خبرنگاران متعهد و اگاه، چشم بینا و زبان گویای مردم هستند.
خبرنگاران نقش مهمی در انعکاس مبارزات و مقاومت مردم در مبارزه علیه دیکتاتوری دارند
۱۷ مرداد روز بزرگداشت خبرنگار
@zan_j
خبرنگاران نقش مهمی در انعکاس مبارزات و مقاومت مردم در مبارزه علیه دیکتاتوری دارند
۱۷ مرداد روز بزرگداشت خبرنگار
@zan_j
حميرا ثاقب بنيانگذاز شبكه نگاه زن افغانستان است:
@zan_j
🎤بسیار دوست داشتم یک رسانهی خبری کلان مانند یک تلویزیون میداشتم که در جامعهای مانند افغانستان، این رسانه کاملا مربوط به زنان میبود، درست است که اکنون نیز تلویزیونی به نام زن داریم و کارهایی در زمینهی زنان انجام میدهد ولی بسیار دوست داشتم که یک تلویزیون از نگاه حرکتها و جنبشهای زنان و با کمک کسانی که در این راستا دارای دانش و تعهد هستند، ایجاد میشد و تبدیل به یکی از تلویزیونهای مطرح و سرشناس افغانستان مانند تلویزیون طلوع و یا رادیو آزادی میشد ولی این نیاز به منابع مالی و حمایتهای سیاسی و اقتصادی دارد، این آرزو از کارهای نکردهی من است که بسیار دوست دارم، انجامش بدهم.
از:دیگری
https://8am.af/work-for-women-my-correspondent/
#زنان_خبرنگار
@zan_j
🎤بسیار دوست داشتم یک رسانهی خبری کلان مانند یک تلویزیون میداشتم که در جامعهای مانند افغانستان، این رسانه کاملا مربوط به زنان میبود، درست است که اکنون نیز تلویزیونی به نام زن داریم و کارهایی در زمینهی زنان انجام میدهد ولی بسیار دوست داشتم که یک تلویزیون از نگاه حرکتها و جنبشهای زنان و با کمک کسانی که در این راستا دارای دانش و تعهد هستند، ایجاد میشد و تبدیل به یکی از تلویزیونهای مطرح و سرشناس افغانستان مانند تلویزیون طلوع و یا رادیو آزادی میشد ولی این نیاز به منابع مالی و حمایتهای سیاسی و اقتصادی دارد، این آرزو از کارهای نکردهی من است که بسیار دوست دارم، انجامش بدهم.
از:دیگری
https://8am.af/work-for-women-my-correspondent/
#زنان_خبرنگار
هشت صبح
کار برای زنان، خبرنگارم ساخت
هنگامی که نخستین مقالهی حمیرا ثاقب به نام «زنان در کجا هستند» در مجلهی میهن چاپ شد، او نوجوان کم سن و سالی بود که هنوز در مکتب درس میخواند، به گفتهی خودش به عنوان کسی که تازه دست به قلم برده بود، از اینکه میدید مقالهاش در مجلهی مطرحی چون میهن به چاپ…
آزار جنسی زنان؛ ثابت کن خودت مقصر نیستی!
🔶اغلب قربانیان آزارهای جنسی سکوت میکنند. این سکوت دلایل مختلفی دارد: از ترس گرفته تا نداشتن آگاهی و اعتماد به نفس.
آنها اغلب از نزدیکترین افراد میترسند. خانواده و گروه دوستان معمولا نخستین کسانی هستند که در واکنش به آزار جنسی، فرد قربانی را متهم میکنند. نخستین پرسشها اغلب این است: «چه کار کردی که با تو این کار را کرد؟ صدایت چطور بود؟ چه پوشیده بودی؟ چطور حرف زدی؟ چه ساعتی بود؟ چرا بیرون بودی؟»
آنها اغلب دلیل آزار جنسی را در ظاهر و اعمال خود فرد جستجو میکنند. «کرم از خود درخته»، «تنت میخارید»، تنها واکنش به زنان قربانی نیست. در این نگاه نوعی تسلیم در برابر قدرت مردانه هم هست. مردان موجودات قدرتمندی هستند که آلت و میل جنسیشان بیانتها، غیرقابل کنترل و همزمان مقدس است. این زن است که باید در مقابل آن از خود محافظت کند و این محافظت که در ادبیات رسمی با حجاب، تفکیک جنسیتی و دور نگه داشتن زنان از محیطهای اجتماعی دنبال میشود، در محیطهای غیررسمی و خانوادگی هم با قضاوتهای بیرحمانه درباره رفتار و ظاهر زن امتداد مییابد.
پدر و برادر، شوهر، مادر و سایر اعضای فامیل، اغلب زن را به دلیل اینکه خود را در معرض این آزار قرار داده سرزنش میکنند: «نگفتم نرو بیرون؟ نگفتم کار نکن؟ نگفتم خودت را بپوشان؟ نگفتم طلاق نگیر؟ نگفتم آن لباس را نپوش؟ نگفتم آرایش نکن؟»
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2vNXnrc
@zan_j
🔶اغلب قربانیان آزارهای جنسی سکوت میکنند. این سکوت دلایل مختلفی دارد: از ترس گرفته تا نداشتن آگاهی و اعتماد به نفس.
آنها اغلب از نزدیکترین افراد میترسند. خانواده و گروه دوستان معمولا نخستین کسانی هستند که در واکنش به آزار جنسی، فرد قربانی را متهم میکنند. نخستین پرسشها اغلب این است: «چه کار کردی که با تو این کار را کرد؟ صدایت چطور بود؟ چه پوشیده بودی؟ چطور حرف زدی؟ چه ساعتی بود؟ چرا بیرون بودی؟»
آنها اغلب دلیل آزار جنسی را در ظاهر و اعمال خود فرد جستجو میکنند. «کرم از خود درخته»، «تنت میخارید»، تنها واکنش به زنان قربانی نیست. در این نگاه نوعی تسلیم در برابر قدرت مردانه هم هست. مردان موجودات قدرتمندی هستند که آلت و میل جنسیشان بیانتها، غیرقابل کنترل و همزمان مقدس است. این زن است که باید در مقابل آن از خود محافظت کند و این محافظت که در ادبیات رسمی با حجاب، تفکیک جنسیتی و دور نگه داشتن زنان از محیطهای اجتماعی دنبال میشود، در محیطهای غیررسمی و خانوادگی هم با قضاوتهای بیرحمانه درباره رفتار و ظاهر زن امتداد مییابد.
پدر و برادر، شوهر، مادر و سایر اعضای فامیل، اغلب زن را به دلیل اینکه خود را در معرض این آزار قرار داده سرزنش میکنند: «نگفتم نرو بیرون؟ نگفتم کار نکن؟ نگفتم خودت را بپوشان؟ نگفتم طلاق نگیر؟ نگفتم آن لباس را نپوش؟ نگفتم آرایش نکن؟»
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2vNXnrc
@zan_j
Telegraph
آزار جنسی زنان؛ ثابت کن خودت مقصر نیستی
نعیمه دوستدار یک افشاگری رسانهای باز هم موضوع آزار جنسی زنان را به بحث روز تبدیل کرد؛ اینبار با حاشیههای فریبنده سیاسی. یک مدیر ارشد در رسانهای متعلق به صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، از مجری این شبکه تقاضای سکس تلفنی کرده است. شینا شیرانی، مجری برنامههای…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روزتون خوش و پر از بهانه برای خنده و شادی🌺
ویدیویی از برخی آثار
«چارلی چاپلین»،
سلطان کمدی سینمای کلاسیک
@zan_j
ویدیویی از برخی آثار
«چارلی چاپلین»،
سلطان کمدی سینمای کلاسیک
@zan_j
⚡️در مورد جنبش چیپیکو
🔻 #جنبش_چیپیکو در دامنهی کوههای هیمالیا، واقع در #هند شمالی پا گرفت و نمونه ی واضح و مطلوبی از ابتداییترین فعالیتهای سیاسی فمینیستی با محوریت محیط زیست میباشد. در آغاز دههی ۱۹۷۰، زنانی که موقتاً در حین ترک کارِ مردان روستا برای جستجوی کار دیگر، در آنجا تنها ماندند، خود را ناچار یافتند که از جنگلهای ارزشمندشان در مقابل چوب برهایی که از حمایت دولتی برخوردار بودند، حفاظت نمایند، که این حرکت خود نیز به نوعی در برگیرنده ی دفاع اقتصادی ای بود.
این #زنان با الهام گرفتن و تکیه بر روشهای مقاومتِ عاری از خشونت، دستهایشان را به هم دادند، و #حلقههایی_انسانی به دور جنگل و درختان ساختند. با مشاهده ی این حرکتِ نمادین و مبارزاتی زنان، چوب برها وحشت زده میدان را ترک کردند. یکی از این زنان به نام آمریتا دوی، یکی از درختان را در آغوش کشید، تا از قطع آن جلوگیری کند ولی چوب بر او را با شقاومت تمام، نادیده گرفته و درخت را قطع کرد. این عمل منجر به کشته شدن دوی شد. از او در هند با نام «شهید» یاد میشود. وی به نوعی یکی از طلایه داران جنبشهای محیط زیستی محسوب می شود.
جنبش چیپکو در نهایت منجر به افزایش حساسیت و عطف توجه مردم محلی و افزایش دغدغههای آنان نسبت به محیط زیست شد و اقدام در راستای فعالیتهای هر چه گسترده تر در زمینهی سازماندهی وسیعتر جهتِ آگاهی بخشی حول مسئلهی دفاع #زیست_محیطی را رقم زد.
این جنبش در سراسر جهان به عنوان یک نمونهی موفق جلوگیری از تخریب جنگل، شناخته میشود. این جنبش محرک و جرقهای در جهت شکلگیری جنبش های اکوفمنیستی بود.
@zan_j
🔻 #جنبش_چیپیکو در دامنهی کوههای هیمالیا، واقع در #هند شمالی پا گرفت و نمونه ی واضح و مطلوبی از ابتداییترین فعالیتهای سیاسی فمینیستی با محوریت محیط زیست میباشد. در آغاز دههی ۱۹۷۰، زنانی که موقتاً در حین ترک کارِ مردان روستا برای جستجوی کار دیگر، در آنجا تنها ماندند، خود را ناچار یافتند که از جنگلهای ارزشمندشان در مقابل چوب برهایی که از حمایت دولتی برخوردار بودند، حفاظت نمایند، که این حرکت خود نیز به نوعی در برگیرنده ی دفاع اقتصادی ای بود.
این #زنان با الهام گرفتن و تکیه بر روشهای مقاومتِ عاری از خشونت، دستهایشان را به هم دادند، و #حلقههایی_انسانی به دور جنگل و درختان ساختند. با مشاهده ی این حرکتِ نمادین و مبارزاتی زنان، چوب برها وحشت زده میدان را ترک کردند. یکی از این زنان به نام آمریتا دوی، یکی از درختان را در آغوش کشید، تا از قطع آن جلوگیری کند ولی چوب بر او را با شقاومت تمام، نادیده گرفته و درخت را قطع کرد. این عمل منجر به کشته شدن دوی شد. از او در هند با نام «شهید» یاد میشود. وی به نوعی یکی از طلایه داران جنبشهای محیط زیستی محسوب می شود.
جنبش چیپکو در نهایت منجر به افزایش حساسیت و عطف توجه مردم محلی و افزایش دغدغههای آنان نسبت به محیط زیست شد و اقدام در راستای فعالیتهای هر چه گسترده تر در زمینهی سازماندهی وسیعتر جهتِ آگاهی بخشی حول مسئلهی دفاع #زیست_محیطی را رقم زد.
این جنبش در سراسر جهان به عنوان یک نمونهی موفق جلوگیری از تخریب جنگل، شناخته میشود. این جنبش محرک و جرقهای در جهت شکلگیری جنبش های اکوفمنیستی بود.
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این زن زابلی از گرانی،آلودگی و اعتیاد جوانان در زابل میگوید...
@zan_j
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
http://www.honaronline.ir/بخش-نمایش-3/121509-نگاهی-جهانی-به-نمایشی-ایرانی-روایت-مهرداد-خامنه-ای-از-نمایش-مترسک
@zan_j
@zan_j
خبرگزاری هنر ایران
نگاهی جهانی به نمایشی ایرانی / روایت مهرداد خامنه ای از نمایش "مترسک"
مهرداد خامنهای گفت: با توجه به سیاست مشخص گروه تئاتر اگزیت در همه اجراها، همه اقشار جامعه میتوانند بلیت این نمایش را تهیه کنند چرا که مبلغ آن به ازای درآمد اقشار مختلف متفاوت است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دختری میخواهد از ایران خارج شود، میگویند تا شلوارت را عوض نکنی پاسپورتت را نمیدهیم!
در نهایت پرواز خود را از دست دا د
مردم را به گروگان گرفتهاند
@zan_j
در نهایت پرواز خود را از دست دا د
مردم را به گروگان گرفتهاند
@zan_j
ترامپیسم و فمینیسم شرکتی را میتوان دو روی یک سکه دانست.
بر همهی ما آشکار است که دانلد ترامپ زنستیز است. با اینهمه این پایان ماجرا نیست. ترامپ به شیوهای حساب شده از زنان برای تبلیغ امپراطوری تجاری و تصویر سیاسیاش بهره میگیرد.
ین کار بخشی از فرآیندی گستردهتر است که در آن سرمایهداران از «مضمون»[۲] زنانگی به عنوان ملاطی ایدئولوژیک بهره میبرند: زنان فعال در عرصههای تجارت و سیاست برای بالا کشیدن خویش باید با حفظ ظاهر لطیف و سرشار از عطوفتشان، از درون سخت، سنگدل و بیرحم باشند. شیوهی ارتباط دانلد ترامپ با زنان در کار و زندگی شخصیاش نمونهای کوچک از روندهایی فراگیرتر است. ایوانکا، دختر ترامپ، و هیلاری کلینتون، رقیب سیاسی ترامپ (و دوست پیشینش)، نیز هر دو نمایندهی گونهای یکسان از فمینیسم شرکتی هستند.
ترامپ در «هنر معامله» از یک سو پدرش را شخصیتی جسور، مقاوم و سختکوش توصیف و از سوی دیگر مادرش را «یک زن خانهدار تمامعیار» معرفی کرده که «غذا میپخت، نظافت میکرد، جوراب وصله میکرد و در بیمارستان به کار خیریه میپرداخت». بنا به گفتهی دانلد مادرش جذاب، نقطهی اتکای دیگران[۳] و زیبا بود؛ ماری مانند بسیاری از زنان در زندگی ترامپ فرمانبردار شوهر سلطهجوی خویش بود و تنها نقشی فرعی و ثانویه در خانوادهی خویش داشت.
ترامپ به وضوح ویژگیهای والدیناش را در خود درونی کرد و آنها را تا ازدواج اولش با ایوانا زلینکوا مهاجر چک امتداد بخشید. ایوانا خاطرهی شامی را با پدر دانلد (فِرِد) بازگو میکند که در آن فِرِد ترامپ اصرار داشت بهجای او برای انتخاب غذا از منوی رستوران تصمیم بگیرد: «به پیشخدمت گفتم که ماهی میخورم. خب یعنی من ماهی میخواستم، و فِرِد پدر دانلد به پیشخدمت گفت: نه ایوانا ماهی نمیخواهد، او قرار است استیک بخورد. من گفتم نه من میخواهم همان ماهی را بخورم» و آن شب دانلد به ایوانا اصرار ورزیده بود که پدرش این کار را از سر «عشق» انجام میدهد.
ترامپ زنان را اغواگر، موذی و بدجنس توصیف میکند؛ «زرنگهایشان خیلی زنانه و با ژست جویای محبت و توجه رفتار میکنند، و حال آنکه از درون قاتلهایی واقعیاند. آن کسی که اصطلاح «جنس ضعیف» را اختراع کرده یا خیلی سادهلوح بوده یا داشته دیگران را دست میانداخته است. من دیدهام که زنان چطور با یک حرکت چشم -یا شاید عضو دیگرشان- مردان را فریب میدهند». از نظر ترامپ زنان موفق هیچگاه آن نماها و ظواهر زنانهی خویش را، که شرارت و بیرحمی درونیشان را پنهان میکند، از دست نمیدهند. ترامپ شخصیت خود را به دو بخش مرد تاجرپیشه و شومن تقسیم میکند و ایوانا و همسر دومش مارلا میپلز را دو وجه تشدیدیافتهی شخصیت خود توصیف میکند. هردوی آنها «مو بور و زیبا» هستند، اما ایوانا به عنوان یک زن تاجر «سرسخت» تصویر شده، در حالی که مارلا یک «بازیگر و ستاره» است.
https://jahanezan.wordpress.com/2018/08/07/12345-6865/
@zan_j
بر همهی ما آشکار است که دانلد ترامپ زنستیز است. با اینهمه این پایان ماجرا نیست. ترامپ به شیوهای حساب شده از زنان برای تبلیغ امپراطوری تجاری و تصویر سیاسیاش بهره میگیرد.
ین کار بخشی از فرآیندی گستردهتر است که در آن سرمایهداران از «مضمون»[۲] زنانگی به عنوان ملاطی ایدئولوژیک بهره میبرند: زنان فعال در عرصههای تجارت و سیاست برای بالا کشیدن خویش باید با حفظ ظاهر لطیف و سرشار از عطوفتشان، از درون سخت، سنگدل و بیرحم باشند. شیوهی ارتباط دانلد ترامپ با زنان در کار و زندگی شخصیاش نمونهای کوچک از روندهایی فراگیرتر است. ایوانکا، دختر ترامپ، و هیلاری کلینتون، رقیب سیاسی ترامپ (و دوست پیشینش)، نیز هر دو نمایندهی گونهای یکسان از فمینیسم شرکتی هستند.
ترامپ در «هنر معامله» از یک سو پدرش را شخصیتی جسور، مقاوم و سختکوش توصیف و از سوی دیگر مادرش را «یک زن خانهدار تمامعیار» معرفی کرده که «غذا میپخت، نظافت میکرد، جوراب وصله میکرد و در بیمارستان به کار خیریه میپرداخت». بنا به گفتهی دانلد مادرش جذاب، نقطهی اتکای دیگران[۳] و زیبا بود؛ ماری مانند بسیاری از زنان در زندگی ترامپ فرمانبردار شوهر سلطهجوی خویش بود و تنها نقشی فرعی و ثانویه در خانوادهی خویش داشت.
ترامپ به وضوح ویژگیهای والدیناش را در خود درونی کرد و آنها را تا ازدواج اولش با ایوانا زلینکوا مهاجر چک امتداد بخشید. ایوانا خاطرهی شامی را با پدر دانلد (فِرِد) بازگو میکند که در آن فِرِد ترامپ اصرار داشت بهجای او برای انتخاب غذا از منوی رستوران تصمیم بگیرد: «به پیشخدمت گفتم که ماهی میخورم. خب یعنی من ماهی میخواستم، و فِرِد پدر دانلد به پیشخدمت گفت: نه ایوانا ماهی نمیخواهد، او قرار است استیک بخورد. من گفتم نه من میخواهم همان ماهی را بخورم» و آن شب دانلد به ایوانا اصرار ورزیده بود که پدرش این کار را از سر «عشق» انجام میدهد.
ترامپ زنان را اغواگر، موذی و بدجنس توصیف میکند؛ «زرنگهایشان خیلی زنانه و با ژست جویای محبت و توجه رفتار میکنند، و حال آنکه از درون قاتلهایی واقعیاند. آن کسی که اصطلاح «جنس ضعیف» را اختراع کرده یا خیلی سادهلوح بوده یا داشته دیگران را دست میانداخته است. من دیدهام که زنان چطور با یک حرکت چشم -یا شاید عضو دیگرشان- مردان را فریب میدهند». از نظر ترامپ زنان موفق هیچگاه آن نماها و ظواهر زنانهی خویش را، که شرارت و بیرحمی درونیشان را پنهان میکند، از دست نمیدهند. ترامپ شخصیت خود را به دو بخش مرد تاجرپیشه و شومن تقسیم میکند و ایوانا و همسر دومش مارلا میپلز را دو وجه تشدیدیافتهی شخصیت خود توصیف میکند. هردوی آنها «مو بور و زیبا» هستند، اما ایوانا به عنوان یک زن تاجر «سرسخت» تصویر شده، در حالی که مارلا یک «بازیگر و ستاره» است.
https://jahanezan.wordpress.com/2018/08/07/12345-6865/
@zan_j
جهان زن
ترامپیسم، نولیبرالیسم و فمینیسم شرکتی- ترامپیسم، نولیبرالیسم و فمینیسم شرکتی سم میلر[۱] • برگردان شمیم شرافت •
ترامپیسم و فمینیسم شرکتی را میتوان دو روی یک سکه دانست. بر همهی ما آشکار است که دانلد ترامپ زنستیز است. با اینهمه این پایان ماجرا نیست. ترامپ به شیوهای حساب شده از زنان برای تبلیغ امپراطوری تج…
📕نیمی از آسمان
ازدواج در جوامع سرمایه داری به دو علت ارتجاعی است.
اولا، وابستگی اقتصادی زن به شوهر.
در نتیجه این وابستگی،
زن به جایگاه فرودست رانده میشود.
این فرودستی ممكنست به شكل عباراتی نظیر اینكه باید به شوهرش "عشق بورزد، افتخار كند و از وی اطاعت نماید" در قانون نوشته شده باشد یا نباشد.
ثانیا،
غیر قابل فسخ بودن پیوند زناشوئی به لحاظ قانونی،
یا لااقل فوق العاده مشكل بودن آن.
تاكید بر یك راه حل رسمی یعنی پیوند داوطلبانه،
معنایش اینست كه به جنبه دوم ستم موجود در ازدواج مشغول شویم.
اما واقعیت آن است كه زنان /منجمله كسانی كه ازدواج قانونی نكرده اند/ حتی زمانیكه بسیار ناراضی اند فكر كسب رهائی را كنار میگذارند،
چون تامین اقتصادی خود و فرزندانشان را ناممكن می بینند."
این مانع عمده بر سر راه آنهاست."
بنابراین استقلال اقتصادی زن شرط نخست هرگونه پیوند داوطلبانه حقیقی است.
بدون چنین استقلالی،
رهنمودهائی نظیر پیوند داوطلبانه یا كمونها و یا عشق آزاد با هدف دگرگون كردن مناسبات میان زن و مرد،
آب در هاون كوبیدن است.
برای اینكه پیوندهای داوطلبانه واقعی باشند،
استقلال مادی زنان یك پیش شرط مطلقا ضروری است.
اما این به هیچ وجه كافی نیست.
مطالبات قانونی به خودی خود این واقعیت را عوض نمیكند كه پیوند ازدواج در اساس غیر قابل فسخ محسوب میشود.
ایجاد انقلاب در تفكرات مردانه در مورد ارزش زن، باید پشتوانه چنین مطالباتی باشد.
نتیجه آزادی كامل در گسستن یك پیوند نباید این باشد كه مردان كماكان زنان را بعنوان اشیاء دور انداختنی مورد استفاده قرار دهند.
چرا باید امید داشته باشیم كه قانونی كردن گسستن دلبخواه پیون
كه یك سنت دیرینه مردانه است"
حتی بشكل سطحی به تحولی كه آرزو داریم در مناسبات زن و مرد ایجاد شود، كمك كند؟
این یك امید واهی است..
هدف ما از آزادی در تعویض شریك زندگی،
كه قبلا امتیاز اعلام نشده ای برای مردان بود، باید ارزش گذاری مجدد بر دلایل یك زندگی مشترك باشد.
فقط در این صورت است كه این آزادی، خصلت پیشرو خواهد داشت."
زمانی كه اجبارات مادی علت پیوند
دو نفر نباشد،
معمولا بخاطر عشق با هم می مانند.
آزادی مادی اجازه میدهد كه عشق بطور كامل تحقق یابد،
اما جامعه بورژوائی اجبارات فراوانی در بر دارد كه افراد را وادار میكند با هم سر كنند..
بدین ترتیب،
عشق به چیزی اضافی و غیر لازم تبدیل گشته و در بهترین حالت بهانه با هم ماندن میشود.
پیوندهای داوطلبانه فقط در صورتی میتوانند معرف پیشرفت واقعی باشند كه با برابری جنسی،
نابودی عملكرد اقتصادی خانواده و تغییر مناسبات بین بزرگترها و كوچكترها همراه شوند.
حرف تنها كافی نیست!
اگر این شرایط واقعا موجود نباشد، آزادیهای یك پیوند داوطلبانه همه تبدیل به آزادی مردان در ستم بر زنان، و آزادی والدین در ستم بر فرزندان،
خواهد شد.
یعنی آزادیهائی كه نهاد ازدواج در جامعه بورژوائی عرضه میكند...
✍ "کلودی بوروایل"
@zan_j
ازدواج در جوامع سرمایه داری به دو علت ارتجاعی است.
اولا، وابستگی اقتصادی زن به شوهر.
در نتیجه این وابستگی،
زن به جایگاه فرودست رانده میشود.
این فرودستی ممكنست به شكل عباراتی نظیر اینكه باید به شوهرش "عشق بورزد، افتخار كند و از وی اطاعت نماید" در قانون نوشته شده باشد یا نباشد.
ثانیا،
غیر قابل فسخ بودن پیوند زناشوئی به لحاظ قانونی،
یا لااقل فوق العاده مشكل بودن آن.
تاكید بر یك راه حل رسمی یعنی پیوند داوطلبانه،
معنایش اینست كه به جنبه دوم ستم موجود در ازدواج مشغول شویم.
اما واقعیت آن است كه زنان /منجمله كسانی كه ازدواج قانونی نكرده اند/ حتی زمانیكه بسیار ناراضی اند فكر كسب رهائی را كنار میگذارند،
چون تامین اقتصادی خود و فرزندانشان را ناممكن می بینند."
این مانع عمده بر سر راه آنهاست."
بنابراین استقلال اقتصادی زن شرط نخست هرگونه پیوند داوطلبانه حقیقی است.
بدون چنین استقلالی،
رهنمودهائی نظیر پیوند داوطلبانه یا كمونها و یا عشق آزاد با هدف دگرگون كردن مناسبات میان زن و مرد،
آب در هاون كوبیدن است.
برای اینكه پیوندهای داوطلبانه واقعی باشند،
استقلال مادی زنان یك پیش شرط مطلقا ضروری است.
اما این به هیچ وجه كافی نیست.
مطالبات قانونی به خودی خود این واقعیت را عوض نمیكند كه پیوند ازدواج در اساس غیر قابل فسخ محسوب میشود.
ایجاد انقلاب در تفكرات مردانه در مورد ارزش زن، باید پشتوانه چنین مطالباتی باشد.
نتیجه آزادی كامل در گسستن یك پیوند نباید این باشد كه مردان كماكان زنان را بعنوان اشیاء دور انداختنی مورد استفاده قرار دهند.
چرا باید امید داشته باشیم كه قانونی كردن گسستن دلبخواه پیون
كه یك سنت دیرینه مردانه است"
حتی بشكل سطحی به تحولی كه آرزو داریم در مناسبات زن و مرد ایجاد شود، كمك كند؟
این یك امید واهی است..
هدف ما از آزادی در تعویض شریك زندگی،
كه قبلا امتیاز اعلام نشده ای برای مردان بود، باید ارزش گذاری مجدد بر دلایل یك زندگی مشترك باشد.
فقط در این صورت است كه این آزادی، خصلت پیشرو خواهد داشت."
زمانی كه اجبارات مادی علت پیوند
دو نفر نباشد،
معمولا بخاطر عشق با هم می مانند.
آزادی مادی اجازه میدهد كه عشق بطور كامل تحقق یابد،
اما جامعه بورژوائی اجبارات فراوانی در بر دارد كه افراد را وادار میكند با هم سر كنند..
بدین ترتیب،
عشق به چیزی اضافی و غیر لازم تبدیل گشته و در بهترین حالت بهانه با هم ماندن میشود.
پیوندهای داوطلبانه فقط در صورتی میتوانند معرف پیشرفت واقعی باشند كه با برابری جنسی،
نابودی عملكرد اقتصادی خانواده و تغییر مناسبات بین بزرگترها و كوچكترها همراه شوند.
حرف تنها كافی نیست!
اگر این شرایط واقعا موجود نباشد، آزادیهای یك پیوند داوطلبانه همه تبدیل به آزادی مردان در ستم بر زنان، و آزادی والدین در ستم بر فرزندان،
خواهد شد.
یعنی آزادیهائی كه نهاد ازدواج در جامعه بورژوائی عرضه میكند...
✍ "کلودی بوروایل"
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎹 این زن پیانیست نوكتورن شماره ٢٠ از شوپن را در تولد ۱۰۱ سالگی خود مینوازند. 🌺🍃
طربستان
https://t.me/zan_j
طربستان
https://t.me/zan_j
"آزادی متولد می شود شبانه
هر کجا که ممکن باشد
در روزنی بر دیوار
یا در مسیر بادهای یخ زده"
«رنه شار»
شبتان خوش
@zan_j
هر کجا که ممکن باشد
در روزنی بر دیوار
یا در مسیر بادهای یخ زده"
«رنه شار»
شبتان خوش
@zan_j
🌺🌸روزتان خوش 🌸🌺
عشق، عشق میآفریند؛
عشق، زندگی میبخشد؛
زندگی، رنج به همراه دارد؛
رنج، دلشوره میآفریند؛
دلشوره، جرات میبخشد؛
جرات، اعتماد به همراه دارد؛
اعتماد، امید میآفریند؛
امید، زندگی میبخشد؛
زندگی، عشق میآفریند؛
عشق، عشق میآفریند
#مارگوت_بیگل
@zan_j
عشق، عشق میآفریند؛
عشق، زندگی میبخشد؛
زندگی، رنج به همراه دارد؛
رنج، دلشوره میآفریند؛
دلشوره، جرات میبخشد؛
جرات، اعتماد به همراه دارد؛
اعتماد، امید میآفریند؛
امید، زندگی میبخشد؛
زندگی، عشق میآفریند؛
عشق، عشق میآفریند
#مارگوت_بیگل
@zan_j
🔸زندگیِ من، پورنِ تو نیست
دهها هزار زن در #کره_جنوبی دست به تظاهرات زدند. هدف از این تظاهرات، اعتراض به نصب غیرقانونی دوربین در توالتهای عمومی و انتشار ویدئوهای ضبط شده در سایتهای پورنوگراف بود.
دهها هزار زن در #کره_جنوبی دست به تظاهرات زدند. هدف از این تظاهرات، اعتراض به نصب غیرقانونی دوربین در توالتهای عمومی و انتشار ویدئوهای ضبط شده در سایتهای پورنوگراف بود.
خبر
بحران زباله در #سراوان، مسألۀ همۀ مردم گیلان است
نمایندگان کمیتهٔ منتخب مردم سراوان به همراه جمعی از اهالی این روستای گیلان برای پیگیری بحران انباشت زباله در سراوان روز یکشنبه ۲۴ تیر ماه، در ساختمان شورای اسلامی سراوان تجمع و طی نشستی با اعضای شورای اسلامی گفتگو و اعترض خود را به بیتوجهی مسئولان شورا بیان کردند.
در تجمع و اعتراض گستردهٔ مردم سراوان، در سال گذشته به آنها وعده داده شده بود که در پایان مهلت دو ساله، محل انباشت و گردآوردی زبالۀ غرب گیلان به لاکان رشت منتقل خواهد شد و برای این هدف قطعه زمینی هم در نظر گرفته شده است.
مردم معترض میگویند علیرغم گذشت ۹ ماه از مهلت دوسالهای که به مسئولان داده بودند، نه تنها در هیچ یک از وعدهها پیشرفتی مشاهده نمیشود، بلکه روند آسفالت و نصب امکانات روشنایی در مسیر حرکت ماشینهای حمل زباله به درون قدیمیترین جنگل جلگهای جهان، نشان از روند عکس وعدههای مذکور دارد.
در مقابل رییس شورای اسلامی سراوان، حاجآقا غلامپور خطاب به مردم معترض و نمایندگان جوان و دلسوز کمیتهٔ منتخبشان خاطرنشان کرد که ما نیز به عنوان نمایندگان حاکمیت در کنار شما و نمایندگان مردمیتان قصدی جز برچیدن بساط این لندفیل از منطقه نداریم و از مردم خواست به جزئیات عمرانی طی این دو سال توجه نکنند؛ چرا که در هر صورت در پایان مهلت، ما تعطیلی کامل این لندفیل را انتظار داریم.
نمایندگان منتخب مردم در حالی که قانع نشده بودند از اعضای شورای اسلامی خواستند تا دستکم مدرکی دال بر خرید زمینی در لاکان رشت برای انتقال بزرگترین زبالهدانی استان گیلان به آن منطقه به مردم نشان دهند و اعضای شورای اسلامی برای این موضوع پنج روز وقت خواستند! باید توجه داشت که علیرغم وعدهها تا این لحظه هیچ سندی مبنی بر اثبات این ادعا به مردم سراوان ارائه نشده است.
از طرفی با گرمای هوا وضعيت زندگی مردم این روستا بیش از پیش دشوار شده و مسالهٔ آب با توجه به شیرابهٔ زباله به معضلی پیچیده و هزینهبر برای این مردم بدل گشته و از طرفی هم با نزدیک شدن به زمان بارندگیهای موسمی در پایان تابستان، خطر رانش دوبارهٔ زباله این روستا را تهدید میکند.
بنا به گفتهٔ یکی از اعضای کميتهٔ منتخب مردم، اینکه محل دپوی زباله به لاکان منتقل شود راه حل منطقی نیست چون مردم آن منطقه هم درمقابل این بلای خانمانسوز خواهند ایستاد؛ همانطور که پیشتر مردم لوشان و رودبار اجازه ندادند. اما به نظر میرسد مسئولان جز کنترل موقتی این بحران، هیچ راه حلی برای بحران ندارند و شاید به همین دلیل است که طی نشست چندساعتهٔ مردم با شورای اسلامی سراوان، اغلب معترضین امیدی به دریافت پاسخ درست از مسولین نداشتند.
وضعیت اقلیمی و کشاورزی و زیستی مردم سراوان در ابهام قرار دارد. و این تنها مشکل و بحران مردم سراوان نیست؛ بحران انباشت زباله در استان گیلان هر روز بیشتر و بزرگتر از دیروز سلامت و هستی مردم این استان را تهدید میکند و اگر امروز چارهای اندیشیده نشود، چه بسا فردا دیر باشد.
گزارش از شورای نویسندگان ماهنامۀ گیلانˇ اؤجا
@zan_j
بحران زباله در #سراوان، مسألۀ همۀ مردم گیلان است
نمایندگان کمیتهٔ منتخب مردم سراوان به همراه جمعی از اهالی این روستای گیلان برای پیگیری بحران انباشت زباله در سراوان روز یکشنبه ۲۴ تیر ماه، در ساختمان شورای اسلامی سراوان تجمع و طی نشستی با اعضای شورای اسلامی گفتگو و اعترض خود را به بیتوجهی مسئولان شورا بیان کردند.
در تجمع و اعتراض گستردهٔ مردم سراوان، در سال گذشته به آنها وعده داده شده بود که در پایان مهلت دو ساله، محل انباشت و گردآوردی زبالۀ غرب گیلان به لاکان رشت منتقل خواهد شد و برای این هدف قطعه زمینی هم در نظر گرفته شده است.
مردم معترض میگویند علیرغم گذشت ۹ ماه از مهلت دوسالهای که به مسئولان داده بودند، نه تنها در هیچ یک از وعدهها پیشرفتی مشاهده نمیشود، بلکه روند آسفالت و نصب امکانات روشنایی در مسیر حرکت ماشینهای حمل زباله به درون قدیمیترین جنگل جلگهای جهان، نشان از روند عکس وعدههای مذکور دارد.
در مقابل رییس شورای اسلامی سراوان، حاجآقا غلامپور خطاب به مردم معترض و نمایندگان جوان و دلسوز کمیتهٔ منتخبشان خاطرنشان کرد که ما نیز به عنوان نمایندگان حاکمیت در کنار شما و نمایندگان مردمیتان قصدی جز برچیدن بساط این لندفیل از منطقه نداریم و از مردم خواست به جزئیات عمرانی طی این دو سال توجه نکنند؛ چرا که در هر صورت در پایان مهلت، ما تعطیلی کامل این لندفیل را انتظار داریم.
نمایندگان منتخب مردم در حالی که قانع نشده بودند از اعضای شورای اسلامی خواستند تا دستکم مدرکی دال بر خرید زمینی در لاکان رشت برای انتقال بزرگترین زبالهدانی استان گیلان به آن منطقه به مردم نشان دهند و اعضای شورای اسلامی برای این موضوع پنج روز وقت خواستند! باید توجه داشت که علیرغم وعدهها تا این لحظه هیچ سندی مبنی بر اثبات این ادعا به مردم سراوان ارائه نشده است.
از طرفی با گرمای هوا وضعيت زندگی مردم این روستا بیش از پیش دشوار شده و مسالهٔ آب با توجه به شیرابهٔ زباله به معضلی پیچیده و هزینهبر برای این مردم بدل گشته و از طرفی هم با نزدیک شدن به زمان بارندگیهای موسمی در پایان تابستان، خطر رانش دوبارهٔ زباله این روستا را تهدید میکند.
بنا به گفتهٔ یکی از اعضای کميتهٔ منتخب مردم، اینکه محل دپوی زباله به لاکان منتقل شود راه حل منطقی نیست چون مردم آن منطقه هم درمقابل این بلای خانمانسوز خواهند ایستاد؛ همانطور که پیشتر مردم لوشان و رودبار اجازه ندادند. اما به نظر میرسد مسئولان جز کنترل موقتی این بحران، هیچ راه حلی برای بحران ندارند و شاید به همین دلیل است که طی نشست چندساعتهٔ مردم با شورای اسلامی سراوان، اغلب معترضین امیدی به دریافت پاسخ درست از مسولین نداشتند.
وضعیت اقلیمی و کشاورزی و زیستی مردم سراوان در ابهام قرار دارد. و این تنها مشکل و بحران مردم سراوان نیست؛ بحران انباشت زباله در استان گیلان هر روز بیشتر و بزرگتر از دیروز سلامت و هستی مردم این استان را تهدید میکند و اگر امروز چارهای اندیشیده نشود، چه بسا فردا دیر باشد.
گزارش از شورای نویسندگان ماهنامۀ گیلانˇ اؤجا
@zan_j
"زنده آنهایند که پیکار میکنند، و روز و شب، پیوسته در خیال خویش، یا وظیفهای مقدس دارند یا عشقی بزرگ."
✍ #ویکتور_هوگو
@zan_j
✍ #ویکتور_هوگو
@zan_j
🔻اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه میابد یا نه اصلا سراغ فناوری کارخانه و ابزاری که استفاده میکند نروید؛ اینها را به راحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد ...
برای دیدن توسعه بروید:
در دبستانها و پیش دبستانی ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش میدهند مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند.
اگر کودکان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، دارای روحیه گفتگو، تعامل و دارای روحیه مشارکت و کار تیمی بار آورند، اینها انسانها و شخصیت هایی خواهند شد که میتوانند توسعه ایجاد کنند.
#داگلاس_نورث
برنده نوبل اقتصاد
@zan_j
برای دیدن توسعه بروید:
در دبستانها و پیش دبستانی ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش میدهند مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند.
اگر کودکان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، دارای روحیه گفتگو، تعامل و دارای روحیه مشارکت و کار تیمی بار آورند، اینها انسانها و شخصیت هایی خواهند شد که میتوانند توسعه ایجاد کنند.
#داگلاس_نورث
برنده نوبل اقتصاد
@zan_j
📷https://bit.ly/2OLWaJk
🔻جنایت و فحشاء در کمین پناهجویان ونزوئلایی؛ تلاش برای انسداد مرز برزیل
بنا بر گزارش منابع رسمی برزیل، روزانه صدها تن از شهروندان ونزوئلایی با پای پیاده روانه مرز دو کشور میشوند تا برای گریز از بیش از سه سال بحران اقتصادی و سیاسی حاکم بر ونزوئلا وارد برزیل شوند.
با وجود صدور دستور یک قاضی برزیلی مبنی بر بستن مرز این کشور در برابر سیل مهاجران ونزوئلایی، دولت فدرال با ارسال درخواست تجدیدنظر سعی کرده تا مرز میان دو کشور را همچنان باز نگاه دارد.
@zan_j
تورم ونزوئلا از ۸۲ هزار درصد گذشت
🔹کنگره مخالفان ونزوئلا اعلام کرد تورم ۱۲ ماه منتهی به ماه ژوئیه به ۸۲۷۶۶ درصد رسیده است.
🔹با فروپاشی اقتصاد وابسته به نفت ونزوئلا، ابرتورم در این کشور با سرعتی باورنکردنی رو به افزایش است.
@zan_j
🔻جنایت و فحشاء در کمین پناهجویان ونزوئلایی؛ تلاش برای انسداد مرز برزیل
بنا بر گزارش منابع رسمی برزیل، روزانه صدها تن از شهروندان ونزوئلایی با پای پیاده روانه مرز دو کشور میشوند تا برای گریز از بیش از سه سال بحران اقتصادی و سیاسی حاکم بر ونزوئلا وارد برزیل شوند.
با وجود صدور دستور یک قاضی برزیلی مبنی بر بستن مرز این کشور در برابر سیل مهاجران ونزوئلایی، دولت فدرال با ارسال درخواست تجدیدنظر سعی کرده تا مرز میان دو کشور را همچنان باز نگاه دارد.
@zan_j
تورم ونزوئلا از ۸۲ هزار درصد گذشت
🔹کنگره مخالفان ونزوئلا اعلام کرد تورم ۱۲ ماه منتهی به ماه ژوئیه به ۸۲۷۶۶ درصد رسیده است.
🔹با فروپاشی اقتصاد وابسته به نفت ونزوئلا، ابرتورم در این کشور با سرعتی باورنکردنی رو به افزایش است.
@zan_j