⚡️در مورد جنبش چیپیکو
🔻 #جنبش_چیپیکو در دامنهی کوههای هیمالیا، واقع در #هند شمالی پا گرفت و نمونه ی واضح و مطلوبی از ابتداییترین فعالیتهای سیاسی فمینیستی با محوریت محیط زیست میباشد. در آغاز دههی ۱۹۷۰، زنانی که موقتاً در حین ترک کارِ مردان روستا برای جستجوی کار دیگر، در آنجا تنها ماندند، خود را ناچار یافتند که از جنگلهای ارزشمندشان در مقابل چوب برهایی که از حمایت دولتی برخوردار بودند، حفاظت نمایند، که این حرکت خود نیز به نوعی در برگیرنده ی دفاع اقتصادی ای بود.
این #زنان با الهام گرفتن و تکیه بر روشهای مقاومتِ عاری از خشونت، دستهایشان را به هم دادند، و #حلقههایی_انسانی به دور جنگل و درختان ساختند. با مشاهده ی این حرکتِ نمادین و مبارزاتی زنان، چوب برها وحشت زده میدان را ترک کردند. یکی از این زنان به نام آمریتا دوی، یکی از درختان را در آغوش کشید، تا از قطع آن جلوگیری کند ولی چوب بر او را با شقاومت تمام، نادیده گرفته و درخت را قطع کرد. این عمل منجر به کشته شدن دوی شد. از او در هند با نام «شهید» یاد میشود. وی به نوعی یکی از طلایه داران جنبشهای محیط زیستی محسوب می شود.
جنبش چیپکو در نهایت منجر به افزایش حساسیت و عطف توجه مردم محلی و افزایش دغدغههای آنان نسبت به محیط زیست شد و اقدام در راستای فعالیتهای هر چه گسترده تر در زمینهی سازماندهی وسیعتر جهتِ آگاهی بخشی حول مسئلهی دفاع #زیست_محیطی را رقم زد.
این جنبش در سراسر جهان به عنوان یک نمونهی موفق جلوگیری از تخریب جنگل، شناخته میشود. این جنبش محرک و جرقهای در جهت شکلگیری جنبش های اکوفمنیستی بود.
@zan_j
🔻 #جنبش_چیپیکو در دامنهی کوههای هیمالیا، واقع در #هند شمالی پا گرفت و نمونه ی واضح و مطلوبی از ابتداییترین فعالیتهای سیاسی فمینیستی با محوریت محیط زیست میباشد. در آغاز دههی ۱۹۷۰، زنانی که موقتاً در حین ترک کارِ مردان روستا برای جستجوی کار دیگر، در آنجا تنها ماندند، خود را ناچار یافتند که از جنگلهای ارزشمندشان در مقابل چوب برهایی که از حمایت دولتی برخوردار بودند، حفاظت نمایند، که این حرکت خود نیز به نوعی در برگیرنده ی دفاع اقتصادی ای بود.
این #زنان با الهام گرفتن و تکیه بر روشهای مقاومتِ عاری از خشونت، دستهایشان را به هم دادند، و #حلقههایی_انسانی به دور جنگل و درختان ساختند. با مشاهده ی این حرکتِ نمادین و مبارزاتی زنان، چوب برها وحشت زده میدان را ترک کردند. یکی از این زنان به نام آمریتا دوی، یکی از درختان را در آغوش کشید، تا از قطع آن جلوگیری کند ولی چوب بر او را با شقاومت تمام، نادیده گرفته و درخت را قطع کرد. این عمل منجر به کشته شدن دوی شد. از او در هند با نام «شهید» یاد میشود. وی به نوعی یکی از طلایه داران جنبشهای محیط زیستی محسوب می شود.
جنبش چیپکو در نهایت منجر به افزایش حساسیت و عطف توجه مردم محلی و افزایش دغدغههای آنان نسبت به محیط زیست شد و اقدام در راستای فعالیتهای هر چه گسترده تر در زمینهی سازماندهی وسیعتر جهتِ آگاهی بخشی حول مسئلهی دفاع #زیست_محیطی را رقم زد.
این جنبش در سراسر جهان به عنوان یک نمونهی موفق جلوگیری از تخریب جنگل، شناخته میشود. این جنبش محرک و جرقهای در جهت شکلگیری جنبش های اکوفمنیستی بود.
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این زن زابلی از گرانی،آلودگی و اعتیاد جوانان در زابل میگوید...
@zan_j
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
http://www.honaronline.ir/بخش-نمایش-3/121509-نگاهی-جهانی-به-نمایشی-ایرانی-روایت-مهرداد-خامنه-ای-از-نمایش-مترسک
@zan_j
@zan_j
خبرگزاری هنر ایران
نگاهی جهانی به نمایشی ایرانی / روایت مهرداد خامنه ای از نمایش "مترسک"
مهرداد خامنهای گفت: با توجه به سیاست مشخص گروه تئاتر اگزیت در همه اجراها، همه اقشار جامعه میتوانند بلیت این نمایش را تهیه کنند چرا که مبلغ آن به ازای درآمد اقشار مختلف متفاوت است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دختری میخواهد از ایران خارج شود، میگویند تا شلوارت را عوض نکنی پاسپورتت را نمیدهیم!
در نهایت پرواز خود را از دست دا د
مردم را به گروگان گرفتهاند
@zan_j
در نهایت پرواز خود را از دست دا د
مردم را به گروگان گرفتهاند
@zan_j
ترامپیسم و فمینیسم شرکتی را میتوان دو روی یک سکه دانست.
بر همهی ما آشکار است که دانلد ترامپ زنستیز است. با اینهمه این پایان ماجرا نیست. ترامپ به شیوهای حساب شده از زنان برای تبلیغ امپراطوری تجاری و تصویر سیاسیاش بهره میگیرد.
ین کار بخشی از فرآیندی گستردهتر است که در آن سرمایهداران از «مضمون»[۲] زنانگی به عنوان ملاطی ایدئولوژیک بهره میبرند: زنان فعال در عرصههای تجارت و سیاست برای بالا کشیدن خویش باید با حفظ ظاهر لطیف و سرشار از عطوفتشان، از درون سخت، سنگدل و بیرحم باشند. شیوهی ارتباط دانلد ترامپ با زنان در کار و زندگی شخصیاش نمونهای کوچک از روندهایی فراگیرتر است. ایوانکا، دختر ترامپ، و هیلاری کلینتون، رقیب سیاسی ترامپ (و دوست پیشینش)، نیز هر دو نمایندهی گونهای یکسان از فمینیسم شرکتی هستند.
ترامپ در «هنر معامله» از یک سو پدرش را شخصیتی جسور، مقاوم و سختکوش توصیف و از سوی دیگر مادرش را «یک زن خانهدار تمامعیار» معرفی کرده که «غذا میپخت، نظافت میکرد، جوراب وصله میکرد و در بیمارستان به کار خیریه میپرداخت». بنا به گفتهی دانلد مادرش جذاب، نقطهی اتکای دیگران[۳] و زیبا بود؛ ماری مانند بسیاری از زنان در زندگی ترامپ فرمانبردار شوهر سلطهجوی خویش بود و تنها نقشی فرعی و ثانویه در خانوادهی خویش داشت.
