و صورت و شکم ما می زدن، می گفتن نون ما رو خوردین که این طور پر رو شدید! یا میگفتن... تو این مملکت. برید گم شین همون خراب شده خودتون.»
این جملات، خطاب به مهاجرانی گفته می شد که دست کم یکی از آن ها 40 سال پیش در همان منطقه گلدشت نجف آباد به دنیا آمده و تا کنون به افغانستان نرفته است....
@zan_j
ضرب و شتم شدید چهار زن افغانستانی در اصفهان
«تو رو هم زدن؟ تو رو هم زدن؟»
این کلمات لابه لای شیونهای دختر نوجوانی شنیده میشود که خطاب به چند زن دیگری که بی حال نقش بر زمین افتادهاند، میگوید. این چهار زن، خالههای یک دختر نوجوان افغانستانی هستند.
چند ثانیه بعد یکی از زنان به زمین افتاده با صدایی لرزان و آرام می گوید:«زنگ بزنید به ۱۱۰.» دور تا دور این چهار زن کتک خورده، چندین مرد ایرانی ایستادهاند که بر سر میهمانان خود فریاد میزنند و به شهروند خبرنگاری که از این صحنه هولناک فیلم برداری میکند، می گویند:«فیلم نگیر! فیلم نگیر!»
اینها صحنههایی از یک ویدیوی چند ثانیهای هستند از درگیری در منطقه «گلدشت» نجف آباد که در استان اصفهان رخ داده است و از یکی دو روز گذشته در شبکههای اجتماعی دست به دست می شود.
به گفته شاهدان، ماجرا از دعوای دو کودک، یکی ایرانی و دیگری با اصالت افغانستانی شروع شده است که در آن، پسربچه مهاجر به هم بازی خود آب میپاشد. با درگیر شدن این دو، پای بزرگترها به میان میآید.
تلاش چهار زن خانواده کودک افغانستانی برای پایان دادن به درگیری با هجوم چند مرد قوی هیکل به سمت زنان و کتک زدن آن ها مواجه میشود. شاهدان صحنه می گویند تا به خودمان آمدیم، مردی که معلوم نبود چه نسبتی با پسربچه ایرانی دارد، با لگد به صورت زن می کوبید. مردان دیگری با هجوم به دیگر زنان، چادر را از سر آن ها می کشیدند.
به نوشته خانم «قلیزاده»، شهروند خبرنگار افغانستانی که این ویدیو را در توِییتر خود منتشر کرده است، مردان ایرانی مهاجم به زنان افغانستانی می گویند:«شما افغانیا گلزار شهدا را هم نجس کردهاید.»
نزدیکان خانواده ای که مورد هجوم قرار گرفته اند اما میگویند توهینها به همین جا ختم نشده است: «همین طور که به سر و صورت و شکم ما می زدن، می گفتن نون ما رو خوردین که این طور پر رو شدید! یا میگفتن... تو این مملکت. برید گم شین همون خراب شده خودتون.»
این جملات، خطاب به مهاجرانی گفته می شد که دست کم یکی از آن ها 40 سال پیش در همان منطقه گلدشت نجف آباد به دنیا آمده و تا کنون به افغانستان نرفته است....
@zan_j
IranWire | خانه
ضرب و شتم شدید چهار زن افغانستانی در اصفهان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دختران شینآباد :
❗️۶سال است تقاضای روانشناس کردهایم
❗️به ما گفتند بیشتر از حد خودتان انتظار دارید
❗️دکترها هم کار خود را درست انجام نمیدهند!.
#دختران_شین_آباد
@zan_j
❗️۶سال است تقاضای روانشناس کردهایم
❗️به ما گفتند بیشتر از حد خودتان انتظار دارید
❗️دکترها هم کار خود را درست انجام نمیدهند!.
#دختران_شین_آباد
@zan_j
بعد این کمپین فرزندت کجاست؟
اینجور که من فهمیدم نرخ بیکاری در بین فرزندان مسئولین مملکت از نرخ بیکاری ایران بالاتره.!😳😂
عالیجناب
@zan_j
اینجور که من فهمیدم نرخ بیکاری در بین فرزندان مسئولین مملکت از نرخ بیکاری ایران بالاتره.!😳😂
عالیجناب
@zan_j
📷https://bit.ly/2MMhfls
#رسوایی_کلیسای_پنسیلوانیا؛ کودکان ۷۰ سال مورد #سوءاستفاده_جنسی قرار گرفتند
کشیشان کاتولیک در شش حوزۀ ایالت پنسیلوانیای آمریکا در مدتی بیش از هفتاد سال اقدام به سوءاستفاده جنسی از هزاران کودک کردهاند؛ این خبر روز سهشنبه از سوی دادستان کل این ایالت اعلام شد.
