4_5915608540117992275.pdf
666.2 KB
#مبارزات_زنان_کارگر
" زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری "
نوشتهی اُدری وایـز
تـرجمهی ک. دیــلمانی
متن pdf
#زنان_کارگر
#جنبش_کارگری_انگلستان
@zan_j
" زنان کارگر و مبارزه برای نظارت شورائی کارگری "
نوشتهی اُدری وایـز
تـرجمهی ک. دیــلمانی
متن pdf
#زنان_کارگر
#جنبش_کارگری_انگلستان
@zan_j
Forwarded from سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
اعتصاب درهفت تپه
#نان_کار_آزادی_
#شادی_رفاه_آبادی
امروز پنج شنبه تمامی بخشهای کشت وصنعت نیشکر هفت تپه در اعتراض به واگذاری شرکت به بخش خصوصی که باعث عدم امنیت شغلی کارگران شده است وهمچنین تمدید وتجدید نشدن به موقع دفترچهای درمانی کارگران، پرداخت نشدن بیش از دو ماه دستمزد و بازگشت به کار همکاران اخراجی وپایان دادن به پرونده سازیها دست به آعتراض زدند
۲۳/ ٨ /۹۸
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
#نان_کار_آزادی_
#شادی_رفاه_آبادی
امروز پنج شنبه تمامی بخشهای کشت وصنعت نیشکر هفت تپه در اعتراض به واگذاری شرکت به بخش خصوصی که باعث عدم امنیت شغلی کارگران شده است وهمچنین تمدید وتجدید نشدن به موقع دفترچهای درمانی کارگران، پرداخت نشدن بیش از دو ماه دستمزد و بازگشت به کار همکاران اخراجی وپایان دادن به پرونده سازیها دست به آعتراض زدند
۲۳/ ٨ /۹۸
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو؛ کار کودکان افغانستان در کارگاه آجرسازی
کامران، کودک ۱۰ ساله افغان هر روز پیش از طلوع آفتاب به کارگاه آجرسازی می رود.
تحصیل برای این کودک افغان همچون بسیاری از هم سن و سال های او در افغانستان امری تجملاتی محسوب می شود.
بنا به گزارش سازمان ملل که سال گذشته منتشر شد بیش از دو میلیون کودک شش تا ۱۴ ساله افغان کارگری می کنند.
#تحصیل_رایگان_حق__طبیعی_کودکان
@zan_j
کامران، کودک ۱۰ ساله افغان هر روز پیش از طلوع آفتاب به کارگاه آجرسازی می رود.
تحصیل برای این کودک افغان همچون بسیاری از هم سن و سال های او در افغانستان امری تجملاتی محسوب می شود.
بنا به گزارش سازمان ملل که سال گذشته منتشر شد بیش از دو میلیون کودک شش تا ۱۴ ساله افغان کارگری می کنند.
#تحصیل_رایگان_حق__طبیعی_کودکان
@zan_j
#مبارزه_زنان
روزنامهنگاری که «دیوانهخانه» را برانداخت
تا پیش از آمارگیری جمعیتی سال ۱۸۸۰، دولتهای پیشین ایالات متحدهی آمریکا در آمارگیری دو شاخه برای تعریف شهروندان مبتلا به بیماری سلامت روان تعریف کرده بودند: «احمقها» و «روانیها». در آمارگیری سال ۱۸۸۰ این دو شاخه به ۷ گروه تازه تقسیم شد:«شیدایی، مالیخولیا، مونومانیا، زوال عقل (آلزایمر)، صرع و جنون ناشی از مصرف الکل». دولت وقت آمریکا گمان میکرد این تقسیمبندی، خیلی دقیق و بهروز است. تا آن زمان و حتا تا سالها بعد کماکان اکثر پزشکان چه در آمریکا و چه در سایر کشورها کماکان به چیزی به اسم «دیوانگی» باور داشتند که یک نسخهی کلی و مناسب برای هر کسی است که رفتارش مو به مو عین باورها و چارچوب تحمیلی جامعه نیست.
