This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻بنزین گران شد
▪️ شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ايران در اطلاعيهای اعلام کرد:
▪️براساس مصوبه شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا از ساعت صفر بامداد امروز (۲۴ آبان) سهميه بندی بنزين برای همه وسايل نقليه بنزين سوز به شرح زير است:
▪️قيمت بنزين معمولی سهميهای هر ليتر 1500 تومان
▪️قيمت بنزين معمولی غير سهميهای هر ليتر 3000 تومان
▪️قيمت بنزين سوپر هر ليتر 3500 تومان
▪️ سه برابر شدن قیمت بنزین معنایی حز تحمیل فقر و فلاکت بیشتر به اقشار فرودست جامعه ندارد.
#تعرض_به_معیشت_کارگران
@zan_j
▪️ شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ايران در اطلاعيهای اعلام کرد:
▪️براساس مصوبه شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا از ساعت صفر بامداد امروز (۲۴ آبان) سهميه بندی بنزين برای همه وسايل نقليه بنزين سوز به شرح زير است:
▪️قيمت بنزين معمولی سهميهای هر ليتر 1500 تومان
▪️قيمت بنزين معمولی غير سهميهای هر ليتر 3000 تومان
▪️قيمت بنزين سوپر هر ليتر 3500 تومان
▪️ سه برابر شدن قیمت بنزین معنایی حز تحمیل فقر و فلاکت بیشتر به اقشار فرودست جامعه ندارد.
#تعرض_به_معیشت_کارگران
@zan_j
🔻مصر: کارزار علیه سهم نابرابر زنان در ارث
هدی نصرالله، مسیحی قبطی است و از زمان مرگ پدرش در سال گذشته، در برابر سه قاضی مختلف ایستاده تا سهم مساوی از اموال به جا مانده از پدرشان را در کنار دو برادرش بخواهد. با این حال دادگاهها دو بار علیه او حکم صادر كردهاند. دادگاههای مصر براساس قوانین وراثت اسلامی به نفع ورثه مرد رای میدهتد. انتظار میرود حکم نهایی اواخر همین ماه صادر شود. او پرونده خود را پیرامون آموزههای مسیحی تشکیل داده كه در آنها وراث، صرف نظر از جنسیتشان، سهم برابر دارند.
⚡️هند احمد ذکی، استادیار علوم سیاسی دانشگاه کانکتیکات مسئله ارث فراتر از احکام شرعی و مربوط به ماهیت جامعه و سیستم قضایی مغرضانه مصر میداند و معتقد است که دولت نگران است اگر به زنان مسیحی حقوق مالکیت و ارث مساوی اعطا کند، زنان مسلمان نیز به زودی همین خواسته را مطرح کنند.
@zan_j
هدی نصرالله، مسیحی قبطی است و از زمان مرگ پدرش در سال گذشته، در برابر سه قاضی مختلف ایستاده تا سهم مساوی از اموال به جا مانده از پدرشان را در کنار دو برادرش بخواهد. با این حال دادگاهها دو بار علیه او حکم صادر كردهاند. دادگاههای مصر براساس قوانین وراثت اسلامی به نفع ورثه مرد رای میدهتد. انتظار میرود حکم نهایی اواخر همین ماه صادر شود. او پرونده خود را پیرامون آموزههای مسیحی تشکیل داده كه در آنها وراث، صرف نظر از جنسیتشان، سهم برابر دارند.
⚡️هند احمد ذکی، استادیار علوم سیاسی دانشگاه کانکتیکات مسئله ارث فراتر از احکام شرعی و مربوط به ماهیت جامعه و سیستم قضایی مغرضانه مصر میداند و معتقد است که دولت نگران است اگر به زنان مسیحی حقوق مالکیت و ارث مساوی اعطا کند، زنان مسلمان نیز به زودی همین خواسته را مطرح کنند.
@zan_j
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حیدر آباد_کرج
صدای اعتراض این زن به گران شدن بنزین
گران شدن بنزین موجب فقیر تر شدن کارگران و زحمتکشان جامعه است.
