زن و جامعه (زن کارگر)
3.2K subscribers
21.1K photos
17.9K videos
320 files
6.83K links
تماس با ما :
@Zan_jameh


Women's emancipation
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز ۱۳ تیرماه روز ملی دماوند است . عماد نعمت‌الهی با انتشار ویدیویی که ثبت تصاویر آن حدود دو سال طول کشیده این روز را تبریک گفت. دماوند و کهکشان راه شیری با هم از پشت ابرها بیرون می‌آیند.

دماوند با ۵۶۷۱ متر ازتفاع بلندترین قله ایران و در بخش شمالی آن در نزدیکی تهران واقع شده است. این کوه از دیر باز برای مردم ایران در دوره‌های مختلف نماد مقاومت و ایستادگی بوده است.

🧗ای دیو سپید پای در بند!
ای گنبد گیتی! ای دماوند!
از سیم به سر یکی کله خود
ز آهن به میان یکی کمر بند
تا چشم بشر نبیندت روی
بنهفته به ابر، چهر دلبند
تا وارهی از دم ستوران
وین مردم نحس دیومانند
با شیر سپهر بسته پیمان
با اختر سعد کرده پیوند
چون گشت زمین ز جور گردون
سرد و سیه و خموش و آوند
بنواخت ز خشم بر فلک مشت
آن مشت تویی، تو ای دماوند!
تو مشت درشت روزگاری
از گردش قرنها پس افکند
ای مشت زمین! بر آسمان شو
بر ری بنواز ضربتی چند
نی نی، تو نه مشت روزگاری
ای کوه! نیم ز گفته خرسند
تو قلب فسردهٔ زمینی
از درد ورم نموده یک چند
شو منفجر ای دل زمانه !
وآن آتش خود نهفته مپسند
خامش منشین، سخن همی گوی
افسرده مباش، خوش همی خند...
ملک الشعرای بهار
#دماوند

@zan_j
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تجمع دستفروشان بازارچه ناصرخسرو مقابل شورای شهر تهران

#دستفروشان
تعدادی از دستفروشان بازارچه ناصرخسرو امروز (13 تیر) برای دومین‌بار مقابل ساختمان شورای شهر تهران تجمع کردند.

▫️تجمع‌کنندگان می‌گویند ۷ سال است در طرح ساماندهی دستفروشان به آنها اجازه داده شده از ساعت ۳ بعدازظهر به بعد بساط گستری کنند اما به‌تازگی مانع از کسب و کار آنها شده‌اند.

▫️در جلسه هفته گذشته شورای شهر تهران چهار عضو شورا با بساط گستری در برخی معابر پایتخت مخالفت کردند و مهدی چمران، رئیس این شورا، اعلام کرد که شرکت ساماندهی، خود نیاز به ساماندهی دارد.
اکو ایران
#زنان_دستفروش
#مشاغل_ناامن
#دستفروشی
#حق_شهروندی
#معیشت_منزلت
#نان_کار_آزادی
#رفاه_امنیت_اقتصادی
@zan_j
روز دماوند به یاد
غزاله چلاوی، کوهنورد ۳۲ ساله آملی
که در اعتراض به کشته شدن مهسا امینی به‌دست پلیس به خیابان آمده بود در شهر آمل از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و جان باخت .
#غزاله_چلاوی
#همنورد
#کوهنورد
#زنان_مبارز
#زن_زندگی_آزادی
@zan_j
2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیاد آور مرا
چون بخارا
بر روی دریا
در  کرانه های کور
در  جلجتای تاریخ
بر چلیپای اشک
بیاد آور مرا
هر جا رهگذری بی مهابا
لبخندش را بر زمین می ریزد
و اشک هایش را در باران

به یاد آور مرا
هم اکنون
در کنار یاری که هست و نیست
  کنار خاطرات خیس و
بغض های خشک ترک خورده
بر روی گونه های گر گرفته 

به یاد آور مرا
کنار سیل سیلی ها
نستعلیق های شکسته
در هنگام رعد
بیاد  آور مرا
در مرز هایی که به رودها
سپرده می شوند
بیاد ماهی های سیاه
بیاد آور مرا
در  کوههایی
که قله هایشان
خورشید را به آتش می کشند

به ماه
به پیشانی تمام دختران زمین
بیاد آور مرا
در فال حافظ
در لب های طوطیانه ی
یک  مرغ عشق
به یاد  آور مرا
در دیوارهای زخمی یک سلول
یک هشتی بیراه
در سرود گرم کوهستان

به یاد آور مرا ...