تقریبا هر چیزی میتوانست باعث بشود که به هرکس برچسبی بچسبانند که به یکی از این بیماریها مبتلا است و بعد او را با خشونت و زور به یکی از «دیوانهخانههای» وحشتناک پر از شکنجه و کثیفی و خشونت ببرند و گاه تا سالها حبس کنند. بررسی اسناد باقیمانده از بیمارستانهای آن دوران در آمریکا نشان میدهد هزاران نفر به دلایلی برچسب خورده و بستری شده بودند که برق از کلهی آدمی میپرد: مشکلات مالی و ورشکستگی، مشکلات گوارشی و ناتوانی در بلعیدن غذا، غم و اندوه طولانی بعد از مرگ دوست، اشتیاق مذهبی بسیار، ناتوانی از وقتگذرانی طولانی زیر آفتاب، مستی در جمع، مصرف زیاد توباکو، خودارضایی، ضربه به سر به دلیل از اسب افتادن به وقت سواری، فحش دادن به بالادستیها، عادت ماهانه نشدن بهرغم اینکه زن باردار نبود و….حتا بعضی به دلیل اینکه شکلات با طعم نعنا خورده بودند، «دیوانه» تشخیص داده شده و به زور بستری شدند، چرا که آدم «عاقل» ترکیب نعنا و شکلات را باهم نباید دوست داشته باشد!
در این میان وضعیت زنان از هر طبقهی اجتماعی بهمراتب بدتر از مردان بود. این مردان خانواده (پدر، شوهر، برادر، عمو و قیم مرد) بودند که مسئول همهچیز زندگی زن و از جمله وضعیت سلامت روان او بودند و کافی بود اراده کنند از «شر» زن «مزاحم» خلاص شوند. کافی بود ۲ پزشک صدا کنند (پزشکانی که اغلب دوست و رفیق و همپیالهی میگساری خودشان بودند) و به آنها پولی بدهند تا برای زن، تشخیص «جنون و دیوانگی» دهند تا مرد به راحتی زن را روانهی یکی از این آسایشگاهها کند و از شر او خلاص شود. در کنار اینها دروغی به اسم «هیستریای زنانه» نیز با تمام قدرت در جریان بود تا زنان بیشتری را اسیر و بیچاره کند. برای بسیاری از زنان مبارز حق رای در بریتانیا و آمریکا «هیستریای زنانه» تشخیص داده میشد و آنها با بدترین شکنجهها و تحقیرها به اسم «درمان» مواجه میشدند.
حتا چارلز دیکنز، نویسندهی معروف انگلیسی که برای خودش بهعنوان «نویسندهی به حاشیهراندگان ومحرومان» شهرت بهم زده، وقتی فیلاش یاد هندوستان کرد و عاشق زن دیگری شد، دنبال این افتاد که ۲ پزشک پیدا کند که گواهی کنند همسر او دیوانه و هیستریک است تا بتواند او را روانهی دیوانهخانه کند و برود دنبال عشق و عاشقیاش! هرچند که خوشبختانه موفق نشد ۲ پزشک پیدا کند که حاضر باشند چنین دروغی دربارهی زن او بگویند. این در حالی است که چارلز دیکنز پیش از این در سال ۱۸۴۲ خود از یکی از این آسایشگاهها بازدید کرده بود و در یادداشتهای خود نوشته بود که چه جای ترسناک، تاریک و نمور، خفقانآوری است و بعد میخواست با دست خود و به خاطر هوسرانی خود، زناش را روانهی اینجا کند!
در چنین وضعیت ترسناکی بود که نلی بلای، نخواست ساکت بماند و دست به یکی از شجاعانهترین فعالیتهای ژورنالیستی تاریخ زد. نلی بلای که نام اصلی او الیزابت جین کوکران بود. زن جوانی که از اینکه قصهی زندگی زنان را مردان تخیل، روایت و به آنها تحمیل کنند، خسته بود. نلی بلای اولینبار (در سال ۱۸۸۰) وقتی یادداشتی را در روزنامه خواند که طبق معمول مردی بالای منبر رفته بود و از «وظایف زنان» و «زنان به درد چه کاری به جز زاییدن میخورند» نوشته بود، دست به قلم برد و یادداشتی برای روزنامه نوشت و جواب این خزعبلات را داد. سردبیر روزنامه آنقدر از نوشتهی قوی و مستدل او خوشش آمد که به او پیشنهاد کار داد و چند ماه بعد او را تماموقت استخدام کرد. در آن زمان زنها برای برای کار در روزنامه باید نام مستعار استفاده میکردند. خود سردبیر اسم مستعار «نلی بلای» را پیشنهاد کرد.