در گزارشی ۸۸۴ صفحهای که از سوی جاش شاپیرو دادستان کل پس از دو سال تحقیق منتشر شد، فهرستی از ۳۰۱ کشیش دیده میشود که اسناد آزار جنسی آنها به دختران و پسران یافت شده است. برخی از این کشیشان مردهاند و در حال حاضر تنها دو نفر از این فهرست تحت پیگرد قانونی قرار دارند.
بخش قابل توجهی از محتوای این گزارش بر اساس اسناد آرشیو محرمانۀ اسقفهای اعظم این ایالت تهیه شده است و در میان اسناد، دستنوشتههای روحانیونی دیده میشود که به آزارهای جنسی کودکان اعتراف کردهاند.
گزارش دادستان کل همچنین به تلاشهای سازمانیافتۀ کلیسای کاتولیک پنسیلوانیا برای سرپوش گذاشتن بر این آزارهای جنسی پرداخته است. مقامات کلیسا همواره سعی داشتند هر گونه ادعا مبنی بر سوءاستفاده جنسی را یا انکار کرده و یا مخفی نگه دارند تا به این ترتیب کشیشان خاطی تحت تعقیب قرار نگیرند.
اسقفهای اعظم در این ایالت در تلاش برای پنهان نگه داشتن این جرایم، قربانیان را به بهانۀ حفظ ایمان مجبور به سکوت کرده و کشیشان خاطی را به کلیسایی در منطقهای دیگر منتقل میکردند. این کار آنها باعث شد تا کشیشان خاطی برای مدتی بیش از ۴۰ سال به فعالیت خود ادامه دهند.
بسیاری از موارد آزار جنسی در هنگام آموزش تعالیم دینی به کودکان روی داده و تا کنون هویت هزار قربانی شناسایی شده است با این وجود احتمال میرود که شمار قربانیان بیش از این تعداد باشد.
به گفته دادستان کل، این گزارش جامعترین گزارش در تاریخ آمریکا دربارۀ آزار جنسی کلیسای کاتولیک است.
پس از انتشار این گزارش، تلاش خبرنگاران برای تماس با نمایندگان اسقفهای این شش حوزه برای شنیدن پاسخ آنها بینتیجه بوده است.
@zan_j
#رسوایی_کلیسای_پنسیلوانیا؛ کودکان ۷۰ سال مورد #سوءاستفاده_جنسی قرار گرفتند
کشیشان کاتولیک در شش حوزۀ ایالت پنسیلوانیای آمریکا در مدتی بیش از هفتاد سال اقدام به سوءاستفاده جنسی از هزاران کودک کردهاند؛ این خبر روز سهشنبه از سوی دادستان کل این ایالت اعلام شد.
در گزارشی ۸۸۴ صفحهای که از سوی جاش شاپیرو دادستان کل پس از دو سال تحقیق منتشر شد، فهرستی از ۳۰۱ کشیش دیده میشود که اسناد آزار جنسی آنها به دختران و پسران یافت شده است. برخی از این کشیشان مردهاند و در حال حاضر تنها دو نفر از این فهرست تحت پیگرد قانونی قرار دارند.
بخش قابل توجهی از محتوای این گزارش بر اساس اسناد آرشیو محرمانۀ اسقفهای اعظم این ایالت تهیه شده است و در میان اسناد، دستنوشتههای روحانیونی دیده میشود که به آزارهای جنسی کودکان اعتراف کردهاند.
گزارش دادستان کل همچنین به تلاشهای سازمانیافتۀ کلیسای کاتولیک پنسیلوانیا برای سرپوش گذاشتن بر این آزارهای جنسی پرداخته است. مقامات کلیسا همواره سعی داشتند هر گونه ادعا مبنی بر سوءاستفاده جنسی را یا انکار کرده و یا مخفی نگه دارند تا به این ترتیب کشیشان خاطی تحت تعقیب قرار نگیرند.