«لیلا محمودی»

#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#علیه_سکوت
#علیه_حکومت_جنایت
#توماج_صالحی
#پسر_ایران
#freetoomaj
👍4
گفتگوی مهناز قرایی با امید جرات پیرامون:
وضعیت مردم افغانستان زیر فشار بی امان طالبان

https://youtu.be/CcrQNsJP9S0

https://t.me/+9ysZiE_6mkZjZDZk

ShorayeHamkary@gmail.com
علیه سکوت
حکم اعدام #عباس_دریس تائید شد

دیوان عالی کشور حکم اعدام عباس دریس، از بازداشت شدگان اعتراضات آبان ۹۸ را تائید کرد. فرشتە تابانیان وکیل این زندانی سیاسی این خبر را در حساب توییتری خود تائید کردە است.

عباس دریس روز ۱۷ آذر ۹۸ توسط سرکوب‌گران وزارت اطلاعات بازداشت شد.

به گفته وکیل این دو برادر، همسر عباس دریس با شنیدن خبر صدور حکم اعدام او دچار سکته مغزی شد و به فاصله یک هفته درگذشت.

در شبکه‌های اجتماعی از عباس دریس به عنوان شاهد به آتش کشیدن نیزار ماهشهر در جریان اعتراضات سال ۹۸ نام برده شده است.
در جریان این واقعه مردم معترض ابتدا جاده منتهی به پتروشیمی را بستند. سپس با حمله نیروهای نظامی به نیزار پناه بردند و نیروهای امنیتی در داخل نیزار مردم را به گلوله بستند. در اثر این گلوله‌باران نیزار آتش گرفت و عده زیادی جانشان را از دست دادند.

#نیزار_ماهشهر
#عباس_دریس
#آبان_۹۸
#علیه_اعدام
@zan_j
💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃
پشت میله‌هاییم
هر دو
به سلول هایی که "ما" را به زنجیر کشیده اند.
من به ملاقات تو می آیم
و تو
بی سخن،
نگاه میکنی ...

سکوت
فریادهایت را
بدون دخالت نگاهبانان دشنه در دست،
بر من می‌بارد.

کوله‌ام را پر میکنم ...
از عاشقانه‌های بر باد داده‌ات،
بر بلندای گیسوانی که دور از چشم حرامی‌ها،
به نسیم سرانگشتانت دچار می‌شوند.

و به پهلو میزنم.
بقچه ی پر از "تو" را.
سر به راه می‌شوم.
و
در حسرت هم سلولی در زندانی بزرگتر،
باز هم
به انتظار می‌نشینم
در جاده‌های رو به میله ها.
رو به " تو".

در خیال
مرزها را منتهی به سینه‌ی تو کشیده‌ام.
و خط قرمزها را از بعدِ تو، ترسیم می‌کنم.  ...

می‌بندم روزن نگاهم را
و
...باران می‌شوم
به دیدار گونه‌های تو،
بدون ترس،
مرزها را رد می‌کنم
و از نگاه تو ...می‌بارم،
وقتی
        "آفتاب" را
        از پشت پلکهای زندانبان
                         نظاره می‌کنی.