🖍فرناز سیفی
ادامه مطلب در لینک زیر:
https://telegra.ph/نلی-بلای-11-14
@zan_j
روزنامهنگاری که «دیوانهخانه» را برانداخت
تا پیش از آمارگیری جمعیتی سال ۱۸۸۰، دولتهای پیشین ایالات متحدهی آمریکا در آمارگیری دو شاخه برای تعریف شهروندان مبتلا به بیماری سلامت روان تعریف کرده بودند: «احمقها» و «روانیها». در آمارگیری سال ۱۸۸۰ این دو شاخه به ۷ گروه تازه تقسیم شد:«شیدایی، مالیخولیا، مونومانیا، زوال عقل (آلزایمر)، صرع و جنون ناشی از مصرف الکل». دولت وقت آمریکا گمان میکرد این تقسیمبندی، خیلی دقیق و بهروز است. تا آن زمان و حتا تا سالها بعد کماکان اکثر پزشکان چه در آمریکا و چه در سایر کشورها کماکان به چیزی به اسم «دیوانگی» باور داشتند که یک نسخهی کلی و مناسب برای هر کسی است که رفتارش مو به مو عین باورها و چارچوب تحمیلی جامعه نیست.
تقریبا هر چیزی میتوانست باعث بشود که به هرکس برچسبی بچسبانند که به یکی از این بیماریها مبتلا است و بعد او را با خشونت و زور به یکی از «دیوانهخانههای» وحشتناک پر از شکنجه و کثیفی و خشونت ببرند و گاه تا سالها حبس کنند. بررسی اسناد باقیمانده از بیمارستانهای آن دوران در آمریکا نشان میدهد هزاران نفر به دلایلی برچسب خورده و بستری شده بودند که برق از کلهی آدمی میپرد: مشکلات مالی و ورشکستگی، مشکلات گوارشی و ناتوانی در بلعیدن غذا، غم و اندوه طولانی بعد از مرگ دوست، اشتیاق مذهبی بسیار، ناتوانی از وقتگذرانی طولانی زیر آفتاب، مستی در جمع، مصرف زیاد توباکو، خودارضایی، ضربه به سر به دلیل از اسب افتادن به وقت سواری، فحش دادن به بالادستیها، عادت ماهانه نشدن بهرغم اینکه زن باردار نبود و….حتا بعضی به دلیل اینکه شکلات با طعم نعنا خورده بودند، «دیوانه» تشخیص داده شده و به زور بستری شدند، چرا که آدم «عاقل» ترکیب نعنا و شکلات را باهم نباید دوست داشته باشد!
در این میان وضعیت زنان از هر طبقهی اجتماعی بهمراتب بدتر از مردان بود. این مردان خانواده (پدر، شوهر، برادر، عمو و قیم مرد) بودند که مسئول همهچیز زندگی زن و از جمله وضعیت سلامت روان او بودند و کافی بود اراده کنند از «شر» زن «مزاحم» خلاص شوند. کافی بود ۲ پزشک صدا کنند (پزشکانی که اغلب دوست و رفیق و همپیالهی میگساری خودشان بودند) و به آنها پولی بدهند تا برای زن، تشخیص «جنون و دیوانگی» دهند تا مرد به راحتی زن را روانهی یکی از این آسایشگاهها کند و از شر او خلاص شود. در کنار اینها دروغی به اسم «هیستریای زنانه» نیز با تمام قدرت در جریان بود تا زنان بیشتری را اسیر و بیچاره کند. برای بسیاری از زنان مبارز حق رای در بریتانیا و آمریکا «هیستریای زنانه» تشخیص داده میشد و آنها با بدترین شکنجهها و تحقیرها به اسم «درمان» مواجه میشدند.
