زن و جامعه (زن کارگر)
زنان کارگری که برای برابری اجتماعی میرزمند رهائی خود را از جنبشهای زنان بورژوا که ظاهراً برای حقوق زن تلاش میورزند، طلب نمیکنند. http://t.me/zan_j
زنان کارگری که برای برابری اجتماعی میرزمند رهائی خود را از جنبشهای زنان بورژوا که ظاهراً برای حقوق زن تلاش میورزند، طلب نمیکنند. این خانه از ماسه ساخته شده و پایههای واقعی ندارد. کارگران زن بر این باورند که مسئله رهائی زنان برای خود یک مسئلۀ جداگانه نیست، بلکه بخشی از مسائل بزرگ اجتماعی کنونی است و برایشان کاملاً روشن است که در موقعیت امروزیِ جامعه این مسئله هرگز قابل حل نخواهد بود، مگر اینکه تغییری بنیانی در جامعه انجام شود. مسئلۀ رهائی زنان فرزند عصر جدید است که از ماشین زاده شده است.
رهائی زنان یعنی تغییر کامل و اساسی وضعیت اجتماعی آنان، در واقع انقلاب در نقش آنان در زندگی اقتصادی. سیستم قدیم تولید با ابزارهای ابتدائی زنان را به خانواده زنجیر میکرد و حیطهی فعالیت آنان را به درون خانهی خود محدود مینمود. در چارچوب خانواده زن نیروی کار قابل اهمیت و مفیدی به حساب میآمد، او تقریباً تمام احتیاجات خانواده را تولید مینمود. در شرایط تولیدی و تجاری قدیم، تولید ضروریات و نیازمندیهای خانواده در خارج از خانه، اگر غیر ممکن نمیبود، بسیار مشکل بود. تا زمانیکه این روابط تولید قدیمی حاکم بودند زن نیز از نظر اقتصادی مولد بود.
زمانی بود که مزد مردان به اضافهی تولیدات خانگی زنان برای تضمین موقعیت اقتصادی خانواده کافی بود. اکنون سطح مزد موجود حتی به زحمت کفاف زندگی کارگران مجرد را میدهد و کارگران متاهل ضرورتاً باید روی مزد زنان حساب کنند.
بنابراین واقعیت، زن از وابستگی اقتصادی به مرد رهائی پیدا کرد. زن شاغل صنعتی که جایگاهاش در خانواده به عنوان زائدهی اقتصادی مرد دیگر غیرممکن مینمود بدین امر راضی شد که خود نیروئی اقتصادی است و از نظر اقتصادی دیگر به مرد وابسته نیست. ولی اکنون که او از نظر اقتصادی به مرد وابسته نبود، هیچ دلیل عاقلانهای وجود نداشت که از نظر اجتماعی به او وابسته باشد. ولی این خود زن نبود که این عدم وابستگی اقتصادی را به وجود آورده بود، بلکه سرمایهداران بودند. قدرت انحصار وسائل تولید به سرمایهدار اجازه میداد که فاکتورهای جدید اقتصادی را در اختیار بگیرد و امتیازهای ویژهای را درعرصهی فعالیت تولیدی بدست آورد. زن ِ رهائی یافته از سلطهی اقتصادی مرد به نیروی اقتصادی سرمایهداری وابسته میشود و از بردگی مرد، به بردگی کارفرما درمیآید. او تنها آقا و اربابش را عوض کرده بود. تا اینجا زن در این تعویض برنده بود. او دیگر از نظر اقتصادی ارزش کمتری از مرد نداشت و زیر دست او نبود، بلکه همسان او بود. ولی سرمایهدار تنها به این راضی نبود که از نیروی کار زنان بهرهکشی کند، بلکه با استفاده از وجود زنان نیروی کار مردانه را نیز به شکل کاملاً اساسی استثمار نمود.
سرمایهداران از دو جهت سود بردند، نخست اینکه مزد زنان را تا حد امکان ارزان پایهگذاری کردند و دوم اینکه از طریق رقابت، مزد مردان را نیز کاهش دادند. به همین شکل کار کودکان را ایجاد نمودند، که در مقابل آن مزد زنان را کاهش دهند و به وسیله کار ماشین به شکل کلی نیروی کار انسانی را کاهش دادند. سیستم سرمایهداری به تنهائی باعث آن است که گرایش طبیعی کار زنان نتایج معکوس داشته باشد، بدین شکل که بجای تأثیرگذاری بر کوتاه شدن ساعات کار در جهت طولانی شدن آن قرار گیرد، از طرف دیگر مترادف با ازدیاد ثروت جامعه، یعنی رفاه تک تک افراد جامعه نبوده، بلکه در جهت ازدیاد سود سرمایهداران و همزمان در جهت فقر وسیع تودهای قرار گیرد. این نتایج فاجعه آمیز ِ کار زنان که بسیار دردناک به نظر میرسد با محو سیستم تولید سرمایهداری از میان خواهد رفت.
کلارا زتکین
@zan_j
Zane_karegar
رهائی زنان یعنی تغییر کامل و اساسی وضعیت اجتماعی آنان، در واقع انقلاب در نقش آنان در زندگی اقتصادی. سیستم قدیم تولید با ابزارهای ابتدائی زنان را به خانواده زنجیر میکرد و حیطهی فعالیت آنان را به درون خانهی خود محدود مینمود. در چارچوب خانواده زن نیروی کار قابل اهمیت و مفیدی به حساب میآمد، او تقریباً تمام احتیاجات خانواده را تولید مینمود. در شرایط تولیدی و تجاری قدیم، تولید ضروریات و نیازمندیهای خانواده در خارج از خانه، اگر غیر ممکن نمیبود، بسیار مشکل بود. تا زمانیکه این روابط تولید قدیمی حاکم بودند زن نیز از نظر اقتصادی مولد بود.
زمانی بود که مزد مردان به اضافهی تولیدات خانگی زنان برای تضمین موقعیت اقتصادی خانواده کافی بود. اکنون سطح مزد موجود حتی به زحمت کفاف زندگی کارگران مجرد را میدهد و کارگران متاهل ضرورتاً باید روی مزد زنان حساب کنند.
بنابراین واقعیت، زن از وابستگی اقتصادی به مرد رهائی پیدا کرد. زن شاغل صنعتی که جایگاهاش در خانواده به عنوان زائدهی اقتصادی مرد دیگر غیرممکن مینمود بدین امر راضی شد که خود نیروئی اقتصادی است و از نظر اقتصادی دیگر به مرد وابسته نیست. ولی اکنون که او از نظر اقتصادی به مرد وابسته نبود، هیچ دلیل عاقلانهای وجود نداشت که از نظر اجتماعی به او وابسته باشد. ولی این خود زن نبود که این عدم وابستگی اقتصادی را به وجود آورده بود، بلکه سرمایهداران بودند. قدرت انحصار وسائل تولید به سرمایهدار اجازه میداد که فاکتورهای جدید اقتصادی را در اختیار بگیرد و امتیازهای ویژهای را درعرصهی فعالیت تولیدی بدست آورد. زن ِ رهائی یافته از سلطهی اقتصادی مرد به نیروی اقتصادی سرمایهداری وابسته میشود و از بردگی مرد، به بردگی کارفرما درمیآید. او تنها آقا و اربابش را عوض کرده بود. تا اینجا زن در این تعویض برنده بود. او دیگر از نظر اقتصادی ارزش کمتری از مرد نداشت و زیر دست او نبود، بلکه همسان او بود. ولی سرمایهدار تنها به این راضی نبود که از نیروی کار زنان بهرهکشی کند، بلکه با استفاده از وجود زنان نیروی کار مردانه را نیز به شکل کاملاً اساسی استثمار نمود.
سرمایهداران از دو جهت سود بردند، نخست اینکه مزد زنان را تا حد امکان ارزان پایهگذاری کردند و دوم اینکه از طریق رقابت، مزد مردان را نیز کاهش دادند. به همین شکل کار کودکان را ایجاد نمودند، که در مقابل آن مزد زنان را کاهش دهند و به وسیله کار ماشین به شکل کلی نیروی کار انسانی را کاهش دادند. سیستم سرمایهداری به تنهائی باعث آن است که گرایش طبیعی کار زنان نتایج معکوس داشته باشد، بدین شکل که بجای تأثیرگذاری بر کوتاه شدن ساعات کار در جهت طولانی شدن آن قرار گیرد، از طرف دیگر مترادف با ازدیاد ثروت جامعه، یعنی رفاه تک تک افراد جامعه نبوده، بلکه در جهت ازدیاد سود سرمایهداران و همزمان در جهت فقر وسیع تودهای قرار گیرد. این نتایج فاجعه آمیز ِ کار زنان که بسیار دردناک به نظر میرسد با محو سیستم تولید سرمایهداری از میان خواهد رفت.
کلارا زتکین
@zan_j
Zane_karegar
http://t.me/zan_j
گرچه مي گفتند و مي گفتم
شب بلند و زندگي در واپسينِ عمر کوتاه است
اما در ضميرِ من يقين فرياد ميزد
همتي کُن در صبوري ، صبح در راه است
صبح در راه است ، باور داشتم اين را...
گرچه مي گفتند و مي گفتم
شب بلند و زندگي در واپسينِ عمر کوتاه است
اما در ضميرِ من يقين فرياد ميزد
همتي کُن در صبوري ، صبح در راه است
صبح در راه است ، باور داشتم اين را...
میدانستید?
فیروز تنها کارخانه در ایران است که ۸۰ درصد از کارکنان خط تولید آن را افراد دارای معلولیت تشکیل میدهند.
حمایتشان کنیم !
@zan_j
فیروز تنها کارخانه در ایران است که ۸۰ درصد از کارکنان خط تولید آن را افراد دارای معلولیت تشکیل میدهند.
حمایتشان کنیم !
@zan_j
عصر روز یک شنبە (٧ مرداد ٩٧ / ٢٩ ژوئیە ٢٠١٨)، دو دختر نوجوان اهل سرپل ذهاب بە دلیل مشکلات روحی و روانی اقدام بە خودکشی و بە زندگی خود پایان دادەاند.
@zan_j
@zan_j
زن و جامعه (زن کارگر)
عصر روز یک شنبە (٧ مرداد ٩٧ / ٢٩ ژوئیە ٢٠١٨)، دو دختر نوجوان اهل سرپل ذهاب بە دلیل مشکلات روحی و روانی اقدام بە خودکشی و بە زندگی خود پایان دادەاند. @zan_j
عصر روز یک شنبە (٧ مرداد ٩٧ / ٢٩ ژوئیە ٢٠١٨)، دو دختر نوجوان اهل سرپل ذهاب بە دلیل مشکلات روحی و روانی اقدام بە خودکشی و بە زندگی خود پایان دادەاند.
خبرنگار ”هەنگاو“ در شهر سرپل ذهاب، هویت این دو دختر نوجوان را مریم رستمی، ١٧ سالە و اهل روستای زعفران و نوشین رستمی، ١٦ سالە و اهل روستای ”قلخانی“ این شهر اعلام کردە است.
@zan_j
خبرنگار ”هەنگاو“ در شهر سرپل ذهاب، هویت این دو دختر نوجوان را مریم رستمی، ١٧ سالە و اهل روستای زعفران و نوشین رستمی، ١٦ سالە و اهل روستای ”قلخانی“ این شهر اعلام کردە است.
@zan_j
💥 حذف حق عائلهمندی معلمانِ زنِ مجرد
مژگان باقری (دبیر مطالعات اجتماعی متوسطه اول ناحیه ۱ شیراز) میگوید: حق عایلهمندی که در ادامه توضیح خواهم داد در آذر ۹۶ تصویب شد که از حقوق زنان مجرد معلم کم شود. ما معلمانِ زنِ مجرد بر این باوریم که آموزشوپرورش به هر بهانهای متوسل میشود تا از حقوق پرداختی معلمان کم کند. حق عایلهمندی زنان مجرد چندان قابل اعتنا نبود، اما همین کاستنهای پیدرپی موجبات اعتراض معلمان سراسر کشور را فراهم کرده است.
وی ادامه میدهد: از اسفندماه شروع به حذف حق عایلهمندی از حقوق معلمان زن مجرد کردهاند. به این موضوع اضافه کنید که وزارت آموزشوپرورش بعد از ۳ماه در تیرماه، مطابق با پرداختی مقرر سال ۹۷ حقوق معلمان را پرداخت کرده و سختی کار معلمان را کاهش داده است. از کنار هم قرار دادن این موارد در کنار هم چه چیز به ذهن شما میرسد؟ جز اینکه آموزشوپرورش در پی کسر از حقوق معلم به هر بهانهایست؟
@zan_j
مژگان باقری (دبیر مطالعات اجتماعی متوسطه اول ناحیه ۱ شیراز) میگوید: حق عایلهمندی که در ادامه توضیح خواهم داد در آذر ۹۶ تصویب شد که از حقوق زنان مجرد معلم کم شود. ما معلمانِ زنِ مجرد بر این باوریم که آموزشوپرورش به هر بهانهای متوسل میشود تا از حقوق پرداختی معلمان کم کند. حق عایلهمندی زنان مجرد چندان قابل اعتنا نبود، اما همین کاستنهای پیدرپی موجبات اعتراض معلمان سراسر کشور را فراهم کرده است.
وی ادامه میدهد: از اسفندماه شروع به حذف حق عایلهمندی از حقوق معلمان زن مجرد کردهاند. به این موضوع اضافه کنید که وزارت آموزشوپرورش بعد از ۳ماه در تیرماه، مطابق با پرداختی مقرر سال ۹۷ حقوق معلمان را پرداخت کرده و سختی کار معلمان را کاهش داده است. از کنار هم قرار دادن این موارد در کنار هم چه چیز به ذهن شما میرسد؟ جز اینکه آموزشوپرورش در پی کسر از حقوق معلم به هر بهانهایست؟
@zan_j
خبرگزاری مهر: از میان ۲۷ میلیون زن بالای ۱۰ سال در ایران، تنها ۳ میلیون شاغلند و ۲۴ میلیون
در میان نیروی کار نیستند. #نه_به_آپارتاید_جنسی
http://t.me/zan_j
در میان نیروی کار نیستند. #نه_به_آپارتاید_جنسی
http://t.me/zan_j
خسته که میشی ،
یاد بگیر استراحت کنی ،
نه این که جا بزنی...!
#زن_زندگی_آزادی
#امنیت_رفاه_عدالت
🌺🍃🌸
http://t.me/zan_j
یاد بگیر استراحت کنی ،
نه این که جا بزنی...!
#زن_زندگی_آزادی
#امنیت_رفاه_عدالت
🌺🍃🌸
http://t.me/zan_j
در یک جامعه سوسیالیستی🌹
باید مسولیت هایی مانند نگهداری از کودکان، سالمندان و بیماران و آموزش به عهده جامعه باشد تا #زنان از ظرفیت ها و نیروهای خلاقه خود استفاده کنند ✌
http://t.me/zan_j
باید مسولیت هایی مانند نگهداری از کودکان، سالمندان و بیماران و آموزش به عهده جامعه باشد تا #زنان از ظرفیت ها و نیروهای خلاقه خود استفاده کنند ✌
http://t.me/zan_j
Telegram
زن و جامعه (زن کارگر)
تماس با ما :
@Zan_jameh
Women's emancipation
@Zan_jameh
Women's emancipation
در سال ۲۰۰۸ قانونی در ژاپن به تصویب رسید که در آن حداکثر سایز کمر کارمند تعریف شده بود. براساس این قانون اگر سایز کمر کارمند بیش از حد مجاز بود، خدماتی خاص به کارمند ارائه میشد، ...
@zan_j
@zan_j
۳۰ ژوئیه روز جهانی مبارزه با #قاچاق_انسان نام گرفته است.قربانیان قاچاق انسان برخلاف میل و اراده شان به کار اجباری،سواستفاده جنسی،فروش اعضای بدن وکارهای غیرقانونی دیگر مجبور میشوند.
http://t.me/zan_j
http://t.me/zan_j
کابل و هرات و قندهار و وجودصدها مرکز #قاچاق مواد مخدر و#تجارت_سکس
سید حسیب مصلح : یکصد و چهار فاحشه خانه در پایتخت جمهوری اسلامی افغانستان فعالیت می کند،
یک مقام ارشد وزارت خارجه افغانستان گزارش داد که تنها در منطقه دشت برچی، کارته پروان و شهر کهنه کابل یکصد و چهار فاحشه خانه موجود است. بیشتر مشتریان این فاحشه خانه ها کارمندان ادارات رژیم و جوانان هستند که اکثرشان به امراض ساری جنسی غیرقابل علاج مبتلا شده اند. از بدو تاسیس حکومت موقت به ریاست حامد کرزی تا حال ده ها فاحشه خانه در کابل تاسیس شده است که گردانندگان ان تجاران بازارهای اقتصاد سیاه و زیرزمینی هستند.
این فاحشه خانه ها همچنین خدمات جنسی برای خارجی ها فراهم می کنند. نرخ هر ساعت خدمات جنسی فاحشه ها در این مراکز فحشا بین 50 الی 1500 دالر در ساعت است.
یک منبع دیگر از وزارت عدلیه ابراز داشت که بیشتر مشتریان این فاحشه خانه ها سربازان و افسران اردوی ملی، کارمندان ریاست امنیت ملی و نیروهای پولیس هستند. سران رژیم از وجود این خانه ها م،اه هستند اما آنان در بخش بسته کردن و دستگیر کردن مالکان این مراکز فحشا هیچ اقدامی نمی کنند چون صاحبان آن مراکز اقارب، سهامداران و باج دهندگان سران رژیم موجود در افغانستان هستند.
پایتخت افغانستان که در آن ده ها هزار تن داد از مجاهد بودن سر می دهند، اکنون به یکی از بزرگترین مراکز فحشا در سطح آسیا مبدل شده است.
منبع دوم همچنین افشا کرد که چندین تن از تاجران و سرمایه گذاران بزرگ افغانستان در تاسیس و مدیریت این مراکز فحشا شریک هستند. تعداد زیادی از این فاحشه ها از پاکستان، ایران، کوریا، هند، تاجیکستان، اوکراین، ازبکستان، ترکیه و روسیه به کابل آورده شده اند.
در بین این فاحشه ها جاسوسان کشورهای نامبرده هم حضور دارند که همه شان به صورت حرفوی تمرینات ارایه خدمات فحشا به مشتریان خود را در کشورهای خویش فرا گرفته اند. تعدادی از این فاحشه خانه ها در حال استخدام فاحشه های تازه وارد از کشور لبنان هستند که همه آنان را با گذرنامه های جعلی وارد افغانستان می کنند.
از زمانیکه روابط بلخ با ارگ خراب شده است بازار قاچاق فاحشه ها از آسیای مرکزی، اوکراین و روسیه از طریق شمال کشور کساد شده است و مالکان فاحشه خانه های نامبرده کوشش دارند که اشرف غنی هرچه زودتر اختلافات اش را با عطا محمد حل کند تا دوباره بازار قاچاق دختران و زنان فاحشه از کشورهای نامبرده رونق یابد.
در ولایت های قندهار، هرات و بلخ هم بیش از 176 فاحشه خانه وجود دارد که در آن مراکز فحشا بیشتر عرضه کنندگان فحشا عودت کنندگان از ایران یا زنان ایرانی هستند. همچنین در این مراکز پسران جوان به شغل تن فروشی اشتغال دارند که همه شان به مواد مخدر و دخانیات معتاد هستند.
مالکان این فاحشه خانه ها در کنار خدمات تن فروشی به قاچاق مواد مخدر اشتغال دارند .
کشورهای خارجی حامی رژیم موجود در عرصه مبارزه صادقانه علیه این دو پدیده شوم تن فروشی و قاچاق مواد مخدر و فاحشه ها هیچ اقدامی انجام نمی دهند.
در سرتاسر افغانستان بیش از دو و نیم میلیون انسان معتاد به مواد مخدر هستند. منبعی از وزارت عدلیه همچنین گفت که قاچاق دخانیات یکی دیگر از پدیده های شوم در افغانستان است که حتی بیش از سی درصد از اعضای شورای ملی افغانستان در تجارت نوشابه های الکلی اشتغال دارند. شرکت های هواپیمایی خصوصی در وارد کردن دخانیات و فاحشه ها در بدل دریافت پول هنگفت دست دارند.
در هرات تاجران برای اعلان کالاهای تجارتی خود از دختران فاحشه ی ایرانی در سطح رسانه ها استفاده می کنند و حتی افراد زورمند، تاجر و ثروتمند برای شب نشینی ها و استفاده از دختران و زنان ایران شبانه بین دوصد هزار الی یک میلیون افغانی هزینه می پردازند. تاجران و شرکت های عرصه کننده ی کالاهای خارجی در همه اعلانات خویش در سطح رسانه های سمعی و بصری از زن های ایرانی استفاده می کنند.
همچنین بعضی آرایشگاه ها در ولایت های نامبرده در سطح افغانستان در کسب ارایه تن فروشان به مشتریان شان مشغول هستند. تعدادی زیادی از این تن فروشان داخلی کارمندان ریاست امنیت ملی افغانستان هستند که در بدل دریافت مزد رسمی برای رژیم ع و غ مخبری می کنند. کارمند ارشد وزارت خارجه افغانستان بیان کرد که تنها در سطح کابل بیش از پنجاه و هشت هزار تن فروش به صورت روزمره کار می کنند.
بیشتر این دختران و زنان تن فروش بنابر فقر و اعتیاد به کسب تن فروشی روی آورده اند حتی بسیاری از کسبه کاران از کودکان زیر نام کارگر سوءاستفاده جنسی می کنند و سران رژیم در برابر این پدیده ی شوم ساکت هستند. زنان زندانی در زندان ها، خانه های به اصطلاح امن و توقیفگاه ها در سرتاسر افغانستان به صورت روزمره مورد آزار، اذیت و تجاوز جنسی نگهبانان مرد قرار دارند.
#هرات_نیوز
کپی از آرشیو زن کارگر
@zan_j
سید حسیب مصلح : یکصد و چهار فاحشه خانه در پایتخت جمهوری اسلامی افغانستان فعالیت می کند،
یک مقام ارشد وزارت خارجه افغانستان گزارش داد که تنها در منطقه دشت برچی، کارته پروان و شهر کهنه کابل یکصد و چهار فاحشه خانه موجود است. بیشتر مشتریان این فاحشه خانه ها کارمندان ادارات رژیم و جوانان هستند که اکثرشان به امراض ساری جنسی غیرقابل علاج مبتلا شده اند. از بدو تاسیس حکومت موقت به ریاست حامد کرزی تا حال ده ها فاحشه خانه در کابل تاسیس شده است که گردانندگان ان تجاران بازارهای اقتصاد سیاه و زیرزمینی هستند.
این فاحشه خانه ها همچنین خدمات جنسی برای خارجی ها فراهم می کنند. نرخ هر ساعت خدمات جنسی فاحشه ها در این مراکز فحشا بین 50 الی 1500 دالر در ساعت است.
یک منبع دیگر از وزارت عدلیه ابراز داشت که بیشتر مشتریان این فاحشه خانه ها سربازان و افسران اردوی ملی، کارمندان ریاست امنیت ملی و نیروهای پولیس هستند. سران رژیم از وجود این خانه ها م،اه هستند اما آنان در بخش بسته کردن و دستگیر کردن مالکان این مراکز فحشا هیچ اقدامی نمی کنند چون صاحبان آن مراکز اقارب، سهامداران و باج دهندگان سران رژیم موجود در افغانستان هستند.
پایتخت افغانستان که در آن ده ها هزار تن داد از مجاهد بودن سر می دهند، اکنون به یکی از بزرگترین مراکز فحشا در سطح آسیا مبدل شده است.
منبع دوم همچنین افشا کرد که چندین تن از تاجران و سرمایه گذاران بزرگ افغانستان در تاسیس و مدیریت این مراکز فحشا شریک هستند. تعداد زیادی از این فاحشه ها از پاکستان، ایران، کوریا، هند، تاجیکستان، اوکراین، ازبکستان، ترکیه و روسیه به کابل آورده شده اند.
در بین این فاحشه ها جاسوسان کشورهای نامبرده هم حضور دارند که همه شان به صورت حرفوی تمرینات ارایه خدمات فحشا به مشتریان خود را در کشورهای خویش فرا گرفته اند. تعدادی از این فاحشه خانه ها در حال استخدام فاحشه های تازه وارد از کشور لبنان هستند که همه آنان را با گذرنامه های جعلی وارد افغانستان می کنند.
از زمانیکه روابط بلخ با ارگ خراب شده است بازار قاچاق فاحشه ها از آسیای مرکزی، اوکراین و روسیه از طریق شمال کشور کساد شده است و مالکان فاحشه خانه های نامبرده کوشش دارند که اشرف غنی هرچه زودتر اختلافات اش را با عطا محمد حل کند تا دوباره بازار قاچاق دختران و زنان فاحشه از کشورهای نامبرده رونق یابد.
در ولایت های قندهار، هرات و بلخ هم بیش از 176 فاحشه خانه وجود دارد که در آن مراکز فحشا بیشتر عرضه کنندگان فحشا عودت کنندگان از ایران یا زنان ایرانی هستند. همچنین در این مراکز پسران جوان به شغل تن فروشی اشتغال دارند که همه شان به مواد مخدر و دخانیات معتاد هستند.
مالکان این فاحشه خانه ها در کنار خدمات تن فروشی به قاچاق مواد مخدر اشتغال دارند .
کشورهای خارجی حامی رژیم موجود در عرصه مبارزه صادقانه علیه این دو پدیده شوم تن فروشی و قاچاق مواد مخدر و فاحشه ها هیچ اقدامی انجام نمی دهند.
در سرتاسر افغانستان بیش از دو و نیم میلیون انسان معتاد به مواد مخدر هستند. منبعی از وزارت عدلیه همچنین گفت که قاچاق دخانیات یکی دیگر از پدیده های شوم در افغانستان است که حتی بیش از سی درصد از اعضای شورای ملی افغانستان در تجارت نوشابه های الکلی اشتغال دارند. شرکت های هواپیمایی خصوصی در وارد کردن دخانیات و فاحشه ها در بدل دریافت پول هنگفت دست دارند.
در هرات تاجران برای اعلان کالاهای تجارتی خود از دختران فاحشه ی ایرانی در سطح رسانه ها استفاده می کنند و حتی افراد زورمند، تاجر و ثروتمند برای شب نشینی ها و استفاده از دختران و زنان ایران شبانه بین دوصد هزار الی یک میلیون افغانی هزینه می پردازند. تاجران و شرکت های عرصه کننده ی کالاهای خارجی در همه اعلانات خویش در سطح رسانه های سمعی و بصری از زن های ایرانی استفاده می کنند.
همچنین بعضی آرایشگاه ها در ولایت های نامبرده در سطح افغانستان در کسب ارایه تن فروشان به مشتریان شان مشغول هستند. تعدادی زیادی از این تن فروشان داخلی کارمندان ریاست امنیت ملی افغانستان هستند که در بدل دریافت مزد رسمی برای رژیم ع و غ مخبری می کنند. کارمند ارشد وزارت خارجه افغانستان بیان کرد که تنها در سطح کابل بیش از پنجاه و هشت هزار تن فروش به صورت روزمره کار می کنند.
بیشتر این دختران و زنان تن فروش بنابر فقر و اعتیاد به کسب تن فروشی روی آورده اند حتی بسیاری از کسبه کاران از کودکان زیر نام کارگر سوءاستفاده جنسی می کنند و سران رژیم در برابر این پدیده ی شوم ساکت هستند. زنان زندانی در زندان ها، خانه های به اصطلاح امن و توقیفگاه ها در سرتاسر افغانستان به صورت روزمره مورد آزار، اذیت و تجاوز جنسی نگهبانان مرد قرار دارند.
#هرات_نیوز
کپی از آرشیو زن کارگر
@zan_j
🔴کشور امارات متحده عربی به عنوان یکی از مهم ترین کشورهای مقصد در زمینه قاچاق زنان و کودکان است و این افراد را از سراسر جهان دریافت می کند. بیشتر قربانیان از مناطقی نظیر آفریقا، آسیا، اروپای شرقی و خاورمیانه هستند. همچنین از این کشور، سالانه تعداد زیادی کودک به سایر کشورهای جهان قاچاق می شوند؛ بنا به اذعان گزارشگر ویژه مقابله با قاچاق زنان و کودکان، کشور امارات عمدتاً در مورد قاچاق افراد بزرگسال، خصوصاً زنان، به عنوان یک کشور مقصد محسوب می شود، اما در ارتباط با قاچاق کودکان، خود به عنوان یکی از کشورهای ترانزیت است که کودکان را به کشورهای ثالث، قاچاق می کند.
اشکال مختلف قاچاق زنان و کودکان در کشور امارات متحده عربی
گزارشگر ویژه مقابله با قاچاق انسان در گزارش اخیر خود در اجلاس بیست و سوم شورای حقوق بشر، یک گزارش کشوری در رابطه با قاچاق زنان و کودکان در کشور امارات ارائه کرد. در این گزارش، برخی از مهم ترین اشکال و مصادیق قاچاق که در این کشور در رابطه کودکان و زنان صورت می گیرد، مورد تصریح قرار گرفته است.
۱٫ قاچاق برای استثمار جنسی
یکی از مهم ترین اهداف و مقاصد قاچاق زنان و کودکان خصوص دختران به کشور امارت، بهره کشی و استثمار جنسی است. گزارشگر در این گزارش خاطرنشان کرده است: به رغم اینکه در کشور امارات، به موجب قوانین و مقررات، فحشا عملی غیرقانونی است، اما کارگران جنسی به عنوان یک قشر پرجمعیت در این کشور مباردت به ارائه انواع خدمات جنسی می کنند.
گزارشگر اذعان می کند: استثمار جنسی زنان و دختران در کشور امارات، امری متداول و رایج است. این دختران و زنان عمدتاً همسران و خانواده های خود در کشورهای متبوع را ترک کرده و به کشور امارات مهاجرت کرده اند.
گزارشگر ویژه در گزارش خود خاطرنشان کرده است: متأسفانه در کشور امارات استثمار جنسی زنان و دختران، تا به حدی رایج است که دائماً کارفرمایان به زنان و دختران شاغل در این زمینه طوری القا می کنند که آنها هم همانند کارگران دیگر و حتی فروشندگان، در قبال دریافت مابه ازای اقتصادی، مشغول به ارائه خدمات اند.
وی در گزارش خود وضعیت زنان و دختران مهاجر در کشور امارت را بسیار فجیع توصیف کرده و ادامه می دهد: در بسیاری موارد، کارفرمایان اماراتی، زنان و دختران را در یک خانه، هتل و یا ویلا زندانی می کنند و گذرنامه های آنان را مصادره کرده و آنها مجبور می کنند یا تمامی هزینه های مربوط به گذرنامه و صدور مجوز اقامت خود در کشور امارات- که حدود ۵۰۰۰ تا ۹۰۰۰ دلار آمریکا برآورد می شود- را بپردازد و یا اینکه به عمل فحشا و ارائه خدمات جنسی تن در دهند.
گزارشگر ویژه همچنین می افزاید: نکته قابل تأمل این است زنان و دختران قربانی عمدتاً حتی پول و یا عایدات اقتصادی کافی نیز در قبال ارائه خدمات جنسی خود، دریافت نمی کنند و واسطه گرها و کارفرمایان، عمدتاً حقوق مالی زنان را تضییع می کنند.
گزارشگر از زنان و دختران مهاجر که با اهداف استثمار و بهره کشی جنسی به کشور امارات قاچاق می شوند، به عنوان قشری غیرمحسوس که دیده نمی شوند، نام می برد و همین امر وضعیت حقوق بشر آنان را بیش از پیش خطرناک می کند.
بنا به اذعان گزارشگر ویژه، قربانیان قاچاق در کشور امارات، عمدتاً زنان و دختران ۱۴ تا ۳۲ اند که از سراسر جهان با تطمیع و دادن وعده های دروغین نظیر کار و کسب درآمد خوب به این کشور قاچاق می شوند.
۲٫ قاچاق برای کار و بهره کشی
زنان و مردان برای بهره کشی و سوءاستفاده از نیروی کار به کشور امارات قاچاق می شوند. سطح مزد و درآمد پایین و شرایط نامناسب و نامطلوب کار از جمله موراد نقض حقوق کارگران مهاجر در این کشور است.
زنان از کشورهایی نظیر پاکستان، هند، بنگلادش و سریلانکا برای کار به امارات قاچاق می شوند. شرایط اسکان و زندگی کارگران مهاجر در کمپ های ویژه مهاجران بسیار غیراستاندارد و نامطلوب است.
گزارشگر ویژه در گزارش اخیر، وضعیت کارگران خانگی در کشور امارات را نیز مورد توجه قرار داده است؛ این کارگران خانگی، عمدتاً زن بوده و بنا به برآورد گزارشگر ویژه اکنون بالغ بر ۷۵۰٫۰۰۰ نفر کارگر خانگی در این کشور سکونت دارند که وضعیت آنها نیز بسیار نامطلوب است.
از آرشیو Zane_karegar
@zan_j
اشکال مختلف قاچاق زنان و کودکان در کشور امارات متحده عربی
گزارشگر ویژه مقابله با قاچاق انسان در گزارش اخیر خود در اجلاس بیست و سوم شورای حقوق بشر، یک گزارش کشوری در رابطه با قاچاق زنان و کودکان در کشور امارات ارائه کرد. در این گزارش، برخی از مهم ترین اشکال و مصادیق قاچاق که در این کشور در رابطه کودکان و زنان صورت می گیرد، مورد تصریح قرار گرفته است.
۱٫ قاچاق برای استثمار جنسی
یکی از مهم ترین اهداف و مقاصد قاچاق زنان و کودکان خصوص دختران به کشور امارت، بهره کشی و استثمار جنسی است. گزارشگر در این گزارش خاطرنشان کرده است: به رغم اینکه در کشور امارات، به موجب قوانین و مقررات، فحشا عملی غیرقانونی است، اما کارگران جنسی به عنوان یک قشر پرجمعیت در این کشور مباردت به ارائه انواع خدمات جنسی می کنند.
گزارشگر اذعان می کند: استثمار جنسی زنان و دختران در کشور امارات، امری متداول و رایج است. این دختران و زنان عمدتاً همسران و خانواده های خود در کشورهای متبوع را ترک کرده و به کشور امارات مهاجرت کرده اند.
گزارشگر ویژه در گزارش خود خاطرنشان کرده است: متأسفانه در کشور امارات استثمار جنسی زنان و دختران، تا به حدی رایج است که دائماً کارفرمایان به زنان و دختران شاغل در این زمینه طوری القا می کنند که آنها هم همانند کارگران دیگر و حتی فروشندگان، در قبال دریافت مابه ازای اقتصادی، مشغول به ارائه خدمات اند.
وی در گزارش خود وضعیت زنان و دختران مهاجر در کشور امارت را بسیار فجیع توصیف کرده و ادامه می دهد: در بسیاری موارد، کارفرمایان اماراتی، زنان و دختران را در یک خانه، هتل و یا ویلا زندانی می کنند و گذرنامه های آنان را مصادره کرده و آنها مجبور می کنند یا تمامی هزینه های مربوط به گذرنامه و صدور مجوز اقامت خود در کشور امارات- که حدود ۵۰۰۰ تا ۹۰۰۰ دلار آمریکا برآورد می شود- را بپردازد و یا اینکه به عمل فحشا و ارائه خدمات جنسی تن در دهند.
گزارشگر ویژه همچنین می افزاید: نکته قابل تأمل این است زنان و دختران قربانی عمدتاً حتی پول و یا عایدات اقتصادی کافی نیز در قبال ارائه خدمات جنسی خود، دریافت نمی کنند و واسطه گرها و کارفرمایان، عمدتاً حقوق مالی زنان را تضییع می کنند.
گزارشگر از زنان و دختران مهاجر که با اهداف استثمار و بهره کشی جنسی به کشور امارات قاچاق می شوند، به عنوان قشری غیرمحسوس که دیده نمی شوند، نام می برد و همین امر وضعیت حقوق بشر آنان را بیش از پیش خطرناک می کند.
بنا به اذعان گزارشگر ویژه، قربانیان قاچاق در کشور امارات، عمدتاً زنان و دختران ۱۴ تا ۳۲ اند که از سراسر جهان با تطمیع و دادن وعده های دروغین نظیر کار و کسب درآمد خوب به این کشور قاچاق می شوند.
۲٫ قاچاق برای کار و بهره کشی
زنان و مردان برای بهره کشی و سوءاستفاده از نیروی کار به کشور امارات قاچاق می شوند. سطح مزد و درآمد پایین و شرایط نامناسب و نامطلوب کار از جمله موراد نقض حقوق کارگران مهاجر در این کشور است.
زنان از کشورهایی نظیر پاکستان، هند، بنگلادش و سریلانکا برای کار به امارات قاچاق می شوند. شرایط اسکان و زندگی کارگران مهاجر در کمپ های ویژه مهاجران بسیار غیراستاندارد و نامطلوب است.
گزارشگر ویژه در گزارش اخیر، وضعیت کارگران خانگی در کشور امارات را نیز مورد توجه قرار داده است؛ این کارگران خانگی، عمدتاً زن بوده و بنا به برآورد گزارشگر ویژه اکنون بالغ بر ۷۵۰٫۰۰۰ نفر کارگر خانگی در این کشور سکونت دارند که وضعیت آنها نیز بسیار نامطلوب است.
از آرشیو Zane_karegar
@zan_j
مگر چه عیب دارد که انسان،حتی در هشتاد سالگی هم الک دولک بازی کند،و گرگم به هوا،و قایم باشک، و نان بیار کباب ببر و اتل متل... جدا مگر چه عیب دارد؟
مگر کجای قانون به هم میخورد ...
http://t.me/zan_j
مگر کجای قانون به هم میخورد ...
http://t.me/zan_j
زنان ایرانی ۳ برابر بیشتر از مردان در معرض بیماریهای روحی و افسردگی قرار دارند. عواملی متعددی همچون نابرابریهای جنسیتی و شرایط اجتماعی به روی این موضوع تاثیرگذار است. بر اساس آمار ، ایران از میان ۱۵۲ کشور در رتبه ۱۰۹ نابرابری جنسیتی در جهان قرار دارد. آماری دیگر نشان میدهد حداقل ۲۳درصد از زنان کارمند در ایران دچار افسردگی هستند.
رضا کاظم زاده در ادامه گفتگوی خود با کیهان لندن با تاکید بر اینکه «در ایران زنان بسیار بیشتر از مردان در معرض آسیبهای اجتماعی قرار دارند» به موضوع کار زنان اشاره کرده و اضافه میکند: «در بُعد اجتماعی و شغلی که نگاه میکنیم نوع کاری که زنها انجام میدهند و امکاناتی که در اختیار آنها قرار میگیرد از عوامل موثر بالا رفتن افسردگی در میان زنان ایرانی است». او در ادامه مسائلی همچون حقوق نابرابر در خانواده و اجتماع را از دیگر عوامل تاثیرگذار بر بالا بودن رشد بیماریهای روحی میان زنان ایرانی دانسته و میگوید: «در روابط خانوادگی نیز ما شاهد یک نابرابری حقوقی هستیم، وقتی زن دچار خشونت خانگی میشود و قانون از او حمایت نمی کند و گاهی او را مجور به “سوختن و ساختن” می کند، نرخ بیماریهای روانی و از جمله افسردگی در میان زنان افزایش مییابد. از زاویه دیگر نیز حتی اگر آسیب اجتماعی مرد را هدف قرار دهد (به طور مثال اعتیاد) ولی باز شرایط جامعه عوارض اصلی و جانبی آن را بر روی زن و یا فرزندان متمرکز میکند».
رضا کاظم زاده با تاکید بر اینکه «شرایط اجتماعی ما به صورت نامساوی برقرار است» و این نابرابری باعث آسیبپذیری جدی زنان در مناسبات و آسیبهای اجتماعی میشود، نقش خانواده و دولت در این موضوع را بسیار جدی دانسته و میگوید: «دولت و قانون امکانات لازم برای دفاع از زنان در برابر آسیبهای اجتماعی را در اختیار این بخش از جامعه قرار نمیدهد، البته زنان حمایتهای لازم را حتی اغلب از سوی خانواده های خود هم دریافت نمیکنند. این باعث میشود هر اتفاقی که در جامعه میتواند مسیری عادی را طی کند در مورد زنان ایران از موقعیتی بسیار سخت و شکنندهتر برخوردار شود».
در سایت خانه امن
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2LZjim0
http://t.me/zan_j
این هم آدرس کانال زن و جامعه
رضا کاظم زاده در ادامه گفتگوی خود با کیهان لندن با تاکید بر اینکه «در ایران زنان بسیار بیشتر از مردان در معرض آسیبهای اجتماعی قرار دارند» به موضوع کار زنان اشاره کرده و اضافه میکند: «در بُعد اجتماعی و شغلی که نگاه میکنیم نوع کاری که زنها انجام میدهند و امکاناتی که در اختیار آنها قرار میگیرد از عوامل موثر بالا رفتن افسردگی در میان زنان ایرانی است». او در ادامه مسائلی همچون حقوق نابرابر در خانواده و اجتماع را از دیگر عوامل تاثیرگذار بر بالا بودن رشد بیماریهای روحی میان زنان ایرانی دانسته و میگوید: «در روابط خانوادگی نیز ما شاهد یک نابرابری حقوقی هستیم، وقتی زن دچار خشونت خانگی میشود و قانون از او حمایت نمی کند و گاهی او را مجور به “سوختن و ساختن” می کند، نرخ بیماریهای روانی و از جمله افسردگی در میان زنان افزایش مییابد. از زاویه دیگر نیز حتی اگر آسیب اجتماعی مرد را هدف قرار دهد (به طور مثال اعتیاد) ولی باز شرایط جامعه عوارض اصلی و جانبی آن را بر روی زن و یا فرزندان متمرکز میکند».
رضا کاظم زاده با تاکید بر اینکه «شرایط اجتماعی ما به صورت نامساوی برقرار است» و این نابرابری باعث آسیبپذیری جدی زنان در مناسبات و آسیبهای اجتماعی میشود، نقش خانواده و دولت در این موضوع را بسیار جدی دانسته و میگوید: «دولت و قانون امکانات لازم برای دفاع از زنان در برابر آسیبهای اجتماعی را در اختیار این بخش از جامعه قرار نمیدهد، البته زنان حمایتهای لازم را حتی اغلب از سوی خانواده های خود هم دریافت نمیکنند. این باعث میشود هر اتفاقی که در جامعه میتواند مسیری عادی را طی کند در مورد زنان ایران از موقعیتی بسیار سخت و شکنندهتر برخوردار شود».
در سایت خانه امن
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2LZjim0
http://t.me/zan_j
این هم آدرس کانال زن و جامعه
Telegraph
ایران بعد از عراق دومین کشورغمگین جهان
دنیای امروز با بحرانهای متعددی روبرو است. سلامتی انسانها به دلایل گوناگونی در معرض خطر قرار گرفته است و مراکز تحقیقاتی متعددی در این مورد مشغول به کارند. اما آنچه در این میان اهمیت بیشتری به خود میگیرد سلامتی روان است که در سالهای گذشته به اشکال مختلفی…