           «آسیه سپهری»


#زن_زندگی_آزادی
#نان_کار_آزادی
#آموزش_رهائی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@zan_j

⚡️چشمه و آبشار کوهرنگ
زردکوه بختیاری
1
اجبار‌ی‌شدن حجاب در تیر 59 و مقاومت زنان
«زنان زحمت‌کش‌اند/ زحمت‌کشان آزادند»


پس از تظاهرات گسترده زنان در اسفند ۵۷ در اعتراض به اجباری شدن حجاب، مقامات سیاسی مستقر از پافشاری بر اجرایی شدن این ایده عقب‌نشینی کردند. بسیاری معتقدند این پسروی به دلیل رفراندوم پیش‌رو و بالا بردن شانس پیروزی تاسیس «جمهوری اسلامی» صورت گرفته است. اما کنار گذاشتن اولویت اجبار حجاب بیش از یک سال و نیم نپایید، و در تیرماه ۵۹ با فشار و سرکوب و حذف، تثبیت و تا سال بعد به شکل قانون تصویب شد. با گذشت چهل‌وسه سال و در روزهای «زن، زندگی، آزادی»، خالی از فایده نیست که با نگاهی به بخش‌هایی از کتاب «حجاب و روشنفکران» و دیگر منابع تاریخی، رخدادهای تیرماه ۵۹ را مرور کنیم.

در تابستان ۱۳۵۹، هنگامی که انقلاب فرهنگی سبب بستن دانشگاه‌ها شده بـود، مـدارس نیـز به خاطر تابستان تعطیل بودند و مطبوعات مستقل و منتقد نیـز بسـته شـده بودنـد و همچنین بسیاری از حقوق و آزادی‌های مشروع زنان طی سال ۵۸ به آرامی و و یکی پس از دیگری نقض شده بود، (همچنین لغو قضاوت زنان و اخـراج زنـان قاضی، لغو لایحه حمایت از خانواده، بسـته‌شـدن راه ورود زنـان بـه پست‌های مدریتی در ادارت و ...)، و نیز زنان معترض بـه حجاب اجباری در آن فضای انقلابی و پُرتنش هر یک به‌نوعی مورد هجوم قرار گرفته و عملا پراکنده و متلاشی شده بودند، سرانجام در فضایی چنین امنیتی، ملتهب و خشـونت‌بار، الزامی‌شدن حجاب و پوشش اسلامی برای همه زنان ساکن ایران –اعم از مسلمان یا غیرمسلمان- رسما اعلام شد.

پیش از ابلاغ رسمی الزامی‌شدنِ حجاب اسلامی بـه زنـان شـاغل در تیر ماه، «دایره مبارزه با منکرات» طی اطلاعیه‌ای رسما به صاحبان اماکن عمومی هشدار داده بود کـه: «از عموم برادران و خواهران تقاضای خاضعانه دارد که از دعوت از زنان آوازه‌خوان و رقاصه در اماکن، پذیرفتن مردان با زنان رفیقه در مراکز عمومی، مسـائل خلاف عفت اسلامی و انسانی در رستوران‌ها و سلف‌سرویس‌ها، الصاق عکس‌های هنرپیشه‌های نیمه عریان و خلاف ادب اسلامی بر تابلوهای سینماها، و چاپ عکس‌های محرک شهوت در مجلات خودداری کرده، از ضربه‌زدن به انقلاب ملت قهرمان ایران بپرهیزند. در غیر این صورت با دو الی سه تذکر به تعطیل این‌گونه امکان اقدام خواهد شد. 

بعدازظهر روز شنبه ۱۴ تیر ۱۳۵۹ حدود سه هزار نفر از زنان در مخالفت با اجباری کردن پوشش اسلامی در اطراف دفتر نخست‌وزیری اجتماع کردند و با شعارهای «آزادگی فرهنگ ماست/ خاموش ماندن ننگ ماست»، «حجاب اجباری ملغی باید گردد»، «بیکاری، گرانی با حجاب حل نمی‌شود»، «زنان زحمتکش‌اند، زحمتکشان آزاداند» دست به تظاهرات زدند.

https://harasswatch.com/news/2174/
#زن_زندگی_آزادی
#پوشش_اختیاری
#مرگ_بر_حاکمیت_تبعیض_نابرابری

@zan_j
#toomajsalehi
چه کسی می داند من چقدر حرف دارم...

چه کسی می داند من چقدر حرف دارم...