#تورم_گرانی
@zan_j
صدای اعتراض این زن به گران شدن بنزین
گران شدن بنزین موجب فقیر تر شدن کارگران و زحمتکشان جامعه است.
#تورم_گرانی
@zan_j
همراهان گرامی!
این شعر زیباست اما از نیما یوشیج نیست
فکر را پَر بدهید
و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
فکر باید بپرد
برسد تا سر کوه تردید
و ببیند که میان افق باورها
کفر و ایمان چه به هم نزدیکند
"فکر اگر پَر بکشد"
جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگ
سینه ها دشت محبت گردد
دستها مزرع گلهای قشنگ
"فکر اگر پر بکشد"
هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
همه پاکیم و رها...
زن و جامعه
@zan_j
این شعر زیباست اما از نیما یوشیج نیست
فکر را پَر بدهید
و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
فکر باید بپرد
برسد تا سر کوه تردید
و ببیند که میان افق باورها
کفر و ایمان چه به هم نزدیکند
"فکر اگر پَر بکشد"
جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگ
سینه ها دشت محبت گردد
دستها مزرع گلهای قشنگ
"فکر اگر پر بکشد"
هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
همه پاکیم و رها...
زن و جامعه
@zan_j
https://t.me/zan_j/12029
🔻بیدادگاهِ #ندا_ناجی برگزار شد اما قرار بازداشتِ او به وثیقه تغییر نکرد.
آدم با شنیدنِ این خبر میخواهد از شدتِ خشم تا اعماقش فرو رود. زبان آدم به هم میپیچد و حنجره ای که از فریادِ "نه به بی تفاوتی" زخمیست، از خستگی اش میخواهد تسلیم شود و کناره گیرد. اما یادمان نمیرود روز هایی را که فریاد میزدیم اسماعیل را پشتِ دیوار های فراموشی نگه ندارید، یادمان نمیرود آن اوجِ دوران های ناامیدی را که همه به ما میگفتند کارِتان بیهوده است، یا اگر هرچه بیشتر برای آزادیِ زندانیان مبارزه کنید قفسشان را تنگ تر خواهیم کرد. اما چه شد؟ چه شد آنگاه که با آنکه جان هایی از ما رفت اسرایمان موقتا آزاد شدند و نیرویی تازه گرفتیم. ما تاریخ را تا آنجا که توانستیم خوانده ایم و در صفحه تاریخِ خود قدم زده ایم. میدانیم آن روز هایی که خستگی آورند و آن دوران های ناامیدی که شاید حتی بهترین هایمان به کناره گیری مبتلا میشویم، در آینده سر میرسند. خسته نشوید و هنوز بچرخید ای قلم های معترض، ای حنجره های خشمگین هنوز فریاد بکشید، حتی اگر آنان که خودشان را به کری زده اند، شمارا دیوانه یا جوان بخوانند.
آزاد نشدنِ #ندا_ناجی برای ما اعلام جنگیست تازه، تا زمانی که او آزاد شود. مراقبِ طوفان ها و موج هایمان باشید. نخواهیم گذاشت به همین کشکی کشکی که ندا را تا امروز نگه داشته اید و همه چیز را در پشت مخفیگاه هایتان قایم کرده اید از گوش های شنوا قایم بماند.
متن ارسالی به کمپین
- کمپین دفاع از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه
🔻بیدادگاهِ #ندا_ناجی برگزار شد اما قرار بازداشتِ او به وثیقه تغییر نکرد.