ترامپ به وضوح ویژگیهای والدیناش را در خود درونی کرد و آنها را تا ازدواج اولش با ایوانا زلینکوا مهاجر چک امتداد بخشید. ایوانا خاطرهی شامی را با پدر دانلد (فِرِد) بازگو میکند که در آن فِرِد ترامپ اصرار داشت بهجای او برای انتخاب غذا از منوی رستوران تصمیم بگیرد: «به پیشخدمت گفتم که ماهی میخورم. خب یعنی من ماهی میخواستم، و فِرِد پدر دانلد به پیشخدمت گفت: نه ایوانا ماهی نمیخواهد، او قرار است استیک بخورد. من گفتم نه من میخواهم همان ماهی را بخورم» و آن شب دانلد به ایوانا اصرار ورزیده بود که پدرش این کار را از سر «عشق» انجام میدهد.
ترامپ زنان را اغواگر، موذی و بدجنس توصیف میکند؛ «زرنگهایشان خیلی زنانه و با ژست جویای محبت و توجه رفتار میکنند، و حال آنکه از درون قاتلهایی واقعیاند. آن کسی که اصطلاح «جنس ضعیف» را اختراع کرده یا خیلی سادهلوح بوده یا داشته دیگران را دست میانداخته است. من دیدهام که زنان چطور با یک حرکت چشم -یا شاید عضو دیگرشان- مردان را فریب میدهند». از نظر ترامپ زنان موفق هیچگاه آن نماها و ظواهر زنانهی خویش را، که شرارت و بیرحمی درونیشان را پنهان میکند، از دست نمیدهند. ترامپ شخصیت خود را به دو بخش مرد تاجرپیشه و شومن تقسیم میکند و ایوانا و همسر دومش مارلا میپلز را دو وجه تشدیدیافتهی شخصیت خود توصیف میکند. هردوی آنها «مو بور و زیبا» هستند، اما ایوانا به عنوان یک زن تاجر «سرسخت» تصویر شده، در حالی که مارلا یک «بازیگر و ستاره» است.
https://jahanezan.wordpress.com/2018/08/07/12345-6865/
@zan_j
بر همهی ما آشکار است که دانلد ترامپ زنستیز است. با اینهمه این پایان ماجرا نیست. ترامپ به شیوهای حساب شده از زنان برای تبلیغ امپراطوری تجاری و تصویر سیاسیاش بهره میگیرد.
ین کار بخشی از فرآیندی گستردهتر است که در آن سرمایهداران از «مضمون»[۲] زنانگی به عنوان ملاطی ایدئولوژیک بهره میبرند: زنان فعال در عرصههای تجارت و سیاست برای بالا کشیدن خویش باید با حفظ ظاهر لطیف و سرشار از عطوفتشان، از درون سخت، سنگدل و بیرحم باشند. شیوهی ارتباط دانلد ترامپ با زنان در کار و زندگی شخصیاش نمونهای کوچک از روندهایی فراگیرتر است. ایوانکا، دختر ترامپ، و هیلاری کلینتون، رقیب سیاسی ترامپ (و دوست پیشینش)، نیز هر دو نمایندهی گونهای یکسان از فمینیسم شرکتی هستند.
ترامپ در «هنر معامله» از یک سو پدرش را شخصیتی جسور، مقاوم و سختکوش توصیف و از سوی دیگر مادرش را «یک زن خانهدار تمامعیار» معرفی کرده که «غذا میپخت، نظافت میکرد، جوراب وصله میکرد و در بیمارستان به کار خیریه میپرداخت». بنا به گفتهی دانلد مادرش جذاب، نقطهی اتکای دیگران[۳] و زیبا بود؛ ماری مانند بسیاری از زنان در زندگی ترامپ فرمانبردار شوهر سلطهجوی خویش بود و تنها نقشی فرعی و ثانویه در خانوادهی خویش داشت.
ترامپ به وضوح ویژگیهای والدیناش را در خود درونی کرد و آنها را تا ازدواج اولش با ایوانا زلینکوا مهاجر چک امتداد بخشید. ایوانا خاطرهی شامی را با پدر دانلد (فِرِد) بازگو میکند که در آن فِرِد ترامپ اصرار داشت بهجای او برای انتخاب غذا از منوی رستوران تصمیم بگیرد: «به پیشخدمت گفتم که ماهی میخورم. خب یعنی من ماهی میخواستم، و فِرِد پدر دانلد به پیشخدمت گفت: نه ایوانا ماهی نمیخواهد، او قرار است استیک بخورد. من گفتم نه من میخواهم همان ماهی را بخورم» و آن شب دانلد به ایوانا اصرار ورزیده بود که پدرش این کار را از سر «عشق» انجام میدهد.
ترامپ زنان را اغواگر، موذی و بدجنس توصیف میکند؛ «زرنگهایشان خیلی زنانه و با ژست جویای محبت و توجه رفتار میکنند، و حال آنکه از درون قاتلهایی واقعیاند. آن کسی که اصطلاح «جنس ضعیف» را اختراع کرده یا خیلی سادهلوح بوده یا داشته دیگران را دست میانداخته است. من دیدهام که زنان چطور با یک حرکت چشم -یا شاید عضو دیگرشان- مردان را فریب میدهند». از نظر ترامپ زنان موفق هیچگاه آن نماها و ظواهر زنانهی خویش را، که شرارت و بیرحمی درونیشان را پنهان میکند، از دست نمیدهند. ترامپ شخصیت خود را به دو بخش مرد تاجرپیشه و شومن تقسیم میکند و ایوانا و همسر دومش مارلا میپلز را دو وجه تشدیدیافتهی شخصیت خود توصیف میکند. هردوی آنها «مو بور و زیبا» هستند، اما ایوانا به عنوان یک زن تاجر «سرسخت» تصویر شده، در حالی که مارلا یک «بازیگر و ستاره» است.
https://jahanezan.wordpress.com/2018/08/07/12345-6865/
@zan_j
جهان زن
ترامپیسم، نولیبرالیسم و فمینیسم شرکتی- ترامپیسم، نولیبرالیسم و فمینیسم شرکتی سم میلر[۱] • برگردان شمیم شرافت •
ترامپیسم و فمینیسم شرکتی را میتوان دو روی یک سکه دانست. بر همهی ما آشکار است که دانلد ترامپ زنستیز است. با اینهمه این پایان ماجرا نیست. ترامپ به شیوهای حساب شده از زنان برای تبلیغ امپراطوری تج…
📕نیمی از آسمان
ازدواج در جوامع سرمایه داری به دو علت ارتجاعی است.
اولا، وابستگی اقتصادی زن به شوهر.