کاسه‌ای روی صندلی پلاستیکی و شکسته‌ای گذاشته تا شاید زنی بعد از آنکه کار ضروری‌اش در سرویس بهداشتی تمام شد، اسکناسی داخل آن بیندازد که گاهی آن را هم از سر اکراه حواله‌اش می‌کنند. پیمانکار با این بهانه که مردم داخل کاسه پول می‌اندازند، حقوق کمی می‌دهد؛ اما کدام پول؟ اسکناس دو هزار تومانی پاره داخل کاسه ملامین دهان‌کجی می‌کند... «پول را خودم داخل کاسه انداختم تا شاید رهگذری بعد از رفتن به دستشویی پولی بیندازد... مردم می‌گویند از شهرداری برای دستشویی و نظافت حقوقت را می‌گیری و پیمانکار هم می‌گوید از صدقه‌های مردم پول گیرت می‌آید و حق و حقوقم را درست و قانونی نمی‌دهند. بیشترین پولی که یک بار از این صدقه‌ها گیرم آمد، 60 هزار تومان بود... با این‌همه گرانی...». کارش در سرویس‌های بهداشتی از هشت صبح شروع می‌شد تا هشت شب که درها را قفل می‌کرد و راهی خانه کوچک استیجاری‌اش می‌شد تا از همسرش که در رختخواب بستری و ناراحتی صرع دارد، مراقبت کند. او حالا حدود یک‌ماهی می‌شود که بی‌کار شده است. سراغش را در سرویس بهداشتی می‌گیرم. درهای سرویس بهداشتی که حدود پنج سال، اتاق کار و محل درآمدش محسوب می‌شد، قفل شده و دستفروشی که همان حوالی بساط کرده از تعطیلی موقت سرویس بهداشتی می‌گوید



12 ساعت نظافت در یک سرویس بهداشتی!
زنی در یکی از پارک‌های پرتردد تهران در‌حال نظافت باغچه‌های اطراف پارک است. کارش که تمام می‌شود، کنار صندلی می‌نشیند. به هیچ‌کدام از زنانی که از سرویس بهداشتی استفاده می‌کنند، نمی‌گوید که دستمزدی بدهند. اگر کسی مایل باشد، پول می‌دهد. او حدود 9 سال است که کار نظافت دستشویی‌های گذری را انجام می‌دهد. پاهایش را بلند می‌کند و مشت‌های آرام و پیوسته‌ای روی زانوهایش می‌زند. روی هر زانو توقف می‌کند و ضربات مشت را محکم‌تر می‌زند.
حالا دست‌هایش را فشار می‌دهد. دست‌درد دارد و می‌گوید: «از ساعت شش صبح تا شش شب اینجا داخل این اتاق هستم. خانه‌ام در اسلامشهر است و با وجود اینکه اتوبوس به‌سختی پیدا می‌شود، نباید تأخیر داشته باشم. مسیر زیاد است اما چاره دیگری ندارم. 12 ساعت کار مداوم با مواد شوینده و بهداشتی، وایتکس و جوهرنمک، آب و آبکشی و... دیگر در این کار در 53 سالگی پیر شدم. شب‌ها نفس‌تنگی دارم و گاهی فکر می‌کنم تا چند وقت دیگر توان کار دارم. همسرم هم توان کار ندارد و چشمش از کار افتاده و درست نمی‌بیند. خدا را شکر خانه‌مان اجاره‌ای نیست، وگرنه در شرایط الان اسیر بودیم. کارفرما بیمه کرده‌ اما بین بیمه‌هایم فاصله افتاده است. اگر از ابتدا درست بیمه کرده بودم، شاید الان با 10 سال سابقه، بازنشسته می‌شدم. قبلا حقوقم چهار‌میلیون تومان بود و تازگی‌ها برای این همه کار، شش میلیون تومان دستمزد می‌دهند که به هیچ کجای زندگی من با یک بچه مریض نمی‌رسد».
via www.sharghdaily.com

@zan_j

#زنان_کارگر
#جمهوری_فلاکت
#زن_زندگی_آزادی
#رفاه_برابری
🔴 گزارشی از وضعیت بند چهار زندان اوین و تشدید فشار بر زندانیان سیاسی