حتا چارلز دیکنز، نویسندهی معروف انگلیسی که برای خودش بهعنوان «نویسندهی به حاشیهراندگان ومحرومان» شهرت بهم زده، وقتی فیلاش یاد هندوستان کرد و عاشق زن دیگری شد، دنبال این افتاد که ۲ پزشک پیدا کند که گواهی کنند همسر او دیوانه و هیستریک است تا بتواند او را روانهی دیوانهخانه کند و برود دنبال عشق و عاشقیاش! هرچند که خوشبختانه موفق نشد ۲ پزشک پیدا کند که حاضر باشند چنین دروغی دربارهی زن او بگویند. این در حالی است که چارلز دیکنز پیش از این در سال ۱۸۴۲ خود از یکی از این آسایشگاهها بازدید کرده بود و در یادداشتهای خود نوشته بود که چه جای ترسناک، تاریک و نمور، خفقانآوری است و بعد میخواست با دست خود و به خاطر هوسرانی خود، زناش را روانهی اینجا کند!
در چنین وضعیت ترسناکی بود که نلی بلای، نخواست ساکت بماند و دست به یکی از شجاعانهترین فعالیتهای ژورنالیستی تاریخ زد. نلی بلای که نام اصلی او الیزابت جین کوکران بود. زن جوانی که از اینکه قصهی زندگی زنان را مردان تخیل، روایت و به آنها تحمیل کنند، خسته بود. نلی بلای اولینبار (در سال ۱۸۸۰) وقتی یادداشتی را در روزنامه خواند که طبق معمول مردی بالای منبر رفته بود و از «وظایف زنان» و «زنان به درد چه کاری به جز زاییدن میخورند» نوشته بود، دست به قلم برد و یادداشتی برای روزنامه نوشت و جواب این خزعبلات را داد. سردبیر روزنامه آنقدر از نوشتهی قوی و مستدل او خوشش آمد که به او پیشنهاد کار داد و چند ماه بعد او را تماموقت استخدام کرد. در آن زمان زنها برای برای کار در روزنامه باید نام مستعار استفاده میکردند. خود سردبیر اسم مستعار «نلی بلای» را پیشنهاد کرد.
🖍فرناز سیفی
ادامه مطلب در لینک زیر:
https://telegra.ph/نلی-بلای-11-14
@zan_j
Telegraph
روزنامهنگاری که «دیوانهخانه» را برانداخت
تا پیش از آمارگیری جمعیتی سال ۱۸۸۰، دولتهای پیشین ایالات متحدهی آمریکا در آمارگیری دو شاخه برای تعریف شهروندان مبتلا به بیماری سلامت روان تعریف کرده بودند: «احمقها» و «روانیها». در آمارگیری سال ۱۸۸۰ این دو شاخه به ۷ گروه تازه تقسیم شد:«شیدایی، مالیخولیا،…
Forwarded from زن و جامعه (زن کارگر)
سلام!
"انسان بودن؛ یعنی در صورت لزوم، افکندن تمامی زندگی بر دستهای سرنوشت... و در عین حال به وجد آمدن از هر روز آفتابی؛ و با هر ابر زیبا..."
(رُزا لوگزامبورگ)
@zan_j
"انسان بودن؛ یعنی در صورت لزوم، افکندن تمامی زندگی بر دستهای سرنوشت... و در عین حال به وجد آمدن از هر روز آفتابی؛ و با هر ابر زیبا..."
(رُزا لوگزامبورگ)
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید باور نکنید اما واقعی است!!
🔹به مناسبت روز کتابخوانی و توسط وزیر فرهنگ و ارشاد از کاظم قلمچی در یزد تقدیر شد.
🔹 مهم نیست که بزرگترین تجارت کاذب ضدآموزشی را راه انداخته ای،
ثروتت از فروش استرس و پریشانی دانش آموزان و خانواده هاست و از عوامل رکود کتابخوانی هستی!
🔹کافی است چند تا کتابخانه بسازی، یک سری کتاب اهدا کنی و بگویی وقف عامی که هم یارانه کاغذ بگیری، هم مالیات ندهی و هم وزیر فرهنگ و ارشاد از تو تقدیر کند..
🔹این وضعیت ماست.
این موسسات مافیایی کنکور حتی به «شورای عالی انقلاب فرهنگی»، عالی ترین مقام سیاستگذاری آموزش و فرهنگ کشور دعوت می شوند و از آنها برای تغییر کنکور نظرسنجی و مشورت دریافت می کنند...
#نه_به_پولی_شدن_آموزش
@kasenfi
@zan_j
🔹به مناسبت روز کتابخوانی و توسط وزیر فرهنگ و ارشاد از کاظم قلمچی در یزد تقدیر شد.