آدم با شنیدنِ این خبر میخواهد از شدتِ خشم تا اعماقش فرو رود. زبان آدم به هم میپیچد و حنجره ای که از فریادِ "نه به بی تفاوتی" زخمیست، از خستگی اش میخواهد تسلیم شود و کناره گیرد. اما یادمان نمیرود روز هایی را که فریاد میزدیم اسماعیل را پشتِ دیوار های فراموشی نگه ندارید، یادمان نمیرود آن اوجِ دوران های ناامیدی را که همه به ما میگفتند کارِتان بیهوده است، یا اگر هرچه بیشتر برای آزادیِ زندانیان مبارزه کنید قفسشان را تنگ تر خواهیم کرد. اما چه شد؟ چه شد آنگاه که با آنکه جان هایی از ما رفت اسرایمان موقتا آزاد شدند و نیرویی تازه گرفتیم. ما تاریخ را تا آنجا که توانستیم خوانده ایم و در صفحه تاریخِ خود قدم زده ایم. میدانیم آن روز هایی که خستگی آورند و آن دوران های ناامیدی که شاید حتی بهترین هایمان به کناره گیری مبتلا میشویم، در آینده سر میرسند. خسته نشوید و هنوز بچرخید ای قلم های معترض، ای حنجره های خشمگین هنوز فریاد بکشید، حتی اگر آنان که خودشان را به کری زده اند، شمارا دیوانه یا جوان بخوانند.
آزاد نشدنِ #ندا_ناجی برای ما اعلام جنگیست تازه، تا زمانی که او آزاد شود. مراقبِ طوفان ها و موج هایمان باشید. نخواهیم گذاشت به همین کشکی کشکی که ندا را تا امروز نگه داشته اید و همه چیز را در پشت مخفیگاه هایتان قایم کرده اید از گوش های شنوا قایم بماند.
متن ارسالی به کمپین
- کمپین دفاع از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه
زن و جامعه (زن کارگر)
💢واکنشها به خودسوزی یک دانشجو در #فرانسه؛ پردیس دانشگاه لیون۲ به اشغال معترضان درآمد در پی #خودسوزی_اعتراضی_یک_دانشجو در شهر لیون فرانسه که جمعه ۸ نوامبر روی داد، پردیس دانشگاه محل تحصیل او از بامداد چهارشنبه ۱۳ نوامبر به اشغال حدود ۶۰ دانشجوی معترض درآمد.…
انس (ANAS)، یک دانشجوی ۲۲ ساله ی فرانسوی، جمعه ۸ نوامبر در اعتراض به فقر و دشواری زندگی دانشجویی، در مقابل دفتری در شهر لیون.
نامه ی به جا مانده از این دانشجو :
« سلام،
امروز میخواهم دست به کاری غیرقابل جبران بزنم. تصادفی نیست که دفتر دانشجویی دانشگاه لیون را برای این منظور انتخاب کرده ام؛ من مکانی سیاسی چون وزارت آموزش عالی و تحقیقات و به تبع آن دولت را هدف گرفته ام.
امسال بورس تحصیلی ام قطع شده است ولی حتی زمانی که بورسیه داشتم،۴۵۰ یورو در ماه به من می دادند؛ آیا واقعا با این مبلغ میتوان زندگی کرد؟
من این شانس را داشتم که آدم هایی دوست داشتنی و نازنین در اطرافم داشته باشم، خانواده ام و سندیکایی که در آن عضو بودم. ولی آیا به راستی ما باید به زندگی ای از این دست که اکنون داریم، ادامه دهیم؟ و بعد از فارغ التحصیلی، چقدر باید کار کنیم که بتوانیم یک بازنشستگی درست و حسابی داشته باشیم؟ با این بیکاری وسیعی که فراگیر شده است آیا میتوانیم بیمه بازنشستگی مان را تضمین کنیم؟
امروز، من یکی از خواست فدراسیون سندیکایم را مطرح می کنم ؛ اینکه دستمزد دانشجویی ـــ و در واقع به طور کلی دستمزدی برای زنده ماندن ـــ در نظر گرفته شود تا زندگی ها چنین به هدر نرود.
باید هفته ای ۳۲ ساعت کار کنیم تا از شر عدم قطعیت و بی ثباتیِ بیکاری در امان بمانیم، همان بی ثباتی ای که همه ساله صدها نفر را به سمت وضعیتی که من درش قرار دارم سوق می دهد: جان دادن در سکوت مطلق.