اسقفهای اعظم در این ایالت در تلاش برای پنهان نگه داشتن این جرایم، قربانیان را به بهانۀ حفظ ایمان مجبور به سکوت کرده و کشیشان خاطی را به کلیسایی در منطقهای دیگر منتقل میکردند. این کار آنها باعث شد تا کشیشان خاطی برای مدتی بیش از ۴۰ سال به فعالیت خود ادامه دهند.
بسیاری از موارد آزار جنسی در هنگام آموزش تعالیم دینی به کودکان روی داده و تا کنون هویت هزار قربانی شناسایی شده است با این وجود احتمال میرود که شمار قربانیان بیش از این تعداد باشد.
به گفته دادستان کل، این گزارش جامعترین گزارش در تاریخ آمریکا دربارۀ آزار جنسی کلیسای کاتولیک است.
پس از انتشار این گزارش، تلاش خبرنگاران برای تماس با نمایندگان اسقفهای این شش حوزه برای شنیدن پاسخ آنها بینتیجه بوده است.
@zan_j
۵۰ سال پیش از آنکه زنان اجازه تحصیل در رشته پزشکی را پیدا کنند، مارگارت آن بروکلی به مدت ۵۶ سال لباس مردانه پوشید و با نام مردانه جیمز باری پزشکی خواند و ۴۶ سال بعنوان پزشک در ارتش کار کرد...
@zan_j
@zan_j
#حق_زن_بر_بدن خود ، اثر مارگارت سانگر
مارگارت سانگر (١٨٧٩– ١٩۶۶)، یکی از پیشروان #جلوگیری_از_بارداری، بر اهمیت حق زنان نسبت به بدن خود، خصوصاً در ارتباط با برنامهریزی خانواده، تاکید میکند. همانطور که سانگر مینویسد: «هیچ زنی که از مالکیت و کنترل بدن خود برخوردار نیست نمیتواند خود را آزاد بنامد». سانگر معتقد است که زنان شاغل و غیر مزدوج از مقداری آزادی برخوردارند و اصرار دارد که بدون دسترسی به روشهای جلوگیری از بارداری آنها «هنوز هم در موضع برده شدن از طریق قدرت تولید مثل [خود] هستند». به گفته سانگر، مردان آن دوره نه تنها هیچ مسئولیتی در قبال جلوگیری از حاملگی بر عهده نمیگرفتند، بلکه از قدرت یافتن زنان جلوگیری میکردند. در نتیجه، سانگر مینویسد، زن 💥«هیچگاه به آزادی دست نخواهد یافت تا زمانی که خود آن را تصاحب کند». گفتههای سانگر، که توسط توانا به فارسی ترجمه شدهاند، بیانگر نیازی است که تا امروز هم ادامه دارد، چرا که حق زنان به یکپارچگی بدن خود، از حقوق مربوط به تولید مثل گرفته تا آزادی حرکت، هنوز هم در سراسر دنیا مورد سرکوب قرار میگیرد.
@zan_j
مارگارت سانگر (١٨٧٩– ١٩۶۶)، یکی از پیشروان #جلوگیری_از_بارداری، بر اهمیت حق زنان نسبت به بدن خود، خصوصاً در ارتباط با برنامهریزی خانواده، تاکید میکند. همانطور که سانگر مینویسد: «هیچ زنی که از مالکیت و کنترل بدن خود برخوردار نیست نمیتواند خود را آزاد بنامد». سانگر معتقد است که زنان شاغل و غیر مزدوج از مقداری آزادی برخوردارند و اصرار دارد که بدون دسترسی به روشهای جلوگیری از بارداری آنها «هنوز هم در موضع برده شدن از طریق قدرت تولید مثل [خود] هستند». به گفته سانگر، مردان آن دوره نه تنها هیچ مسئولیتی در قبال جلوگیری از حاملگی بر عهده نمیگرفتند، بلکه از قدرت یافتن زنان جلوگیری میکردند. در نتیجه، سانگر مینویسد، زن 💥«هیچگاه به آزادی دست نخواهد یافت تا زمانی که خود آن را تصاحب کند». گفتههای سانگر، که توسط توانا به فارسی ترجمه شدهاند، بیانگر نیازی است که تا امروز هم ادامه دارد، چرا که حق زنان به یکپارچگی بدن خود، از حقوق مربوط به تولید مثل گرفته تا آزادی حرکت، هنوز هم در سراسر دنیا مورد سرکوب قرار میگیرد.
