زجرِ قمـر
«قمر» در سال ۱۳۰۳ وقتی تنها ۱۹ سال سن داشت اولین کنسرتش را در «گراند هتل» برگزار کرد؛ حضوری شجاعانه که منجر به درخواست «کلنل وزیری» برای حضور بانوان ایرانی در سالن کنسرت ها شد. بالاخره پیگیری های کلنل جواب داد و بنا شد خانم ها هم هفته ای یک بار بتوانند در کنسرت ها حضور داشته باشند و به تماشا بنشینند. اقبال به صدای اولین بانوی آوازخوان ایران آنقدر زیاد بود که پس از اتمام کنسرت، مردم شگفت زده طلا، اسکناس و جواهرات به پایش می ریختند…/
بریدهای از آخرین نامه قمرالملوک
به مردم ایران: من هنرم را بنده تجارت نکردم و همیشه آن را در راه تحقق بخشیدن به آرزوهای ملی و میهنی خودم به کار انداختهام. من ثروتی ندارم، هیچ چیز، اما دلهای یتیمانی را دارم که بهخاطر مرگ من از غم مالامال می شوند…
به او لقب «مادر آواز ایران» را داده اند. ۱۴ مرداد سالروز درگذشت اوست؛ بانوی خوشآواز، بی آنکه بداند همه زنانی را که بعد از او آواز خواندند وامدار خودش کرده است.
«قمرخانم سید حسینخان» اولین بانوی آواز خوان ایرانی بود. درباره صدای قمر بارها گفته اند و نوشته اند. درباره منحصر به فرد بودن آن تحریرها و آوازها و درباره قدرت صدای بانو قمرالملوک باید هنوز هم گفت و نوشت. او اما از خود میراثی بر جای گذاشت که ارزشش به مراتب بالاتر از قدرت صوتی صرف برای خواندن است.
زاده سال ۱۲۸۴ در تاکستان قزوین بود. تنها ۴ ماه از تولدش می گذشت که پدرش «سید حسن» از دنیا رفت. سیه روزی دخترک تمامی نداشت. ۱۴ ماه بعد مادرش «طوبا خانم» هم در اثر ابتلا به حصبه ترکش کرد. دخترک ۱۸ ماهه حالا باید می رفت خانه مادربزرگش «خیرالنسا افتخار الذاکرین» که سرپرستی اش را به عهده گرفته بود.
پرورده شدن در دامن مادربزرگی که مرثیه خوان بود، فضایی فراهم کرد تا «قمر» از همان کودکی، آن مرثیههای غمناک را بیاموزد و با صدای کودکانه اش تکرارشان کند.
خودش روایت شیرینی از آن روزها و سال ها دارد: «بیش تر وقت ها با او به مسجد می رفتم و به صدایش گوش می کردم. با صدای او بزرگ شدم. این صداها رفته رفته در گلوی من منعکس می شد و بعضی از روزها که تنها و بی آشنا در خانه می ماندم، همین صدا را پیش خود زمزمه می کردم».
بزرگ تر شد و علاقه اش به موسیقی و آواز خواندن وادارش کرد از مادر بزرگ بخواهد برای تعلیم آواز، او را نزد استادان موسیقی آن دوران ببرد. خواست «قمر» با اوضاع و احوال اجتماعی ایران در آن سال ها هیچ سنخیتی نداشت. اصلا مرسوم نبود دخترکی به سن و سال او برود نزد یک مرد برای مشق آواز. مخالفت مادربزرگ با درخواست نوه اولین اقدامی بود که به نظر منطقی می رسید. با این وجود دختر کم سن و سال بر خواسته اش پافشاری کرد و البته به جای حضور «قمر» در کلاس درس، معلم به خانه آنها آمد.
معلمِ تا امروز ناشناخته که از دنیا رفت، مادربزرگ و نوه به دنبال استادی دیگر رفتند. بخت بد «قمر» اما آسمان کم ستاره اش را تاریک تر می کرد. مادربزرگ هم از دنیا رفت و نوه اش را تنها گذاشت. استاد «بحرینی» از راه رسید و با اقتداری درخور به تعلیم ستاره سال های بعد فرهنگ ایران مشغول شد.