بیایید علیه قدرت گرفتن فاشیسم مبارزه کنیم، که کارش این است که ما را از هم جدا کند ... و علیه لیبرالیسم که خواستگاه نابرابری هاست.
من ماکرون ، اورلاند ، سارکوزی و اتحادیه اروپا را مقصر و عامل مرگ خود میدانم چرا که آنها هستند که آینده همگان را با عدم قطعیت مواجه کرده اند. من همچنین ماری لوپن (از حزب راست افراطی) و سردبیران (رسانه ها) را بخاطر ایجاد فضای رعب و وحشت محکوم می کنم.
آرزوی آخر من هم این است که رفقای ام همچنان به مبارزه خود ادامه دهند تا روزی که همه اینها به سرآید.
زنده باد سوسیالیسم ، زنده باد خود ـ مدیریتی ، زنده باد بیمه اجتماعی.
و متاسفم برای این مصیبت. خداحافظ»
@zan_j
نامه ی به جا مانده از این دانشجو :
« سلام،
امروز میخواهم دست به کاری غیرقابل جبران بزنم. تصادفی نیست که دفتر دانشجویی دانشگاه لیون را برای این منظور انتخاب کرده ام؛ من مکانی سیاسی چون وزارت آموزش عالی و تحقیقات و به تبع آن دولت را هدف گرفته ام.
امسال بورس تحصیلی ام قطع شده است ولی حتی زمانی که بورسیه داشتم،۴۵۰ یورو در ماه به من می دادند؛ آیا واقعا با این مبلغ میتوان زندگی کرد؟
من این شانس را داشتم که آدم هایی دوست داشتنی و نازنین در اطرافم داشته باشم، خانواده ام و سندیکایی که در آن عضو بودم. ولی آیا به راستی ما باید به زندگی ای از این دست که اکنون داریم، ادامه دهیم؟ و بعد از فارغ التحصیلی، چقدر باید کار کنیم که بتوانیم یک بازنشستگی درست و حسابی داشته باشیم؟ با این بیکاری وسیعی که فراگیر شده است آیا میتوانیم بیمه بازنشستگی مان را تضمین کنیم؟
امروز، من یکی از خواست فدراسیون سندیکایم را مطرح می کنم ؛ اینکه دستمزد دانشجویی ـــ و در واقع به طور کلی دستمزدی برای زنده ماندن ـــ در نظر گرفته شود تا زندگی ها چنین به هدر نرود.
باید هفته ای ۳۲ ساعت کار کنیم تا از شر عدم قطعیت و بی ثباتیِ بیکاری در امان بمانیم، همان بی ثباتی ای که همه ساله صدها نفر را به سمت وضعیتی که من درش قرار دارم سوق می دهد: جان دادن در سکوت مطلق.
بیایید علیه قدرت گرفتن فاشیسم مبارزه کنیم، که کارش این است که ما را از هم جدا کند ... و علیه لیبرالیسم که خواستگاه نابرابری هاست.
من ماکرون ، اورلاند ، سارکوزی و اتحادیه اروپا را مقصر و عامل مرگ خود میدانم چرا که آنها هستند که آینده همگان را با عدم قطعیت مواجه کرده اند. من همچنین ماری لوپن (از حزب راست افراطی) و سردبیران (رسانه ها) را بخاطر ایجاد فضای رعب و وحشت محکوم می کنم.
آرزوی آخر من هم این است که رفقای ام همچنان به مبارزه خود ادامه دهند تا روزی که همه اینها به سرآید.
زنده باد سوسیالیسم ، زنده باد خود ـ مدیریتی ، زنده باد بیمه اجتماعی.