🔸 بند چهار زندان اوین جنب بند امنیتی ۲۰۹ و مقابل بهداری اوین قرار دارد که در حال حاضر بیش از ۳۰۰ زندانی با اتهامات مختلف در آن محبوس هستند. در سالن یک حدود ۴۰ زندانی با اتهام ارتباط با خارج از کشور که در پرینت قضایی آنان اتهام جاسوسی به آنان منتسب شده است نگهداری می‌شوند. در سالن دو حدود ۴۰ زندانی با اتهام مالی اغلب چک و رد مال وجود دارد. در هریک از سالن‌های سه و چهار هریک بیش از ۱۰۰ زندانی با اتهام مالی و سیاسی محبوس است. در سالن فرعی پنج و‌ هفت، ۲۲ زندانی مالی، که مسن و اغلب بیمار هستند، زندانی هستند. در مجموع بیش از ۳۵۵ زندانی در بند چهار زندانی هستند که بیش از ۷۰ نفر از آنان زندانیان سیاسی هستند.

🔸 بیش از ۵۰ نفر از زندانیان سیاسی در طبقه همکف سالن سه در چهار اتاق با تراکم بالا و خارج از استاندارد شرایط سختی را سپری می‌کنند. این شرایط با انتساب حمید محمودی معروف به سرهنگ محمودی و متعاقب انتقال ۲۷ زندانی سیاسی از بند هشت به بند چهار سخت‌تر هم شده است. محمودی که به خاطر سرکوب و فحاشی به زندانیان سیاسی و غیرسیاسی در جریان قیام زندانیان اوین در مهرماه ۱۴۰۱ نامش بر سر زبان‌ها افتاد؛ باهدف تشدید فشار بر زندانیان سیاسی به این سمت گماشته شده است. وی در بدو ورود به بند چهار محدودیت‌هایی برای برخی از زندانیان که از بند هشت و زندان گوهردشت به بند چهار منتقل‌شده بودند اعمال نمود. زندانیانی که مستقیماً در مهر ۱۴۰۱ مورد ضرب و شتم وی قرار گرفتند و علیه آنان پرونده‌سازی کرد. وی زندانیان سیاسی را تهدید کرده است که «از هر ابزاری برای کنترل استفاده خواهد نمود» و زندانیان را به «پرونده‌سازی مجدد» تهدید کرده است. قطع ملاقات حضوری زندانیان به‌صورت خودسرانه، تشدید فضای امنیتی در زندان، ایجاد شبکه خبرچینی بین زندانیان، پرونده‌سازی و ... از جمله اقداماتی است که در دوره یک‌ماهه ریاست بندی محمودی تشدید شده است. در آخرین اقدام وی برای بیش از ۲۰ نفر از زندانیان سیاسی پرونده‌سازی نموده و آنان را به شورای انضباطی احضار کرده‌اند که ممکن است منجر به احکام قضایی نیز گردد.

🔸 البته این سیاست کلی سازمان زندان‌هاست و با دخالت ضابط صورت می‌گیرد؛ فرزادی ریاست زندان، محمدی مسئول حفاظت زندان، شفیعی مسئول حقوقی زندان، محمودی را همراهی و حمایت می‌کنند. در همین راستا روز شنبه سوم تیر، علی معزی زندانی سیاسی پس از اینکه به افسرنگهبانی فراخوانده شد به صورت ناگهانی به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل گردید؛ روز یکشنبه چهارم تیرماه به مهدی حسنی دیگر زندانی سیاسی با تهدید و ارعاب و بدون ارایه دلیل گفته شد باید به بند شش منتقل گردد. زندانیان سیاسی به این موضوع اعتراض نموده‌اند و نگران آن هستند که این شیوه انتقال و جداسازی به یک روال تبدیل گردد. باید به این مساله توجه نمود که جابجایی در زندان آن هم بدون دلیل زیست هر زندانی را با مشکلات عدیده روبرو می کند و می‌توان آن را شکلی از آزار و اذیت زندانی تلقی نمود و اگر همراه با پرونده‌سازی باشد تبعات بیشتری در پی خواهد داشت؛ همچنین احمدرضا حائری از بابت پرونده‌ای که در دوران حبس برای وی گشوده شده است، توسط دادگاه کیفری تهران به سه ماه و یک روز حبس محکوم شده است. آرش جوهری، فعال کارگری نیز علی‌رغم آنکه بیش از یک سوم از مدت حبس خود را سپری کرده است، مدتهاست که با کارشکنی ضابطین و خوش رقصی زندانبانان از حق داشتن مرخصی و آزادی مشروط محروم است.