🔹 مهم نیست که بزرگترین تجارت کاذب ضدآموزشی را راه انداخته ای،
ثروتت از فروش استرس و پریشانی دانش آموزان و خانواده هاست و از عوامل رکود کتابخوانی هستی!
🔹کافی است چند تا کتابخانه بسازی، یک سری کتاب اهدا کنی و بگویی وقف عامی که هم یارانه کاغذ بگیری، هم مالیات ندهی و هم وزیر فرهنگ و ارشاد از تو تقدیر کند..
🔹این وضعیت ماست.
این موسسات مافیایی کنکور حتی به «شورای عالی انقلاب فرهنگی»، عالی ترین مقام سیاستگذاری آموزش و فرهنگ کشور دعوت می شوند و از آنها برای تغییر کنکور نظرسنجی و مشورت دریافت می کنند...
#نه_به_پولی_شدن_آموزش
@kasenfi
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻بنزین گران شد
▪️ شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ايران در اطلاعيهای اعلام کرد:
▪️براساس مصوبه شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا از ساعت صفر بامداد امروز (۲۴ آبان) سهميه بندی بنزين برای همه وسايل نقليه بنزين سوز به شرح زير است:
▪️قيمت بنزين معمولی سهميهای هر ليتر 1500 تومان
▪️قيمت بنزين معمولی غير سهميهای هر ليتر 3000 تومان
▪️قيمت بنزين سوپر هر ليتر 3500 تومان
▪️ سه برابر شدن قیمت بنزین معنایی حز تحمیل فقر و فلاکت بیشتر به اقشار فرودست جامعه ندارد.
#تعرض_به_معیشت_کارگران
@zan_j
▪️ شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ايران در اطلاعيهای اعلام کرد:
▪️براساس مصوبه شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا از ساعت صفر بامداد امروز (۲۴ آبان) سهميه بندی بنزين برای همه وسايل نقليه بنزين سوز به شرح زير است:
▪️قيمت بنزين معمولی سهميهای هر ليتر 1500 تومان
▪️قيمت بنزين معمولی غير سهميهای هر ليتر 3000 تومان
▪️قيمت بنزين سوپر هر ليتر 3500 تومان
▪️ سه برابر شدن قیمت بنزین معنایی حز تحمیل فقر و فلاکت بیشتر به اقشار فرودست جامعه ندارد.
#تعرض_به_معیشت_کارگران
@zan_j
🔻مصر: کارزار علیه سهم نابرابر زنان در ارث
هدی نصرالله، مسیحی قبطی است و از زمان مرگ پدرش در سال گذشته، در برابر سه قاضی مختلف ایستاده تا سهم مساوی از اموال به جا مانده از پدرشان را در کنار دو برادرش بخواهد. با این حال دادگاهها دو بار علیه او حکم صادر كردهاند. دادگاههای مصر براساس قوانین وراثت اسلامی به نفع ورثه مرد رای میدهتد. انتظار میرود حکم نهایی اواخر همین ماه صادر شود. او پرونده خود را پیرامون آموزههای مسیحی تشکیل داده كه در آنها وراث، صرف نظر از جنسیتشان، سهم برابر دارند.
⚡️هند احمد ذکی، استادیار علوم سیاسی دانشگاه کانکتیکات مسئله ارث فراتر از احکام شرعی و مربوط به ماهیت جامعه و سیستم قضایی مغرضانه مصر میداند و معتقد است که دولت نگران است اگر به زنان مسیحی حقوق مالکیت و ارث مساوی اعطا کند، زنان مسلمان نیز به زودی همین خواسته را مطرح کنند.
@zan_j
هدی نصرالله، مسیحی قبطی است و از زمان مرگ پدرش در سال گذشته، در برابر سه قاضی مختلف ایستاده تا سهم مساوی از اموال به جا مانده از پدرشان را در کنار دو برادرش بخواهد. با این حال دادگاهها دو بار علیه او حکم صادر كردهاند. دادگاههای مصر براساس قوانین وراثت اسلامی به نفع ورثه مرد رای میدهتد. انتظار میرود حکم نهایی اواخر همین ماه صادر شود. او پرونده خود را پیرامون آموزههای مسیحی تشکیل داده كه در آنها وراث، صرف نظر از جنسیتشان، سهم برابر دارند.