و متاسفم برای این مصیبت. خداحافظ»
@zan_j
#مون_لافرتیه، خواننده شیلیایی در یک حرکت اعتراضی، بر روی فرش قرمز مراسم #گرمی_لاتین، پستان های خود را برهنه کرد. روی بدنش نوشته بود:"در شیلی شکنجه و تجاوز می کنند." مردم شیلی یک ماه است که در اعتراض به گران شدن بلیت مترو، تظاهرات می کنند. خانم لافرتیه شب پنج شنبه، موفق شد جایزه گرمی لاتین بهترین البوم آلترناتیو سال ۲۰۱۹ را از آن خود کند.
@zan_j
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#بهبهان
تجمع شهروندان ساکن بهبهان در اعتراض به افزایش نرخ بنزین در کشور
امروز جمعه ۲۴ آبانماه ۱۳۹۸، گروهی از شهروندان ساکن شهرستان بهبهان در استان خوزستان در اعتراض به افزایش قیمت بنزین در کشور، در خیابانهای مختلف این شهر دست به تجمع اعتراضی زدند.
معترضان حاضر در این تجمع در حالی که بر روی زمین نشستهاند، شعارهایی ازجلمه "حقمونو میگیریم، ذلت نمیپذیریم" سرمیدهند.
#تجاوز_به_معیشت_زحمتکشان
@zan_j
تجمع شهروندان ساکن بهبهان در اعتراض به افزایش نرخ بنزین در کشور
امروز جمعه ۲۴ آبانماه ۱۳۹۸، گروهی از شهروندان ساکن شهرستان بهبهان در استان خوزستان در اعتراض به افزایش قیمت بنزین در کشور، در خیابانهای مختلف این شهر دست به تجمع اعتراضی زدند.
معترضان حاضر در این تجمع در حالی که بر روی زمین نشستهاند، شعارهایی ازجلمه "حقمونو میگیریم، ذلت نمیپذیریم" سرمیدهند.
#تجاوز_به_معیشت_زحمتکشان
@zan_j
🔴پست اینستاگرامی علی کریمی در رابطه با افزایش قیمت بنزین : این نشد که هر وقت کم میارید دست کنید تو جیب مردم!
نزن بر سر ناتوان دست زور
که روزی در افتی به پایش چو مور
@zan_j
نزن بر سر ناتوان دست زور
که روزی در افتی به پایش چو مور
@zan_j
زن و جامعه (زن کارگر)
#فیلم تریلر مستند ''متولد اوین'' فیلمی از مریم زارع @zan_j
متولد اوین؛ 'راست است مجبور بودی با چشم بند زایمان کنی؟'
فهیمه فرسایی
مستند "متولد اوین"، ساخته مریم زارع، بازیگر ایرانیتبار آلمانی، به معتبرترین جشنواره جهانی فیلم زنان در اروپا، فستیوال بینالمللی فیلم زنان سینماگر دورتموند/کلن که امسال سی و ششمین دوره خود را برگزار میکند راه یافته است.
"متولد اوین"، نخستین نمایش خود را در شصت و نهمین دوره فستیوال بینالمللی برلین (برلیناله) ۲۰۱۹ تجربه کرد و جایزه ویژه بخش "چشماندازهای فیلم آلمان" را نیز از آن خود ساخت.
مریم زارع در فیلم "متولد اوین" میکوشد به چند و چون تولد خود در سی و شش سال پیش در زندان اوین تهران پی ببرد. این مستند همزمان کاوشی است کنجکاویبرانگیز در جهان تاریک پیش از تولد سینماگر در زندان اوین در سالهای دهه شصت. در این سالها مادر مریم، نرگس، که باردار بوده به اتهام فعالیت گروه های مخالف علیه حکومت نوپای جمهوری اسلامی دستگیر میشود و پس از چند ماه اولین دختر خود را در زندان به دنیا میآورد.
این دختر که در دو سالگی به آلمان مهاجرت کرده و از رویارویی با واقعیتها، هرچند آزاردهنده و دردناک نمیهراسد، در همه صحنههای فیلم یا حضور دارد یا خارج از صحنه، رخدادهها را با لحنی طنزآلود شرح میدهد و تأویل میکند. از طریق همین صدای خارج از صحنه، تماشاگر با پرسش هستی شناسانه او که کیست و از کجا آمده آشنا میشود و درمییابد که مادرش به دلایلی ناروشن از دادن پاسخ روشن به او سرباز میزند.