در این دوره زمانی حضور نظامالدین لاچینی در منزل استاد بحرینی نقطه عطفی است در معرفی «قمر» به آسمان موسیقی ایران. لاچینی، «قمر» را یاری کرد تا اولین تصنیفش را با همراهی کمپانی «پلی فون» منتشر کند، آن هم در حالی که تنها ۱۶ سال سن داشت. «قمر» داشت در خانه ای رشد می کرد که رفت و آمد بالادستان جامعه در آن امری روزمره بود. از سوی دیگر خودش مایل به حضور در جمع فرودستان بود و از همین رهگذر به تفاوت زندگانی این دو طیف پی می برد. همین موقعیت، کاری با هنر «قمر» کرد که شعر برایش به ابزاری تبدیل شد برای ارائه درون مایه مردمی.
کیمیای قمر شدن
چرخ روزگار گردش های اندکی به کام «قمر» داشت و روزگار مایل به مدرنیته، فضا را برای حضور بانوی اول آواز ایران در جامعه مهیا کرد. البته که شاید اگر دیگران هم همت او را داشتند، نیاز نبود آوازخوانِ بعدها شهیر، یک تنه در مقابل تهمت های ناروا قد علم کند.
اگر تلخکامی های روزگار و سر و سامان گرفتن در خانه استاد بحرینی نبود، شاید «قمر» بی پروا هیچ وقت ظهور نمی کرد. از تاثیر ازدواج نافرجام در ۱۴ سالگی و جدایی پس از آن هم البته نمی توان چشم فروبست.
۱۶ سالگی «قمر» علاوه بر انتشار اولین تصنیفش مصادف شد با مهمترین اتفاق زندگی اش: آشنایی با مرتضی نی داوود.
نی داوودِ بزرگ خودش درباره این آشنایی گفته: «حدود سال ۱۳۰۰ شبی در محفلی بودیم که حاضران از دخترکی پانزده، شانزده ساله خواستند ترانه ای بخواند. یکی از حاضران ساز می زد که من از طرز نواختنش هیچ خوشم نیامد، اما همین که خواننده شروع به خواندن کرد، به واقعیت عجیبی پی بردم. ..
ادامه دارد
https://t.me/zan_j/3541
«قمر» در سال ۱۳۰۳ وقتی تنها ۱۹ سال سن داشت اولین کنسرتش را در «گراند هتل» برگزار کرد؛ حضوری شجاعانه که منجر به درخواست «کلنل وزیری» برای حضور بانوان ایرانی در سالن کنسرت ها شد. بالاخره پیگیری های کلنل جواب داد و بنا شد خانم ها هم هفته ای یک بار بتوانند در کنسرت ها حضور داشته باشند و به تماشا بنشینند. اقبال به صدای اولین بانوی آوازخوان ایران آنقدر زیاد بود که پس از اتمام کنسرت، مردم شگفت زده طلا، اسکناس و جواهرات به پایش می ریختند…/
بریدهای از آخرین نامه قمرالملوک
به مردم ایران: من هنرم را بنده تجارت نکردم و همیشه آن را در راه تحقق بخشیدن به آرزوهای ملی و میهنی خودم به کار انداختهام. من ثروتی ندارم، هیچ چیز، اما دلهای یتیمانی را دارم که بهخاطر مرگ من از غم مالامال می شوند…
به او لقب «مادر آواز ایران» را داده اند. ۱۴ مرداد سالروز درگذشت اوست؛ بانوی خوشآواز، بی آنکه بداند همه زنانی را که بعد از او آواز خواندند وامدار خودش کرده است.
«قمرخانم سید حسینخان» اولین بانوی آواز خوان ایرانی بود. درباره صدای قمر بارها گفته اند و نوشته اند. درباره منحصر به فرد بودن آن تحریرها و آوازها و درباره قدرت صدای بانو قمرالملوک باید هنوز هم گفت و نوشت. او اما از خود میراثی بر جای گذاشت که ارزشش به مراتب بالاتر از قدرت صوتی صرف برای خواندن است.
زاده سال ۱۲۸۴ در تاکستان قزوین بود. تنها ۴ ماه از تولدش می گذشت که پدرش «سید حسن» از دنیا رفت. سیه روزی دخترک تمامی نداشت. ۱۴ ماه بعد مادرش «طوبا خانم» هم در اثر ابتلا به حصبه ترکش کرد. دخترک ۱۸ ماهه حالا باید می رفت خانه مادربزرگش «خیرالنسا افتخار الذاکرین» که سرپرستی اش را به عهده گرفته بود.