@zan_j
https://jahanezan.wordpress.com/2018/08/14/12345-6877/
🔎...رسانههای مروج خشونت رو به افزایش است و اثر غیرقابل انکاری بر مخاطبان خود دارند. یک کودک ۵ ساله از تماشای خشونت لذتی نمیبرد اما در ۹ و ۱۰ سالگی، پسرها از خشونت خوششان میآید. تماشای یک بازی خشن با یک کودک شش ساله رفتار خشن را به او آموزش میدهد. تماشای گیم آو ترونز به همراه بچهها هم خشونت را برایشان عادی میکند. بازیهای خشنی مانند کال آو دیوتی و گرند تف آوتو و کونتز استرایک(Grand Theft Auto, Call of Duty, Counter Strike) خشونت را تخسین میکنند و خشونت علیه زنان هم در آنها وجود دارد.
دختر ۸ سالهام یک روز از یکی از همکلاسیهای پسرش شکایت کرد. گفت: «او همهاش میخواهد مرا ببوسد. امروز دو بار صورتم را بوسید، من به او گفتم نکن اما به کارش ادامه داد.»
ممکن است این طور اتفاقها به نظر خیلی از ما ناز و معصومانه برسند. پدر و مادرها و کارکنان مدرسه ممکن است در واکنش به چنین اتفاقی لبخند بزنند و بگویند که از این دو تا بچه زوج جالبی در خواهد آمد، اما من از این اتفاق ناراحت شدم.
آن پسر ممکن است فقط ۸ سالش باشد، اما آنقدر بزرگ شده که معنای احترام و رضایت را بفهمد. آنقدر بزرگ هست که بفهمد وقتی کسی، دختر یا۶ پسر، میگوید «نکن، من این کار را دوست ندارم،» باید کارش را متوقف کند. دختر من نباید به خاطر آن پسر از مدرسه رفتن احساس بدی داشته باشد. آیا اینجا همانجایی نیست که خشونت نسبت به زنان آغاز میشود؟ شاید آری و شاید هم نه. اما بیاحترامی نهفته در آن قابل انکار نیست و این نوع بیاحترامیها به خشونت و آزار ختم میشود.
آموزش احترام به زنان
آمارهای تکاندهنده از آزار جنسی، تجاوز، نابرابری و تبعیض نسبت به زنان در سراسر جهان ما را وامیدارد که این بازی را با آموزش پسران تغییر دهیم. در ادامه چند ایده ساده برای آموزش احترام به دختران، زنان و زنانگی به پسران میآورم که فارغ از اینکه مادر، پدر، عمو و دایی، خاله و عمه یا معلم و همسایه هستید، میتوانید آنها را در مورد پسران به کار گیرید.
بیشتر بخوانید👇
@zan_j
🔎...رسانههای مروج خشونت رو به افزایش است و اثر غیرقابل انکاری بر مخاطبان خود دارند. یک کودک ۵ ساله از تماشای خشونت لذتی نمیبرد اما در ۹ و ۱۰ سالگی، پسرها از خشونت خوششان میآید. تماشای یک بازی خشن با یک کودک شش ساله رفتار خشن را به او آموزش میدهد. تماشای گیم آو ترونز به همراه بچهها هم خشونت را برایشان عادی میکند. بازیهای خشنی مانند کال آو دیوتی و گرند تف آوتو و کونتز استرایک(Grand Theft Auto, Call of Duty, Counter Strike) خشونت را تخسین میکنند و خشونت علیه زنان هم در آنها وجود دارد.
دختر ۸ سالهام یک روز از یکی از همکلاسیهای پسرش شکایت کرد. گفت: «او همهاش میخواهد مرا ببوسد. امروز دو بار صورتم را بوسید، من به او گفتم نکن اما به کارش ادامه داد.»
ممکن است این طور اتفاقها به نظر خیلی از ما ناز و معصومانه برسند. پدر و مادرها و کارکنان مدرسه ممکن است در واکنش به چنین اتفاقی لبخند بزنند و بگویند که از این دو تا بچه زوج جالبی در خواهد آمد، اما من از این اتفاق ناراحت شدم.