از این رو برای مریم که تا آن هنگام جلسات بیشماری را با روانکاوان و روانشناسان بینتیجه پشت سر گذاشته، چارهای جز سفر به چهار گوشه جهان باقی نمیماند تا با دوستان و همبندان مادر، همچنین کنشگران سیاسیِ آن زمان و فعالان کنونی گفتوگو کند و خود پاسخی را که از او دریغ شده، بیابد.
مریم زارع که ابتدا در ۱۲ سالگی و بهطور تصادفی از تولد خود در زندان با خبر شده، تا پیش از ساختن فیلم از طرح این موضوع در خانواده واهمه داشته است. به گفته کارگردان "فقط ترس از پرسیدن نبود، این هم بود که وقتی آدم به واقعیت هولناک آنچه بر سر پدر و مادرش آمده، پی میبرد، آیا بعدا میتواند با این آگاهی زندگی کند."
یکی دیگر از دلایلی که زارع را از طرح سئوال در این باره بازمیداشته، "ترس از ناراحت کردن آنها در اثر یادآوری خاطرات تلخ" بوده است.
به گفته این بازیگر تئاتر و سینمای آلمان، "این برخورد تا زمانی که مسئله سرکوب نیاز دانستن حقیقت، در حیطه شخصی باقی بماند، میتواند شیوهای برای نادیدهگرفتن آگاهانه تجربههای عذابآور به منظور ادامه حیات، تلقی شود." ولی اگر ابعادی فراتر از آن به خود بگیرد و "بُعدی جمعی کسب کند، آن وقت به محدودهی مسئولیت سیاسی و اجتماعی وارد میشود."
سوال های بی پاسخ
بر اساس همین تفسیر، جستجوی شخصی مریم که کشش و انرژی احساسی فیلم از آن مایه میگیرد، در میانه راه ابعادی گستردهتر مییابد و به تلاش برای "شکستن سکوت نسلی که در زندان به دنیا آمده"، تبدیل میشود. به این ترتیب کاوشی که در دنیای درونی شخصیت فیلم با استفاده از نمادهای هستیبخش خاک و آب و هوا و آتش در مسیری عاطفی آغاز شده بود، به دنیای سطحی بیرون نقب میزند و به افشاگری در باره چگونگی اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی در روزهای اول انقلاب و رویدادهای سیاسی پس از آن میپردازد.
"راست است که مجبور بودی با چشمبند زایمان کنی و وقتی متولد شدم من را ندیدی؟ سوالی که مانند سوال های دیگر مریم پاسخی ندارد. تنها مادر/نرگس است که از ابتدا تا پایان فیلم بر موضع خود پا میفشارد و از شرح ماجراهایی که بر او و فرزندش گذشته، سرباز میزند.
او سرانجام با این استدلال که در زندگی روشن و موفق کنونی مریم و نرگس، جایی برای مرور بر گذشته تاریک و عذابآور آنها نیست، دختر را از ادامه جستجو که چندان موفقیتآمیز هم نبوده، برحذر میدارد.
صحنه ای که نرگس در آن بیاختیار به گریه میافتد، یکی از مؤثرترین نماهای فیلم است: او در این حال نه به عنوان مادر مریم و نه به عنوان مبارز مصمم پیشین سخن میگوید، بلکه به عنوان زنی که قادر و حاضر نیست زخمها و کبودیهای التیامنیافته روح خود را در برابر دوربین به تماشا بگذارد؛ جراحتها و کوفتگیهایی که در اثر شکنجههای دردناک همراه با تحقیر زندانبانان ابدی و ماندگار شده اند.