پرورده شدن در دامن مادربزرگی که مرثیه خوان بود، فضایی فراهم کرد تا «قمر» از همان کودکی، آن مرثیههای غمناک را بیاموزد و با صدای کودکانه اش تکرارشان کند.
خودش روایت شیرینی از آن روزها و سال ها دارد: «بیش تر وقت ها با او به مسجد می رفتم و به صدایش گوش می کردم. با صدای او بزرگ شدم. این صداها رفته رفته در گلوی من منعکس می شد و بعضی از روزها که تنها و بی آشنا در خانه می ماندم، همین صدا را پیش خود زمزمه می کردم».
بزرگ تر شد و علاقه اش به موسیقی و آواز خواندن وادارش کرد از مادر بزرگ بخواهد برای تعلیم آواز، او را نزد استادان موسیقی آن دوران ببرد. خواست «قمر» با اوضاع و احوال اجتماعی ایران در آن سال ها هیچ سنخیتی نداشت. اصلا مرسوم نبود دخترکی به سن و سال او برود نزد یک مرد برای مشق آواز. مخالفت مادربزرگ با درخواست نوه اولین اقدامی بود که به نظر منطقی می رسید. با این وجود دختر کم سن و سال بر خواسته اش پافشاری کرد و البته به جای حضور «قمر» در کلاس درس، معلم به خانه آنها آمد.
معلمِ تا امروز ناشناخته که از دنیا رفت، مادربزرگ و نوه به دنبال استادی دیگر رفتند. بخت بد «قمر» اما آسمان کم ستاره اش را تاریک تر می کرد. مادربزرگ هم از دنیا رفت و نوه اش را تنها گذاشت. استاد «بحرینی» از راه رسید و با اقتداری درخور به تعلیم ستاره سال های بعد فرهنگ ایران مشغول شد.
در این دوره زمانی حضور نظامالدین لاچینی در منزل استاد بحرینی نقطه عطفی است در معرفی «قمر» به آسمان موسیقی ایران. لاچینی، «قمر» را یاری کرد تا اولین تصنیفش را با همراهی کمپانی «پلی فون» منتشر کند، آن هم در حالی که تنها ۱۶ سال سن داشت. «قمر» داشت در خانه ای رشد می کرد که رفت و آمد بالادستان جامعه در آن امری روزمره بود. از سوی دیگر خودش مایل به حضور در جمع فرودستان بود و از همین رهگذر به تفاوت زندگانی این دو طیف پی می برد. همین موقعیت، کاری با هنر «قمر» کرد که شعر برایش به ابزاری تبدیل شد برای ارائه درون مایه مردمی.
کیمیای قمر شدن
چرخ روزگار گردش های اندکی به کام «قمر» داشت و روزگار مایل به مدرنیته، فضا را برای حضور بانوی اول آواز ایران در جامعه مهیا کرد. البته که شاید اگر دیگران هم همت او را داشتند، نیاز نبود آوازخوانِ بعدها شهیر، یک تنه در مقابل تهمت های ناروا قد علم کند.
اگر تلخکامی های روزگار و سر و سامان گرفتن در خانه استاد بحرینی نبود، شاید «قمر» بی پروا هیچ وقت ظهور نمی کرد. از تاثیر ازدواج نافرجام در ۱۴ سالگی و جدایی پس از آن هم البته نمی توان چشم فروبست.
۱۶ سالگی «قمر» علاوه بر انتشار اولین تصنیفش مصادف شد با مهمترین اتفاق زندگی اش: آشنایی با مرتضی نی داوود.
نی داوودِ بزرگ خودش درباره این آشنایی گفته: «حدود سال ۱۳۰۰ شبی در محفلی بودیم که حاضران از دخترکی پانزده، شانزده ساله خواستند ترانه ای بخواند. یکی از حاضران ساز می زد که من از طرز نواختنش هیچ خوشم نیامد، اما همین که خواننده شروع به خواندن کرد، به واقعیت عجیبی پی بردم. ..
ادامه دارد
https://t.me/zan_j/3541
Telegram
زن و جامعه (زن کارگر)
#قمر
به او لقب «مادر آواز ایران» را داده اند. ۱۴ مرداد سالروز درگذشت اوست؛ بانوی خوشآواز، بی آنکه بداند همه زنانی را که بعد از او آواز خواندند وامدار خودش کرده است.