آن پسر ممکن است فقط ۸ سالش باشد، اما آنقدر بزرگ شده که معنای احترام و رضایت را بفهمد. آنقدر بزرگ هست که بفهمد وقتی کسی، دختر یا۶ پسر، میگوید «نکن، من این کار را دوست ندارم،» باید کارش را متوقف کند. دختر من نباید به خاطر آن پسر از مدرسه رفتن احساس بدی داشته باشد. آیا اینجا همانجایی نیست که خشونت نسبت به زنان آغاز میشود؟ شاید آری و شاید هم نه. اما بیاحترامی نهفته در آن قابل انکار نیست و این نوع بیاحترامیها به خشونت و آزار ختم میشود.
آموزش احترام به زنان
آمارهای تکاندهنده از آزار جنسی، تجاوز، نابرابری و تبعیض نسبت به زنان در سراسر جهان ما را وامیدارد که این بازی را با آموزش پسران تغییر دهیم. در ادامه چند ایده ساده برای آموزش احترام به دختران، زنان و زنانگی به پسران میآورم که فارغ از اینکه مادر، پدر، عمو و دایی، خاله و عمه یا معلم و همسایه هستید، میتوانید آنها را در مورد پسران به کار گیرید.
بیشتر بخوانید👇
@zan_j
جهان زن
احترام به زنان را به پسرهایتان یاد بدهید جاستین کاولسون/ متخصص امور خانواده در استرالیا
رادیو زمانه: دختر ۸ سالهام یک روز از یکی از همکلاسیهای پسرش شکایت کرد. گفت: «او همهاش میخواهد مرا ببوسد. امروز دو بار صورتم را بوسید، من به او گفتم نکن اما به کارش ادامه داد.» ممکن است این طور …
🔸اجاره ماهانه مسکن در فصل بهار 26.7 درصد افزایش یافت
مرکز آمار :
متوسط مبلغ اجاره ماهانه به همراه سه درصد ودیعه پرداختی در بهار امسال نسبت به فصل مشابه پارسال 26.7 درصد رشد داشت
. ایسنا
@zan_j
مرکز آمار :
متوسط مبلغ اجاره ماهانه به همراه سه درصد ودیعه پرداختی در بهار امسال نسبت به فصل مشابه پارسال 26.7 درصد رشد داشت
. ایسنا
@zan_j
انتخاب روز تولد میرزاخانی بعنوان"روز جهانی زن در ریاضیات"
#انجمن_ریاضی_جهان باپیشنهاد انجمن ریاضی ایران، روزتولد"مریم میرزاخانی"،۳می(۱۳ اردیبهشت) را روز جهانی زن در ریاضیات برگزید
@zan_j
#انجمن_ریاضی_جهان باپیشنهاد انجمن ریاضی ایران، روزتولد"مریم میرزاخانی"،۳می(۱۳ اردیبهشت) را روز جهانی زن در ریاضیات برگزید
@zan_j
ببینیم
🌸🌸🍃 لالایی خوانی #پروین_بهمنی، زنی که نشان درجه يک آواز را از وزارت فرهنگ و ارشاد دريافت کرد.
@zan_j
https://www.aparat.com/v/9vSMQ
🌸🌸🍃 لالایی خوانی #پروین_بهمنی، زنی که نشان درجه يک آواز را از وزارت فرهنگ و ارشاد دريافت کرد.
@zan_j
https://www.aparat.com/v/9vSMQ
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
نشان درجه یک آواز برای پروین بهمنی فیلم کنسرت
هفته گذشته پروین بهمنی خواننده و پژوهشگر موسیقی قشقایی نشان درجه یک هنری را از وزارت فرهنگ و ارشاد دریافت کرد. گفتگوی مفصل با این خواننده و لالایی خوان موسیقی قشقایی و بخش هایی از کنسرت او را در هفدانگ تماشا کنید. این ویدیو با همکاری بخش موسیقی تیوال تهیه…
📕 کتاب: زنان در جامعه
نوشته:#اولین_رید
...تابعیت زن از مرد ناشی از هیچگونه نقص بیولوژیک جنسی نبوده است.بلکه منتج از تغییرات اجتماعی_انقلابی بود که جامعه متعادل تبار مادرسالاری یا طایفه را نابود کرد و جامعه طبقاتی پدرسالاری را به جای آن نشاند،که از بدو تولدش با تبعیضات و نابرابریهای گوناوگون زیاد،از جمله نابرابریهای جنسی متمایز گردید.رشد این نوع ستم که میراث نظام اجتماعی_اقتصادی بود،دلایل تنزل موقعیت تاریخی زنان بود.
اما بدون در نظر گرفتن آنچه که در همان زمان برای مردان اتفاق افتاد،تنزل موقعیت اجتماعی زنان کاملا درک نمیشود،یا نمیتوان راهحل سیاسی و اجتماعی درستی برای آزادی زنان ارائه کرد.اغلب در بیشتر موارد به این نکته توجه نمیشود که همانطور که نظام طبقهای مردسالارانهْ زنسالاری را متلاشی کرد،روابط اجتماعی کمونی آن نیز همتای مردانه آن،یعنی برادرسالاری یا برادری قبیلهای مردان را از بین برد.سقوط اجتماعی زنان توام با انقیاد انبوه مردان زحمتکش توسط طبقه ارباب مردان انجام گرفت.
اهمیت این تکامل زمانی بهطور وضوح مشاهده میشود که ما ماهیت اساسی ساخت قبیلهای را که مورگان،انگلس، ودیگران آن را «کمونیسم اولیه» توصیف میکنند کاملا موشکافی کنیم.کمون طایفهایْ هم خواهرسالاری زنان و هم برادرسالاری مردان بود.خواهرسالاری زنان،که اساس مادرسالاری بود،بر ماهیت اشتراکی خویش دلالت میکرد.زنان با هم چون اجتماع زنان کار میکردند؛نیروی کار اجتماعی آنان بهطور وسیع منافع کل جامعه را تامین میکرد.آنان همچنین کودکانشان را در کمون بزرگ میکردند.مادر منفرد تمایزی بین اعقاب خودش و خواهران طایفهاش قائل نمیشد،و کودکان همۀ خواهران مسنتر را چون مادران مشترکشان تلقی میکردند.به عبارت دیگر،تولید کمونی و مالکیتهای کمونی توسط رشد کمونی کودک همراهی شدند.
@zan_j
نوشته:#اولین_رید
...تابعیت زن از مرد ناشی از هیچگونه نقص بیولوژیک جنسی نبوده است.بلکه منتج از تغییرات اجتماعی_انقلابی بود که جامعه متعادل تبار مادرسالاری یا طایفه را نابود کرد و جامعه طبقاتی پدرسالاری را به جای آن نشاند،که از بدو تولدش با تبعیضات و نابرابریهای گوناوگون زیاد،از جمله نابرابریهای جنسی متمایز گردید.رشد این نوع ستم که میراث نظام اجتماعی_اقتصادی بود،دلایل تنزل موقعیت تاریخی زنان بود.
اما بدون در نظر گرفتن آنچه که در همان زمان برای مردان اتفاق افتاد،تنزل موقعیت اجتماعی زنان کاملا درک نمیشود،یا نمیتوان راهحل سیاسی و اجتماعی درستی برای آزادی زنان ارائه کرد.اغلب در بیشتر موارد به این نکته توجه نمیشود که همانطور که نظام طبقهای مردسالارانهْ زنسالاری را متلاشی کرد،روابط اجتماعی کمونی آن نیز همتای مردانه آن،یعنی برادرسالاری یا برادری قبیلهای مردان را از بین برد.سقوط اجتماعی زنان توام با انقیاد انبوه مردان زحمتکش توسط طبقه ارباب مردان انجام گرفت.
اهمیت این تکامل زمانی بهطور وضوح مشاهده میشود که ما ماهیت اساسی ساخت قبیلهای را که مورگان،انگلس، ودیگران آن را «کمونیسم اولیه» توصیف میکنند کاملا موشکافی کنیم.کمون طایفهایْ هم خواهرسالاری زنان و هم برادرسالاری مردان بود.خواهرسالاری زنان،که اساس مادرسالاری بود،بر ماهیت اشتراکی خویش دلالت میکرد.زنان با هم چون اجتماع زنان کار میکردند؛نیروی کار اجتماعی آنان بهطور وسیع منافع کل جامعه را تامین میکرد.آنان همچنین کودکانشان را در کمون بزرگ میکردند.مادر منفرد تمایزی بین اعقاب خودش و خواهران طایفهاش قائل نمیشد،و کودکان همۀ خواهران مسنتر را چون مادران مشترکشان تلقی میکردند.به عبارت دیگر،تولید کمونی و مالکیتهای کمونی توسط رشد کمونی کودک همراهی شدند.
@zan_j