در نتیجه این وابستگی،
زن به جایگاه فرودست رانده میشود.
این فرودستی ممكنست به شكل عباراتی نظیر اینكه باید به شوهرش "عشق بورزد، افتخار كند و از وی اطاعت نماید" در قانون نوشته شده باشد یا نباشد.
ثانیا،
غیر قابل فسخ بودن پیوند زناشوئی به لحاظ قانونی،
یا لااقل فوق العاده مشكل بودن آن.
تاكید بر یك راه حل رسمی یعنی پیوند داوطلبانه،
معنایش اینست كه به جنبه دوم ستم موجود در ازدواج مشغول شویم.
اما واقعیت آن است كه زنان /منجمله كسانی كه ازدواج قانونی نكرده اند/ حتی زمانیكه بسیار ناراضی اند فكر كسب رهائی را كنار میگذارند،
چون تامین اقتصادی خود و فرزندانشان را ناممكن می بینند."
این مانع عمده بر سر راه آنهاست."
بنابراین استقلال اقتصادی زن شرط نخست هرگونه پیوند داوطلبانه حقیقی است.
بدون چنین استقلالی،
رهنمودهائی نظیر پیوند داوطلبانه یا كمونها و یا عشق آزاد با هدف دگرگون كردن مناسبات میان زن و مرد،
آب در هاون كوبیدن است.
برای اینكه پیوندهای داوطلبانه واقعی باشند،
استقلال مادی زنان یك پیش شرط مطلقا ضروری است.
اما این به هیچ وجه كافی نیست.
مطالبات قانونی به خودی خود این واقعیت را عوض نمیكند كه پیوند ازدواج در اساس غیر قابل فسخ محسوب میشود.
ایجاد انقلاب در تفكرات مردانه در مورد ارزش زن، باید پشتوانه چنین مطالباتی باشد.
نتیجه آزادی كامل در گسستن یك پیوند نباید این باشد كه مردان كماكان زنان را بعنوان اشیاء دور انداختنی مورد استفاده قرار دهند.
چرا باید امید داشته باشیم كه قانونی كردن گسستن دلبخواه پیون
كه یك سنت دیرینه مردانه است"
حتی بشكل سطحی به تحولی كه آرزو داریم در مناسبات زن و مرد ایجاد شود، كمك كند؟
این یك امید واهی است..
هدف ما از آزادی در تعویض شریك زندگی،
كه قبلا امتیاز اعلام نشده ای برای مردان بود، باید ارزش گذاری مجدد بر دلایل یك زندگی مشترك باشد.
فقط در این صورت است كه این آزادی، خصلت پیشرو خواهد داشت."
زمانی كه اجبارات مادی علت پیوند
دو نفر نباشد،
معمولا بخاطر عشق با هم می مانند.
آزادی مادی اجازه میدهد كه عشق بطور كامل تحقق یابد،
اما جامعه بورژوائی اجبارات فراوانی در بر دارد كه افراد را وادار میكند با هم سر كنند..
بدین ترتیب،
عشق به چیزی اضافی و غیر لازم تبدیل گشته و در بهترین حالت بهانه با هم ماندن میشود.
پیوندهای داوطلبانه فقط در صورتی میتوانند معرف پیشرفت واقعی باشند كه با برابری جنسی،
نابودی عملكرد اقتصادی خانواده و تغییر مناسبات بین بزرگترها و كوچكترها همراه شوند.
حرف تنها كافی نیست!
اگر این شرایط واقعا موجود نباشد، آزادیهای یك پیوند داوطلبانه همه تبدیل به آزادی مردان در ستم بر زنان، و آزادی والدین در ستم بر فرزندان،
خواهد شد.
یعنی آزادیهائی كه نهاد ازدواج در جامعه بورژوائی عرضه میكند...
✍ "کلودی بوروایل"
@zan_j
ازدواج در جوامع سرمایه داری به دو علت ارتجاعی است.
اولا، وابستگی اقتصادی زن به شوهر.
در نتیجه این وابستگی،
زن به جایگاه فرودست رانده میشود.
این فرودستی ممكنست به شكل عباراتی نظیر اینكه باید به شوهرش "عشق بورزد، افتخار كند و از وی اطاعت نماید" در قانون نوشته شده باشد یا نباشد.
ثانیا،
غیر قابل فسخ بودن پیوند زناشوئی به لحاظ قانونی،
یا لااقل فوق العاده مشكل بودن آن.
تاكید بر یك راه حل رسمی یعنی پیوند داوطلبانه،
معنایش اینست كه به جنبه دوم ستم موجود در ازدواج مشغول شویم.
اما واقعیت آن است كه زنان /منجمله كسانی كه ازدواج قانونی نكرده اند/ حتی زمانیكه بسیار ناراضی اند فكر كسب رهائی را كنار میگذارند،
چون تامین اقتصادی خود و فرزندانشان را ناممكن می بینند."
این مانع عمده بر سر راه آنهاست."
بنابراین استقلال اقتصادی زن شرط نخست هرگونه پیوند داوطلبانه حقیقی است.
بدون چنین استقلالی،
رهنمودهائی نظیر پیوند داوطلبانه یا كمونها و یا عشق آزاد با هدف دگرگون كردن مناسبات میان زن و مرد،
آب در هاون كوبیدن است.
برای اینكه پیوندهای داوطلبانه واقعی باشند،
استقلال مادی زنان یك پیش شرط مطلقا ضروری است.
اما این به هیچ وجه كافی نیست.
مطالبات قانونی به خودی خود این واقعیت را عوض نمیكند كه پیوند ازدواج در اساس غیر قابل فسخ محسوب میشود.
ایجاد انقلاب در تفكرات مردانه در مورد ارزش زن، باید پشتوانه چنین مطالباتی باشد.
نتیجه آزادی كامل در گسستن یك پیوند نباید این باشد كه مردان كماكان زنان را بعنوان اشیاء دور انداختنی مورد استفاده قرار دهند.
چرا باید امید داشته باشیم كه قانونی كردن گسستن دلبخواه پیون
كه یك سنت دیرینه مردانه است"
حتی بشكل سطحی به تحولی كه آرزو داریم در مناسبات زن و مرد ایجاد شود، كمك كند؟
این یك امید واهی است..
هدف ما از آزادی در تعویض شریك زندگی،
كه قبلا امتیاز اعلام نشده ای برای مردان بود، باید ارزش گذاری مجدد بر دلایل یك زندگی مشترك باشد.
فقط در این صورت است كه این آزادی، خصلت پیشرو خواهد داشت."
زمانی كه اجبارات مادی علت پیوند
دو نفر نباشد،
معمولا بخاطر عشق با هم می مانند.
آزادی مادی اجازه میدهد كه عشق بطور كامل تحقق یابد،
اما جامعه بورژوائی اجبارات فراوانی در بر دارد كه افراد را وادار میكند با هم سر كنند..
بدین ترتیب،
عشق به چیزی اضافی و غیر لازم تبدیل گشته و در بهترین حالت بهانه با هم ماندن میشود.
پیوندهای داوطلبانه فقط در صورتی میتوانند معرف پیشرفت واقعی باشند كه با برابری جنسی،
نابودی عملكرد اقتصادی خانواده و تغییر مناسبات بین بزرگترها و كوچكترها همراه شوند.
حرف تنها كافی نیست!
اگر این شرایط واقعا موجود نباشد، آزادیهای یك پیوند داوطلبانه همه تبدیل به آزادی مردان در ستم بر زنان، و آزادی والدین در ستم بر فرزندان،
خواهد شد.
یعنی آزادیهائی كه نهاد ازدواج در جامعه بورژوائی عرضه میكند...
✍ "کلودی بوروایل"
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎹 این زن پیانیست نوكتورن شماره ٢٠ از شوپن را در تولد ۱۰۱ سالگی خود مینوازند. 🌺🍃
طربستان
https://t.me/zan_j
طربستان
https://t.me/zan_j
"آزادی متولد می شود شبانه
هر کجا که ممکن باشد
در روزنی بر دیوار
یا در مسیر بادهای یخ زده"
«رنه شار»
شبتان خوش
@zan_j
هر کجا که ممکن باشد
در روزنی بر دیوار
یا در مسیر بادهای یخ زده"
«رنه شار»
شبتان خوش
@zan_j
🌺🌸روزتان خوش 🌸🌺
عشق، عشق میآفریند؛
عشق، زندگی میبخشد؛
زندگی، رنج به همراه دارد؛
رنج، دلشوره میآفریند؛
دلشوره، جرات میبخشد؛
جرات، اعتماد به همراه دارد؛
اعتماد، امید میآفریند؛
امید، زندگی میبخشد؛
زندگی، عشق میآفریند؛
عشق، عشق میآفریند
#مارگوت_بیگل
@zan_j
عشق، عشق میآفریند؛
عشق، زندگی میبخشد؛
زندگی، رنج به همراه دارد؛
رنج، دلشوره میآفریند؛
دلشوره، جرات میبخشد؛
جرات، اعتماد به همراه دارد؛
اعتماد، امید میآفریند؛
امید، زندگی میبخشد؛
زندگی، عشق میآفریند؛
عشق، عشق میآفریند
#مارگوت_بیگل
@zan_j
🔸زندگیِ من، پورنِ تو نیست
دهها هزار زن در #کره_جنوبی دست به تظاهرات زدند. هدف از این تظاهرات، اعتراض به نصب غیرقانونی دوربین در توالتهای عمومی و انتشار ویدئوهای ضبط شده در سایتهای پورنوگراف بود.
دهها هزار زن در #کره_جنوبی دست به تظاهرات زدند. هدف از این تظاهرات، اعتراض به نصب غیرقانونی دوربین در توالتهای عمومی و انتشار ویدئوهای ضبط شده در سایتهای پورنوگراف بود.
خبر
بحران زباله در #سراوان، مسألۀ همۀ مردم گیلان است
نمایندگان کمیتهٔ منتخب مردم سراوان به همراه جمعی از اهالی این روستای گیلان برای پیگیری بحران انباشت زباله در سراوان روز یکشنبه ۲۴ تیر ماه، در ساختمان شورای اسلامی سراوان تجمع و طی نشستی با اعضای شورای اسلامی گفتگو و اعترض خود را به بیتوجهی مسئولان شورا بیان کردند.
در تجمع و اعتراض گستردهٔ مردم سراوان، در سال گذشته به آنها وعده داده شده بود که در پایان مهلت دو ساله، محل انباشت و گردآوردی زبالۀ غرب گیلان به لاکان رشت منتقل خواهد شد و برای این هدف قطعه زمینی هم در نظر گرفته شده است.
مردم معترض میگویند علیرغم گذشت ۹ ماه از مهلت دوسالهای که به مسئولان داده بودند، نه تنها در هیچ یک از وعدهها پیشرفتی مشاهده نمیشود، بلکه روند آسفالت و نصب امکانات روشنایی در مسیر حرکت ماشینهای حمل زباله به درون قدیمیترین جنگل جلگهای جهان، نشان از روند عکس وعدههای مذکور دارد.
در مقابل رییس شورای اسلامی سراوان، حاجآقا غلامپور خطاب به مردم معترض و نمایندگان جوان و دلسوز کمیتهٔ منتخبشان خاطرنشان کرد که ما نیز به عنوان نمایندگان حاکمیت در کنار شما و نمایندگان مردمیتان قصدی جز برچیدن بساط این لندفیل از منطقه نداریم و از مردم خواست به جزئیات عمرانی طی این دو سال توجه نکنند؛ چرا که در هر صورت در پایان مهلت، ما تعطیلی کامل این لندفیل را انتظار داریم.
نمایندگان منتخب مردم در حالی که قانع نشده بودند از اعضای شورای اسلامی خواستند تا دستکم مدرکی دال بر خرید زمینی در لاکان رشت برای انتقال بزرگترین زبالهدانی استان گیلان به آن منطقه به مردم نشان دهند و اعضای شورای اسلامی برای این موضوع پنج روز وقت خواستند! باید توجه داشت که علیرغم وعدهها تا این لحظه هیچ سندی مبنی بر اثبات این ادعا به مردم سراوان ارائه نشده است.
از طرفی با گرمای هوا وضعيت زندگی مردم این روستا بیش از پیش دشوار شده و مسالهٔ آب با توجه به شیرابهٔ زباله به معضلی پیچیده و هزینهبر برای این مردم بدل گشته و از طرفی هم با نزدیک شدن به زمان بارندگیهای موسمی در پایان تابستان، خطر رانش دوبارهٔ زباله این روستا را تهدید میکند.
بنا به گفتهٔ یکی از اعضای کميتهٔ منتخب مردم، اینکه محل دپوی زباله به لاکان منتقل شود راه حل منطقی نیست چون مردم آن منطقه هم درمقابل این بلای خانمانسوز خواهند ایستاد؛ همانطور که پیشتر مردم لوشان و رودبار اجازه ندادند. اما به نظر میرسد مسئولان جز کنترل موقتی این بحران، هیچ راه حلی برای بحران ندارند و شاید به همین دلیل است که طی نشست چندساعتهٔ مردم با شورای اسلامی سراوان، اغلب معترضین امیدی به دریافت پاسخ درست از مسولین نداشتند.
وضعیت اقلیمی و کشاورزی و زیستی مردم سراوان در ابهام قرار دارد. و این تنها مشکل و بحران مردم سراوان نیست؛ بحران انباشت زباله در استان گیلان هر روز بیشتر و بزرگتر از دیروز سلامت و هستی مردم این استان را تهدید میکند و اگر امروز چارهای اندیشیده نشود، چه بسا فردا دیر باشد.
گزارش از شورای نویسندگان ماهنامۀ گیلانˇ اؤجا
@zan_j
بحران زباله در #سراوان، مسألۀ همۀ مردم گیلان است
نمایندگان کمیتهٔ منتخب مردم سراوان به همراه جمعی از اهالی این روستای گیلان برای پیگیری بحران انباشت زباله در سراوان روز یکشنبه ۲۴ تیر ماه، در ساختمان شورای اسلامی سراوان تجمع و طی نشستی با اعضای شورای اسلامی گفتگو و اعترض خود را به بیتوجهی مسئولان شورا بیان کردند.
در تجمع و اعتراض گستردهٔ مردم سراوان، در سال گذشته به آنها وعده داده شده بود که در پایان مهلت دو ساله، محل انباشت و گردآوردی زبالۀ غرب گیلان به لاکان رشت منتقل خواهد شد و برای این هدف قطعه زمینی هم در نظر گرفته شده است.
مردم معترض میگویند علیرغم گذشت ۹ ماه از مهلت دوسالهای که به مسئولان داده بودند، نه تنها در هیچ یک از وعدهها پیشرفتی مشاهده نمیشود، بلکه روند آسفالت و نصب امکانات روشنایی در مسیر حرکت ماشینهای حمل زباله به درون قدیمیترین جنگل جلگهای جهان، نشان از روند عکس وعدههای مذکور دارد.
در مقابل رییس شورای اسلامی سراوان، حاجآقا غلامپور خطاب به مردم معترض و نمایندگان جوان و دلسوز کمیتهٔ منتخبشان خاطرنشان کرد که ما نیز به عنوان نمایندگان حاکمیت در کنار شما و نمایندگان مردمیتان قصدی جز برچیدن بساط این لندفیل از منطقه نداریم و از مردم خواست به جزئیات عمرانی طی این دو سال توجه نکنند؛ چرا که در هر صورت در پایان مهلت، ما تعطیلی کامل این لندفیل را انتظار داریم.
نمایندگان منتخب مردم در حالی که قانع نشده بودند از اعضای شورای اسلامی خواستند تا دستکم مدرکی دال بر خرید زمینی در لاکان رشت برای انتقال بزرگترین زبالهدانی استان گیلان به آن منطقه به مردم نشان دهند و اعضای شورای اسلامی برای این موضوع پنج روز وقت خواستند! باید توجه داشت که علیرغم وعدهها تا این لحظه هیچ سندی مبنی بر اثبات این ادعا به مردم سراوان ارائه نشده است.
از طرفی با گرمای هوا وضعيت زندگی مردم این روستا بیش از پیش دشوار شده و مسالهٔ آب با توجه به شیرابهٔ زباله به معضلی پیچیده و هزینهبر برای این مردم بدل گشته و از طرفی هم با نزدیک شدن به زمان بارندگیهای موسمی در پایان تابستان، خطر رانش دوبارهٔ زباله این روستا را تهدید میکند.
بنا به گفتهٔ یکی از اعضای کميتهٔ منتخب مردم، اینکه محل دپوی زباله به لاکان منتقل شود راه حل منطقی نیست چون مردم آن منطقه هم درمقابل این بلای خانمانسوز خواهند ایستاد؛ همانطور که پیشتر مردم لوشان و رودبار اجازه ندادند. اما به نظر میرسد مسئولان جز کنترل موقتی این بحران، هیچ راه حلی برای بحران ندارند و شاید به همین دلیل است که طی نشست چندساعتهٔ مردم با شورای اسلامی سراوان، اغلب معترضین امیدی به دریافت پاسخ درست از مسولین نداشتند.
وضعیت اقلیمی و کشاورزی و زیستی مردم سراوان در ابهام قرار دارد. و این تنها مشکل و بحران مردم سراوان نیست؛ بحران انباشت زباله در استان گیلان هر روز بیشتر و بزرگتر از دیروز سلامت و هستی مردم این استان را تهدید میکند و اگر امروز چارهای اندیشیده نشود، چه بسا فردا دیر باشد.
گزارش از شورای نویسندگان ماهنامۀ گیلانˇ اؤجا
@zan_j
"زنده آنهایند که پیکار میکنند، و روز و شب، پیوسته در خیال خویش، یا وظیفهای مقدس دارند یا عشقی بزرگ."
✍ #ویکتور_هوگو
@zan_j
✍ #ویکتور_هوگو
@zan_j
🔻اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه میابد یا نه اصلا سراغ فناوری کارخانه و ابزاری که استفاده میکند نروید؛ اینها را به راحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد ...
برای دیدن توسعه بروید:
در دبستانها و پیش دبستانی ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش میدهند مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند.
اگر کودکان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، دارای روحیه گفتگو، تعامل و دارای روحیه مشارکت و کار تیمی بار آورند، اینها انسانها و شخصیت هایی خواهند شد که میتوانند توسعه ایجاد کنند.
#داگلاس_نورث
برنده نوبل اقتصاد
@zan_j
برای دیدن توسعه بروید:
در دبستانها و پیش دبستانی ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش میدهند مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند.
اگر کودکان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، دارای روحیه گفتگو، تعامل و دارای روحیه مشارکت و کار تیمی بار آورند، اینها انسانها و شخصیت هایی خواهند شد که میتوانند توسعه ایجاد کنند.
#داگلاس_نورث
برنده نوبل اقتصاد
@zan_j
📷https://bit.ly/2OLWaJk
🔻جنایت و فحشاء در کمین پناهجویان ونزوئلایی؛ تلاش برای انسداد مرز برزیل
بنا بر گزارش منابع رسمی برزیل، روزانه صدها تن از شهروندان ونزوئلایی با پای پیاده روانه مرز دو کشور میشوند تا برای گریز از بیش از سه سال بحران اقتصادی و سیاسی حاکم بر ونزوئلا وارد برزیل شوند.
با وجود صدور دستور یک قاضی برزیلی مبنی بر بستن مرز این کشور در برابر سیل مهاجران ونزوئلایی، دولت فدرال با ارسال درخواست تجدیدنظر سعی کرده تا مرز میان دو کشور را همچنان باز نگاه دارد.
@zan_j
تورم ونزوئلا از ۸۲ هزار درصد گذشت
🔹کنگره مخالفان ونزوئلا اعلام کرد تورم ۱۲ ماه منتهی به ماه ژوئیه به ۸۲۷۶۶ درصد رسیده است.
🔹با فروپاشی اقتصاد وابسته به نفت ونزوئلا، ابرتورم در این کشور با سرعتی باورنکردنی رو به افزایش است.
@zan_j
🔻جنایت و فحشاء در کمین پناهجویان ونزوئلایی؛ تلاش برای انسداد مرز برزیل
بنا بر گزارش منابع رسمی برزیل، روزانه صدها تن از شهروندان ونزوئلایی با پای پیاده روانه مرز دو کشور میشوند تا برای گریز از بیش از سه سال بحران اقتصادی و سیاسی حاکم بر ونزوئلا وارد برزیل شوند.
با وجود صدور دستور یک قاضی برزیلی مبنی بر بستن مرز این کشور در برابر سیل مهاجران ونزوئلایی، دولت فدرال با ارسال درخواست تجدیدنظر سعی کرده تا مرز میان دو کشور را همچنان باز نگاه دارد.
@zan_j
تورم ونزوئلا از ۸۲ هزار درصد گذشت
🔹کنگره مخالفان ونزوئلا اعلام کرد تورم ۱۲ ماه منتهی به ماه ژوئیه به ۸۲۷۶۶ درصد رسیده است.
🔹با فروپاشی اقتصاد وابسته به نفت ونزوئلا، ابرتورم در این کشور با سرعتی باورنکردنی رو به افزایش است.
@zan_j
سخنرانی #النور_مارکس در روز جهانی کارگر – هاید پارک لندن، چهارم مه ١٨٩٠
ما نیامده ایم که برای احزاب سیاسی کاری یا فعالیتی انجام دهیم، بلکه ما به این جا آمده ایم برای دفاع طبقه ی کارگر از خودش، برای مطالبه ی حقوق خودش. می توانم به یاد آورم زمانی که ما بیش از ده دوازده نفر نبودیم و به هاید پارک برای مطالبه ی قانون هشت ساعت کار آمدیم، اما آن ده دوازده نفر به صدها نفر افزایش یافت و صدها نفر به هزاران نفر بدل گشتند، تا زمانی که امروز این تظاهرات با شکوه را، که سراسر پارک را در بر گرفته در مقابل داریم. ما رو در روی تجمع دیگری ایستاده ایم اما من خوشحالم که می بینم توده های عظیمی از مردم در طرف ما هستند. آن هایی که از میان ما، با نگرانی به اعتصاب کارگران بارانداز و به ویژه کارگران کارخانه ی گاز رفته اند، مردان، زنان و کودکانی را دیده اند که پیرامون ما را می گیرند، اعتصابات به میزان کافی تشدید شده و ما مصمم شده ایم که هشت ساعت کار در روز را از طریق به تصویب رساندن قانونی آن تضمین کنیم؛ اگر ما چنین عمل نکنیم، در اولین فرصت چنین دستاورد و امتیازی را از ما پس خواهند گرفت و آن گاه [اگر پیروز نشویم] ما باید تنها خود را مقصر بدانیم. در بعد از ظهر امروز، در این پارک، مردی است که آقای گلدستون او را یک بار به زندان انداخته – مایکل داویت؛ ولی آقای گلدستون امروز بهترین روابط را با او دارد. شما فکر می کنید که دلیل این تغییر چه بوده است؟ چرا حزب لیبرال بسیار ناگهانی به یک حکومت ملی تغییر یافته است؟ بسیار ساده به این دلیل که مردم ایرلند هشتاد عضو به مجلس عوام فرستاده است تا از محافظه کاران دفاع کنند؛ به همین طریق ما می بایست این لیبرال ها و رادیکال ها را اگر با برنامه ی ما مخالفت کردند، بیرون بیندازیم. امروز من نه تنها به عنوان یک فعال اتحادیه ی صنفی، بلکه به عنوان یک سوسیالیست صحبت می کنم. سوسیالیست ها معتقدند که اولین و مهم ترین قدمی که باید برداشته شود، مطالبه ی هشت ساعت کار در روز است، اما هدف و آرمان ما رسیدن به دورانی است که در آن طبقه ای برای تأیید و حمایت دو طبقه ی دیگر وجود نداشته باشد، آشکار است که بیکاری در آن دوران، بیکاری وجود نخواهد داشت. اما این پایان کار نیست بلکه آغاز مبارزه است؛ تنها این کافی نیست که برای خواستار شدن هشت ساعت کار در روز به این جا بیاییم و تظاهراتی برگزار کنیم. ما نباید به مانند مسیحیان شش روز هفته را به گناه کردن بپردازیم و در روز هفتم به کلیسا برویم، ما می بایست به طور روزمره و دائمی از هدف و آرمانمان صحبت کنیم، باید مردان و به ویژه زنانی را که می بینیم برای پیوستن به مبارزه ی مشترکمان آماده کنیم.
"برخیزید چونان شیری که از خواب نیم روز اش سر بر می گیرد
در شماری شکست ناپذیر
زنجیرهای تان را به مانند شبنم هایی بر زمین بریزید
چرا که در هنگامه ی خواب تان بر شما فرو ریخته اند –
ما بیشمارانیم – آنان ناچیزان اند"
✍النور مارکس
#گرامی_باد_۸_مارس_روز_جهانی_زن
نان_کار_آزاری
#تشکل_همبستگی
@zan_j
ما نیامده ایم که برای احزاب سیاسی کاری یا فعالیتی انجام دهیم، بلکه ما به این جا آمده ایم برای دفاع طبقه ی کارگر از خودش، برای مطالبه ی حقوق خودش. می توانم به یاد آورم زمانی که ما بیش از ده دوازده نفر نبودیم و به هاید پارک برای مطالبه ی قانون هشت ساعت کار آمدیم، اما آن ده دوازده نفر به صدها نفر افزایش یافت و صدها نفر به هزاران نفر بدل گشتند، تا زمانی که امروز این تظاهرات با شکوه را، که سراسر پارک را در بر گرفته در مقابل داریم. ما رو در روی تجمع دیگری ایستاده ایم اما من خوشحالم که می بینم توده های عظیمی از مردم در طرف ما هستند. آن هایی که از میان ما، با نگرانی به اعتصاب کارگران بارانداز و به ویژه کارگران کارخانه ی گاز رفته اند، مردان، زنان و کودکانی را دیده اند که پیرامون ما را می گیرند، اعتصابات به میزان کافی تشدید شده و ما مصمم شده ایم که هشت ساعت کار در روز را از طریق به تصویب رساندن قانونی آن تضمین کنیم؛ اگر ما چنین عمل نکنیم، در اولین فرصت چنین دستاورد و امتیازی را از ما پس خواهند گرفت و آن گاه [اگر پیروز نشویم] ما باید تنها خود را مقصر بدانیم. در بعد از ظهر امروز، در این پارک، مردی است که آقای گلدستون او را یک بار به زندان انداخته – مایکل داویت؛ ولی آقای گلدستون امروز بهترین روابط را با او دارد. شما فکر می کنید که دلیل این تغییر چه بوده است؟ چرا حزب لیبرال بسیار ناگهانی به یک حکومت ملی تغییر یافته است؟ بسیار ساده به این دلیل که مردم ایرلند هشتاد عضو به مجلس عوام فرستاده است تا از محافظه کاران دفاع کنند؛ به همین طریق ما می بایست این لیبرال ها و رادیکال ها را اگر با برنامه ی ما مخالفت کردند، بیرون بیندازیم. امروز من نه تنها به عنوان یک فعال اتحادیه ی صنفی، بلکه به عنوان یک سوسیالیست صحبت می کنم. سوسیالیست ها معتقدند که اولین و مهم ترین قدمی که باید برداشته شود، مطالبه ی هشت ساعت کار در روز است، اما هدف و آرمان ما رسیدن به دورانی است که در آن طبقه ای برای تأیید و حمایت دو طبقه ی دیگر وجود نداشته باشد، آشکار است که بیکاری در آن دوران، بیکاری وجود نخواهد داشت. اما این پایان کار نیست بلکه آغاز مبارزه است؛ تنها این کافی نیست که برای خواستار شدن هشت ساعت کار در روز به این جا بیاییم و تظاهراتی برگزار کنیم. ما نباید به مانند مسیحیان شش روز هفته را به گناه کردن بپردازیم و در روز هفتم به کلیسا برویم، ما می بایست به طور روزمره و دائمی از هدف و آرمانمان صحبت کنیم، باید مردان و به ویژه زنانی را که می بینیم برای پیوستن به مبارزه ی مشترکمان آماده کنیم.
"برخیزید چونان شیری که از خواب نیم روز اش سر بر می گیرد
در شماری شکست ناپذیر
زنجیرهای تان را به مانند شبنم هایی بر زمین بریزید
چرا که در هنگامه ی خواب تان بر شما فرو ریخته اند –
ما بیشمارانیم – آنان ناچیزان اند"
✍النور مارکس
#گرامی_باد_۸_مارس_روز_جهانی_زن
نان_کار_آزاری
#تشکل_همبستگی
@zan_j
عادتها میتوانند انسان را نابود کنند ، کافیست انسان به گرسنگی و رنج بردن عادت کند به زیر ستم بودن ، تا دیگر هرگز به رهایی فکر نکند و ترجیح بدهد در بند بماند .
هرتا مولر
@zan_j
هرتا مولر
@zan_j
#مقالات_زنان
✍مریم حسین خواه
مسائل معیشتی، اعتراضها به حجاب اجباری، و تأثیر آنها بر جنبش زنان
اعتراضها به مشکلات معیشتی و حجاب اجباری، چه تأثیری بر جنبش زنان در ایران گذاشتند؟ آیا این دو حرکت، که زمستان گذشته خیابانهای ایران را تکان دادند و پسلرزههای آنها هنوز ادامه دارد، میتوانند نیروهای جدیدی را به جنبش زنان اضافه کنند و استراتژیهای آن را تغییر دهند؟ جنبش زنان که پس از فراز و نشیب دهههای نخست پس از انقلاب، از اواخر دههی ۷۰ موفق به سازماندهی و تجدید حیات خود شده بود، در پی فشارهای دوران احمدینژاد و بهویژه سرکوبهای پس از اعتراضهای ۸۸، همچون دیگر حرکتهای سیاسی و مدنیِ مستقل و منتقد به حاشیه رانده شد.
بعد از فرونشستن موج شدید و همهگیر بازداشتها و توقیفها و ترک اجباری ایران از سوی بخشی از بدنهی جنبش، فعالانِ زن باقیمانده در ایران، بارها برای ایجاد یک حرکت تازه دورخیز کرده و نشستهایی به منظور ارزیابی وضعیت موجود و ترسیم چشمانداز روبرو برپا کردند. اما نتیجهی اغلب این نشستها، حرکتهای مقطعی و با دامنهی تأثیرگزاری محدود بودند.
در این میان، معدود حرکتهایی که توانستند با وجود همه موانع دست به یک فعالیت علنی، جمعی و بلندمدت بزنند نیز زیر فشار تهدید و بازجویی و ارعاب یا مجبور به توقف فعالیت و حرکت با چراغ خاموش شدند و یا با محدود کردن فعالیتشان به حوزههای کمترحساسیتبرانگیز به کارشان ادامه میدهند.
در چنین فضایی، دو اتفاقی که اخیراً خارج از جنبش زنان رخ داده، شاید بتوانند چشمانداز حرکتی جدید را پیش روی این جنبش بگذارند. چشماندازی که تحقق آن، مستلزم بازنگری در استراتژیها و روشهای پیشین جنبش زنان است.
اعتراضهای دی ماه و «دختران خیابان انقلاب»
از دی ماه سال گذشته، همزمان شاهد دو حرکتی بودیم که بسیاری از مناسبات و چارچوبهای قبلی حرکتهای اعتراضی در ایران را بهم ریخت. از یک سو، تظاهرات سراسری دی ماه در شهرهای مختلف ایران که با مطالبات اقتصادی شروع شده بود، تغییرات اساسی در ساختار سیاسی را هدف گرفت و از خط قرمزهای پیشین نیروهای سیاسی و مدنی عبور کرد. از سوی دیگر، «دختران خیابان انقلاب» بالای سکوهای شهرها رفتند و تابوی مخالفت صریح و علنی با حجاب اجباری را شکستند.
اگرچه جنبش زنان، در هیچ کدام از این دو حرکت، حضور مشخص و سازماندهی شدهای نداشت اما مجموعه برنامههای روز جهانی زن در اسفند گذشته بار دیگر نشان داد که حرکتهای اجتماعی چطور میتوانند بر یکدیگر تأثیر بگذارند و از همدیگر انرژی و ایده و جسارت بگیرند.
به عنوان مثال، فراخواندهندگان تجمع مقابل وزارت کار نه تنها تأکیدشان بر خواستهای اقتصادی و معیشتی زنان را به مطالبات تظاهرات سراسری دی ماه، ارجاع دادند، بلکه شجاعت تجمع خیابانی، با آگاهی به تمامی هزینههای پیش رو، را از زنان و مردان شرکتکننده در این تظاهرات سراسری، به وام گرفتند.
علاوه بر این، تأکید آنها بر فراخواندن کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، دانشجویان، زنان خانهدار و … نشان از هوشمندیای دارد که تحت تأثیر اعتراضهای دی ماه، مطالبات جنبش زنان را از محدودهی فعالان این جنبش بیرون برده و آنها را در فضایی نزدیک و قابل لمس برای دیگر جنبشهای اجتماعی تعریف میکند.
دختران خیابان انقلاب هم نه فقط در بیشتر کردن لزوم یک حضور خیابانی در روز جهانی زن تأثیر داشتند، بلکه توانستند مسئلهی مخالفت با حجاب اجباری را پس از چهار دهه، در فراخوانها، بیانیهها و حرکتهای خیابانی جنبش زنان بیاورند.
شکستن فضای سرکوب، برای بلند کردن صدای اعتراض
اعتراضهای سراسری دی ماه و «دختران خیابان انقلاب» توانستند در شرایط امنیتی، که از قبل ادامه داشت، فضای ترسخوردهی جامعه را بشکنند و انبوهی از معترضان را به خیابان بیاورند: اولی به مدد جمعی بزرگ که مدام گستردهتر میشد و به شهرها و روزهای بیشتری کشیده میشد، و دومی با بهره گرفتن از ظرفیتهای یک حرکت فردی و ناگهانی از جانب زنی که به یکباره روسری از سر بر میدارد و بالای سکو میرود و در هر گوشه تکثیر میشود. این حرکتها، علاوه بر درسهایی که در مورد نحوهی شکستن فضای ارعاب دارند، میتوانند این نیرو و انگیزه را هم بدهند که میتوان، با بیرون آمدن از چارچوبها و روشهای همیشگی، تسلیم اجباری نشد که در صدد خانهنشین کردن معترضان است.
البته تا همینجا هم نتیجهی این حرکتها را در جنبش زنان دیدهایم. اما تدوام داشتن این اعلام حضور برای جنبش زنان مستلزم شناخت و برقراری ارتباط با این مدل بیان اعتراض، کنشگران آن، و همچنین مطالباتی است که توانسته معترضان دی ماه و «دختران خیابان انقلاب» را به صحنه بیاورد.
ادامه دارد
https://t.me/zan_j/3490
✍مریم حسین خواه
مسائل معیشتی، اعتراضها به حجاب اجباری، و تأثیر آنها بر جنبش زنان
اعتراضها به مشکلات معیشتی و حجاب اجباری، چه تأثیری بر جنبش زنان در ایران گذاشتند؟ آیا این دو حرکت، که زمستان گذشته خیابانهای ایران را تکان دادند و پسلرزههای آنها هنوز ادامه دارد، میتوانند نیروهای جدیدی را به جنبش زنان اضافه کنند و استراتژیهای آن را تغییر دهند؟ جنبش زنان که پس از فراز و نشیب دهههای نخست پس از انقلاب، از اواخر دههی ۷۰ موفق به سازماندهی و تجدید حیات خود شده بود، در پی فشارهای دوران احمدینژاد و بهویژه سرکوبهای پس از اعتراضهای ۸۸، همچون دیگر حرکتهای سیاسی و مدنیِ مستقل و منتقد به حاشیه رانده شد.
بعد از فرونشستن موج شدید و همهگیر بازداشتها و توقیفها و ترک اجباری ایران از سوی بخشی از بدنهی جنبش، فعالانِ زن باقیمانده در ایران، بارها برای ایجاد یک حرکت تازه دورخیز کرده و نشستهایی به منظور ارزیابی وضعیت موجود و ترسیم چشمانداز روبرو برپا کردند. اما نتیجهی اغلب این نشستها، حرکتهای مقطعی و با دامنهی تأثیرگزاری محدود بودند.
در این میان، معدود حرکتهایی که توانستند با وجود همه موانع دست به یک فعالیت علنی، جمعی و بلندمدت بزنند نیز زیر فشار تهدید و بازجویی و ارعاب یا مجبور به توقف فعالیت و حرکت با چراغ خاموش شدند و یا با محدود کردن فعالیتشان به حوزههای کمترحساسیتبرانگیز به کارشان ادامه میدهند.
در چنین فضایی، دو اتفاقی که اخیراً خارج از جنبش زنان رخ داده، شاید بتوانند چشمانداز حرکتی جدید را پیش روی این جنبش بگذارند. چشماندازی که تحقق آن، مستلزم بازنگری در استراتژیها و روشهای پیشین جنبش زنان است.
اعتراضهای دی ماه و «دختران خیابان انقلاب»
از دی ماه سال گذشته، همزمان شاهد دو حرکتی بودیم که بسیاری از مناسبات و چارچوبهای قبلی حرکتهای اعتراضی در ایران را بهم ریخت. از یک سو، تظاهرات سراسری دی ماه در شهرهای مختلف ایران که با مطالبات اقتصادی شروع شده بود، تغییرات اساسی در ساختار سیاسی را هدف گرفت و از خط قرمزهای پیشین نیروهای سیاسی و مدنی عبور کرد. از سوی دیگر، «دختران خیابان انقلاب» بالای سکوهای شهرها رفتند و تابوی مخالفت صریح و علنی با حجاب اجباری را شکستند.
اگرچه جنبش زنان، در هیچ کدام از این دو حرکت، حضور مشخص و سازماندهی شدهای نداشت اما مجموعه برنامههای روز جهانی زن در اسفند گذشته بار دیگر نشان داد که حرکتهای اجتماعی چطور میتوانند بر یکدیگر تأثیر بگذارند و از همدیگر انرژی و ایده و جسارت بگیرند.
به عنوان مثال، فراخواندهندگان تجمع مقابل وزارت کار نه تنها تأکیدشان بر خواستهای اقتصادی و معیشتی زنان را به مطالبات تظاهرات سراسری دی ماه، ارجاع دادند، بلکه شجاعت تجمع خیابانی، با آگاهی به تمامی هزینههای پیش رو، را از زنان و مردان شرکتکننده در این تظاهرات سراسری، به وام گرفتند.
علاوه بر این، تأکید آنها بر فراخواندن کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، دانشجویان، زنان خانهدار و … نشان از هوشمندیای دارد که تحت تأثیر اعتراضهای دی ماه، مطالبات جنبش زنان را از محدودهی فعالان این جنبش بیرون برده و آنها را در فضایی نزدیک و قابل لمس برای دیگر جنبشهای اجتماعی تعریف میکند.
دختران خیابان انقلاب هم نه فقط در بیشتر کردن لزوم یک حضور خیابانی در روز جهانی زن تأثیر داشتند، بلکه توانستند مسئلهی مخالفت با حجاب اجباری را پس از چهار دهه، در فراخوانها، بیانیهها و حرکتهای خیابانی جنبش زنان بیاورند.
شکستن فضای سرکوب، برای بلند کردن صدای اعتراض
اعتراضهای سراسری دی ماه و «دختران خیابان انقلاب» توانستند در شرایط امنیتی، که از قبل ادامه داشت، فضای ترسخوردهی جامعه را بشکنند و انبوهی از معترضان را به خیابان بیاورند: اولی به مدد جمعی بزرگ که مدام گستردهتر میشد و به شهرها و روزهای بیشتری کشیده میشد، و دومی با بهره گرفتن از ظرفیتهای یک حرکت فردی و ناگهانی از جانب زنی که به یکباره روسری از سر بر میدارد و بالای سکو میرود و در هر گوشه تکثیر میشود. این حرکتها، علاوه بر درسهایی که در مورد نحوهی شکستن فضای ارعاب دارند، میتوانند این نیرو و انگیزه را هم بدهند که میتوان، با بیرون آمدن از چارچوبها و روشهای همیشگی، تسلیم اجباری نشد که در صدد خانهنشین کردن معترضان است.
البته تا همینجا هم نتیجهی این حرکتها را در جنبش زنان دیدهایم. اما تدوام داشتن این اعلام حضور برای جنبش زنان مستلزم شناخت و برقراری ارتباط با این مدل بیان اعتراض، کنشگران آن، و همچنین مطالباتی است که توانسته معترضان دی ماه و «دختران خیابان انقلاب» را به صحنه بیاورد.
ادامه دارد
https://t.me/zan_j/3490