ادامه‌ی مطلب را در لینک زیر بخوانید
bit.ly/44cvDey

#زندان_اوین
#امرأة_حياة_حرية

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

نشانی کانال تلگرامی شورا:
@kashowra
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توماج صالحی بدون قید و شرط آزاد باید گردد


هنرمند زندانی آزاد باید گردد
#توماج_صالحی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
زن و جامعه (زن کارگر)
Photo
.⁠
صدایش از دردی که ماه‌ها است به دوش می‌کشد، می‌لرزد. گاه بغض می‌کند، نفسی می‌گیرد و ادامه می‌دهد. «سیما مرادبیگی» زنی ۲۶ ساله است از شهر بوکان که با هر گردهمایی اعتراضی، قدم به خیابان می‌گذاشت. بارها از زیر گلوله‌‌باران معترضان توسط ماموران فرار کرده بود. یک بار هم در حین فرار، از پشت ساچمه خورد اما از پا ننشست. امیدوار بود که انقلاب می‌شود. ۲۱ مهر ۱۴۰۱ اما زندگی‌ او برای همیشه تغییر کرد. نیروی سرکوب‌گر سلاح ساچمه‌ای را روی آرنجش گذاشت، ماشه را کشید و دردی به سیما وارد کرد که هنوز در صدا و بغض‌هایش موج می‌زند؛ مادری با عذاب وجدان برای دختر سه ساله‌ونیمه‌اش که ماه‌ها است شاهد رنج او نیز هست
. ⁠

سیما هم مثل بسیاری از زنان ایرانی، به دنبال آزادی بود و هست. با شروع اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و مشاهده تجمعات پی‌درپی و سیل جمعیت در شهر محل زندگی‌ خود، او هم مثل بسیاری مطمئن شده بود که این‌ بار انقلاب خواهد شد. بارها با همسرش «سینا» یا همراه با جمعی از زنان که دوستش بودند، قدم به خیابان گذاشت؛ هرچند که هنوز یادآوری بازداشت دوستش که نتوانست برای رهایی‌ او از چنگ سرکوب‌گران کاری کند، آزارش می‌دهد. ⁠

همان ۲۱ مهر ماه بود که سیما می‌گوید دختری ۱۰ ساله در «امیرآباد» بوکان کشته شد و صدایش به هیچ‌کجا نرسید؛ مثل مردی که به گفته سیما، همان روز روی پشت‌بام بر سر سرکوب‌گران فریاد اعتراضی می‌کشید و با شلیک ماموران، جان در راه آزادی داد. ⁠
التهاب در خیابان، دود و آتش، رگبار گلوله، شعارهای «زن‌، زندگی، آزادی» و «مرگ بر دیکتاتور» و تن‌هایی که به زمین می‌افتادند یا در چنگال سرکوب‌گران به ناکجا آباد برده می‌شدند، هم‌چنان نفس را بر سینه‌ سیما هنگام روایت آن‌چه گذشت، حبس می‌کنند. /ایران وایر


@simamoradbeygii

#سیما_مراد_بیگی
#علیه_سکوت
#بوکان #مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#رفاه_عدالت_برابری
#علیه_سرکوب_اعدام
@zan_j
1👍1
Forwarded from Toomaj | توماج
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض کردن حق قانونی و شهروندی افراد یک جامعه است. تا «آزادی کامل» توماج‌ صالحی صدای او خواهیم بود.

#FreeToomaj
1
"این دختر کوهنورد آملی، روز پنجشنبه هشتم تیرماه، پس از سفر به استان اردبیل و فتح قله ۴۸۱۱ متری سبلان، یاد و خاطره همنورد سابقش، غزاله چلابی که فاتح دماوند بود و با شلیک ماموران جمهوری اسلامی در آمل کشته شد را گرامی داشت.
#همنوردی
#غزاله_چلابی
#زن_زندگی_آزادی
#قیام_ژینا
#قیام_زندگی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

@zan_j
👍2