⚡️هند احمد ذکی، استادیار علوم سیاسی دانشگاه کانکتیکات مسئله ارث فراتر از احکام شرعی و مربوط به ماهیت جامعه و سیستم قضایی مغرضانه مصر میداند و معتقد است که دولت نگران است اگر به زنان مسیحی حقوق مالکیت و ارث مساوی اعطا کند، زنان مسلمان نیز به زودی همین خواسته را مطرح کنند.
@zan_j
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حیدر آباد_کرج
صدای اعتراض این زن به گران شدن بنزین
گران شدن بنزین موجب فقیر تر شدن کارگران و زحمتکشان جامعه است.
#تورم_گرانی
@zan_j
صدای اعتراض این زن به گران شدن بنزین
گران شدن بنزین موجب فقیر تر شدن کارگران و زحمتکشان جامعه است.
#تورم_گرانی
@zan_j
همراهان گرامی!
این شعر زیباست اما از نیما یوشیج نیست
فکر را پَر بدهید
و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
فکر باید بپرد
برسد تا سر کوه تردید
و ببیند که میان افق باورها
کفر و ایمان چه به هم نزدیکند
"فکر اگر پَر بکشد"
جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگ
سینه ها دشت محبت گردد
دستها مزرع گلهای قشنگ
"فکر اگر پر بکشد"
هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
همه پاکیم و رها...
زن و جامعه
@zan_j
این شعر زیباست اما از نیما یوشیج نیست
فکر را پَر بدهید
و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
فکر باید بپرد
برسد تا سر کوه تردید
و ببیند که میان افق باورها
کفر و ایمان چه به هم نزدیکند
"فکر اگر پَر بکشد"
جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگ
سینه ها دشت محبت گردد
دستها مزرع گلهای قشنگ
"فکر اگر پر بکشد"
هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
همه پاکیم و رها...
زن و جامعه
@zan_j
https://t.me/zan_j/12029
🔻بیدادگاهِ #ندا_ناجی برگزار شد اما قرار بازداشتِ او به وثیقه تغییر نکرد.
آدم با شنیدنِ این خبر میخواهد از شدتِ خشم تا اعماقش فرو رود. زبان آدم به هم میپیچد و حنجره ای که از فریادِ "نه به بی تفاوتی" زخمیست، از خستگی اش میخواهد تسلیم شود و کناره گیرد. اما یادمان نمیرود روز هایی را که فریاد میزدیم اسماعیل را پشتِ دیوار های فراموشی نگه ندارید، یادمان نمیرود آن اوجِ دوران های ناامیدی را که همه به ما میگفتند کارِتان بیهوده است، یا اگر هرچه بیشتر برای آزادیِ زندانیان مبارزه کنید قفسشان را تنگ تر خواهیم کرد. اما چه شد؟ چه شد آنگاه که با آنکه جان هایی از ما رفت اسرایمان موقتا آزاد شدند و نیرویی تازه گرفتیم. ما تاریخ را تا آنجا که توانستیم خوانده ایم و در صفحه تاریخِ خود قدم زده ایم. میدانیم آن روز هایی که خستگی آورند و آن دوران های ناامیدی که شاید حتی بهترین هایمان به کناره گیری مبتلا میشویم، در آینده سر میرسند. خسته نشوید و هنوز بچرخید ای قلم های معترض، ای حنجره های خشمگین هنوز فریاد بکشید، حتی اگر آنان که خودشان را به کری زده اند، شمارا دیوانه یا جوان بخوانند.
آزاد نشدنِ #ندا_ناجی برای ما اعلام جنگیست تازه، تا زمانی که او آزاد شود. مراقبِ طوفان ها و موج هایمان باشید. نخواهیم گذاشت به همین کشکی کشکی که ندا را تا امروز نگه داشته اید و همه چیز را در پشت مخفیگاه هایتان قایم کرده اید از گوش های شنوا قایم بماند.
متن ارسالی به کمپین
- کمپین دفاع از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه
🔻بیدادگاهِ #ندا_ناجی برگزار شد اما قرار بازداشتِ او به وثیقه تغییر نکرد.
