This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
يک کلیپ زیبا برای دولت تدبير و اميد
@zan_j
@zan_j
سحرکاظمی فعال مدنی، زیست محیطی و ورزشی ساعت ده صبح دیروز پس از یورش نیروهای وزارت اطلاعات بە منزلش بازداشت و بە مکان نامعلومی منتقل شدە است.
@zan_j
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
سلام!
زیباترین دریا
دریائی است که هنوز در آن نرانده ایم
زیبا ترین کودک
هنوز شیر خواره است
زیبا ترین روز
هنوز فرا نرسیده است.
#ناظم_حکمت
سلام!
زیباترین دریا
دریائی است که هنوز در آن نرانده ایم
زیبا ترین کودک
هنوز شیر خواره است
زیبا ترین روز
هنوز فرا نرسیده است.
#ناظم_حکمت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای ورزش کردن هیچوقت دیر نیست😊
@zan_j
@zan_j
گزارش جهانی کار: یک و نیم میلیارد انسان شاغل، اما فقیر
به گزارش سازمان جهانی کار بیش از نیمی از شهروندان کشورهای در حال توسعه در شرایط بسیار سختی زندگی میکنند و بیش از ۵ / ۱ میلیارد انسان از امکانات و خدمات اجتماعی محروماند.
طبقهی متوسط در تمامی کشورهای جهان از جمله در کشورهای در حال توسعه در حال رشد است. این تنها خبر خوش "گزارش جهانی کار" است. بر پایهی گزارشهای سازمان ملل با وجود این رشد، شرایط زندگی و کار برای نیمی از نیروی کار در کشورهای در حال توسعه دشوار و بد است. عدم امنیت شغلی و نبود قراردادهای کاری دو نمونه از مشکلات کارگران در این کشورهاست.
۸۴۰ میلیون انسان، زیر خط فقر
بنا بر گزارش سازمان بین المللی کار (ILO) در مجموع یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون انسان در کشورهای فقیر از راه کارهای روزمزد یا کارهای دشوار امرار معاش میکنند.
این گزارش میافزاید، تقریبا ۸۴۰ میلیون انسان در کشورهای در حال توسعه با دستمزدی کمتر از دو دلار در روز زندگیشان را میگذرانند، درآمدی که به وضوح زیر خط فقر است. سازمان جهانی کار در گزارش تازه خود همچنین پیشبینی میکند که این شرایط در ۵ سال آینده با ورود ۲۰۰ میلون نیروی جویای کار جوان به بازارهای کار، وخیمتر خواهد شد. بیشترین میزان بیکاری جوانان در آفریقا و خاورمیانه مشاهده میشود. در این مناطق هم اکنون از هر ۳ جوان جویای کار یک نفر بیکار است و این آمار در میان زنان به ۴۵ درصد میرسد.
زن کارگر
@zan_j
به گزارش سازمان جهانی کار بیش از نیمی از شهروندان کشورهای در حال توسعه در شرایط بسیار سختی زندگی میکنند و بیش از ۵ / ۱ میلیارد انسان از امکانات و خدمات اجتماعی محروماند.
طبقهی متوسط در تمامی کشورهای جهان از جمله در کشورهای در حال توسعه در حال رشد است. این تنها خبر خوش "گزارش جهانی کار" است. بر پایهی گزارشهای سازمان ملل با وجود این رشد، شرایط زندگی و کار برای نیمی از نیروی کار در کشورهای در حال توسعه دشوار و بد است. عدم امنیت شغلی و نبود قراردادهای کاری دو نمونه از مشکلات کارگران در این کشورهاست.
۸۴۰ میلیون انسان، زیر خط فقر
بنا بر گزارش سازمان بین المللی کار (ILO) در مجموع یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون انسان در کشورهای فقیر از راه کارهای روزمزد یا کارهای دشوار امرار معاش میکنند.
این گزارش میافزاید، تقریبا ۸۴۰ میلیون انسان در کشورهای در حال توسعه با دستمزدی کمتر از دو دلار در روز زندگیشان را میگذرانند، درآمدی که به وضوح زیر خط فقر است. سازمان جهانی کار در گزارش تازه خود همچنین پیشبینی میکند که این شرایط در ۵ سال آینده با ورود ۲۰۰ میلون نیروی جویای کار جوان به بازارهای کار، وخیمتر خواهد شد. بیشترین میزان بیکاری جوانان در آفریقا و خاورمیانه مشاهده میشود. در این مناطق هم اکنون از هر ۳ جوان جویای کار یک نفر بیکار است و این آمار در میان زنان به ۴۵ درصد میرسد.
زن کارگر
@zan_j
#بیاد_جانباختگان_تابستان_67
دست خودمان که نیست
هر تابستان هوایشان میکنیم
آنقدر یادشان میکنیم
تا روی فراموشی کم بشه
خوب که نگاه کنیم؛
میبینیم یه پرنده رو طناب رخت بند ۸
رو زیر پیراهنِ سپید یکی از بچهها
داره شعر میخونه
۳۰ سال پیش در چنین روزهایی
از پشتِ کرکرههای اتاق آخر بند ۸
شبانهترین دورههای زندهگیمان را
به تماشا نشسته بودیم.
در فاصلهی ۱۸- ۱۵ مرداد کامیونهای یخچالدارِ حمل گوشت تا صبح
بیش از یکبار رفتند و برگشتند.
شبانه دارشان و دارمان میزدند و بارمان میزدند و ما فاجعه را تاب میآوردیم😔⭐️
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@zan_j
#بیاد_جانباختگان_تابستان_67
دست خودمان که نیست
هر تابستان هوایشان میکنیم
آنقدر یادشان میکنیم
تا روی فراموشی کم بشه
خوب که نگاه کنیم؛
میبینیم یه پرنده رو طناب رخت بند ۸
رو زیر پیراهنِ سپید یکی از بچهها
داره شعر میخونه
۳۰ سال پیش در چنین روزهایی
از پشتِ کرکرههای اتاق آخر بند ۸
شبانهترین دورههای زندهگیمان را
به تماشا نشسته بودیم.
در فاصلهی ۱۸- ۱۵ مرداد کامیونهای یخچالدارِ حمل گوشت تا صبح
بیش از یکبار رفتند و برگشتند.