@zan_j
به او لقب «مادر آواز ایران» را داده اند. ۱۴ مرداد سالروز درگذشت اوست؛ بانوی خوشآواز، بی آنکه بداند همه زنانی را که بعد از او آواز خواندند وامدار خودش کرده است.
@zan_j
طبق تحقیقات به عمل آمده افرادی که علایم و تشخیص افسردگی دارند،۱۷/۲ برابر بیش از دیگران به بیماریهای شایع جسمانی مبتلا میشوند.
@zan_j
@zan_j
آنچه مهم است این است که تاب بیاوریم
و صبر کنیم
تا به چشم خود ببینیم
که استعداد بی همتای انسان در اوج
تلاش و کوشش
چگونه یک پایان غم انگیز را
به یک پیروزی عظیم
و یک وضعیت بحرانی را
به فتحی پیروزمندانه بدل میکند.
👤 #ویکتور_فرانکل
📙 #انسان_در_جستجوی_معنا
https://t.me/zan_j/3550
https://t.me/zan_j/3552
و صبر کنیم
تا به چشم خود ببینیم
که استعداد بی همتای انسان در اوج
تلاش و کوشش
چگونه یک پایان غم انگیز را
به یک پیروزی عظیم
و یک وضعیت بحرانی را
به فتحی پیروزمندانه بدل میکند.
👤 #ویکتور_فرانکل
📙 #انسان_در_جستجوی_معنا
https://t.me/zan_j/3550
https://t.me/zan_j/3552
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#یاسمین_لوی
خواننده یی که با تلفیق مدرن آهنگهای فلامنکو، موسیقی ایرانی و آندلسی به تالیف جدیدی از موسیقی دست پیدا کردهاست که توجه همگان را به خود جلب کرده است
@zan_j
خواننده یی که با تلفیق مدرن آهنگهای فلامنکو، موسیقی ایرانی و آندلسی به تالیف جدیدی از موسیقی دست پیدا کردهاست که توجه همگان را به خود جلب کرده است
@zan_j
گریه نکن خواهرم،
در خانه ات درختی خواهد روئید
و درخت هایی در شَهرت و بسیار درخت در سرزمینت
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید
و درخت ها از باد خواهند پرسید، در راه که می آمدی سحر را ندیدی؟
📚سووشون
سیمین_دانشور
https://t.me/zan_j/3558
در خانه ات درختی خواهد روئید
و درخت هایی در شَهرت و بسیار درخت در سرزمینت
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید
و درخت ها از باد خواهند پرسید، در راه که می آمدی سحر را ندیدی؟
📚سووشون
سیمین_دانشور
https://t.me/zan_j/3558
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
هرگز
شب را باور نكردم
چرا كه
در فراسوى دهليزش
به اميد دريچه اى
دل بسته بودم....
احمد_شاملو
شبتان خوش🌗🌺
@zan_j
شب را باور نكردم
چرا كه
در فراسوى دهليزش
به اميد دريچه اى
دل بسته بودم....
احمد_شاملو
شبتان خوش🌗🌺
@zan_j
سلام!
صبح یعنی تو بخندی دل من باز شود,پلک بگشایی و از نو غزل اغاز شود,صبح یعنی که دلم گرم نگاهت باشد,اسمان,عشق,زمین با تو هم اواز شود.
@zan_j
صبح یعنی تو بخندی دل من باز شود,پلک بگشایی و از نو غزل اغاز شود,صبح یعنی که دلم گرم نگاهت باشد,اسمان,عشق,زمین با تو هم اواز شود.
@zan_j
🔶 دستکاری نتایج امتحان ورودی در ژاپن برای نپذیرفتن زنان
@zan_j
🔺 یک دانشگاه برجسته پزشکی در ژاپن چند روز پیش اعلام کرد که مسئولانش به طور عمد نمرههای امتحان ورودی دانشگاه را دستکاری میکردهاند تا رقم پذیرش زنان در دانشگاه را محدود کنند. این اعتراف نشان میدهد که چرا نسبت قبولیهای زنان نسبت به مردان در این دانشگاه و احتمالا دانشگاههای دیگر پزشکی در ژاپن نابرابر بوده است.
🔺 در یک کنفرانس مطبوعاتی تیم تحقیقاتی بیرون دانشگاه تایید کرد که مسئولان این دانشکده به طور مداوم نمرات همه متقاضیان مونث را کم میکردهاند. در سال گذشته از میان متقاضیان ۸.۸ درصد مرد و تنها ۲.۹ زن پذیرفته شدند.
در میدان بخوانید 👇
http://medn.me/q3gy48
@zan_j
🔺 یک دانشگاه برجسته پزشکی در ژاپن چند روز پیش اعلام کرد که مسئولانش به طور عمد نمرههای امتحان ورودی دانشگاه را دستکاری میکردهاند تا رقم پذیرش زنان در دانشگاه را محدود کنند. این اعتراف نشان میدهد که چرا نسبت قبولیهای زنان نسبت به مردان در این دانشگاه و احتمالا دانشگاههای دیگر پزشکی در ژاپن نابرابر بوده است.
🔺 در یک کنفرانس مطبوعاتی تیم تحقیقاتی بیرون دانشگاه تایید کرد که مسئولان این دانشکده به طور مداوم نمرات همه متقاضیان مونث را کم میکردهاند. در سال گذشته از میان متقاضیان ۸.۸ درصد مرد و تنها ۲.۹ زن پذیرفته شدند.
در میدان بخوانید 👇
http://medn.me/q3gy48
میدان
دستکاری نتایج امتحان ورودی در ژاپن برای نپذیرفتن زنان
یک دانشگاه برجسته پزشکی در ژاپن چند روز پیش اعلام کرد که مسئولانش به طور عمد نمرههای امتحان ورودی دانشگاه را دستکاری میکردهاند تا رقم پذیرش زنان در دانشگاه را محدود کنند. این اعتراف نشان میدهد که چرا نسبت قبولیهای زنان نسبت به مردان در این دانشگاه و…
زن و جامعه (زن کارگر) pinned «#مقالات_زنان ⚡️مسائل معیشتی،اعتراض ها به حجاب اجباری،و تاثیر آنها بر جنبش زنان(۳) یارگیریهای تازه از حرکتهای بهراهافتاده در بطن جامعه علاوه بر این، در شرایطی که جنبش زنان بسیاری از نیروهای قبلی خود را به دلیل فشارهای امنیتی، مهاجرت و سرخوردگی از دست…»
مسائل معیشتی،اعتراض ها به حجاب اجباری و تاثیر آنها بر جنبش زنان(۴)
بخش آخر
از اغلب فعالان و گروههای شناخته شدهی جنبش زنان نیز، حرکت روشن و صریحی در حمایت از خواستهی زنان معترض به حجاب اجباری دیده نشد. در حالی که شاید اگر حرکتی از درون جنبش زنان تمرکز مراسم هشت مارس را بر مخالفت با حجاب اجباری قرار میداد، میتوانست در بستر آمادهی آن روزها گامی برای سازماندهی این خواسته بردارد. گامی که هنوز برای برداشتن
آن دیر نشده است.
در رابطه با مطالبات معیشتی نیز، اگرچه در هردو بیانیهی هشت مارس به این مسئله توجه شده بود و حتی فراخواندهندگانِ تجمع، این موضوع را محور اصلی بیانیهی خود قرار داده بودند، چنین رویکردی مورد حمایت بسیاری از فعالان و گروههای جنبش زنان قرار نگرفت و پس از برنامههای هشت مارس نیز از سوی فعالان جنبش زنان توجهی جدی به مطالبات اقتصادی معترضان خیابانی را شاهد نبودیم.
برخی فعالان جنبش زنان، در داخل و خارج کشور، اولویت دادن به مسائل اقتصادی از سوی جنبش زنان را یک موضوع انحرافی و تکرار تجربههای ناموفق گروههای چپ در سالهای نخست انقلاب دانستند. برخی دیگر نیز با نسبت دادن آن به مردان سیاسی که «خواستهی خود را به فعالان زن تحمیل کردهاند»، از نگاه موشکافانه و بدون پیشداوری به ضرورت در اولویت قرار دادن این خواسته سر باز زدند.
با همه اینها، در شرایطی که اعتراضها به وضعیت اقتصادی و حجاب اجباری همچنان ادامه دارند، هنوز فرصتِ شناخت و تحلیل این حرکتها در گفتوگوهایی جمعی و استفاده از آن برای طرح و پیشبرد مطالبات جنبش زنان از دست نرفته است. فرصتی که اکنون با امکانات شبکههای اجتماعی و کمرنگتر شدن مرزهای بین شهروندان داخل و خارج از کشور، بیشتر از هر زمانی باید غنیمت شمرده شود.