آدم با شنیدنِ این خبر میخواهد از شدتِ خشم تا اعماقش فرو رود. زبان آدم به هم میپیچد و حنجره ای که از فریادِ "نه به بی تفاوتی" زخمیست، از خستگی اش میخواهد تسلیم شود و کناره گیرد. اما یادمان نمیرود روز هایی را که فریاد میزدیم اسماعیل را پشتِ دیوار های فراموشی نگه ندارید، یادمان نمیرود آن اوجِ دوران های ناامیدی را که همه به ما میگفتند کارِتان بیهوده است، یا اگر هرچه بیشتر برای آزادیِ زندانیان مبارزه کنید قفسشان را تنگ تر خواهیم کرد. اما چه شد؟ چه شد آنگاه که با آنکه جان هایی از ما رفت اسرایمان موقتا آزاد شدند و نیرویی تازه گرفتیم. ما تاریخ را تا آنجا که توانستیم خوانده ایم و در صفحه تاریخِ خود قدم زده ایم. میدانیم آن روز هایی که خستگی آورند و آن دوران های ناامیدی که شاید حتی بهترین هایمان به کناره گیری مبتلا میشویم، در آینده سر میرسند. خسته نشوید و هنوز بچرخید ای قلم های معترض، ای حنجره های خشمگین هنوز فریاد بکشید، حتی اگر آنان که خودشان را به کری زده اند، شمارا دیوانه یا جوان بخوانند.
آزاد نشدنِ #ندا_ناجی برای ما اعلام جنگیست تازه، تا زمانی که او آزاد شود. مراقبِ طوفان ها و موج هایمان باشید. نخواهیم گذاشت به همین کشکی کشکی که ندا را تا امروز نگه داشته اید و همه چیز را در پشت مخفیگاه هایتان قایم کرده اید از گوش های شنوا قایم بماند.
متن ارسالی به کمپین
- کمپین دفاع از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه
زن و جامعه (زن کارگر)
💢واکنشها به خودسوزی یک دانشجو در #فرانسه؛ پردیس دانشگاه لیون۲ به اشغال معترضان درآمد در پی #خودسوزی_اعتراضی_یک_دانشجو در شهر لیون فرانسه که جمعه ۸ نوامبر روی داد، پردیس دانشگاه محل تحصیل او از بامداد چهارشنبه ۱۳ نوامبر به اشغال حدود ۶۰ دانشجوی معترض درآمد.…
انس (ANAS)، یک دانشجوی ۲۲ ساله ی فرانسوی، جمعه ۸ نوامبر در اعتراض به فقر و دشواری زندگی دانشجویی، در مقابل دفتری در شهر لیون.
نامه ی به جا مانده از این دانشجو :
« سلام،
امروز میخواهم دست به کاری غیرقابل جبران بزنم. تصادفی نیست که دفتر دانشجویی دانشگاه لیون را برای این منظور انتخاب کرده ام؛ من مکانی سیاسی چون وزارت آموزش عالی و تحقیقات و به تبع آن دولت را هدف گرفته ام.
امسال بورس تحصیلی ام قطع شده است ولی حتی زمانی که بورسیه داشتم،۴۵۰ یورو در ماه به من می دادند؛ آیا واقعا با این مبلغ میتوان زندگی کرد؟
من این شانس را داشتم که آدم هایی دوست داشتنی و نازنین در اطرافم داشته باشم، خانواده ام و سندیکایی که در آن عضو بودم. ولی آیا به راستی ما باید به زندگی ای از این دست که اکنون داریم، ادامه دهیم؟ و بعد از فارغ التحصیلی، چقدر باید کار کنیم که بتوانیم یک بازنشستگی درست و حسابی داشته باشیم؟ با این بیکاری وسیعی که فراگیر شده است آیا میتوانیم بیمه بازنشستگی مان را تضمین کنیم؟
امروز، من یکی از خواست فدراسیون سندیکایم را مطرح می کنم ؛ اینکه دستمزد دانشجویی ـــ و در واقع به طور کلی دستمزدی برای زنده ماندن ـــ در نظر گرفته شود تا زندگی ها چنین به هدر نرود.
باید هفته ای ۳۲ ساعت کار کنیم تا از شر عدم قطعیت و بی ثباتیِ بیکاری در امان بمانیم، همان بی ثباتی ای که همه ساله صدها نفر را به سمت وضعیتی که من درش قرار دارم سوق می دهد: جان دادن در سکوت مطلق.