شبانه دارشان و دارمان میزدند و بارمان میزدند و ما فاجعه را تاب میآوردیم😔⭐️
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@zan_j
📸 پیدا شدن یک نوزاد در کیسه زباله در کرمانشاه
🔹بهزیستی: این نوزاد توسط تیم سیار بهزیستی از پلیس ۱۱۰ تحویل گرفته شد/ایرنا
@zan_j
🔹بهزیستی: این نوزاد توسط تیم سیار بهزیستی از پلیس ۱۱۰ تحویل گرفته شد/ایرنا
@zan_j
زنان ریشه های انسانیت اند
اشتباه خواهد بود
اگرفکر کنیم
با محدود کردن ریشه ها
شاخه ها بهتر رشد خواهند کرد
هر قدر ریشه ها محدود تر شوند
شاخه ها پژمرده تر
فاسد تر
و رشد نایافته تر خواهند شد
@zan_j
اشتباه خواهد بود
اگرفکر کنیم
با محدود کردن ریشه ها
شاخه ها بهتر رشد خواهند کرد
هر قدر ریشه ها محدود تر شوند
شاخه ها پژمرده تر
فاسد تر
و رشد نایافته تر خواهند شد
@zan_j
#زنان_پیشرو
#سعیده_قدس
متولد 1330 / تهران
بنیانگذار موسسهی خیریه محک
یک روز سرد زمستانی بود. سعیده دختر دوسالهاش کیانا را برای آزمایشهای همیشگی به مطب دکتر برد. فکر میکرد کمی بعد برمیگردد و با خانوادهاش شام میخورند و تولد کیانا را جشن میگیرند، اما اینطور نشد. دکترها به سعیده گفتند که کیانا باید بستری و هر چه سریعتر عمل شود. دنیا پیش چشم سعیده سیاه شد. چهطور ممکن بود؟ دخترکوچولوی او سرطان گرفته بود، بیماری سختی که ممکن بود هیچ وقت درمان نشود. سعیده فکر میکرد دنیا برایش تمام شده است. او که همیشه سعی کرده بود به همه کمک کند، حالا احساس میکرد برای دخترش هیچ کاری از دستش برنمیآید. به هر ترتیب درمان را شروع کردند و چون بیماری زود تشخیص داده شده بود همه چیز خوب پیش رفت. اما در طول دورهای که سعیده کیانا را به بیمارستان میبرد بچههای زیادی را دید که دچار همین بیماری شده بودند و خانوادههایشان توانایی پرداخت هزینههای درمان را نداشتند.
کمی بعد سعیده کیانا را برای آزمایش به آلمان برد. او متوجه شد که در آلمان همهی هزینهها برای کودکان سرطانی تقریبا رایگان بود و موسسههای خیریه آن را پرداخت میکردند. این موسسهها بیمارستانهایی درست کرده بودند که در آنها اتاق بازی و مددکار داشتند تا بچهها سختی بیماری را راحتتر تحمل کنند. از پدر و مادرهای این بچهها هم حمایت میکردند و به آنها آموزش و مشاوره میدادند. فکر تاسیس محک همانجا به ذهن سعیده رسید. او با خودش گفت چرا در کشور خودش چنین موسسهای را راه نیندازد. بعد از برگشتن به ایران با چند نیکوکار صحبت کرد و بالاخره با کمک آنها محک را تاسیس کرد.
محک مرکزی است که از بچههای مبتلا به سرطان که نیاز به کمک مالی دارند، و همینطور پدر و مادرهایشان حمایت میکند و تمام امکاناتش برای آنها رایگان است. در سال 86 تنها بيمارستان فوق تخصصي سرطان كودک محک در ایران با امکانات کامل تاسیس شد. محک جایزههای بین المللی بسیاری را برده و تحقیقات زیادی هم در زمینهی سرطان انجام داده است. امروز بیش از 25 سال از تولد محک میگذرد. در این مدت محک توانسته از بیش از 25 هزار کودک مبتلا به سرطان حمایت کند، که خیلی از آنها کاملا درمان شدهاند و مثل کیانا سالم و سرحال به خانههایشان برگشتهاند.
نویسنده: #الهام_نظری
https://t.me/zan_j/3532
#سعیده_قدس
متولد 1330 / تهران
بنیانگذار موسسهی خیریه محک
یک روز سرد زمستانی بود. سعیده دختر دوسالهاش کیانا را برای آزمایشهای همیشگی به مطب دکتر برد. فکر میکرد کمی بعد برمیگردد و با خانوادهاش شام میخورند و تولد کیانا را جشن میگیرند، اما اینطور نشد. دکترها به سعیده گفتند که کیانا باید بستری و هر چه سریعتر عمل شود. دنیا پیش چشم سعیده سیاه شد. چهطور ممکن بود؟ دخترکوچولوی او سرطان گرفته بود، بیماری سختی که ممکن بود هیچ وقت درمان نشود. سعیده فکر میکرد دنیا برایش تمام شده است. او که همیشه سعی کرده بود به همه کمک کند، حالا احساس میکرد برای دخترش هیچ کاری از دستش برنمیآید. به هر ترتیب درمان را شروع کردند و چون بیماری زود تشخیص داده شده بود همه چیز خوب پیش رفت. اما در طول دورهای که سعیده کیانا را به بیمارستان میبرد بچههای زیادی را دید که دچار همین بیماری شده بودند و خانوادههایشان توانایی پرداخت هزینههای درمان را نداشتند.
کمی بعد سعیده کیانا را برای آزمایش به آلمان برد. او متوجه شد که در آلمان همهی هزینهها برای کودکان سرطانی تقریبا رایگان بود و موسسههای خیریه آن را پرداخت میکردند. این موسسهها بیمارستانهایی درست کرده بودند که در آنها اتاق بازی و مددکار داشتند تا بچهها سختی بیماری را راحتتر تحمل کنند. از پدر و مادرهای این بچهها هم حمایت میکردند و به آنها آموزش و مشاوره میدادند. فکر تاسیس محک همانجا به ذهن سعیده رسید. او با خودش گفت چرا در کشور خودش چنین موسسهای را راه نیندازد. بعد از برگشتن به ایران با چند نیکوکار صحبت کرد و بالاخره با کمک آنها محک را تاسیس کرد.
محک مرکزی است که از بچههای مبتلا به سرطان که نیاز به کمک مالی دارند، و همینطور پدر و مادرهایشان حمایت میکند و تمام امکاناتش برای آنها رایگان است. در سال 86 تنها بيمارستان فوق تخصصي سرطان كودک محک در ایران با امکانات کامل تاسیس شد. محک جایزههای بین المللی بسیاری را برده و تحقیقات زیادی هم در زمینهی سرطان انجام داده است. امروز بیش از 25 سال از تولد محک میگذرد. در این مدت محک توانسته از بیش از 25 هزار کودک مبتلا به سرطان حمایت کند، که خیلی از آنها کاملا درمان شدهاند و مثل کیانا سالم و سرحال به خانههایشان برگشتهاند.
نویسنده: #الهام_نظری
https://t.me/zan_j/3532
Telegram
زن و جامعه (زن کارگر)
#سعیده_قدس
متولد 1330 / تهران
بنیانگذار موسسهی خیریه محک
@zan_j
متولد 1330 / تهران
بنیانگذار موسسهی خیریه محک
@zan_j
چند خبر
🌺
🔴 «شعار مرگ بر دیکتاتور» در ورزشگاه آزادی؛ درگیری «شدید» و بازداشت
گزارشها حاکی از درگیری «شدید» هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز در ورزشگاه آزادی تهران با مأموران انتظامی در جریان بازی روز جمعه، ۱۹ مرداد، بین تراکتورسازی و استقلال است.
♦️ویدئویی نیز در رسانههای اجتماعی منتشر شده است که تاریخ بارگذاری آن در اینترنت مربوط به امروز جمعه است و در آن شعار جمعی «مرگ بر دیکتاتور» از تماشاچیان حاضر در ورزشگاه آزادی شنیده میشود.
🔴 سقوط ارزش پول ترکیه؛ اردوغان: مردم طلا، یورو و دلار خود را به لیر تبدیل کنند
رویترز می گوید، ارزش لیر در برابر دلار در سال جاری ۴۰ درصد سقوط کرده است، اما جمعه حتی در لحظاتی تا ۱۸ درصد در یک روز سقوط کرد که از سال ۲۰۰۱ تاکنون چنین کاهش ارزشی بی سابقه است.
⭕️ بازداشت سه نفر در ارتباط با پرونده فوت دانشآموزان یزدی در گرجستان
دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان یزد از بازداشت سه نفر از دستاندرکاران اعزام دانشآموزان به کشور گرجستان خبر داد. علیاکبر شمس گفت: «فیلم صحنه جرم مطالبه و بررسی شده تا ابعاد دقیق حادثه روشن شود.» او افزود با توجه به اینکه "بیم جرائم مالی و سود جویی" نیز در جریان اعزام دانشآموزان به گرجستان وجود دارد، حسابهای بانکی متهمان نیز مسدود شده است.
پیش از این وزیر آموزش و پرورش گفته بود که اعزام دانشآموزان یک مدرسه یزد به گرجستان بدون اطلاع قبلی مقامات مسئول رخ داده و به همین دلیل "کسی را نمیتوان پیدا کرد که از او توضیحی بخواهیم." دو دانشآموز یزدی که همراه با مدرسه فوتبال برای اردوی تفریحی به کشور گرجستان سفر کرده بودند، در رودخانه غرق شدند. یک نوجوان دیگر نیز پس از انتقال به
🔻 به گزارش سایت "هرانا" روز جمعه ۱۹ مرداد شماری از شهروندان آذری که قصد صعود به کوه سبلان را داشتند بازداشت شدهاند. بنا بر این گزارش این افراد پنجشنبه شب پس از ایجاد کمپ در کوه، مراسم شعرخوانی و سخنرانی برگزار کرده بودند. روز جمعه ۱۹ مرداد نیروهای امنیتی مشکینشهر با حمله به کمپ این جوانان در کوه، برخی را مورد ضرب و شتم قرار داده و آنها را به بازداشتگاه شهر لاهرود منتقل کردهاند.
🔻 صبح روز شنبه ۲۰ مرداد زلزلهای به قدرت ۹ / ۴ در مقیاس ریشتر شهر زاهدان را لرزاند. گزارشی از خسارات احتمالی این زلزله گزارش نشده است.
@zan_j
🏀 قهرمانی تیم ملی بسکتبال ۳ نفره زنان ایران در غرب آسیا . گفتوگو
تیم ملی بسکتبال ۳ نفره زنان ایران قهرمان مسابقات غرب آسیا شد. این نخستین عنوان قهرمانی بسکتبال زنان ایران در ۴۰ سال اخیر است. رضا طاهری، داور سابق بسکتبال در آلمان در گفتوگویی با دویچه وله از ارزش این دستآورد میگوید.
🔶 صدها نفر در تظاهرات ضددولتی در رومانی زخمی شدند
در رومانی بیش از ۵۰ هزار نفر به دعوت شهروندان رومانیایی مقیم خارج علیه فساد دولتی در کشورشان تظاهرات کردند. بیش از ۴۴۰ نفر از جمله ۲۲ مأمور پلیس زخمی شدند.
در بیشتر شهرهای رومانی روز جمعه ۱۰ اوت تظاهرات ضددولتی برگزار شد.
@zan_j
🌺
🔴 «شعار مرگ بر دیکتاتور» در ورزشگاه آزادی؛ درگیری «شدید» و بازداشت
گزارشها حاکی از درگیری «شدید» هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز در ورزشگاه آزادی تهران با مأموران انتظامی در جریان بازی روز جمعه، ۱۹ مرداد، بین تراکتورسازی و استقلال است.
♦️ویدئویی نیز در رسانههای اجتماعی منتشر شده است که تاریخ بارگذاری آن در اینترنت مربوط به امروز جمعه است و در آن شعار جمعی «مرگ بر دیکتاتور» از تماشاچیان حاضر در ورزشگاه آزادی شنیده میشود.
🔴 سقوط ارزش پول ترکیه؛ اردوغان: مردم طلا، یورو و دلار خود را به لیر تبدیل کنند
رویترز می گوید، ارزش لیر در برابر دلار در سال جاری ۴۰ درصد سقوط کرده است، اما جمعه حتی در لحظاتی تا ۱۸ درصد در یک روز سقوط کرد که از سال ۲۰۰۱ تاکنون چنین کاهش ارزشی بی سابقه است.
⭕️ بازداشت سه نفر در ارتباط با پرونده فوت دانشآموزان یزدی در گرجستان
دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان یزد از بازداشت سه نفر از دستاندرکاران اعزام دانشآموزان به کشور گرجستان خبر داد. علیاکبر شمس گفت: «فیلم صحنه جرم مطالبه و بررسی شده تا ابعاد دقیق حادثه روشن شود.» او افزود با توجه به اینکه "بیم جرائم مالی و سود جویی" نیز در جریان اعزام دانشآموزان به گرجستان وجود دارد، حسابهای بانکی متهمان نیز مسدود شده است.
پیش از این وزیر آموزش و پرورش گفته بود که اعزام دانشآموزان یک مدرسه یزد به گرجستان بدون اطلاع قبلی مقامات مسئول رخ داده و به همین دلیل "کسی را نمیتوان پیدا کرد که از او توضیحی بخواهیم." دو دانشآموز یزدی که همراه با مدرسه فوتبال برای اردوی تفریحی به کشور گرجستان سفر کرده بودند، در رودخانه غرق شدند. یک نوجوان دیگر نیز پس از انتقال به
🔻 به گزارش سایت "هرانا" روز جمعه ۱۹ مرداد شماری از شهروندان آذری که قصد صعود به کوه سبلان را داشتند بازداشت شدهاند. بنا بر این گزارش این افراد پنجشنبه شب پس از ایجاد کمپ در کوه، مراسم شعرخوانی و سخنرانی برگزار کرده بودند. روز جمعه ۱۹ مرداد نیروهای امنیتی مشکینشهر با حمله به کمپ این جوانان در کوه، برخی را مورد ضرب و شتم قرار داده و آنها را به بازداشتگاه شهر لاهرود منتقل کردهاند.
🔻 صبح روز شنبه ۲۰ مرداد زلزلهای به قدرت ۹ / ۴ در مقیاس ریشتر شهر زاهدان را لرزاند. گزارشی از خسارات احتمالی این زلزله گزارش نشده است.
@zan_j
🏀 قهرمانی تیم ملی بسکتبال ۳ نفره زنان ایران در غرب آسیا . گفتوگو
تیم ملی بسکتبال ۳ نفره زنان ایران قهرمان مسابقات غرب آسیا شد. این نخستین عنوان قهرمانی بسکتبال زنان ایران در ۴۰ سال اخیر است. رضا طاهری، داور سابق بسکتبال در آلمان در گفتوگویی با دویچه وله از ارزش این دستآورد میگوید.
🔶 صدها نفر در تظاهرات ضددولتی در رومانی زخمی شدند
در رومانی بیش از ۵۰ هزار نفر به دعوت شهروندان رومانیایی مقیم خارج علیه فساد دولتی در کشورشان تظاهرات کردند. بیش از ۴۴۰ نفر از جمله ۲۲ مأمور پلیس زخمی شدند.
در بیشتر شهرهای رومانی روز جمعه ۱۰ اوت تظاهرات ضددولتی برگزار شد.
@zan_j
پیشنهاد یک زن عراقی به نخستوزیر عراق:
بیایید چهار سال مجلس را تعطیل کنید،
و حقوق نمایندگان را به خرید گاو شیرده اختصاص بدهید.
۳۷۵ نماینده داریم که حقوق هرکدام دهمیلیون دینار است.
نرخ هر گاو شیری معمولی یک میلیون دیناره.
یعنی با حقوق ماهیانهی یک نماینده میتوان ده گاو خرید.
یعنی در یک ماه ۳۷۵۰ گاو شیرده.
که در سال این عدد به ۴۵۰۰۰ گاو با تولید یک میلیون لیتر شیر میرسد.
که این عدد در چهار سال میشود ۱۸۰۰۰ گاو و یک میلیارد لیتر شیر!
که برابر است با کل تولید شیر دانمارک.
که کشورشان را با این مقدار تولید اداره میکنند.
برای تامین علوفه گاوها میتوان از هزینهی تغذیه و سفرهای نمایندگان استفاده کرد که زیادی هم میآید!
❌کاش یکی هم همین پیشنهاد رو به نماینده های ما بده :))
@zan_j
بیایید چهار سال مجلس را تعطیل کنید،
و حقوق نمایندگان را به خرید گاو شیرده اختصاص بدهید.
۳۷۵ نماینده داریم که حقوق هرکدام دهمیلیون دینار است.
نرخ هر گاو شیری معمولی یک میلیون دیناره.
یعنی با حقوق ماهیانهی یک نماینده میتوان ده گاو خرید.
یعنی در یک ماه ۳۷۵۰ گاو شیرده.
که در سال این عدد به ۴۵۰۰۰ گاو با تولید یک میلیون لیتر شیر میرسد.
که این عدد در چهار سال میشود ۱۸۰۰۰ گاو و یک میلیارد لیتر شیر!
که برابر است با کل تولید شیر دانمارک.
که کشورشان را با این مقدار تولید اداره میکنند.
برای تامین علوفه گاوها میتوان از هزینهی تغذیه و سفرهای نمایندگان استفاده کرد که زیادی هم میآید!
❌کاش یکی هم همین پیشنهاد رو به نماینده های ما بده :))
@zan_j
شورای اروپا برای مقابله با سو استفاده جنسی از کودکان در محیط های ورزشی، پویش بیائید صحبت کنیم، تشکیل داد http://bit.do/et4nk
@zan_j
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مقالات_زنان
⚡️مسائل معیشتی،اعتراض ها به حجاب اجباری،و تاثیر آنها بر جنبش زنان(۳)
یارگیریهای تازه از حرکتهای بهراهافتاده در بطن جامعه
علاوه بر این، در شرایطی که جنبش زنان بسیاری از نیروهای قبلی خود را به دلیل فشارهای امنیتی، مهاجرت و سرخوردگی از دست داده است، بسیاری از افرادی که در جریان این دو حرکت اخیر، به صحنهی اعتراض و کنشگری پاگذاشتهاند، میتوانند نیروهایی تازه نفس این جنبش باشند.
اعتراض به حجاب اجباری، پس از تظاهرات شش روزهی اسفند ۱۳۵۷ و اعتراضهای تیرماه ۱۳۵۹هیچگاه از کنشهای فردی زنان فراتر نرفته بود. اما حالا به یمن شبکههای اجتماعی اینترنتی که در دسترس عموم قرار گرفته و ابتکاراتی همچون کارزارهای «آزادیهای یواشکی» و «چهارشنبههای سفید»، زنانی که مخالف حجاب اجباری هستند، با علنی و عمومی کردن این مخالفت پا به صحنه گذاشتهاند. در چنین بستری، «دختران خیابان انقلاب» به عنوان نماد زنانِ مخالفِ حجاب اجباری، آمادهترین نیروهایی هستند که با به رسمیت شناختن اعتراضشان و تلاش برای برقراری ارتباط با آنها، میتوانند این حرکتهای فردی را به یک تلاش سازمانیافتهی جمعی بدل کنند و گامی برای تحقق خواستههای برابریخواهانهی زنان، بهویژه در زمینهی آزادی پوشش بردارند.
اعتراضهای سراسری دی ماه نیز از منظری دیگر، بخشی از نیروهای بالقوهای را که میتوانند به جنبش زنان بپیوندند پیش روی این جنبش گذاشته است. اگرچه در اغلب گزارشها و مشاهدات، گفته میشد که حضور زنان در اعتراضهای دی ماه پررنگ نبود اما این به معنای غیبت زنان نیز نبود. زنان از سویی در خیابانها و در کنار مردان، هرچند کمتعدادتر از اعتراضهای جنبش سبز، حضور داشتند و از سوی دیگر، در برخی حرکتهای اعتراضی که سازماندهی گروههای صنفی و یا کارگری را داشت نیز حضور زنان در صف جلوی اعتراضها غیرقابل انکار بود. بنابراین این بار نیز زنانی که مطالبات مشخص خود را دارند در صحنه هستند و کنشگران جنبش زنان که دغدغهی تغییر و پیشبرد مطالبات جنسیتی را دارند میتوانند با نزدیک شدن به این نیروها و شناخت مطالباتشان با آنها وارد گفتوگو شوند. گفتوگویی که طی آن هردو طرف ماجرا بتوانند نقاط مشترک خواستههایشان را شناسایی کرده و بر بستر آن جلو بروند. خواستههایی مثل درنظر گرفتن شرایط زنان کارگر به لحاظ دستمزد برابر، تغییر در سیاستهای جمعیتی که منجر به فشار به نیروی کار زنان میشود، تأمین امنیت شغلی، ایجاد مهدکودک و … .
با این حال، اولین گام عملی برای همراهی با این نیروهای جدید، پیدا کردن زبانی مشترک با آنهایی است تاکنون حتی شاید مخاطب جنبش زنان هم نبودهاند. رویکردی که بهجای نمایندگی کردن و رهبری این افراد، به دنبال گشودن درهای گفتوگویی از جایگاه برابر با آنها باشد.
برای مثال در بیانیههای «روز جهانی زن» به رغم اینکه توجه به مشکلات اقتصادی، به عنوان مطالبهی اصلی معترضان دی ماه، گامی رو به جلو بود، اما زبان انتخاب شده برای طرح این مطالبات با زبان معترضان کف خیابان، فاصله داشت. در واقع، فعالان جنبش زنان با وجود شناختِ درست از مطالبهای که اولویت قرار گرفته، همچنان با زبان پیچیدهی طبقهی متوسط شهری با مخاطبانی که تعلق به این طبقه ندارند سخن میگویند و برای همین صدایشان به درستی شنیده نمیشود و نمیتوانند معترضانی را که چند ماه پیش با همین خواستهها به خیابان آمده بودند با خود همراه کنند.
در رابطه با «دختران خیابان انقلاب» و زنان معترض به حجاب اجباری نیز همچنان میتوان ردپای نگاهی را رصد کرد که کنشگران این حرکت را افرادی بیتوجه به مطالبات و نیازهای اصلی زنان و در پی خواستهای لوکس و غیرضروری میبیند. در این میان، سلسله گفتوگوهایی که اخیراً در برخی سایتها و نشریههای داخلیِ جنبش زنان با فعالان کارگری و صنفی و همچنین دختران خیابان انقلاب انجام شده، گامی روبهجلو برای شنیدن مستقیم و بیواسطه از این افراد است که میتواند دریچهای به سوی شناخت متقابل و همکاری سازمانیافتهی جمعی باز کند.
اولویت دادن به مطالباتی با قدرت بسیج عمومی
از سوی دیگر، با وجود توجهی که اخیراً از سوی بخشهایی از جنبش زنان به مسئلهی حجاب ومطالبات اقتصادی شده، این سطح از توجه هنوز با آنچه در عرصهی علنی جامعه جریان دارد هماهنگ نیست.
برای مثال، در اسفند سال گذشته در حالی که بحث مبارزه با حجاب اجباری و تلاشهای «دختران خیابان انقلاب» به بالاترین سطح انعکاس در رسانهها و شبکههای اجتماعی و حتی تریبونهای رسمی حکومتی رسیده بود، در دو بیانیهی فعالان جنبش زنان برای هشت مارس، فقط اشارههایی کوتاه و گاه پیچیدهشده در لفاف استعاره به موضوع حجاب اجباری شد. در قطعنامهی تجمع هشت مارس نیز اگرچه به حجاب اختیاری پرداخته شد اما این موضوع در زمرهی اولویتها نبود. ...
✍مریم حسین خواه
ادامه دارد
@zan_j
⚡️مسائل معیشتی،اعتراض ها به حجاب اجباری،و تاثیر آنها بر جنبش زنان(۳)
یارگیریهای تازه از حرکتهای بهراهافتاده در بطن جامعه
علاوه بر این، در شرایطی که جنبش زنان بسیاری از نیروهای قبلی خود را به دلیل فشارهای امنیتی، مهاجرت و سرخوردگی از دست داده است، بسیاری از افرادی که در جریان این دو حرکت اخیر، به صحنهی اعتراض و کنشگری پاگذاشتهاند، میتوانند نیروهایی تازه نفس این جنبش باشند.
اعتراض به حجاب اجباری، پس از تظاهرات شش روزهی اسفند ۱۳۵۷ و اعتراضهای تیرماه ۱۳۵۹هیچگاه از کنشهای فردی زنان فراتر نرفته بود. اما حالا به یمن شبکههای اجتماعی اینترنتی که در دسترس عموم قرار گرفته و ابتکاراتی همچون کارزارهای «آزادیهای یواشکی» و «چهارشنبههای سفید»، زنانی که مخالف حجاب اجباری هستند، با علنی و عمومی کردن این مخالفت پا به صحنه گذاشتهاند. در چنین بستری، «دختران خیابان انقلاب» به عنوان نماد زنانِ مخالفِ حجاب اجباری، آمادهترین نیروهایی هستند که با به رسمیت شناختن اعتراضشان و تلاش برای برقراری ارتباط با آنها، میتوانند این حرکتهای فردی را به یک تلاش سازمانیافتهی جمعی بدل کنند و گامی برای تحقق خواستههای برابریخواهانهی زنان، بهویژه در زمینهی آزادی پوشش بردارند.
اعتراضهای سراسری دی ماه نیز از منظری دیگر، بخشی از نیروهای بالقوهای را که میتوانند به جنبش زنان بپیوندند پیش روی این جنبش گذاشته است. اگرچه در اغلب گزارشها و مشاهدات، گفته میشد که حضور زنان در اعتراضهای دی ماه پررنگ نبود اما این به معنای غیبت زنان نیز نبود. زنان از سویی در خیابانها و در کنار مردان، هرچند کمتعدادتر از اعتراضهای جنبش سبز، حضور داشتند و از سوی دیگر، در برخی حرکتهای اعتراضی که سازماندهی گروههای صنفی و یا کارگری را داشت نیز حضور زنان در صف جلوی اعتراضها غیرقابل انکار بود. بنابراین این بار نیز زنانی که مطالبات مشخص خود را دارند در صحنه هستند و کنشگران جنبش زنان که دغدغهی تغییر و پیشبرد مطالبات جنسیتی را دارند میتوانند با نزدیک شدن به این نیروها و شناخت مطالباتشان با آنها وارد گفتوگو شوند. گفتوگویی که طی آن هردو طرف ماجرا بتوانند نقاط مشترک خواستههایشان را شناسایی کرده و بر بستر آن جلو بروند. خواستههایی مثل درنظر گرفتن شرایط زنان کارگر به لحاظ دستمزد برابر، تغییر در سیاستهای جمعیتی که منجر به فشار به نیروی کار زنان میشود، تأمین امنیت شغلی، ایجاد مهدکودک و … .
با این حال، اولین گام عملی برای همراهی با این نیروهای جدید، پیدا کردن زبانی مشترک با آنهایی است تاکنون حتی شاید مخاطب جنبش زنان هم نبودهاند. رویکردی که بهجای نمایندگی کردن و رهبری این افراد، به دنبال گشودن درهای گفتوگویی از جایگاه برابر با آنها باشد.
برای مثال در بیانیههای «روز جهانی زن» به رغم اینکه توجه به مشکلات اقتصادی، به عنوان مطالبهی اصلی معترضان دی ماه، گامی رو به جلو بود، اما زبان انتخاب شده برای طرح این مطالبات با زبان معترضان کف خیابان، فاصله داشت. در واقع، فعالان جنبش زنان با وجود شناختِ درست از مطالبهای که اولویت قرار گرفته، همچنان با زبان پیچیدهی طبقهی متوسط شهری با مخاطبانی که تعلق به این طبقه ندارند سخن میگویند و برای همین صدایشان به درستی شنیده نمیشود و نمیتوانند معترضانی را که چند ماه پیش با همین خواستهها به خیابان آمده بودند با خود همراه کنند.
در رابطه با «دختران خیابان انقلاب» و زنان معترض به حجاب اجباری نیز همچنان میتوان ردپای نگاهی را رصد کرد که کنشگران این حرکت را افرادی بیتوجه به مطالبات و نیازهای اصلی زنان و در پی خواستهای لوکس و غیرضروری میبیند. در این میان، سلسله گفتوگوهایی که اخیراً در برخی سایتها و نشریههای داخلیِ جنبش زنان با فعالان کارگری و صنفی و همچنین دختران خیابان انقلاب انجام شده، گامی روبهجلو برای شنیدن مستقیم و بیواسطه از این افراد است که میتواند دریچهای به سوی شناخت متقابل و همکاری سازمانیافتهی جمعی باز کند.
اولویت دادن به مطالباتی با قدرت بسیج عمومی
از سوی دیگر، با وجود توجهی که اخیراً از سوی بخشهایی از جنبش زنان به مسئلهی حجاب ومطالبات اقتصادی شده، این سطح از توجه هنوز با آنچه در عرصهی علنی جامعه جریان دارد هماهنگ نیست.
برای مثال، در اسفند سال گذشته در حالی که بحث مبارزه با حجاب اجباری و تلاشهای «دختران خیابان انقلاب» به بالاترین سطح انعکاس در رسانهها و شبکههای اجتماعی و حتی تریبونهای رسمی حکومتی رسیده بود، در دو بیانیهی فعالان جنبش زنان برای هشت مارس، فقط اشارههایی کوتاه و گاه پیچیدهشده در لفاف استعاره به موضوع حجاب اجباری شد. در قطعنامهی تجمع هشت مارس نیز اگرچه به حجاب اختیاری پرداخته شد اما این موضوع در زمرهی اولویتها نبود. ...
✍مریم حسین خواه
ادامه دارد
@zan_j
زن و جامعه (زن کارگر) pinned «#مقالات_زنان ✍مریم حسین خواه مسائل معیشتی، اعتراضها به حجاب اجباری، و تأثیر آنها بر جنبش زنان اعتراضها به مشکلات معیشتی و حجاب اجباری، چه تأثیری بر جنبش زنان در ایران گذاشتند؟ آیا این دو حرکت، که زمستان گذشته خیابانهای ایران را تکان دادند و پسلرزههای…»
زجرِ قمـر
«قمر» در سال ۱۳۰۳ وقتی تنها ۱۹ سال سن داشت اولین کنسرتش را در «گراند هتل» برگزار کرد؛ حضوری شجاعانه که منجر به درخواست «کلنل وزیری» برای حضور بانوان ایرانی در سالن کنسرت ها شد. بالاخره پیگیری های کلنل جواب داد و بنا شد خانم ها هم هفته ای یک بار بتوانند در کنسرت ها حضور داشته باشند و به تماشا بنشینند. اقبال به صدای اولین بانوی آوازخوان ایران آنقدر زیاد بود که پس از اتمام کنسرت، مردم شگفت زده طلا، اسکناس و جواهرات به پایش می ریختند…/
بریدهای از آخرین نامه قمرالملوک
به مردم ایران: من هنرم را بنده تجارت نکردم و همیشه آن را در راه تحقق بخشیدن به آرزوهای ملی و میهنی خودم به کار انداختهام. من ثروتی ندارم، هیچ چیز، اما دلهای یتیمانی را دارم که بهخاطر مرگ من از غم مالامال می شوند…
به او لقب «مادر آواز ایران» را داده اند. ۱۴ مرداد سالروز درگذشت اوست؛ بانوی خوشآواز، بی آنکه بداند همه زنانی را که بعد از او آواز خواندند وامدار خودش کرده است.
«قمرخانم سید حسینخان» اولین بانوی آواز خوان ایرانی بود. درباره صدای قمر بارها گفته اند و نوشته اند. درباره منحصر به فرد بودن آن تحریرها و آوازها و درباره قدرت صدای بانو قمرالملوک باید هنوز هم گفت و نوشت. او اما از خود میراثی بر جای گذاشت که ارزشش به مراتب بالاتر از قدرت صوتی صرف برای خواندن است.
زاده سال ۱۲۸۴ در تاکستان قزوین بود. تنها ۴ ماه از تولدش می گذشت که پدرش «سید حسن» از دنیا رفت. سیه روزی دخترک تمامی نداشت. ۱۴ ماه بعد مادرش «طوبا خانم» هم در اثر ابتلا به حصبه ترکش کرد. دخترک ۱۸ ماهه حالا باید می رفت خانه مادربزرگش «خیرالنسا افتخار الذاکرین» که سرپرستی اش را به عهده گرفته بود.
پرورده شدن در دامن مادربزرگی که مرثیه خوان بود، فضایی فراهم کرد تا «قمر» از همان کودکی، آن مرثیههای غمناک را بیاموزد و با صدای کودکانه اش تکرارشان کند.
خودش روایت شیرینی از آن روزها و سال ها دارد: «بیش تر وقت ها با او به مسجد می رفتم و به صدایش گوش می کردم. با صدای او بزرگ شدم. این صداها رفته رفته در گلوی من منعکس می شد و بعضی از روزها که تنها و بی آشنا در خانه می ماندم، همین صدا را پیش خود زمزمه می کردم».
بزرگ تر شد و علاقه اش به موسیقی و آواز خواندن وادارش کرد از مادر بزرگ بخواهد برای تعلیم آواز، او را نزد استادان موسیقی آن دوران ببرد. خواست «قمر» با اوضاع و احوال اجتماعی ایران در آن سال ها هیچ سنخیتی نداشت. اصلا مرسوم نبود دخترکی به سن و سال او برود نزد یک مرد برای مشق آواز. مخالفت مادربزرگ با درخواست نوه اولین اقدامی بود که به نظر منطقی می رسید. با این وجود دختر کم سن و سال بر خواسته اش پافشاری کرد و البته به جای حضور «قمر» در کلاس درس، معلم به خانه آنها آمد.
معلمِ تا امروز ناشناخته که از دنیا رفت، مادربزرگ و نوه به دنبال استادی دیگر رفتند. بخت بد «قمر» اما آسمان کم ستاره اش را تاریک تر می کرد. مادربزرگ هم از دنیا رفت و نوه اش را تنها گذاشت. استاد «بحرینی» از راه رسید و با اقتداری درخور به تعلیم ستاره سال های بعد فرهنگ ایران مشغول شد.
در این دوره زمانی حضور نظامالدین لاچینی در منزل استاد بحرینی نقطه عطفی است در معرفی «قمر» به آسمان موسیقی ایران. لاچینی، «قمر» را یاری کرد تا اولین تصنیفش را با همراهی کمپانی «پلی فون» منتشر کند، آن هم در حالی که تنها ۱۶ سال سن داشت. «قمر» داشت در خانه ای رشد می کرد که رفت و آمد بالادستان جامعه در آن امری روزمره بود. از سوی دیگر خودش مایل به حضور در جمع فرودستان بود و از همین رهگذر به تفاوت زندگانی این دو طیف پی می برد. همین موقعیت، کاری با هنر «قمر» کرد که شعر برایش به ابزاری تبدیل شد برای ارائه درون مایه مردمی.
کیمیای قمر شدن
چرخ روزگار گردش های اندکی به کام «قمر» داشت و روزگار مایل به مدرنیته، فضا را برای حضور بانوی اول آواز ایران در جامعه مهیا کرد. البته که شاید اگر دیگران هم همت او را داشتند، نیاز نبود آوازخوانِ بعدها شهیر، یک تنه در مقابل تهمت های ناروا قد علم کند.
اگر تلخکامی های روزگار و سر و سامان گرفتن در خانه استاد بحرینی نبود، شاید «قمر» بی پروا هیچ وقت ظهور نمی کرد. از تاثیر ازدواج نافرجام در ۱۴ سالگی و جدایی پس از آن هم البته نمی توان چشم فروبست.
۱۶ سالگی «قمر» علاوه بر انتشار اولین تصنیفش مصادف شد با مهمترین اتفاق زندگی اش: آشنایی با مرتضی نی داوود.
نی داوودِ بزرگ خودش درباره این آشنایی گفته: «حدود سال ۱۳۰۰ شبی در محفلی بودیم که حاضران از دخترکی پانزده، شانزده ساله خواستند ترانه ای بخواند. یکی از حاضران ساز می زد که من از طرز نواختنش هیچ خوشم نیامد، اما همین که خواننده شروع به خواندن کرد، به واقعیت عجیبی پی بردم. ..
ادامه دارد
https://t.me/zan_j/3541
«قمر» در سال ۱۳۰۳ وقتی تنها ۱۹ سال سن داشت اولین کنسرتش را در «گراند هتل» برگزار کرد؛ حضوری شجاعانه که منجر به درخواست «کلنل وزیری» برای حضور بانوان ایرانی در سالن کنسرت ها شد. بالاخره پیگیری های کلنل جواب داد و بنا شد خانم ها هم هفته ای یک بار بتوانند در کنسرت ها حضور داشته باشند و به تماشا بنشینند. اقبال به صدای اولین بانوی آوازخوان ایران آنقدر زیاد بود که پس از اتمام کنسرت، مردم شگفت زده طلا، اسکناس و جواهرات به پایش می ریختند…/
بریدهای از آخرین نامه قمرالملوک
به مردم ایران: من هنرم را بنده تجارت نکردم و همیشه آن را در راه تحقق بخشیدن به آرزوهای ملی و میهنی خودم به کار انداختهام. من ثروتی ندارم، هیچ چیز، اما دلهای یتیمانی را دارم که بهخاطر مرگ من از غم مالامال می شوند…
به او لقب «مادر آواز ایران» را داده اند. ۱۴ مرداد سالروز درگذشت اوست؛ بانوی خوشآواز، بی آنکه بداند همه زنانی را که بعد از او آواز خواندند وامدار خودش کرده است.
«قمرخانم سید حسینخان» اولین بانوی آواز خوان ایرانی بود. درباره صدای قمر بارها گفته اند و نوشته اند. درباره منحصر به فرد بودن آن تحریرها و آوازها و درباره قدرت صدای بانو قمرالملوک باید هنوز هم گفت و نوشت. او اما از خود میراثی بر جای گذاشت که ارزشش به مراتب بالاتر از قدرت صوتی صرف برای خواندن است.
زاده سال ۱۲۸۴ در تاکستان قزوین بود. تنها ۴ ماه از تولدش می گذشت که پدرش «سید حسن» از دنیا رفت. سیه روزی دخترک تمامی نداشت. ۱۴ ماه بعد مادرش «طوبا خانم» هم در اثر ابتلا به حصبه ترکش کرد. دخترک ۱۸ ماهه حالا باید می رفت خانه مادربزرگش «خیرالنسا افتخار الذاکرین» که سرپرستی اش را به عهده گرفته بود.
پرورده شدن در دامن مادربزرگی که مرثیه خوان بود، فضایی فراهم کرد تا «قمر» از همان کودکی، آن مرثیههای غمناک را بیاموزد و با صدای کودکانه اش تکرارشان کند.
خودش روایت شیرینی از آن روزها و سال ها دارد: «بیش تر وقت ها با او به مسجد می رفتم و به صدایش گوش می کردم. با صدای او بزرگ شدم. این صداها رفته رفته در گلوی من منعکس می شد و بعضی از روزها که تنها و بی آشنا در خانه می ماندم، همین صدا را پیش خود زمزمه می کردم».
بزرگ تر شد و علاقه اش به موسیقی و آواز خواندن وادارش کرد از مادر بزرگ بخواهد برای تعلیم آواز، او را نزد استادان موسیقی آن دوران ببرد. خواست «قمر» با اوضاع و احوال اجتماعی ایران در آن سال ها هیچ سنخیتی نداشت. اصلا مرسوم نبود دخترکی به سن و سال او برود نزد یک مرد برای مشق آواز. مخالفت مادربزرگ با درخواست نوه اولین اقدامی بود که به نظر منطقی می رسید. با این وجود دختر کم سن و سال بر خواسته اش پافشاری کرد و البته به جای حضور «قمر» در کلاس درس، معلم به خانه آنها آمد.
معلمِ تا امروز ناشناخته که از دنیا رفت، مادربزرگ و نوه به دنبال استادی دیگر رفتند. بخت بد «قمر» اما آسمان کم ستاره اش را تاریک تر می کرد. مادربزرگ هم از دنیا رفت و نوه اش را تنها گذاشت. استاد «بحرینی» از راه رسید و با اقتداری درخور به تعلیم ستاره سال های بعد فرهنگ ایران مشغول شد.
در این دوره زمانی حضور نظامالدین لاچینی در منزل استاد بحرینی نقطه عطفی است در معرفی «قمر» به آسمان موسیقی ایران. لاچینی، «قمر» را یاری کرد تا اولین تصنیفش را با همراهی کمپانی «پلی فون» منتشر کند، آن هم در حالی که تنها ۱۶ سال سن داشت. «قمر» داشت در خانه ای رشد می کرد که رفت و آمد بالادستان جامعه در آن امری روزمره بود. از سوی دیگر خودش مایل به حضور در جمع فرودستان بود و از همین رهگذر به تفاوت زندگانی این دو طیف پی می برد. همین موقعیت، کاری با هنر «قمر» کرد که شعر برایش به ابزاری تبدیل شد برای ارائه درون مایه مردمی.
کیمیای قمر شدن
چرخ روزگار گردش های اندکی به کام «قمر» داشت و روزگار مایل به مدرنیته، فضا را برای حضور بانوی اول آواز ایران در جامعه مهیا کرد. البته که شاید اگر دیگران هم همت او را داشتند، نیاز نبود آوازخوانِ بعدها شهیر، یک تنه در مقابل تهمت های ناروا قد علم کند.
اگر تلخکامی های روزگار و سر و سامان گرفتن در خانه استاد بحرینی نبود، شاید «قمر» بی پروا هیچ وقت ظهور نمی کرد. از تاثیر ازدواج نافرجام در ۱۴ سالگی و جدایی پس از آن هم البته نمی توان چشم فروبست.
۱۶ سالگی «قمر» علاوه بر انتشار اولین تصنیفش مصادف شد با مهمترین اتفاق زندگی اش: آشنایی با مرتضی نی داوود.
نی داوودِ بزرگ خودش درباره این آشنایی گفته: «حدود سال ۱۳۰۰ شبی در محفلی بودیم که حاضران از دخترکی پانزده، شانزده ساله خواستند ترانه ای بخواند. یکی از حاضران ساز می زد که من از طرز نواختنش هیچ خوشم نیامد، اما همین که خواننده شروع به خواندن کرد، به واقعیت عجیبی پی بردم. ..
ادامه دارد
https://t.me/zan_j/3541
Telegram
زن و جامعه (زن کارگر)
#قمر
به او لقب «مادر آواز ایران» را داده اند. ۱۴ مرداد سالروز درگذشت اوست؛ بانوی خوشآواز، بی آنکه بداند همه زنانی را که بعد از او آواز خواندند وامدار خودش کرده است.
@zan_j
به او لقب «مادر آواز ایران» را داده اند. ۱۴ مرداد سالروز درگذشت اوست؛ بانوی خوشآواز، بی آنکه بداند همه زنانی را که بعد از او آواز خواندند وامدار خودش کرده است.
@zan_j