خلاصهای از این مقاله در ژوئن ۲۰۱۸ در نشست «چشمانداز جنبشهای اجتماعی در ایران» در استکهلم ارائه شده است.
✍مریم حسینخواه
بخش آخر
از اغلب فعالان و گروههای شناخته شدهی جنبش زنان نیز، حرکت روشن و صریحی در حمایت از خواستهی زنان معترض به حجاب اجباری دیده نشد. در حالی که شاید اگر حرکتی از درون جنبش زنان تمرکز مراسم هشت مارس را بر مخالفت با حجاب اجباری قرار میداد، میتوانست در بستر آمادهی آن روزها گامی برای سازماندهی این خواسته بردارد. گامی که هنوز برای برداشتن
آن دیر نشده است.
در رابطه با مطالبات معیشتی نیز، اگرچه در هردو بیانیهی هشت مارس به این مسئله توجه شده بود و حتی فراخواندهندگانِ تجمع، این موضوع را محور اصلی بیانیهی خود قرار داده بودند، چنین رویکردی مورد حمایت بسیاری از فعالان و گروههای جنبش زنان قرار نگرفت و پس از برنامههای هشت مارس نیز از سوی فعالان جنبش زنان توجهی جدی به مطالبات اقتصادی معترضان خیابانی را شاهد نبودیم.
برخی فعالان جنبش زنان، در داخل و خارج کشور، اولویت دادن به مسائل اقتصادی از سوی جنبش زنان را یک موضوع انحرافی و تکرار تجربههای ناموفق گروههای چپ در سالهای نخست انقلاب دانستند. برخی دیگر نیز با نسبت دادن آن به مردان سیاسی که «خواستهی خود را به فعالان زن تحمیل کردهاند»، از نگاه موشکافانه و بدون پیشداوری به ضرورت در اولویت قرار دادن این خواسته سر باز زدند.
با همه اینها، در شرایطی که اعتراضها به وضعیت اقتصادی و حجاب اجباری همچنان ادامه دارند، هنوز فرصتِ شناخت و تحلیل این حرکتها در گفتوگوهایی جمعی و استفاده از آن برای طرح و پیشبرد مطالبات جنبش زنان از دست نرفته است. فرصتی که اکنون با امکانات شبکههای اجتماعی و کمرنگتر شدن مرزهای بین شهروندان داخل و خارج از کشور، بیشتر از هر زمانی باید غنیمت شمرده شود.
خلاصهای از این مقاله در ژوئن ۲۰۱۸ در نشست «چشمانداز جنبشهای اجتماعی در ایران» در استکهلم ارائه شده است.
✍مریم حسینخواه
۳۵ میلیون تن #مواد_غذایی سالیانه
در کشور دور ریخته می شود
که معادل غذایی ۱۵ میلیون گرسنه و نیازمند
و معادل ۳ سال بودجه عمرانی کشور است!
@zan_j
در کشور دور ریخته می شود
که معادل غذایی ۱۵ میلیون گرسنه و نیازمند
و معادل ۳ سال بودجه عمرانی کشور است!
@zan_j
گفتي که :
چو خورشيد
زنم سوي تو پر،
چون ماه
شبي مي کشم از پنجره سر،
اندوه
که خورشيد شدي
تنگ غروب،
افسوس
که مهتاب شدي
وقت سحر...!!!
فریدون_مشیری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
چو خورشيد
زنم سوي تو پر،
چون ماه
شبي مي کشم از پنجره سر،
اندوه
که خورشيد شدي
تنگ غروب،
افسوس
که مهتاب شدي
وقت سحر...!!!
فریدون_مشیری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j
سلام،روز خوش🌸
چمن، دلکش! زمین، خرم! هوا، تَر
نشستن پای گندم زار خوشتر
امید تازه را دریاب و دریاب
غم دیرینه را بگذار و بگذر...
#فریدون_مشیری
@zan_j
چمن، دلکش! زمین، خرم! هوا، تَر
نشستن پای گندم زار خوشتر
امید تازه را دریاب و دریاب
غم دیرینه را بگذار و بگذر...
#فریدون_مشیری
@zan_j