بیایید علیه قدرت گرفتن فاشیسم مبارزه کنیم، که کارش این است که ما را از هم جدا کند ... و علیه لیبرالیسم که خواستگاه نابرابری هاست.
من ماکرون ، اورلاند ، سارکوزی و اتحادیه اروپا را مقصر و عامل مرگ خود میدانم چرا که آنها هستند که آینده همگان را با عدم قطعیت مواجه کرده اند. من همچنین ماری لوپن (از حزب راست افراطی) و سردبیران (رسانه ها) را بخاطر ایجاد فضای رعب و وحشت محکوم می کنم.
آرزوی آخر من هم این است که رفقای ام همچنان به مبارزه خود ادامه دهند تا روزی که همه اینها به سرآید.
زنده باد سوسیالیسم ، زنده باد خود ـ مدیریتی ، زنده باد بیمه اجتماعی.
و متاسفم برای این مصیبت. خداحافظ»
@zan_j
نامه ی به جا مانده از این دانشجو :
« سلام،
امروز میخواهم دست به کاری غیرقابل جبران بزنم. تصادفی نیست که دفتر دانشجویی دانشگاه لیون را برای این منظور انتخاب کرده ام؛ من مکانی سیاسی چون وزارت آموزش عالی و تحقیقات و به تبع آن دولت را هدف گرفته ام.
امسال بورس تحصیلی ام قطع شده است ولی حتی زمانی که بورسیه داشتم،۴۵۰ یورو در ماه به من می دادند؛ آیا واقعا با این مبلغ میتوان زندگی کرد؟
من این شانس را داشتم که آدم هایی دوست داشتنی و نازنین در اطرافم داشته باشم، خانواده ام و سندیکایی که در آن عضو بودم. ولی آیا به راستی ما باید به زندگی ای از این دست که اکنون داریم، ادامه دهیم؟ و بعد از فارغ التحصیلی، چقدر باید کار کنیم که بتوانیم یک بازنشستگی درست و حسابی داشته باشیم؟ با این بیکاری وسیعی که فراگیر شده است آیا میتوانیم بیمه بازنشستگی مان را تضمین کنیم؟
امروز، من یکی از خواست فدراسیون سندیکایم را مطرح می کنم ؛ اینکه دستمزد دانشجویی ـــ و در واقع به طور کلی دستمزدی برای زنده ماندن ـــ در نظر گرفته شود تا زندگی ها چنین به هدر نرود.
باید هفته ای ۳۲ ساعت کار کنیم تا از شر عدم قطعیت و بی ثباتیِ بیکاری در امان بمانیم، همان بی ثباتی ای که همه ساله صدها نفر را به سمت وضعیتی که من درش قرار دارم سوق می دهد: جان دادن در سکوت مطلق.
بیایید علیه قدرت گرفتن فاشیسم مبارزه کنیم، که کارش این است که ما را از هم جدا کند ... و علیه لیبرالیسم که خواستگاه نابرابری هاست.
من ماکرون ، اورلاند ، سارکوزی و اتحادیه اروپا را مقصر و عامل مرگ خود میدانم چرا که آنها هستند که آینده همگان را با عدم قطعیت مواجه کرده اند. من همچنین ماری لوپن (از حزب راست افراطی) و سردبیران (رسانه ها) را بخاطر ایجاد فضای رعب و وحشت محکوم می کنم.
آرزوی آخر من هم این است که رفقای ام همچنان به مبارزه خود ادامه دهند تا روزی که همه اینها به سرآید.
زنده باد سوسیالیسم ، زنده باد خود ـ مدیریتی ، زنده باد بیمه اجتماعی.
و متاسفم برای این مصیبت. خداحافظ»
@zan_j
#مون_لافرتیه، خواننده شیلیایی در یک حرکت اعتراضی، بر روی فرش قرمز مراسم #گرمی_لاتین، پستان های خود را برهنه کرد. روی بدنش نوشته بود:"در شیلی شکنجه و تجاوز می کنند." مردم شیلی یک ماه است که در اعتراض به گران شدن بلیت مترو، تظاهرات می کنند. خانم لافرتیه شب پنج شنبه، موفق شد جایزه گرمی لاتین بهترین البوم آلترناتیو سال ۲۰۱۹ را از آن خود کند.
@zan_j
@zan_j
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM