This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#بهبهان
تجمع شهروندان ساکن بهبهان در اعتراض به افزایش نرخ بنزین در کشور
امروز جمعه ۲۴ آبانماه ۱۳۹۸، گروهی از شهروندان ساکن شهرستان بهبهان در استان خوزستان در اعتراض به افزایش قیمت بنزین در کشور، در خیابانهای مختلف این شهر دست به تجمع اعتراضی زدند.
معترضان حاضر در این تجمع در حالی که بر روی زمین نشستهاند، شعارهایی ازجلمه "حقمونو میگیریم، ذلت نمیپذیریم" سرمیدهند.
#تجاوز_به_معیشت_زحمتکشان
@zan_j
تجمع شهروندان ساکن بهبهان در اعتراض به افزایش نرخ بنزین در کشور
امروز جمعه ۲۴ آبانماه ۱۳۹۸، گروهی از شهروندان ساکن شهرستان بهبهان در استان خوزستان در اعتراض به افزایش قیمت بنزین در کشور، در خیابانهای مختلف این شهر دست به تجمع اعتراضی زدند.
معترضان حاضر در این تجمع در حالی که بر روی زمین نشستهاند، شعارهایی ازجلمه "حقمونو میگیریم، ذلت نمیپذیریم" سرمیدهند.
#تجاوز_به_معیشت_زحمتکشان
@zan_j
🔴پست اینستاگرامی علی کریمی در رابطه با افزایش قیمت بنزین : این نشد که هر وقت کم میارید دست کنید تو جیب مردم!
نزن بر سر ناتوان دست زور
که روزی در افتی به پایش چو مور
@zan_j
نزن بر سر ناتوان دست زور
که روزی در افتی به پایش چو مور
@zan_j
زن و جامعه (زن کارگر)
#فیلم تریلر مستند ''متولد اوین'' فیلمی از مریم زارع @zan_j
متولد اوین؛ 'راست است مجبور بودی با چشم بند زایمان کنی؟'
فهیمه فرسایی
مستند "متولد اوین"، ساخته مریم زارع، بازیگر ایرانیتبار آلمانی، به معتبرترین جشنواره جهانی فیلم زنان در اروپا، فستیوال بینالمللی فیلم زنان سینماگر دورتموند/کلن که امسال سی و ششمین دوره خود را برگزار میکند راه یافته است.
"متولد اوین"، نخستین نمایش خود را در شصت و نهمین دوره فستیوال بینالمللی برلین (برلیناله) ۲۰۱۹ تجربه کرد و جایزه ویژه بخش "چشماندازهای فیلم آلمان" را نیز از آن خود ساخت.
مریم زارع در فیلم "متولد اوین" میکوشد به چند و چون تولد خود در سی و شش سال پیش در زندان اوین تهران پی ببرد. این مستند همزمان کاوشی است کنجکاویبرانگیز در جهان تاریک پیش از تولد سینماگر در زندان اوین در سالهای دهه شصت. در این سالها مادر مریم، نرگس، که باردار بوده به اتهام فعالیت گروه های مخالف علیه حکومت نوپای جمهوری اسلامی دستگیر میشود و پس از چند ماه اولین دختر خود را در زندان به دنیا میآورد.
این دختر که در دو سالگی به آلمان مهاجرت کرده و از رویارویی با واقعیتها، هرچند آزاردهنده و دردناک نمیهراسد، در همه صحنههای فیلم یا حضور دارد یا خارج از صحنه، رخدادهها را با لحنی طنزآلود شرح میدهد و تأویل میکند. از طریق همین صدای خارج از صحنه، تماشاگر با پرسش هستی شناسانه او که کیست و از کجا آمده آشنا میشود و درمییابد که مادرش به دلایلی ناروشن از دادن پاسخ روشن به او سرباز میزند.
از این رو برای مریم که تا آن هنگام جلسات بیشماری را با روانکاوان و روانشناسان بینتیجه پشت سر گذاشته، چارهای جز سفر به چهار گوشه جهان باقی نمیماند تا با دوستان و همبندان مادر، همچنین کنشگران سیاسیِ آن زمان و فعالان کنونی گفتوگو کند و خود پاسخی را که از او دریغ شده، بیابد.
مریم زارع که ابتدا در ۱۲ سالگی و بهطور تصادفی از تولد خود در زندان با خبر شده، تا پیش از ساختن فیلم از طرح این موضوع در خانواده واهمه داشته است. به گفته کارگردان "فقط ترس از پرسیدن نبود، این هم بود که وقتی آدم به واقعیت هولناک آنچه بر سر پدر و مادرش آمده، پی میبرد، آیا بعدا میتواند با این آگاهی زندگی کند."
یکی دیگر از دلایلی که زارع را از طرح سئوال در این باره بازمیداشته، "ترس از ناراحت کردن آنها در اثر یادآوری خاطرات تلخ" بوده است.
به گفته این بازیگر تئاتر و سینمای آلمان، "این برخورد تا زمانی که مسئله سرکوب نیاز دانستن حقیقت، در حیطه شخصی باقی بماند، میتواند شیوهای برای نادیدهگرفتن آگاهانه تجربههای عذابآور به منظور ادامه حیات، تلقی شود." ولی اگر ابعادی فراتر از آن به خود بگیرد و "بُعدی جمعی کسب کند، آن وقت به محدودهی مسئولیت سیاسی و اجتماعی وارد میشود."
سوال های بی پاسخ
بر اساس همین تفسیر، جستجوی شخصی مریم که کشش و انرژی احساسی فیلم از آن مایه میگیرد، در میانه راه ابعادی گستردهتر مییابد و به تلاش برای "شکستن سکوت نسلی که در زندان به دنیا آمده"، تبدیل میشود. به این ترتیب کاوشی که در دنیای درونی شخصیت فیلم با استفاده از نمادهای هستیبخش خاک و آب و هوا و آتش در مسیری عاطفی آغاز شده بود، به دنیای سطحی بیرون نقب میزند و به افشاگری در باره چگونگی اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی در روزهای اول انقلاب و رویدادهای سیاسی پس از آن میپردازد.
"راست است که مجبور بودی با چشمبند زایمان کنی و وقتی متولد شدم من را ندیدی؟ سوالی که مانند سوال های دیگر مریم پاسخی ندارد. تنها مادر/نرگس است که از ابتدا تا پایان فیلم بر موضع خود پا میفشارد و از شرح ماجراهایی که بر او و فرزندش گذشته، سرباز میزند.
او سرانجام با این استدلال که در زندگی روشن و موفق کنونی مریم و نرگس، جایی برای مرور بر گذشته تاریک و عذابآور آنها نیست، دختر را از ادامه جستجو که چندان موفقیتآمیز هم نبوده، برحذر میدارد.
صحنه ای که نرگس در آن بیاختیار به گریه میافتد، یکی از مؤثرترین نماهای فیلم است: او در این حال نه به عنوان مادر مریم و نه به عنوان مبارز مصمم پیشین سخن میگوید، بلکه به عنوان زنی که قادر و حاضر نیست زخمها و کبودیهای التیامنیافته روح خود را در برابر دوربین به تماشا بگذارد؛ جراحتها و کوفتگیهایی که در اثر شکنجههای دردناک همراه با تحقیر زندانبانان ابدی و ماندگار شده اند.
بهنظر میرسد مریم در جریان تهیه فیلم که ۴ سال بهطول انجامیده، بهخوبی توانسته است با واقعیتهای تلخ گذشته خود کنار بیایید. او در پایان فیلم به مادرش که همچنان سکوت خود را حفظ کرده، میگوید: "باشه. قبول. اوکی. برای من اوکیه"👇
@zan_j
فهیمه فرسایی
مستند "متولد اوین"، ساخته مریم زارع، بازیگر ایرانیتبار آلمانی، به معتبرترین جشنواره جهانی فیلم زنان در اروپا، فستیوال بینالمللی فیلم زنان سینماگر دورتموند/کلن که امسال سی و ششمین دوره خود را برگزار میکند راه یافته است.
"متولد اوین"، نخستین نمایش خود را در شصت و نهمین دوره فستیوال بینالمللی برلین (برلیناله) ۲۰۱۹ تجربه کرد و جایزه ویژه بخش "چشماندازهای فیلم آلمان" را نیز از آن خود ساخت.
مریم زارع در فیلم "متولد اوین" میکوشد به چند و چون تولد خود در سی و شش سال پیش در زندان اوین تهران پی ببرد. این مستند همزمان کاوشی است کنجکاویبرانگیز در جهان تاریک پیش از تولد سینماگر در زندان اوین در سالهای دهه شصت. در این سالها مادر مریم، نرگس، که باردار بوده به اتهام فعالیت گروه های مخالف علیه حکومت نوپای جمهوری اسلامی دستگیر میشود و پس از چند ماه اولین دختر خود را در زندان به دنیا میآورد.
این دختر که در دو سالگی به آلمان مهاجرت کرده و از رویارویی با واقعیتها، هرچند آزاردهنده و دردناک نمیهراسد، در همه صحنههای فیلم یا حضور دارد یا خارج از صحنه، رخدادهها را با لحنی طنزآلود شرح میدهد و تأویل میکند. از طریق همین صدای خارج از صحنه، تماشاگر با پرسش هستی شناسانه او که کیست و از کجا آمده آشنا میشود و درمییابد که مادرش به دلایلی ناروشن از دادن پاسخ روشن به او سرباز میزند.
از این رو برای مریم که تا آن هنگام جلسات بیشماری را با روانکاوان و روانشناسان بینتیجه پشت سر گذاشته، چارهای جز سفر به چهار گوشه جهان باقی نمیماند تا با دوستان و همبندان مادر، همچنین کنشگران سیاسیِ آن زمان و فعالان کنونی گفتوگو کند و خود پاسخی را که از او دریغ شده، بیابد.
مریم زارع که ابتدا در ۱۲ سالگی و بهطور تصادفی از تولد خود در زندان با خبر شده، تا پیش از ساختن فیلم از طرح این موضوع در خانواده واهمه داشته است. به گفته کارگردان "فقط ترس از پرسیدن نبود، این هم بود که وقتی آدم به واقعیت هولناک آنچه بر سر پدر و مادرش آمده، پی میبرد، آیا بعدا میتواند با این آگاهی زندگی کند."
یکی دیگر از دلایلی که زارع را از طرح سئوال در این باره بازمیداشته، "ترس از ناراحت کردن آنها در اثر یادآوری خاطرات تلخ" بوده است.
به گفته این بازیگر تئاتر و سینمای آلمان، "این برخورد تا زمانی که مسئله سرکوب نیاز دانستن حقیقت، در حیطه شخصی باقی بماند، میتواند شیوهای برای نادیدهگرفتن آگاهانه تجربههای عذابآور به منظور ادامه حیات، تلقی شود." ولی اگر ابعادی فراتر از آن به خود بگیرد و "بُعدی جمعی کسب کند، آن وقت به محدودهی مسئولیت سیاسی و اجتماعی وارد میشود."
سوال های بی پاسخ
بر اساس همین تفسیر، جستجوی شخصی مریم که کشش و انرژی احساسی فیلم از آن مایه میگیرد، در میانه راه ابعادی گستردهتر مییابد و به تلاش برای "شکستن سکوت نسلی که در زندان به دنیا آمده"، تبدیل میشود. به این ترتیب کاوشی که در دنیای درونی شخصیت فیلم با استفاده از نمادهای هستیبخش خاک و آب و هوا و آتش در مسیری عاطفی آغاز شده بود، به دنیای سطحی بیرون نقب میزند و به افشاگری در باره چگونگی اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی در روزهای اول انقلاب و رویدادهای سیاسی پس از آن میپردازد.
"راست است که مجبور بودی با چشمبند زایمان کنی و وقتی متولد شدم من را ندیدی؟ سوالی که مانند سوال های دیگر مریم پاسخی ندارد. تنها مادر/نرگس است که از ابتدا تا پایان فیلم بر موضع خود پا میفشارد و از شرح ماجراهایی که بر او و فرزندش گذشته، سرباز میزند.
او سرانجام با این استدلال که در زندگی روشن و موفق کنونی مریم و نرگس، جایی برای مرور بر گذشته تاریک و عذابآور آنها نیست، دختر را از ادامه جستجو که چندان موفقیتآمیز هم نبوده، برحذر میدارد.
صحنه ای که نرگس در آن بیاختیار به گریه میافتد، یکی از مؤثرترین نماهای فیلم است: او در این حال نه به عنوان مادر مریم و نه به عنوان مبارز مصمم پیشین سخن میگوید، بلکه به عنوان زنی که قادر و حاضر نیست زخمها و کبودیهای التیامنیافته روح خود را در برابر دوربین به تماشا بگذارد؛ جراحتها و کوفتگیهایی که در اثر شکنجههای دردناک همراه با تحقیر زندانبانان ابدی و ماندگار شده اند.
بهنظر میرسد مریم در جریان تهیه فیلم که ۴ سال بهطول انجامیده، بهخوبی توانسته است با واقعیتهای تلخ گذشته خود کنار بیایید. او در پایان فیلم به مادرش که همچنان سکوت خود را حفظ کرده، میگوید: "باشه. قبول. اوکی. برای من اوکیه"👇
@zan_j
خانم زارع به این سئوال که آیا رسیدن به مرحله رضایت، هدف تهیه این فیلم بوده یا "اوکی بودنش" تنها تاثیر جانبی آن است، پاسخ میدهد: "در این فیلم به عنوان کارگردان برایم مهم بود احساسات فردی را القا کنم که در بحبوحه نبردی خانوادگی و اجتماعی خودش را نشان میدهد و با آنچه که تمام مدت آگاهانه تلاش کرده از حیطه خودآگاهش دور کند، روبرو میشود. جستجوی شخصی من در فیلم، کمکم کرد نشان بدهم که وقتی آدم با پستی و جنایت روبرو میشود، چه بهای گزافی باید بپردازد. شاید بعد حتی موفق شود با خوشبینی به زندگی خود ادامه دهد."
"متولد اوین"، مستندی است که زبان زنان قربانیان نسل اول را از توصیف ابعاد آنها قاصر کرده و نسل دومیها در تلاش یافتن پاسخی، همچنان باید چهار گوشه جهان بیرون و درون خود را طی طریق کنند.
فستیوال بینالمللی فیلم زنان سینماگر دورتموند/کلن از ۹ تا ۱۴ آوریل برگزار میشود. "متولد اوین" در آخرین روز این جشنواره در دورتموند به نمایش در می آید.
@zan_j
"متولد اوین"، مستندی است که زبان زنان قربانیان نسل اول را از توصیف ابعاد آنها قاصر کرده و نسل دومیها در تلاش یافتن پاسخی، همچنان باید چهار گوشه جهان بیرون و درون خود را طی طریق کنند.
فستیوال بینالمللی فیلم زنان سینماگر دورتموند/کلن از ۹ تا ۱۴ آوریل برگزار میشود. "متولد اوین" در آخرین روز این جشنواره در دورتموند به نمایش در می آید.
@zan_j
#سکانس_برتر
شبکه (به انگلیسی: Network)
به نویسندگی پدی چایفسکی
کارگردانی سیدنی لومت محصول سال ۱۹۷۶
دیگه هوا قابل تنفس نیست
غذای ما هم قابل خوردن نیست
انگار قراره همیشه همینطور باشه...
ولی من خیال ندارم دست از سرتون بردارم...
باید عصبانی بشیم و فریاد بزنیم ،من یک انسانم لعنت به شما زندگی من ارزش داره
#خوزستان_تنها_نیست
#قیام_ستمدیدگان_ادامه_دارد
#زنده_باد_جنبش_نان_کار_آزادی
#زنده_باد_انقلاب
@zan_j
شبکه (به انگلیسی: Network)
به نویسندگی پدی چایفسکی
کارگردانی سیدنی لومت محصول سال ۱۹۷۶
دیگه هوا قابل تنفس نیست
غذای ما هم قابل خوردن نیست
انگار قراره همیشه همینطور باشه...
ولی من خیال ندارم دست از سرتون بردارم...
باید عصبانی بشیم و فریاد بزنیم ،من یک انسانم لعنت به شما زندگی من ارزش داره
#خوزستان_تنها_نیست
#قیام_ستمدیدگان_ادامه_دارد
#زنده_باد_جنبش_نان_کار_آزادی
#زنده_باد_انقلاب
@zan_j
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌨 برف نو! برف نو! سلام، سلام
بنشین، خوش نشستهای بر بام
پاكی آوردی ای امید سپید
همه آلودگیست این ایام ...
#احمد_شاملو
#زن_زندگی_آزادی
#رفاه_عدالت_اجتماعی
@zan_j
بنشین، خوش نشستهای بر بام
پاكی آوردی ای امید سپید
همه آلودگیست این ایام ...
#احمد_شاملو
#زن_زندگی_آزادی
#رفاه_عدالت_اجتماعی
@zan_j
تقسیم درآمد به سبک آقای دکتر
سخنگوی دولت: درآمد ناشی از گران شدن #بنزین صرف خانوادههای کمدرآمد میشود.
کاری از #توکا_نیستانی
@zan_j
سخنگوی دولت: درآمد ناشی از گران شدن #بنزین صرف خانوادههای کمدرآمد میشود.
کاری از #توکا_نیستانی
@zan_j