بهنظر میرسد مریم در جریان تهیه فیلم که ۴ سال بهطول انجامیده، بهخوبی توانسته است با واقعیتهای تلخ گذشته خود کنار بیایید. او در پایان فیلم به مادرش که همچنان سکوت خود را حفظ کرده، میگوید: "باشه. قبول. اوکی. برای من اوکیه"👇
@zan_j
فهیمه فرسایی
مستند "متولد اوین"، ساخته مریم زارع، بازیگر ایرانیتبار آلمانی، به معتبرترین جشنواره جهانی فیلم زنان در اروپا، فستیوال بینالمللی فیلم زنان سینماگر دورتموند/کلن که امسال سی و ششمین دوره خود را برگزار میکند راه یافته است.
"متولد اوین"، نخستین نمایش خود را در شصت و نهمین دوره فستیوال بینالمللی برلین (برلیناله) ۲۰۱۹ تجربه کرد و جایزه ویژه بخش "چشماندازهای فیلم آلمان" را نیز از آن خود ساخت.
مریم زارع در فیلم "متولد اوین" میکوشد به چند و چون تولد خود در سی و شش سال پیش در زندان اوین تهران پی ببرد. این مستند همزمان کاوشی است کنجکاویبرانگیز در جهان تاریک پیش از تولد سینماگر در زندان اوین در سالهای دهه شصت. در این سالها مادر مریم، نرگس، که باردار بوده به اتهام فعالیت گروه های مخالف علیه حکومت نوپای جمهوری اسلامی دستگیر میشود و پس از چند ماه اولین دختر خود را در زندان به دنیا میآورد.
این دختر که در دو سالگی به آلمان مهاجرت کرده و از رویارویی با واقعیتها، هرچند آزاردهنده و دردناک نمیهراسد، در همه صحنههای فیلم یا حضور دارد یا خارج از صحنه، رخدادهها را با لحنی طنزآلود شرح میدهد و تأویل میکند. از طریق همین صدای خارج از صحنه، تماشاگر با پرسش هستی شناسانه او که کیست و از کجا آمده آشنا میشود و درمییابد که مادرش به دلایلی ناروشن از دادن پاسخ روشن به او سرباز میزند.
از این رو برای مریم که تا آن هنگام جلسات بیشماری را با روانکاوان و روانشناسان بینتیجه پشت سر گذاشته، چارهای جز سفر به چهار گوشه جهان باقی نمیماند تا با دوستان و همبندان مادر، همچنین کنشگران سیاسیِ آن زمان و فعالان کنونی گفتوگو کند و خود پاسخی را که از او دریغ شده، بیابد.
مریم زارع که ابتدا در ۱۲ سالگی و بهطور تصادفی از تولد خود در زندان با خبر شده، تا پیش از ساختن فیلم از طرح این موضوع در خانواده واهمه داشته است. به گفته کارگردان "فقط ترس از پرسیدن نبود، این هم بود که وقتی آدم به واقعیت هولناک آنچه بر سر پدر و مادرش آمده، پی میبرد، آیا بعدا میتواند با این آگاهی زندگی کند."
یکی دیگر از دلایلی که زارع را از طرح سئوال در این باره بازمیداشته، "ترس از ناراحت کردن آنها در اثر یادآوری خاطرات تلخ" بوده است.
به گفته این بازیگر تئاتر و سینمای آلمان، "این برخورد تا زمانی که مسئله سرکوب نیاز دانستن حقیقت، در حیطه شخصی باقی بماند، میتواند شیوهای برای نادیدهگرفتن آگاهانه تجربههای عذابآور به منظور ادامه حیات، تلقی شود." ولی اگر ابعادی فراتر از آن به خود بگیرد و "بُعدی جمعی کسب کند، آن وقت به محدودهی مسئولیت سیاسی و اجتماعی وارد میشود."
سوال های بی پاسخ
بر اساس همین تفسیر، جستجوی شخصی مریم که کشش و انرژی احساسی فیلم از آن مایه میگیرد، در میانه راه ابعادی گستردهتر مییابد و به تلاش برای "شکستن سکوت نسلی که در زندان به دنیا آمده"، تبدیل میشود. به این ترتیب کاوشی که در دنیای درونی شخصیت فیلم با استفاده از نمادهای هستیبخش خاک و آب و هوا و آتش در مسیری عاطفی آغاز شده بود، به دنیای سطحی بیرون نقب میزند و به افشاگری در باره چگونگی اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی در روزهای اول انقلاب و رویدادهای سیاسی پس از آن میپردازد.
"راست است که مجبور بودی با چشمبند زایمان کنی و وقتی متولد شدم من را ندیدی؟ سوالی که مانند سوال های دیگر مریم پاسخی ندارد. تنها مادر/نرگس است که از ابتدا تا پایان فیلم بر موضع خود پا میفشارد و از شرح ماجراهایی که بر او و فرزندش گذشته، سرباز میزند.
او سرانجام با این استدلال که در زندگی روشن و موفق کنونی مریم و نرگس، جایی برای مرور بر گذشته تاریک و عذابآور آنها نیست، دختر را از ادامه جستجو که چندان موفقیتآمیز هم نبوده، برحذر میدارد.
صحنه ای که نرگس در آن بیاختیار به گریه میافتد، یکی از مؤثرترین نماهای فیلم است: او در این حال نه به عنوان مادر مریم و نه به عنوان مبارز مصمم پیشین سخن میگوید، بلکه به عنوان زنی که قادر و حاضر نیست زخمها و کبودیهای التیامنیافته روح خود را در برابر دوربین به تماشا بگذارد؛ جراحتها و کوفتگیهایی که در اثر شکنجههای دردناک همراه با تحقیر زندانبانان ابدی و ماندگار شده اند.
بهنظر میرسد مریم در جریان تهیه فیلم که ۴ سال بهطول انجامیده، بهخوبی توانسته است با واقعیتهای تلخ گذشته خود کنار بیایید. او در پایان فیلم به مادرش که همچنان سکوت خود را حفظ کرده، میگوید: "باشه. قبول. اوکی. برای من اوکیه"👇
@zan_j
خانم زارع به این سئوال که آیا رسیدن به مرحله رضایت، هدف تهیه این فیلم بوده یا "اوکی بودنش" تنها تاثیر جانبی آن است، پاسخ میدهد: "در این فیلم به عنوان کارگردان برایم مهم بود احساسات فردی را القا کنم که در بحبوحه نبردی خانوادگی و اجتماعی خودش را نشان میدهد و با آنچه که تمام مدت آگاهانه تلاش کرده از حیطه خودآگاهش دور کند، روبرو میشود. جستجوی شخصی من در فیلم، کمکم کرد نشان بدهم که وقتی آدم با پستی و جنایت روبرو میشود، چه بهای گزافی باید بپردازد. شاید بعد حتی موفق شود با خوشبینی به زندگی خود ادامه دهد."
"متولد اوین"، مستندی است که زبان زنان قربانیان نسل اول را از توصیف ابعاد آنها قاصر کرده و نسل دومیها در تلاش یافتن پاسخی، همچنان باید چهار گوشه جهان بیرون و درون خود را طی طریق کنند.
فستیوال بینالمللی فیلم زنان سینماگر دورتموند/کلن از ۹ تا ۱۴ آوریل برگزار میشود. "متولد اوین" در آخرین روز این جشنواره در دورتموند به نمایش در می آید.
@zan_j
"متولد اوین"، مستندی است که زبان زنان قربانیان نسل اول را از توصیف ابعاد آنها قاصر کرده و نسل دومیها در تلاش یافتن پاسخی، همچنان باید چهار گوشه جهان بیرون و درون خود را طی طریق کنند.
فستیوال بینالمللی فیلم زنان سینماگر دورتموند/کلن از ۹ تا ۱۴ آوریل برگزار میشود. "متولد اوین" در آخرین روز این جشنواره در دورتموند به نمایش در می آید.
@zan_j